حجر در مجموعه جابری

حَجَر در مجموعه جابری به مفهوم کیمیاییِ «حجر» (عربی: الحجر) و گروهی از رساله‌های مجموعه جابری گفته می‌شود که در عنوان یا محتوای خود به حجر، اجزای آن و تدبیرهای مربوط به آن می‌پردازند. «حجر» در این متون لزوماً به معنای سنگ طبیعی یا کانی نیست؛ در اصطلاح کیمیاگری عربی این واژه می‌تواند به ماده‌ای گفته شود که اکسیر از آن تهیه می‌شود، حتی اگر منشأ آن معدنی نباشد. در نوشته‌های جابری حجر می‌تواند ماده‌ای معدنی، گیاهی یا جانوری باشد و تعریف و مصداق آن از رساله‌ای به رسالهٔ دیگر تغییر می‌کند.[۱]

این عنوان نام یک مجموعهٔ رسمی در فهرست آثار جابری نیست. رساله‌های مرتبط با حجر به مجموعه‌ها و دوره‌های متفاوتی از مجموعه جابری تعلق دارند. مهم‌ترین آنها عبارت‌اند از کتاب سنگ‌ها یا کتاب الأحجار علی رأی بلیناس، چهار رسالهٔ پیوستهٔ زیبق شرقی، زیبق غربی، نار الحجر و ارض الحجر، و رسالهٔ جداگانهٔ کتاب سنگ یا کتاب الحجر.[۲]

مفهوم حجر

در کیمیای جابری، «حجر» واژه‌ای فنی و چندمعناست. این واژه می‌تواند مادهٔ آغازین یا یکی از مواد اصلیِ کار کیمیایی را نشان دهد که با مجموعه‌ای از تدبیرها تجزیه، پاک، حل، تقطیر، تثبیت یا دوباره ترکیب می‌شود تا ماده‌ای دارای خواص تازه حاصل شود. بنابراین حجر در این کاربرد با «سنگ» به معنای زمین‌شناختی یکسان نیست.[۱]

در برخی سنت‌های وابسته به مجموعهٔ جابری، مواد مناسب برای حجر از هر سه «قلمرو» طبیعت، یعنی جانور، گیاه و کانی، قابل انتخاب‌اند. به همین دلیل در متون جابری سخن از خون، مو، تخم‌مرغ، گیاهان، فلزات و کانی‌ها می‌تواند در چارچوب واحدی از نظریهٔ حجر و اکسیر قرار گیرد.[۱][۳]

این گستردگی یکی از دلایلی است که تعبیرهایی چون «سنگ‌شناسی جابر» برای این بخش از آثار او گمراه‌کننده‌اند. موضوع این رساله‌ها شناسایی سنگ‌ها به معنای سنگ‌شناسی جدید نیست، بلکه نظریهٔ ماده، ترکیب و تجزیهٔ اجسام، علم میزان، اکسیر و عملیات کیمیایی است.

حجر و زبان رمزی

«حجر» از واژگانی است که در زبان رمزی کیمیاگران نیز اهمیت ویژه دارد. در کتاب الحجر و شماری از دیگر نوشته‌های جابری تصریح می‌شود که حکیمان برای پوشاندن مقصود خود از رمز (ramz) استفاده می‌کنند و یکی از چیزهایی که با نام‌ها و رمزهای مختلف پنهان می‌شود خودِ حجر است.[۴]

نامی که بر حجر نهاده می‌شود ممکن است تنها یکی از جنبه‌ها یا خواص آن را نشان دهد. ازاین‌رو نام‌هایی مانند «گوگرد»، «جیوه»، «آب»، «روغن»، «آتش»، «زمین» یا نام جانوران الزاماً نباید با معنای عادی آنها فهمیده شوند. همین کاربرد متغیرِ نام‌ها یکی از عوامل دشواری تفسیر رساله‌های کیمیایی جابری است.[۴]

این شیوه با اصل معروف تبدید العلم، یعنی پراکنده‌کردن آگاهانهٔ دانش در نوشته‌های مختلف، ارتباط دارد. نویسندگان جابری گاه خود تصریح می‌کنند که توضیح کامل یک موضوع را در یک کتاب نمی‌آورند و بخش‌های آن را در آثار مختلف پراکنده می‌کنند؛ ازاین‌رو شناخت مفهوم حجر اغلب نیازمند مقایسهٔ چند رساله است.[۲]

رساله‌های مرتبط

رساله‌های اصلی مرتبط با حجر در مجموعهٔ جابری را می‌توان چنین از یکدیگر متمایز کرد:

مهم‌ترین رساله‌های مرتبط با حجر
عنوان فارسی عنوان عربی شمارهٔ کراوس جایگاه و موضوع
کتاب سنگ‌ها كتاب الأحجار على رأي بليناس ۳۰۷–۳۱۰ اثری چهاربخشی از کتاب‌های موازین؛ دربارهٔ حجر، طبایع، نام‌ها، حروف و علم میزان
زیبق شرقی كتاب الزيبق الشرقي ۴۷۰ از چهار رسالهٔ پیوسته دربارهٔ ارکان حاصل از تجزیه و تدبیر مواد
زیبق غربی كتاب الزيبق الغربي ۴۷۱ ادامهٔ همان دستگاه؛ دربارهٔ جزء مائی و دیگر اجزای حاصل از تدبیر
نار الحجر كتاب نار الحجر ۴۷۲ دربارهٔ «آتش حجر»، صبغ و جزء رنگ‌دهندهٔ کار کیمیایی
ارض الحجر كتاب أرض الحجر ۴۷۳ دربارهٔ «زمین حجر»، تدبیر آن و رابطهٔ آب، زمین، گرمی و سردی
کتاب سنگ كتاب الحجر ۵۵۳ رساله‌ای مستقل از مجموعهٔ «پانصد کتاب» دربارهٔ خود حجر، تدبیر، تطهیر، تثبیت و زبان رمزی

شماره‌های بالا بر پایهٔ فهرست بازسازی‌شدهٔ پاول کراوس از آثار جابری‌اند.[۲]

کتاب سنگ‌ها

کتاب سنگ‌ها (عربی: كتاب الأحجار على رأي بليناس؛ «کتاب سنگ‌ها بر پایهٔ رأی بلیناس») از مهم‌ترین متون جابری دربارهٔ حجر است. این کتاب چهار بخش تقریباً هم‌اندازه دارد و در شماره‌گذاری کراوس شماره‌های ۳۰۷ تا ۳۱۰ را تشکیل می‌دهد. برخلاف کتاب الحجر، این اثر بخشی از مجموعهٔ کتاب‌های موازین است.[۲]

عنوان کتاب به بلیناس، یعنی صورت عربی نام آپولونیوس تیانایی در ادبیات علوم خفیهٔ اسلامی، اشاره دارد. نویسنده بسیاری از آموزه‌های کتاب را به بلیناس نسبت می‌دهد، اما آنها را در دستگاه نظری خود بازتفسیر می‌کند.[۲]

علم میزان

محور نظری کتاب سنگ‌ها علم میزان است. در این دستگاه، هر ماده دارای نسبت معینی از چهار طبیعتِ گرمی، سردی، تری و خشکی است و شناخت میزان این کیفیت‌ها راه شناخت ساختار درونی ماده تلقی می‌شود. کیمیاگر در نظریه می‌تواند با کاستن از کیفیت‌های فزونی‌یافته و افزودن به کیفیت‌های ناقص، میزان ماده را تغییر دهد و آن را به ماده‌ای دیگر نزدیک کند.[۲]

کتاب نه‌تنها دربارهٔ کانی‌ها، بلکه دربارهٔ جانوران و گیاهان نیز سخن می‌گوید و آنها را سه قلمرو طبیعت می‌شمارد که می‌توان برایشان میزان تعیین کرد. مفهوم «سنگ» در عنوان اثر از این رو نباید به مواد معدنی محدود شود.[۲]

نام‌ها و طبایع

یکی از موضوعات بنیادی کتاب سنگ‌ها رابطهٔ نام، طبیعت و شیء است. نویسنده فرض می‌کند که حروف تشکیل‌دهندهٔ نام اشیا می‌توانند نشانه‌ای از ساختار و طبایع آنها باشند. این اندیشه با میزان حروف پیوند دارد و امکان می‌دهد که حروف یک نام در محاسبهٔ نسبت میان گرمی، سردی، تری و خشکی به کار روند.[۲]

در متن میان طبیعت‌های «ظاهر» و «باطن» نیز تمایز گذاشته می‌شود. برخی حروف، بنا بر این نظریه، طبیعت‌های درونی را نشان می‌دهند و برخی دیگر طبیعت‌های بیرونی را؛ گروهی نیز می‌توانند فزونی یا کاستی‌ای را نشان دهند که باید در جریان تدبیر اصلاح شود.[۲]

فلسفهٔ طبیعت

کتاب سنگ‌ها تنها رساله‌ای عملی دربارهٔ تهیهٔ مواد نیست. بخش‌های گسترده‌ای از آن به مباحث فلسفی دربارهٔ ماده، صورت، کیفیت‌ها، دگرگونی و حرکت اختصاص دارند. در بخش سوم اثر حتی بازنویسی یا ترجمهٔ گسترش‌یافته‌ای از بخشی از مقولات ارسطو حفظ شده است که پیش از پژوهش سید نعمان‌الحق شناخته نشده بود.[۲]

بخش‌های دیگری از متن به تفاوت «ارواح» و «اجسام»، امکان استحاله و محاسبهٔ میزان موادی چون زرنیخ زرد و سرخ، گوگرد زرد و سرخ، نوشادر و کافور می‌پردازند.[۲]

نسخه‌ها و تصحیح

نسخه‌های کتاب سنگ‌ها در کتابخانه ملی فرانسه، کتابخانهٔ دانشگاه تهران و دارالکتب قاهره شناخته شده‌اند. کتابخانهٔ ملی پزشکی ایالات متحده نیز گزیده‌ای از بخش دوم و احتمالاً بخشی از قسمت سوم آن را در نسخهٔ MS A 70 نگهداری می‌کند.[۵]

پاول کراوس در ۱۹۳۵ بخش بزرگی از اثر را بر پایهٔ نسخهٔ پاریس منتشر کرد. سید نعمان‌الحق در ۱۹۹۴ با استفاده از نسخه‌های شناخته‌شده، تصحیح انتقادی بخش‌های مهمی از متن را همراه ترجمهٔ انگلیسی و پژوهشی مفصل دربارهٔ فلسفه و علم میزان آن منتشر کرد.[۲][۵]

چهار رسالهٔ ارکان حجر

چهار رسالهٔ زیبق شرقی، زیبق غربی، نار الحجر و ارض الحجر در فهرست کراوس به‌ترتیب شماره‌های ۴۷۰ تا ۴۷۳ را دارند. این چهار اثر در نسخهٔ عربی لیدن نیز پی‌درپی آمده‌اند و مارسلن برتلو و اکتاو اودا متن عربی و ترجمهٔ فرانسوی آنها را در سال ۱۸۹۳ منتشر کردند.[۶][۲]

کراوس این چهار رساله را بازگویی و شرحی بر بخشی از آموزه‌های کتاب هفتاد می‌دانست. موضوع آنها تجزیهٔ ماده به اجزایی است که در این متون «ارکان» خوانده می‌شوند. در تفسیر کراوس، اصطلاحات نمادین «زیبق شرقی» و «زیبق غربی» به اجزایی چون روغن و آب اشاره دارند و نه صرفاً به فلز جیوه.[۳]

در دستگاهی که این رساله‌ها توضیح می‌دهند، چهار محصول یا رکن عمده از تجزیهٔ ماده با چهار طبیعت و عنصر مرتبط‌اند: جزء رنگ‌دهنده یا صبغ، روغن، آب و زمینِ باقی‌مانده. در کتاب هفتاد نیز ساخت اکسیر با تجزیهٔ مواد و بازترکیب این اجزا ارتباط دارد.[۳]

زیبق شرقی

زیبق شرقی (عربی: كتاب الزيبق الشرقي؛ «کتاب جیوهٔ شرقی») نخستین رساله از این چهار اثر است و در فهرست کراوس شمارهٔ ۴۷۰ دارد. «زیبق» در عنوان آن نباید لزوماً به معنای جیوهٔ فلزی دانسته شود؛ عنوان در اینجا بخشی از زبان نمادین کیمیایی است.[۳]

رساله دربارهٔ اجزایی چون آب و روغن و جداسازی آنها در جریان تدبیر سخن می‌گوید. در دستگاه جابری، روغن می‌تواند با جزء هوایی و فرّار ماده ارتباط داشته باشد و جداسازی آن بخشی از تجزیهٔ جسم به ارکان آن است.[۳][۶]

زیبق غربی

زیبق غربی (عربی: كتاب الزيبق الغربي؛ «کتاب جیوهٔ غربی») شمارهٔ ۴۷۱ کراوس و ادامهٔ بحث رسالهٔ پیشین است. این اثر نیز دربارهٔ اجزای مایع و به‌ویژه «آب» حاصل از تدبیر ماده بحث می‌کند.[۳][۶]

در این دو عنوان، تقابل «شرقی» و «غربی» بخشی از اصطلاح‌شناسی رمزی متن است و نباید آن را اشاره‌ای جغرافیایی به دو نوع جیوهٔ واقعی تلقی کرد.[۳]

نار الحجر

نار الحجر (عربی: كتاب نار الحجر؛ «کتاب آتشِ حجر») شمارهٔ ۴۷۲ کراوس است. خود متن در آغاز تصریح می‌کند که دو کتاب «زیبق شرقی» و «زیبق غربی» پیش از آن آمده‌اند و نار الحجر به «رکن سوم» می‌پردازد.[۶]

«آتش حجر» در این کتاب با صبغ یا نیروی رنگ‌دهندهٔ حجر ارتباط دارد. متن برای این اصل نام‌ها و رمزهای مختلفی از جمله «کبریت»، «آتش سوزان» و تعابیر مشابه به کار می‌برد و دربارهٔ استخراج آن از ماده، جداکردن آن از روغن، حل‌کردن و آماده‌سازی‌اش برای ایجاد «صبغ تام» بحث می‌کند.[۶]

آتش در این کاربرد تنها شعلهٔ بیرونیِ کوره نیست، بلکه یکی از اجزای درونی و فعال ماده در نظریهٔ کیمیایی است. این تمایز میان آتش بیرونیِ تدبیر و «آتش» درونی ماده در بسیاری از متون کیمیایی اهمیت دارد.

ارض الحجر

ارض الحجر (عربی: كتاب أرض الحجر؛ «کتاب زمینِ حجر») شمارهٔ ۴۷۳ کراوس و چهارمین رسالهٔ این رشته است. متن خود «زمین» را پایه و تکیه‌گاه سه رکن دیگر معرفی می‌کند و آن را با مرحله‌ای از تدبیر و سفیدکردن ماده پیوند می‌دهد.[۶]

یکی از ویژگی‌های چشمگیر رساله استفاده از آیهٔ پنجم سوره حج است:

«زمین را افسرده می‌بینی، اما چون آب بر آن فروفرستیم به جنبش درمی‌آید و برمی‌آید...»

این آیه در متن به‌صورت کیمیایی تفسیر می‌شود و فرودآمدن آب بر زمین الگویی برای تدبیر حجر قرار می‌گیرد. نویسنده از معنای «رَبَت» برای بحث دربارهٔ افزایش حجم و برآمدن زمین با جذب آب استفاده می‌کند و سپس بحث را به گرمی، سردی، سنگینی، سبکی و وضعیت ماده گسترش می‌دهد.[۶]

ازاین‌رو ارض الحجر هم دستورهای عملی و هم بحث‌هایی دربارهٔ خواص جسم، آب، گرما و سرما دارد. این اثر از منابع مورد استفاده در پژوهش‌های جدید دربارهٔ تصور جابری از تغییر حجم و حالت ماده نیز بوده است.

کتاب سنگ

کتاب سنگ (عربی: كتاب الحجر؛ Kitāb al-Ḥajar) اثری جدا از کتاب سنگ‌ها و ارض الحجر است. این رساله در فهرست کراوس شمارهٔ ۵۵۳ دارد و به مجموعهٔ موسوم به پانصد کتاب تعلق دارد.[۴][۲]

متن عربی آن را اریک جان هولمیارد در ۱۹۲۸ بر پایهٔ چاپ سنگی هندیِ ۱۸۹۱ در مجموعهٔ مصنفات فی علم الکیمیاء منتشر کرد.[۷]

تدبیر حجر

موضوع مرکزی رساله خودِ حجر و شیوهٔ کار بر آن است. متن از جداکردن و پاک‌کردن اجزای حجر، بازگرداندن اجزای تصفیه‌شده به «اجسام» مناسب، پیوند «روح» و «جسم» و عادت‌دادن ماده به آتش از راه تکرار تدبیر سخن می‌گوید.[۷]

در این زبان، «روح» و «جسم» اصطلاحات فنی‌اند. «روح» می‌تواند به بخش‌های فرّار یا فعال ماده اشاره داشته باشد و «جسم» بخش ثابت‌تر آن باشد. هدف تدبیر ایجاد ترکیبی است که اجزای آن هنگام حرارت از یکدیگر جدا نشوند و ماده در برابر آتش پایدار شود.

کتاب الحجر میان تدبیر جوانی و تدبیر برانی نیز تمایزهایی مطرح می‌کند و تثبیت و نفوذ ماده در جسم را از نشانه‌های کامل‌شدن عمل می‌شمارد.[۷]

رمز حجر

کتاب سنگ یکی از منابع مهم برای شناخت زبان رمزی جابری است. نویسنده توضیح می‌دهد که حکیمان از رمز برای پنهان‌کردن حجر و عملیات مربوط به آن استفاده می‌کنند و این پنهان‌سازی بخشی از شیوهٔ انتقال دانش کیمیایی است.[۴]

این اندیشه در دیگر بخش‌های مجموعهٔ جابری نیز دیده می‌شود. در کتاب المُنى از «کتاب هفتاد» نیز رمز به حجر ارتباط داده شده و در کتاب اللاهوت گفته می‌شود که نامی که به حجر داده می‌شود تنها برخی وجوه و صفات آن را نشان می‌دهد.[۴]

منابع فلسفی

کتاب سنگ مانند بسیاری از نوشته‌های جابری به حکیمان باستانی استناد می‌کند. نام‌هایی چون زوسیموس کیمیاگر، هرمس تریسمجیستوس و دیگر شخصیت‌های سنت کیمیایی و فلسفی در آن دیده می‌شوند.[۲]

بخش‌هایی از این رساله افزون بر مباحث فنی، اصطلاحات دینی و باطنی نیز دارند. برای نمونه، اشاره به شمار امامان در این اثر از جمله شواهدی بوده که در بحث‌های پژوهشی دربارهٔ زمینهٔ شیعی یا اسماعیلی مجموعهٔ جابری مورد بررسی قرار گرفته است؛ با این حال، مجموعهٔ جابری در این زمینه یکدست نیست و آثار مختلف آن شمارها و دیدگاه‌های متفاوتی دارند.[۲]

رابطهٔ این آثار با یکدیگر

وجود واژهٔ «حجر» در عنوان این رساله‌ها به معنای آن نیست که همهٔ آنها یک مجموعهٔ واحد یا دنباله‌های مستقیم یکدیگرند.

کتاب سنگ‌ها اثری چهاربخشی از کتاب‌های موازین است و محور اصلی آن پیوند حجر با علم میزان، حروف، نام‌ها و طبایع است. شماره‌های ۳۰۷ تا ۳۱۰ آن نتیجهٔ آن است که کراوس هر یک از چهار بخش اثر را جداگانه شماره‌گذاری کرده است؛ نه اینکه چهار کتاب مستقل باشند.[۲]

در مقابل، زیبق شرقی، زیبق غربی، نار الحجر و ارض الحجر چهار رسالهٔ مستقل اما نزدیک به یکدیگرند. کراوس آنها را بازگویی و شرحی بر نظریهٔ تجزیهٔ مواد و ارکان در کتاب هفتاد دانسته است.[۳]

کتاب سنگ نیز رساله‌ای دیگر، با شمارهٔ ۵۵۳، از مجموعهٔ «پانصد کتاب» است و موضوع آن بیشتر خودِ حجر، تدبیر آن و زبان رمزی مرتبط با آن است.[۴]

بنابراین شباهت این آثار در محوریت مفهوم کیمیایی حجر است، نه در تعلق همهٔ آنها به یک مجموعهٔ کتاب‌شناختی واحد.

چهار رکن و تجزیهٔ ماده

بخشی از نظریهٔ حجر در مجموعهٔ جابری با تجزیهٔ ماده به چهار جزء یا «رکن» پیوند دارد. در شرح کراوس از آموزه‌های کتاب هفتاد، چهار جزء بنیادی چنین توصیف می‌شوند: جزء گرم و خشک که با صبغ پیوند دارد؛ جزء گرم و تر یا روغن که به هوا مربوط است؛ جزء سرد و تر یا آب؛ و جزء سرد و خشک یا زمین که پس از تقطیر باقی می‌ماند.[۳]

این اجزا از دید نویسندگان جابری مواد ساده به معنای شیمی جدید نیستند، بلکه صورت‌هایی از ماده در چارچوب نظریهٔ طبایع چهارگانه‌اند. عملیات کیمیایی قرار است این اجزا را از مادهٔ مرکب جدا کند و سپس با نسبت و کیفیت مناسب دوباره به هم پیوند دهد.

همین نظریه زمینهٔ چهار رسالهٔ زیبق شرقی، زیبق غربی، نار الحجر و ارض الحجر را تشکیل می‌دهد. از این نظر این چهار اثر را می‌توان حلقه‌ای میان تدبیرهای عملی و نظریهٔ عناصر و طبایع در کتاب هفتاد دانست.[۳]

حجر، اکسیر و دگرگونی

حجر در بسیاری از متون جابری با تهیهٔ اکسیر ارتباط دارد، اما حجر و اکسیر الزاماً یک چیز نیستند. حجر می‌تواند ماده‌ای باشد که تحت تدبیر قرار می‌گیرد و اکسیر محصول یا عامل حاصل از این تدبیر باشد. در برخی متون، همان ماده در مراحل مختلف نام‌های متفاوتی پیدا می‌کند.[۱]

کار کیمیاگر شامل جداسازی اجزای حجر، پاک‌کردن آنها، تعیین یا اصلاح نسبت طبایع، تثبیت بخش‌های فرّار و سپس بازترکیب آنهاست. این روند در بعضی آثار با تعبیرهایی چون جسم، روح، نفس، آب، روغن، آتش، زمین، گوگرد و جیوه توضیح داده می‌شود.[۳]

مقصود از این اصطلاحات همیشه مواد امروزیِ دارای همین نام نیست. برای نمونه «جیوهٔ شرقی» و «جیوهٔ غربی» در چهار رسالهٔ مرتبط نام‌هایی رمزی‌اند و «آتش حجر» نیز با اصل رنگ‌دهنده یا صبغ پیوند دارد.[۳]

چاپ و پژوهش جدید

مارسلن برتلو و اکتاو اودا در جلد سوم La Chimie au Moyen Âge در سال ۱۸۹۳ چند رسالهٔ جابری را از نسخه‌های پاریس و لیدن منتشر و به فرانسوی ترجمه کردند. در میان آنها زیبق شرقی، زیبق غربی، نار الحجر و ارض الحجر نیز قرار داشتند.[۶]

هولمیارد در ۱۹۲۸ کتاب الحجر را همراه با چند رسالهٔ دیگر جابری منتشر کرد.[۷]

پاول کراوس در ۱۹۳۵ گزیدهٔ گسترده‌ای از آثار جابری، از جمله بخش‌هایی از کتاب سنگ‌ها، را منتشر کرد و سپس در پژوهش دو جلدی خود در ۱۹۴۲–۱۹۴۳ جایگاه این آثار را در ساختار مجموعهٔ جابری بررسی کرد.[۳]

پژوهش مفصل سید نعمان‌الحق در ۱۹۹۴ نخستین مطالعهٔ مستقل کتاب‌حجم دربارهٔ کتاب سنگ‌ها بود. او افزون بر تحلیل فلسفهٔ ماده، علم میزان و نظریهٔ نام‌ها، بخش مهمی از متن عربی را به‌صورت انتقادی تصحیح و به انگلیسی ترجمه کرد.[۲]

پژوهش‌های جدیدتر دربارهٔ زبان رمزی کیمیاگری عربی نیز کتاب الحجر را از منابع مهم برای شناخت کاربرد «رمز» و شیوهٔ پنهان‌سازی مفهوم حجر دانسته‌اند.[۴]

جستارهای وابسته

منابع

  1. 1 2 3 4 Moureau, Sébastien (2013). "Elixir atque fermentum: New Investigations about the Link between Pseudo-Avicenna's Alchemical De anima and Roger Bacon: Alchemical and Medical Doctrines". Traditio (in English). 68: 288. doi:10.1017/S0362152900001689.
  2. 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 Haq, Syed Nomanul (1994). Names, Natures and Things: The Alchemist Jābir ibn Ḥayyān and his Kitāb al-Aḥjār (Book of Stones) (in English). Dordrecht: Kluwer Academic Publishers. doi:10.1007/978-94-011-1898-9. ISBN 0792325877.
  3. 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 Kraus, Paul (1943). Jâbir ibn Ḥayyân: Contribution à l'histoire des idées scientifiques dans l'Islam (in French). Vol. 2. قاهره: Institut français d'archéologie orientale.
  4. 1 2 3 4 5 6 7 Moureau, Sébastien; de Callataÿ, Godefroid (2021). "In code we trust: the concept of rumūz in Andalusī alchemical literature and related texts". Asiatische Studien – Études Asiatiques (in English). 75 (2): 429–447. doi:10.1515/asia-2020-0038.
  5. 1 2 "Kitāb al-Aḥjār 'alá ra'y Balīnās". Islamic Medical Manuscripts (in English). U.S. National Library of Medicine. Retrieved 20 سپتامبر 2026.
  6. 1 2 3 4 5 6 7 8 Berthelot, Marcellin; Houdas, Octave (1893). La Chimie au Moyen Âge (in French). Vol. 3. پاریس: Imprimerie nationale.
  7. 1 2 3 4 Holmyard، Eric John (۱۹۲۸). «۱». The Arabic Works of Jābir ibn Ḥayyān (به عربی). ج. ۱. پاریس: Paul Geuthner.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)