واجشناسی زبانهای پامیری
واجشناسی زبانهای پامیری به بررسی دستگاههای واجی زبانهای پامیری، از جمله سامانههای همخوانی و واکهای، تقابلهای واجی، واجگونهها، فرایندهای واجی، تکیه، تطابقهای تاریخی و شیوهٔ تحقق آوایی واجها میپردازد. در توصیف این زبانها، واجشناسی و آواشناسی ارتباط نزدیکی با یکدیگر دارند؛ ازاینرو ویژگیهایی چون کیفیت و مدت واکهها، محل و شیوهٔ تولید همخوانها، دمیدگی، چاکناییشدگی، بیواکشدن و ویژگیهای آکوستیکی تکیه نیز در بررسی دستگاه واجی آنها اهمیت دارند.
زبانهای پامیری عنوانی سنتی و جغرافیایی برای شماری از زبانهای ایرانی شرقی در کوههای پامیر، هندوکش و نواحی پیرامون آن است. این مجموعه گروه شغنانی–روشانی، یزغلامی، سریقلی، واخانی، اشکاشمی، سنگلیچی و معمولاً مونجی و یدغه را دربر میگیرد.[۱][۲]
با وجود عنوان مشترک «پامیری»، این زبانها یک شاخهٔ تبارشناختی کاملاً یکپارچه بهشمار نمیروند. پژوهشهای تطبیقی چند هستهٔ تاریخی جداگانه را در میان آنها تشخیص دادهاند و بخشی از شباهتهای امروزی این زبانها میتواند نتیجهٔ همگرایی زبانی و تماس طولانیمدت در منطقهٔ پامیر باشد.[۲] ازاینرو، «دستگاه واجی زبانهای پامیری» بیشتر مفهومی مقایسهای است و هر زبان یا گروه دستگاه واجی و تاریخ آوایی خاص خود را دارد.
جایگاه و ردهبندی واجشناختی
یکی از ویژگیهای مهم زبانهای پامیری تنوع چشمگیر در بازتاب واجهای ایرانی باستان است. حتی زبانهای نزدیک گروه شغنانی–روشانی و یزغلامی نیز در تحول همخوانها تفاوتهای منظمی نشان میدهند. ادلمن برای توضیح بخشی از این روابط مرحلهای با عنوان «نیاشغنانی–یزغلامی» بازسازی کرده و تحول دستگاه همخوانی آن را بر پایهٔ محیطهای واجی متفاوت، بهویژه «جایگاه کامیکننده» و «جایگاه خنثی»، توضیح داده است.[۳]
در گروه شغنانی–روشانی همخوانهای کامی و کامیشده گسترش چشمگیری یافتهاند، در حالی که در تاریخ یزغلامی افزون بر کامیشدگی، لبیشدگی همخوانهای نرمکامی نیز نقش مهمی داشته است.[۳]
همخوانها
دستگاه همخوانی زبانهای پامیری عموماً از دستگاه واکهای پیچیدهتر است و مجموعههای متنوعی از همخوانهای دولبی، لبی–دندانی، دندانی، لثوی، پسلثوی، کامی، نرمکامی و زبانکوچکی را دربر میگیرد. تقابل واکداری، سایشیبودن، کامیشدگی و در برخی زبانها لبیشدگی و برگشتگی نیز در سازمان این دستگاهها نقش دارد.[۱]
شغنانی
در تحلیل پین، دستگاه همخوانی شغنانی شامل مجموعهٔ زیر است:[۴]
| گروه | واجها |
|---|---|
| انسدادیها | /p, b, t, d, k, g, q/ |
| سایشیها | /f, v, θ, δ, s, z, š, ž, x̌, γ̌, x, γ/ |
| انسایشیها | /c, j, č, ǰ/ |
| خیشومیها | /m, n/ |
| روانها | /l, r/ |
| نیمواکهها | /w, y/ |
در این تحلیل، /c/ و /j/ بهترتیب نمایندهٔ انسایشیهای /ts/ و /dz/ هستند. در برخی توصیفهای جدیدتر /ŋ/ نیز در فهرست همخوانهای شغنانی آورده شده است.[۴]
سایشیها
وجود مجموعههای نسبتاً گستردهٔ سایشی از ویژگیهای برجستهٔ بسیاری از زبانهای پامیری است. پاخالینا در گروه شغنانی–روشانی تقابل سایشیهای دندانی /θ, δ/ با /s, z/ و همچنین تقابل چند ردیف سایشی عقبی را از ویژگیهای مهم دستگاه همخوانی میداند.[۵]
در جدول همخوانهای شغنانی که در ترجمهٔ دری اثر پاخالینا بازتولید شده، سایشیها برحسب محل تولید از لبی–دندانی و دندانی تا جلوزبانی و نرمکامی دستهبندی شدهاند.[۶]
دو ردیف انسایشی
یکی از نوآوریهای شاخص بسیاری از زبانهای ایرانی شرقی نو پیدایش دو ردیف همخوان انسایشی است. یک ردیف /ts, dz/ از بازماندههای همخوانهای ایرانی باستان *č و *ǰ و ردیف دیگری از کامیشدن *k و *g پدید آمده است.[۷]
این تقابل در گروه شغنانی–روشانی نیز دیده میشود. یزغلامی از نظر تحول این ردیفها کاملاً با گروه شغنانی–روشانی یکسان نیست و برخی بازماندههای *č و *ǰ را محافظهکارانهتر حفظ کرده است.[۲]
همخوانهای برگشته
همخوانهای برگشته در برخی زبانهای پامیری، از جمله واخانی، اشکاشمی و مونجی، دیده میشوند. در تولید این آواها نوک یا تیغهٔ زبان در مقایسه با همخوانهای لثوی عادی به سوی عقب کشیده میشود.
در مونجی، سایشیهای برگشتهٔ [ʂ] و [ʐ] در توصیفهای سنتی در برابر [ʃ] و [ʒ] قرار گرفتهاند. در گفتار برخی گویشوران امروزی این تمایز کمتر آشکار است.[۸]
ادلمن نیز برای مرحلهٔ نیاشغنانی–یزغلامی مجموعهای از همخوانهای «سخت» یا برگشته را بازسازی کرده و پیدایش برخی از آنها را به تحول خوشههای ایرانی باستان، بهویژه خوشههای دارای *r، نسبت داده است.[۳]
همخوانهای کامی مونجی
مونجی دارای انسدادیهای کامی [c] و [ɟ] و سایشی کامی [ç] است. این آواها با تماس یا نزدیکشدن بخش میانی زبان به سختکام تولید میشوند و از همخوانهای نرمکامی [k] و [g] متمایزند.[۸]
دمیدگی در مونجی
از ویژگیهای مشخص تحقق آوایی انسدادیهای مونجی، دمیدگی /p/، /t/ و /k/ است. این همخوانها با رهاسازی دمیده تلفظ میشوند و میزان دمیدگی در آغاز واژه بیشتر است.[۸]
دمیدگی را میتوان با سنجش فاصلهٔ زمانی میان رهاسازی انسداد و آغاز ارتعاش تارآواها اندازهگیری کرد و مقدار آن با جایگاه همخوان در واژه تغییر میکند.[۸]
واکداری و بیواکشدن پایانی
در مونجی برخی انسدادیها و سایشیهای واکدار در پایان واژه میتوانند بخشی یا همهٔ واکداری خود را از دست بدهند. ازاینرو تحقق آوایی یک واج واکدار در پایان واژه ممکن است با تلفظ همان واج در میان واژه متفاوت باشد.[۸]
واکهها
دستگاه واکهای زبانهای پامیری یکسان نیست و حتی در زبانهای نزدیک از نظر شمار واجها، کیفیت واکهها و نقش کشش تفاوتهایی دیده میشود. ارتفاع و پسینگی، گردی لبها، مدت تلفظ و کاهش واکه در هجاهای بیتکیه از عوامل مهم تفاوت این دستگاهها هستند.[۱]
گروه شغنانی–روشانی
پاخالینا در توصیف گروه شغنانی–روشانی مجموعهای از واکههای کوتاه و کشیده را از یکدیگر متمایز میکند و نشان میدهد که تطابقهای واکهای میان شغنانی، روشانی، خوفی، برتنگی و سریقلی منظم، اما یکسان نیستند.[۵]
در برخی تحلیلهای جدیدتر، بهویژه در مورد شغنانی، واجیبودن این تقابل طولی مورد تردید قرار گرفته است. در تحلیل ناواتا پنج واج واکهای /i, e, a, o, u/ برای شغنانی در نظر گرفته میشود و کشیدگی بیشتر بعضی واکهها ویژگی آوایی وابسته به جایگاه، ساختمان واژه یا ساخت نوایی تلقی میشود، نه تقابل واجی مستقل.[۴]
جان پین نیز به واجگونههای متعدد واکههای کوتاه، بهویژه /i/ و /u/، اشاره میکند و بخشی از تفاوت مدت را وابسته به جایگاه و ساخت نوایی میداند.[۴] تفاوت میان این تحلیلها نشان میدهد که در بررسی زبانهای پامیری باید میان «کشش آوایی» و «تقابل واجی کوتاهی و بلندی» تمایز گذاشت.
کیفیت واکهها
در گروه شغنانی–روشانی، واکههای متناظر در زبانها و گویشهای مختلف الزاماً کیفیت آوایی یکسانی ندارند. پاخالینا تطابقهای منظمی میان شغنانی، روشانی، برتنگی و سریقلی ثبت کرده است؛ بهگونهای که در یک واژهٔ همریشه ممکن است واکهٔ یک زبان در زبان دیگر با ارتفاع یا پسینگی متفاوتی تحقق یابد.[۵]
در ترجمهٔ دری اثر پاخالینا، برای نمونه، صورتهای متفاوت واژهٔ «گوساله» در شغنانی، روشانی و برتنگی آورده شده که بخش مهمی از اختلاف آنها مربوط به کیفیت واکه است.[۶]
در سریقلی نیز برخی واکهها با واکههای زبانهای دیگر گروه تطابق منظم دارند. واکهای که در برخی آوانگاریهای روسی با نویسهٔ «ы» نمایش داده شده است، در شماری از واژهها با /u/ کوتاه دیگر گونهها متناظر است.[۵]
مدت واکهها
مدت واقعی واکه میتواند تابع هویت واکه، ساخت هجا، جایگاه در واژه، تکیه و گویش باشد. در شغنانی، پژوهش آکوستیکی بائو نشان داده است که واکهها در موقعیتهای مختلف واژه از نظر مدت یکسان نیستند. او مدت را همراه با شدت، زیر و بمی، بسامدهای سازهای و دیگر شاخصهای آکوستیکی اندازهگیری کرده است.[۴]
واکههای مرکزی و پسین بیگرد
در برخی زبانهای پامیری، بهویژه سریقلی و واخانی، واکههای مرکزی یا پسینِ بیگردی گزارش شدهاند که در آوانگاریهای روسی معمولاً با نویسهٔ «ы» نمایش داده میشوند. ارزش آوایی دقیق این نویسه در همهٔ منابع یکسان نیست.
ویرایش دری اثر پاخالینا چنین آواهایی را با واکههای واخانی، روسی و برخی زبانهای ترکی مقایسه میکند و تصریح دارد که نمایش همهٔ تفاوتهای دستگاه واکهای زبانهای پامیری با خط فارسی دشوار است.[۶]
کاهش و تغییر کیفیت واکه
واکههای کوتاه، بهویژه در هجاهای بیتکیه، میتوانند دامنهٔ تلفظی گستردهای داشته باشند. در گروه شغنانی–روشانی واکههای نزدیک به [i] و [u] در برخی محیطها بازتر شده و به تلفظهایی نزدیک به [e] و [o] میل میکنند.[۱]
در مونجی نیز کاهش واکه در هجاهای بیتکیه دیده میشود و واکههای کوتاه بیتکیه نسبت به واکههای تکیهدار مرکزیتر تلفظ میشوند.[۸]
واجآرایی
اطلاعات موجود دربارهٔ محدودیتهای واجآرایی در همهٔ زبانهای پامیری به یک اندازه تفصیلی نیست، اما ساخت آغاز واژه، رفتار خوشههای همخوانی و تغییرات حاصل از پیوند بن و وندها از موضوعات مهم در توصیف این زبانها هستند.
آغاز واژه
در برخی زبانهای پامیری، واژههایی که با واکه آغاز میشوند ممکن است در گفتار با یک آوای گذرای همخوانی همراه شوند. در شغنانی [j] و [w] و در برخی محیطها آغاز چاکنایی گزارش شده است. در مونجی نیز پیش از واکهٔ آغازین [h] یا [ʔ] مشاهده شده است.[۴][۸]
از نظر واجشناختی باید میان چنین افزودههای آوایی و همخوانهایی که در تاریخ واژه به بخشی از صورت واجی آن تبدیل شدهاند تمایز گذاشت.
تحول خوشههای همخوانی
خوشههای همخوانی در شکلگیری دستگاه واجی امروزی زبانهای پامیری نقش مهمی داشتهاند. در گروه شغنانی–یزغلامی خوشههای ایرانی باستان شامل *r در موارد متعدد به همخوانهای ساده یا برگشته تحول یافتهاند.[۳]
ادلمن برای مرحلهٔ نیاشغنانی–یزغلامی همخوانهایی را بازسازی میکند که منشأ شماری از آنها منحصراً خوشههای همخوانی بوده است. تحول ترکیبهایی چون *sr و دیگر خوشههای دارای *r از عوامل پیدایش این مجموعه بوده است.[۳]
در برخی صورتهای جدیدتر نیز خوشههای حاصل از پیوند بن و پسوند ممکن است دچار کاهش یا انقباض شوند.[۳]
تکیه
تکیه در زبانهای پامیری هم از نظر همزمانی و هم در تحول تاریخی اهمیت دارد. از دیدگاه آوایی، تکیه میتواند با تغییر مدت، شدت و زیر و بمی هجا همراه باشد و سهم این شاخصها در زبانهای مختلف یکسان نیست.
در بسیاری از زبانهای پامیری، تکیه در واژههای چندهجایی گرایش به هجای پایانی دارد، اما این قاعده استثناهای متعددی دارد و جایگاه تکیه به زبان، ردهٔ واژه و نوع پسوند وابسته است. برای نمونه، بائو به نقل از قربانف گزارش میکند که در روشانی پسوند جمع تکیهدار است، در حالی که پسوند ملکی اسم و پایانههای فعلی تکیه نمیگیرند.[۴]
در دادههای شغنانی مورد بررسی بائو، واکههای پایانی از نظر مدت و زیر و بمی با واکههای آغازین و میانی تفاوت نشان دادند. بخشی از این تفاوت به کشش پایانی و آهنگ جمله نسبت داده شده و نقش احتمالی تکیه نیز مطرح شده است.[۴]
در تحلیل ناواتا، واکههای واژههای تکهجایی شغنانی معمولاً مدت بیشتری دارند، بیآنکه این افزایش مدت لزوماً تقابل واجی ایجاد کند.[۴]
از دیدگاه تاریخی، ادلمن نشان میدهد که در یزغلامی جابهجایی تکیه از بن به پسوند میتوانسته در بازتاب همخوان پایانی بن مؤثر باشد.[۳]
فرایندهای واجی
کامیشدگی
کامیشدگی یکی از مهمترین فرایندهای تاریخی در زبانهای پامیر شمالی است. ادلمن نشان میدهد که نرمکامیهای ایرانی باستان، بهویژه *k، *g و برخی سایشیهای نرمکامی، در مجاورت واکههای پیشین یا محیطهای حاصل از املوت ابتدا کامیشده و سپس در زبانهای گروه شغنانی–روشانی در مواردی به واجهای کامی مستقل تبدیل شدهاند.[۳]
در بازسازی نیاشغنانی–یزغلامی، *k در «جایگاه کامیکننده» به همخوان کامیشده تحول مییافت. بازتاب این واج در گروه شغنانی–روشانی و یزغلامی یکسان نبوده است.[۳]
نوواک نیز کامیشدن ثانویهٔ نرمکامیها را از نوآوریهایی میداند که شغنانی–یزغلامی و مونجی–یدغه را به یکدیگر نزدیک میکند.[۲]
لبیشدگی
لبیشدگی از ویژگیهای مهم تاریخ واجی یزغلامی است. ادلمن برای یزغلامی قدیم «جایگاه لبیکننده» را بازسازی میکند که در مجاورت واکههای گرد و نیمواکهٔ /w/ عمل میکرد. در چنین محیطهایی برخی نرمکامیها به همخوانهای لبیشده تبدیل میشدند.[۳]
برخی از این همخوانهای لبیشده بعدها از سطح واجگونهٔ وابسته به محیط فراتر رفته و به تقابل مستقل تبدیل شدهاند.[۳]
واجشدگی
واجشدگی برخی ویژگیهای ثانویهٔ همخوانها از تحولات مهم یزغلامی بوده است. کامیشدگی پیش از /i/ و لبیشدگی در مجاورت واکههای گرد، که در مرحلهای نخست از محیط آوایی قابل پیشبینی بودند، در مواردی پس از تغییر محیط به تقابل واجی مستقل تبدیل شدهاند.[۳]
سایشیشدن
یکی از گرایشهای شناختهشدهٔ زبانهای ایرانی شرقی سایشیشدن شماری از انسدادیهای ایرانی باستان است. چئونگ از تحول *b آغازین به /v/ یا /w/ بهعنوان یکی از ویژگیهای مهم زبانهای ایرانی شرقی نو یاد میکند.[۷]
در زبانهای پامیر شمالی نیز ادلمن تحول *b در جایگاه آزاد به /v/ را ثبت کرده است. برای نمونه، بازماندهٔ ایرانی باستان *brātar- «برادر» در شغنانی، روشانی، سریقلی و یزغلامی با همخوان آغازین /v/ ظاهر میشود.[۳]
رفتار *d و *g پیچیدهتر است و نتیجهٔ تحول آنها به محیط واجی و زبان مورد نظر وابسته است.
املوت
املوت در تاریخ واجی شماری از زبانهای پامیری نقش داشته است. پاخالینا شباهتهایی مانند املوت ناشی از /i/ و /ā/ را از شواهد فرض وجود یک نیای مشترک پامیری میدانست، اما پژوهشهای بعدی این ویژگیها را برای اثبات چنین نیای واحدی کافی ندانستهاند.[۲]
در بازسازی تاریخی شغنانی–یزغلامی نیز واکههای پیشین و محیطهای حاصل از املوت در کامیشدن نرمکامیها نقش داشتهاند.[۳]
چاکناییشدگی در شغنانی
وضعیت بست چاکنایی در دستگاه واجی شغنانی مورد اختلاف بوده است. ناواتا آن را در فهرست واجهای همخوانی خود گنجانده بود، اما پین و برخی توصیفهای جدیدتر آن را واج مستقل نمیشمارند.[۴]
پژوهش آکوستیکی بائو نشان داده است که واکههای آغاز واژه در دادههای شغنانی غالباً با درجاتی از واک چاکنایی همراهاند. این یافته لزوماً به معنای وجود /ʔ/ بهعنوان واج مستقل نیست و میتوان آن را نوعی تحقق آوایی آغاز واکهای دانست.[۴]
در این پژوهش چند شاخص آکوستیکی بررسی شد، از جمله تناوب موج، مدت، شدت، زیر و بمی، بسامدهای سازهای و شاخصهای مربوط به شیب طیفی. واکههای آغازین در دادههای مورد مطالعه غالباً ویژگیهایی چون بینظمی بیشتر موج، شدت و زیر و بمی پایینتر و تغییر تدریجی شاخصهای طیفی نشان دادند.[۴]
این پژوهش بر دادههای یک گویشور زن انجام شده است و پژوهشگر بر ضرورت بررسی شمار بیشتری از گویشوران تأکید کرده است.[۴]
واکدارشدگی و بیواکشدگی
محیط واجی میتواند در برخی زبانهای پامیر شمالی سبب واکدارشدگی یا بیواکشدگی شود. ادلمن نشان میدهد که برخی انسدادیهای بیواک تاریخی در بعضی محیطها واکدار شدهاند، در حالی که همخوانهای حاصل از *b و *p در محیطهایی ابتدا سایشی و سپس بیواک شدهاند.[۳]
در مونجی نیز برخی همخوانهای واکدار در پایان واژه میتوانند به صورت جزئی یا کامل بیواک شوند.[۸]
کاهش واکه
در مونجی و شماری از زبانهای گروه شغنانی–روشانی، واکههای بیتکیه میتوانند مرکزیتر، بازتر یا از نظر کیفیت متغیرتر از همتایان تکیهدار خود باشند.[۱][۸]
افزودهشدن همخوان در آغاز واژه
در تاریخ برخی زبانهای پامیری، پیش از واژههایی که در مرحلهای قدیمیتر با واکه آغاز میشدند، همخوان یا نیمواکهای افزوده شده است. در دادههای تاریخی شغنانی–روشانی و یزغلامی نمونههایی از /w/ افزوده در آغاز واژه گزارش شده است.[۳]
این پدیده باید از [ʔ] یا دیگر آواهای گذرایی که بهطور همزمان در آغاز واژههای واکهای پدید میآیند جدا دانسته شود؛ زیرا /w/ تاریخی میتواند به بخشی از صورت واجی واژه تبدیل شده باشد، در حالی که چاکناییشدگی آغازین شغنانی در تحلیلهای جدید غالباً تحقق آوایی دانسته میشود.[۴]
تفاوتهای منطقهای
گروه شغنانی–روشانی
پاخالینا اختلافهای منظم واجی و آوایی میان شغنانی، روشانی، خوفی، برتنگی و سریقلی ثبت کرده است. این تفاوتها بهویژه در کیفیت و مدت واکهها آشکارند و سبب شدهاند یک شیوهٔ نگارش واحد با خط فارسی نتواند همهٔ ظرایف تلفظی این زبانها را بازنمایی کند.[۶]
مونجی
مونجی دارای گونههای جغرافیایی شمالی و جنوبی است. از جمله تفاوتهای ثبتشده میان آنها:
- /g/ در برخی موقعیتهای گونهٔ شمالی بهصورت سایشی [ɣ] تحقق مییابد؛
- توالی /nd/ در گونهٔ جنوبی ممکن است به [d] کاهش یابد؛
- در برخی واژهها [i] گونهٔ شمالی با [u] در جنوب متناظر است؛
- واکهٔ پایانی [ɔ] در برخی صورتهای شمالی با [a] در جنوب تطابق دارد.[۸]
این تفاوتها مانع فهم متقابل دو گونهٔ اصلی مونجی نمیشوند.[۸]
برتنگی
برتنگی از زبانهای گروه شغنانی–روشانی است و از نظر دستگاه واکهای به روشانی نزدیک است؛ هرچند در میان اعضای این گروه، نزدیکی کلی بیشتری با اروشوری دارد.[۹]
یکی از ویژگیهای دستگاه واکهای برتنگی وجود یک واکهٔ میانی گرد است که با تحقق کشیده توصیف شده و این ویژگی با اروشوری مشترک دانسته شده است.[۹]
در توصیف سنتی دستگاه همخوانی برتنگی، همخوانها به بندشیها، سایشیها، انسایشیها، صفیریها و واکهگونها تقسیم شدهاند. انسایشیهایی از نوع /ts/ و /dz/ نیز در آن گزارش شدهاند.[۹]
برای /w/ در برخی محیطها تحققی نزدیک به [b] گزارش شده است و ازاینرو یک واجگونهٔ [b]-مانند برای آن توصیف شده است.[۹]
دو گویش اصلی برتنگی، بسدی و سپنجی، تنها در جزئیاتی تفاوت دارند و در منابع دو دستگاه واجی مستقل برای آنها در نظر گرفته نشده است.[۹]
واخانی
واخانی از نظر تاریخی یکی از متمایزترین زبانهای پامیری است. نوواک بر پایهٔ پژوهشهای پیشین برخی ویژگیهای آن را با زبانهای سکایی، بهویژه ختنی، مقایسه میکند.[۲]
از ویژگیهای تاریخی مورد اشاره، حفظ بازماندههای انسدادیهای دمیدهٔ نیایرانی *pʰ، *tʰ و *kʰ به صورت /p, t, k/ است، در حالی که در بخش بزرگی از زبانهای ایرانی بازتابهای دیگری از آنها پدید آمده است.[۲]
همین ویژگیها از جمله دلایلی بودهاند که برخی پژوهشگران واخانی را نه بازماندهٔ یک «نیاپامیری» واحد، بلکه شاخهای با پیوند تاریخی نزدیکتر به مجموعهٔ سکایی دانستهاند.
اشکاشمی–سنگلیچی
اشکاشمی و سنگلیچی از نظر واجشناسی تاریخی مجموعهای نسبتاً مستقل در میان زبانهای پامیری تشکیل میدهند. از ویژگیهای گزارششده برای آنها ادغام برخی بازماندههای ایرانی *d و *t و تحول *št به /t/ است.[۲]
نبود شماری از نوآوریهای مشترک شغنانی–یزغلامی و مونجی–یدغه در این دو زبان نیز از دلایل تردید در فرض وجود یک نیای پامیری واحد است.[۲]
مونجی–یدغه
مونجی و یدغه از یک سو در برخی تحولات واکهای و کامیشدن ثانویهٔ نرمکامیها با گروه شغنانی–یزغلامی شباهت دارند و از سوی دیگر چند نوآوری را با باختری و تا اندازهای با پشتو مشترک نشان میدهند.[۲]
از جملهٔ این ویژگیها تحول ایرانی *d به /l/ گزارش شده است. در مقابل، تحول *č و *ǰ در مونجی–یدغه تنها تا اندازهای همان مسیری را پیموده است که در باختری و پشتو دیده میشود.[۲]
واجشناسی تاریخی
نیاشغنانی–یزغلامی
از دستاوردهای مهم مطالعات تطبیقی پامیر، بازسازی بخشی از دستگاه واجی مرحلهای است که ادلمن آن را نیاشغنانی–یزغلامی میداند. بر پایهٔ تطابقهای منظم میان شغنانی، روشانی، خوفی، برتنگی، سریقلی و یزغلامی، دستگاه همخوانی امروزی این زبانها از مرحلهای میانی و پیچیده عبور کرده است.[۳]
در این بازسازی:
- نرمکامیها در محیط خنثی و محیط کامیکننده بازتاب متفاوت داشتند؛
- مجموعهای از همخوانهای کامیشده شکل گرفته بود؛
- مجموعهای از همخوانهای برگشته یا «سخت» نیز بازسازی شده است؛
- خوشههای دارای *r منشأ تعدادی از همخوانهای تازه شدند؛
- سایشیشدن *b، *d و *g در تحول دستگاه همخوانی نقش داشت؛
- یزغلامی در دورههای بعد لبیشدگی را بیش از گروه شغنانی–روشانی گسترش داد.[۳]
یکی از تفاوتهای اصلی دو شاخه این است که شغنانی–روشانی به گسترش کامیشدگی نرمکامیها گرایش یافته است، در حالی که یزغلامی افزون بر کامیشدگی، لبیشدگی منظمتری را نیز پدید آورده است.[۳]
واجشناسی و ردهبندی تاریخی
ویژگیهای واجشناختی از ابزارهای اصلی تعیین روابط تاریخی میان زبانهای پامیری بودهاند؛ با این حال، وجود یک نوآوری واجی مشترک بهتنهایی برای اثبات نیای مشترک نزدیک کافی نیست.
پاخالینا شباهتهایی چون املوت و برخی تطابقهای واجی مشترک را به سود فرض یک «نیاپامیری» تفسیر میکرد، اما پژوهشهای بعدی این فرض را مورد تردید قرار دادهاند.[۲]
نوواک زبانهای ایرانی شرقی پامیر را به چند هستهٔ تاریخی تقسیم میکند. در این دیدگاه، شغنانی–یزغلامی و مونجی–یدغه پیوندهای خاصی با یکدیگر دارند، واخانی از جهاتی به مجموعهٔ سکایی نزدیکتر است و اشکاشمی–سنگلیچی هستهای نسبتاً مستقل تشکیل میدهد.[۲]
شواهد واجی نیز این تمایزها را تقویت میکنند. برای نمونه، ادغام بازماندههای *d و *t و تحول *št به /t/ در اشکاشمی–سنگلیچی به همان صورت در دیگر زبانهای پامیری دیده نمیشود، و مونجی–یدغه نیز تحول *d به /l/ را با باختری مشترک دارد.[۲]
همگرایی ناحیهای
از آنجا که زبانهای پامیری الزاماً یک شاخهٔ تبارشناختی واحد نیستند، بخشی از شباهتهای واجی آنها را میتوان نتیجهٔ همگرایی زبانی دانست. نوواک، با استناد به توصیفهای پیشین، میان ناحیهٔ زبانی پامیر، گسترهٔ پامیر–هندوکش و حوزههای تماس وسیعتر آسیای مرکزی تمایز میگذارد.[۲]
در چنین محیطی، یک ویژگی واجی میتواند بر اثر تماس میان زبانها گسترش یابد بیآنکه از یک نیای مشترک مستقیم به ارث رسیده باشد. بنابراین در بازسازی تاریخ زبانهای پامیری باید میان نوآوری مشترک تبارشناختی و ویژگی مشترک ناحیهای تمایز گذاشت.
آوانگاری
نبود یک خط معیار مشترک برای همهٔ زبانهای پامیری سبب شده است که مطالعه و مقایسهٔ دستگاههای واجی آنها وابستگی زیادی به آوانگاری داشته باشد. پژوهشگران روس و اروپایی سدهٔ بیستم از دستگاههای متفاوتی برای نمایش آواها استفاده کردهاند و همین امر گاه مقایسهٔ مستقیم منابع را دشوار میکند.
پاخالینا برای نمایش برخی آواهای گروه شغنانی–روشانی نمادهای ویژهای به کار برده است. در ترجمهٔ دری اثر او نیز تصریح شده که خط فارسی برای بازنمایی همهٔ تفاوتهای میان واکههای کوتاه و کشیده و برخی واکههای خاص سریقلی و برتنگی کافی نیست.[۶]
در پژوهشهای جدیدتر معمولاً از الفبای آوانگاری بینالمللی برای نمایش دقیق واجها و تحققهای آوایی آنها استفاده میشود.
پژوهش آواشناختی
بخش بزرگی از پژوهشهای کلاسیک زبانهای پامیری بر مشاهدهٔ شنیداری، آوانگاری میدانی و مقایسهٔ صورتهای زبانی استوار بود. در پژوهشهای جدیدتر، روشهای آواشناسی آکوستیکی و اندازهگیری آزمایشگاهی نیز به این مطالعات افزوده شدهاند.
پژوهش بائو دربارهٔ شغنانی نمونهای از این رویکرد است. او برای بررسی چاکناییشدن واکههای آغازین از تحلیل شکل موج، مدت، شدت، بسامد پایه، دو سازهٔ نخست و چند شاخص مربوط به شیب طیفی استفاده کرد.[۴]
نتایج این پژوهش نشان داد که چاکناییشدگی تنها با وجود یا نبود یک بست مشخص قابل توصیف نیست و مجموعهای از نشانههای آکوستیکی در تحقق آن مشارکت دارند. خود پژوهش نیز تأکید میکند که برای تعمیم این نتایج باید شمار بیشتری از گویشوران و محیطهای آوایی بررسی شوند.[۴]
مطالعهٔ آکوستیکی مونجی نیز امکان توصیف دقیقتر ویژگیهایی چون دمیدگی انسدادیهای بیواک، مرکزیشدن واکههای بیتکیه و بیواکشدن پایانی را فراهم کرده است.[۸]
تاریخ پژوهش
پژوهش منظم دربارهٔ دستگاههای آوایی و واجی زبانهای پامیری از اواخر سدهٔ نوزدهم آغاز شد. در سدهٔ بیستم ایوان زاروبین، گئورگ مورگناشتیرنه، والنتینا سوکولوا، تاتیانا پاخالینا و جوی ادلمن از مهمترین پژوهشگران این حوزه بودند.[۷]
مورگناشتیرنه در مجموعهٔ زبانهای مرزی هندوایرانی دادههای گستردهای از مونجی–یدغه، سنگلیچی–اشکاشمی و واخانی گرد آورد.[۱۰]
سوکولوا در میانهٔ سدهٔ بیستم پژوهشهایی دربارهٔ آواشناسی زبانهای ایرانی و روابط تاریخی یزغلامی با گروه شغنانی انجام داد. پاخالینا نیز در کتاب زبانهای پامیری نظامهای آوایی و دستوری این زبانها را بهصورت مقایسهای شرح داد.[۵]
ادلمن در ۱۹۸۰ تاریخ دستگاه همخوانی زبانهای پامیر شمالی را بازسازی کرد و کامیشدگی، لبیشدگی، سایشیشدن و تحول خوشههای همخوانی را از عوامل اصلی شکلگیری تقابلهای جدید واجی در این زبانها دانست.[۳]
در سدهٔ بیستویکم، پژوهش واجشناختی این زبانها از یک سو بیش از پیش با ردهبندی تاریخی و مطالعهٔ تماس زبانی پیوند یافته و از سوی دیگر با روشهای آزمایشگاهی و آکوستیکی تکمیل شده است.[۲][۴][۸]
جستارهای وابسته
- زبانهای پامیری
- زبانهای ایرانی شرقی
- واجشناسی
- آواشناسی
- واجشناسی تاریخی
- آواشناسی آکوستیک
- آواشناسی تولیدی
- کامیشدگی
- واجشدگی
- زبان شغنانی
- زبان یزغلامی
- زبان واخانی
- زبان مونجی
پانویس
- 1 2 3 4 5 Edelman، Džoy I.؛ Dodykhudoeva، Leila R. (۲۰۰۹). «The Pamir Languages». در Gernot Windfuhr (ویراستار). The Iranian Languages. London and New York: Routledge. صص. ۷۷۳–۷۸۶. شابک ۹۷۸۰۷۰۰۷۱۱۳۱۴.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 Novák، Ľubomír (۲۰۱۴). «Question of (Re)classification of Eastern Iranian Languages». Linguistica Brunensia. ۶۲ (۱): ۷۷–۸۷.
{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 Edelman، D. I. (۱۹۸۰). «History of the Consonant Systems of the North-Pamir Languages». Indo-Iranian Journal. ۲۲: ۲۸۷–۳۱۰.
{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 Bao، Mingzhen (۲۰۱۳). «Acoustic Evidences for Glottalization of Word-Initial Vowels in Shughni». The Linguistics Journal. ۷ (۱): ۲۵۰–۲۷۲.
{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - 1 2 3 4 5 خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب
<ref> غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نامPahalina1969وارد نشده است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.). - 1 2 3 4 5 خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب
<ref> غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نامPahalinaDariوارد نشده است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.). - 1 2 3 Cheung، Johnny (۲۰۱۳). «Neuostiranisch». در Ludwig Paul (ویراستار). Handbuch der Iranistik. Wiesbaden: Reichert Verlag. صص. ۲۷۴–۲۸۰.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 Williamson، Paul (۲۰۱۷). «Munji». Journal of the International Phonetic Association. ۴۷ (۲): ۲۱۳–۲۱۸. doi:10.1017/S0025100316000256.
{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - 1 2 3 4 5 «برتنگی». دانشنامه جهان اسلام. ج. ۱. بنیاد دائرةالمعارف اسلامی. ص. ۴۵۵۹.
- ↑ Morgenstierne، Georg (۱۹۳۸). Indo-Iranian Frontier Languages. Vol. II: Iranian Pamir Languages (Yidgha-Munji, Sanglechi-Ishkashmi and Wakhi). Oslo: H. Aschehoug & Co.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده)
منابع
- Bao، Mingzhen (۲۰۱۳). «Acoustic Evidences for Glottalization of Word-Initial Vowels in Shughni». The Linguistics Journal. ۷ (۱): ۲۵۰–۲۷۲.
{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده)
- بختبیکف، توپچی (۱۹۷۹). گرامر زبان شغنانی. برگردان از خط سیریلیک به دری: سرورشاه ارکان، ۲۰۱۸. دوشنبه: دانش.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده)
- Cheung، Johnny (۲۰۱۳). «Neuostiranisch». در Ludwig Paul (ویراستار). Handbuch der Iranistik. Wiesbaden: Reichert Verlag. صص. ۲۷۴–۲۸۰. شابک ۹۷۸۳۸۹۵۰۰۹۱۸۱.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده)
- Edelman، Džoy I.؛ Dodykhudoeva، Leila R. (۲۰۰۹). «The Pamir Languages». در Gernot Windfuhr (ویراستار). The Iranian Languages. London and New York: Routledge. صص. ۷۷۳–۷۸۶. شابک ۹۷۸۰۷۰۰۷۱۱۳۱۴.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده)
- Edelman، D. I. (۱۹۸۰). «History of the Consonant Systems of the North-Pamir Languages». Indo-Iranian Journal. ۲۲: ۲۸۷–۳۱۰.
{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده)
- «برتنگی». دانشنامه جهان اسلام. ج. ۱. بنیاد دائرةالمعارف اسلامی. ص. ۴۵۵۹.
- Morgenstierne، Georg (۱۹۳۸). Indo-Iranian Frontier Languages. Vol. II: Iranian Pamir Languages (Yidgha-Munji, Sanglechi-Ishkashmi and Wakhi). Oslo: H. Aschehoug & Co.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده)
- الگو:یادکرد پایاننامه
- Novák، Ľubomír (۲۰۱۴). «Question of (Re)classification of Eastern Iranian Languages». Linguistica Brunensia. ۶۲ (۱): ۷۷–۸۷.
{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده)
- پاخالینا, تاتیانا نیکلایونا (1969). زبانهای پامیری (in روسی). مسکو.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده) نگهداری یادکرد:مکان بدون ناشر (رده)
- پاخالینا، تاتیانا نیکلایونا (۱۳۶۶). زبانهای پامیری. ترجمهٔ ماهگل سلیماندوست. ویرایش نوروزعلی ثابتی، فیضآباد، ۱۳۹۲. کابل: اکادمی علوم جمهوری افغانستان.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده)
- Williamson، Paul (۲۰۱۷). «Munji». Journal of the International Phonetic Association. ۴۷ (۲): ۲۱۳–۲۱۸. doi:10.1017/S0025100316000256.
{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده)
- واجشناسی زبانهای ایرانی