دستور زبان کردی سورانی
دستور زبان کردی سورانی به ویژگیهای صرفی و نحویِ کردی سورانی یا کردی میانی میپردازد. سورانی یکی از گونههای اصلی زبانهای کردی و از زبانهای ایرانی غربی است. ترتیب بینشان سازهها در جملهٔ خبری آن عموماً نهاد–مفعول–فعل است؛ صفت و وابستهٔ ملکی معمولاً پس از اسم میآیند و با اضافه به آن پیوند میخورند. سورانی زبانی نهاد-تهی است و شخص و شمارِ برخی از موضوعهای فعل را با شناسهها و پیبستهای ضمیری نشان میدهد.[۱]
یکی از ویژگیهای شاخص سورانی، تفاوتِ نمایهگذاریِ شخص در فعلهای متعدیِ حال و گذشته است. در ساختهای حال، فعل با عامل شناسه میگیرد و مفعول ضمیری با پیبست نشان داده میشود؛ در گذشتهٔ متعدی، توزیع این دو دسته نشانگر وارونه میشود. از این پدیده معمولاً با عنوان همترازی گسسته یا «ساخت ارگاتیوِ گذشته» یاد میشود، هرچند از آنجا که سورانی معیار حالتنمای آشکار بر اسمها ندارد، تحلیل دقیق آن در پژوهشهای زبانشناختی محل بحث است.[۲][۳]
دامنه و گونهٔ معیار
سورانی مجموعهای از زیرگونههای نزدیک به هم در اقلیم کردستان عراق و غرب ایران است. زبان نوشتاری معیار بیش از همه بر گفتار سلیمانیه استوار شده، اما صورتهای اربیلی، مکریانی و دیگر گونههای محلی نیز در کاربرد نوشتاری اثر گذاشتهاند.[۴] در این مقاله، صورتهای رایج در سورانی معیار مبنا قرار گرفتهاند. در برخی زیرگونههای شمالی، از جمله بخشهایی از مکریانی، بازماندههایی از جنس دستوری و حالت اسمی دیده میشود؛ این تمایزها در گونهٔ معیارِ جنوبی تا اندازهٔ زیادی از میان رفتهاند.[۵][۱]
ویژگیهای کلی
سورانی از نظر ساخت واژه عمدتاً پسوندی است، اما پیشوندهای فعلی و پیبستهای ضمیری نیز نقش مهمی دارند. بعضی پیبستها جای ثابتی ندارند و ممکن است به نخستین جزء مناسب در گروه فعلی یا به لبهٔ یک گروه اسمی بپیوندند. ازاینرو، مرز میان «شناسه»، «پسوند» و «پیبست» در توصیف این زبان همیشه روشن نیست.[۲][۳] مهمترین ویژگیهای دستوری آن عبارتاند از:
- ترتیب پایهٔ نهاد–مفعول–فعل؛
- قرار گرفتن صفت و مالک پس از اسم و پیوند آنها با اضافه؛
- وجود پسوندهای معرفه، نکره و جمع؛
- نبودِ جنس دستوری و حالت اسمیِ زایا در گونهٔ معیار؛
- امکان حذف ضمیر نهاد به سبب وجود نشانگرهای شخص؛
- تمایز میان ستاک حال و ستاک گذشته در فعل؛
- همترازی گسسته در نمایهگذاریِ فعلهای متعدی.
گروه اسمی
شمار و معرفگی
اسمِ بدون وند میتواند معنای عام یا، بسته به بافت، خوانش وجودی و نامشخص داشته باشد. نکرهٔ مفرد با پسوند «ـێک»، معرفهٔ مفرد با «ـەکە» و معرفهٔ جمع با «ـەکان» ساخته میشود. پسوند «ـان» جمع را نشان میدهد، ولی اسمِ بدون نشانهٔ جمع نیز در بعضی بافتها میتواند از نظر شمار خنثی باشد.[۶][۷]
| مقوله | ساخت | نمونه | معنی |
|---|---|---|---|
| مطلق یا بیوند | اسم | پیاو | مرد؛ مردان، در معنای عام یا نامشخص |
| نکرهٔ مفرد | اسم + ـێک | پیاوێک | مردی، یک مرد |
| جمع | اسم + ـان | پیاوان | مردان |
| معرفهٔ مفرد | اسم + ـەکە | پیاوەکە | آن مرد، مردِ مورد نظر |
| معرفهٔ جمع | اسم + ـەکان | پیاوەکان | آن مردان، مردانِ مورد نظر |
اسم پس از عدد معمولاً به صورت مفرد میآید: «دوو پیاو» به معنی «دو مرد». معرفگی در سورانی صرفاً ویژگی خود اسم نیست و پسوند معرفه ممکن است دامنهٔ کل گروه اسمی را دربرگیرد.
اشاره
صفتهای اشارهٔ «ئەم» (این) و «ئەو» (آن) پیش از اسم قرار میگیرند و اسم یا گروه اسمی در پایان نشانهٔ «ـە» میگیرد. در جمع، «ـان» پیش از این نشانه میآید.[۶]
| شمار | نزدیک | دور |
|---|---|---|
| مفرد | ئەم پیاوە؛ این مرد | ئەو پیاوە؛ آن مرد |
| جمع | ئەم پیاوانە؛ این مردان | ئەو پیاوانە؛ آن مردان |
ضمیرهای اشارهٔ مستقل نیز «ئەمە» (این)، «ئەمانە» (اینها)، «ئەوە» (آن) و «ئەوانە» (آنها) هستند.
اضافه، صفت و مالک
وابستهٔ پسین با واکهٔ اضافه به اسم یا جزء پیشین پیوند میخورد. صورت رایج اضافه پس از همخوان «ـی» است و پس از واکه غالباً به شکل میانجی «ـیـ» ظاهر میشود. این ساخت هم برای صفت و هم برای مالک به کار میرود:[۷][۶]
- «پیاوی باش»؛ مرد خوب؛
- «پیاوێکی باش»؛ مردی خوب؛
- «کتێبی مامۆستا»؛ کتابِ آموزگار؛
- «کتێبەکەی مامۆستا»؛ کتابِ آن آموزگار.
در گروههای معرفه و اشاره، گونهای دیگر از پیوند که گاه «اضافهٔ بسته» خوانده میشود نیز دیده میشود و جایگاه پسوند معرفه میتواند با ساخت گروه اسمی تغییر کند؛ ازاینرو صورتهایی مانند «پیاوە باشەکە» و «پیاوەکەی باش» هر دو در توصیفها ثبت شدهاند، هرچند کاربرد و معنای آنها کاملاً یکسان نیست.[۶][۷]
صفت از نظر شمار با اسم مطابقه نمیکند. صفت تفضیلی با «ـتر» ساخته میشود، مانند «گەورەتر» (بزرگتر)، و صفت عالی با «ـترین»، مانند «گەورەترین شار» (بزرگترین شهر). در ساخت تفضیلی، معیار مقایسه معمولاً با «لە» میآید.
ضمیرها و پیبستهای شخصی
ضمیرهای مستقل
ضمیرهای مستقل بیشتر برای تأکید، تقابل یا رفع ابهام به کار میروند؛ زیرا شخص نهاد غالباً از روی فعل یا مسند شناخته میشود.
| شخص | مفرد | جمع |
|---|---|---|
| اول | من | ئێمە |
| دوم | تۆ | ئێوە |
| سوم | ئەو | ئەوان |
سورانی یک مجموعه پیبست شخصی نیز دارد که در بیان مالک، مفعول، متممِ حرف اضافه و عاملِ فعل متعدی گذشته به کار میرود. صورت پایهٔ آنها چنین است:[۲][۶]
| شخص | مفرد | جمع |
|---|---|---|
| اول | ـم | ـمان |
| دوم | ـت | ـتان |
| سوم | ـی / ـێ | ـیان |
برای نمونه، «کتێبەکەم» به معنی «کتاب من»، «ماڵتان» به معنی «خانهٔ شما» و «ناویان» به معنی «نام آنها» است. مالک را میتوان برای تأکید به صورت مستقل نیز آورد: «کتێبی من» (کتابِ من).
جایگاه پیبستها
پیبستهای شخصی همیشه به واژهای که از نظر معنایی با آن ارتباط مستقیم دارند متصل نمیشوند. در بسیاری از ساختهای فعلی، پیبستِ متحرک به نخستین میزبانِ مناسب در گروه فعلی یا به پایانِ نزدیکترین گروه اسمیِ متمم میپیوندد. برای مثال در «نامەکەم نووسی» (من نامه را نوشتم)، «ـم» از نظر نقش، نمایهٔ عاملِ فعل گذشته است، هرچند به مفعول «نامەکە» پیوسته است.[۳] همین جابهجایی سبب شده است که تحلیل جایگاه پیبستها یکی از مباحث اصلی در پژوهش دربارهٔ صرف سورانی باشد.
پیبست «ـیش» معنای «هم، نیز، حتی» میدهد و میتواند در میان پایه و دیگر پیبستها قرار گیرد: «منیش» (من هم) و «کتێبەکەشمان» (کتاب ما هم).[۱]
فعل
ستاکها و مصدر
فعل سورانی معمولاً دو ستاک دارد: ستاک حال و ستاک گذشته. مصدر غالباً بر ستاک گذشته و پسوند «ـن» یا «ـین» استوار است؛ برای نمونه، از «نووسین» (نوشتن)، ستاک حال «نووسـ» و ستاک گذشته «نووسیـ» به دست میآید. در برخی فعلهای پرکاربرد، دو ستاک از نظر صورت تفاوت بیشتری دارند؛ برای مثال «دیتن» (دیدن) ستاک حال «بینـ» و ستاک گذشته «دیتـ» دارد.[۶]
فعل میتواند ساده، پیشوندی یا مرکب باشد. در فعلهای مرکب، اسم یا صفت با فعلهای سبکی چون «کردن» و «بوون» ترکیب میشود؛ مانند «کارکردن» (کار کردن) و «پاکبوونەوە» (پاک شدن). پسوند «ـەوە» نیز در ساخت شمار زیادی از فعلها معنای بازگشت، تکرار یا تغییر معنایی میآفریند، مانند «خوێندنەوە» (خواندن) و «گەڕانەوە» (بازگشتن).
حال، وجه و امر
حال اخباری یا استمراری از پیشوند «دەـ»، ستاک حال و شناسهٔ شخصی ساخته میشود. این صورت، بسته به فعل و بافت، برای عمل عادی، عمل در جریان و آینده نیز به کار میرود. سورانی برخلاف برخی دیگر از گونههای کردی، صرفِ مستقل و یگانهای برای آینده ندارد.[۶]
| شخص | صورت | معنی |
|---|---|---|
| اول مفرد | دەبینم | میبینم |
| دوم مفرد | دەبینیت | میبینی |
| سوم مفرد | دەبینێت | میبیند |
| اول جمع | دەبینین | میبینیم |
| دوم جمع | دەبینن | میبینید |
| سوم جمع | دەبینن | میبینند |
نهاد مستقل را میتوان افزود: «من دەبینم»، اما در بافت عادی «دەبینم» بهتنهایی کامل است. مفعول ضمیری با پیبست میآید؛ برای نمونه «دەیبینم» به معنی «او را میبینم» است که در آن «ـیـ» مفعول سومشخص و «ـم» شناسهٔ نهاد است.
وجه التزامی با پیشوند «بـ/بـیـ» ساخته میشود: «بنووسم» (بنویسم). همین پیشوند در امر مثبت نیز به کار میرود: «بنووسە!» (بنویس!). امر منفی با «مەـ» ساخته میشود: «مەنووسە!» (ننویس!). نفیِ حال اخباری معمولاً با «ناـ» و نفیِ گذشته با «نەـ» بیان میشود: «نانووسم» (نمینویسم) و «نەهاتم» (نیامدم).
گذشتهٔ فعل لازم
در فعل لازم، گذشتهٔ ساده با ستاک گذشته و همان دسته شناسههایی ساخته میشود که نهاد را نمایهگذاری میکنند. نمونهٔ صرف «هاتن» (آمدن) چنین است:
| شخص | صورت | معنی |
|---|---|---|
| اول مفرد | هاتم | آمدم |
| دوم مفرد | هاتیت | آمدی |
| سوم مفرد | هات | آمد |
| اول جمع | هاتین | آمدیم |
| دوم جمع | هاتن | آمدید |
| سوم جمع | هاتن | آمدند |
گذشتهٔ استمراری با افزودن «دەـ» ساخته میشود، مانند «دەهاتم» (میآمدم). صورتهای کامل با صفت مفعولی و صورتهای صرفشدهٔ «بوون» ساخته میشوند؛ مانند «هاتووم» (آمدهام) و «هاتبووم» (آمده بودم).
گذشتهٔ فعل متعدی و همترازی گسسته
در فعل متعدی، الگوی نمایهگذاریِ گذشته با حال تفاوت دارد. در حال، شناسهٔ متصل به ستاک عامل را نشان میدهد و پیبستِ متحرک میتواند مفعول را نمایهگذاری کند؛ در گذشته، پیبست متحرک عامل را نشان میدهد و شناسهٔ پس از ستاک، در صورت ظهور، بیمار یا مفعول را نمایهگذاری میکند.[۲][۳]
| ساخت | عامل | مفعول | نمونه و تجزیه | معنی |
|---|---|---|---|---|
| حال متعدی | شناسهٔ پس از ستاک | پیبست متحرک | دەـیانـگرـین | ما آنها را میگیریم |
| گذشتهٔ متعدی | پیبست متحرک | شناسهٔ پس از ستاک | گرتـمان | ما آن را گرفتیم |
| گذشتهٔ متعدی با مفعول جمع | پیبست متحرک | شناسهٔ پس از ستاک | گرتـمانـین | ما آنها را گرفتیم |
در نمونهٔ «گرتـمانـین»، «ـمان» عاملِ اولشخص جمع و «ـین» مفعولِ جمع را نشان میدهد.[۱] اگر مفعول گروه اسمیِ آشکار باشد، نمایهٔ عامل غالباً به آن میپیوندد: «(من) نامەکەم نووسی»؛ «من نامه را نوشتم». اگر میزبان پیشافعلی وجود نداشته باشد، نشانگر عامل به خود فعل متصل میشود. این ساخت را نباید مجهول پنداشت؛ سورانی ساخت مجهول جداگانه دارد.[۶]
اصطلاح «ارگاتیو» برای این الگو رایج است، زیرا نهادِ فعل لازم و مفعولِ فعل متعدی گذشته با نشانگرهای یک دسته نمایهگذاری میشوند و عاملِ متعدی نشانگری از دستهٔ دیگر میگیرد. بااینحال، نبود حالتنمای آشکار بر اسمها، تحرک پیبستها و امکان نمایهگذاری همزمانِ دو موضوع باعث شده است که برخی پژوهشگران آن را نه یک نظام حالتِ ارگاتیو کامل، بلکه الگویی ویژه از نمایهگذاریِ گسسته بدانند.[۲][۳]
مجهول و سببی
مجهول معمولاً با افزودن «ـر/ـدر» به ستاک حال ساخته میشود؛ برای نمونه «نووسران» به معنی «نوشته شدن» و «نامەکە نووسرا» به معنی «نامه نوشته شد» است. فعل سببی غالباً با «ـاندن» ساخته میشود؛ مانند «مردن» (مردن) و «مراندن» (کشتن). این فرایندها در کنار فعلهای مرکب از ابزارهای اصلی واژهسازی فعلیاند.[۱]
فعل ربطی، وجود و مالکیت
در جملههای اسنادیِ زمان حال، صورتهای پیبستیِ فعل ربطی به مسند میپیوندند: «من کوردم» (من کرد هستم)، «تۆ کوردیت» (تو کرد هستی) و «ئەو کوردە» (او کرد است). صورت منفیِ فعل ربطی بر پایهٔ «نیـ» ساخته میشود: «نیم» (نیستم)، «نیت» (نیستی) و «نییە» (نیست).
سورانی برای مفهوم مالکیت در زمان حال معمولاً از ساخت وجودی استفاده میکند: اسمِ مملوک + پیبستِ مالک + «هەیە»؛ مانند «کتێبێکم هەیە» (کتابی دارم). نفی آن با «نییە» است: «کتێبم نییە» (کتاب ندارم). در گذشته «هەبوو» به کار میرود: «کتێبم هەبوو» (کتاب داشتم).[۶]
نحو جمله
ترتیب سازهها
در جملهٔ خبریِ بینشان، نهاد پیش از مفعول و فعل در پایان میآید:
- «من کتێبەکە دەخوێنمەوە.»
- من کتاب را میخوانم.
بااینحال، ترتیب سازهها تحت تأثیر مبتدا، کانون و سنگینیِ عبارت تغییرپذیر است و بعضی متممها میتوانند پس از فعل بیایند. بنابراین توصیف سورانی بهعنوان زبانی نهاد–مفعول–فعل، بیانگر ترتیب پایه است، نه قاعدهای بدون استثنا.[۱]
حروف اضافه و ساختهای پیرامونی
سورانی هم حرف اضافه و هم ساخت پیرامونی دارد؛ در ساخت پیرامونی، یک جزء پیش از اسم و جزء دیگری پس از آن میآید. «لە ماڵدا» (در خانه) و «لە ماڵەوە» (از خانه) نمونههایی از این الگو هستند. بعضی حروف اضافه هنگام گرفتن متمم ضمیری صورت ویژهای دارند؛ برای نمونه «لە من» (از من) در صورت پیبستی میتواند به «لێم» تبدیل شود. پیبستِ متمم در بعضی ساختها ممکن است از حرف اضافه جدا و به میزبانی دیگر منتقل شود.[۸]
بندهای وابسته و موصولی
وابستهساز عمومی «کە» است و در بسیاری از بندهای متممی، قیدی و موصولی به کار میرود. بند موصولی پس از اسم میآید و مرجع آن معمولاً با یکی از نشانگرهای «ـی»، «ـە» یا «ـێک» مشخص میشود:
- «ئەو پیاوەی کە هات»؛ آن مردی که آمد.
«کە» در برخی بندهای موصولی، بهویژه هنگامی که نقش مفعولی دارد، میتواند حذف شود. اگر عنصر موصولی در بند نقش مفعول یا متمم داشته باشد، ممکن است ضمیر ازسرگیر یا پیبستِ هممرجع درون بند باقی بماند. فعلِ بند موصولی با مرجع نامعین یا فرضی میتواند در وجه التزامی بیاید.[۶]
تفاوتهای گویشی
تفاوت میان زیرگونههای سورانی تنها آوایی یا واژگانی نیست و در صرف و نحو نیز دیده میشود. مهمترین حوزههای تفاوت عبارتاند از:
- حفظ یا حذف بازماندههای جنس و حالت اسمی؛
- صورت پیشوند استمراری و چگونگی پیوستن آن به ستاک؛
- جایگاه نمایهٔ عامل در گذشتهٔ متعدی؛
- صورت و توزیع فعل ربطی و شناسههای شخصی؛
- میزان کاربرد گونههای مختلف اضافه و پسوند معرفه.
برای نمونه، توصیف دستوریِ مکریانی نشان میدهد که برخی تمایزهای اسمی و الگوهای جایگیری پیبستها در آن با سورانی معیارِ سلیمانیه یکسان نیست.[۵] ازاینرو، تعمیم یک نمونهٔ مهابادی، اردلانی یا سلیمانیهای به همهٔ سورانی باید با احتیاط صورت گیرد.
پیشینهٔ ساخت گذشته و تماس زبانی
ساخت گذشتهٔ متعدیِ سورانی ادامهٔ تحولاتی است که در زبانهای ایرانی میانه از ساختهای ماضیِ مبتنی بر صفت مفعولی پدید آمد. در این تحول، عامل با ضمیرهای غیرمستقیم یا پیبستی نشان داده شد و بیمار با صورت مستقیم ارتباط یافت؛ بازماندههای گوناگون این الگو در چند زبان ایرانی نو دیده میشود.[۲]
کردی طی سدهها با عربی و زبانهای آرامی در تماس بوده و این تماس در واژگان و بخشی از واجشناسی آن اثر روشن گذاشته است. بااینهمه، برای این ادعا که نمایهگذاریِ عامل و مفعول در فعل سورانی از صرف عربی وام گرفته شده باشد، شاهد پذیرفتهشدهای وجود ندارد. بررسیهای تماس زبانی تأکید میکنند که در لایهٔ تاریخیِ کهن، دگرگونیِ بیچونوچرای صرفینحوی بر اثر عربی ثابت نشده و ساخت گذشتهٔ متعدی نیز در چهارچوب تحول درونیِ زبانهای ایرانی توضیح داده میشود.[۹]
جستارهای وابسته
- کردی سورانی
- دستور زبان کردی
- زبانهای کردی
- ارگاتیو گسسته
- اضافه (دستور زبان)
منابع
- 1 2 3 4 5 6 احمدی, سینا (2021). "A Formal Description of Sorani Kurdish Morphology" (in English). arXiv. doi:10.48550/arXiv.2109.03942.
- 1 2 3 4 5 6 غریب, هیبا; پای, کلیفتون (2018). "The Clitic Status of Person Markers in Sorani Kurdish". Kansas Working Papers in Linguistics (in English). 39: 57–65.
- 1 2 3 4 5 صالحی, علی; کونیگ, ژان-پیر (2023). "Argument Realization and Argument Referencing in Soranî Kurdish". Proceedings of the 30th International Conference on Head-Driven Phrase Structure Grammar (in English): 101–121. doi:10.21248/hpsg.2023.6.
- ↑ هایگ, جفری; متراس, یارون (2002). "Kurdish Linguistics: A Brief Overview". Sprachtypologie und Universalienforschung (in English). 55 (1): 3–17.
- 1 2 اوپنگین, ارگین (2016). The Mukri Variety of Central Kurdish: Grammar, Texts, and Lexicon (in English). ویسبادن: Dr. Ludwig Reichert Verlag. ISBN 9783954901326.
- 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 تکستون, ویلر ام. (2006). Sorani Kurdish: A Reference Grammar with Selected Readings (in English). دانشگاه هاروارد. pp. 8–75.
- 1 2 3 یامبروویچ, شای (2023). "Nominal Linkers in Central Kurdish (Silemānī Variety)". Toronto Working Papers in Linguistics (in English). 45.
- ↑ .
- ↑ اوپنگین, ارگین (2020). "Kurdish". Arabic and Contact-Induced Change (in English). برلین: Language Science Press. pp. 459–487. doi:10.5281/zenodo.3744541.
{{cite book}}: از پارامتر ناشناخته|ویراستار1-نام خانوادگی=صرفنظر شد (کمک); از پارامتر ناشناخته|ویراستار1-نام=صرفنظر شد (کمک); از پارامتر ناشناخته|ویراستار2-نام خانوادگی=صرفنظر شد (کمک); از پارامتر ناشناخته|ویراستار2-نام=صرفنظر شد (کمک)
برای مطالعهٔ بیشتر
- فتاح, محمد معروف (1997). A Generative Grammar of Kurdish (in English). دانشگاه آمستردام.
- مککاروس, ارنست ان. (2009). "Kurdish". The Iranian Languages (in English). راتلج. pp. 587–633. ISBN 9780415442481.
{{cite book}}: از پارامتر ناشناخته|ویراستار-نام خانوادگی=صرفنظر شد (کمک); از پارامتر ناشناخته|ویراستار-نام=صرفنظر شد (کمک); مقدار|شابک=را بررسی کنید: جمعآزما (کمک) - مکنزی, دیوید نیل (1961). Kurdish Dialect Studies (in English). دانشگاه آکسفورد.
- اوپنگین, ارگین (2016). The Mukri Variety of Central Kurdish: Grammar, Texts, and Lexicon (in English). ویسبادن: Dr. Ludwig Reichert Verlag. ISBN 9783954901326.
- تکستون, ویلر ام. (2006). Sorani Kurdish: A Reference Grammar with Selected Readings (in English). دانشگاه هاروارد.
کردی: {{{1}}}
- دستور زبانهای ایرانی