مهری هروی

مهری هروی
نام اصلی
مهرالنساء
پیشهشاعر
زبان(ها)فارسی
سبک(های) نوشتاریسبک هندی
همسر(ها)خواجه حکیم عبدالعزیز

مهرالنساء، با تخلص مهری هروی، شاعر سدهٔ پانزدهم میلادی بود که در هرات تحت حکومت امپراتوری تیموری زندگی می‌کرد.[۱]

به افتخار او نام یک لیسه (دبیرستان) را در هرات لیسهٔ مهری هروی گذاشته‌اند.

زندگی

نام اصلی‌اش مهرالنساء بود و به نام‌های مهری، مهریه هراتیه و مهری هروی مشهور بود. گفته می‌شود او یا از تبار ایل جلایر بوده یا اهل تبریز. چون بخش بزرگی از زندگی خود را در هرات گذرانده، غالباً با لقب «هروی» شناخته می‌شود و برخی زادگاه او را همان‌جا دانسته‌اند.[۱] او از شاعران شوخ‌طبع و ظریف هرات به‌شمار می‌رود.[۲]

مهری دوست و همدم گوهرشاد بیگم، همسر شاهرخ (حکومت: ۱۴۰۵–۱۴۴۷)، بود. او به اجبار با خواجه حکیم عبدالعزیز، پزشک شاهرخ و گوهرشاد، ازدواج کرد. عبدالعزیز ثروتمند بود اما سالخورده و ناتوان، و مهری در بسیاری از اشعار خود به این وضعیت اشاره کرده است.[۳]

شوی زن نوجوان اگر پیر بودتا پیر شود همیشه دلگیر بود
ضرب‌المثل است این که زنان می‌گوینددر پهلوی زن تیر به از پیر بود

و در جای دیگری شعر زیر را فی البداهه سروده است

مرا با تو سر یاری نماندهسر مهر و وفاداری نمانده
ترا از ضعف و پیری قوت و زورچنان‌که پای برداری نمانده

سبک زندگی مهری که در زمان خود غیرمعمول تلقی می‌شد، سرانجام به زندانی شدن او انجامید.[۱]

آثار، میراث و ارزیابی

مهری شاعری توانمند دانسته می‌شود که صدای او بازتاب‌دهندهٔ دغدغه‌های زنان است، هرچند تنها بخش اندکی از اشعارش باقی مانده است. نام او در بسیاری از تذکره‌های مهم ادبی آمده و همین امر جایگاهش را در ادبیات فارسی برجسته می‌سازد. گفته شده که او دیوانی بر اساس غزل‌های حافظ، شاعر سدهٔ چهاردهم، سروده است؛ هرچند تنها مطلع آن باقی مانده است. اشعار مهری نشانه‌های اولیهٔ سبک هندی را در خود دارند. او آشکارا با ازدواج‌های اجباری با مردان سالخورده مخالفت می‌کرد و در دست‌کم پنج رباعی، بدرفتاری برخی شوهران با همسرانشان را محکوم کرده است. به گفتهٔ تاریخ‌نگار ایرانی، یاسمن آرنگ، مهری را می‌توان «سومین شاعری دانست که احساسات زنانه را بی‌پرده در شعر فارسی بیان کرده است»؛ پس از رابعه بلخی در سدهٔ دهم و مهستی گنجوی در سدهٔ دوازدهم.[۱] انتقاد از ازدواج اجباری بار دیگر در شعر ژاله قائم‌مقامی، شاعر فارسی‌زبان اوایل سدهٔ بیستم، مطرح شد.[۱]

نمونه اشعار

مهری هروی شاعری بسیار جسور بود. او با بی پروایی از جامعهٔ مرد سالار آن دوره به شرح آمال و امیال خود می‌پرداخت.

یک نمونه از اشعار مهری هروی

پرده نشینان هری

یاد باد آنکه سر کوی توأم منزل بوددیده را روشنی از خاک درت حاصل بود
حل این نکته که بر پیر خرد مشکل بودآزمودیم به یک جرعهٔ می حاصل بود
گفتم از مدرسه پرسم سبب حرمت میدر هر کس که زدم بیخود و لایعقل بود
خواستم سوز دل خویش بگویم با شمعداشت او خود به زبان آنچه مرا در دل بود
در چمن صبحدم از گریه و از زاری منلالهٔ سوخته خون در دل و پا در گل بود
آنچه از بابل و هاروت روایت کردندسِحر چشم تو بدیدم همه را شامل بود
دولتی بود تماشای رخت مهری راحیف وصد حیف که این دولت مستعجل بود

منابع

  1. 1 2 3 4 5 Arang 2025.
  2. «سایت فرهنگی هنری هرات». بایگانی‌شده از اصلی در ۹ دسامبر ۲۰۱۲. دریافت‌شده در ۲۵ فوریه ۲۰۰۸.
  3. مطلبی در مورد شعر زنان به قلم لطیف ناظمی. «دبیر پاک گوهر شاعر عصیانگر».
  • Arang, Yasaman (2025). "Mihrī Hiravī; An Audacious Poet in the Age of Discretion". Encyclopaedia Iranica.