علی تراب جهرمی

علی ترابی جهرمی
زادهٔ۱۲۶۲ خورشیدی
درگذشت۱۳۰۸ خورشیدی
مدفنشیراز
ملیتایران
دیگر نام‌هاخواجه علی ترابی جهرمی
پیشه(ها)شاعر و بازرگان
سال‌های فعالیت۱۲۶۲- ۱۳۰۸
آثاردلبر که در طَرف چمن، خوابیده یکتا پیرهن

ترسم که بوی نسترن از خواب بیدارش کند از نکهت گل دوختم، پیراهنی بهر تنش از بس لطیف است آن بدن، ترسم که آزارش کند ای ماهتاب آهسته رو، اندر حریم یار من

ترسم صدای پای تو از خواب بیدارش کند
همسررحیمه سلطان
والدینعبدالغفور و حسنیه‌جان

خواجه ملا علی ترابی (تراب) جهرمی از شاعران ایرانی است. بر پایه اسناد سازمان ثبت احوال ایران، وی در سال ۱۲۶۲ هجری شمسی زاده شد و سنگ مزارش نیز نشان می‌دهد که در سال ۱۳۰۸ هجری شمسی در شهر شیراز چشم از جهان فروبست و همان‌جا به خاک سپرده شد. این در حالی است که کتاب حدیقه‌الشعرا[۱] زمان درگذشت او را بر پایه شنیده‌ها «هزار و دویست و پنج و اندی» ذکر کرده است؛ روایتی که موجب بروز خطا در برخی منابع درباره تاریخ دقیق وفات او شده است. همین اشتباه شفاهی حتی سبب گردیده است بعضی منابع محلی از وجود دو شخصیت با این نام یاد کنند. با این حال، استعلام از اداره ثبت احوال استان فارس نشان می‌دهد که در این بازه زمانی فرد دیگری با این نام زیست نمی‌کرده است و در نتیجه، روایت‌های نادرست درباره این شاعر نامدار تنها ناشی از ثبت شفاهی و غیرمستند وقایع بوده است. تخلص وی در شاعری، «تراب» بوده‌است.[۲] از این رو، نام او در منابع تاریخی و ادبی با صورت‌های گوناگونی همچون ترابی جهرمی[۳]، تراب جهرمی، ابوتراب[۴] و نیز ترابی فارسی (جهرمی)[۵] ذکر شده است.

زندگی

وی در کوی مصلی جهرم زندگی می‌کرده‌است و نزدیک به هزار بیت شعر سروده‌است. قطعه شعر زیر از ایشان می‌باشد:[۶]

دلبر که در طَرف چمن، خوابیده یکتا پیرهنترسم که بوی نسترن از خواب بیدارش کند
از نکهت گل دوختم، پیراهنی بهر تنشاز بس لطیف است آن بدن، ترسم که آزارش کند
ای ماهتاب آهسته رو، اندر حریم یار منترسم صدای پای تو از خواب بیدارش کند

دلشدگان، نام آلبومی است که با صدای محمدرضا شجریان و آهنگسازی حسین علیزاده تدوین شده‌است. پیش از انتشار این آلبوم، تمام آوازها و تصنیف‌های آن در فیلمی با همین نام ساختهٔ علی حاتمی استفاده شده بود. فریدون مشیری به درخواست محمدرضا شجریان شعرها و آهنگ‌های فیلم را بررسی کرد و مورد بازبینی قرار داد. شعر علی ترابی جهرمی در این آلبوم و فیلم با این تغییرات خوانده می‌شود:

یارم به یک‌لا، پیرهن، خوابیده زیر نسترنترسم که بوی نسترن، مست است و هشیارش کند
ای آفُتاب آهسته نه، پا در حریم یار منترسم صدای پای تو، خواب است و بیدارش کند

[۷]

محمد کریم اشراق در کتاب «بزرگان جهرم» نقل کرده‌است: فتحعلیشاه قاجار در راه بازگشت از گرمسیر (مناطق جنوب فارس) به جهرم می‌آید. تراب غزل زیر را در حضور ایشان می‌خواند:[۸]

این زلف بر عارضت نقاب استیا حوری دست در خضاب است
این طرهٔ زلف و آن عرقچینیا قوس قزح در آفتاب است
ابروت بر عارضت نمایانیا تیغ بدست آفتاب است
مژگان زده صف بدور چشمتیا لشکر ترک نیمه خواب است
گلبرگ رخت عرق نموده‌استیا آنکه میان آتش آب است
هر گل که به گلستان برویدخون دل و دیدهٔ تراب است

فتحعلی شاه گویا در جواب فوری می‌گوید:

اشعار تراب جهرمی راباید که به آب زر نویسند

با توجه به دوره زمانی فتحعلی شاه (۱۱۵۱ خورشیدی در دامغان – ۱۲۱۳ خورشیدی در اصفهان) و دوره زمانی خواجه ملا علی ترابی (تراب) جهرمی، قطعاً این روایت ناصحیح می‌باشد یا شاه مورد نظر، یکی دیگر از شاهان قاجار بوده‌است.

دیوان بیگی شیرازی در کتاب حدیقه الشعرا که این کتاب تذکره‌ای ارزنده و مفصل از شاعران و ادیبان و عارفان و درویشان و بزرگان عصر قاجاری از آغاز تا سال‌های واپسین سلطنت ناصرالدین شاه است، اشاره دارد که این غزل نیز در مجموعه‌ به نام این ترابی جهرمی مرقوم بود:

تا قبله و محراب من، گشته خم ابروی اوگردیده قدم چون کمان، از ناوک دلجوی او
افتاد تا مرغ دلم، در دام لیلی طلعتی مجنون صفت زنجیر من، شد حلقه‌ی گیسوی او
ای باغبان در بوستان، سنبل مبو ریحان مبین ریحان کجا و بوی او، سنبل کجا و موی او
از مهر و مه گر روز و شب، عالم منور می‌شود عکسی است مهر از عارضش، مه پرتوی از روی او
از کعبه‌ی کویش مرا، سوی حرم زاهد مخوان در مروه و مشعر کجا، باشد صفای کوی او
عالم معطر شد مگر، مشاطه‌ی باد صبا بگشاد مشکین کاکلش، با زلف عنبر بوی او
ماندم غریب اندر وطن، دور از نگار خویشتن نه صبر بی او زیستن، نه راه رفتن سوی او
بودی اگر آسایشی، از گوشه‌گیری در جهان می‌کرد آسایش دلم، در گوشه‌ی ابروی او
از خنجر مژگان اگر، هر دم «ترابی» را کشد بخشد حیاتش یک زمان، از نرگس جادوی او

محل دفن

برخی از کتاب‌های زندگی‌نامه‌ی بزرگان جهرم، به اشتباه محل فوت خواجه ملاعلی ترابی جهرمی را قبرستان تاریخی «شاه حاجات» واقع در شهرستان جهرم معرفی کرده‌اند. اما این روایت نادرست است. وی که پیشه‌ی بازرگانی داشت، در جریان یکی از سفرهایش در شیراز درگذشت و همان‌جا به خاک سپرده شد؛ زیرا در آن زمان، به دلیل مسافت طولانی و نبود وسایل نقلیه مناسب برای انتقال پیکر، امکان انتقال او به جهرم وجود نداشت. همچنین در آن روزگار رسم بر این بود که اگر فردی در دیاری غریب درگذرد، برای یادبود او تخته‌سنگی نمادین در گورستان زادگاهش نصب کنند. بر همین اساس، تخته‌سنگی یادبود از سوی بستگان در گورستان شاه حاجات جهرم نصب شد. همین امر موجب شده که برخی پژوهشگران و نویسندگان به اشتباه تصور کنند آرامگاه اصلی وی در آن مکان قرار دارد. بر اساس نقل منابع محلی، بر روی آن سنگ یادبود، علاوه بر مشخصات شاعر، این عبارت نیز حک شده بود: «در زیر تراب است به شیراز ترابی».

آرامگاه خواجه ملاعلی ترابی جهرمی پس از ۹۵ سال توسط یکی از نوادگان وی، وحید ترابی جهرمی، در شهر شیراز شناسایی شد. این مکان در آرامستان تاریخی دارالسلام واقع شده و به‌عنوان بخشی از میراث فرهنگی و ادبی منطقه شناخته می‌شود. کشف دوبارهٔ آرامگاه او توجه پژوهشگران و علاقه‌مندان به تاریخ و ادبیات جهرم و فارس را برانگیخته است. وحید ترابی جهرمی در روز پدر و در وصف شناسایی دوبارهٔ مزار این شاعر بزرگ چنین نوشت:

سنگ مزار خواجه ملاعلی ترابی جهرمی

روز پدر فرصتی است برای گرامیداشت مردانی که نقشی ماندگار در تاریخ و فرهنگ ما به‌جای گذاشته‌اند. امسال این روز را به نام پدری فرهیخته و شاعری بزرگ یعنی «خواجه ملاعلی ترابی جهرمی» مزین می‌کنیم. وی فرزند عبدالغفور و حسنیه‌جان بود و در سال ۱۲۶۲ هجری شمسی در کوی مصلی شهرستان جهرم چشم به جهان گشود و در رمضان سال ۱۳۰۸ در شهر شیراز چشم از جهان فروبست. خواجه ملاعلی ترابی جهرمی، شاعری با ذوق لطیف و اندیشه‌ای ژرف، حدود هزار بیت شعر سرود که بازتابی از ظرافت خیال و دغدغه‌های اجتماعی و فرهنگی دوران اوست. در این اشعار، نسیم و آفتاب با زمزمه‌ای آرام از «عشق و امید» سخن می‌گویند و بذرهایی از خرد و آگاهی در دل‌ها می‌نشانند. پس از حدود ۹۵ سال، وقتی خاک راز مزار این شاعر گهربار را دوباره گشود، گویی پدر دوباره به خانه بازگشت. همان‌گونه که در سروده‌هایش آفتاب آهسته گام می‌نهد تا خواب را نیازارد، اکنون نیز دست تقدیر با نغمه‌ای آرام، حضور خاموش او را از دل تاریخ به روشنای جان‌ها بازگردانده است. کشف آرامگاه ابدی این شاعر شیرین‌سخن قرن سیزدهم هجری شمسی در دارالسلام شیراز، پس از دهه‌ها فراموشی، فرصتی برای بازشناسی میراث گران‌بهای او فراهم آورد و یادآور این حقیقت است که میراث پدران هیچ‌گاه در خاموشی از بین نمی‌رود. پدر بودن یعنی کاشتن بذرهایی که برای نسل‌های آینده درختانی تنومند به جا بگذارد. خواجه ملاعلی ترابی جهرمی، با عشق به فرهنگ و ادبیات، نه‌تنها در نقش یک پدر بلکه در قامت شاعری که کلماتش بذرهایی از خرد و هویت فرهنگی کاشت، الگویی جاودانه از مفهوم «پدر» برای سرزمین ما خواهد بود. در روز پدر، صدای آرام شعر او که از جنس نسیم و نسترن است را بار دیگر در گوش جانمان زمزمه می‌کنیم و یاد این چهره فرهنگی را همچون عطری دل‌انگیز در هوای دل‌هایمان جاری می‌سازیم؛ باشد که چراغی برای جان‌های جوینده و راه‌گشای فردا باشد.

آدرس مزار خواجه ملاعلی ترابی جهرمی: شیراز، آرامستان‌ دارالسلام، ضلع شرقی، جنب بقعه شاه داعی‌الله.

پانویس

  1. دیوان بیگی شیرازی، سید احمد. حدیقه الشعرا، ادب و فرهنگ در عصر قاجاریه. تهران: انتشارات زرین، 1364. ص 333-334
  2. اشراق، محمد کریم. بزرگان جهرم. تهران: خیام، ۱۳۵۱. ص ۱۰۷
  3. دیوان بیگی شیرازی، سید احمد. حدیقه الشعرا، ادب و فرهنگ در عصر قاجاریه. تهران: انتشارات زرین، 1364. ص 333-334
  4. دیوان بیگی شیرازی، سید احمد. حدیقه الشعرا، ادب و فرهنگ در عصر قاجاریه. تهران: انتشارات زرین، 1364. ص 333-334
  5. شيخ مفيد داور. تذکره مرآت الفصاحه. تهران: انتشارات نوید شیراز. 1371. ص 115-116
  6. حقایق، حسین. کتاب جهرم. تهران: انتشارات دیبا، ۱۳۷۵. ص ۲۳۷
  7. اشراق، محمد کریم. بزرگان جهرم. تهران: خیام، ۱۳۵۱. ص ۱۰۸

منابع