دستور زبان پشتو
![]() |
| بخشی از مجموعهای درباره |
| زبان پشتو |
|---|
| سامانه نوشتاری |
| گویشها |
| تنظیم زبان |
|
آکادمی علوم افغانستان آکادمی پشتو |
| بومی |
زبان پشتو زبانی با ترتیب واژگانی نهاد–مفعول–فعل و دارای کُنایی گسسته است. صفتها پیش از اسمها قرار میگیرند. اسمها و صفتها بر پایهٔ جنس دستوری (مذکر و مؤنث)، شمار (مفرد و جمع) و حالت دستوری (مستقیم، غیرمستقیم، ازی و ندایی) صرف میشوند. دستگاه فعلی این زبان بسیار پیچیده است و زمانهای حال، گذشتهٔ ساده، گذشتهٔ استمراری، حال کامل و گذشتهٔ کامل را دربر میگیرد. پشتو در همهٔ زمانهای گذشته (گذشتهٔ ساده، گذشتهٔ استمراری، حال کامل و گذشتهٔ کامل) دارای همترازی کنایی–مطلق است؛ بدین معنا که فعلهای گذرا در هر یک از زمانهای گذشته با مفعول جمله مطابقت میکنند. گویشهای پشتو برخی ویژگیهای دستوری غیراستاندارد را نشان میدهند که تعدادی از آنها صورتهای کهن یا بازماندهٔ صورتهای قدیمیاند.
در این مقاله، تکیه با نشانههای زیر بر فراز واکهها نشان داده میشود: ә́، á، ā́، ú، ó، í و é.
ضمیرها
- نکته: هغه در مقام ضمیر اشاره به معنای «آن»، دارای تکیهٔ آغازین [háğa] است؛ درحالیکه همین واژه در مقام ضمیر شخصی به معنای «او» یا «آن»، تکیهٔ پایانی [hağá] دارد.[۱]
ضمیرهای شخصی
| شخص و شمار | فارسی | مستقیم | غیرمستقیم | |||
|---|---|---|---|---|---|---|
| اولشخص | مفرد | من | زه za |
ما ma | ||
| جمع | ما | موږ muzh مونږ mung/mang (در گویش پیشاوری/شمالی) |
ما ma | |||
| دومشخص | مفرد | تو | ته ta |
تا taa | ||
| جمع | شما | تاسو تاسې taaso/taase |
تا taa | |||
| سومشخص | حاضر | مفرد | مذکر | او | دی day/Da (در گویش پیشاوری/شمالی) |
ده da |
| مؤنث | او | دا daa |
دې de | |||
| جمع | آنان | دوی doi/Dwi (در گویش پیشاوری) دای |
دوی doi/Dwi/dai | |||
| غایب | مفرد | مذکر | او (غایب) | هغه haghā |
هغہ hagha | |
| مؤنث | او (غایب) | هغه haghā |
هغې haghé | |||
| جمع | آنان (غایب) | هغوی haghui/haghwi (در گویش پیشاوری) |
هغوی haghui/haghwi | |||
ضمیرهای اشاره
| مستقیم | دغه dáğha |
|---|---|
| غیرمستقیم | دې de |
| مفرد | جمع | ||
|---|---|---|---|
| مذکر | مؤنث | ||
| مستقیم | هغه háğha | ||
| غیرمستقیم | هغۀ háğhә |
هغې háğhe |
هغو háğho |
ضمیرهای ملکی
صورت جمعِ این ضمیرها همراه با اسم به کار نمیرود.
| مفرد | جمع | |||
|---|---|---|---|---|
| اولشخص | زما zma |
زموږ zamuzh زمونږ zamunzh[۲]/Zmung/Zmang (در گویش پیشاوری) | ||
| دومشخص | ستا sta |
ستاسو staaso | ||
| سومشخص | حاضر | مذکر | د ده da da |
د دوی da doi/Dwi |
| مؤنث | د دې da de | |||
| غایب | مذکر | د هغہ da hagha |
د هغوی da haghui/Haghwi | |
| مؤنث | د هغې da haghe | |||
| مفرد | جمع | |
|---|---|---|
| اولشخص | مې me |
مو mo، mu |
| دومشخص | دې de، di |
مو mo، mu[۲] |
| سومشخص | يې ye | |
ضمیرهای پرسشی
| چهکسی | کدام | چندمین در زبان ادبی |
چندمین در گویش یوسفزایی |
چه | چند تا | چه مقدار | چگونه | ||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| مستقیم | مذکر | څوک tsok |
کوم kom |
څووم tsowə́m |
څويم swajə́m |
څه tsə |
څومره tsómra |
څونه tsóna |
څنګه tsə́nga |
| مؤنث | کومه kóma |
څوومه tsowə́ma |
څويمه swaima | ||||||
| غیرمستقیم | مذکر | چا čhā |
کوم kom |
څووم tsowə́m |
څويم swajə́m | ||||
| مؤنث | کومې kóme |
څوومې tsowə́me |
څويمې swaime | ||||||
ضمیرهای نامعین
- برای متمایزکردن جملههای دارای ضمیر نامعین از جملههای پرسشی، میتوان واژهٔ یو /yaw/ به معنای «یک» را افزود؛ بدینترتیب، یو څوک /yaw ʦok/ به معنای «کسی» و یو څه /yaw ʦə/ به معنای «چیزی» ساخته میشود.
- هنگامی که هر /har, ar/ به معنای «هر» پیش از ضمیرهای نامعین قرار گیرد، این ترکیب میتواند به معنای «همه» [هر څوک]، «همهچیز» [هر څه] یا «هریک» [هر یو] باشد.
اسمها
حالت و جنس
در پشتو، اسمها در چهار حالت دستوری صرف میشوند: مستقیم، غیرمستقیم، ازی (که «غیرمستقیم دوم» نیز نامیده میشود) و ندایی. حالت غیرمستقیم هم پس از حروف اضافه و هم در زمان گذشته برای فاعل فعلهای گذرا، یعنی در ساخت کنایی، به کار میرود. حالت ازی نیز همراه با برخی حروف اضافه و بعضی عددها به کار میرود.
پشتو دارای دو جنس مذکر و مؤنث است. جنس اسم معمولاً از پایانهٔ آن مشخص میشود. در اسمهای جاندار، جنس دستوری بدون توجه به پایانهٔ واژه با جنس زیستی مطابقت دارد.[۴]
| اسمهای مذکر | اسمهای مؤنث | |||||
|---|---|---|---|---|---|---|
| واج پایانی | واج پایانی | |||||
| پایانیافته به واکهٔ مرکب oɪ | پایانیافته به واکهٔ مرکب əi | |||||
| زوی zoy |
پسر | هوسۍ hosә́i |
آهو | |||
| پایانیافته به واکهٔ مرکب ɑi | پایانیافته به e | |||||
| ځای dzā́y |
جا، مکان | ملګرې malgә́re |
دوست مؤنث | |||
| پایانیافته به aɪ بیتکیه | پایانیافته به a بیتکیه | |||||
| ګاډی gā́ḍay |
خودرو | ژبه žә́ba |
زبان | |||
| پایانیافته به aɪ تکیهدار | پایانیافته به o | |||||
| سړی saṛáy |
مرد | پيشو pišhó |
گربه | |||
| پایانیافته به a تکیهدار [شمار اندکی اسم] | پایانیافته به a تکیهدار [بیشتر اسمها] | |||||
| ګېنډه genḍá |
کرگدن | مېله melá |
جشن، بازار مکاره | |||
| پایانیافته به ə | ||||||
| ورارۀ wrārә́ |
برادرزادهٔ پسری | |||||
| پایانیافته به همخوان [بیشتر اسمها] | پایانیافته به همخوان [شمار اندکی اسم] | |||||
| تنور tanúr |
تنور | مېچن mečhә́n |
آسیاب دستی | |||
| پایانیافته به u | ||||||
| څانډو tsānḍú |
شوهرِ خواهرِ همسر | |||||
| پایانیافته به واکهٔ مرکب aw | پایانیافته به əw | |||||
| پلو paláw |
سمت، پهلو | کټو kaṭә́w |
دیگ | |||
| پایانیافته به i [فقط نام حرفهها] | پایانیافته به i [بیشتر اسمها] | |||||
| دوبي dobí |
رختشوی | بدي badí |
دشمنی | |||
| پایانیافته به ɑ [شمار اندکی اسم] | پایانیافته به ɑ [بیشتر اسمها] | |||||
| ماما māmā́ |
دایی | رڼا raṇā́ |
روشنایی | |||
پشتو حرف تعریف معین ندارد؛ اما در صورت لزوم، معرفهبودن اسم را میتوان با ابزارهای دیگری مانند ضمیرهای اشاره نشان داد. همچنین میتوان با بهکاربردن واژهٔ يو به معنای «یک»، نکرهبودن اسم را نشان داد؛ برای نمونه، «يو روغتون» به معنای «یک بیمارستان».
ردهٔ ۱
اسمهای مذکر
اسمهای مذکرِ جاندار عموماً در حالت جمع پسوند ان -ā́n میگیرند و اسمهای بیجان پسوند ونه -úna میپذیرند. اسمهای مذکری که به ۀ -ә پایان مییابند، هنگام پیوستن پسوندها این پایانه را از دست میدهند. جانداری دستوری معمولاً با جانداری طبیعی مطابقت دارد؛ اما استثناهایی نیز وجود دارد. برای نمونه، مېړۀ meṛә́ به معنای «شوهر»، از نظر دستوری بیجان محسوب میشود و جمع آن مېړونه meṛúna است؛ در مقابل، پل pul به معنای «پل»، جاندار بهشمار میآید و جمع آن پلان pulā́n است.
اسمهایی که به -i، -ā (که همیشه جاندارند) یا -u (که میتوانند جاندار یا بیجان باشند) پایان مییابند، پسوند ان را با درج یکی از همخوانهای -g-، -y- یا -w- میان دو واکه میگیرند.
واژههایی با الگوی پایانی -āCә́، مانند وادۀ wādә́ به معنای «عروسی»، در حالت جمع دارای -a- کوتاهاند.
| مفرد | جمع ۱ | جمع ۲ | |
|---|---|---|---|
| مستقیم | ا ā |
ايان āyā́n |
اګان āgā́n |
| غیرمستقیم | ايانو āyā́no |
اګانو āgā́no | |
| ازی | |||
| ندایی |
| مفرد | جمع ۱ | جمع ۲ | |
|---|---|---|---|
| مستقیم | و u |
وان wā́n |
ګان gā́n |
| غیرمستقیم | وانو wā́no |
ګانو gā́no | |
| ازی | |||
| ندایی |
نمونهها
اسمهای مؤنث
اسمهای مؤنث عموماً به -a پایان مییابند. این پایانه، صرفنظر از جاندار یا بیجانبودن اسم، در حالتهای غیرمستقیم و جمع مستقیم به -e و در جمع غیرمستقیم به -o تغییر میکند. شمار اندکی از اسمهای مؤنث به همخوان پایان مییابند، اما همان پایانههای صرفی را میگیرند.
در پشتوی جنوبی، -e پایانی هنگامی که بیتکیه باشد به صورت -i تلفظ میشود. برای نمونه، صورت جمع سترګه stә́rga به معنای «چشم» و لار lār به معنای «راه»، در شمال بهترتیب سترګې stә́rge و لارې lā́re، اما در جنوب سترګي stә́rgi و لاري lā́ri است. در مقابل، جمع مڼه maṇá به معنای «سیب» و تخته taxtá به معنای «تخته»، در هر دو گروه گویشی بهترتیب مڼې maṇé و تختې taxté است.
برخی اسمهای مؤنث نیز به واکههای دیگری، بهویژه -e، پایان مییابند که در حالت جمع یانې -yā́ne میگیرند. اسمهای پایانیافته به -ā یا -o نیز یکی از پسوندهای ګانې -gā́ne یا وې -we را میپذیرند. صورت این پسوندها در پشتوی جنوبی بهترتیب یاني -yā́ni، ګاني -gā́ni و وي -wi است. پسوند آخر در پشتوی جنوبی به اندازهٔ پشتوی شمالی رایج نیست و عمدتاً به چند اسم محدود میشود.
| مفرد | جمع | |
|---|---|---|
| مستقیم | ګانې یا وې gā́ne یا we | |
| غیرمستقیم | ګانو یا وو gā́no یا wo | |
| ازی | ||
| ندایی |
نمونهها
| مفرد | جمع | |
|---|---|---|
| مستقیم | مياشت myā́šht |
مياشتې myā́šhte |
| غیرمستقیم | مياشتې myā́šhte |
مياشتو myā́šhto |
| ازی | ||
| ندایی |
| مفرد | جمع | |
|---|---|---|
| مستقیم | خواښې xwā́x̌e |
خواښیانې xwax̌yā́ne |
| غیرمستقیم | خواښیانو xwax̌yā́no | |
| ازی | ||
| ندایی |
| مفرد | جمع | |
|---|---|---|
| مستقیم | رڼا raṇā́ |
رڼاوې یا رڼاګانې raṇā́we یا raṇāgā́ne |
| غیرمستقیم | رڼاوو یا رڼاګانو raṇā́wo یا raṇāgā́no | |
| ازی | ||
| ندایی |
| مفرد | جمع | |
|---|---|---|
| مستقیم | بیزو bizó |
بیزوګانې یا بیزووې bizogā́ne یا bizówe |
| غیرمستقیم | بیزوګانو یا بیزوو bizogā́no یا bizówo | |
| ازی | ||
| ندایی |
ردهٔ ۲
ردهٔ ۲ تنها اسمهای مذکر، اعم از جاندار و بیجان، را دربر میگیرد. ستاک این اسمها دستخوش دگرگونیهای گوناگونی میشود. این اسمها در صورتهای جمع و غیرمستقیم پایانهٔ -ə́ میگیرند.
اسمهایی که در هجای پایانی دارای -ú- یا -ó- هستند، این واکهها را به -ā- تغییر میدهند. برخی اسمها، مانند تنور tanúr به معنای «تنور»، دارای صرف آمیختهاند؛ صورتهای غیرمستقیم آنها بر پایهٔ الگوی ردهٔ ۲، اما صورتهای جمعشان بر پایهٔ الگوی ردهٔ ۱ ساخته میشود. البته ممکن است -ú/ó- در گویشهای جنوبی به -a- و در گویشهای شمالی به -ə- تقلیل یابد. واژهٔ پالېز paléz به معنای «باغچهٔ سبزیکاری» غالباً نمونهای از اسمهای ردهٔ ۲ دانسته میشود که ستاک آن دگرگون نمیشود.[۵]
شماری از اسمهای مذکر جاندار که به -á پایان مییابند، مانند مېلمه melma به معنای «مهمان»، اسبه asba به معنای «چوپان اسب»، غوبه ğoba به معنای «گاوچران» و کوربه korba به معنای «صاحبخانه»، نیز در ردهٔ ۲ جای میگیرند.
اسمهای تکهجایی دارای -a-، این واکه را در صورتهای غیرمستقیم و جمع از دست میدهند و -ə میگیرند. چند استثنا نیز وجود دارد: غر ğar به معنای «کوه»، ور war به معنای «در»، ګز gaz به معنای «گز» (واحد طول)، من man به معنای «مَن» (واحد وزن) و ټغر ṭağar به معنای «گلیم» در حالت جمع پسوند ونه -úna میگیرند؛ مانند غرونه ğrúna و ورونه warúna/wrúna.
اسمهایی که در هجای پایانی دارای -á- هستند، آن را به -ə́- تغییر میدهند. بیشتر این اسمها دارای صرف آمیختهاند؛ یعنی ممکن است در حالت جمع پسوند -ā́n یا -úna بگیرند یا بدون پسوند باقی بمانند. بسیاری از اسمهای بیجان این رده میتوانند هر دو پسوند را بپذیرند. تنها استثنا سخر sxar به معنای «سنگ» است که صورت جمع آن همواره سخر sxə́r است. این زیررده همچنین واژههای دارای پسوندهای ګر، ور، ن و زن را دربر میگیرد.
| مفرد | جمع | |
|---|---|---|
| مستقیم | úC, óC | uCúna, oCúna یا əCúna |
| غیرمستقیم | uCə́, óCə́ | uCúno, oCúno یا əCúno |
| ازی | úCa, óCa | |
| ندایی |
نمونهها
| مفرد | جمع | |
|---|---|---|
| مستقیم | پښتون pəx̌tún |
پښتانه pəx̌tānə́ |
| غیرمستقیم | پښتانه pəx̌tānə́ |
پښتنو pəx̌tanó |
| ازی | پښتونه pəx̌túna | |
| ندایی |
| مفرد | جمع | |
|---|---|---|
| مستقیم | شپون špún |
ښپانۀ špānə́ |
| غیرمستقیم | ښپانۀ špānə́ |
شپنو španó |
| ازی | شپونه špúna | |
| ندایی |
| مفرد | جمع | |
|---|---|---|
| مستقیم | سکور skór |
سکارۀ skārə́ |
| غیرمستقیم | سکارۀ skārə́ |
سکرو skaró |
| ازی | سکوره skóra | |
| ندایی |
| مفرد | جمع | |
|---|---|---|
| مستقیم | تنور tanúr |
تنرونه یا تنورونه tanərúna یا tanurúna |
| غیرمستقیم | تناره tanārə́ |
تنرونو یا تنورونو tanərúno یا tanurúno |
| ازی | تنوره tanúra | |
| ندایی |
| مفرد | جمع | |
|---|---|---|
| مستقیم | مېلمه melmá |
مېلمانه یا مېلمه melmānə́ یا melmə́ |
| غیرمستقیم | مېلمانه یا مېلمه melmānə́ یا melmə́ |
مېلمنو یا مېلمو melmanó یا melmó |
| ازی | مېلمه melmá | |
| ندایی |
| مفرد | جمع | |
|---|---|---|
| مستقیم | غر ğhar |
غرونه یا، بهندرت، غرۀ ğhrúna یا ğhrə |
| غیرمستقیم | غرونو ğhrúno | |
| ازی | غره ğhára ğhrə | |
| ندایی |
ردهٔ ۳
اسمهای ردهٔ ۳ با صفتهایی که به -ay، -əy و -e پایان مییابند، مرتبطاند.
اسمهای مذکر پایانیافته به -áy ــ با توجه به تکیهٔ آن ــ بهویژه اگر جاندار باشند، گاه صورت جمع دیگری با پسوند -yā́n دارند. کاربرد این صورت تا اندازهای به گویش بستگی دارد و در پشتوی جنوبی چندان رایج نیست.
در میان اسمهای مؤنث پایانیافته به -əy، حتی اسمهای بیجان نیز میتوانند پسوند یانې یا ګانې بگیرند یا در حالت جمع بدون تغییر باقی بمانند. برخی اسمهای معنی دارای پسوند ي -i، مانند دوستي به معنای «دوستی»، چلاکي به معنای «حیلهگری» و ګرمي به معنای «گرما»، نیز در این رده جای میگیرند.
| مفرد | جمع ۱ | جمع ۲ | |
|---|---|---|---|
| مستقیم | ی ay |
ي i |
يان yā́n |
| غیرمستقیم | ي í |
و یا یو o یا әyo/iyo |
يانو yā́no |
| ازی | یه aya | ||
| ندایی |
| مفرد | جمع ۱ | جمع ۲ | جمع ۳ | |
|---|---|---|---|---|
| مستقیم | ۍ، ي ə́y, i |
ۍ ə́y |
یانې yā́ne |
ګانې gā́ne |
| غیرمستقیم | و o |
یانو yā́no |
ګانو gā́no | |
| ازی | ||||
| ندایی |
نمونهها
| مفرد | جمع | |
|---|---|---|
| مستقیم | سپی spáy |
سپي یا سپیان spí یا spiyā́n |
| غیرمستقیم | سپي spí |
سپو یا سپیو یا سپیانو spó یا spío یا spiyā́no |
| ازی | سپیه spáya | |
| ندایی |
| مفرد | جمع | |
|---|---|---|
| مستقیم | سپۍ spə́i |
سپۍ یا سپیانې یا سپۍګانې spə́y یا spə́iyā́ne یا spə́igā́ne |
| غیرمستقیم | سپیو یا سپیانو یا سپۍګانو spə́yo یا spə́iyā́no یا spə́igā́no | |
| ازی | ||
| ندایی |
اسمهای غیرقابلشمارش
این اسمها صورت جمع ندارند و در حالتهای غیرمستقیم و ازی، پایانهٔ و -o میگیرند.
مؤنث
از نمونههای آن میتوان به اوړه [oṛә́، «آرد»]، اوبه [obә́، «آب»] و پۍ [pə́i، «شیر»] اشاره کرد.
نمونه: اوبه، «آب»
| مفرد | جمع | |
|---|---|---|
| مستقیم | اوبه obә́ | |
| غیرمستقیم | اوبو obó | |
| ازی | ||
| ندایی | ||
نمونه: پۍ، «شیر»
| مفرد | جمع | |
|---|---|---|
| مستقیم | پۍ pə́i | |
| غیرمستقیم | پيو pə́io | |
| ازی | ||
| ندایی | ||
مذکر
از نمونههای آن میتوان به ږدن [ẓ̌dәn، «ذرت خوشهای»]، دال [dāl، «عدس»] و شراب [šarā́b، «الکل»] اشاره کرد.
نمونه: دال، «عدس»
| مفرد | جمع | |
|---|---|---|
| مستقیم | دال dāl | |
| غیرمستقیم | دالو dā́lo | |
| ازی | ||
| ندایی | داله dā́la | |
اسمهای بیقاعده
این اسمها به نامهای خویشاوندی محدود میشوند.
اسمهای مؤنث با ستاک -or
این گروه شامل واژههای زیر است:
مور /mor/ «مادر»؛ ستاک جمع: /máynd-/
خور /xor/ «خواهر»؛ ستاک جمع: /xwáynd-/
ترور /tror/ «عمه»؛ ستاک جمع: /tráynd-/
نګور /ngor/ «عروس»؛ ستاک جمع: /ngáynd-/
نمونه:
| مفرد | جمع | |
|---|---|---|
| مستقیم | مور mor |
مېندې máynde |
| غیرمستقیم | مېندو máyndo | |
| ازی | مورې móre | |
| ندایی |
برادر و دختر
ورور به معنای «برادر» در جمع مستقیم پایانهٔ وڼه میگیرد.
| مفرد | جمع | |
|---|---|---|
| مستقیم | ورور wror |
وروڼه wrúṇa |
| غیرمستقیم | وروڼو wrúṇo | |
| ازی | وروره wrorá | |
| ندایی |
لور به معنای «دختر» در جمع مستقیم پایانهٔ وڼې میگیرد.
| مفرد | جمع | |
|---|---|---|
| مستقیم | لور lur |
لوڼې lúṇe |
| غیرمستقیم | لوڼو lúṇo | |
| ازی | لورې lúre | |
| ندایی |
پسر
| مفرد | جمع | |
|---|---|---|
| مستقیم | زوی zoy |
زامن zāmə́n |
| غیرمستقیم | زامنو zāmə́no | |
| ازی | زویه zoya | |
| ندایی |
صفتها
در پشتو به صفت ستاینوم [ستاينوم، stāynúm] گفته میشود. صفتها یا ستاینومها [ستاينومونه، stāynumúna] از نظر جنس، شمار و حالت با اسمهایی که آنها را توصیف میکنند، مطابقت دارند.
| ردهٔ ۱ | ردهٔ ۲ | ردهٔ ۳ | |||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| گروه ۱ | گروه ۲ | گروه ۳ | گروه ۴ | گروه ۵ | |||
| مذکر | مفرد | مستقیم | – | -ay | |||
| غیرمستقیم دوم | -a | -aya | -i | ||||
| ندایی | -e | ||||||
| غیرمستقیم | – | -ə | -i | ||||
| جمع | مستقیم | ||||||
| غیرمستقیم/ندایی | -o | -io/-o | -yo/-o | ||||
| مؤنث | مفرد | مستقیم | -a | -əy | -e | ||
| غیرمستقیم دوم | |||||||
| ندایی | -e | ||||||
| غیرمستقیم نخست | |||||||
| جمع | مستقیم | ||||||
| غیرمستقیم/ندایی | -o | -əyo/-o | -yo/-o | ||||
نکتهها:
- در حالت جمع، دو صورت غیرمستقیم و صورت ندایی در یک صورت ادغام میشوند.
- صورت غیرمستقیم نخست مفرد و صورت مستقیم جمع همواره یکساناند.
- بر پایهٔ دو قاعدهٔ بالا، صفتهای مذکر حداکثر میتوانند پنج صورت متمایز داشته باشند؛ هرچند در عمل هیچ ردهای بیش از چهار صورت را از یکدیگر متمایز نمیکند.
- در صفتهای مؤنث، صورت غیرمستقیم نخست مفرد با صورت ندایی مفرد و صورت مستقیم مفرد با صورت غیرمستقیم دوم مفرد یکسان است. با درنظرگرفتن ادغامهای پیشگفته، صفتهای مؤنث حداکثر میتوانند سه صورت متمایز داشته باشند.
- در گروههای ۲ و ۳، ستاک و جای تکیه در حالتهای مختلف تغییر میکند. در گروه ۳، میان صورتهای مستقیم، غیرمستقیم دوم و نداییِ مفرد مذکر ــ که تکیه بر ستاک دارند ــ و همهٔ صورتهای دیگر ــ که دارای ستاکی گاه متفاوت و تکیه بر پایانهاند ــ تمایزی بنیادی وجود دارد. برای نمونه: مذکر trīx و مؤنث traxá به معنای «تلخ»؛ مذکر sūr و مؤنث srá به معنای «سرخ»؛ مذکر sōṛ و مؤنث saṛá به معنای «سرد»؛ و مؤنث raṇā به معنای «روشن» که تنها یک ستاک دارد. گروه ۲ نیز همین تغییر تکیه را دارد، اما دارای سه ستاک متمایز است: واکهٔ تکیهدار o یا u در ستاکِ صورتهای مستقیم، غیرمستقیم دوم و نداییِ مفرد مذکر؛ واکهٔ بیتکیهٔ ā در ستاکِ صورت غیرمستقیم نخست مفرد مذکر و مستقیم جمع؛ و واکهٔ بیتکیهٔ a در ستاکِ همهٔ صورتهای دیگر. برای نمونه، صورت مفرد مذکر pōx، جمع مذکر pāxǝ́ و مؤنث paxá به معنای «رسیده، پخته» است.
ردهٔ ۱
پسوندهای نشاندهندهٔ حالت
صورت مدخلی صفتهای ردهٔ ۱ به همخوان پایان مییابد و تکیه در آنها بر هجای پایانی ستاک باقی میماند.
| مذکر | مؤنث | |||
|---|---|---|---|---|
| مفرد | جمع | مفرد | جمع | |
| مستقیم | ه a |
ې e | ||
| غیرمستقیم | و o |
ې e |
و o | |
| ازی | ه a | |||
| ندایی | ||||
دگرریختی ستاک
در گویشهای جنوبی، صفتهای ردهٔ ۱ با برخی ساختهای خاص ستاک، دستخوش یکی از دو دگرگونی زیر میشوند:
- هماهنگی واکهای؛ یا
- مرکزیشدن واکه.
در دیگر گویشها، این واکهها دگرگون نمیشوند.
هماهنگی واکهای
صفتهای ردهٔ ۱ که واکهٔ تکیهدارِ ستاکشان در گویشهای جنوبی /ə́/ است، مانند دنګ /dəng/ به معنای «بلند»، در جمع مستقیم مؤنث و هر دو صورت جمع غیرمستقیم ــ هنگامی که واکهٔ پسوند /o/ باشد ــ دستخوش هماهنگی پسرونده میشوند.
مرکزیشدن
در صفتهای ردهٔ ۱ که هجای پایانیِ صورت مستقیم مفرد مذکر آنها ور /‑wár/، ګر /‑gár/، جن /‑ján/ یا من /‑mán/ است و نیز در عددهای ترتیبی پایانیافته به م /‑ám/، نوع دیگری از تغییر واکه رخ میدهد: واکهٔ /á/ در هجای پایانی، در صورتهای غیرمستقیم مفرد مؤنث و همهٔ صورتهای جمع، صرفنظر از جنس، به /ə́/ مرکزی میشود.
صورتهای ردهٔ ۱ با دگرریختی ستاک
نمونهٔ ۱: سپک («سبک» از نظر وزن)
| مذکر | مؤنث | |||
|---|---|---|---|---|
| مفرد | جمع | مفرد | جمع | |
| مستقیم | سپک spak spək (جنوبی) |
سپک spak spək (جنوبی) |
سپکه spáka spə́ka (جنوبی) |
سپکې spáke سپکي spə́ki (جنوبی) |
| غیرمستقیم | سپکو spáko spə́ko (جنوبی) spóko (جنوبی) |
سپکې spáke سپکي spə́ki (جنوبی) |
سپکو spáko spə́ko (جنوبی) spóko (جنوبی) | |
| ازی | سپکه spáka spə́ka (جنوبی) | |||
| ندایی | ||||
الگوی صرف صفت سپک /spək/ به معنای «سبک» در جدول بالا، قاعدهٔ هماهنگی واکهای در گویش جنوبی را نشان میدهد.
نمونهٔ ۲: زړور («دلیر»)
| مذکر | مؤنث | |||
|---|---|---|---|---|
| مفرد | جمع | مفرد | جمع | |
| مستقیم | زړور zṛawár |
زړور zṛawár zṛawə́r (جنوبی) |
زړوره zṛawára |
زړورې zṛawáre زړوري zṛawə́ri (جنوبی) |
| غیرمستقیم | زړورو zṛawáro zṛawə́ro (جنوبی) |
زړورې zṛawáre زړوري zṛawə́ri (جنوبی) |
زړورو zṛawáro zṛawə́ro (جنوبی) | |
| ازی | زړوره zṛawár | |||
| ندایی | ||||
الگوی صرف صفت زړور /zṛawár/ به معنای «دلیر»، قاعدهٔ مرکزیشدن واکه را در گویش جنوبی نشان میدهد.
جانداری
برخی صفتهای ردهٔ ۱ هنگام توصیف اسمهای جاندار ممکن است پسوندهای جمع جاندارِ اسمهای ردهٔ ۱ را بگیرند؛ برای نمونه:
Məʃarɑn
wruɳa
«برادران بزرگتر»
ردهٔ ۲
صفتهای ردهٔ ۲ ممکن است به همخوان یا شوای تکیهدار (ۀ /‑ə́/) پایان یابند. بهجز پسوندهای ازی و ندایی مفرد مذکر، پسوندهای ردهٔ ۲ ذاتاً تکیهدارند. این پسوندهای تکیهدار تفاوت اصلی میان ردههای ۱ و ۲ را تشکیل میدهند؛ هرچند شکل برخی پسوندها نیز در این دو رده متفاوت است. تعلق یک صفت پایانیافته به همخوان به ردهٔ ۱ ــ با تکیه بر ستاک ــ یا ردهٔ ۲ ــ با تکیه بر پسوند ــ از ویژگیهای خودِ واژه است و نمیتوان آن را پیشبینی کرد.
پسوندهای نشاندهندهٔ حالت
| مذکر | مؤنث | |||
|---|---|---|---|---|
| مفرد | جمع | مفرد | جمع | |
| مستقیم | -Ø | ۀ ə́ |
ه á |
ې یای مجهول |
| غیرمستقیم | ۀ ə́ |
و واو مجهول |
ې یای مجهول |
و واو مجهول |
| ازی | ه | |||
| ندایی | ||||
دگرریختی ستاک
برخی صفتهای ردهٔ ۲ هنگام صرف دستخوش فرایندهای دگرریختی ستاک میشوند که همگی تابع تکیهاند. نخستین فرایند، یعنی «حذف واکهٔ ۱»، بر واکههای پایانی صفتهای ردهٔ ۲ پایانیافته به /ə́/ اثر میگذارد. دیگر فرایندها بر واکههای ستاکِ صفتهای ردهٔ ۲ پایانیافته به همخوان تأثیر میگذارند؛ این واکهها هنگامی که بیتکیه باشند، یا پایین میروند یا حذف میشوند. پایینرفتگی تنها برخی واکههای پسین را دربر میگیرد. نمیتوان پیشبینی کرد که کدامیک از قواعد پایینرفتگی واکهٔ پسین یا حذف واکهٔ ۲ بر یک صفت پایانیافته به همخوان اعمال میشود. این قواعد عبارتاند از:
- حذف واکهٔ ۱
- پایینرفتگی واکهٔ پسین
- تکواکهشدن
- کشیدگی
- حذف واکهٔ ۲
- درج واکه
حذف واکهٔ ۱
- V2 → Ø/ V́1_
- V́1 → Ø/ _V́2
اگر افزودن پسوند موجب کنار هم قرار گرفتن دو واکه شود و تنها یکی از آنها تکیه داشته باشد، واکهٔ بیتکیه حذف میشود. اگر هر دو واکه تکیهدار باشند، واکهٔ نخست حذف میشود. این قاعده بر صفتهای پایانیافته به واکه اعمال میشود.
نمونه: صفتهای پایانیافته به واکه که به ۀ /‑ə́/ تکیهدار پایان مییابند:
| مذکر | مؤنث | |||
|---|---|---|---|---|
| مفرد | جمع | مفرد | جمع | |
| مستقیم | تېرۀ terə́ |
تېرۀ terə́ |
تېره terá |
تېرې terیای مجهول |
| غیرمستقیم | تېرو terواو مجهول |
تېرې terیای مجهول |
تېرو terواو مجهول | |
| ازی | ||||
| ندایی | ||||
صفتهای پایانیافته به واکه که در صورت مدخلی خود به ه /‑ə́/ تکیهدار پایان مییابند، تېره /terə́/ به معنای «تیز» را نیز دربر میگیرند. تعلق این صفتها به ردهٔ ۲ را میتوان با اطمینان از صورت مدخلی آنها تشخیص داد، زیرا صفتهای هیچ ردهٔ دیگری به /‑ə́/ پایان نمییابند. واکهٔ پایانی ستاکِ این صفتها تابع یکی از قواعد صرفیـواجی حذف واکهٔ ۱ است.
پایینرفتگی واکهٔ پسین
- Vبیتکیه[+پسین] → V[−افراشته]/ C_
در بیشتر صفتهای ردهٔ ۲ پایانیافته به همخوان که دارای واکهٔ پسین غیرآغازی و /o/ یا /u/ هستند، این واکه در حالت بیتکیه به /a/ پایین میرود.
| مذکر | مؤنث | |||
|---|---|---|---|---|
| مفرد | جمع | مفرد | جمع | |
| مستقیم | پوخ pox |
پاخۀ pāxə́ |
پخه paxá |
پخې paxیای مجهول |
| غیرمستقیم | پاخۀ pāxə́ |
پخو paxواو مجهول |
پخې paxیای مجهول |
پخو paxواو مجهول |
| ازی | پوخه pواو مجهولxa | |||
| ندایی | ||||
| مذکر | مؤنث | |||
|---|---|---|---|---|
| مفرد | جمع | مفرد | جمع | |
| مستقیم | ړوند ṛund |
ړاندۀ ṛāndə́ |
ړنده ṛandá |
ړندې ṛandیای مجهول |
| غیرمستقیم | ړاندۀ ṛāndə́ |
ړندو ṛandواو مجهول |
ړندې ṛandیای مجهول |
ړندو ṛandواو مجهول |
| ازی | ړوند ṛúnda | |||
| ندایی | ||||
در بیشتر صفتهای پایانیافته به همخوان که واکهٔ ستاک آنها یکی از واکههای پسین /o/ یا /u/ است، واکه در جایگاه بیتکیه پایین میرود. اگر هجای بعدی دارای /ə́/ باشد، پس از آن کشیده نیز میشود. نمونههای آن پوخ /pox/ به معنای «پخته، رسیده» و ړوند /ṛund/ به معنای «نابینا» هستند که صرفشان در جدولهای بالا آمده است.
تکواکهشدن
- a[+تکیه]w → V[−افراشته، +پسین]
- wa[+تکیه] → V[−افراشته، +پسین]
در صفتهایی که ستاکشان دارای /aw/ یا /wa/ است ــ صورتی که معمولاً در حالت مؤنث دیده میشود ــ این توالیها هنگامی که تکیهدار باشند، به /o/ ساده میشوند.
| مذکر | مؤنث | |||
|---|---|---|---|---|
| مفرد | جمع | مفرد | جمع | |
| مستقیم | تود tواو مجهولd |
تاودۀ tāwdə́ |
توده tawdá |
تودې tawdé |
| غیرمستقیم | تاودۀ tāwdə́ |
تودو tawdó |
تودې tawdé |
تودو tawdó |
| ازی | توده tواو مجهولda | |||
| ندایی | ||||
شکست واکهٔ پسین: تود /tod/ به معنای «داغ»؛ ستاک: /tawd/.
کشیدگی
- a → ā /_(C)Cə́
/a/ کوتاه هنگامی که هجای پس از آن دارای /ə́/ باشد، به /ā/ بلند تبدیل میشود. این قاعده بر صفتهایی اثر میگذارد که دستخوش پایینرفتگی واکهٔ پسین میشوند، مانند پاخۀ ← پوخ و ړاندۀ ← ړوند، و نیز صفتهایی که دستخوش تکواکهشدن میشوند، مانند تاودۀ ← تود.
حذف واکهٔ ۲
- V[−تکیه] → Ø
در شماری از صفتهای پایانیافته به همخوان، واکهٔ ستاک هنگامی که تکیه نداشته باشد حذف میشود.
نمونه: سور /sur/، «سرخ»
| مذکر | مؤنث | |||
|---|---|---|---|---|
| مفرد | جمع | مفرد | جمع | |
| مستقیم | سور sur |
سرۀ srə |
سره sra |
سرې sre |
| غیرمستقیم | سرۀ srə |
سرو sro |
سرې sre |
سرو sro |
| ازی | سوره súra | |||
| ندایی | ||||
درج واکه
- Ø → a/C_CC یا CC_C
اگر حذف واکه به تشکیل خوشهای سههمخوانی بینجامد، ممکن است /a/ پس از همخوان نخست یا دوم درج شود.
ردهٔ ۳
این صفتها در صورت مستقیم مفرد مذکر به پسوند صفت مفعولیِ ی /‑ay/، که یک واکهٔ مرکب است، پایان مییابند. این پسوند ممکن است تکیهدار یا بیتکیه باشد.
پسوندهای نشاندهندهٔ حالت
تکیهدار
| مذکر | مؤنث | |||
|---|---|---|---|---|
| مفرد | جمع | مفرد | جمع | |
| مستقیم | ی áy |
ي í |
ۍ ə́i |
ۍ ə́i |
| غیرمستقیم | ي í |
و ó یو ə́yo/ío |
و ó یو ə́yo/ío | |
| ازی | یه áya | |||
| ندایی | ||||
بیتکیه
| مذکر | مؤنث | |||
|---|---|---|---|---|
| مفرد | جمع | مفرد | جمع | |
| مستقیم | ی ay |
ي i |
ې e |
ې e |
| غیرمستقیم | ي i |
و o |
و o | |
| ازی | ||||
| ندایی | یه ya | |||
تکیهدار
نمونه: زلمی («جوان»؛ ی تکیهدار است)
| مذکر | مؤنث | |||
|---|---|---|---|---|
| مفرد | جمع | مفرد | جمع | |
| مستقیم | زلمی zalmáy |
زلمي zalmí |
زلمۍ zalmə́i |
زلمۍ zalmə́i |
| غیرمستقیم | زلمي zalmí |
زلمو zalmó زلمیو zalmío (جنوبی) zalmə́yo (شمالی) |
زلمو zalmó زلمیو zalmío (جنوبی) zalmə́yo (شمالی) | |
| ازی | ||||
| ندایی | زلمیه zalmáya | |||
بیتکیه
نمونه: سوی («سوخته»؛ ی بیتکیه است)
| مذکر | مؤنث | |||
|---|---|---|---|---|
| مفرد | جمع | مفرد | جمع | |
| مستقیم | سوی sə́way sə́wəy (جنوبغربی) sə́we (شمالشرقی) |
سوي sə́wi |
سوې sə́we |
سوې sə́we |
| غیرمستقیم | سوي sə́wi |
سویو sə́wyo (شمالی) سوو sə́wo |
سویې sə́wye (شمالی) سوې sə́we |
سویو sə́wyo (شمالی) سوو sə́wo |
| ازی | ||||
| ندایی | سویه (شمالی) sə́way سوې (جنوبی) sə́we |
سوو sə́wo |
سوې sə́we |
سوو sə́wo |
ردهٔ ۴
ردهٔ ۴ شامل صفتهای «صرفناپذیر» است؛ یعنی صفتهایی که صرف نمیشوند. این صفتها عموماً از زبانهای دیگر وام گرفته شدهاند و میان صورتهای مذکر و مؤنث یا مفرد و جمع آنها تمایزی وجود ندارد.
بااینحال، برخی گویشوران در حالتهای غیرمستقیم، ازی و ندایی جمع، پسوندهای غیرمستقیم و /‑o/ یا وو /‑wo/ را به این صفتها میافزایند.
نمونه: شمالي، وامواژهای فارسیـعربی
| مذکر | مؤنث | |||
|---|---|---|---|---|
| مفرد | جمع | مفرد | جمع | |
| مستقیم | شمالي šamālí | |||
| غیرمستقیم | ||||
| ازی | ||||
| ندایی | ||||
نمونه: شمالي در گویش جنوبی
| مذکر | مؤنث | |||
|---|---|---|---|---|
| مفرد | جمع | مفرد | جمع | |
| مستقیم | شمالي šamālí | |||
| غیرمستقیم | شمالي šamālí |
شمالو šamāló |
شمالي šumālí |
شمالو šamāló |
| ازی | ||||
| ندایی | ||||
وندهای اشتقاقی
در زبان پشتو از اشتقاق استفاده میشود؛ بدین معنا که وندی به صورت پایه یا ستاک واژه افزوده میشود تا معنای آن را تغییر دهد، نه آنکه مانند پسوندهای فعلی صرفاً کارکرد دستوری آن را دگرگون کند.
پیشوندها
پیشوندها به آغاز واژه افزوده میشوند. رایجترین پیشوندهای پشتو عبارتاند از:
| پیشوند | معنا و کاربرد |
|---|---|
| نا | پیشوند منفیساز برای اسمها یا اجزای دیگر واژه، با معنایی همانند «ناـ» و «غیرـ» در فارسی |
| بې | به معنای «بدون» و تقریباً معادل «بیـ» در فارسی؛ این واژه در شمار حروف اضافه نیز قرار میگیرد. |
| بيا | به معنای «دوباره» و معادل «بازـ» در فارسی |
| هم | به معنای «همانند» یا «همسان» و معادل «همـ» |
| ګڼ | به معنای «پُرشمار» و معادل «چندـ» |
| دوه | به معنای «دو» و معادل «دوـ» |
نمونهها:
| واژه | معنای فارسی | واژهٔ پیشونددار | معنای فارسی | |
|---|---|---|---|---|
| نا nā |
وړ waṛ |
مناسب | ناوړ nāwáṛ |
نامناسب |
| بې be |
کور kor |
خانه | بې کوره be kóra [کور در حالت ازی] |
بیخانمان |
| بيا byā |
جوړول joṛawә́l |
ساختن | بيا جوړول byā joṛawә́l |
بازساختن |
| هم ham |
زولی [مذکر]، زولې [مؤنث] zólay, zóle |
همسن [در پشتوی کلاسیک] | همزولی، همزولې hamzólay, hamzól |
همسن |
| ګڼ gaṇ |
هېواديز hewādíz |
ملی | ګڼ هېواديز gaṇhewādíz |
چندملیتی |
| دوه dwa |
اړخيز aṛxíz |
اړخ «سو، طرف» + يز، پسوند صفتساز | دوه اړخيز dwa aṛxíz |
دوجانبه |
پسوندها
پسوندها به پایان واژه افزوده میشوند. رایجترین پسوندهای پشتو عبارتاند از:
| پسوند | معنا و کاربرد |
|---|---|
| توب | به اسمها و صفتها افزوده میشود و اسم معنی مذکر میسازد. |
| تیا | به اسمها و صفتها افزوده میشود و اسم معنی مؤنث میسازد. |
| ي | به اسم افزوده میشود و صفت میسازد. |
| ي | برای ساختن نام حرفه نیز به کار میرود. |
| يز [مذکر] يزه [مؤنث] |
پسوند صفتساز برای ساختن صفت از اسم؛ اگر پیش از آن واکهای قرار گیرد، به صورت ييز درمیآید؛ مانند سوله ← سوله ييز. |
| من | اسمها و صفتهایی میسازد که بر برخورداری از یک ویژگی یا چیز دلالت دارند. |
| جن | پسوند صفتساز به معنای برخورداری از ویژگیِ اسم پایه؛ مانند چنجن به معنای «کرمخورده» یا «بهشدت ایرادگیر». |
| ين | پسوندی صفتساز که به اسمِ مواد افزوده میشود. |
| ور | پسوندی صفتساز برای نشاندادن برخورداری و دارابودن. |
| م | از عددهای اصلی، عدد ترتیبی میسازد. |
| ښت | به صفتها، از جمله صفتهای فعلی، افزوده میشود و «حالت یا چگونگیِ بودن» را نشان میدهد. |
| ګلوي | به اسم افزوده میشود و اسم معنی مؤنث میسازد که غالباً بر پیوند یا ارتباط دلالت دارد؛ مانند پیژندګلوي و پلارګلوي. |
| والی | به اسمها و صفتها افزوده میشود و اسم معنی مذکر میسازد. |
| ولي | به اسمها و صفتها افزوده میشود و اسم معنی مؤنث میسازد. |
| ځی | اسمهایی میسازد که بر محل انجام کار دلالت دارند. |
| نه | رایجترین پسوند برای ساختن اسم از فعل است. اسم ساختهشده با این پسوند مؤنث است. |
| ون | با بسامدی کمتر از نه، برای ساختن اسم از فعل به کار میرود. |
| اک | تنها در ساخت دو اسم خوراک و څښاک به کار میرود و بر چیزهای خوردنی یا نوشیدنی دلالت دارد؛ کارکرد آن با もの در زبان ژاپنی قابلمقایسه است. |
| تون | برای ساختن اسم مکان، به معنای «محل اصلیِ» چیزی، به کار میرود. |
| پال [مذکر] پاله [مؤنث] |
بر کسی دلالت دارد که پرورشدهنده یا پذیرای چیزی است. با «پرست» در فارسی قابلمقایسه است، اما برخلاف آن تنها اسم فاعل میسازد و بهصورت صفت به کار نمیرود. |
| پالنه | اسم معنیای میسازد که بر پرورش، نگهداری یا پذیرایی از چیزی دلالت دارد و با «پرستی» در فارسی قابلمقایسه است. |
| واکي | از واژهٔ پایه اسمی میسازد که بر «سلطه بر»، «فرمانرواییِ» یا «برخورداری از ویژگی» دلالت دارد. این پسوند با واژهٔ واک به معنای «اقتدار» مرتبط است. |
| وال | اسمهایی میسازد که بر ساکن یک محل، انجامدهندهٔ فعالیتِ بیانشده در واژهٔ پایه یا دارندهٔ آن دلالت دارند. |
| واله | اسمهایی میسازد که بر مالکیت دلالت دارند. |
| ګر | برای ساختن اسم فاعل به معنای سازنده، انجامدهنده یا پیشهورِ مرتبط با واژهٔ پایه به کار میرود. |
| چي | پسوند اسم فاعلِ وامگرفته از زبان ترکی عثمانی که تنها با وامواژهها به کار میرود. |
| ګوټی | پسوند تصغیر؛ مانند مېز «میز» و مېزګوټی «میز کوچک». |
| وزمه | نشان میدهد چیزی به واژهٔ پایه شباهت دارد، اما عین آن نیست. این پسوند برای بیان سایهرنگها نیز به کار میرود. |
| نی | به واژههای مرتبط با زمان و مکان افزوده میشود. |
| ی | به نام مکان افزوده میشود و اسمی مذکر میسازد که بر مردی ساکن یا یافتشده در آن مکان دلالت دارد. |
| ۍ | به نام مکان افزوده میشود و اسمی مؤنث میسازد که بر زنی ساکن یا یافتشده در آن مکان دلالت دارد. |
| ګنۍ | برای ساختن اسمهایی به کار میرود که بیانگر خویشاوندی یا روابط خانوادگیاند. |
| وړ [مذکر] وړه [مؤنث] |
مانند پسوند «پذیر» در فارسی، صفتهایی میسازد که بر امکان انجام کار یا شایستگی برای آن دلالت دارند. |
| يالی [مذکر] يالۍ [مؤنث] |
از اسم صفتی میسازد که بر برخورداری از یک ویژگی دلالت دارد. |
| غاړی [مذکر] غاړې [مؤنث] |
اسم فاعل مرتبط با هنر یا مهارت میسازد؛ مانند لوبغاړی و سندرغاړی. همچنین برای ساختن اسمها و صفتهای مرتبط با غاړه «گلو» به کار میرود؛ مانند بوږغاړی «دارای صدای خشن». |
| چک | پسوند صفتسازی که نشان میدهد واژهٔ مشتق «تا اندازهای» به واژهٔ پایه شباهت دارد. |
| ډله | به معنای «گروه» و برای ساختن واژههایی به معنای تیم، گروه، دسته یا شرکت به کار میرود. |
| هار | به گفتهٔ ز. ا. پشتون، پسوندی برای ساختن واژههای نامآوایی است که تکرار یا تشدید صدا را نشان میدهند. به گفتهٔ اچ. جی. راورتی، این پسوند «به اسمهای بیانگر هرگونه صدا افزوده میشود و صورت جمع میسازد». |
نمونهها:
| واژه | معنای فارسی | واژهٔ مشتق | معنای فارسی | |
|---|---|---|---|---|
| توب tob |
بربنډ barbə́nḍ |
برهنه | بربنډتوب barbənḍtób |
برهنگی |
| تیا tyā |
روغ roğh |
سالم | روغتيا roğhtyā́ |
سلامتی |
| ي i |
ولس (w)ulə́s |
ملت | ولسي (w)uləsí |
ملی |
| ي i |
ترکاڼ tarkā́ṇ |
نجار | ترکاڼي tarkāṇí |
نجاری |
| يز/يزه iz/iza |
لمر lmar |
خورشید | لمريز lmaríz لمريزه lmaríza |
خورشیدی |
| ييز/ييزه yiz/yiza |
وټه wáṭa |
اقتصاد | وټه ييز waṭayíz وټه ييزه waṭayíza |
اقتصادی |
| من man |
لانجه lānjá |
مشکل | لانجمن lānjamán، lānjamə́n |
مشکلدار |
| جن jən |
کرکه krә́ka |
بیزاری | کرکجن krәkjә́n |
بیزار یا متنفر از چیزی |
| ين in |
زر zar |
طلا | زرين zarín |
زرین |
| ور war |
ګټه gáṭa |
سود | ګټور gaṭawár |
سودمند |
| م am/əm |
اووه uwə́ |
هفت | اووم uwə́m |
هفتم |
| ښت əx̌t |
جوړ joṛ |
ساختهشده | جوړښت joṛə́x̌t |
ساختار |
| ګلوي galwi |
پلار plār |
پدر | پلارګلوي plārgalwi |
پدری |
| والی wālay |
اوږد uẓ̌d |
بلند، دراز | اوږدوالی uẓ̌dwā́lay |
طول، ارتفاع |
| ولي wali |
ورور wror |
برادر | ورورولي wrorwalí |
برادری |
| ځی dzay |
ښوول x̌owə́l |
آموزشدادن | ښونځی x̌owə́ndzay |
مدرسه |
| نه əna |
غوښتل ğox̌tə́l |
درخواستکردن | غوښتنه ğox̌tə́na |
درخواست |
| ون un |
بدلول badlawə́l |
تغییردادن | بدلون badlún |
تغییر |
| اک āk |
څښل tsx̌ə́l خوړل xwaṛə́l |
نوشیدن خوردن |
څښاک tsx̌āk خوراک xwaṛā́k |
نوشیدنی خوراک |
| تون tun |
پوهنه pohə́na |
دانش | پوهنتون pohəntún |
دانشگاه |
| پال/پاله pal/pāla |
مېلمه melmá |
مهمان | مېلمه پال melmapā́l مېلمه پاله melmapā́la |
میزبان |
| پالنه pālana |
مېلمه melmá |
مهمان | مېلمه پالنه melmapālə́na |
مهماننوازی |
| واکي wāki |
پلار plār |
پدر | پلارواکي plārwākí |
پدرسالاری |
| وال wāl |
ليک lik |
نوشتن | ليکوال likwā́l |
نویسنده |
| واله wālə |
غنم ğhanə́m |
گندم | غنم واله ğhanəmwālə |
گندمفروش |
| ګر gər |
کوډه kóḍa |
جادو | کوډګر koḍgə́r، koḍgár |
جادوگر |
| چي chi |
توپ top |
توپ | توپچي topčí |
توپچی |
| ګوټی goṭay |
کتاب kitā́b |
کتاب | کتاب ګوټی kitābgóṭay |
کتابچه |
| وزمه wazma |
تور tor |
سیاه | تور وزمه torwázma |
سیاهفام |
| نی (a)náy |
کال kāl |
سال | کالنی kālanáy |
سالانه |
| ی áy |
جاپان jāpā́n |
ژاپن | جاپانی jāpānáy |
مرد ژاپنی |
| ۍ ə́i |
جاپان jāpā́n |
ژاپن | جاپانۍ jāpānə́i |
زن ژاپنی |
| ګنۍ ganai |
پلار plār مور mor |
پدر مادر |
پلارګنۍ plārganə́i مورګنۍ morganə́i |
خانوادهٔ پدری خانوادهٔ مادری |
| وړ/وړه waṛ/waṛa |
خندا xandā́ |
خنده | خنداوړ xandāwáṛ خنداوړه xandāwáṛa |
خندهدار |
| يالی/يالۍ yālay/yālə́i |
ننګ nang |
شرف | ننګيالی nangyāláy ننګيالۍ nangyālə́i |
شرافتمند |
| غاړی/غاړې ğāṛay/ğāṛe |
سندره sandə́ra |
ترانه | سندرغاړی sandərğā́ṛay سندرغاړې sandərğā́ṛe |
خواننده |
| چک cak |
سپين spin |
سفید | سپين چک spinčák |
سفیدفام |
| ډله ḍala |
لوب lob |
ستاکِ «بازی» | لوبډله lobḍála |
تیم ورزشی |
| هار hār |
پړک pṛak |
صدای سیلی یا کفزدن | پړکهار pṛakahā́r |
صدای کفزدن |
ساخت واژههای جدید
افزون بر واژههای شناختهشدهای که در بالا آمدهاند، گویشوران میتوانند با استفاده از این وندها واژههای تازهای بسازند.
نمونه:
| فرایند ساخت واژهٔ جدید | ||
|---|---|---|
| واژهٔ موجود | پسوند موجود | واژهٔ جدید |
| غو ğo |
ييز yíz |
غوييز ğoyíz |
| جنس | پسوند صفتساز | جنسی |
مصدر
در پشتو، مصدر را کړنومی (Kaṛnúmay) مینامند که معنای تحتاللفظی آن «نام فعل» است.[۶] مصدر بر کنش یا رخدادی نامحدود دلالت میکند و در جمله همچون اسم به کار میرود. مصدر از نظر جنس و شمار، ویژگیهای یک اسم جمع مذکر را میگیرد.
| ردهٔ صرفی | ستاک گذشتهٔ ناکامل | مصدر | |
|---|---|---|---|
| ردهٔ نخست | کېد- ked- شدن |
کېدل kedә́l شدن | |
| ردهٔ دوم | ننوت- nənawat- |
ننوتل nənawatә́l داخلشدن | |
| ردهٔ سوم | پیوسته | ښخو- x̌axaw- دفنکردن |
ښخول x̌axawә́l دفنکردن |
| گسسته | سوچ کو soč kaw- فکرکردن |
سوچ کول soč kawә́l فکرکردن | |
در نمونهٔ زیر، وکړل، صورت گذشتهٔ کامل فعل گذرای کول به معنای «انجامدادن»، با مفعول جمع مذکر، یعنی مصدر وهل، مطابقت دارد:
- هغوی په خپلو کښې وهل وکړل
- Hağúi pә xpә́lo ke wahә́l wә́kṛəl
- «آنها با یکدیگر جنگیدهاند.»
فعل
- پشتو دارای سه زمان دستوری است: گذشته، حال و آینده.
- زمان آینده، بهاستثنای نشانگرهای آن، همانند زمان حال ساخته میشود.
- از نظر نمود دستوری، فعل پشتو در هر زمان میتواند دارای نمود کامل [بشپړاړخ] یا نمود ناکامل [نابشپړاړخ] باشد.[۶] نمود کامل بر پایانیافتن کنش دلالت دارد، درحالیکه نمود ناکامل بیانگر کنشی ادامهدار یا عادتی است.
- فعلهای پشتو در چهار گروه جای میگیرند: فعلهای ساده، فعلهای پیشوندی، فعلهای آغازشونده به ا و فعلهای مرکب.
- فعلهای پیشوندی، فعلهای آغازشونده به ا و فعلهای مرکب جداییپذیرند.
- صرف فعلهای پشتو بر پایهٔ بنهایی انجام میشود که هر فعل در اختیار دارد.
- صورتهای حال و امری از بن حال و صورتهای گذشته، تمنایی و مصدر از بن گذشته ساخته میشوند.
- فعلها بر پایهٔ شمار ستاکهایشان به فعلهای تکستاکی، دوستاکی و چندستاکی تقسیم میشوند.
- فعل بسته به زمان و ساخت جمله، از نظر شخص و شمار با فاعل یا مفعول مطابقت میکند.
- مطابقت با پسوندهای فعلیِ پس از ستاک نشان داده میشود که شخص و شمار را مشخص میکنند.
گروههای فعل
فعلهای ساده
این فعلها تنها از یک تکواژ تشکیل شدهاند.
نمونهها:
| مصدر | نویسهگردانی | معنا |
|---|---|---|
| تلل | tlə́l | رفتن |
| وتل | watə́l | بیرونرفتن |
| ګرځېدل | gardzedə́l | راهرفتن |
| کول | kawə́l | انجامدادن |
| خوړل | xwaṛә́l | خوردن |
فعلهای پیشوندی
این فعلها در ادامه بهعنوان فعلهای دارای بیقاعدگی دوگانه توصیف میشوند.
ساخت آنها از یک پیشوند اشتقاقی و یک بن فعل تشکیل میشود.
فعلهای پیشوندی اشاری
پیشوندهای این فعلها با واژهبستهای ضمیری غیرمستقیم و جهتنماها مطابقت دارند.
| پیشوند | جهت | نمونه | معنای نمونه |
|---|---|---|---|
| را rā |
بهسوی اولشخص | راتلل rā tlә́l |
آمدن |
| در dər/dar |
بهسوی دومشخص | درتلل dәr tlә́l |
بهسوی تو رفتن |
| ور wər/war |
بهسوی سومشخص | ورکول wәr kawә́l |
دادن |
فعلهای پیشوندی غیرزایا
این فعلها نیز مانند فعلهای پیشوندی اشاری از قواعد جابهجایی تکیه برای نشاندادن نمود کامل پیروی میکنند. همچنین تکواژهای منفیساز و واژهبستهای جایگاه دوم میتوانند پیشوند را از بخش دیگر فعل جدا کنند. بااینحال، از دیدگاه همزمانی، معنای پیشوند را عموماً نمیتوان از معنای تکواژ قاموسی فعلی که جزئی از آن است جدا کرد.
| پیشوند | نویسهگردانی | نمونه | معنای نمونه |
|---|---|---|---|
| کښې | kxe [شمالی] kṣ̌i [جنوبی] |
کښېوتل kxewatә́l |
درون چیزی افتادن |
| کې | ke [شمالی] ki [جنوبی] |
کېښودل kex̌awdә́l |
گذاشتن |
| نن | nəna | ننوتل nənawatә́l |
واردشدن |
| پورې | pore | پورې ايستل pore istә́l |
پیمودن، از میان چیزی گذشتن |
| تېر | ter | تېروتل terwatә́l |
اشتباهکردن |
| پرا | prā | پرانيستل prānistә́l |
بازکردن |
| پرې | pre | پرېوتل prewatә́l |
درازکشیدن |
نمونه: پرېکول به معنای «بریدن». پیشوند پرې با واژهبست جایگاه دوم يې از ستاک فعل کول جدا شده است.
pré
cut:VB:PREFIX:AOR
ye
it/he/she:3:WK
kṛá
cut:VB:AOR:IMP:SG
«آن را بِبُر»
فعلهای آغازشونده به ا
این فعلها با ا /a/ آغاز میشوند؛ اما فعلهای مرکبی که جزء نخست آنها با /a/ آغاز میشود، در این گروه قرار نمیگیرند.
نمونهها:
| مصدر | نویسهگردانی | معنا |
|---|---|---|
| اڼول | aṇawə́l | گردآوردن |
| استول | astawə́l | فرستادن |
| اخيستل | axistə́l | خریدن |
رفتار نحوی این فعلها به فعلهای پیشوندی شباهت دارد: /a/ آغازین میتواند چنانکه گویی یک پیشوند است، از بخش دیگر فعل جدا شود. تفاوت آنها با فعلهای پیشوندی در این است که برای ساختن صورتهای کامل، پیشوند و /wə́/ میگیرند.
وا
wā́
buy:AOR
مې
me
I:SG:WK
خيستل
xistəl
buy:PST:3PL:M
«من آنها را خریدم»
این فعلها برخلاف دیگر فعلها در نمود ناکامل دارای تکیهٔ متغیرند؛ تکیه میتواند بر هجای نخست یا هجایی غیرآغازی قرار گیرد. دیگر فعلها نمیتوانند تکیهٔ آغازین داشته باشند. هنگامی که /a/ در نمود ناکامل از بخش دیگر فعل جدا شود، تکیه بر آن قرار میگیرد.
نمونهٔ دارای تکیهٔ آغازین
ا
á
buy:CONT
مې
me
I:SG:WK
خيستل
xistəl
buy:PST:3PL:M
«من داشتم آنها را میخریدم»
نمونهٔ دارای تکیهٔ غیرآغازی
اخيستل
axistə́l
buy:CONT:PST:3PL:M
مې
me
I:SG:WK
«من داشتم آنها را میخریدم»
فعلهای مرکب
فعلهای مرکب دو گروه اصلی دارند و شماری استثنا نیز در میان آنها دیده میشود.
گروه نخست
این فعلها با افزودن پسوندهای فعلی ول [‑wә́l] و ېدل [edә́l] به اسم، صفت یا قید ساخته میشوند. اسم، صفت یا قیدی که پسوند به آن افزوده میشود، نباید به واکه پایان یابد.
نمونه:
| واژه | فعل ساختهشده | |
|---|---|---|
| ښخ x̌ax |
صفت، مفرد، مذکر | ښخول x̌awә́l |
| دفنشده | دفنکردن | |
استثناها
این گروه استثناهایی نیز دارد؛ مانند سوچ کول.
| واژه | فعل ساختهشده | |
|---|---|---|
| سوچ soč |
اسم مفرد مذکر | سوچ کول soč kawә́l |
| فکر | فکرکردن | |
گروه دوم
این فعلها با افزودن فعلهای کمکی کول و کېدل به اسمها و صفتها ساخته میشوند. اسم یا صفتی که فعل کمکی به آن افزوده میشود، به واکه پایان مییابد.
نمونهها:
| واژه | فعل ساختهشده | |
|---|---|---|
| ښايسته x̌āistá |
صفت مؤنث، ردهٔ ۴ | ښايسته کول x̌āista kawә́l |
| زیبا | زیباکردن | |
| ستړی stә́ṛay |
صفت مفرد مذکر، ردهٔ ۳ | ستړی کول stəṛay kawә́l |
| خسته | خستهکردن | |
ردههای صرفی فعل
فعلها را با توجه به گروههای فعلیِ یادشده میتوان به سه ردهٔ صرفی تقسیم کرد:[۷]
- ردهٔ صرفی نخست: فعلهای ساده و فعلهای آغازشونده به ا
- ردهٔ صرفی دوم: فعلهای پیشوندی
- ردهٔ صرفی سوم: فعلهای مرکب
بنهای فعل
بنهای فعل در پشتو بر پایهٔ زمان ــ حال یا گذشته ــ و نمود ــ کامل یا ناکامل ــ ساخته میشوند.[۷]
نمود
نمود کامل با پیشوند تکیهدارِ و /wә́/ نشان داده میشود. در فعلهای پیچیده، یعنی فعلهای پیشوندی، فعلهای آغازشونده به ا و فعلهای مرکب، قرارگرفتن تکیه بر پیشوند یا متمم، نمود کامل را نشان میدهد. نمود ناکامل با نبودن و /wə/ یا قرارگرفتن تکیه بر خود فعل، بهجای پیشوند یا متمم، مشخص میشود.[۷]
زمان
زمان حال در فعلهای گذرا با نبودن پسوند زمان و در فعلهای ناگذر با پسوند ېږ /ég/ نشان داده میشود.[۷]
در فعلهای تکستاکی، زمان گذشته با پسوند ل /ə́l/ در فعلهای گذرا یا ېد /ed(ə́l)/ در فعلهای ناگذر نشان داده میشود.
در فعلهای دوستاکی یا چندستاکی، زمان گذشته با دگرریختی ستاک نشان داده میشود.
بنها
بر این اساس، چهار نوع بن از یکدیگر متمایز میشوند:
- بن حال کامل
- بن حال ناکامل
- بن گذشتهٔ کامل
- بن گذشتهٔ ناکامل
صرف
برای ساختن صورتهای کاملاً صرفشدهٔ فعل، یکی از موارد زیر به این بنها افزوده میشود:[۷]
- پسوند فعلی؛
- پسوند امری یا تمنایی؛ یا
- پسوند صفتساز برای ساختن صفت فعلی.
فعلهای تکستاکی
آن بویل این فعلها را «فعلهای ضعیف» مینامد.[۷] این فعلها تنها یک ستاک دارند و هر چهار بن آنها را میتوان از روی همین ستاک پیشبینی کرد.
ردهٔ صرفی نخست
فعلهای گذرا
در جدول زیر، فعل گذرای تړل به معنای «بستن» بهعنوان نمونهای از ردهٔ صرفی نخست آمده است:
| فعل | ستاک | حال | گذشته | ||
|---|---|---|---|---|---|
| کامل | ناکامل | کامل | ناکامل | ||
| -وتړ wә́ taṛ- |
-تړ taṛ- |
-وتړل wә́ taṛəl- |
-تړل taṛә́l- | ||
| تړل taṛә́l |
تړ taṛ | ||||
نکتهها:
- بن حال ناکامل = ستاک
- بن حال کامل = و /wә́/ + ستاک
- بن گذشتهٔ ناکامل = ستاک + ل /ə́l/؛ افزودن این پسوند اجباری است.
- بن گذشتهٔ کامل = و /wә́/ + ستاک + ل /əl/؛ افزودن این پسوند اجباری است.
فعلهای ناگذر
در جدول زیر، فعل ناگذر رسېدل به معنای «رسیدن» بهعنوان نمونهای از ردهٔ صرفی نخست آمده است:
| فعل | ستاک | حال | گذشته | ||
|---|---|---|---|---|---|
| کامل | ناکامل | کامل | ناکامل | ||
| -ورسېږ wә́ raseẓ̌- |
-رسېږ raseẓ̌- |
-(ورسېد(ل wә́ rased(ә́l)- |
-(رسېد(ل rásed- | ||
| رسېدل rasedә́l |
رس ras | ||||
نکتهها:
- بن حال ناکامل = ستاک + ېږ /eg/
- بن حال کامل = و /wә́/ + ستاک + ېږ /eg/
- بن گذشتهٔ ناکامل = ستاک + ېد /ed/ + ل /ə́l/؛ افزودن ل در سومشخص مفرد مذکر ممنوع و در دیگر صورتها اختیاری است.
- بن گذشتهٔ کامل = و /wә́/ + ستاک + ېد /ed/ + ل /əl/؛ افزودن ل در سومشخص مفرد مذکر ممنوع و در دیگر صورتها اختیاری است.
ردهٔ صرفی دوم
در ردهٔ صرفی دوم، صورتهای کامل بهجای افزودن پیشوند و /wә́/، با انتقال تکیه به پیشوند موجود ساخته میشوند.
در جدول زیر، فعل گذرای راوړل به معنای «آوردن بهسوی گوینده» بهعنوان نمونهای از ردهٔ صرفی دوم آمده است:
| فعل | ستاک | حال | گذشته | ||
|---|---|---|---|---|---|
| کامل | ناکامل | کامل | ناکامل | ||
| -راوړ rā́ wṛ- |
-راوړ rā wṛ- |
-راوړل rā́ wṛә́l- |
-راوړل rā wṛә́l- | ||
| راوړل rāwṛә́l |
راوړ rā wṛ | ||||
نکتهها:
- بن حال ناکامل = ستاک
- بن حال کامل = پیشوند تکیهدار + ستاک
- بن گذشتهٔ ناکامل = پیشوند + ستاک + ل /ə́l/؛ افزودن این پسوند اجباری است.
- بن گذشتهٔ کامل = پیشوند تکیهدار + ستاک + ل /ə́l/؛ افزودن این پسوند اجباری است.
فعلهای دوستاکی
آن بویل این فعلها را «فعلهای قوی» مینامد.[۷]
این فعلها دارای دو ستاکاند: ستاک حال و ستاک گذشته.
ردهٔ صرفی نخست
ممکن است ستاک حال و گذشته دارای آواهای آغازین مشترک باشند؛ مانند نمونههای زیر:
| فعل | ستاک حال | حال | ستاک گذشته | گذشته | ||
|---|---|---|---|---|---|---|
| کامل | ناکامل | کامل | ناکامل | |||
| وژل wažә́l |
وژن wažən |
-و وژن wә́ wažən- |
-وژن wažən- |
وژ waž |
-(و وژ(ل wә́ waž(əl)- |
-(وژ(ل waž(ә́l)- |
| فعل | ستاک حال | حال | ستاک گذشته | گذشته | ||
|---|---|---|---|---|---|---|
| کامل | ناکامل | کامل | ناکامل | |||
| بلل balә́l |
بول bol |
-و بول wә́ bol- |
-بول bol- |
بل bal |
-(و بل(ل wә́ baləl- |
-(بل(ل bal(ә́l)- |
| فعل | ستاک حال | حال | ستاک گذشته | گذشته | ||
|---|---|---|---|---|---|---|
| کامل | ناکامل | کامل | ناکامل | |||
| ختل xatә́l |
خېژ xež |
-و خېژ wә́ xež- |
-خېژ xež- |
خت xat [یا خوت xot] |
-(و خت(ل wә́ xat(əl)- |
-(خت(ل xat(ә́l)- |
| فعل | ستاک حال | حال | ستاک گذشته | گذشته | ||
|---|---|---|---|---|---|---|
| کامل | ناکامل | کامل | ناکامل | |||
| پېژندل pežandә́l |
پېژن pežan |
-و پېژن wә́ pežan- |
-پېژن pežan- |
پېژند pežand |
-(و پېژند(ل wә́ pežand(əl)- |
-(پېژند(ل pežand(ә́l)- |
| اوبدل obdә́l |
اوب ob |
-و اوب wә́ ob- |
-اوب ob- |
اوبد obd |
-(و اوبد(ل wә́ ob(əl)- |
-(اوبد(ل obd(ә́l)- |
ستاک حال و گذشته ممکن است هیچ آوای مشابهی نیز نداشته باشند.
نمونه: فعل لیدل، «دیدن»
| فعل | ستاک حال | حال | ستاک گذشته | گذشته | ||
|---|---|---|---|---|---|---|
| کامل | ناکامل | کامل | ناکامل | |||
| لیدل lidә́l |
وین win |
-ووین wә́ win- |
-وین win- |
لید lid |
-(ولید(ل wә́ lid(əl)- |
-(لید(ل lid(ә́l)- |
در هر دو حالت، قواعد یکسانی اعمال میشود. آن بویل این قواعد را چنین بیان میکند:[۸]
نکتهها:
- بن حال ناکامل = ستاک حال
- بن حال کامل = و /wә́/ + ستاک حال
- بن گذشتهٔ ناکامل = ستاک گذشته + ل /ə́l/؛ افزودن ل در سومشخص مفرد مذکر ممنوع و در دیگر صورتها اختیاری است.
- بن گذشتهٔ کامل = و /wә́/ + ستاک گذشته + ل /ə́l/؛ افزودن ل در سومشخص مفرد مذکر ممنوع و در دیگر صورتها اختیاری است.
ردهٔ صرفی دوم
همانگونه که در بالا گفته شد، در ردهٔ صرفی دوم صورتهای کامل بهجای افزودن پیشوند و /wә́/، با انتقال تکیه به پیشوند موجود ساخته میشوند.
نمونهٔ نخست: فعل پرېښودل به معنای «ترککردن»
| فعل | ستاک حال | ستاک گذشته | حال | گذشته | ||
|---|---|---|---|---|---|---|
| کامل | ناکامل | کامل | ناکامل | |||
| پرېښودل prex̌odә́l |
پرېږد preẓ̌d |
پرېښود prex̌od |
-پرېږد pré ẓ̌d- |
-پرېږد pre ẓ̌d- |
-(پرېښود(ل pré x̌od(əl)- |
-(پرېښود(ل pre x̌od(ә́l)- |
نکتهها:[۸]
- بن حال ناکامل = ستاک حال
- بن حال کامل = پیشوند تکیهدار + ستاک حال
- بن گذشتهٔ ناکامل = پیشوند + ستاک گذشته + ل /ə́l/؛ افزودن ل در سومشخص مفرد مذکر ممنوع و در دیگر صورتها اختیاری است.
- بن گذشتهٔ کامل = پیشوند تکیهدار + ستاک گذشته + ل /ə́l/؛ افزودن ل در سومشخص مفرد مذکر ممنوع و در دیگر صورتها اختیاری است.
فعلهای چندستاکی
آن بویل این فعلها را «فعلهای قوی» مینامد.[۷]
در این فعلها، افزون بر تفاوت میان ستاک حال و گذشته، ستاکهای کامل و ناکامل نیز با یکدیگر تفاوت دارند. تمایز صورتهای کامل و ناکامل با تکیه نشان داده میشود: در صورت کامل، تکیه بر بخش نخست فعل و در صورت ناکامل عموماً بر هجاهای پایانی قرار میگیرد.
نمونههای زیر با بازچینی جدولها از صفحههای ۲۱۹ تا ۲۲۴ کتاب آن بویل برگرفته شدهاند:[۹]
نمونهها:
نکته: این فعل ممکن است سه ستاک [ږد، کېږد، کېښود] یا چهار ستاک [یښود، ږد، کېږد، کېښود] داشته باشد.
| فعل | معنا | حال | گذشته | ||
|---|---|---|---|---|---|
| کامل | ناکامل | کامل | ناکامل | ||
| یښودل ix̌odә́l |
گذاشتن | -کېږد kéẓ̌d- |
-ږد ẓ̌d- |
-(کېښود(ل kéx̌od(əl)- |
-(کېښود(ل kex̌od(ә́l)- -(یښود(ل ix̌od(ә́l)- |
نکته: دارای چهار ستاک است.
| فعل | معنا | حال | گذشته | ||
|---|---|---|---|---|---|
| کامل | ناکامل | کامل | ناکامل | ||
| بېول bewә́l بوول bowә́l |
بردن به مکانی؛ دورکردن یا هدایتکردن | -بوځ bódz- |
-بياي byāy- |
-(بوتل(ل bótl(əl)- |
-(بېو(ل bew(ә́l)- یا -(بوو(ل bow(ә́l)- |
نکته: دارای چهار ستاک است.
| فعل | معنا | حال | گذشته | ||
|---|---|---|---|---|---|
| کامل | ناکامل | کامل | ناکامل | ||
| تلل tlә́l |
رفتن | -و)لاړش) (w)lā́ṛ š‑- |
-ځ dz- |
-و)لاړل) (w)lā́ṛəl‑ |
-(تل(ل tl(ә́l)- |
نکته: نمونههای زیر دارای پیشوندهای جهتیِ را، در و ور هستند.
| فعل | معنا | حال | گذشته | ||
|---|---|---|---|---|---|
| کامل | ناکامل | کامل | ناکامل | ||
| راتلل rā tlә́l |
آمدن بهسوی اولشخص | -راش rā́ sh- |
-راځ rā dz- |
-(راغ(ل rā́ ğ(l)- |
-(راتل(ل rā tl(ә́l)- |
| درتلل dar tlә́l |
رفتن بهسوی دومشخص | -درش dә́r sh- |
-درځ dәr dz- |
-(درغ(ل dә́r ğ(l)- |
-(درتل(ل dәr tl(ә́l)- |
| ورتلل war tlә́l |
رفتن بهسوی سومشخص | -ورش wә́r sh- |
-ورځ wәr dz- |
-(ورغ(ل wә́r ğ(l)- |
-(ورتل(ل wәr tl(ә́l)- |
نکته: این فعل سه ستاک دارد: وړ [wṛ] برای صورتهای ناکامل و یوس و یووړ برای صورتهای کامل. فعل پیشوندی وړل /wṛә́l/ به معنای «حملکردن» از ستاک ضعیف خود استفاده میکند؛ همانند الگویی که در بالا برای پرېوتل نشان داده شد.
| فعل | معنا | حال | گذشته | ||
|---|---|---|---|---|---|
| کامل | ناکامل | کامل | ناکامل | ||
| وړل wṛә́l |
حملکردن | -یوس yós- |
-وړ wṛ- |
-(یووړ(ل yówṛ(әl)- |
-(وړ(ل wṛ(ә́l)- |
نکتهها:[۹]
- بن حال ناکامل = ستاک ناکامل حال
- بن حال کامل = ستاک کامل حال با تکیهٔ آغازین
- بن گذشتهٔ ناکامل = ستاک ناکامل گذشته + ل /ə́l/؛ افزودن ل در سومشخص مفرد مذکر ممنوع و در دیگر صورتها اختیاری است.
- بن گذشتهٔ کامل = ستاک کامل گذشته با تکیهٔ آغازین + ل /ə́l/؛ افزودن ل در سومشخص مفرد مذکر ممنوع و در دیگر صورتها اختیاری است.
کول و کېدل
در اینجا کاربرد کول و کېدل بهعنوان فعلهای اصلی بررسی میشود.
در فعل کول /kawә́l/ به معنای «انجامدادن»، قرارگرفتن [ṛ] میان کروشه در بن حال کامل نشان میدهد که این آوا گاهی در گفتار تلفظ نمیشود.[۱۰]
نکتهٔ مهم: جدولهای زیر کاربرد این دو واژه را در مقام فعل اصلی نشان میدهند. هنگامی که کول و کېدل بهعنوان فعلساز به کار میروند، صورتهای کامل آنها با پیشوند ردهٔ صرفی نخست، یعنی و /wә́/، ساخته نمیشود، بلکه بیقاعده است.[۱۰]
| کول kawә́l «انجامدادن» |
ناکامل | کامل | |||
|---|---|---|---|---|---|
| ستاک | بن | ستاک | بن | ||
| حال | کو kaw |
-کو kaw- |
کړ k[ṛ] |
-وکړ wə́ k[ṛ]‑ | |
| گذشته | -(کو(ل kaw(ə́l)- |
کړ kṛ |
-(وکړ(ل wə́ kṛ(əl)- | ||
فعل کېدل به معنای «شدن»:
| کېدل kedә́l «شدن» |
ناکامل | کامل | |||
|---|---|---|---|---|---|
| ستاک | بن | ستاک | بن | ||
| حال | کېږ kéẓ̌ |
-کېږ kéẓ̌- |
ش š |
-وش wə́ š‑ | |
| گذشته | کېد ked |
-(کېد(ل ked(ə́l)- |
شو šw |
-(و)شو(ل) wə́ šw(əl)- | |
نکتهها:[۱۱]
- بن حال ناکامل = ستاک ناکامل حال
- بن حال کامل = و /wә́/ + ستاک کامل حال
- بن گذشتهٔ ناکامل = ستاک ناکامل گذشته + ل /ə́l/؛ افزودن ل در سومشخص مفرد مذکر ممنوع و در دیگر صورتها اختیاری است.
- بن گذشتهٔ کامل = و /wә́/ + ستاک کامل گذشته + ل /‑ə́l‑/؛ افزودن ل در سومشخص مفرد مذکر ممنوع و در دیگر صورتها اختیاری است.
نمود فعل
فعلهای پشتو در هر زمان دارای یکی از دو نمود کامل [بشپړاړخ] یا ناکامل [نابشپړاړخ] هستند. نمود کامل بر تکمیل یا پایانیافتن کنش و نمود ناکامل بر استمرار یا عادتیبودن آن دلالت دارد.
| حال | گذشته | |||
|---|---|---|---|---|
| کامل | ناکامل | کامل | ناکامل | |
| فعل خوړل، «خوردن» | زه ډوډۍ وخورم نو بيا به راشم «وقتی غذا را بخورم، بازخواهم گشت» |
زه ډوډۍ خورم «دارم غذا میخورم» |
ما ډوډۍ وخوړه «غذا را خوردم» |
ما ډوډۍ خوړه چې هغۀ راغلو «داشتم غذا میخوردم که او آمد» |
| تفاوت معنایی | کاملشدن کنش «خوردن» در زمان حال | ادامهداشتن کنش «خوردن» در زمان حال | کاملشدن کنش «خوردن» در گذشته | ادامهداشتن کنش «خوردن» در گذشته |
تکیه
در هر دو نمود، تکیه بر بخشی از فعل قرار میگیرد. در نمود کامل، تکیه بر بخش آغازین فعل و در نمود ناکامل عموماً بر بخش پایانی آن قرار دارد.[۱۲]
| نمود | ||
|---|---|---|
| کامل | ناکامل | |
| نمونه: وهə́ل، «زدن» | ما ډوکړه ووهله | زه ډوکړه وهم |
| نویسهگردانی | Mā ḍukṛá wə́-wahəla | Zə ḍukṛá wahə́m |
| جای تکیه | تکیه به پیشوند wə́ منتقل میشود. | تکیه بر پسوند فعلی پایانی ə́m قرار میگیرد. |
| معنای تحتاللفظی | من [ضمیر در حالت غیرمستقیم] + طبل کوچک [اسم مفرد مؤنث] + زدم [سومشخص مؤنث در زمان گذشته] | من [ضمیر در حالت مستقیم] + طبل کوچک [اسم مفرد مؤنث] + میزنم [اولشخص در زمان حال] |
| معادل فارسی | من طبل کوچک را زدم. | من دارم طبل کوچک را میزنم. |
ردهٔ صرفی نخست
فعلهای ردهٔ صرفی نخست، مانند وهل در بالا، از روی صورت کاملشان تشخیص داده میشوند که با پیشوند ذاتاً تکیهدارِ و /wə́/ آغاز میشود. در فعلهای آغازشونده به ا، پیشوند کاملساز و /wə́/ با /a/ ادغام میشود و پیشوند وا /wā́/ را میسازد.[۸]
نمونه:
| نمود | ||
|---|---|---|
| کامل | ناکامل | |
| نمونه: اچول، «انداختن» | ما پانګه واچوله | زه پانګه اچوم |
| نویسهگردانی | Mā pā́nga wā́cawə́la | Zə pā́nga acawə́m |
| جای تکیه | تکیه به پیشوند wā́ منتقل میشود. | تکیه بر پسوند فعلی پایانی ə́m قرار میگیرد. |
| معنای تحتاللفظی | من [ضمیر در حالت غیرمستقیم] + سرمایه [اسم مفرد مؤنث] + انداختم [سومشخص مؤنث در زمان گذشته] | من [ضمیر در حالت مستقیم] + سرمایه [اسم مفرد مؤنث] + میاندازم [اولشخص در زمان حال] |
| معادل فارسی | من سرمایهگذاری کردم. | من در حال سرمایهگذاری هستم. |
ردهٔ صرفی دوم
اینها همان فعلهای پیشوندیاند که در بالا معرفی شدند و همگی ساخت «پیشوند + ستاک» دارند. از دیدگاه صرفیـنحوی، این فعلها برای ساختن نمود کامل دستخوش جابهجایی تکیه میشوند. همچنین ممکن است پیشوند آنها با یک واژهبست جایگاه دوم یا تکواژ منفیساز از ستاک جدا شود.[۸]
نمونه:
| نمود | ||
|---|---|---|
| کامل | ناکامل | |
| نمونه: کښېناستل، «نشستن» | کښېناستم | کښېناستم |
| نویسهگردانی | kénɑstəm | kenɑstə́m |
| جای تکیه | تکیه به پیشوند ké منتقل میشود. | تکیه بر پسوند فعلی پایانی ə́m قرار میگیرد. |
| معنای تحتاللفظی | نشستم [اولشخص در زمان گذشته] | مینشستم [اولشخص در زمان گذشته] |
| معادل فارسی | نشستم. | نشسته بودم. |
ردهٔ صرفی سوم
اینها همان فعلهای مرکبی هستند که در بالا معرفی شدند: فعلهایی با متمم صفتی یا اسمی که با صورتهایی از کول /kawə́l/ یا کېدل /kedə́l/ همراه میشوند. صورت کامل آنها به دو شیوه ساخته میشود:[۸]
- تکیه بر پایهٔ تکیهٔ واژگانیِ اسم یا صفت، از فعلساز به متمم اسمی یا صفتی منتقل میشود؛
- صورت بیقاعدهٔ کاملِ فعلساز، بهجای صورت ساختهشده با و /wə́/، به کار میرود.
بسیاری از فعلهای ردهٔ صرفی سوم در نمود ناکامل به صورت ادغامشده درمیآیند؛ اما در ساختهای کامل، متمم همواره از فعلساز جداست.
نمونهٔ ۱:
| نمود | ||
|---|---|---|
| کامل | ناکامل | |
| گذرا: جوړول، «ساختن» | ډوډۍ مې جوړه کړه | ډوډۍ جوړوم |
| نویسهگردانی | ḍoḍə́i me jóṛa kṛa | ḍoḍə́i joṛawə́m |
| جای تکیه | تکیه به جزء صفتی jóṛa منتقل میشود. | تکیه بر جزء فعلی، یعنی ə́m، قرار میگیرد. |
| معنای تحتاللفظی | غذا/نان [اسم مؤنث] + من [ضمیر ضعیف اولشخص مفرد] + ساخته [صفت مفرد مؤنث] + کرد [سومشخص مفرد مؤنث در زمان گذشته] | غذا/نان [اسم مؤنث] + میسازم [اولشخص در زمان حال] |
| معادل فارسی | من غذا درست کردم. | من دارم غذا درست میکنم. |
نمونهٔ ۲:
| نمود | توضیح | ||
|---|---|---|---|
| کامل | ناکامل | پسوند فعلی ېږ [éẓ̌] در نمود ناکامل تکیهدار است.
ازاینرو، در این نمونه هجای پایانی ي [i] تکیه ندارد. با جملهٔ گذشتهٔ ناکامل زیر مقایسه شود: کور جوړېده kor joṛedə́ «خانه در حال ساختهشدن بود.» در اینجا قواعد معمول تکیهٔ نمود اعمال میشود و تکیه بر هجای پایانی də́ قرار میگیرد. | |
| ناگذر: جوړېدل، «ساختهشدن» | کور جوړ شه | کور جوړېږي | |
| نویسهگردانی | kor jóṛ šə | kor joṛéẓ̌i | |
| جای تکیه | تکیه به جزء صفتی jóṛ منتقل میشود. | تکیه بر جزء فعلی، یعنی éẓ̌i، قرار میگیرد. | |
| معنای تحتاللفظی | خانه [اسم مفرد مذکر] + ساخته [صفت مفرد مذکر] + شد [سومشخص مفرد مذکر در زمان گذشته] | خانه [اسم مفرد مذکر] + ساخته میشود [سومشخص در زمان حال] | |
| معادل فارسی | خانه ساخته شد. | خانه در حال ساختهشدن است. | |
پسوندهای فعلی
در پشتو از پسوندهای فعلی [د کړ تاړي] استفاده میشود.
پسوندهای شخصی
پسوندهای فعلی در پشتو شخص، جنس دستوری و شمار را نشان میدهند.[۱۳]
| شمار | شخص | جنس | پسوند فعلی | تفاوت گویشی |
|---|---|---|---|---|
| مفرد | اولشخص | م əm |
||
| مؤنث | مه əma |
|||
| دومشخص | ې e |
|||
| سومشخص حال | ي i |
|||
| سومشخص گذشته | مذکر | تنها ستاک فعل، بدون پسوند یا ۀ / ه ə |
و o در گویش پیشاوری بخش زیر را ببینید. | |
| مؤنث | ه a |
|||
| جمع | اولشخص | و u |
ي i در گویشهای وزیری و جدرانی | |
| دومشخص | ئ əɪ |
است āst در گویش جنوبغربی | ||
| سومشخص حال | ي i |
|||
| سومشخص گذشته | مذکر | ل əl |
||
| مؤنث | ې e |
کاربرد این پسوندها را میتوان بهآسانی در فعلهای ناگذرِ دارای نمود ناکامل نشان داد.
زمان حال ناکامل
Gəḍéẓ̌ ستاک حال ناکاملِ فعل gaḍedəl به معنای «رقصیدن» است.
| شمار | شخص | پسوند فعلی | نمونه | ترجمه |
|---|---|---|---|---|
| مفرد | اولشخص | م əm |
زه ګډېږم Zə gaḍéẓ̌əm |
من در حال رقصیدن هستم. |
| دومشخص | ې e |
ته ګډېږې Tə gaḍéẓ̌ē |
تو در حال رقصیدن هستی. | |
| سومشخص | ي i |
دی/دا ګډېږي Day/Dā gaḍéẓ̌i |
او در حال رقصیدن است. | |
| جمع | اولشخص | و ū |
موږ ګډېږو Muẓ̌ gaḍéẓ̌u |
ما در حال رقصیدن هستیم. |
| دومشخص | ئ ai |
تاسو ګډېږئ Tā́so gaḍéẓ̌ai |
شما در حال رقصیدن هستید. | |
| سومشخص | ي i |
دوی/هغوی ګډېږي Dúi/Hağúi gaḍéẓ̌i |
آنان در حال رقصیدن هستند. |
زمان گذشتهٔ ناکامل
Gəḍēd ستاک گذشتهٔ فعل gaḍēdəl به معنای «رقصیدن» است.
| شمار | شخص | جنس | پسوند فعلی | نمونه | ترجمه |
|---|---|---|---|---|---|
| مفرد | اولشخص | م əm |
زه ګډېدم Zə gaḍedә́m |
من در حال رقصیدن بودم. | |
| دومشخص | ې e |
تۀ ګډېدې Tə gaḍedé |
تو در حال رقصیدن بودی. | ||
| سومشخص | مذکر | ۀ ə |
دی ګډېدۀ Day gaḍedә́ |
او در حال رقصیدن بود. | |
| مؤنث | ه a |
دا ګډېده Dā gaḍedá |
او در حال رقصیدن بود. | ||
| جمع | اولشخص | و u |
موږ ګډېدو Muẓ̌ gaḍedú |
ما در حال رقصیدن بودیم. | |
| دومشخص | ئ әi |
تاسو ګډېدئ Tā́so gaḍedә́i |
شما در حال رقصیدن بودید. | ||
| سومشخص | مذکر | ل əl |
دوی/هغوی ګډېدل Dúi/Hağúi gaḍedә́l |
آنان در حال رقصیدن بودند. | |
| مؤنث | ې e |
دوی/هغوی ګډېدې Dúi/Hağúi gaḍedé |
آنان در حال رقصیدن بودند. |
نکته: صورت سومشخص جمع مذکر در زمان گذشته را میتوان برای گروهی متشکل از مردان و زنان نیز به کار برد. در مقابل، صورت سومشخص جمع مؤنث در زمان گذشته تنها برای گروهی به کار میرود که اعضای آن از نظر دستوری مؤنث بهشمار میآیند.
نمونه:
- هغوی ګډېدل، «آنها در حال رقصیدن بودند»؛ میتواند به گروهی تنها متشکل از مردان یا گروهی متشکل از زنان و مردان اشاره کند.
- هغوی ګډېدې، «آنها در حال رقصیدن بودند»؛ تنها بر رقصیدن زنان دلالت دارد. این صورت را میتوان بهتنهایی برای افراد تراجنسیتی [ايجړاګان] نیز به کار برد؛ اما نمیتوان گفت ايجړاګان ګډېدې، زیرا ايجړا اسمی مذکر است و بنابراین باید صورت ايجړاګان ګډېدل را به کار برد.
سومشخص مفرد مذکر در زمان گذشته
در این صورت عموماً پسوند ه [ə] به کار میرود یا ستاک بدون پسوند باقی میماند؛ اما گاه پسوند ئ [əi] نیز دیده میشود.
| گذشته ــ سومشخص مفرد مذکر | ||||
|---|---|---|---|---|
| ساخت صرفی | فعل | پسوند فعلی | ناکامل | کامل |
| وتل- -watəl |
الوتل alwatә́l پروازکردن |
بدون پسوند | الوت alwát |
والوت wā́lwat |
| پرېوتل prewatә́l افتادن |
پرېووت prewót |
پرېووت préwot | ||
| پوري وتل pori watә́l عبورکردن |
پوري ووت pori wót |
پوري ووت póri wot | ||
| ننوتل nənawatә́l واردشدن |
ننوت nənawát |
ننوت nә́nawat | ||
| وتل watә́l بیرونرفتن |
وت wát wót |
ووت wә́wat wә́wot | ||
| تېروتل terwatә́l اشتباهکردن |
تېروت terwát |
تېروت térwat | ||
| تلل- -tləl |
راتلل rā tlә́l آمدن |
ئ əi |
راغئ rāğә́i |
راغئ rā́ğəi |
| درتلل dar tlә́l رفتن بهسوی دومشخص |
درغئ darğә́i |
درغئ dárğәi | ||
| ورتلل war tlә́l رفتن بهسوی سومشخص |
ورغئ warğә́i |
ورغئ wárğəi | ||
| اروېدل شنیدن |
ۀ ə |
اروېده arwedә́ |
وروېده wárweda | |
| ایشېدل جوشیدن |
ایشېده išedә́ |
وایشېده wә́ išedә́ | ||
| برېښېدل درخشیدن، پدیدارشدن |
برېښېده brex̌dә́ |
وبرېښېده wә́ brex̌də | ||
| درومېدل حرکتکردن |
درومېده drumedә́ |
ودرومېده wә́ drumedə | ||
| زېږېدل زادهشدن |
زېږېده zeẓ̌edә́ |
وزېږېده wә́ zeẓ̌edə | ||
پسوند جمعِ وتل watəl
در فعل وتل، پسوند معمول جمعِ ل (əl) به کار نمیرود و صورتهای زیر جایگزین آن میشوند:
| گذشته ــ سومشخص مفرد مذکر | دگرگونی | گذشته ــ سومشخص جمع مذکر | ||||
|---|---|---|---|---|---|---|
| فعل | پسوند فعلی | ناکامل | کامل | ناکامل | کامل | |
| الوتل alwatә́l پروازکردن |
بدون پسوند | الوت alwát |
والوت wā́lwat |
ووت ← واتۀ wot → wātə |
الوته alwātә́ |
والواته wā́lwātə |
| پرېوتل prewatә́l افتادن |
پرېووت prewót |
پرېووت préwot |
پرېواته prewātә́ |
پرېواته préwātә́ | ||
| پوري وتل pori watә́l عبورکردن |
پوري ووت pori wót |
پوري ووت póri wot |
پوري واته pori wātә́ |
پوري واته póri wātə | ||
| ننوتل nənawatә́l واردشدن |
ننوت nənawát |
ننوت nә́nawat |
ننواته nənawātә́ |
ننواته nә́nawātə | ||
| وتل watә́l بیرونرفتن |
وت wát wót |
ووت wә́wat wә́wot |
واته wātә́ |
وواته wә́wātə | ||
| تېروتل terwatә́l اشتباهکردن |
تېروت terwát |
تېروت térwat |
تېرواته terwātә́ |
تېرواته térwātә́ | ||
مطابقت فعل
فعلهای ناگذر
همانگونه که در صرف فعل ناگذر ګډېدل در بالا دیده میشود، فعل با نهاد جمله مطابقت میکند.
مطابقت در فعلهای گذرا
- در زمان گذشتهٔ فعلهای گذرا از ساخت کنایی استفاده میشود: گزاره یا فعل از نظر شخص، شمار و جنس با مفعول مطابقت میکند و نهاد به حالت غیرمستقیم درمیآید.
- در زمان حال، فعل گذرا از نظر شخص، شمار و جنس با نهاد مطابقت میکند.
نمونهٔ ۱: خوړل، فعل گذرا به معنای «خوردن»
| گذشته | ||
|---|---|---|
| فعل | مفعول | نهاد |
| وخړه / وخړله wә́xwṛa / wә́xwṛәla |
دوډۍ ḍoḍә́i |
سړي saṛí |
| خورد | غذا | مرد |
| ستاک گذشتهٔ کامل همراه با پسوند فعلی مؤنثِ سومشخص مفرد | اسم مؤنثِ مفرد در حالت مستقیم | اسم مذکر مفرد در حالت غیرمستقیم |
| مرد غذا را خورد. | ||
مقایسه شود با:
| حال | ||
|---|---|---|
| فعل | مفعول | نهاد |
| خوري xwrí |
دوډۍ ḍoḍә́i |
سړی saṛáy |
| میخورد | غذا | مرد |
| ستاک حال ناکامل همراه با پسوند فعلی مذکرِ سومشخص مفرد | اسم مؤنث مفرد در حالت مستقیم | اسم مذکرِ مفرد در حالت مستقیم |
| مرد در حال خوردن غذا است. | ||
نمونهٔ ۲: اغوستل، فعل گذرا به معنای «پوشیدن»
| گذشته | ||
|---|---|---|
| فعل | مفعول | نهاد |
| واغوستې wā́ğoste |
جامې jāmé |
ما mā |
| پوشید | لباسها | من |
| ستاک گذشتهٔ کامل همراه با پسوند فعلی جمع مؤنثِ سومشخص | اسم جمع مؤنث در حالت مستقیم | ضمیر مفرد در حالت غیرمستقیم |
| من لباسها را پوشیدم. | ||
مقایسه شود با:
| حال | ||
|---|---|---|
| فعل | مفعول | نهاد |
| اغوندم ağundә́m |
جامې jāmé |
زه zә |
| میپوشم | لباسها | من |
| ستاک حال ناکامل همراه با پسوند فعلی اولشخص مفرد | اسم جمع مؤنث در حالت مستقیم | ضمیر مفرد در حالت مستقیم |
| من در حال پوشیدن لباسها هستم. | ||
مطابقت گسسته در فعلهای مرکب گذرا
در زمان حال، جزء اسمی یا صفتیِ فعل مرکب با مفعول مطابقت میکند؛ اما فعل کمکی کول به معنای «انجامدادن» با نهاد مطابقت دارد.
نمونه: پاکول، فعل مرکب گذرا به معنای «تمیزکردن»
| حال | |||
|---|---|---|---|
| فعل مرکب | |||
| فعل کمکی | جزء صفتی | مفعول | نهاد |
| كړي ki |
پاکه pā́ka |
کوټه koṭá |
سړی saṛáy |
| انجام میدهد | تمیز | اتاق | مرد |
| ستاک حال کامل همراه با پسوند فعلی سومشخص مفرد مذکر | صفت مفرد مؤنث در حالت مستقیم | اسم مفرد مؤنث در حالت مستقیم | اسم مفرد مذکر در حالت مستقیم |
| هنگامی که مرد اتاق را تمیز کند. | |||
در زمان گذشته، هر دو جزء اسمی یا صفتی و فعل کمکی با مفعول مطابقت میکنند.
نمونه: پاکول، فعل مرکب گذرا به معنای «تمیزکردن»
| گذشته | |||
|---|---|---|---|
| فعل مرکب | |||
| فعل کمکی | جزء صفتی | مفعول | نهاد |
| كولې kawә́le |
پاکې pāke |
کوټې koṭé |
سړي saṛí |
| انجام میداد | تمیز | اتاقها | مرد |
| ستاک گذشتهٔ ناکامل همراه با پسوند فعلی جمع مؤنث سومشخص | صفت جمع مؤنث در حالت مستقیم | اسم جمع مؤنث در حالت مستقیم | اسم مفرد مذکر در حالت غیرمستقیم |
| مرد در حال تمیزکردن اتاقها بود. | |||
صفت فعلی
صفت فعلی حال
صفت فعلی حال از ستاک گذشتهٔ ناکامل، بدون ل (əl)، بهاضافهٔ ونک (unk) ساخته میشود و صرف آن از الگوی ی (ay) بیتکیه پیروی میکند.
نمونه: ليکل [likəˈl]، «نوشتن» ← ليک [lik]، ستاک گذشتهٔ ناکامل ← ليکونکی [likəwúnkay]، «نویسنده»
| مذکر | مؤنث | |||
|---|---|---|---|---|
| مفرد | جمع | مفرد | جمع | |
| مستقیم | ليکونکی likúnkay |
ليکونکي likúnki |
ليکونکې likúnke |
ليکونکې likúnke |
| غیرمستقیم | ليکونکي likúnki |
ليکونکو likúnko |
ليکونکې likúnke |
ليکونکو likúnko |
| ازی | ليکونکي likúnki |
ليکونکو likúnko |
ليکونکې likúnke |
ليکونکو likúnko |
| ندایی | ليکونکیه likúnkya |
ليکونکو likúnko |
ليکونکې likúnke |
ليکونکو likúnko |
صفت فعلی گذشته
پسوند صفت فعلی گذشته
صفت فعلی گذشته از پسوندهای زیر استفاده میکند و در ساختهای کامل فعل به کار میرود.
| مذکر | مؤنث | ||
|---|---|---|---|
| مفرد | جمع | مفرد | جمع |
| ی ay |
ي i |
ې e | |
حال کامل
حال کامل به شیوههای زیر ساخته میشود:
گروه ۱، فعلهای غیرمرکب: ستاک گذشتهٔ ناکامل + پسوند صفت فعلی گذشته + صورت حال ناکاملِ فعل «بودن»
گروه ۲، فعلهای مرکب: ستاک گذشتهٔ کاملِ صورتهای کېدل-ېدل و کول-ول + پسوند صفت فعلی گذشته + صورت حال ناکاملِ فعل «بودن»
نمونهای از فعل رسېدل در گروه ۱:
| مفرد | جمع | ترجمه | ||
|---|---|---|---|---|
| اولشخص | مذکر | رسېدلی یم rasedə́lay yəm |
رسېدلي یو rasedə́li yu |
مفرد: من رسیدهام. جمع: ما رسیدهایم. |
| مؤنث | رسېدلې یم rasedə́le yəm |
رسېدلې یو rasedə́le yu | ||
| دومشخص | مذکر | رسېدلی یې rasedə́lay ye |
رسېدلي یئ rasedə́li yəy |
مفرد: تو رسیدهای. جمع: شما رسیدهاید. |
| مؤنث | رسېدلې یې rasedə́le ye |
رسېدلې یئ rasedə́le yəy | ||
| سومشخص | مذکر | رسېدلی دی rasedə́lay day |
رسېدلي دي rasedə́li di |
مفرد مذکر: او رسیده است. مفرد مؤنث: او رسیده است. جمع: آنان رسیدهاند. |
| مؤنث | رسېدلې ده rasedə́le da |
رسېدلې دي rasedə́le di | ||
آیندهٔ کامل
آیندهٔ کامل از نشانگر آیندهٔ به + حال کامل ساخته میشود.
| مفرد | جمع | ترجمه | ||
|---|---|---|---|---|
| اولشخص | مذکر | به رسېدلی یم bə rasedə́lay yəm |
به رسېدلي یو bə rasedə́li yu |
مفرد: من رسیده خواهم بود. جمع: ما رسیده خواهیم بود. |
| مؤنث | به رسېدلې یم bə rasedə́le yəm |
به رسېدلې یو bə rasedə́le yu | ||
| دومشخص | مذکر | به رسېدلی یې bə rasedə́lay ye |
به رسېدلي یئ bə rasedə́li yəy |
مفرد: تو رسیده خواهی بود. جمع: شما رسیده خواهید بود. |
| مؤنث | به رسېدلې یې bə rasedə́le ye |
به رسېدلې یئ bə rasedə́le yəy | ||
| سومشخص | مذکر | به رسېدلی دی bə rasedə́lay day |
به رسېدلي دي bə rasedə́li di |
مفرد مذکر: او رسیده خواهد بود. مفرد مؤنث: او رسیده خواهد بود. جمع: آنان رسیده خواهند بود. |
| مؤنث | به رسېدلې ده bə rasedə́le da |
به رسېدلې دي bə rasedə́le di | ||
گذشتهٔ کامل
گذشتهٔ کامل به شیوههای زیر ساخته میشود:
گروه ۱، فعلهای غیرمرکب: ستاک گذشتهٔ ناکامل + پسوند صفت فعلی گذشته + صورت گذشتهٔ ناکاملِ فعل «بودن»
گروه ۲، فعلهای مرکب: ستاک گذشتهٔ کاملِ صورتهای کېدل-ېدل و کول-ول + پسوند صفت فعلی گذشته + صورت گذشتهٔ ناکاملِ فعل «بودن»
نمونه:
| مفرد | جمع | ترجمه | ||
|---|---|---|---|---|
| اولشخص | مذکر | رسېدلی وم rasedə́lay wəm |
رسېدلي وو rasedə́li wu |
مفرد: من رسیده بودم. جمع: ما رسیده بودیم. |
| مؤنث | رسېدلې وم rasedə́le wəm |
رسېدلې وو rasedə́le wu | ||
| دومشخص | مذکر | رسېدلی وې rasedə́lay we |
رسېدلي وئ rasedə́li wəy |
مفرد: تو رسیده بودی. جمع: شما رسیده بودید. |
| مؤنث | رسېدلې وې rasedə́le we |
رسېدلې وئ rasedə́le wəy | ||
| سومشخص | مذکر | رسېدلی وه rasedə́lay wə |
رسېدلي وو rasedə́li wu |
مفرد مذکر: او رسیده بود. مفرد مؤنث: او رسیده بود. جمع: آنان رسیده بودند. |
| مؤنث | رسېدلې وه rasedə́le wa |
رسېدلې وې rasedə́le we | ||
مطابقت
- در فعلهای گذرا از ساخت کنایی استفاده میشود: صفت فعلی گذشته و فعل «بودن» با مفعول مطابقت میکنند و نهاد در حالت غیرمستقیم قرار میگیرد.
- در فعلهای ناگذر، صفت فعلی گذشته و فعل «بودن» با نهاد مطابقت میکنند.
نمونه: فعل ناگذرِ پخېدل در گروه ۲، به معنای «رسیدن، پختهشدن»
| نهاد | صفت فعلی گذشته | فعل «بودن» در زمان حال | فعل «بودن» در زمان گذشته | ویژگی دستوری |
|---|---|---|---|---|
| زه [مذکر] | پوخ شوی pox šə́way |
يم yəm |
وم wəm |
اولشخص مفرد مذکر |
| زه [مؤنث] | پخه شوې paxa šə́we |
يمه yəmá |
ومه wəmá |
اولشخص مفرد مؤنث |
| موږ | پاخه شوي pāxə šə́wi |
يو yu |
وو wu |
اولشخص جمع مذکر |
| موږ [همگی زن] | پخې شوې paxe šə́we |
يو yu |
وو wu |
اولشخص جمع مؤنث |
| ته [مذکر] | پوخ شوی pox šə́way |
يې ye |
وې we |
دومشخص مفرد مذکر |
| ته [مؤنث] | پخه شوې paxa šə́we |
يې ye |
وې we |
دومشخص مفرد مؤنث |
| تاسو | پاخه شوي pāxə šə́wi |
يئ yəi |
وئ əi |
دومشخص جمع مذکر |
| تاسو [همگی زن] | پخې شوې paxe šə́we |
يئ yəi |
وئ əi |
دومشخص جمع مؤنث |
| الو | پوخ شوی pox šə́way |
دی day |
وه wə |
سومشخص مفرد مذکر |
| الوګان | پاخه شوي pāxə šə́wi |
دي di |
وو wu |
سومشخص جمع مذکر |
| مڼه | پخه شوې paxa šə́we |
ده da |
وه wa |
سومشخص مفرد مؤنث |
| مڼې | پخې شوې paxe šə́we |
دي di |
وې we |
سومشخص جمع مؤنث |
ساخت توانشی فعل
وجه تمنایی
صورت تمنایی ناکامل از بن گذشتهٔ ناکامل فعل + ای -āy در گویشهای جنوبی، ی -ay در گویشهای شمالغربی یا ې در گویشهای شمالشرقی ساخته میشود.
صورت تمنایی کامل از بن گذشتهٔ کامل فعل + ای -āy در گویشهای جنوبی، ی -ay در گویشهای شمالغربی یا ې در گویشهای شمالشرقی ساخته میشود.
توانشی حال
توانشی حال از ترکیب زیر ساخته میشود:
صورت تمنایی ناکامل + صورت حال کاملِ کېدل
نمونه:
| مفرد | جمع | ترجمه | |
|---|---|---|---|
| اولشخص | رسېدلی شم rasedə́lay šəm رسېدی شم rasedáy šəm |
رسېدلی شو rasedə́lay šu رسېدی شو rasedáy šu |
من/ما میتوانم/میتوانیم برسم/برسیم. |
| دومشخص | رسېدلی شې rasedə́lay še رسېدی شې rasedáy še |
رسېدلی شئ rasedə́lay šəy رسېدی شئ rasedáy šəy |
تو/شما میتوانی/میتوانید برسی/برسید. |
| سومشخص | رسېدلی شي rasedə́lay ši رسېدی شي rasedáy ši |
او/آنان میتواند/میتوانند برسد/برسند. | |
توانشی گذشته
توانشی گذشتهٔ ۱
این ساخت در موارد زیر به کار میرود:
- هنگامی که رویداد در عمل رخ نداده باشد: مونږ تېر کال جوار کرلی شوه، «ممکن بود بتوانیم سال گذشته ذرت بکاریم.»
- هنگامی که کنش در دورهای ممتد انجام شده باشد: مونږ ډرامې ليدلی شوې، «ما میتوانستیم مجموعههای تلویزیونی را تماشا کنیم.»
این صورت از ترکیب زیر ساخته میشود:
صورت تمنایی ناکامل + صورت گذشتهٔ کاملِ کېدل
نمونه:
| مفرد | جمع | |
|---|---|---|
| اولشخص | رسېدلی شو(ل)م rasedə́lay šw(əl)əm رسېدی شو(ل)م rasedáy šw(əl)əm |
رسېدلی شو(ل)و rasedə́lay šw(əl)u رسېدی شو(ل)و rasedáy šw(əl)u |
| دومشخص | رسېدلی شو(ل)ې rasedə́lay šw(əl)e رسېدی شو(ل)ې rasedáy šw(əl)e |
رسېدلی شو(ل)ئ rasedə́lay šw(əl)əy رسېدی شو(ل)ئ rasedáy šw(əl)əy |
| سومشخص | رسېدلی شو(ل)ه rasedə́lay šw(əl)e رسېدی شو(ل)ه rasedáy šw(əl)e | |
توانشی گذشتهٔ ۲
این ساخت هنگامی به کار میرود که رویداد در عمل انجام شده باشد؛ برای نمونه:
تۀ هلته په وخت ورسېدلی شوې؟، «آیا توانستی بهموقع به آنجا برسی؟»
این صورت از ترکیب زیر ساخته میشود:
صورت تمنایی کامل + صورت گذشتهٔ کاملِ کېدل
| مفرد | جمع | |
|---|---|---|
| اولشخص | ورسېد(ل)ی شو(ل)م wə́rased(əl)ay šw(əl)əm |
ورسېد(ل)ی شو(ل)و wə́rased(əl)ay šw(əl)u |
| دومشخص | ورسېد(ل)ی شو(ل)ې wə́rased(əl)ay šw(əl)e |
رسېدلورسېد(ل)ی شو(ل)ئ wə́rased(əl)ay šw(əl)əy |
| سومشخص | ورسېد(ل)ی شو(ل)ه wə́rased(əl)ay šw(əl)ə | |
فعل کمکی «بودن»
فعل «بودن» در زبان پشتو بیقاعده است و صورت مصدری ندارد.
حال ناکامل
صورتهای حال ناکاملِ فعل «بودن»:
| شخص | مفرد | جمع | |
|---|---|---|---|
| اولشخص | زه يم zə yəm زه يمه zə yəma |
موږ يو muẓ̌ yū | |
| دومشخص | ته يې tə ye |
تاسو يئ / ياست tā́so yəy در گویش جنوبی: yāst[۲][۱۴] | |
| سومشخص | مذکر | دی دی day day[۲] |
دوی دي duy di |
| مؤنث | دا ده dā da | ||
حال کامل
صورتهای حال کاملِ فعل «بودن»:
| شخص | مفرد | جمع | |
|---|---|---|---|
| اولشخص | زه شم zə shəm |
موږ شو muẓ̌ shu | |
| دومشخص | ته شې tə she |
تاسو شئ tā́so šəy | |
| سومشخص | مذکر | دی وي day wi |
دوی وي dui wi |
| مؤنث | دا وي dā wi | ||
گذشته
صورتهای گذشتهٔ فعل «بودن»:
| شخص | مفرد | جمع | |
|---|---|---|---|
| اولشخص | زه وم zə wəm زه ومه zə wəma |
موږ وو muẓ̌ wu | |
| دومشخص | ته وې tə we |
تاسو وئ / واست tā́so wəy در گویش جنوبی: wāst[۲] | |
| سومشخص | مذکر | دی ؤ day wə |
دوی وو / ول dui wu در گویش جنوبی: wəl[۳][۱۴] |
| سومشخص | مؤنث | دا وه dā wa |
دوی وې dui we |
زمان آینده
زمان آینده [راتلونکی مهال][۱۵] در پشتو، بهجز افزودهشدن نشانگر به [bə]، همانند زمان حال [اوسنی مهال][۱۶] ساخته میشود.
در سومشخصِ زمان آینده نیز، صرفنظر از شمار و جنس، صورت وي به کار میرود.[۱۷]
صورتهای آیندهٔ فعل «بودن»:
| شخص | مفرد | جمع | |
|---|---|---|---|
| اولشخص | به يم bə yəm |
به يو bə yu | |
| دومشخص | به يې bə ye |
به يئ bə yəy | |
| سومشخص | مذکر | به وي bə wi؛ در پشتوی پاکستان: yi | |
| مؤنث | |||
صورت امری
این صورت «وجه دستوری» نیز نامیده میشود.
| شخص | مفرد | جمع |
|---|---|---|
| دومشخص | ته شه tə sha، «باش» |
تاسو شئ tā́so yəi، «باشید» |
کاربرد وي
وي [wi] صورت سومشخص مفرد و جمعِ زمان حالِ فعل «بودن» است. این صورت هنگامی به کار میرود که دربارهٔ یک فرض یا واقعیت کلی سخن گفته میشود؛ درحالیکه دی، ده و دي برای گزارش مشاهده به کار میروند. شته نیز کارکردی به معنای «وجود دارد» دارد.
| جمله | معنا | |
|---|---|---|
| وي | سړي دلته ناست وي | مردان اینجا مینشینند یا معمولاً اینجا نشستهاند [واقعیتی که گوینده آن را درست فرض میکند]. |
| دي | سړي دلته ناست دي | مردان اینجا نشستهاند [مشاهدهای که گوینده با چشم خود میبیند]. |
ساخت سببی فعل
ساخت سببی برای ساختن فعلهایی به معنای «واداشتن کسی یا چیزی به انجام کنش» به کار میرود.
ساخت: ستاک فعل + وند و /‑aw‑/
بسته به فعل پایه، ساخت سببی ممکن است از ستاک حال، ستاک گذشته یا هر دو استفاده کند.
| فعل پایه | ستاک مورد استفاده با حروف پررنگ | فعل سببی | |
|---|---|---|---|
| حال | گذشته | ||
| لوستل lwastә́l خواندن |
-لول lwal- |
‑لوست lwast- |
لولول lwalawә́l واداشتن به خواندن |
| زنګل zangә́l تابخوردن |
‑زانګ zāng- |
-زنګ zang- |
زنګول zangawә́l تابدادن، برای نمونه در گهواره |
| الوتل alwatә́l پروازکردن |
-الوز alwuz- |
‑الوت alwat- |
الوزول alwuzawә́l به پرواز درآوردن؛ منفجرکردن چیزی |
| اغوستل aghustә́l پوشیدن |
-اغوند aghund- |
-اغوست aghust- |
اغوندول / اغوستول aghundawә́l/aghustawә́l لباس پوشاندن به کسی |
نمونه:
| خندل، فعل پایه | خندول، فعل سببی |
|---|---|
| مه خانده má xānda |
مه (يې) خندوه má (ye) xandawa |
| نخند! | او را نخندان! |
وجه امری فعل
وجه امری برای بیان فرمان به کار میرود. صورتهای امری با استفاده از ستاک حال فعل ساخته میشوند:
| فعل | ستاک مورد استفاده با حروف پررنگ | |
|---|---|---|
| حال | گذشته | |
| لوستل lwastә́l خواندن |
-لول lwal- |
‑لوست lwast- |
شمار
دو پسوند فعلی زیر در ساخت امر به کار میروند:
| شمار | پسوند |
|---|---|
| مفرد | ه a |
| جمع | ئ əi |
نمونه:
| فعل | شمار | |
|---|---|---|
| مفرد | جمع | |
| راتلل rātlә́l آمدن |
راځه rādzá |
راځئ rādzә́i |
| بیا! | بیایید! | |
صورت مفرد خطاب به یک نفر و صورت جمع خطاب به بیش از یک نفر به کار میرود. صورت جمع همچنین میتواند برای بیان فرمان محترمانه به یک نفر استفاده شود.
امر مثبت
امر مثبت در پشتو دارای دو نمود است: کامل با تکیهٔ آغازین و ناکامل با تکیهٔ پایانی.
| وهل، «زدن» wahә́l | |
|---|---|
| ناکامل | کامل |
| وهه wahá |
و وهه wә́ waha |
| بزن [با تأکید بر ادامهٔ کنش]. | بزن [با تأکید بر کاملشدن کنش]. |
عموماً از نمود کامل برای ساختن فرمان استفاده میشود؛ اما در فعلهای دارای بیقاعدگی دوگانه، نمود ناکامل به کار میرود.
امر تأکیدی
نمود ناکامل در وجه امری برای بیان فرمان فوری یا تأکیدی نیز به کار میرود؛ برای نمونه:
فعلهای مرکب
گذرا
در فعلهای مرکب گذرا، جزء اسمی یا صفتیِ فعل با مفعول مستقیم مطابقت میکند.
| پاکول، «تمیزکردن» pākawә́l | |
|---|---|
| مفعول مذکر | مفعول مؤنث |
| کور | کوټه |
| ته کور پاک کړه tә kor pā́k ka |
ته کوټه پاکه کړه tә koṭá pā́ka ka |
| خانه را تمیز کن. | اتاق را تمیز کن. |
هنگامی که مفعولی وجود نداشته باشد، جزء اسمی یا صفتیِ فعل با نهاد مطابقت میکند.
| پاکول، «تمیزکردن» pākawә́l | |
|---|---|
| فعل بدون مفعول | |
| نهاد مذکر | نهاد مؤنث |
| خطاب به مرد | خطاب به زن |
| ته پاک کړه tә pā́k ka |
ته پاکه کړه tә pā́ka ka |
| تمیز کن. | تمیز کن. |
ناگذر
در فعلهای مرکب ناگذر، جزء اسمی یا صفتیِ فعل با نهاد مطابقت میکند.
| پاکېدل، «تمیزشدن» pākedә́l | |
|---|---|
| نهاد مذکر | نهاد مؤنث |
| ته پاک شه tә pā́k ša |
ته پاکه شه tә pā́ka ša |
| تمیز شو. | تمیز شو. |
امر منفی
در امر منفی پشتو تنها نمود ناکامل به کار میرود و تکیه بر ادات منفی مه /má/ قرار میگیرد.
مقایسه:
| وهل، «زدن» wahә́l | |
|---|---|
| امر مثبت ناکامل | امر منفی |
| وهه wahá |
مه وهه má waha |
| بزن. | نزن. |
فعلهای پیشوندی
در پشتوی شمالشرقی، صورت منفی فعلهای پیشوندی به شیوهای متفاوت ساخته میشود و ادات منفی پیش از کل فعل قرار میگیرد؛ درحالیکه در برخی گویشهای دیگر، این ادات میان پیشوند و ستاک میآید.
| پرېکول، «بریدن» prekawә́l | |
|---|---|
| پیشوند: پرې ستاک: کول | |
| شمالشرقی | دیگر گویشها |
| مه پرېکوه má pre kawa |
پرې مه کوه pre má kawa |
| نَبُر. | نَبُر. |
فعلهای عبارتی
فعلهای عبارتی با افزودن اسم به فعل ساخته میشوند و ترکیب حاصل معنایی مستقل و عبارتگونه پیدا میکند.
| نمونه | اسم | فعل پایه | معنای فعل نهایی |
|---|---|---|---|
| توره کول túra kawə́l |
شمشیر | انجامدادن | انجامدادن کاری دلیرانه |
| تڼۍ شلول taṇә́i šlawə́l |
دکمه | پارهکردن | سختکوشیکردن |
| ټېل وهل ṭel wahə́l |
هُل | زدن | هُلدادن |
| سا اخستل sā axәstә́l |
نَفَس | گرفتن | نفسکشیدن |
| ګټه کول gaṭa kawəl |
سود، منفعت | انجامدادن | کسبکردن یا پساندازکردن پول یا چیزی برای هدفی مشخص |
فعلسازهای کول و کېدل
دو فعل کول و کېدل برای ساختن فعلهای مرکب، از جمله فعلهای برگرفته از اسم، به کار میروند. این فعلها در نمود کامل از صورت بیقاعده و بدون پیشوند و /wə́/ استفاده میکنند.
کول
صورتهای کول در مقام فعلساز ــ و نه فعل اصلی ــ در جدول زیر آمده است:[۱۸]
| حال | گذشته | ||||||||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| ناکامل | کامل | ناکامل | کامل | ||||||||||
| مفرد | جمع | مفرد | جمع | مفرد | جمع | مفرد | جمع | ||||||
| اولشخص | کوم kawə́m |
کوو kawú |
کړم kəm kṛəm |
کړو ku kṛu |
اولشخص | کولم kawə́ləm |
کولو kawə́lu |
کړم kṛəm کړلم kṛə́ləm |
کړو kṛu کړلو kṛə́lu | ||||
| دومشخص | کوې kawé |
کوئ kawə́y |
کړې ke kṛe |
کړئ kəy kṛəy |
دومشخص | کولې kawə́le |
کولئ kawə́ləy |
کړې kṛe کړلې kṛə́le |
کړئ kṛəy کړلئ kṛə́ləy | ||||
| سومشخص | کوي kawí |
کړي ki kṛi |
سومشخص | مذکر | کوه kawə́ کاوه kāwə́ |
(کول(ه kawə́l(ə) |
کړ kəṛ که kə |
کړل kṛəl کړله kṛə́lə | |||||
| مؤنث | کوله kawə́la کوه kawá |
کولې kawə́le کوې kawé |
کړه kṛa که ka کړله kṛə́la |
کړلې kṛə́le کړې kṛe | |||||||||
آن بویل میگوید ړ /ṛ/ در صورتهای حال کامل نوشته میشود و در گفتار شمرده تلفظ میشود، اما در بسیاری از گویشها تلفظ نمیشود.[۱۹] به گفتهٔ او، در صورتهای سومشخص گذشته حتی /ṛ/ نیز ممکن است حذف شود، زیرا پسوندهای شخصیِ گذشته با پسوندهای حال تفاوت دارند: گذشته دارای ه /ə, a/ و حال دارای ي /i/ است؛ بنابراین بدون نیاز به ړ /ṛ/ نیز میتوان زمان فعل را تشخیص داد.[۲۰]
کېدل
صورتهای کېدل در مقام فعلساز ــ و نه فعل اصلی ــ در جدول زیر آمده است:[۲۱]
| حال | گذشته | ||||||||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| ناکامل | کامل | ناکامل | کامل | ||||||||||
| مفرد | جمع | مفرد | جمع | مفرد | جمع | مفرد | جمع | ||||||
| اولشخص | کېږم kéẓ̌əm |
کېږو kéẓ̌u |
شم šəm |
شو šu |
اولشخص | کېد(ل)م ked(ə́l)ə́m |
کېد(ل)و ked(ə́l)ú |
شو(ل)م šw(ə́l)əm |
شو(ل)و šw(ə́l)u | ||||
| دومشخص | کېږې kéẓ̌e |
کېږئ kéẓ̌əy |
شې še |
شئ šəy |
دومشخص | کېد(ل)ې ked(ə́l)é |
کېد(ل)ئ ked(ə́l)ə́y |
شو(ل)ې šw(ə́l)e |
شو(ل)ئ šw(ə́l)əy | ||||
| سومشخص | کېږی kéẓ̌i |
شي ši |
سومشخص | مذکر | کېده kedə́ |
کېدل(ه) kedə́l(ə́) |
شه šə |
شول(ه) šwə́l(ə́) | |||||
| مؤنث | کېد(ل)ه ked(ə́l)á |
کېد(ل)ې ked(ə́l)é |
شو(ل)ه šw(ə́l)á |
شو(ل)ې šw(ə́l)é | |||||||||
به گفتهٔ آن بویل، صورتهای اولشخص و دومشخص کېدل با صورتهای حال کاملِ فعل «بودن» یکساناند.[۲۲]
زمان آینده
زمان آینده با افزودن به /bә/ ساخته میشود. حبیبالله تَیگی این واژه را «نشانگر آینده»[۲۳] و بویل آن را «واژهبست وجهی» نامیده است.[۵]
بیان آینده
واژهبست به /bә/ به فعل حال کامل افزوده میشود تا بر رویدادی در آینده، گمان یا تردید دلالت کند.[۵]
| فعل | حال کامل | آینده | |
|---|---|---|---|
| وهل wahә́l زدن |
-ووه wә́ wah- |
-به ووه bə wә́wah- | |
| نمونه: اولشخص مفرد |
زه ووهم (zə) wә́ wahәm |
زه به ووهم (zə) bə wә́wahəm | |
| میزنم [کنش در زمان حال کامل میشود]. | خواهم زد. | ||
plār
father:M:DIR
bә
will:FUT
me
I:1:SG:WK
paisé
money:F:DIR:PL
wә́leẓ̌i
send:AOR:PRS:3:SG:M
«پدرم پول خواهد فرستاد.»
همراه با زمان حال ناکامل
واژهبست به /bә/ به فعل حال ناکامل نیز افزوده میشود و با تفاوتهای معناییای که در ادامه توضیح داده شدهاند، بر رویدادی در آینده دلالت میکند.
| فعل | حال ناکامل | آینده | |
|---|---|---|---|
| وهل wahә́l زدن |
-وه wah- |
-به وه bə wah- | |
| نمونه: اولشخص مفرد |
زه وهم (zə) wahә́m |
زه به وهم (zə) bə wahә́m | |
| در حال زدن هستم. | همچنان خواهم زد. | ||
- برای بیان کنش آیندهای که تکرار میشود یا ادامه دارد:[۵]
plār
father:M:DIR
bә
will:FUT
me
I:1:SG:WK
paisé
money:F:DIR:PL
léẓ̌i
send:AOR:PRS:3:SG:M
aw
and
zә
I:1:SG:STR:DIR
bә
will:FUT
xwrә́ma
eat:CONT:PRS:3:SG:F
«پدرم پول خواهد فرستاد و من همچنان به خوردن ادامه خواهم داد.»
- بن حال ناکامل هنگامی نیز به کار میرود که عبارتی با ارجاع به آینده، مانند «فردا» یا «هفتهٔ آینده»، در جمله وجود داشته باشد:[۲۴]
plār
father:M:DIR
bә
will:FUT
me
I:1:SG:WK
paisé
money:F:DIR:PL
gā́nda
tomorrow:F:DIR
léẓ̌i
send:AOR:PRS:3:SG:M
«پدرم فردا پول خواهد فرستاد.»
- برای تقابل میان دو کنش آینده:[۲۵]
tә
you:2:SG:STR:DIR
bә
will:FUT
dzé
go:CONT:PRS:2:SG
zә
I:1:SG:STR:DIR
bә
will:FUT
pāte
behind:F
kéẓ̌әm
become:CONT:PRS:1:SG
«تو خواهی رفت و من خواهم ماند.»
بیان منفی آینده
با بن حال کامل میتوان به کمک نشانگر منفی نه /nә/ و نشانگر آیندهٔ به /bә/، صورتهای منفی آینده را ساخت.[۲۶]
ردهٔ صرفی نخست
فعلهای ساده
اگر جمله دارای نهاد یا مفعول دستوری باشد، ساخت زیر به کار میرود:[۲۷]
نهاد/مفعول + به /bә/ + و /wә́/ + نه /nә/ + ستاک حال فعل + پسوند فعلی
mewá
fruit:F:SG:DIR
bә
will:FUT
wә́
eat...:AOR:PRS:3
nə
not:NEG
xwri
...eat:AOR:PRS:3
«او/آنان میوه را نخواهد/نخواهند خورد.»
اگر جمله هم نهاد و هم مفعول دستوری داشته باشد:[۲۷]
نهاد + به /bә/ + مفعول + و /wә́/ + نه /nә/ + ستاک حال فعل + پسوند فعلی
zә
I:1:SG:STR:DIR
bә
will:FUT
lik
letter:SG:M:DIR
wә́
send...:AOR:PRS:1:SG
nə
not:NEG
léẓ̌әm
...send:AOR:PRS:1:SG
«من نامه را نخواهم فرستاد.»
اگر جمله نه نهاد دستوری و نه مفعول دستوری داشته باشد:[۲۷]
و /wә́/ + به /bә/ + نه /nә/ + ستاک حال فعل + پسوند فعلی
wә́
walk...:AOR:PRS:3
bә
will:FUT
nə
not:NEG
gardzi
...walk:AOR:PRS:3
«او/آنان راه نخواهد/نخواهند رفت.»
فعلهای آغازشونده به ا
و /wә́/ در این فعلها به وا /wā́/ تبدیل میشود.[۲۷] بنابراین، اگر جمله دارای نهاد یا مفعول دستوری باشد، ساخت زیر به کار میرود:
نهاد/مفعول + به /bә/ + وا /wā́/ + نه /nә/ + ستاک حال فعل + پسوند فعلی
فعل: اخستل [axstә́l]، «خریدن»
mewá
fruit:F:SG:DIR
bә
will:FUT
wā́
buy...:AOR:PRS:3
nə
not:NEG
xli
...buy:AOR:PRS:3
«او/آنان میوه را نخواهد/نخواهند خرید.»
اگر جمله هم نهاد و هم مفعول دستوری داشته باشد:
نهاد + به /bә/ + مفعول + وا /wā́/ + نه /nә/ + ستاک حال فعل + پسوند فعلی
فعل: استول [astawә́l]، «فرستادن»
munẓ̌
we:1:PL:STR:DIR
bә
will:FUT
lik
letter:SG:M:DIR
wā́
send...:AOR:PRS:1:SG
nə
not:NEG
stawu
...send:AOR:PRS:1:SG
«ما نامه را نخواهیم فرستاد.»
اگر جمله نه نهاد دستوری و نه مفعول دستوری داشته باشد:
وا /wā́/ + به /bә/ + نه /nә/ + ستاک حال فعل + پسوند فعلی
فعل: اچول [ačawә́l]، «گذاشتن»
wā́
put...:AOR:PRS:2:SG
bә
will:FUT
nə
not:NEG
čawe
...put:AOR:PRS:2:SG
«آن را نخواهی گذاشت.»
ردهٔ صرفی دوم
نخست، نه /nә́/ میان پیشوند و بن فعل قرار میگیرد:[۲۸]
| فعل | نمونه | صورت منفی |
|---|---|---|
بوول bowә́l بردن |
بوزو bózu میبریم |
بو نه زو bo نمیبریم nә́
zu
Mismatch in the number of words between lines: 3 word(s) in line 1, 1 word(s) in line 2 (help); |
سپس به /bә/ را میتوان در یکی از دو جایگاه زیر قرار داد:
پیش از فعل:
kor
house:M:SG:DIR
ta
to:POST
bә
will:FUT
lāṛ
go...:AOR:PRS:1:PL
nә́
not:NEG
šu
go...:AOR:PRS:1:PL
«ما به خانه نخواهیم رفت.»
یا، احتمالاً در صورت وجود نهاد، پیش از مفعول:
muẓ̌
we:1:PL:STR:DIR
bə
will:FUT
kor
house:M:SG:DIR
ta
to:POST
lāṛ
go...:AOR:PRS:1:PL
nә́
not:NEG
šu
go...:AOR:PRS:1:PL
«ما به خانه نخواهیم رفت.»
ردهٔ صرفی سوم
در فعلهای مرکب، نه /nә/ میان جزء فعلی و جزء اسمی یا صفتی قرار میگیرد.[۲۷]
نمونه: روغېدل [roğedә́l]، «بهبودیافتن»
tə
you:2:SG:STR:DIR
bә
will:FUT
róğa
recover...:F:ADJ:SG
nə
not:NEG
še
...become:AOR:PRS:2:SG
«تو بهبود نخواهی یافت.»
کاربرد به با زمان گذشتهٔ ناکامل
نشانگر به /bә/ برای بیان کنشهای عادتی در گذشته نیز به کار میرود.[۲۹]
| فعل | گذشتهٔ ناکامل | همراه با به | |
|---|---|---|---|
| وهل wahә́l زدن |
-وهل wahә́l- |
-به وهل bə wahәl- | |
| نمونه: اولشخص مفرد |
وهلم wahә́lәm |
به وهلم bə wahә́lәm | |
| من زده میشدم. | من معمولاً زده میشدم. | ||
kála
when
če
that:COMP
bә
would
hağә́
he:3:SG:M:STR:OBL
ḍol
drum:SG:M:DIR
ğaẓ̌awә́
sound:PST:3:SG:M
zә
I:1:SG:STR:DIR
bә
would
gaḍedә́m
dance:PST:1:SG
«هرگاه او طبل مینواخت، من میرقصیدم.»
قیدها
قیدهایی که صفتها، فعلها، گروههای فعلی یا جملهها را توصیف میکنند، به چهار گروه زمان، مکان، چگونگی و مقدار تقسیم میشوند.[۳۰]
این قیدها ممکن است بهتنهایی یا در قالب بخشی از یک گروه حرف اضافهای به کار روند.
کاربرد مستقل:
mə́xkx̌e
before:ADV
rā́ğla
come:AOR:PST:3:SG:F
«او زودتر آمد.»
کاربرد در گروه حرف اضافهای:
də
of
māmā́
maternal-uncle:DIR:M:SG
na
from
mə́xkx̌e
before:ADV
rā́ğla
come:AOR:PST:3:SG:F
«او پیش از داییام آمد.»
قیدهای زمان
این گروه قیدهایی با ارجاع زمانی و نیز برخی واژههای کمیتنما را دربر میگیرد.[۳۰]
قیدهای رایج زمان:
| قید | نویسهگردانی | معنا |
|---|---|---|
| تل | təl | همیشه |
| هر کله | har kә́la | هرگاه |
| هیڅ کله (نه) | hits kә́la (na) | هرگز |
| اوس | os [در برخی گویشها: وس، was] |
اکنون |
| نن | nən | امروز |
| پرون | parún | دیروز |
| ګانده | gā́nda | فردا |
| سبا | sabā́ | |
| وختي | waxtí | زود |
| وروسته | wrústa | بعداً |
| پس | pas | |
| مخکښې | mə́xkx̌e | پیشتر |
| لا | lā | هنوز |
təl
always:ADV
de
NEC
xwdā́y
god:DIR
lará
have:CONT:PRS:IMP:SG
«خداوند تو را همیشه تندرست و زنده نگه دارد!»
قیدهای مکان
قید مکان محل وقوع یک رویداد یا قرارداشتن چیزی را نشان میدهد.
قیدهای رایج مکان:[۳۱]
| قید | نویسهگردانی | معنا |
|---|---|---|
| پورته | pórta | بالا |
| پاسه | рā́sa | |
| دننه | danə́na | داخل |
| ننه | nə́na | |
| دباندي | dəbā́ndi | بیرون |
| بهر | bahár | |
| باندې | bā́nde | روی |
| لاندې | lā́nde | پایین |
| نژدې | nəždé | نزدیک |
| پوري | póre | پیرامون |
| لرې | lә́re | دور |
| کښته | kx̌ə́ta | زیر |
| هيچرې | hičárta | هیچجا |
| هيچرته | hičáre |
kx̌ə́ta
underneath:ADV
kx̌éna
sit:AOR:PRS:IMP:SG
«بنشین.»
ضمیرهای اشاره
واژههای زیر هم در مقام قید و هم در مقام ضمیر اشاره به کار میروند:
| قید | نویسهگردانی | معنا | ||
|---|---|---|---|---|
| دلته | də́lta | اینجا | ||
| وزیری | دېلې déle |
دولته dɔláta | ||
| دیگر گویشها | دلې dále | |||
| هلته | hálta | آنجا | ||
| دیگر گویشها | هلې hále | |||
نمونهای از گویش وزیری:
déle
here:ADV
dzə̃
go:CONT:PRS:1:SG
«من به اینجا میروم.»
حروف اضافه
پشتو دارای پیشاضافه، پساضافه و حروف اضافهٔ دوپاره است. حروف اضافه عموماً اسم یا ضمیر وابسته به خود را در حالت غیرمستقیم یا ازی قرار میدهند.[۳۲]
پیشاضافهها
فهرست پیشاضافهها:
| پیشاضافه | تفاوت گویشی | معنا | کاربرد |
|---|---|---|---|
| د də |
/de/، /ye/، /e/ [گویشهای میانی] |
از، ـِ |
|
| له lə |
د də [شمالشرقی] |
از |
|
| بې be |
بدون |
| |
| په pə |
پر /pər/ |
بر، در |
|
| تر tər |
تا؛ از |
| |
| لکه laká |
مانند |
|
پساضافهها
| پساضافه | تفاوت گویشی | معنا | کاربرد |
|---|---|---|---|
| ته tə |
به |
| |
| ته tə |
له lə [شمالشرقی] |
برای |
|
حروف اضافهٔ دوپاره
در پشتو شمار زیادی حرف اضافهٔ دوپاره به کار میرود. این حروف اضافه معمولاً از دو جزء تشکیل میشوند و اسم وابسته میان این دو جزء قرار میگیرد.
جزء نخست معمولاً یکی از چهار واژهٔ زیر است:
| نویسهگردانی | |
|---|---|
| په | pə |
| له | lə |
| د | də |
| تر | tər |
جزء پایانی معمولاً یکی از واژههای زیر است:
| نویسهگردانی | معنا | |
|---|---|---|
| لاندې | lā́nde | زیر |
| پسې | pəsé | پسِ، دنبال |
| نه | na | از |
| پورې | póre | تا |
| سره | sará | با |
| کې/کښې | ke/kx̌e | در |
| باندې | bā́nde | بر، روی |
| څخه | tsә́xa | از |
| غوندې | ğwә́nde | مانند |
ترکیبهای سادهٔ این اجزا در جدول زیر آمدهاند:
| جزء دوم ← | کښې... ... ke |
نه... ... na |
لاندې... ... lā́nde |
باندې... ... bā́nde |
پسې... ... pəsé |
پورې... ... póre |
سره... ... sará |
څخه... ... tsә́xa |
وروستو... ... wrústo |
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| جزء نخست ↓ | |||||||||
| ...د də ... |
د...نه də...na «از» |
د ...لاندې də...lā́nde «زیر» |
د ... پسې də...pəsé «پس از» |
د ... پورې də...póre «تا، آنسوی» |
د...سره də...sará «با» |
د...څخه də...tsә́xa «از» | |||
| ...له lə ... |
له...نه lə...na «از» |
له...لاندې lə...lā́nde «زیر» |
له...سره lə...sará «با» |
له...څخه lə...tsә́xa «از» | |||||
| ...پر pər ... |
په... کښې pə...ke «در، بر» |
په...باندې pə...bā́nde «روی، بهوسیلهٔ» |
په...پسې pə...pəsé «پس از، پشتِ» |
پر ... پورې pər...póre «با» |
په...سره pə...sará «با» |
||||
| ...په pə ... |
|||||||||
| ...تر tər ... |
تر...لاندې tər...lā́nde «زیر» |
تر...پورې tər...póre «تا» |
تر ... وروستو tər...wrústo «پس از» |
نمونهها:
| نمونه | معنای نمونه | |
|---|---|---|
| په ... کښې | په سيند کښې | در رود |
| په ... پسې | په ما پسې | دنبال من |
| پر ... باندې | په مېز باندې | روی میز |
| له ... سره | له سړي سره | با مردی |
| تر ... لاندې | تر مېز لاندې | زیر میز |
| له ... څخه | له سړي څخه | از مردی |
| له ... نه | له سړي نه | از مردی |
| د ... نه | د سړي نه | از مردی |
| تر ... پورې | تر پېښور پورې | تا پیشاور |
| تر ... وروستو | تر خوراک وروستو | پس از غذا |
اگر وابستهٔ حرف اضافه ضمیر ضعیف باشد، جزء نخست باید حذف شود.
نمونهها:
| جملهٔ نمونه | معنا |
|---|---|
| سړی ور سره ځي | مردی همراه او میرود. |
| سړي ور سره ځي | مردان همراه او میروند. |
| چاړه مې در نه واخس | چاقو را از تو گرفتم. |
| ليک ور باندې ايښی دی | نامه روی آن قرار دارد. |
در گفتار محاورهای پشتو، گاهی له از ترکیبهای دارای نه و سره حذف میشود.
| پشتوی محاورهای | |
|---|---|
| له سړي نه | سړي نه |
| له سړي سره | سړي سره |
عبارتها
در پشتو، برخی عبارتها از ترکیب گروههای دارای حرف اضافهٔ دوپاره با واژههای افزوده ساخته میشوند.
همراه با له ... نه
این عبارتها از حرف اضافهٔ دوپارهٔ له ... نه و یک واژهٔ افزوده ساخته میشوند.
در برخی گویشها د جایگزین له میشود.
| اجزا | معنا | |
|---|---|---|
| له ... نه پخوا له ... نه مخکې |
از + پیش | پیش از |
| له ... نه پس له ... نه پسته له ... نه ورستو له ... نه وروستۀ |
از + پس | پس از |
| له ... نه + بهر | از + بیرون | بیرون از |
نمونهها:
| عبارت | جمله | معنا |
|---|---|---|
| له ... نه پخوا | له تا نه پخوا راغله | او پیش از تو آمد. |
| د ... نه مخکې | ستا نه مخکې راغله [د + تا = ستا] |
او پیش از تو آمد. |
| له ... نه وروستو | له تا نه وروستو راغله | او پس از تو آمد. |
| د ... نه بهر | د ور نه بهر ولاړ و | او بیرونِ در ایستاده بود. |
همراه با د ... په
نمونهها:
نمونهها:
نکته: گروه ملکیِ دارای د را میتوان با ضمیر ملکی ضعیف جایگزین کرد.
| جمله بدون حذف د | معنا | جمله با ضمیر ملکی | معنا | |
|---|---|---|---|---|
| د ... په اړه | د سړي په اړه يې څه ووې də saṛí pə aṛá ye tsə wә́ we |
او دربارهٔ آن مرد چه گفت؟ | زما په اړه يې څه ووې zmā pə aṛá ye tsə wә́ we |
او دربارهٔ من چه گفت؟ |
| د ... په شان | د سپوږمۍ په شان ښځه غواړم də spoẓ̌mә́i pa šān x̌ә́dza ğwāṛә́m |
همسری مانند ماه میخواهم. | ستا په شان ښځه غواړم stā pa šān x̌ә́dza ğwāṛә́m |
همسری مانند تو میخواهم. |
| د ... په وړاندې | د بلې ډلې په وړاندې يې وينه وکړه də bә́le ḍále pə wṛā́nde ye wә́ina wә́ kṛa |
او/آنان علیه گروه دیگر سخن گفت/گفتند. | ستا په وړاندې يې وينه وکړه stā pə wṛā́nde ye wә́ina wә́ kṛa |
او/آنان علیه تو سخن گفت/گفتند. |
| د ... په پرتله | د پيشوګانو په پرتله سپي زيات مينه ناک وي də pišogā́no pə partalá spí zyāt minanā́k wi |
سگها در مقایسه با گربهها مهربانترند. | زموږ په پرتله هغوی لټ دي zmuẓ̌ pə partalá hağúi laṭ di |
آنان در مقایسه با ما تنبلاند. |
| د ... له مخې | د دې څېړنې له مخې دا ډېر ګټور دی də de tseṛә́ne lə mә́xe dā ḍer gaṭawár day |
بر پایهٔ این پژوهش، این بسیار سودمند است. | ستا له مخې څنګه شانتې سړی دی stā lə mә́xe tsə́nga šā́nte saṛáy day |
به نظر تو، او چهجور مردی است؟ |
| د ... په ځای | د کابل په ځای کندهار ته لاړ شه də kābə́l pə dzāy kandahā́r tə lā́ṛ sha |
بهجای کابل به قندهار برو. | زما په ځای بل کس ټاکل شوی دی zmā pə dzāy bəl kas ṭākə́l šə́way day |
فرد دیگری بهجای من انتخاب شده است. |
حروف اضافه و حالتهای اسم
حالت غیرمستقیم
حالت غیرمستقیم رایجترین حالت دستوری در پشتو است. اسم یا ضمیری که وابستهٔ یک حرف اضافه باشد، غالباً در حالت غیرمستقیم قرار میگیرد.
این حالت همراه با موارد زیر به کار میرود:
- ته /tə/ به معنای «به»؛
- سره /səra/ به معنای همراهیِ «با»؛
- پیشاضافههای د /də/ به معنای «از، ـِ» و په /pə/ به معنای «در» و نیز هر حرف اضافهٔ دوپارهای که از یک پساضافه و یکی از این دو پیشاضافه تشکیل شده باشد؛
- حرف اضافهٔ دوپارهٔ له ... نه /lə ... na/ به معنای «از».
در نمونهٔ زیر، سړی بهسبب همراهی با پیشاضافهٔ د و ښځه بهسبب همراهی با پیشاضافهٔ په در حالت غیرمستقیم قرار دارند؛ درحالیکه ملګری در حالت مستقیم است.
də
of:PREP
saṛí
man:M:OBL
malgə́ray
friend:M:DIR
pə
on:PREP
x̌ə́dze
woman:F:OBL
oséẓ̌i
live:CONT:PRS:3:SG:M
«دوستِ آن مرد با همسرش زندگی میکند.»
در نمونهٔ زیر، ضمیر ما در حالت غیرمستقیم همراه با حرف اضافهٔ دوپارهٔ په ... کښې به کار رفته است.
pə
on:PREP
mā
me:1:SG:STR:OBL
ke
in:POST
da
be:CONT:PRS:3:SG:F
«او/آن درون من است.»
حالت ازی
حالت ازی همراه با موارد زیر به کار میرود:
- له /lə/ به معنای «از» و نیز د /də/ هنگامی که همین معنا را داشته باشد؛
- تر /tər/ به معنای «از» یا «از مبدأ»؛
- حروف اضافهٔ دوپارهٔ دارای تر /tər/ یا له /lə/، بهاستثنای له ... نه /lə ... na/ به معنای «از»؛
- په /pə/ در کاربرد ابزاری، تنها در ساختی که وابستهٔ آن صفت باشد، نه اسم.
نمونهای با حرف اضافهٔ دوپارهٔ تر ... پورې:
tər
till:PREP
kóra
house:M:ABL
póre
till:POST
tlә́m
go:CONT:PST:1:SG
«داشتم تا خانه میرفتم.»
هنگامی که وابستهٔ د /də/ در حالت ازی قرار گیرد، این پیشاضافه بر حرکت از یک مبدأ دلالت میکند:
də
from:COMIT
kóra
house:M:ABL
rā́ğləm
come:AOR:PST:1:SG
«از خانه آمدم.»
کاربرد ابزاریِ په /pə/ همراه با صفت:
kor
house:M:DIR
me
I:1:SG:WK
pә
with:INSTR
grā́na
difficult:ADJ:M:DIR
joṛ
make:M:DIR
kә́ṛay
do:AOR:PTCP:M:DIR
day
be:CONT:PRS:3:SG:M
«خانه را بهسختی ساختهام.»
کاربرد آمیختهٔ حالت ازی و غیرمستقیم
برخی حروف اضافه میتوانند بدون ایجاد تفاوت معنایی، وابستهٔ خود را در حالت غیرمستقیم یا ازی قرار دهند.
نمونه با سړی در حالت غیرمستقیم:
be
without:PREP
saṛí
man:M:OBL
kor
house:M:DIR
tә́š
empty:ADJ:M
wi
be:AOR:PRS:3:SG:M
«خانه بدون مرد خالی است.»
نمونه با سړی در حالت ازی:
be
without:PREP
saṛiya
man:M:ABL
kor
house:M:DIR
tә́š
empty:ADJ:M
wi
be:AOR:PRS:3:SG:M
«خانه بدون مرد خالی است.»
وجه مجهول
پشتو ساخت مجهول صرفیِ متمایزی ندارد. ساختی که برخی دستورشناسان آن را مجهول دانستهاند، در واقع موردی ویژه از فعلهای برگرفته از اسم است.[۳۳] جزء فعلی این ساخت از صورتی از فعلساز کېدل /kedә́l/ به معنای «شدن» و یک متمم فعلی در صورت مصدری تشکیل میشود. عنصر کنشپذیر در مقام نهاد جمله میآید، در حالت مستقیم قرار میگیرد و فعل در گذشته و حال با آن مطابقت میکند.
pә
in:PREP
x̌ār
city:M
ke
in:POST
dә
of:PREP
dwo
two:F:PL:OBL
wədānə́yo
building:F:PL:OBL
bənsáṭ
foundation:M:DIR
kex̌awdə́l
place:INF
šo
become:AOR:PST:3:SG:M
«پایهٔ دو ساختمان در شهر گذاشته شد.»
ترکیب فعل کمکی کېدل با مصدر وهل:
| معلوم | «مجهول» | نمونه | حال | گذشته | ||
|---|---|---|---|---|---|---|
| ناکامل | کامل | ناکامل | کامل | |||
| وهل wahә́l |
وهل کېدل wahә́l kedә́l |
زه وهل کېږم | که زه ووهل شم | زه وهل کېدلم | زه ووهل شوم | |
| zә wahә́l kéẓ̌әm | kә zә wә́ wahәl šәm | zә wahә́l kedә́lәm | zә wә́ wahәl šwәm | |||
| زدن | زدهشدن | من در حال کتکخوردن هستم. | اگر من کتک بخورم. | من در حال کتکخوردن بودم. | من کتک خوردم. | |
اگر کنشگر در جمله ذکر شود، معمولاً در گروه حرف اضافهای دارای د ... له خوا /də ... lə xwā/ یا د ... له لورې /də ... lə lure/ قرار میگیرد.
| حال | گذشته | |||
|---|---|---|---|---|
| ناکامل | کامل | ناکامل | کامل | |
| وهل | زه د ښځې له خوا وهل کېږم | که زه د ښځې له خوا ووهل شم | زه د ښځې له خوا وهل کېدلم | زه د ښځې له خوا ووهل شوم |
| zә dә x̌ә́źe lә xwā wahә́l kéẓ̌әm | kә zә dә x̌ә́źe lә xwā wә́ wahәl šәm | zә dә x̌ә́źe lә xwā wahә́l kedә́lәm | zә dә x̌ә́źe lә xwā wә́ wahәl šwәm | |
| معنا | من در حال کتکخوردن از آن زن هستم. | اگر من از آن زن کتک بخورم. | من در حال کتکخوردن از آن زن بودم. | من از آن زن کتک خوردم. |
همانند جملههای معلوم، نهاد ممکن است تنها با پسوند مطابقتِ فعل نشان داده شود:
dә
of:PREP
x̌ә́źe
woman:F:OBL
lә
from:PREP
xwā
side:F:OBL
wahә́l
beat:INF
kéẓ̌әm
become:CONT:PRS:1:SG
«از آن زن کتک میخورم.»
این ساخت میتواند اسم را نیز توصیف کند و مانند بیشتر وابستههای اسمی، پیش از هسته قرار میگیرد:
dә
of:PREP
x̌ә́źe
woman:F:OBL
lә
from:PREP
lúre
side:F:OBL
likә́l
write:INF
sә́wi
become:AOR:PST:PTCP:PL:M:DIR
śeṛáne
research:F:PL:DIR
laṭawә́m
find:CONT:PRS:1:SG
«در جستوجوی پژوهشهایی هستم که آن زن نوشته است.»
بندهای قیدی
در پشتو، برخی گروههای پیوندی در نقش قید به کار میروند.
نمونهها:
| عبارت پیوندی | نویسهگردانی | معنای تحتاللفظی | معادل تقریبی فارسی |
|---|---|---|---|
| هيڅ کله نه | hits kә́la na | هیچوقت نه | هرگز، هیچگاه |
| که هر څنګه | kə hər tsә́nga | اگر هرگونه | به هر صورت، به هر شیوهای |
| راځه چې | rādzá che | بیا که | بیا تا... |
| تر اوسه پورې | tər ósa póre | تا اکنون، تا | تاکنون، تا این زمان |
| تر دغه پورې | tər dáğa póre | تا این، تا | تا این اندازه |
| تر کله پورې | tər kә́la póre | تا چهوقت، تا | تا کی؟ چه مدت؟ |
| تر کومه پورې | tər kóma póre | تا کجا، تا | تا کجا؟ چه اندازه دور؟ |
ادات
آن بویل دیوید ادات را «هر واحد واژگانیِ آزادی که تصریف نمیپذیرد و در مقام موضوع یا متممِ فعل یا حرف اضافه عمل نمیکند» تعریف کرده است.[۳۴]
وجودی
واژهٔ شته [šta] و صورت منفی آن، نشته /nə́ šta/، برای بیان وجود به کار میروند.
| جمله | معنای تحتاللفظی | معنا |
|---|---|---|
| پړنګ شته؟ pṛāng šta? |
ببر وجود دارد؟ | آیا ببری وجود دارد؟ |
| نشته ná šta |
وجود ندارد | نه، وجود ندارد. |
ادات وجهی
آن بویل دیوید ادات وجهی را «وابستههای صرفناپذیر در سطح جمله» تعریف میکند. بندی که در دامنهٔ ادات قرار دارد، ممکن است بند اصلی یا بند وابستهٔ صرفشده باشد.[۵] چې /t͡ʃe/ میتواند در بند اصلی یا بند وابستهٔ صرفشده ظاهر شود.
تأییدی
که نه
پرسشها و جملههای تأییدی دارای ادات که نه /kə ná/ هستند که معنای تحتاللفظی آن «یا نه» است.[۳۵]
نمونهٔ پرسش تأییدی:
lā́ṛe
go:AOR:PST:2:SG
kə
or:PARTICLE
ná
no:NEG
«رفتی، مگر نه؟»
نمونهٔ جملهٔ تأییدی:
ná
no:NEG
kə
or:PARTICLE
ná
no:NEG
«نه، البته که نه؛ نه، مگر نمیدانی؟»
الزامی
دې
ادات وجهیِ دې [de؛ در گویشهای جنوبی: di] هنگامی که با صورت کامل فعل به کار رود، وظیفه یا الزامی مانند «باید» را بیان میکند.[۳۶]
hağá
he:3SG:STR:DIR
de
NEC
wә́gaḍegi
dance:AOR:PRS:3:SG
«او باید برقصد.»
باید
ادات وجهیِ باید /bāyád/ نیز همراه با صورت حال کامل فعل به کار میرود. تَیگی یادآور میشود که این ادات، مانند «باید»، میتواند از نظر شدت الزام ابهام داشته باشد.[۳۷]
hağá
he:3SG:STR:DIR
bāyád
NEC
wә́gaḍegi
dance:AOR:PRS:3:SG
«او باید برقصد.»
پکار دى
عبارت پکار دی /pəkā́r day/ به معنای «لازم است» نیز برای ساختن بند الزامی به کار میرود.
pəkā́r
necessary
day
be:CONT:PRS:3:SG:M
če
COMP
tә
you:2:SG:STR:DIR
də́lta
here:DEM
rā́še
come:AOR:PRS:2:SG
«باید به اینجا بیایی.»
تأکیدی
خو
ادات خو /xo/ در جایگاه دوم جمله قرار میگیرد و بر تأکید دلالت دارد.[۳۸]
dā
this:DIR
xo
xo:EMPH
manó
shark:F:DIR
da
be:CONT:PRS:3:SG:F
«این که کوسه است!»
نکته: خو /xo/ در مقام ادات تأکیدی با حرف ربط خو /xo/ به معنای «اما» متفاوت است.
احتمال
ښایي / ښائي
ادات ښایي /x̌ā́yi/ در آغاز جمله قرار میگیرد و میتواند همراه با حرف ربط وابستهسازِ چې [če] ظاهر شود.[۳۹]
x̌ā́yi
maybe:PARTICLE
če
that:COMP
sabā́
tomorrow:ADV
ta
to
rā́ši
come:AOR:PRS:3
«شاید او فردا بیاید.»
ادات ښایي /x̌ā́yi/ میتواند معنای الزامیِ «باید» نیز داشته باشد.
کېدی شي
عبارت کېدی شي /kedáy ši/، با معنای تحتاللفظیِ «ممکن است بشود»، ساخت توانشیِ فعل کېدل /kedә́l/ به معنای «شدن» است که در مقام ادات بیان احتمال نیز به کار میرود. همانند نمونهٔ بالا، چې میتواند همراه آن بیاید.
kedáy
become:CONT:PST:OPT
ši
become:AOR:PRS:3
[če]
[that:COMP]
sabā́
tomorrow:ADV
rā́ši
come:AOR:PRS:3
«ممکن است او فردا بیاید.»
ندایی
ادات ندایی زیر در پشتو ثبت شدهاند:
| ادات ندایی | نویسهگردانی | معنا | نمونه |
|---|---|---|---|
| اي | ai | ای! | اي نجلۍ ai njlə́i «ای دختر!» |
| اې | e | اې سړیه e saṛáya «ای مرد!» | |
| آ | ā | آ ښځې ā x̌ə́dze «ای زن!» | |
| الۍ | alə́i | آه! | الۍ دا دې څه وکړه alə́i dā de tsə wə́ kṛə «آه، چه کردی؟» |
| وئ[۴۰] | wə́i | آخ!، لعنت! | وئ خوږ شوم wə́i xúẓ̌ šwəm «آخ، درد گرفت!» |
آرزو
کاشکې
ادات کاشکې /kāške/ یا کاشکي /kāški/، به معنای «ایکاش»، برای بیان آرزوی رخدادن یا رخدادهبودن چیزی به کار میرود.[۴۱]
این ادات میتواند همراه با فعل تمنایی برای بیان آرزویی خلاف واقع به کار رود:
kā́ške
if-only:PARTICLE
waxtí
early:ADV
tlә́lay
gone:AOR:PST:PTCP:M:DIR
wāy
be:CONT:PST:OPT
«ایکاش زودتر رفته بودی!»
کاشکې میتواند همراه با فعل حال کامل برای بیان درخواست مؤدبانه نیز به کار رود.
نمونهای از شعر عبدالغنی خان:[۴۲]
hağé
she:3:F:STR:OBL
we
say:CONT:PST:3
xoẓ̌á
sweet:ADJ:M:VOC
dilbára
beloved:N:M:VOC
kā́ške
if-only:PARTICLE
stā
your:2:SG:STR:POSS
akә́l
intelligence:N:M:DIR
zmā
my:1:SG:STR:POSS
ši
become:AOR:PRS-PRS:3
«او میگفت: ای دلبر شیرین، کاش خرد تو از آنِ من شود.»
تفاوتهای معنایی
در این بخش، تفاوتهای ظریف معنایی میان برخی واژههای مشخص توضیح داده میشود.
راوړل و راوستل
راوستل /rāwastә́l/ و راوړل /rāwṛә́l/ هر دو فعل گذرا و به معنای «آوردن» هستند، اما تفاوت معنایی ظریفی میان آنها وجود دارد. راوړل هنگامی به کار میرود که نهاد مستقیماً در حملکردن مفعول دخالت داشته باشد؛ بنابراین معنای آن به «برداشتن و آوردن» نزدیکتر است. راوستل هنگامی به کار میرود که نهاد موجب آمدن مفعول شود، اما مفعول با حرکت خود بیاید؛ بنابراین معنای آن به «همراهآوردن» یا «موجب آمدن شدن» نزدیکتر است.[۴۳]
مفعولهای محسوس
نمونه با راوړل:
obә́
water:N:F:DIR
me
I:SG:WK
rā́wṛe
bring:AOR:PST:3:F:PL
«آب را آوردم.»
توضیح: در اینجا گوینده آب را با دست یا درون ظرفی، مانند لیوان، حمل کرده است.
نمونه با راوستل:
obә́
water:N:F:DIR
me
I:SG:WK
rā́waste
bring:AOR:PST:3:F:PL
«آب را آوردم.»
توضیح: در اینجا گوینده موجب رسیدن آب شده است؛ برای نمونه، با ساختن جوی یا کانالی از رودخانه، آب را به محل موردنظر رسانده است.
مفعولهای نامحسوس
برای مفعولهای نامحسوس، راوستل /rāwastә́l/ مناسبتر است، زیرا مفهوم یا پدیده گویی با حرکت خود پدید میآید.
parmәxtág
development:N:M:DIR
ye
3:WK
rā́wast
bring:AOR:PST:3:M:SG
«او/آنان پیشرفت را پدید آورد/آوردند.»
بااینحال، برای «آوردن» خبر، فال یا بخت و بیماری از راوړل /rāwṛә́l/ استفاده میشود؛ شاید ازآنرو که نهاد بهطور ضمنی حامل آن دانسته میشود.
x̌ə
good:ADJ
xabár
news:N:M:DIR
de
2:WK
rā́waṛ
bring:AOR:PST:3:M:SG
«خبر خوبی آوردی.»
صفتها
چنانکه غزه نور یادآور شده است، انتخاب پسوند صفتساز میتواند معنای واژه را نیز تغییر دهد.[۴۴]
نمونه: اغېز، ağéz، به معنای «اثر»؛ اسم مذکر مفرد و جمع
| صفت | نویسهگردانی | معنا | تفاوت معنایی | جملهٔ نمونه |
|---|---|---|---|---|
| اغېزمن | ağezmán | تأثیرپذیرفته | برای توصیف نهاد یا مفعولی که تحت تأثیر قرار گرفته است. | زه له تا څخه اغېزمن شوم |
| zə stā na ağezmán šwəm «من تحت تأثیر تو قرار گرفتم.» | ||||
| اغېزناک | ağeznā́k | تأثیرگذار | برای توصیف نهاد یا مفعولی که اثر میگذارد. | ته اغېزناکه وينه کوې |
| tə ağeznā́ka waina kawé «تو بهشکلی تأثیرگذار سخن میگویی.» |
زبان عامیانه
پشتو دارای واژگان و تعبیرات عامیانهٔ فراوانی است. نمونهها:
| عامیانه | ادبی | معنا | توضیح |
|---|---|---|---|
| بمبه راخوشې که bambá rā́ xwǝše ka |
بمبه ولګوه bambá wə́ lagawa |
شیر آب را باز کن. | خوشې /xwǝ́še/ به معنای «آزادکردن» یا «رهاکردن» است؛ بنابراین ترجمهٔ تحتاللفظی عبارت چنین است: «شیر آب را رها کن!» |
| غوړي مې په کټوۍ کې ور وويشتل ğwaṛí me pə kaṭwə́i ke war wə́ wištəl |
غوړي مې په کټوۍ کښې ور واچول ğwaṛí me pə kaṭwə́i kx̌e war wā́čawəl |
روغن را در دیگ ریختم. | ويشتل /wištǝ́l/ به معنای «شلیککردن»، برای نمونه شلیک تفنگ، است؛ بنابراین ترجمهٔ تحتاللفظی عبارت چنین است: «روغن را به درون دیگ پرتاب کردم.» |
نحو
ترتیب واژگانی پشتو نهاد–مفعول–فعل است؛ درحالیکه ترتیب واژگانی انگلیسی نهاد–فعل–مفعول است. در جملههای ناگذر که مفعول ندارند، هر دو زبان پشتو و انگلیسی از ترتیب نهاد–فعل پیروی میکنند.[۴۵]
در پشتو همهٔ وابستههای فعل پیش از آن قرار میگیرند؛ درحالیکه در انگلیسی بیشتر وابستههای فعلی پس از فعل میآیند.[۴۶]
نحو گروه
پشتو در گروههای اسمی و فعلی، گرایش نیرومندی به ترتیب هسته پایانی دارد.[۳۲]
گروههای اسمی
اجزای درونی گروه اسمی در پشتو عموماً بهترتیب تعیینکننده–کمیتنما–صفت–اسم قرار میگیرند.[۳۲]
گروههای حرف اضافهای
مهمترین استثنای اصل هستهپایانی در گروههای حرف اضافهای دیده میشود، زیرا پشتو دارای پیشاضافه، پساضافه و حروف اضافهٔ دوپاره است.[۴۷]
گروههای فعلی
گروه فعلی نیز عموماً هستهپایانی است و فعل، در صورت وجود، در جایگاه پایانی قرار میگیرد. بندهای موصولی و وابستههای سطح جمله ممکن است پس از بند اصلی ظاهر شوند.[۴۸]
ساختهای فعل سبک
پشتو دارای دستگاه گستردهای از ساختهای فعل سبک است. این ساختها عبارتهایی دوواژهایاند که از نظر معنایی همچون یک گزارهٔ واحد تفسیر میشوند. از دو نوع اصلی این ساختها، در پشتو نوع دارای الگوی اسم/صفت + فعل به کار میرود.[۴۸]
ازآنجاکه فعلها در پشتو ردهای بسته را تشکیل میدهند، ساخت فعل سبک تنها راه ساختن صورتهای فعلی جدید در این زبان است. این ساخت همچنین برای واردکردن وامواژهها به دستگاه فعلی به کار میرود و واژهٔ وامگرفتهشده جایگاه متمم را پر میکند.[۴۸]
مجموعهٔ فعلهای سبک پشتو با الگوهای شناختهشدهٔ ساخت فعل سبک سازگار است. افزون بر کېدل /kedəl/ به معنای «شدن» و کول /kawəl/ به معنای «کردن» ــ که هنگام کاربرد در مقام فعل سبک، بهترتیب فعلساز ناگذر و فعلساز گذرا نامیده میشوند ــ فعلهای اخیستل /axistəl/ به معنای «گرفتن»، وهل /wahəl/ به معنای «زدن»، نيول /niwəl/ به معنای «گرفتن، چنگزدن» و ایستل /istəl/ به معنای «بیرونانداختن» نیز در مقام فعل سبک به کار میروند.
متممهای صفتی در ساختهای فعل سبکِ اسم/صفت + فعل همواره با کنشپذیر فعل مطابقت میکنند. خود کنشپذیر بر پایهٔ نظام کنایی گسسته پشتو نشانهگذاری میشود. متممهای اسمی معمولاً مفعول مستقیم فعل بهشمار میروند و بنابراین حالت دستوری آنها نیز بر پایهٔ همترازی کنایی گسسته تعیین میشود. از سوی دیگر، کنشپذیر نمیتواند مفعول مستقیم باشد، زیرا فعل حداکثر میتواند دو موضوع داشته باشد؛ ازاینرو، کنشپذیر با حرف اضافه نشان داده میشود و در حالت غیرمستقیم قرار میگیرد.[۴۹]
اجزای گروه فعلی
گروه فعلی در پشتوی معیار
برخی ادات را میتوان میان اجزای زیر قرار داد:
- پیشوند کاملسازِ و /wə́/ و فعل آن؛
- پیشوند یا شبهپیشوند و فعل آن؛ این گروه هم فعلهای پیچیدهٔ آغازشونده به ا و هم فعلهای ردهٔ صرفی دوم یا پیشوندی را دربر میگیرد؛
- متممِ فعل برگرفته از اسم و فعلساز آن.[۴۹]
ادات زیر به این شیوه با فعل تعامل دارند:
- واژهبستهای وجهیِ به /bə/ و دې /de/؛
- ضمیرهای شخصی ضعیف یا واژهبستهای ضمیریِ مې /me/، دې /de/، یې /ye/ و مو /mo/؛
- واژهبستهای قیدیِ خو /xo/ و نو /no/؛
- ادات منفیِ نه /ná/ و مه /má/.
ادات وجهی، ضمیرهای شخصی ضعیف و ادات قیدی همگی واژهبستهای جایگاه دوماند. ترتیب قرارگیری آنها نسبت به یکدیگر نیز تابع قواعدی سختگیرانه است. تَیگی (۱۹۷۷) ترتیب واژهبستهای پیبستی میان اجزای فعل را بهصورت زیر گزارش کرده است:
خو /xo/ > به /bə/ > {مو /mo/ | مې /me/ | دې /de/ | یې /ye/} > نو /no/
اگر هجای نخست فعل تکیه نداشته باشد، یعنی فعل در نمود ناکامل باشد، ادات منفی پیش از فعل و واژهبستها پس از ادات منفی قرار میگیرند. همچنین اگر صورت کامل منفی شود، نشانگر منفی ــ و نه هجای نخست فعل ــ تکیه میگیرد.[۵۰]
جایگاه ادات منفی در گروه فعلی کامل
ادات منفی نه /ná/ تقریباً همیشه پیش از فعل و تا حد امکان نزدیک به ستاک فعل قرار میگیرد. ازاینرو، در ساختهای کامل، این ادات در فعلهای ساده پس از نشانگر کاملسازِ و /wə/ قرار میگیرد. در فعلهای پیچیده نیز پس از /a/ آغازین، پیشوند یا متمم فعل سبک میآید. ازآنجاکه نه ذاتاً تکیهدار است، تکیهٔ اصلی گروه فعلی کامل را میگیرد.[۱۳]
عددها
عددهای اصلی
صورت مستقیم مذکر:[۵۱]
| پشتو | تلفظ | عدد |
|---|---|---|
| نشت | nasht | ۰ |
| یو | yaw, yo | ۱ |
| دوه | dwa | ۲ |
| درې | dre | ۳ |
| څلور | tsalor | ۴ |
| پنځه | pindzə | ۵ |
| شپږ | špəg/špəʐ | ۶ |
| اووه | owə | ۷ |
| اته | atə | ۸ |
| نه، نهه | nə, nəha | ۹ |
| لس | las | ۱۰ |
| یوولس | yawolas | ۱۱ |
| دوولس | dwolas | ۱۲ |
| دیارلس، دیرلس | dyārlas, dyarlas | ۱۳ |
| څوارلس، څورلس | tswarlas, tswārlas | ۱۴ |
| پنځلس | pindzəlas | ۱۵ |
| شپاړس | špāṛas | ۱۶ |
| اووهلس | owəlas | ۱۷ |
| اتهلس | atəlas | ۱۸ |
| نونس، نورلس | nunas, nurlas | ۱۹ |
| شل | šəl | ۲۰ |
| یوویشت | yavwišt | ۲۱ |
| دوهویشت | dwawišt | ۲۲ |
| درویشت | dərwišt, dreyšt | ۲۳ |
| څلېرویشت | tsalerwišt | ۲۴ |
| پنځهویشت | pindzəwišt | ۲۵ |
| شپږویشت | špagwišt | ۲۶ |
| اوهویشت | owəwišt | ۲۷ |
| اتهویشت | atəwišt | ۲۸ |
| نهویشت | nəwišt | ۲۹ |
| دېرش | derš | ۳۰ |
| یودېرش | yawderš | ۳۱ |
| دودېرش | dwaderš | ۳۲ |
| دریدېرش | drederš | ۳۳ |
| څلوردېرش | tsalorderš | ۳۴ |
| پنځهدېرش | pindzəderš | ۳۵ |
| شپږدېرش | špəgderš | ۳۶ |
| اوهدېرش | owəderš | ۳۷ |
| اتهدېرش | atəderš | ۳۸ |
| نهدېرش | nəderš | ۳۹ |
| څلوېښت | tsalveṣ̌t | ۴۰ |
| پنځوس | pindzos | ۵۰ |
| شپېته | špetə | ۶۰ |
| اویا | awyā | ۷۰ |
| اتیا | atyā | ۸۰ |
| نوي | nwi, nəwi | ۹۰ |
| سل | səl | ۱۰۰ |
| یوسلویو | yaw səlo yav | ۱۰۱ |
| یوسلودوه | yaw səlo dwa | ۱۰۲ |
| یوسلوشل | yaw səlo šəl | ۱۲۰ |
| دوهسوه | dwa sawa | ۲۰۰ |
| دوه سوه او لس | dwa sawa aw las | ۲۱۰ |
| درې سوه | dre sawa | ۳۰۰ |
| زر | zər | ۱٬۰۰۰ |
| یوزرویو | yaw zəro yaw | ۱٬۰۰۱ |
| یوزرودوهسوه او پنځهدېرش | yaw zəro dwa sawa aw pindzəderš | ۱٬۲۳۵ |
| لک | lak | ۱۰۰٬۰۰۰ |
| ملیون | milyon | ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ |
| کروړ | kroṛ | ۱۰٬۰۰۰٬۰۰۰ |
| ملیارد | milyārd | ۱٬۰۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰ |
عددهای ترتیبی
صورت مستقیم مفرد مذکر:
- نخست: لومړی lumṛai؛ صورت دیگر: ړومبی
- دوم: دويم dwaim؛ صورت دیگر: دوهم
- سوم: درېيم drəyam
- چهارم: څلورم tsaloram
- پنجم: پنځم pindzam
- ششم: شپږم špaẓ̌am
- هفتم: اووم uwam
- هشتم: اتم atam
- نهم: نهم nəham
- دهم: لسم lasam
یادداشتها
- ۱. ^ عبارت په بارې کښې [pə bâre ke] نیز به کار میرود، اما این عبارت ترجمهٔ واژهبهواژهای از عبارت के बारे में/کے بارے میں [kē bārē mēⁿ] در زبانهای هندی و اردو است. واژهٔ बारे/بارے [bārē] در هندی نیز خود از عبارت فارسی «دربارهٔ» [dar bāraye/dar bāreye] گرفته شده است.
- ۲. ^ پشتو دارای گویشهای فراوانی است و ازاینرو نام این زبان در انگلیسی به صورتهای گوناگونی نوشته شده است.[۵۲]
منابع
- ↑ David، Anne Boyle (۲۰۱۴). Descriptive Grammar of Pashto and Its Dialects. De Gruyter Mouton. ص. ۱۲۶. شابک ۹۷۸-۱-۶۱۴۵۱-۳۰۳-۲.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - 1 2 3 4 5 6 Лебедев К. А. Афганистан: Язык, литература, этнография. — Москва : "Муравей", 2003.
- 1 2 Pashto Language: Solving the Mysteries of the Past Tense بایگانیشده در ۲۰۱۴-۱۱-۲۹ توسط Wayback Machine
- ↑ Khan، Mohammad Abid (۲۰۲۰). The Computational Morphology and Syntax of Pashto Language. Pashto Academy. صص. ۲۸–۴۳.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - 1 2 3 4 5 David، Anne Boyle (۲۰۱۴). Descriptive Grammar of Pashto and Its Dialects. De Gruyter Mouton. ص. ۳۶۹. شابک ۹۷۸-۱-۶۱۴۵۱-۳۰۳-۲.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - 1 2 «Neologism Dictionary [M. A. Zeyar]».
- 1 2 3 4 5 6 7 8 David، Anne Boyle (۲۰۱۴). Descriptive Grammar of Pashto and Its Dialects. De Gruyter Mouton. شابک ۹۷۸-۱-۶۱۴۵۱-۳۰۳-۲.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - 1 2 3 4 5 David، Anne (۲۰۱۳-۱۲-۱۶). Descriptive Grammar of Pashto and Its Dialects. Walter de Gruyter. شابک ۹۷۸-۱-۶۱۴۵۱-۲۳۳-۲.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - 1 2 David، Anne Boyle (۲۰۱۴). Descriptive Grammar of Pashto and Its Dialects. De Gruyter Mouton. صص. ۲۱۹–۲۲۴. شابک ۹۷۸-۱-۶۱۴۵۱-۳۰۳-۲.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - 1 2 David، Anne Boyle (۲۰۱۴). Descriptive Grammar of Pashto and Its Dialects. De Gruyter Mouton. ص. ۲۱۹. شابک ۹۷۸-۱-۶۱۴۵۱-۳۰۳-۲.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ David، Anne (۲۰۱۳-۱۲-۱۲). Descriptive Grammar of Pashto and its Dialects. Walter de Gruyter. ص. ۲۲۰. شابک ۹۷۸-۱-۶۱۴۵۱-۲۳۱-۸.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ Ullah، Noor (۲۰۱۱). Pashto Grammar. ص. ۱۱. شابک ۹۷۸-۱-۴۵۶۷-۸۰۰۷-۴.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - 1 2 David، Anna B. (۲۰۱۴). A Descriptive Grammar of Pashto and its Dialects. De Gruyter Mouton. ص. ۱۹۲. شابک ۹۷۸-۱-۶۱۴۵۱-۳۰۳-۲.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - 1 2 Short Summary of Pashto Grammar
- ↑ Pashto Garshod [M. S. Wakili]
- ↑ Pashto Garshod [M. S. Wakili]
- ↑ Ullah، Noor (۲۰۱۱). Pashto Grammar. AuthorHouse. ص. ۶۷. شابک ۹۷۸-۱-۴۵۶۷-۸۰۰۷-۴.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ David، Anne Boyle (۲۰۱۴). Descriptive Grammar of Pashto and Its Dialects. De Gruyter Mouton. صص. ۲۳۹–۲۴۵. شابک ۹۷۸-۱-۶۱۴۵۱-۳۰۳-۲.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ David، Anne Boyle (۲۰۱۴). Descriptive Grammar of Pashto and Its Dialects. De Gruyter Mouton. ص. ۲۴۲. شابک ۹۷۸-۱-۶۱۴۵۱-۳۰۳-۲.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ David، Anne Boyle (۲۰۱۴). Descriptive Grammar of Pashto and Its Dialects. De Gruyter Mouton. ص. ۲۴۳. شابک ۹۷۸-۱-۶۱۴۵۱-۳۰۳-۲.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ David، Anne Boyle (۲۰۱۴). Descriptive Grammar of Pashto and Its Dialects. De Gruyter Mouton. صص. ۲۳۴–۲۳۹. شابک ۹۷۸-۱-۶۱۴۵۱-۳۰۳-۲.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ David، Anne Boyle (۲۰۱۴). Descriptive Grammar of Pashto and Its Dialects. De Gruyter Mouton. ص. ۲۳۶. شابک ۹۷۸-۱-۶۱۴۵۱-۳۰۳-۲.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ Tegey، Habibullah (۱۹۹۶). A Reference Grammar of Pashto. Center for Applied Linguistics. ص. ۱۲۶.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ Tegey، Habibullah (۱۹۹۶). A Reference Grammar of Pashto. Center for Applied Linguistics. ص. ۱۲۹.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ Tegey، Habibullah (۱۹۹۶). A Reference Grammar of Pashto. Center for Applied Linguistics. ص. ۱۳۰.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ Tegey، Habibullah (۱۹۹۶). A Reference Grammar of Pashto. Center for Applied Linguistics. ص. ۱۲۷.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - 1 2 3 4 5 Tegey، Habibullah (۱۹۹۶). A Reference Grammar of Pashto. Center for Applied Linguistics. ص. ۱۲۸.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ Tegey، Habibullah (۱۹۹۶). A Reference Grammar of Pashto. Center for Applied Linguistics. ص. ۱۲۹.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ David، Anne Boyle (۲۰۱۴). Descriptive Grammar of Pashto and Its Dialects. De Gruyter Mouton. صص. ۳۶۹، ۳۷۱. شابک ۹۷۸-۱-۶۱۴۵۱-۳۰۳-۲.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - 1 2 David، Anne Boyle (۲۰۱۴). Descriptive Grammar of Pashto and Its Dialects. De Gruyter Mouton. ص. ۳۷۸. شابک ۹۷۸-۱-۶۱۴۵۱-۳۰۳-۲.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ David، Anne Boyle (۲۰۱۴). Descriptive Grammar of Pashto and Its Dialects. De Gruyter Mouton. ص. ۳۸۱. شابک ۹۷۸-۱-۶۱۴۵۱-۳۰۳-۲.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - 1 2 3 David، Anna B. (۲۰۱۴). A Descriptive Grammar of Pashto and its Dialects. De Gruyter Mouton. ص. ۳۹۹. شابک ۹۷۸-۱-۶۱۴۵۱-۳۰۳-۲.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ Ullah، Noor (۲۰۱۱). Pashto Grammar. AuthorHouse. ص. ۷۱. شابک ۹۷۸-۱-۴۵۶۷-۸۰۰۷-۴.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ David، Anne Boyle (۲۰۱۴). Descriptive Grammar of Pashto and Its Dialects. De Gruyter Mouton. ص. ۳۶۷. شابک ۹۷۸-۱-۶۱۴۵۱-۳۰۳-۲.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ David، Anne Boyle (۲۰۱۴). Descriptive Grammar of Pashto and Its Dialects. De Gruyter Mouton. ص. ۳۷۴. شابک ۹۷۸-۱-۶۱۴۵۱-۳۰۳-۲.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ Tegey، Habibullah (۱۹۹۶). A Reference Grammar of Pashto. Center for Applied Linguistics. ص. ۱۴۸.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ Tegey، Habibullah (۱۹۹۶). A Reference Grammar of Pashto. Center for Applied Linguistics. ص. ۱۶۲.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ David، Anne Boyle (۲۰۱۴). Descriptive Grammar of Pashto and Its Dialects. De Gruyter Mouton. ص. ۳۷۵. شابک ۹۷۸-۱-۶۱۴۵۱-۳۰۳-۲.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ David، Anne Boyle (۲۰۱۴). Descriptive Grammar of Pashto and Its Dialects. De Gruyter Mouton. ص. ۳۷۳. شابک ۹۷۸-۱-۶۱۴۵۱-۳۰۳-۲.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ «وئ – Daryab Pashto Glossary [Qalandar Momand]». qamosona.com. دریافتشده در ۲۰۲۱-۰۳-۰۵.
{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ David، Anne Boyle (۲۰۱۴). Descriptive Grammar of Pashto and Its Dialects. De Gruyter Mouton. ص. ۳۴۷. شابک ۹۷۸-۱-۶۱۴۵۱-۳۰۳-۲.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ «Meena (unplugged) | Bilawal Sayed | Ghani Khan – YouTube». یوتیوب. دریافتشده در ۲۰۲۱-۰۲-۰۶.
{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ «د (را وړل) او (را وستل) توپیر – YouTube». یوتیوب. دریافتشده در ۲۰۲۱-۰۲-۰۸.
{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ اغېزناک او اغېزمن (in English), retrieved 2021-02-18
- ↑ Tegey، Habibullah؛ Robson، Barbara (۱۹۹۶). A Reference Grammar of Pashto (PDF). واشینگتن: Center for Applied Linguistics. ص. ۱۷۸.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ Tegey، Habibullah؛ Robson، Barbara (۱۹۹۶). A Reference Grammar of Pashto (PDF). واشینگتن: Center for Applied Linguistics. ص. ۱۷۹.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ David، Anna B. (۲۰۱۴). A Descriptive Grammar of Pashto and its Dialects. De Gruyter Mouton. ص. ۴۰۰. شابک ۹۷۸-۱-۶۱۴۵۱-۳۰۳-۲.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - 1 2 3 David، Anna B. (۲۰۱۴). A Descriptive Grammar of Pashto and its Dialects. De Gruyter Mouton. ص. ۴۰۱. شابک ۹۷۸-۱-۶۱۴۵۱-۳۰۳-۲.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - 1 2 David، Anna B. (۲۰۱۴). A Descriptive Grammar of Pashto and its Dialects. De Gruyter Mouton. ص. ۴۰۳. شابک ۹۷۸-۱-۶۱۴۵۱-۳۰۳-۲.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ David، Anna B. (۲۰۱۴). A Descriptive Grammar of Pashto and its Dialects. De Gruyter Mouton. صص. ۴۰۳–۴۰۴. شابک ۹۷۸-۱-۶۱۴۵۱-۳۰۳-۲.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ M A Zyar (۲۰۱۲). Pashto Dictionary (Neologisms) (ویراست ۲). پیشاور: Danish Press. ص. ۳۶۳.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ Tegey، Habibullah؛ Robson، Barbara (۱۹۹۶). A Reference Grammar of Pashto (PDF). واشینگتن: Center for Applied Linguistics. ص. ۴.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده)
- مشارکتکنندگان ویکیپدیا. «Pashto grammar». در دانشنامهٔ ویکیپدیای انگلیسی، بازبینیشده در ۳ سپتامبر ۲۰۲۶.
پیوند به بیرون
- آن بویل دیوید، Descriptive Grammar of Pashto and its Dialects
- حبیبالله تَیگی و باربارا رابسون، «A Reference Grammar of Pashto» (PDF).، مرکز زبانشناسی کاربردی، ۱۹۹۶
- هربرت پنزل، A Grammar of Pashto: A Descriptive Study of the Dialect of Kandahar, Afghanistan
- گئورگ مورگنستیرنه، «AFGHANISTAN vi. Paṧtō»،
- پروژهٔ روزتا، دستور زبان پشتوی جنوبی
- محمد عابد خان و فاطمهالزهرا، «Towards the Computational Treatment of the Pashto Verb»، Scientific Khyber، جلد ۱۸، شمارهٔ ۱، صفحههای ۱۲۳–۱۴۱، ۲۰۰۵
- نورالله، Pashto Grammar، ۲۰۱۱، شابک ۹۷۸−۱−۴۵۶۷−۸۰۰۷−۴
- م. زیار، ليک لارښود، راهنمای نگارش، ۲۰۰۶
- دستور زبانهای ایرانی
- زبان پشتو
