واج‌شناسی پشتو

واج‌شناسی پشتو به بررسی نظام آوایی زبان پشتو، از جمله همخوان‌ها، واکه‌ها، واکه‌های مرکب، تکیه و آهنگ گفتار می‌پردازد.

در میان زبان‌های ایرانی، واج‌شناسی زبان پشتو از پیچیدگی متوسطی برخوردار است، اما صرف آن بسیار پیچیده است.[۱] بیشتر گویش‌های پشتو دارای هفت واکه و هفت واکهٔ مرکب‌اند، اما تلفظ شماری از همخوان‌ها و واکه‌ها میان گویش‌های شمالی، جنوبی و مرکزی تفاوت چشمگیری دارد.[۲] پشتو همچنین دارای تکیهٔ واجی متغیر است؛ به این معنا که تغییر جایگاه تکیه می‌تواند معنی واژه یا نمود فعل را تغییر دهد.[۳]

همخوان‌ها

واج‌های همخوان زبان پشتو[۴]
همخوان لبی همخوان دندانی/
همخوان لثوی
همخوان پس‌لثوی همخوان برگشته همخوان کامی همخوان نرم‌کامی همخوان ملازی همخوان چاکنایی
بی‌واکواک‌دار بی‌واکواک‌دار بی‌واکواک‌دار بی‌واکواک‌دار بی‌واکواک‌دار بی‌واکواک‌دار بی‌واکواک‌دار بی‌واکواک‌دار
خیشومی m n ɳ ŋ1
انفجاری pb t̪d̪ ʈɖ kɡ (q)2
انسایشی t͡s3d͡z3 t͡ʃd͡ʒ
سایشی (f)2 sz ʃʒ4 ʂ5ʐ5 (ç)(ʝ) x6ɣ9 h
ناسوده l ɽ7 j w
همخوان ر-گونه r8

1. خیشومی نرم‌کامی واک‌دار /ŋ/ در الفبای پشتو حرف مستقلی ندارد، اما به‌طور طبیعی به‌عنوان واج‌گونه‌ای از خیشومی‌های دندانی، لثوی و پس‌لثوی واک‌دار /n/ پیش از همخوان‌های نرم‌کامی پدید می‌آید.

2. انفجاری ملازی بی‌واک /q/ (ق) و سایشی لبی‌دندانی بی‌واک /f/ (ف) عمدتاً در وام‌واژه‌هایی دیده می‌شوند که از زبان فارسی و در اصل از زبان عربی وارد پشتو شده‌اند. در پشتو، نخستین واج معمولاً با انفجاری نرم‌کامی بی‌واک /k/ یا سایشی نرم‌کامی بی‌واک /x/ و دومی با انفجاری دولبی بی‌واک /p/ جایگزین می‌شود.

3. انسایشی لثوی واک‌دار /d͡z/ (ځ) و انسایشی لثوی بی‌واک /t͡s/ (څ) در گویش قندهاری (جنوب‌غربی)، گویش کویته (جنوب‌شرقی) و نیز بیشتر گویش‌های کرلانی حفظ شده‌اند. در منطقهٔ دیره‌جات این دو واج به‌ترتیب معمولاً به انسایشی پس‌لثوی واک‌دار /d͡ʒ/ و انسایشی پس‌لثوی بی‌واک /t͡ʃ/ ساده می‌شوند؛ در حالی که در گویش‌های شمال‌غربی و شمال‌شرقی، به‌ترتیب به سایشی لثوی واک‌دار /z/ و سایشی لثوی بی‌واک /s/ تبدیل می‌شوند.

4. سایشی پس‌لثوی واک‌دار /ʒ/ (ژ) در بیشتر گویش‌های پشتو وجود دارد، اما در منطقهٔ دیره‌جات و گویش شمال‌غربی به سایشی لثوی واک‌دار /z/ و در گویش شمال‌شرقی، به‌ویژه در پیشاور و ناحیه سوات، به انسایشی پس‌لثوی واک‌دار /d͡ʒ/ تبدیل می‌شود.

5. حروف پشتوی (ږ) و (ښ) بیشترین تنوع تلفظی را دارند. تلفظ کهن‌تر آنها در گویش قندهاری (جنوب‌غربی) به‌ترتیب سایشی برگشته واک‌دار /ʐ/ و سایشی برگشته بی‌واک /ʂ/ است؛[۵][۶] این دو در گویش شمال‌غربی به سایشی کامی واک‌دار /ʝ/ و سایشی کامی بی‌واک /ç/ تحول یافته‌اند،[۷][۸] و از آنجا در گویش شمال‌شرقی به‌ترتیب به انفجاری نرم‌کامی واک‌دار /g/ ــ از طریق تقویت واجی ــ و سایشی نرم‌کامی بی‌واک /x/ تبدیل شده‌اند.[۹][۱۰] از سوی دیگر، این دو واج به‌ویژه در گویش‌های کویته (جنوب‌شرقی) و دیره‌جات به سایشی پس‌لثوی واک‌دار /ʒ/ و سایشی پس‌لثوی بی‌واک /ʃ/ ساده شده‌اند.

6. حرف پشتوی (خ) عمدتاً به‌صورت سایشی نرم‌کامی بی‌واک /x/ تلفظ می‌شود، اما در برخی لهجه‌های گویش شمال‌شرقی، به‌ویژه در پیشاور و ناحیه سوات، به‌صورت سایشی ملازی بی‌واک /χ/ تلفظ می‌شود.

7. حرف پشتوی (ړ) در بیشتر موارد یک زنشی برگشته واک‌دار /ɽ/ است، اما در آغاز هجا یا واحد عروضی دیگر گرایش دارد به‌صورت زنشی کناری برگشته واک‌دار /𝼈/ تلفظ شود و در جایگاه‌های دیگر به‌صورت زنشی معمولی یا ناسوده برگشته واک‌دار /ɻ/ ظاهر می‌شود.[۱۱][۱۲]

8. حرف پشتوی (ر) هنگامی که معمولاً در آغاز هجا قرار می‌گیرد به‌صورت لرزان لثوی واک‌دار /r/ تلفظ می‌شود، در حالی که میان واکه‌ها و در پایان واژه تلفظ زنشی یا ضربه‌ای لثوی واک‌دار /ɾ/ دارد.

9. حرف پشتوی (غ) عمدتاً به‌صورت سایشی نرم‌کامی واک‌دار /ɣ/ تلفظ می‌شود، اما در برخی لهجه‌های گویش شمال‌شرقی، به‌ویژه در پیشاور و ناحیه سوات، به‌صورت سایشی ملازی واک‌دار /ʁ/ تلفظ می‌شود.

  • انسدادی‌ها و انسایشی‌های بی‌واک /p, t, ʈ, t͡s, t͡ʃ, k/ همگی نادَمیده هستند؛ با این حال، پیش از واکه در هجای تکیه‌دار واج‌گونه‌هایی اندکی دمیده دارند که تا اندازه‌ای به تلفظ آنها در زبان انگلیسی شباهت دارد.

گویش‌ها

واج‌گونه‌های گویشی‌ای که با حروف ښ و ږ نشان داده می‌شوند، تنوع چشمگیری دارند. گونه‌های برگشتهٔ [ʂ, ʐ] در گویش‌های جنوب‌غربی به کار می‌روند، در حالی که گونه‌های پس‌لثوی [ʃ, ʒ] در گویش‌های جنوب‌شرقی رایج‌اند. گونه‌های کامی [ç, ʝ] در گویش‌های وردک و غلزایی مرکزی به کار می‌روند. در گویش‌های شمال‌شرقی، ښ و ږ به‌ترتیب با واج‌های نرم‌کامی [x, g] ادغام شده‌اند.

واج‌آرایی

ساختار هجایی پشتو را می‌توان به صورت زیر خلاصه کرد؛ پرانتزها اجزای اختیاری را نشان می‌دهند:

  • (C1 C2 (C3)) (S1) V (S2) (C4 (C5))

هجا در پشتو از یک آغازهٔ اختیاری تشکیل می‌شود که شامل یک یا دو همخوان است؛ هسته‌ای اجباری دارد که از یک واکه تشکیل شده و ممکن است پیش و/یا پس از آن یک نیم‌واکه قرار گیرد؛ و دارای پایانه‌ای اختیاری است که از یک یا دو همخوان تشکیل می‌شود. محدودیت‌های زیر بر این ساختار اعمال می‌شوند:

  • آغازه
    • همخوان نخست (C1): می‌تواند هر همخوانی، از جمله یک همخوان روان /l, r/، باشد.
    • همخوان دوم (C2): می‌تواند هر همخوانی باشد.
    • همخوان سوم (C3): می‌تواند هر همخوانی باشد. (بخش خوشه‌های همخوانی را ببینید.)
  • هسته
    • نیم‌واکه (S1)
    • واکه (V)
    • نیم‌واکه (S2)
  • پایانه
    • همخوان نخست (C4): می‌تواند هر همخوانی باشد.
    • همخوان دوم (C5): می‌تواند هر همخوانی باشد.

خوشه‌های همخوانی

پشتو در همهٔ گویش‌ها شمار زیادی خوشهٔ همخوانی در آغاز واژه دارد و چند صد نوع از چنین خوشه‌هایی در این زبان دیده می‌شود. با این حال، در پشتو همخوانِ کشیده یا مشدد وجود ندارد.[۳]

نوعنمونه‌ها
خوشه‌های دوهمخوانی /tl/، /kl/، /bl/، /ɣl/، /lm/، /nm/، /lw/، /sw/، /br/، /tr/، /ɣr/، /pr/، /dr/، /wr/، /kɽ/، /mɽ/، /wɽ/، /bʐ/، /ʐɡ/، /ɡʐ/، /xp/، /pʃ/، /pʂ/، /xr/، /zb/، /zɽ/، /ʒb/، /d͡zm/، /md͡z/، /t͡sk/، /sk/، /sp/، /ʃp/، /ʂk/، /xk/، /ʃk/، /kʃ/، /kx/، /kʂ/، /ml/، /ɡr/، /ɡm/ و /ʐm/
خوشه‌های سه‌همخوانی /sxw/، /xwɽ/، /xwl/ و /nɣw/

نمونه‌ها

فهرست زیر نسخه‌ای ویرایش‌شده[note ۱] از کتاب واج‌شناسی پشتو نوشتهٔ محمد کمال خان است:[۱۳]

ساختار هجا آوانگاری معنی پشتو
V [o] «بود» (گویشی) و
VC [as] «اسب» اَس
VCC [aɾt̪] «گشاد، شل» اَرْت
CV [t̪ə] «تو» تٙه
CVC [ɖeɾ] «بسیار، خیلی» ډېر
CVCC [lund̪] «خیس» لُونْد
CCV [mlɑ] «کمر، پشت» مْلا
CCVC [klak] «سخت» کْلَک
CCVCC [ʒwənd̪] «زندگی» ژْوٙنْد
CCCV [ˈxʷlə] «دهان» خْوْلٙه
CCCVC [nd̪ɾoɾ] «زنِ برادر» نْدْرور
CCCVCC [ʃxʷand̪] «جویدنِ خوراک» شْخْوَنْد

واکه‌ها

بیشتر گویش‌های زبان پشتو دارای هفت واکه و هفت واکهٔ مرکب هستند.[۱۴]

واکه پیشین واکه مرکزی واکه پسین
واکه بسته i u
واکه میانی e ə o
واکه باز a ɑ
  • تِگی و رابسون (۱۹۹۶) واکه‌های نزدیک‌بستهٔ /ɪ/ و /ʊ/ را نیز در شمار واکه‌های پشتو آورده‌اند.[۱۵]

پیشینه

تحول دستگاه واکه‌ای زبان نیاایرانی به دستگاه واکه‌ای پشتوی امروزی پیچیدگی‌های فراوانی دارد. در اینجا از نویسه‌گردانی لاتین استفاده شده است:[۱۶]

  • *a در هجای بستهٔ تکیه‌دار به ā /ɑ/ تحول یافته است (lā́s «دست» < *jásta-).
    • ā پیش از w به o تحول یافته است (owə́ < *haftá)؛ این تحول هنگامی که در هجای بعدی u یا w وجود داشته باشد نیز روی می‌دهد (pox < *paxwá-) و گاه در صفت‌ها نیز دیده می‌شود (corb < *čarpá).

واکه‌های مرکب

واکه پیشین واکه مرکزی واکه پسین
واکه بسته uɪ
واکه میانی əɪ oɪ
واکه باز aɪ، aʊ ɑɪ، ɑʊ

الفنباین یادآور می‌شود که واکه‌های مرکب بلند [ɑi، ɑw] همواره تکیه‌دارند، درحالی‌که واکه‌های مرکب کوتاه ممکن است تکیه‌دار یا بی‌تکیه باشند.[۱۷]

املای واکه‌های مرکب

aɪـَىْ
əɪـۍ و ـئ
oɪـوىْ
uɪـُوىْ
aʊـَو
ɑɪـاى
ɑʊـاو

تکیه

زبان پشتو دارای تکیهٔ متغیر واجی است،[۱۸] ویژگی‌ای که در میان زبان‌های ایرانی منحصربه‌فرد است.[۳]

برای نمونه، در فعل‌ها جایگاه تکیه می‌تواند نمود را از یکدیگر متمایز کند:

املا فعل با نمود ناقص
«عمدتاً با تکیهٔ پایانی»
معنی فعل با نمود کامل
«با تکیهٔ آغازین»
معنی
کېناسْتٙلٙم [kenɑstə́ləm] «نشسته بودم» [kénɑstələm] «نشستم»
کېناسْتٙم [kenɑstə́m] «نشسته بودم» [kénɑstəm] «نشستم»
بَه کېنٙم [ba kenə́m] «در حال نشستن خواهم بود» [ba kénəm] «خواهم نشست»

تکیهٔ پایهٔ واژه‌ها

تکیه با نشانهٔ تکیه در الفبای آوانگاری بین‌المللی، یعنی [ˈ]، مشخص می‌شود.

به‌طور کلی، اگر واژه به همخوان ختم شود، هجای پایانی تکیه می‌گیرد و اگر هجای پایانی واژه به واکه ختم شود، تکیه بر هجای ماقبل آخر قرار می‌گیرد.[۱۹]

نمونه آوانگاری معنی
رَنْځُور [ranˈd͡zuɾ] «بیمار» (صفت مذکر)
رَنْځُورَه [ranˈd͡zura] «بیمار» (صفت مؤنث)
کورُونَه [koˈruna] «خانه‌ها» (اسم جمع مذکر)
ښٙځو [ˈʂəd͡zo] «زنان» (اسم جمع مؤنث، حالت غیرفاعلی)
لانْدې [ˈlɑnd̪e] «زیر، پایین» (قید یا پیرااضافه)
ځْمٙکْپوهٙنَه [d͡zmək.poˈhəna] «جغرافیا» (اسم مؤنث)

واژه‌های مذکر پایان‌یافته به «ə»

این واژه‌ها معمولاً دارای تکیهٔ پایانی‌اند.[۲۰]

نمونه آوانگاری معنی
تېرٙه [t̪eˈrə] «تیز» (صفت)
لېوٙه [leˈwə] «گرگ» (اسم)

واژه‌های مؤنث پایان‌یافته به «o»

این واژه‌ها به /واو مجهول/ تکیه‌دار ختم می‌شوند.[۲۱][۲۲]

نمونه آوانگاری معنی
بِيزو [biˈzo] «میمون»
پِيشو [piˈʃo] «گربه»
وَرْشو [waɾˈʃo] «چمنزار، چراگاه»

واژه‌های پایان‌یافته به الف

واژه‌هایی که به /ɑ/، یعنی ا، ختم می‌شوند، در هجای پایانی تکیه می‌گیرند.

نمونه آوانگاری معنی
اَشْنا [aʃˈnɑ] «آشنا» (اسم مذکر)
رَڼا [raˈɳɑ] «روشنایی» (اسم مؤنث)

استثناها

معنای برخی واژه‌ها نیز با تغییر جایگاه تکیه عوض می‌شود.

واژه آوانگاری معنی نخست آوانگاری معنی دوم
جوړَه [ˈd͡ʒoɽa] «سالم» [d͡ʒoˈɽa] «جفت»
اَسپَه [ˈaspa] «مادیان» [asˈpa] «تب لکه‌دار»

آهنگ گفتار

پرسش‌ها

پرسش‌های دارای واژهٔ پرسشی، مانند «چه کسی»، «کجا» و «چه وقت»، از الگویی کلاه‌مانند در آهنگ گفتار پیروی می‌کنند: زیر و بمی صدا ابتدا افزایش و سپس کاهش می‌یابد.[۲۳]

تاسو چېرْتَه کار کَوئ
[tɑ́so ↗tʃérta kɑr kawə́ɪ↘]

پرسش‌های بله–خیر با آهنگ بالا پایان می‌یابند؛ یعنی زیر و بمی صدا در پایان افزایش پیدا می‌کند.

غَنٙم يې وٙرېبٙل؟
[ɣanə́m je wә́rebəl↗]

کانون تقابلی

هنگامی که واژه‌ای در تقابل با واژه‌ای دیگر قرار می‌گیرد، ابتدا تکیهٔ زیروبمی پایین و سپس تکیهٔ زیروبمی بالا می‌گیرد و پس از آن افتی تند در زیر و بمی صدا رخ می‌دهد.

نَه لٙه دٙ نٙه کٙشٙر يٙم
[na↘ lə ↗də nə kə́ʃər jə́m↘]

واج‌شناسی گویشی

همخوان‌ها

این جدول بر پایهٔ تقسیم‌بندی آنا بویل از تفاوت‌های گویشی برحسب مناطق جغرافیایی تنظیم شده است:[۲۴]

گویش ښ ږ څ ځ ژ
گویش‌های جنوب‌غربی؛ برای نمونه، گویش‌های شرخبون در محدودهٔ قندهار–هرات، در جنوب‌غرب افغانستان ʂ ʐ t͡s d͡z ʒ
گویش‌های جنوب‌شرقی؛ برای نمونه، گویش‌های غرغشت و لودی در محدودهٔ کویته–ژوب و دیره اسماعیل‌خان–بنو، در جنوب‌غرب پاکستان ʃ ʒ t͡s (در گویش غرغشت)

t͡ʃ (در گویش لودی)
d͡z (در گویش غرغشت)

d͡ʒ (در گویش لودی)
ʒ (در گویش غرغشت)

z (در گویش لودی)
گویش‌های مرکزی؛ گویش‌های کرلانی در محدودهٔ ولایت پکتیکا–تیراه، در جنوب‌شرق افغانستان و غرب پاکستان ç (در گویش زدرانی)

ɕ (در گویش وزیری)
ʝ (در گویش زدرانی)

ʑ (در گویش وزیری)
t͡s d͡z ʒ
گویش‌های شمال‌غربی؛ برای نمونه، گویش‌های وردک و غلجی در محدودهٔ ولایت زابل–ولایت میدان وردک، در شمال‌غرب افغانستان [۲۵] ç ʝ s و t͡s z و d͡z ʒ و z
گویش‌های شمال‌شرقی؛ برای نمونه، گویش‌های خرشبون در محدودهٔ کابل–ولایت کنر و ناحیه سوات–پیشاور، در شمال‌شرق افغانستان و شمال‌غرب پاکستان x ɡ s z ʒ (در شمال‌شرق افغانستان)

d͡ʒ (در شمال‌غرب پاکستان)

تفاوت‌های منطقه‌ای

بااین‌حال، این نمودار تفاوت‌های منطقه‌ای درون محدوده‌های گستردهٔ جغرافیایی را در نظر نمی‌گیرد. برای نمونه، تفاوت‌های همخوانی و واکه‌ای زیر را میان مناطقی که گویش‌هایشان در دستهٔ گویش‌های شمالی جای می‌گیرند، مقایسه کنید:[۲۵]

گویش‌های شمالی
معنی ولایت میدان وردک جلال‌آباد ولسوالی بتی‌کوت
دوی «آن‌ها» [deɪ̯] دېى [ˈduj] دُویْ [ˈduj] دُویْ
راکړه «بده» (صورت امری راکَوٙل) [ˈrɑka] راکَه [ˈrɑka] راکَه [ˈrɑkɽa] راکْړَه
پوهېدل «دانستن» [pijeˈd̪əl] پِيېدٙل [pojeˈd̪əl] پويېدٙل [pojiˈd̪əl] پويِيدٙل
شپږ «شش» [ʃpaʝ] شْپَږ [ʃpag] شْپَږ [ʃpiʒ] شْپِږ
ورېځ «ابر» [wəɾˈjed͡z] وٙرْيېځ [wɾez] وْرېځ [wəˈred͡z] وٙرېځ
ښٙځَه «زن» [ˈçəd͡za] ښٙځَه [ˈxəza] ښٙځَه
اوبه «آب» [ˈobə] اوبٙه [ˈubə] اُوبٙه [ˈobə] اوبٙه

تفاوت واکه‌ها و واکه‌های مرکب در پشتوی شمال‌شرقی را نیز می‌توان در نمونه‌های زیر مشاهده کرد:

معنی ناحیه سوات پیشاور
ودرېږه «بایست» (صورت امری دْرېدٙل) [ˈwəd̪ɾega] وٙدْرېږَه [ˈod̪ɾega] اودْرېږَه
جنۍ «دختر» [d͡ʒiˈnəɪ̯] جِنۍ [d͡ʒiˈnɛ] جِنې

همخوان سایشی لثوی-کامی

روزی خان بورکی معتقد است که همخوان‌های سایشی لثوی-کامی [ɕ] و [ʑ] در زبان ارموری ممکن است در گویش وزیری نیز وجود داشته باشند.[۲۶] بااین‌حال، زبان‌شناسان زبان پشتو، از جمله یوزف الفنباین، آنا بویل و یوسف خان جذاب، این ویژگی را در واج‌شناسی گویش وزیری گزارش نکرده‌اند.[۲۷][۲۸][۲۹]

واکه‌ها

واکه‌های وزیری

واکه پیشین واکه مرکزی واکه پسین
ناگرد گردشده
واکه بسته i u
واکه میانی ɛ œ ə ɔ
نزدیک‌باز æ
واکه باز a ɒ
جابه‌جایی واکه‌ای

کوری میلر یادآور می‌شود که این جابه‌جایی همهٔ واژه‌ها را دربر نمی‌گیرد.[۳۰]

در گویش وزیرستانی، [ɑ] در پشتوی معیار، در وزیرولهٔ شمالی به [ɔː] و در وزیرولهٔ جنوبی به [ɒː] تبدیل می‌شود.[۳۱]

معنی پشتوی معیار وزیرولهٔ شمالی وزیرولهٔ جنوبی
ماسْتٙه «ماست» [mɑsˈt̪ə] ماسْتٙه [mɔːsˈt̪ə] ماسْتٙه [mɒːsˈt̪ə] ماسْتٙه
پاڼَه «برگ» [pɑˈɳa] پاڼَه [ˈpɔːɳjɛː] پاڼَيه [ˈpɒːɳjɛː] پاڼَيه

در گویش وزیرستانی، [o] تکیه‌دار در پشتوی معیار به [œː] و [ɛː] تبدیل می‌شود. همچنین ممکن است این [o] در پشتوی معیار با یک نیم‌واکه آغاز شود: [jɛ] و [wɛː].[۳۱]

معنی پشتوی معیار وزیروله
لور «داس» [loɾ] [lœːɾ]
اوړٙه «آرد» [ˈoɽə] [ˈɛːɽə]
اوږَه «شانه» [ˈoga] [ˈ(j)ɛʒa]
اوس «اکنون» [os] [wɛːs]

در گویش وزیرستانی، [u] تکیه‌دار در پشتوی معیار به [iː] تبدیل می‌شود.[۳۲]

معنی پشتوی معیار وزیروله
مُوږ «ما» [muɡ] [miːʒ]
نُوم «ناف» [num] [niːm]

هنگامی که واژه‌ای در پشتوی معیار با [u] آغاز شود، این واکه ممکن است به [jiː] یا w[ɛ] تبدیل شود.

معنی پشتوی معیار وزیروله
اُوم «خام» [um] [jiːm]
اُوږَه «سیر» [ˈuɡa] [ˈjiːʒa]
اُودٙه «خوابیده» [ˈud̪ə] [wɜˈd̪ə]

الفنباین همچنین وجود واکهٔ نزدیک‌باز [æ] را گزارش کرده است.[۳۳]

واکه‌های آفریدی

گویش آفریدی افزون بر واکه‌های دیگر، دارای واکهٔ مرکزی گردشدهٔ نیم‌بستهٔ [ɵ] است.[۳۴]

واکه‌های مرکب در گویش‌ها

واکه‌های مرکب برحسب گویش تفاوت دارند.[۳۵]

تلفظ معیار آفریدی یوسفزی[۳۶] وزیری مهمند بنیس‌وله/بنوچی[۳۷] ونتسی
aɪ ʌɪ
ʌː
e aɪ ɑ a
ˈaɪ ˈaɪ ˈe æɪ ˈɑːi ˈa
ˈəɪ ˈije ˈəɪ ˈəɪ
ˈe[۳۸]
ˈije ˈi
oɪ waɪ we oːi
œːi
eːi
uɪ ui, wi ˈojə i
aw ao ow، aːw
ɑi ɑe ˈɑːi
ɑw ɑo oːw

یوسف خان جذاب یادآور می‌شود که واکهٔ مرکب /əɪ/ در پسوند فعلی /ئ/ در گویش ختک به /oi/ تبدیل می‌شود،[۳۹] اما در پسوند اسمی یا وصفی /ۍ/ همچنان به صورت /əɪ/ باقی می‌ماند؛ برای نمونه: مَړۍ [maˈɽəɪ̯] «غذا».[۴۰]

خیشومی‌شدن واکه‌ها

به نوشتهٔ یوسف خان جذاب، گویش‌های مروت و بنیس‌وله نیز دارای واکه‌های خیشومی هستند.[۴۱] وجود این ویژگی در گویش ونتسی یا ترین نیز گزارش شده است.

معیار مروت معنی
بُوی [buɪ̯] بُویْں [buĩ] «بو»
هګۍ [haˈɡəɪ̯, həˈɡəɪ̯] ان٘ګۍ [ãŋˈgəɪ̯, ə̃ŋˈgəɪ̯] «تخم‌مرغ»

یادداشت‌ها

  1. ↑ آوانگاری بین‌المللی برخی از واژه‌های یادشده اصلاح شده است. منابع اصلاح: کی، پشتون (۲۰۰۹) و قاموسونه.

منابع

  1. ↑ Elfenbein (1997), p. 736.
  2. ↑ David (2014), pp. 11, 31–34.
  3. 1 2 3 Elfenbein (1997), p. 737.
  4. ↑ Tegey & Robson (1996), p. 15.
  5. ↑ Michael M.T. Henderson, Four Varieties of Pashto
  6. ↑ Morgenstierne, Georg (2003). A New Etymological Vocabulary of Pashto (in English). Reichert. pp. vii–viii. ISBN 978-3-89500-364-6.
  7. ↑ David (2014), p. 9.
  8. ↑ David (2014), p. 35.
  9. ↑ MacKenzie, D. N. "A Standard Pashto". Bulletin of the School of Oriental and African Studies. 22: 232–233. Archived from the original on October 24, 2005.
  10. ↑ Gawarjon (高尔锵/Gāo Ěrqiāng) (1985). Outline of the Tajik language (塔吉克语简志/Tǎjíkèyǔ Jiǎnzhì). Beijing: Nationalities Publishing House.
  11. ↑ D.N. MacKenzie, 1990, "Pashto", in Bernard Comrie, ed, The major languages of South Asia, the Middle East and Africa, p. 103
  12. ↑ Herbert Penzl, 1965, A reader of Pashto, p 7
  13. ↑ Khan, Muhammad Kamal (2020-04-08). Pashto Phonology: An Evaluation of the Relationship between Syllable Structure and Word Order (in English). Cambridge Scholars Publishing. pp. 56–57. ISBN 978-1-5275-4925-8.
  14. ↑ David (2014), p. 11.
  15. ↑ Tegey & Robson (1996), p. 17.
  16. ↑ Cheung, Johnny (2011). "Selected Pashto Problems II. Historical Phonology 1: On Vocalism and Etyma". Iran and the Caucasus. 15 (1–2): 169–205. doi:10.1163/157338411X12870596615557.
  17. ↑ Elfenbein (1997), p. 751.
  18. ↑ Bečka, Jiří (1969). A Study in Pashto Stress (in English). Academia.
  19. ↑ Tegey & Robson (1996), p. 25.
  20. ↑ David, Anne Boyle (2015-06-16). Descriptive Grammar of Bangla (in German). Walter de Gruyter GmbH & Co KG. pp. 56 and 109. ISBN 978-1-5015-0083-1.
  21. ↑ Tegey & Robson (1996), p. 56.
  22. ↑ David (2014), p. 68.
  23. ↑ "Pashto Intonation Patterns". Interspeech 2017.
  24. ↑ David (2014), pp. 31–34.
  25. 1 2 Coyle 2014.
  26. ↑ "Dying Languages: Special Focus on Ormuri". Pakistan Journal of Public Administration. 6. No. 2. December 2001.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:خدمت بایگانی منسوخ (رده)
  27. ↑ Elfenbein (1997), pp. 740–749.
  28. ↑ David (2014), pp. 37–40.
  29. ↑ Jazab (2017), pp. 69–70.
  30. ↑ Miller, Corey (2014-05-12). "The Waziri Chain Shift". Journal of Persianate Studies (in English). 7 (1): 125. doi:10.1163/18747167-12341267. ISSN 1874-7167.
  31. 1 2 Elfenbein (1997), p. 748.
  32. ↑ Elfenbein (1997), p. 749.
  33. ↑ Elfenbein (1997), p. 746.
  34. ↑ Elfenbein (1997), pp. 740, 750–751.
  35. ↑ Elfenbein (1997), pp. 751–753.
  36. ↑ Rensch, Calvin Ross (1992). Sociolinguistic Survey of Northern Pakistan: Pashto, Waneci, Ormuri (in English). National Institute of Pakistan Studies, Quaid-i-Azam University. pp. 79–146.
  37. ↑ Jazab (2017), pp. 64–65.
  38. ↑ Jazab (2020), p. 189.
  39. ↑ Jazab (2020), pp. 187–188.
  40. ↑ Jazab (2017), p. 65.
  41. ↑ Jazab (2017), pp. 60–61.

کتاب‌شناسی