کتاب رحمت کبیر

کتاب رحمت کبیر (عربی: كتاب الرحمة الكبير؛ انگلیسی: The Great Book of Mercy)، که به صورت کوتاه‌تر کتاب الرحمة نیز نامیده شده است، رساله‌ای دربارهٔ کیمیاگری در مجموعه جابری و منسوب به جابر بن حیان است. در شماره‌گذاری پاول کراوس این اثر شمارهٔ ۵ را دارد و پیش از مجموعه‌های بزرگ‌تر جابری، از جمله «صد و دوازده کتاب»، «کتاب هفتاد» و «کتاب‌های موازین»، قرار گرفته است.[۱]

کراوس کتاب رحمت را کهن‌ترین اثر شناخته‌شدهٔ مجموعه جابری می‌دانست و بر این نظر بود که این رساله تا اندازه‌ای از مجموعه‌های بعدی استقلال دارد.[۱] پژوهش‌های نسخه‌شناختی نیز تاریخ شکل‌گیری آن را احتمالاً در نیمهٔ دوم سدهٔ نهم میلادی قرار می‌دهند، در حالی که «صد و دوازده کتاب» و «کتاب هفتاد» معمولاً به اواخر همان سده و «کتاب‌های موازین» به آغاز سدهٔ دهم نسبت داده می‌شوند.[۲]

اهمیت کتاب رحمت کبیر تنها به قدمت آن محدود نمی‌شود. این رساله دستگاهی از طبقه‌بندی مواد، رابطهٔ جیوه با فلزات و دیگر کانی‌ها، و تهیه و کاربرد اکسیر را عرضه می‌کند که در برخی موارد با نظریه‌های آثار متأخرتر جابری تفاوت دارد. از همین رو، پژوهشگران این کتاب را منبعی مهم برای بررسی تحول اندیشهٔ کیمیایی در درون مجموعهٔ جابری می‌دانند.[۳]

جایگاه در مجموعهٔ جابری

مجموعهٔ وسیعی از رساله‌های عربی به جابر بن حیان منسوب شده است که امروزه معمولاً «مجموعه جابری» نامیده می‌شود. نویسندگی و تاریخ این مجموعه از مسائل بحث‌برانگیز تاریخ علم است و بسیاری از پژوهشگران همهٔ آثار آن را نوشتهٔ یک شخص نمی‌دانند.

کتاب رحمت در درون همین مجموعه جایگاهی استثنایی دارد. این کتاب در آثار «صد و دوازده کتاب» مورد اشاره قرار گرفته است و ازاین‌رو باید دست‌کم از آن مجموعه قدیمی‌تر باشد.[۴]

حتی در سدهٔ دهم میلادی نیز دربارهٔ گستردگی آثار منسوب به جابر اختلاف وجود داشت. ابن ندیم در الفهرست گزارشی را نقل می‌کند که بر پایهٔ آن، برخی وجود تاریخی جابر یا انتساب انبوه آثار به او را زیر سؤال می‌بردند و گروهی تنها کتاب رحمت را اثر واقعی او می‌دانستند؛ ابن ندیم خود این دیدگاه را رد می‌کرد.[۱]

از دید پژوهش جدید، اهمیت این گزارش الزاماً در اثبات نویسندگی تاریخی جابر نیست، بلکه نشان می‌دهد کتاب رحمت در همان سده‌های نخست نسبت به بسیاری از آثار دیگر جابری اثری کهن و متمایز تلقی می‌شده است.

روایت مرگ جابر

یکی از روایت‌های مهم دربارهٔ زندگی جابر در آغاز یکی از نسخه‌های کتاب رحمت حفظ شده است. در آن، ابوالربیع سلیمان بن موسی بن ابی‌هاشم از پدرش نقل می‌کند که جابر بن حیان در سال ۲۰۰ هجری قمری (۸۱۵–۸۱۶ میلادی) در طوس درگذشت و نسخه‌ای از کتاب رحمت زیر سر او یافت شد.[۵]

این گزارش از منابع متأخر نسخه‌ای است و نمی‌توان آن را به‌تنهایی شاهد مستقلی برای تاریخ مرگ جابر دانست؛ با این حال، در بحث‌های جدید دربارهٔ زندگی تاریخی جابر مورد توجه قرار گرفته است.[۵]

محتوای کیمیایی

کتاب رحمت دربارهٔ مواد مورد استفاده در کیمیاگری، ماهیت اجسام و «ارواح»، عمل اکسیر و چگونگی دگرگونی مواد بحث می‌کند. ساختار نظری آن در همهٔ موارد با نوشته‌های متأخرتر مجموعهٔ جابری یکسان نیست و همین تفاوت برای بازسازی مراحل تحول کیمیای جابری اهمیت دارد.[۳]

هفت مادهٔ معدنی

در این کتاب از هفت مادهٔ معدنی اصلی سخن گفته می‌شود: طلا، نقره، مس، سرب سفید، سرب سیاه، آهن و جیوه. نویسنده این هفت ماده را در میان کانی‌ها برجسته می‌داند و آنها را از این جهت با هفت اختر شناخته‌شده در آسمان مقایسه می‌کند.[۳]

این کاربرد با برخی آثار متأخرتر جابری تفاوت دارد. برای نمونه، در بخشی از «کتاب‌های موازین» جیوه در شمار هفت «جسم» قرار نمی‌گیرد و خارصینی جای آن را می‌گیرد. این اختلاف یکی از شواهدی است که نشان می‌دهد نظریه‌های مجموعهٔ جابری در همهٔ رساله‌ها یکدست نیستند و احتمالاً در دوره‌ها یا محیط‌های متفاوت تحول یافته‌اند.[۳]

جیوه و اجسام

جیوه در کتاب رحمت جایگاهی ویژه دارد و «روح» فلزات توصیف می‌شود. در اصطلاح کیمیاییِ این متن، «روح» به معنای روح انسانی یا موجودی غیرمادی نیست، بلکه عنوانی فنی برای برخی مواد و اجزایی است که رفتار خاصی در عملیات کیمیایی دارند.[۳]

یکی از پایه‌های طبقه‌بندی مواد در این رساله رفتار آنها در آمیختن با جیوه است. قابلیت تشکیل ملغمه میان جیوه و فلزات به‌عنوان ویژگی‌ای تجربی برای تمایز برخی کانی‌ها و فلزات از مواد دیگر به کار می‌رود. تَکاتومو اینوئه این بخش را نمونه‌ای از تأثیر مشاهده و تجربهٔ عملی بر طبقه‌بندی مواد در کیمیای دورهٔ اسلامی دانسته است.[۳]

در همین چارچوب، مواد دیگری چون گوگرد، زرنیخ و نوشادر نیز در طبقه‌بندی کیمیایی رساله جای می‌گیرند. نویسنده میان موادی که در برابر آتش فرّار یا سوختنی‌اند و موادی که رفتار متفاوتی دارند تمایز می‌گذارد.[۳]

اکسیر

اکسیر از موضوعات اصلی کتاب رحمت است. رساله از اکسیرهای سفید و سرخ و تأثیر آنها بر اجسام سخن می‌گوید. در یکی از دستورها، اثر اکسیر سفید بر مس توضیح داده می‌شود و تصریح می‌شود که همین اکسیر می‌تواند بر مواد دیگری نیز اثر بگذارد.[۳]

مواد مناسب برای عملیات کیمیایی در بخش‌هایی از اثر شامل طلا، نقره، سرب، مس، آهن، مارکازیت، طلق، شیشه و نمک‌اند.[۳] این تنوع نشان می‌دهد که موضوع رساله تنها تبدیل یک فلز پایه به طلا نیست، بلکه بررسی رفتار مجموعهٔ گسترده‌ای از مواد در برابر تدبیرهای کیمیایی را نیز شامل می‌شود.

کتاب رحمت در توضیح اکسیر و اجسام به زبان «روح» و «جسم» نیز متوسل می‌شود. هدف برخی عملیات ایجاد یا ترکیب «روح» و «جسم» مناسب برای رسیدن به ویژگی‌های مادهٔ مطلوب است. این دستگاه مفهومی با نظریهٔ منظم‌تر علم میزان که بعدها در «کتاب‌های موازین» گسترش یافت تفاوت دارد.[۳]

ارتباط با زکریای رازی

زکریای رازی با آثار جابری آشنایی داشت و در کتاب الاسرار از جابر با تعبیر «استاد ما» یاد می‌کند. شباهت‌هایی میان دستورهای مربوط به اکسیرهای سفید و سرخ در متون رازی و مطالب کتاب رحمت سبب شده است که پژوهشگران استفادهٔ رازی از این اثر را محتمل بدانند.[۳]

منابع کتاب‌شناختی همچنین از شرحی بر کتاب رحمت در سنت کیمیایی اسلامی یاد می‌کنند. در پژوهش‌های مربوط به آثار رازی نیز گزارش شده است که او از شرح خود بر کتاب جابر سخن گفته است، هرچند متن این شرح در شکل اصلی آن در دست نیست.[۶]

این ارتباط نشان می‌دهد که کتاب رحمت پیش از شکل‌گیری بخش‌های متأخر مجموعهٔ جابری در محیط کیمیاگران سده‌های نهم و دهم شناخته شده و مورد استفاده بوده است.

نسخه‌ها

کتاب رحمت دست‌کم در دو روایت متنی گردش داشته است.[۵] نسخه‌های متعددی از اثر در کتابخانه‌های مختلف باقی مانده‌اند و فؤاد سزگین، پاول کراوس و مانفرد اولمان فهرست‌هایی از نسخه‌های شناخته‌شدهٔ آن ارائه کرده‌اند.[۵]

یکی از نسخه‌های شناخته‌شده در مجموعهٔ نسخه‌های پزشکی اسلامی کتابخانه ملی پزشکی ایالات متحده آمریکا، با شمارهٔ MS A 70, item 3، نگهداری می‌شود. کتاب رحمت کبیر در این نسخه هشت برگ، از برگ ۱۳ پشت تا برگ ۲۰ پشت، را دربر می‌گیرد. نسخه فاقد تاریخ و نام کاتب است، اما بر پایهٔ نوع کاغذ، خط و مرکب احتمالاً در سدهٔ هفدهم یا هجدهم کتابت شده است.[۵]

در آغاز همین نسخه عنوان کتاب الرحمة الکبیر و نام جابر بن حیان آمده است، در حالی که در پایان آن عنوان کوتاه‌تر کتاب الرحمة ثبت شده است.[۵] این نسخه بخشی از مجموعه‌ای ۲۷ رساله‌ای است که همگی به دست یک کاتب ناشناس نوشته شده‌اند.

تصحیح و ترجمهٔ فرانسوی

مارسلن برتلو و اکتاو اودا متن عربی کتاب رحمت کبیر را در سال ۱۸۹۳ در جلد سوم La Chimie au Moyen Âge («کیمیا در قرون وسطی») منتشر کردند. متن عربی در صفحات ۱۳۲ تا ۱۶۰ و ترجمهٔ فرانسوی در صفحات ۱۶۳ تا ۱۹۰ آن کتاب آمده است.[۷]

نسخهٔ کتابخانهٔ ملی پزشکی آمریکا در تهیهٔ چاپ برتلو و اودا مورد استفاده قرار نگرفته بود و ازاین‌رو برای مقایسهٔ روایت‌های مختلف متن اهمیت دارد.[۵]

ترجمهٔ لاتینی

کتاب رحمت از آثار جابری‌ای بود که به زبان لاتین راه یافت. ترجمهٔ لاتینی آن با عنوان Liber Misericordiae («کتاب رحمت») گردش می‌کرد و برخلاف شماری از آثار لاتینیِ منسوب به «گِبِر»، ترجمه‌ای از یک متن عربی جابری است.[۷]

این تمایز اهمیت دارد، زیرا در اروپای سدهٔ سیزدهم و پس از آن آثاری نیز مستقیماً به لاتینی و با نام لاتینی‌شدهٔ جابر، Geber، نوشته شدند که امروزه به نویسنده‌ای ناشناس موسوم به شبه‌جابر نسبت داده می‌شوند. Liber Misericordiae در گروه ترجمه‌های واقعیِ متون عربی جابری قرار می‌گیرد، نه در گروه آثار شبه‌جابر.[۷]

متن لاتینی Liber Misericordiae را ارنست دارمشتتر در سال ۱۹۲۵ منتشر کرد.[۸]

ترجمهٔ این اثر، در کنار ترجمهٔ آثاری چون کتاب هفتاد، یکی از مجاری انتقال نوشته‌های جابری به سنت کیمیاگری لاتینی بود.[۷]

تمایز از کتاب رحمت صغیر

کتاب رحمت کبیر را نباید با کتاب رحمت صغیر (عربی: كتاب الرحمة الصغير) یکی دانست. رحمت صغیر رساله‌ای جداگانه در مجموعهٔ جابری است و در فهرست کراوس شمارهٔ ۹۶۹ دارد، در حالی که رحمت کبیر شمارهٔ ۵ است.[۱][۷]

تفاوت شماره، جایگاه در ساختار مجموعهٔ جابری و محتوای دو اثر نشان می‌دهد که «صغیر» صرفاً نسخهٔ کوتاه‌شدهٔ همین متن نیست، بلکه رساله‌ای مستقل است. بنابراین در فهرست‌نویسی و ارجاع به متون جابری باید این دو عنوان از یکدیگر جدا نگه داشته شوند.[۷]

اهمیت

کتاب رحمت کبیر برای مطالعهٔ تاریخ کیمیاگری در جهان اسلام از چند جهت اهمیت دارد: از کهن‌ترین لایه‌های قابل شناسایی مجموعهٔ جابری است؛ دستگاه طبقه‌بندی مواد آن با شماری از آثار متأخر جابری تفاوت دارد؛ شواهدی از استفاده از رفتار عملی مواد، از جمله ملغمه‌شدن با جیوه، در شکل‌گیری طبقه‌بندی ارائه می‌کند؛ و از متون جابری‌ای است که هم در سنت کیمیایی عربی مورد توجه قرار گرفت و هم به لاتینی منتقل شد.[۳][۷]

همین تفاوت‌های نظری سبب شده است که این اثر در بررسی چگونگی شکل‌گیری تدریجی نظریه‌های جابری، از کیمیای نسبتاً عملیِ متون آغازین تا دستگاه پیچیدهٔ علم میزان در آثار متأخر، جایگاهی ویژه داشته باشد.

جستارهای وابسته

منابع

  1. 1 2 3 4 Kraus, Paul (1942). Jâbir ibn Ḥayyân: Contribution à l'histoire des idées scientifiques dans l'Islam (in French). Vol. 1. قاهره: Institut français d'archéologie orientale. pp. 5–9.
  2. ↑ "A Note on Jābir ibn Ḥayyān". Islamic Medical Manuscripts (in English). U.S. National Library of Medicine. Retrieved 20 سپتامبر 2026.
  3. 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 الگو:یادکرد پایان‌نامه
  4. ↑ الگو:یادکرد پایان‌نامه
  5. 1 2 3 4 5 6 7 "Kitāb al-Raḥmah al-kabīr". Islamic Medical Manuscripts (in English). U.S. National Library of Medicine. Retrieved 20 سپتامبر 2026.
  6. ↑ Sezgin, Fuat (1971). Geschichte des arabischen Schrifttums (in German). Vol. 4. Leiden: Brill. pp. 231–233.
  7. 1 2 3 4 5 6 7 Moureau, Sébastien (2020). "Min al-kīmiyāʾ ad alchimiam: The Transmission of Alchemy from the Arab-Muslim World to the Latin West in the Middle Ages". Micrologus (in English). 28: 87–141.
  8. ↑ Darmstaedter, Ernst (1925). "Liber misericordiae Geber: Eine lateinische Übersetzung des größeren Kitāb al-raḥma". Archiv für Geschichte der Medizin (in German). 17: 181–197.