کارآگاه روانبین
کارآگاه روانبین (انگلیسی: Psychic detective) به فردی گفته میشود که ادعا میکند با استفاده از حس ششم یا دیگر تواناییهای فراطبیعی میتواند به بررسی جرم، یافتن افراد گمشده یا شناسایی مجرمان کمک کند. روشهایی که به کارآگاهان روانبین نسبت داده میشود شامل روشنبینی، تلهپاتی، دریافت اطلاعات از اشیای متعلق به قربانی، دیدن رویدادهای گذشته و گاه ادعای ارتباط با ارواح قربانیان است.
برخی افراد مدعی روانبینی گفتهاند که در تحقیقات پلیسی نقش داشته یا اطلاعاتی در اختیار پلیس گذاشتهاند. با این حال، در بررسیهای علمی شواهد قابل اتکایی به دست نیامده است که نشان دهد تواناییهای ادعایی آنان در حل پروندههای جنایی از حد حدس، استنباط عادی یا تصادف فراتر میرود. بسیاری از نیروهای پلیس نیز اعلام کردهاند که روانبینی را روش معتبر تحقیقات جنایی نمیدانند.[۱][۲]
روشهای ادعایی
کارآگاهان روانبین روش واحدی ندارند. برخی مدعیاند با لمس شیئی متعلق به قربانی اطلاعاتی دربارهٔ صاحب آن دریافت میکنند؛ ادعایی که در فراروانشناسی «روانسنجی» نامیده میشود. برخی دیگر از روشنبینی، تلهپاتی، دوربینی یا پیشگویی سخن میگویند. در پروندههای قتل نیز شماری مدعی ارتباط با روح فرد کشتهشده شدهاند.
اطلاعاتی که این افراد ارائه میکنند ممکن است شامل توصیف محل یک جسد، ظاهر یا ویژگیهای احتمالی مجرم، چگونگی وقوع جرم یا وضعیت یک فرد گمشده باشد. پلیس در برخی کشورها ممکن است مانند هر گزارش دیگری چنین اطلاعاتی را دریافت و بررسی کند، اما دریافت یک گزارش لزوماً به معنای تأیید ادعای روانبینی یا همکاری رسمی با فرد مدعی نیست.
پروندههای شناختهشده
یکی از مشهورترین نمونهها مربوط به سیلویا براون، روانبین آمریکایی، است. او در سال ۲۰۰۴ به مادر آماندا بری، که از سال ۲۰۰۳ ناپدید شده بود، گفت دخترش زنده نیست. بری در سال ۲۰۱۳، پس از حدود ده سال اسارت، زنده پیدا شد. براون همچنین دربارهٔ شان هورنبک، پسر گمشدهٔ دیگری، گفته بود که او زنده نیست؛ هورنبک نیز بیش از چهار سال پس از ناپدید شدن زنده پیدا شد.[۳]
پس از ناپدید شدن الیزابت اسمارت در سال ۲۰۰۲، پلیس هزاران گزارش دریافت کرد که بخشی از آنها از سوی افرادی بود که میگفتند اطلاعاتشان را از رؤیا یا تواناییهای روانی به دست آوردهاند. خانوادهٔ اسمارت بعداً گفتند هیچ اطلاعات مفیدی از روانبینان دریافت نکرده بودند. اسمارت سرانجام پس از آن پیدا شد که شاهدانی آدمربای او را از روی تصاویر منتشرشده توسط پلیس شناختند.[۴]
در مقابل، مواردی نیز وجود داشته است که اطلاعات ارائهشده از سوی یک روانبین ظاهراً با محل پیدا شدن یک فرد مطابقت داشته است. برای نمونه، در دههٔ ۱۹۹۰ آنت مارتین محدودهای را روی نقشه مشخص کرد که بعداً جسد مرد گمشدهای به نام دنیس پرادو در آن یافت شد. منتقدان این پرونده گفتهاند که مارتین هنگام گفتوگو با مأمور پلیس اطلاعات بسیاری از خود مأمور دریافت کرده بود و چنین مواردی بهتنهایی اثباتکنندهٔ وجود توانایی فراحسی نیست.[۵]
استفاده توسط پلیس
میزان استفادهٔ واقعی نیروهای پلیس از روانبینان محل اختلاف بوده است. برخی مدعیان روانبینی از همکاری خود با پلیس سخن گفتهاند، اما بسیاری از نهادهای پلیسی چنین همکاریهایی را تأیید نکردهاند.
در یک بررسی از نیروهای پلیس بریتانیا در سال ۲۰۰۶، ۲۸ نیرو اعلام کردند که از روانبینان استفاده نمیکنند و موردی را سراغ ندارند که تحقیقاتی صرفاً بر پایهٔ اطلاعات یک واسطهٔ روحی پیشرفت چشمگیری کرده باشد.[۱]
در ایالات متحده آمریکا، پژوهشی در سال ۱۹۹۳ دربارهٔ ادارات پلیس ۵۰ شهر بزرگ نشان داد که حدود یکسوم آنها در گذشته اطلاعاتی از افراد مدعی روانبینی دریافت کرده بودند؛ اما هیچ ادارهای موردی گزارش نکرد که در آن اطلاعات یک روانبین از اطلاعات دریافتی از منابع عادی مفیدتر بوده باشد.[۶]
پلیس نیوزیلند نیز اعلام کرده است که «ارتباطات روحی» را پایهای معتبر برای تحقیقات نمیداند. در استرالیا نیز سیاست رسمی شماری از نیروهای پلیس این است که برای حل پروندهها به روانبینان مراجعه نکنند، هرچند اطلاعاتی را که افراد داوطلبانه در اختیار پلیس میگذارند ممکن است مانند دیگر گزارشهای مردمی بررسی کنند.
بررسیهای علمی
برای سنجش ادعای کارآگاهان روانبین چند آزمایش کنترلشده انجام شده است. در پژوهشی در سال ۱۹۸۲ اطلاعات مربوط به چهار پروندهٔ جنایی در اختیار سه گروه شامل افراد مدعی روانبینی، دانشجویان و کارآگاهان پلیس قرار گرفت. تفاوت معناداری میان توانایی گروهها در تشخیص جزئیات پروندهها مشاهده نشد.
در آزمایش دیگری که ریچارد وایزمن و همکارانش انجام دادند، گروهی از افراد مدعی توانایی روانی و گروهی از دانشجویان اشیای مربوط به چند جرم جدی را بررسی کردند و برداشت خود را ارائه دادند. این آزمایش نیز برتری قابل اندازهگیری برای افراد مدعی روانبینی نشان نداد.[۷]
پژوهشگران شکگرا چند سازوکار عادی را نیز برای توضیح موفقیتهای ظاهری کارآگاهان روانبین مطرح کردهاند. یکی از آنها سوگیری تأییدی است؛ یعنی افراد مواردی را که با پیشبینی سازگار است به خاطر میسپارند و خطاها را کمتر به یاد میآورند. عامل دیگر، بیان سرنخهای مبهم و کلی مانند «نزدیک آب»، «در محلی تاریک» یا «در نزدیکی درختان» است که ممکن است پس از پیدا شدن فرد یا جسد به شیوهای متناسب با نتیجه تفسیر شود.[۸]
خوانش سرد نیز میتواند در برخی موارد نقش داشته باشد. در این روش، فرد از واکنشها، گفتهها و اطلاعاتی که مخاطب ناخواسته در اختیار او میگذارد برای ساختن ادعاهایی استفاده میکند که ظاهراً از راهی فراطبیعی به دست آمدهاند.
علت باور به کارآگاهان روانبین
روانشناسان چند عامل را برای ماندگاری باور به کارآگاهان روانبین مطرح کردهاند. افزون بر سوگیری تأییدی، تفکر آرزومندانه میتواند نقش داشته باشد؛ بهویژه هنگامی که خانوادهٔ یک فرد گمشده در شرایط عاطفی دشواری قرار دارد و به دنبال هرگونه نشانه یا امید است.
همچنین ممکن است پیشبینی مبهم پس از روشن شدن نتیجهٔ پرونده دوباره تفسیر شود. برای مثال، اگر گفته شده باشد فرد گمشده «نزدیک آب» است، پس از پیدا شدن او هر رودخانه، دریاچه، نهر یا حتی مخزن آبی در اطراف محل میتواند بهعنوان تأیید آن گفته معرفی شود. منتقدان این فرایند را نوعی تطبیق دادن پیشبینی با رویداد پس از وقوع آن میدانند.
در فرهنگ عامه
شخصیت کارآگاه دارای تواناییهای روانی سابقهای طولانی در ادبیات جنایی و ادبیات وحشت دارد. یکی از نمونههای نخستین آن «فلاکسمن لو» بود که در سال ۱۸۹۷ پدید آمد و با پدیدههای فراطبیعی و معماهای جنایی سروکار داشت.
این مضمون بعدها در فیلمها و مجموعههای تلویزیونی نیز رواج یافت. در مجموعهٔ تلویزیونی روان، شخصیت شان اسپنسر وانمود میکند روانبین است و به پلیس در حل جرایم کمک میکند، در حالی که توانایی واقعی او مشاهدهٔ بسیار دقیق، حافظه و استدلال است. در مجموعهٔ ساوت پارک نیز در قسمت «هدیهٔ باورنکردنی کارتمن» از کارآگاهان روانبین بهصورت طنزآمیز و انتقادی استفاده شده است.
جستارهای وابسته
منابع
- 1 2 Jackson, John (29 March 2006). "Do the UK police use psychics?" (in English). Association for Critical Thinking. Archived from the original on 11 نوامبر 2014. Retrieved 6 سپتامبر 2026.
- ↑ Hoebens, Piet Hein; Truzzi, Marcello (1985). "Reflections on Psychic Sleuths". A Skeptic's Handbook of Parapsychology (in English). Prometheus Books. pp. 631–643. ISBN 0-87975-300-5.
{{cite book}}: از پارامتر ناشناخته|ویرایشگر=صرفنظر شد (کمک) - ↑ "Psychic Powers Debunked in Shawn Hornbeck Case?". سیانان (in English).
- ↑ Nickell, Joe (2005). "The Case of the Psychic Detectives". Skeptical Inquirer (in English). 29 (4).
- ↑ Lagutta, Bill (5 August 1999). "Psychic for Cops". سیبیاس نیوز (in English).
- ↑ Sweat, Jane Ayers; Durm, Mark W. (1993). "Psychics: Do Police Departments Really Use Them?". Skeptical Inquirer (in English).
- ↑ Wiseman, Richard; West, Donald; Stemman, Roy (1996). "An experimental test of psychic detection". Journal of the Society for Psychical Research (in English). 61 (842): 34–45.
- ↑ Nickell, Joe (1994). Psychic Sleuths: ESP and Sensational Cases (in English). Prometheus Books. ISBN 0-87975-880-5.
- مشارکتکنندگان ویکیپدیا. «Psychic detective». در دانشنامهٔ ویکیپدیای انگلیسی، بازبینیشده در ۶ سپتامبر ۲۰۲۶.
- تحقیقات جنایی
- توانمندیهای روان
- شبهعلم
- فراروانشناسی
- فراهنجار