فوقی یزدی
فوق الدین احمد یزدی ملقب به فوقی یزدی شاعر قرن یازدهم هجری است که آثارش بهویژه در ادبیات فارسی و فرهنگ عامه عصر صفویه تأثیرگذار بوده است.[۱][۲]
زندگینامه
فوقالدین احمد یزدی (تفتی) در شهر تفت در اواخر قرن دهم هجری و در حدود سال ۱۰۵۲ ه.ق متولد شد، دروان زندگی او معاصر شاهصفی و شاهعباس دوم صفوی بود.[۱][۳] پس از اتمام تحصیلات مقدماتی در یزد، به اصفهان و سپس به هندوستان رفت و در لاهور و کشمیر و سورات زندگی نمود. وی در این دوران به شاعری پرداخت. سرودن هزلیات باعث شهرت وی در زمینه شاعری به خصوص در هندوستان شد. وی در حوالی ۱۰۷۷ ه.ق درگذشت و در زادگاهش تفت دفن شد.[۳]
آثار
آثار او شامل رساله سی گنج، مثنوی، قصائد، ساقینامه، ترکیببند، ترجیعبند و نصیحتنامه است که نمادی از وضعیت زندگی و فرهنگ زمان خود بود.[۲] فوقی در دیباچه رساله اوطوز گنج به گرایش مردم به سخنان پیچیده و بیمعنی اشاره میکند و روی آوردنش به هزل و هجو را پاسخی به نیاز زمانه میداند.[۲] جمله آثار برجسته وی در زمینه هزلیات، مهملسرایی است. وی از مهمترین شاعران طرز تزریقگو و نظریهپرداز این شیوه بوده است.[۱]
نمونه اشعار
چند نمونه از اشعار منتسب به فوقی یزدی در زیر آمده است.[۱]
زوج مکرر
| کنی از غسل تا خود را نمازی | نوای اغاغ را کوک سازی |
انتقادی
| الف انسانیت از خر طینتان این زمان | فی المثل باشد چو خرس و دعوی آهنگری |