دستور زبان پشتو

زبان پشتو زبانی با ترتیب واژگانی نهاد–مفعول–فعل و دارای کُنایی گسسته است. صفت‌ها پیش از اسم‌ها قرار می‌گیرند. اسم‌ها و صفت‌ها بر پایهٔ جنس دستوری (مذکر و مؤنث)، شمار (مفرد و جمع) و حالت دستوری (مستقیم، غیرمستقیم، ازی و ندایی) صرف می‌شوند. دستگاه فعلی این زبان بسیار پیچیده است و زمان‌های حال، گذشتهٔ ساده، گذشتهٔ استمراری، حال کامل و گذشتهٔ کامل را دربر می‌گیرد. پشتو در همهٔ زمان‌های گذشته (گذشتهٔ ساده، گذشتهٔ استمراری، حال کامل و گذشتهٔ کامل) دارای هم‌ترازی کنایی–مطلق است؛ بدین معنا که فعل‌های گذرا در هر یک از زمان‌های گذشته با مفعول جمله مطابقت می‌کنند. گویش‌های پشتو برخی ویژگی‌های دستوری غیراستاندارد را نشان می‌دهند که تعدادی از آن‌ها صورت‌های کهن یا بازماندهٔ صورت‌های قدیمی‌اند.

در این مقاله، تکیه با نشانه‌های زیر بر فراز واکه‌ها نشان داده می‌شود: ә́، á، ā́، ú، ó، í و é.

ضمیرها

  • نکته: هغه در مقام ضمیر اشاره به معنای «آن»، دارای تکیهٔ آغازین [háğa] است؛ درحالی‌که همین واژه در مقام ضمیر شخصی به معنای «او» یا «آن»، تکیهٔ پایانی [hağá] دارد.[۱]

ضمیرهای شخصی

شخص و شمار فارسی مستقیم غیرمستقیم
اول‌شخص مفرد من زه
za
ما
ma
جمع ما موږ
muzh
مونږ
mung/mang (در گویش پیشاوری/شمالی)
ما
ma
دوم‌شخص مفرد تو ته
ta
تا
taa
جمع شما تاسو
تاسې
taaso/taase

[۲]
[۳]

تا
taa
سوم‌شخص حاضر مفرد مذکر او دی
day/Da (در گویش پیشاوری/شمالی)
ده
da
مؤنث او دا
daa
دې
de
جمع آنان دوی
doi/Dwi (در گویش پیشاوری)

دای
dai (در گویش شمالی)

دوی
doi/Dwi/dai
غایب مفرد مذکر او (غایب) هغه
haghā
هغہ
hagha
مؤنث او (غایب) هغه
haghā
هغې
haghé
جمع آنان (غایب) هغوی
haghui/haghwi (در گویش پیشاوری)
هغوی
haghui/haghwi

ضمیرهای اشاره

دغه dağha («این»)
مستقیم دغه
dáğha
غیرمستقیم دې
de
هغه háğha («آن»)
مفرد جمع
مذکر مؤنث
مستقیم هغه
háğha
غیرمستقیم هغۀ
háğhә
هغې
háğhe
هغو
háğho

ضمیرهای ملکی

صورت جمعِ این ضمیرها همراه با اسم به کار نمی‌رود.

صورت‌های مستقل
مفرد جمع
اول‌شخص زما
zma
زموږ
zamuzh
زمونږ
zamunzh[۲]/Zmung/Zmang (در گویش پیشاوری)
دوم‌شخص ستا
sta
ستاسو
staaso
سوم‌شخص حاضر مذکر د ده
da da
د دوی
da doi/Dwi
مؤنث د دې
da de
غایب مذکر د هغہ
da hagha
د هغوی
da haghui/Haghwi
مؤنث د هغې
da haghe
صورت‌های پی‌بستی
مفرد جمع
اول‌شخص مې
me
مو
mo، mu
دوم‌شخص دې
de، di
مو
mo، mu[۲]
سوم‌شخص يې
ye

ضمیرهای پرسشی

چه‌کسی کدام چندمین
در زبان ادبی
چندمین
در گویش یوسف‌زایی
چه چند تا چه مقدار چگونه
مستقیم مذکر څوک
tsok
کوم
kom
څووم
tsowə́m
څويم
swajə́m
څه
tsə
څومره
tsómra
څونه
tsóna
څنګه
tsə́nga
مؤنث کومه
kóma
څوومه
tsowə́ma
څويمه
swaima
غیرمستقیم مذکر چا
čhā
کوم
kom
څووم
tsowə́m
څويم
swajə́m
مؤنث کومې
kóme
څوومې
tsowə́me
څويمې
swaime

ضمیرهای نامعین

  • برای متمایزکردن جمله‌های دارای ضمیر نامعین از جمله‌های پرسشی، می‌توان واژهٔ یو /yaw/ به معنای «یک» را افزود؛ بدین‌ترتیب، یو څوک /yaw ʦok/ به معنای «کسی» و یو څه /yaw ʦə/ به معنای «چیزی» ساخته می‌شود.
  • هنگامی که هر /har, ar/ به معنای «هر» پیش از ضمیرهای نامعین قرار گیرد، این ترکیب می‌تواند به معنای «همه» [هر څوک]، «همه‌چیز» [هر څه] یا «هریک» [هر یو] باشد.

اسم‌ها

حالت و جنس

در پشتو، اسم‌ها در چهار حالت دستوری صرف می‌شوند: مستقیم، غیرمستقیم، ازی (که «غیرمستقیم دوم» نیز نامیده می‌شود) و ندایی. حالت غیرمستقیم هم پس از حروف اضافه و هم در زمان گذشته برای فاعل فعل‌های گذرا، یعنی در ساخت کنایی، به کار می‌رود. حالت ازی نیز همراه با برخی حروف اضافه و بعضی عددها به کار می‌رود.

پشتو دارای دو جنس مذکر و مؤنث است. جنس اسم معمولاً از پایانهٔ آن مشخص می‌شود. در اسم‌های جاندار، جنس دستوری بدون توجه به پایانهٔ واژه با جنس زیستی مطابقت دارد.[۴]

اسم‌های مذکر اسم‌های مؤنث
واج پایانی واج پایانی
پایان‌یافته به واکهٔ مرکب oɪ پایان‌یافته به واکهٔ مرکب əi
زوی
zoy
پسر هوسۍ
hosә́i
آهو
پایان‌یافته به واکهٔ مرکب ɑi پایان‌یافته به e
ځای
dzā́y
جا، مکان ملګرې
malgә́re
دوست مؤنث
پایان‌یافته به aɪ بی‌تکیه پایان‌یافته به a بی‌تکیه
ګاډی
gā́ḍay
خودرو ژبه
žә́ba
زبان
پایان‌یافته به aɪ تکیه‌دار پایان‌یافته به o
سړی
saṛáy
مرد پيشو
pišhó
گربه
پایان‌یافته به a تکیه‌دار [شمار اندکی اسم] پایان‌یافته به a تکیه‌دار [بیشتر اسم‌ها]
ګېنډه
genḍá
کرگدن مېله
melá
جشن، بازار مکاره
پایان‌یافته به ə
ورارۀ
wrārә́
برادرزادهٔ پسری
پایان‌یافته به همخوان [بیشتر اسم‌ها] پایان‌یافته به همخوان [شمار اندکی اسم]
تنور
tanúr
تنور مېچن
mečhә́n
آسیاب دستی
پایان‌یافته به u
څانډو
tsānḍú
شوهرِ خواهرِ همسر
پایان‌یافته به واکهٔ مرکب aw پایان‌یافته به əw
پلو
paláw
سمت، پهلو کټو
kaṭә́w
دیگ
پایان‌یافته به i [فقط نام حرفه‌ها] پایان‌یافته به i [بیشتر اسم‌ها]
دوبي
dobí
رخت‌شوی بدي
badí
دشمنی
پایان‌یافته به ɑ [شمار اندکی اسم] پایان‌یافته به ɑ [بیشتر اسم‌ها]
ماما
māmā́
دایی رڼا
raṇā́
روشنایی

پشتو حرف تعریف معین ندارد؛ اما در صورت لزوم، معرفه‌بودن اسم را می‌توان با ابزارهای دیگری مانند ضمیرهای اشاره نشان داد. همچنین می‌توان با به‌کاربردن واژهٔ يو به معنای «یک»، نکره‌بودن اسم را نشان داد؛ برای نمونه، «يو روغتون» به معنای «یک بیمارستان».

ردهٔ ۱

اسم‌های مذکر

اسم‌های مذکرِ جاندار عموماً در حالت جمع پسوند ان -ā́n می‌گیرند و اسم‌های بی‌جان پسوند ونه -úna می‌پذیرند. اسم‌های مذکری که به ۀ -ә پایان می‌یابند، هنگام پیوستن پسوندها این پایانه را از دست می‌دهند. جانداری دستوری معمولاً با جانداری طبیعی مطابقت دارد؛ اما استثناهایی نیز وجود دارد. برای نمونه، مېړۀ meṛә́ به معنای «شوهر»، از نظر دستوری بی‌جان محسوب می‌شود و جمع آن مېړونه meṛúna است؛ در مقابل، پل pul به معنای «پل»، جاندار به‌شمار می‌آید و جمع آن پلان pulā́n است.

اسم‌هایی که به -i، -ā (که همیشه جاندارند) یا -u (که می‌توانند جاندار یا بی‌جان باشند) پایان می‌یابند، پسوند ان را با درج یکی از همخوان‌های -g-، -y- یا -w- میان دو واکه می‌گیرند.

واژه‌هایی با الگوی پایانی -āCә́، مانند وادۀ wādә́ به معنای «عروسی»، در حالت جمع دارای -a- کوتاه‌اند.

پایان‌یافته به همخوان
(جاندار)
مفردجمع
مستقیمان
ā́n
غیرمستقیمانو
ā́no
ازیه
a
ندایی
پایان‌یافته به همخوان
(بی‌جان)
مفردجمع
مستقیم ونه
úna
غیرمستقیمونو
úno
ازیه
a
ندایی
پایان‌یافته به -ә́
(جاندار)
مفرد جمع
مستقیم ۀ
ә́
ان
ā́n
غیرمستقیم انو
ā́no
ازی
ندایی
پایان‌یافته به -ә́
(بی‌جان)
مفرد جمع
مستقیم ۀ
ә́
ونه
úna
غیرمستقیم ونو
úno
ازی
ندایی


پایان‌یافته به -i
مفرد جمع
مستقیم ي
i
يان
yā́n
غیرمستقیم یانو
yā́no
ازی
ندایی
پایان‌یافته به -ā
مفرد جمع ۱ جمع ۲
مستقیم ا
ā
ايان
āyā́n
اګان
āgā́n
غیرمستقیم ايانو
āyā́no
اګانو
āgā́no
ازی
ندایی
پایان‌یافته به -u
مفرد جمع ۱ جمع ۲
مستقیم و
u
وان
wā́n
ګان
gā́n
غیرمستقیم وانو
wā́no
ګانو
gā́no
ازی
ندایی

نمونه‌ها

پلار «پدر»
مفردجمع
مستقیمپلار
plār
پلرونه
plərunə
غیرمستقیمپلرونو
pləruno
ازیپلاره
plā́ra
ندایی
غوږ «گوش»
مفردجمع
مستقیمغوږ
ğhwəg
غوږونه
ğhwəgúna
غیرمستقیمغوږونو
ğhwəgúno
ازیغوږه
ğhwə́ga
ندایی
لېوۀ «گرگ»
مفرد جمع
مستقیم لېوۀ
lewә́
لېوان
lewā́n
غیرمستقیم لېوانو
lewā́no
ازی
ندایی
زړۀ «قلب»
مفرد جمع
مستقیم زړۀ
zṛә́
زړونه
zṛúna
غیرمستقیم زړونو
zṛúno
ازی
ندایی
وادۀ «عروسی»
مفرد جمع
مستقیم وادۀ
wādә́
ودونه
wadúna
غیرمستقیم ودونو
wadúno
ازی
ندایی


درزي «خیاط»
مفرد جمع
مستقیم درزي
darzí
درزيان
darzyā́n
غیرمستقیم درزیانو
darzyā́no
ازی
ندایی
باچا «پادشاه»
مفرد جمع
مستقیم باچا
bāčā́
باچايان
bāčāyā́n
غیرمستقیم باچايانو
bāčāyā́no
ازی
ندایی
ماما «دایی»
مفرد جمع
مستقیم ماما
māmā́
ماماګان
māmāgā́n
غیرمستقیم ماماګانو
māmāgā́no
ازی
ندایی
غٙل «دزد»
مفرد جمع
مستقیم غٙل
ġal
غٙلان
ġalā́n
غیرمستقیم غٙلونا
ġalúnā
ازی
ندایی
الو «سیب‌زمینی»
مفرد جمع
مستقیم الو
alú
الوګان
alugā́n
غیرمستقیم الوګانو
alugā́no
ازی
ندایی

اسم‌های مؤنث

اسم‌های مؤنث عموماً به -a پایان می‌یابند. این پایانه، صرف‌نظر از جاندار یا بی‌جان‌بودن اسم، در حالت‌های غیرمستقیم و جمع مستقیم به -e و در جمع غیرمستقیم به -o تغییر می‌کند. شمار اندکی از اسم‌های مؤنث به همخوان پایان می‌یابند، اما همان پایانه‌های صرفی را می‌گیرند.

در پشتوی جنوبی، -e پایانی هنگامی که بی‌تکیه باشد به صورت -i تلفظ می‌شود. برای نمونه، صورت جمع سترګه stә́rga به معنای «چشم» و لار lār به معنای «راه»، در شمال به‌ترتیب سترګې stә́rge و لارې lā́re، اما در جنوب سترګي stә́rgi و لاري lā́ri است. در مقابل، جمع مڼه maṇá به معنای «سیب» و تخته taxtá به معنای «تخته»، در هر دو گروه گویشی به‌ترتیب مڼې maṇé و تختې taxté است.

برخی اسم‌های مؤنث نیز به واکه‌های دیگری، به‌ویژه -e، پایان می‌یابند که در حالت جمع یانې -yā́ne می‌گیرند. اسم‌های پایان‌یافته به -ā یا -o نیز یکی از پسوندهای ګانې -gā́ne یا وې -we را می‌پذیرند. صورت این پسوندها در پشتوی جنوبی به‌ترتیب یاني -yā́ni، ګاني -gā́ni و وي -wi است. پسوند آخر در پشتوی جنوبی به اندازهٔ پشتوی شمالی رایج نیست و عمدتاً به چند اسم محدود می‌شود.

پایان‌یافته به -a
مفرد جمع
مستقیم ه
a
ې
e
غیرمستقیم ې
e
و
o
ازی
ندایی
پایان‌یافته به همخوان
مفرد جمع
مستقیم ې
e
غیرمستقیم ې
e
و
o
ازی
ندایی
پایان‌یافته به -e
مفرد جمع
مستقیم ې
e
یانې
yā́ne
غیرمستقیم یانو
yā́no
ازی
ندایی
پایان‌یافته به -ā و -o
مفرد جمع
مستقیم ګانې یا وې
gā́ne یا we
غیرمستقیم ګانو یا وو
gā́no یا wo
ازی
ندایی

نمونه‌ها

اسپه «اسب، مادیان»
مفرد جمع
مستقیم اسپه
áspa
اسپې
áspe
غیرمستقیم اسپې
áspe
اسپو
áspo
ازی
ندایی
مياشت «ماه»
مفرد جمع
مستقیم مياشت
myā́šht
مياشتې
myā́šhte
غیرمستقیم مياشتې
myā́šhte
مياشتو
myā́šhto
ازی
ندایی


خواښې «مادرشوهر یا مادرزن»
مفرد جمع
مستقیم خواښې
xwā́x̌e
خواښیانې
xwax̌yā́ne
غیرمستقیم خواښیانو
xwax̌yā́no
ازی
ندایی
رڼا «روشنایی»
مفرد جمع
مستقیم رڼا
raṇā́
رڼاوې یا رڼاګانې
raṇā́we یا raṇāgā́ne
غیرمستقیم رڼاوو یا رڼاګانو
raṇā́wo یا raṇāgā́no
ازی
ندایی
بیزو «میمون»
مفرد جمع
مستقیم بیزو
bizó
بیزوګانې یا بیزووې
bizogā́ne یا bizówe
غیرمستقیم بیزوګانو یا بیزوو
bizogā́no یا bizówo
ازی
ندایی


ردهٔ ۲

ردهٔ ۲ تنها اسم‌های مذکر، اعم از جاندار و بی‌جان، را دربر می‌گیرد. ستاک این اسم‌ها دستخوش دگرگونی‌های گوناگونی می‌شود. این اسم‌ها در صورت‌های جمع و غیرمستقیم پایانهٔ -ə́ می‌گیرند.

اسم‌هایی که در هجای پایانی دارای -ú- یا -ó- هستند، این واکه‌ها را به -ā- تغییر می‌دهند. برخی اسم‌ها، مانند تنور tanúr به معنای «تنور»، دارای صرف آمیخته‌اند؛ صورت‌های غیرمستقیم آن‌ها بر پایهٔ الگوی ردهٔ ۲، اما صورت‌های جمعشان بر پایهٔ الگوی ردهٔ ۱ ساخته می‌شود. البته ممکن است -ú/ó- در گویش‌های جنوبی به -a- و در گویش‌های شمالی به -ə- تقلیل یابد. واژهٔ پالېز paléz به معنای «باغچهٔ سبزی‌کاری» غالباً نمونه‌ای از اسم‌های ردهٔ ۲ دانسته می‌شود که ستاک آن دگرگون نمی‌شود.[۵]

شماری از اسم‌های مذکر جاندار که به -á پایان می‌یابند، مانند مېلمه melma به معنای «مهمان»، اسبه asba به معنای «چوپان اسب»، غوبه ğoba به معنای «گاوچران» و کوربه korba به معنای «صاحب‌خانه»، نیز در ردهٔ ۲ جای می‌گیرند.

اسم‌های تک‌هجایی دارای -a-، این واکه را در صورت‌های غیرمستقیم و جمع از دست می‌دهند و -ə می‌گیرند. چند استثنا نیز وجود دارد: غر ğar به معنای «کوه»، ور war به معنای «در»، ګز gaz به معنای «گز» (واحد طول)، من man به معنای «مَن» (واحد وزن) و ټغر ṭağar به معنای «گلیم» در حالت جمع پسوند ونه -úna می‌گیرند؛ مانند غرونه ğrúna و ورونه warúna/wrúna.

اسم‌هایی که در هجای پایانی دارای -á- هستند، آن را به -ə́- تغییر می‌دهند. بیشتر این اسم‌ها دارای صرف آمیخته‌اند؛ یعنی ممکن است در حالت جمع پسوند -ā́n یا -úna بگیرند یا بدون پسوند باقی بمانند. بسیاری از اسم‌های بی‌جان این رده می‌توانند هر دو پسوند را بپذیرند. تنها استثنا سخر sxar به معنای «سنگ» است که صورت جمع آن همواره سخر sxə́r است. این زیررده همچنین واژه‌های دارای پسوندهای ګر، ور، ن و زن را دربر می‌گیرد.

دارای -ú/ó-
مفرد جمع
مستقیم úC, óC āCə́
غیرمستقیم āCə́ aCó
ازی úCa, óCa
ندایی
صرف آمیخته
مفرد جمع
مستقیم úC, óC uCúna, oCúna یا əCúna
غیرمستقیم uCə́, óCə́ uCúno, oCúno یا əCúno
ازی úCa, óCa
ندایی

نمونه‌ها

پښتون «پشتون»
مفرد جمع
مستقیم پښتون
pəx̌tún
پښتانه
pəx̌tānə́
غیرمستقیم پښتانه
pəx̌tānə́
پښتنو
pəx̌tanó
ازی پښتونه
pəx̌túna
ندایی
شپون «چوپان»
مفرد جمع
مستقیم شپون
špún
ښپانۀ
špānə́
غیرمستقیم ښپانۀ
špānə́
شپنو
španó
ازی شپونه
špúna
ندایی
سکور «زغال»
مفرد جمع
مستقیم سکور
skór
سکارۀ
skārə́
غیرمستقیم سکارۀ
skārə́
سکرو
skaró
ازی سکوره
skóra
ندایی
تنور «تنور»
مفرد جمع
مستقیم تنور
tanúr
تنرونه یا تنورونه
tanərúna یا tanurúna
غیرمستقیم تناره
tanārə́
تنرونو یا تنورونو
tanərúno یا tanurúno
ازی تنوره
tanúra
ندایی
تول «وزن»
مفرد جمع
مستقیم تول
tol
تولونه
tolúna
غیرمستقیم تالۀ
tālə́
تولونو
tolúno
ازی توله
tóla
ندایی
مېلمه «مهمان»
مفرد جمع
مستقیم مېلمه
melmá
مېلمانه یا مېلمه
melmānə́ یا melmə́
غیرمستقیم مېلمانه یا مېلمه
melmānə́ یا melmə́
مېلمنو یا مېلمو
melmanó یا melmó
ازی مېلمه
melmá
ندایی


غل «دزد»
مفرد جمع
مستقیم غل
ğal
غله
ğlə
غیرمستقیم غله
ğlə
غلو
ğlo
ازی غله
ğhála
ندایی
غر «کوه»
(استثنا)
مفردجمع
مستقیمغر
ğhar
غرونه یا، به‌ندرت، غرۀ
ğhrúna یا ğhrə
غیرمستقیمغرونو
ğhrúno
ازیغره
ğhára

ğhrə
ندایی
دښمن «دشمن»
مفرد جمع
مستقیم دښمن
dux̌mán
دښمن یا دښمنان
dux̌mə́n یا dux̌mənā́n
غیرمستقیم دښمن
dux̌mə́n
دښمنو یا دښمنانو
dux̌mə́no یا dux̌mənā́no
ازی دښمنه
dux̌mána
ندایی
پالېز «باغچهٔ سبزی‌کاری»
مفرد جمع
مستقیم پالېز
paléz
پلېزونه
palezúna
غیرمستقیم پالېزۀ یا پالېز
palezə́ یا paléz
پلېزونو
palezúno
ازی پلېزه
paléza
ندایی

ردهٔ ۳

اسم‌های ردهٔ ۳ با صفت‌هایی که به -ay، -əy و -e پایان می‌یابند، مرتبط‌اند.

اسم‌های مذکر پایان‌یافته به -áy ــ با توجه به تکیهٔ آن ــ به‌ویژه اگر جاندار باشند، گاه صورت جمع دیگری با پسوند -yā́n دارند. کاربرد این صورت تا اندازه‌ای به گویش بستگی دارد و در پشتوی جنوبی چندان رایج نیست.

در میان اسم‌های مؤنث پایان‌یافته به -əy، حتی اسم‌های بی‌جان نیز می‌توانند پسوند یانې یا ګانې بگیرند یا در حالت جمع بدون تغییر باقی بمانند. برخی اسم‌های معنی دارای پسوند ي -i، مانند دوستي به معنای «دوستی»، چلاکي به معنای «حیله‌گری» و ګرمي به معنای «گرما»، نیز در این رده جای می‌گیرند.

پایان‌یافته به -ay
(مذکر)
مفرد جمع ۱ جمع ۲
مستقیم ی
ay
ي
i
يان
yā́n
غیرمستقیم ي
í
و یا یو
o یا әyo/iyo
يانو
yā́no
ازی یه
aya
ندایی
پایان‌یافته به -e
(مؤنث)
مفرد جمع
مستقیم ې
e
ې
e
غیرمستقیم و یا یو
o یا әyo/iyo
ازی
ندایی
پایان‌یافته به -əy
(مؤنث)
مفرد جمع ۱ جمع ۲ جمع ۳
مستقیم ۍ، ي
ə́y, i
ۍ
ə́y
یانې
yā́ne
ګانې
gā́ne
غیرمستقیم و
o
یانو
yā́no
ګانو
gā́no
ازی
ندایی

نمونه‌ها

سپی «سگ»
مفرد جمع
مستقیم سپی
spáy
سپي یا سپیان
spí یا spiyā́n
غیرمستقیم سپي
spí
سپو یا سپیو یا سپیانو
spó یا spío یا spiyā́no
ازی سپیه
spáya
ندایی
سپۍ «سگ ماده»
مفرد جمع
مستقیم سپۍ
spə́i
سپۍ یا سپیانې یا سپۍګانې
spə́y یا spə́iyā́ne یا spə́igā́ne
غیرمستقیم سپیو یا سپیانو یا سپۍګانو
spə́yo یا spə́iyā́no یا spə́igā́no
ازی
ندایی
ملګری «دوست مرد»
مفرد جمع
مستقیم ملګری
malgə́ray
ملګري
malgə́ri
غیرمستقیم ملګري
malgə́ri
ملګرو یا ملګریو
malgə́ro یا malgə́ryo
ازی ملګریه
malgə́rya
ندایی
ملګرې «دوست زن»
مفرد جمع
مستقیم ملګرې
malgə́re
ملګرې
malgə́re
غیرمستقیم ملګرو یا ملګریو
malgə́ro یا malgə́ryo
ازی
ندایی

اسم‌های غیرقابل‌شمارش

این اسم‌ها صورت جمع ندارند و در حالت‌های غیرمستقیم و ازی، پایانهٔ و -o می‌گیرند.

مؤنث

از نمونه‌های آن می‌توان به اوړه [oṛә́، «آرد»]، اوبه [obә́، «آب»] و پۍ [pə́i، «شیر»] اشاره کرد.

نمونه: اوبه، «آب»

مفرد جمع
مستقیم اوبه
obә́
غیرمستقیم اوبو
obó
ازی
ندایی

نمونه: پۍ، «شیر»

مفرد جمع
مستقیم پۍ
pə́i
غیرمستقیم پيو
pə́io
ازی
ندایی

مذکر

از نمونه‌های آن می‌توان به ږدن [ẓ̌dәn، «ذرت خوشه‌ای»]، دال [dāl، «عدس»] و شراب [šarā́b، «الکل»] اشاره کرد.

نمونه: دال، «عدس»

مفرد جمع
مستقیم دال
dāl
غیرمستقیم دالو
dā́lo
ازی
ندایی داله
dā́la

اسم‌های بی‌قاعده

این اسم‌ها به نام‌های خویشاوندی محدود می‌شوند.

اسم‌های مؤنث با ستاک -or

این گروه شامل واژه‌های زیر است:

مور /mor/ «مادر»؛ ستاک جمع: /máynd-/

خور /xor/ «خواهر»؛ ستاک جمع: /xwáynd-/

ترور /tror/ «عمه»؛ ستاک جمع: /tráynd-/

نګور /ngor/ «عروس»؛ ستاک جمع: /ngáynd-/

نمونه:

مفرد جمع
مستقیم مور
mor
مېندې
máynde
غیرمستقیم مېندو
máyndo
ازی مورې
móre
ندایی

برادر و دختر

ورور به معنای «برادر» در جمع مستقیم پایانهٔ وڼه می‌گیرد.

مفرد جمع
مستقیم ورور
wror
وروڼه
wrúṇa
غیرمستقیم وروڼو
wrúṇo
ازی وروره
wrorá
ندایی

لور به معنای «دختر» در جمع مستقیم پایانهٔ وڼې می‌گیرد.

مفرد جمع
مستقیم لور
lur
لوڼې
lúṇe
غیرمستقیم لوڼو
lúṇo
ازی لورې
lúre
ندایی

پسر

مفرد جمع
مستقیم زوی
zoy
زامن
zāmə́n
غیرمستقیم زامنو
zāmə́no
ازی زویه
zoya
ندایی

صفت‌ها

در پشتو به صفت ستاینوم [ستاينوم، stāynúm] گفته می‌شود. صفت‌ها یا ستاینوم‌ها [ستاينومونه، stāynumúna] از نظر جنس، شمار و حالت با اسم‌هایی که آن‌ها را توصیف می‌کنند، مطابقت دارند.

ردهٔ ۱ ردهٔ ۲ ردهٔ ۳
گروه ۱ گروه ۲ گروه ۳ گروه ۴ گروه ۵
مذکر مفرد مستقیم –-ay
غیرمستقیم دوم -a-aya-i
ندایی -e
غیرمستقیم –-ə-i
جمع مستقیم
غیرمستقیم/ندایی -o-io/-o-yo/-o
مؤنث مفرد مستقیم -a-əy-e
غیرمستقیم دوم
ندایی -e
غیرمستقیم نخست
جمع مستقیم
غیرمستقیم/ندایی -o-əyo/-o-yo/-o

نکته‌ها:

  • در حالت جمع، دو صورت غیرمستقیم و صورت ندایی در یک صورت ادغام می‌شوند.
  • صورت غیرمستقیم نخست مفرد و صورت مستقیم جمع همواره یکسان‌اند.
  • بر پایهٔ دو قاعدهٔ بالا، صفت‌های مذکر حداکثر می‌توانند پنج صورت متمایز داشته باشند؛ هرچند در عمل هیچ رده‌ای بیش از چهار صورت را از یکدیگر متمایز نمی‌کند.
  • در صفت‌های مؤنث، صورت غیرمستقیم نخست مفرد با صورت ندایی مفرد و صورت مستقیم مفرد با صورت غیرمستقیم دوم مفرد یکسان است. با درنظرگرفتن ادغام‌های پیش‌گفته، صفت‌های مؤنث حداکثر می‌توانند سه صورت متمایز داشته باشند.
  • در گروه‌های ۲ و ۳، ستاک و جای تکیه در حالت‌های مختلف تغییر می‌کند. در گروه ۳، میان صورت‌های مستقیم، غیرمستقیم دوم و نداییِ مفرد مذکر ــ که تکیه بر ستاک دارند ــ و همهٔ صورت‌های دیگر ــ که دارای ستاکی گاه متفاوت و تکیه بر پایانه‌اند ــ تمایزی بنیادی وجود دارد. برای نمونه: مذکر trīx و مؤنث traxá به معنای «تلخ»؛ مذکر sūr و مؤنث srá به معنای «سرخ»؛ مذکر sōṛ و مؤنث saṛá به معنای «سرد»؛ و مؤنث raṇā به معنای «روشن» که تنها یک ستاک دارد. گروه ۲ نیز همین تغییر تکیه را دارد، اما دارای سه ستاک متمایز است: واکهٔ تکیه‌دار o یا u در ستاکِ صورت‌های مستقیم، غیرمستقیم دوم و نداییِ مفرد مذکر؛ واکهٔ بی‌تکیهٔ ā در ستاکِ صورت غیرمستقیم نخست مفرد مذکر و مستقیم جمع؛ و واکهٔ بی‌تکیهٔ a در ستاکِ همهٔ صورت‌های دیگر. برای نمونه، صورت مفرد مذکر pōx، جمع مذکر pāxǝ́ و مؤنث paxá به معنای «رسیده، پخته» است.

ردهٔ ۱

پسوندهای نشان‌دهندهٔ حالت

صورت مدخلی صفت‌های ردهٔ ۱ به همخوان پایان می‌یابد و تکیه در آن‌ها بر هجای پایانی ستاک باقی می‌ماند.

مذکر مؤنث
مفرد جمع مفرد جمع
مستقیم ه
a
ې
e
غیرمستقیم و
o
ې
e
و
o
ازی ه
a
ندایی

دگرریختی ستاک

در گویش‌های جنوبی، صفت‌های ردهٔ ۱ با برخی ساخت‌های خاص ستاک، دستخوش یکی از دو دگرگونی زیر می‌شوند:

  1. هماهنگی واکه‌ای؛ یا
  2. مرکزی‌شدن واکه.

در دیگر گویش‌ها، این واکه‌ها دگرگون نمی‌شوند.

هماهنگی واکه‌ای

صفت‌های ردهٔ ۱ که واکهٔ تکیه‌دارِ ستاکشان در گویش‌های جنوبی /ə́/ است، مانند دنګ /dəng/ به معنای «بلند»، در جمع مستقیم مؤنث و هر دو صورت جمع غیرمستقیم ــ هنگامی که واکهٔ پسوند /o/ باشد ــ دستخوش هماهنگی پس‌رونده می‌شوند.

مرکزی‌شدن

در صفت‌های ردهٔ ۱ که هجای پایانیِ صورت مستقیم مفرد مذکر آن‌ها ور /‑wár/، ګر /‑gár/، جن /‑ján/ یا من /‑mán/ است و نیز در عددهای ترتیبی پایان‌یافته به م /‑ám/، نوع دیگری از تغییر واکه رخ می‌دهد: واکهٔ /á/ در هجای پایانی، در صورت‌های غیرمستقیم مفرد مؤنث و همهٔ صورت‌های جمع، صرف‌نظر از جنس، به /ə́/ مرکزی می‌شود.

صورت‌های ردهٔ ۱ با دگرریختی ستاک

نمونهٔ ۱: سپک («سبک» از نظر وزن)

مذکر مؤنث
مفرد جمع مفرد جمع
مستقیم سپک
spak
spək (جنوبی)
سپک
spak
spək (جنوبی)
سپکه
spáka
spə́ka (جنوبی)
سپکې
spáke
سپکي
spə́ki (جنوبی)
غیرمستقیم سپکو
spáko
spə́ko (جنوبی)
spóko (جنوبی)
سپکې
spáke
سپکي
spə́ki (جنوبی)
سپکو
spáko
spə́ko (جنوبی)
spóko (جنوبی)
ازی سپکه
spáka
spə́ka (جنوبی)
ندایی

الگوی صرف صفت سپک /spək/ به معنای «سبک» در جدول بالا، قاعدهٔ هماهنگی واکه‌ای در گویش جنوبی را نشان می‌دهد.

نمونهٔ ۲: زړور («دلیر»)

مذکر مؤنث
مفرد جمع مفرد جمع
مستقیم زړور
zṛawár
زړور
zṛawár
zṛawə́r (جنوبی)
زړوره
zṛawára
زړورې
zṛawáre
زړوري
zṛawə́ri (جنوبی)
غیرمستقیم زړورو
zṛawáro
zṛawə́ro (جنوبی)
زړورې
zṛawáre
زړوري
zṛawə́ri (جنوبی)
زړورو
zṛawáro
zṛawə́ro (جنوبی)
ازی زړوره
zṛawár
ندایی

الگوی صرف صفت زړور /zṛawár/ به معنای «دلیر»، قاعدهٔ مرکزی‌شدن واکه را در گویش جنوبی نشان می‌دهد.

جانداری

برخی صفت‌های ردهٔ ۱ هنگام توصیف اسم‌های جاندار ممکن است پسوندهای جمع جاندارِ اسم‌های ردهٔ ۱ را بگیرند؛ برای نمونه:

نمونه:
مشران وروڼه

Məʃarɑn

wruɳa

Məʃarɑn wruɳa

«برادران بزرگ‌تر»

ردهٔ ۲

صفت‌های ردهٔ ۲ ممکن است به همخوان یا شوای تکیه‌دار (ۀ /‑ə́/) پایان یابند. به‌جز پسوندهای ازی و ندایی مفرد مذکر، پسوندهای ردهٔ ۲ ذاتاً تکیه‌دارند. این پسوندهای تکیه‌دار تفاوت اصلی میان رده‌های ۱ و ۲ را تشکیل می‌دهند؛ هرچند شکل برخی پسوندها نیز در این دو رده متفاوت است. تعلق یک صفت پایان‌یافته به همخوان به ردهٔ ۱ ــ با تکیه بر ستاک ــ یا ردهٔ ۲ ــ با تکیه بر پسوند ــ از ویژگی‌های خودِ واژه است و نمی‌توان آن را پیش‌بینی کرد.

پسوندهای نشان‌دهندهٔ حالت

مذکر مؤنث
مفرد جمع مفرد جمع
مستقیم -Ø ۀ
ə́
ه
á
ې
یای مجهول
غیرمستقیم ۀ
ə́
و
واو مجهول
ې
یای مجهول
و
واو مجهول
ازی ه
ندایی

دگرریختی ستاک

برخی صفت‌های ردهٔ ۲ هنگام صرف دستخوش فرایندهای دگرریختی ستاک می‌شوند که همگی تابع تکیه‌اند. نخستین فرایند، یعنی «حذف واکهٔ ۱»، بر واکه‌های پایانی صفت‌های ردهٔ ۲ پایان‌یافته به /ə́/ اثر می‌گذارد. دیگر فرایندها بر واکه‌های ستاکِ صفت‌های ردهٔ ۲ پایان‌یافته به همخوان تأثیر می‌گذارند؛ این واکه‌ها هنگامی که بی‌تکیه باشند، یا پایین می‌روند یا حذف می‌شوند. پایین‌رفتگی تنها برخی واکه‌های پسین را دربر می‌گیرد. نمی‌توان پیش‌بینی کرد که کدام‌یک از قواعد پایین‌رفتگی واکهٔ پسین یا حذف واکهٔ ۲ بر یک صفت پایان‌یافته به همخوان اعمال می‌شود. این قواعد عبارت‌اند از:

  1. حذف واکهٔ ۱
  2. پایین‌رفتگی واکهٔ پسین
  3. تک‌واکه‌شدن
  4. کشیدگی
  5. حذف واکهٔ ۲
  6. درج واکه
حذف واکهٔ ۱
  • V2 → Ø/ V́1_
  • V́1 → Ø/ _V́2

اگر افزودن پسوند موجب کنار هم قرار گرفتن دو واکه شود و تنها یکی از آن‌ها تکیه داشته باشد، واکهٔ بی‌تکیه حذف می‌شود. اگر هر دو واکه تکیه‌دار باشند، واکهٔ نخست حذف می‌شود. این قاعده بر صفت‌های پایان‌یافته به واکه اعمال می‌شود.

نمونه: صفت‌های پایان‌یافته به واکه که به ۀ /‑ə́/ تکیه‌دار پایان می‌یابند:

مذکر مؤنث
مفرد جمع مفرد جمع
مستقیم تېرۀ
terə́
تېرۀ
terə́
تېره
terá
تېرې
terیای مجهول
غیرمستقیم تېرو
terواو مجهول
تېرې
terیای مجهول
تېرو
terواو مجهول
ازی
ندایی

صفت‌های پایان‌یافته به واکه که در صورت مدخلی خود به ه /‑ə́/ تکیه‌دار پایان می‌یابند، تېره /terə́/ به معنای «تیز» را نیز دربر می‌گیرند. تعلق این صفت‌ها به ردهٔ ۲ را می‌توان با اطمینان از صورت مدخلی آن‌ها تشخیص داد، زیرا صفت‌های هیچ ردهٔ دیگری به /‑ə́/ پایان نمی‌یابند. واکهٔ پایانی ستاکِ این صفت‌ها تابع یکی از قواعد صرفی‌ـ‌واجی حذف واکهٔ ۱ است.

پایین‌رفتگی واکهٔ پسین
  • Vبی‌تکیه[+پسین] → V[−افراشته]/ C_

در بیشتر صفت‌های ردهٔ ۲ پایان‌یافته به همخوان که دارای واکهٔ پسین غیرآغازی و /o/ یا /u/ هستند، این واکه در حالت بی‌تکیه به /a/ پایین می‌رود.

مذکر مؤنث
مفرد جمع مفرد جمع
مستقیم پوخ
pox
پاخۀ
pāxə́
پخه
paxá
پخې
paxیای مجهول
غیرمستقیم پاخۀ
pāxə́
پخو
paxواو مجهول
پخې
paxیای مجهول
پخو
paxواو مجهول
ازی پوخه
pواو مجهولxa
ندایی
مذکر مؤنث
مفرد جمع مفرد جمع
مستقیم ړوند
ṛund
ړاندۀ
ṛāndə́
ړنده
ṛandá
ړندې
ṛandیای مجهول
غیرمستقیم ړاندۀ
ṛāndə́
ړندو
ṛandواو مجهول
ړندې
ṛandیای مجهول
ړندو
ṛandواو مجهول
ازی ړوند
ṛúnda
ندایی

در بیشتر صفت‌های پایان‌یافته به همخوان که واکهٔ ستاک آن‌ها یکی از واکه‌های پسین /o/ یا /u/ است، واکه در جایگاه بی‌تکیه پایین می‌رود. اگر هجای بعدی دارای /ə́/ باشد، پس از آن کشیده نیز می‌شود. نمونه‌های آن پوخ /pox/ به معنای «پخته، رسیده» و ړوند /ṛund/ به معنای «نابینا» هستند که صرفشان در جدول‌های بالا آمده است.

تک‌واکه‌شدن
  • a[+تکیه]w → V[−افراشته، +پسین]
  • wa[+تکیه] → V[−افراشته، +پسین]

در صفت‌هایی که ستاکشان دارای /aw/ یا /wa/ است ــ صورتی که معمولاً در حالت مؤنث دیده می‌شود ــ این توالی‌ها هنگامی که تکیه‌دار باشند، به /o/ ساده می‌شوند.

مذکر مؤنث
مفرد جمع مفرد جمع
مستقیم تود
tواو مجهولd
تاودۀ
tāwdə́
توده
tawdá
تودې
tawdé
غیرمستقیم تاودۀ
tāwdə́
تودو
tawdó
تودې
tawdé
تودو
tawdó
ازی توده
tواو مجهولda
ندایی

شکست واکهٔ پسین: تود /tod/ به معنای «داغ»؛ ستاک: /tawd/.

کشیدگی
  • a → ā /_(C)Cə́

/a/ کوتاه هنگامی که هجای پس از آن دارای /ə́/ باشد، به /ā/ بلند تبدیل می‌شود. این قاعده بر صفت‌هایی اثر می‌گذارد که دستخوش پایین‌رفتگی واکهٔ پسین می‌شوند، مانند پاخۀ ← پوخ و ړاندۀ ← ړوند، و نیز صفت‌هایی که دستخوش تک‌واکه‌شدن می‌شوند، مانند تاودۀ ← تود.

حذف واکهٔ ۲
  • V[−تکیه] → Ø

در شماری از صفت‌های پایان‌یافته به همخوان، واکهٔ ستاک هنگامی که تکیه نداشته باشد حذف می‌شود.

نمونه: سور /sur/، «سرخ»

مذکر مؤنث
مفرد جمع مفرد جمع
مستقیم سور
sur
سرۀ
srə
سره
sra
سرې
sre
غیرمستقیم سرۀ
srə
سرو
sro
سرې
sre
سرو
sro
ازی سوره
súra
ندایی
درج واکه
  • Ø → a/C_CC یا CC_C

اگر حذف واکه به تشکیل خوشه‌ای سه‌همخوانی بینجامد، ممکن است /a/ پس از همخوان نخست یا دوم درج شود.

ردهٔ ۳

این صفت‌ها در صورت مستقیم مفرد مذکر به پسوند صفت مفعولیِ ی /‑ay/، که یک واکهٔ مرکب است، پایان می‌یابند. این پسوند ممکن است تکیه‌دار یا بی‌تکیه باشد.

پسوندهای نشان‌دهندهٔ حالت

تکیه‌دار

مذکر مؤنث
مفرد جمع مفرد جمع
مستقیم ی
áy
ي
í
ۍ
ə́i
ۍ
ə́i
غیرمستقیم ي
í
و
ó

یو
ə́yo/ío
و
ó

یو
ə́yo/ío
ازی یه
áya
ندایی

بی‌تکیه

مذکر مؤنث
مفرد جمع مفرد جمع
مستقیم ی
ay
ي
i
ې
e
ې
e
غیرمستقیم ي
i
و
o
و
o
ازی
ندایی یه
ya

تکیه‌دار

نمونه: زلمی («جوان»؛ ی تکیه‌دار است)

مذکر مؤنث
مفرد جمع مفرد جمع
مستقیم زلمی
zalmáy
زلمي
zalmí
زلمۍ
zalmə́i
زلمۍ
zalmə́i
غیرمستقیم زلمي
zalmí
زلمو
zalmó
زلمیو
zalmío (جنوبی)
zalmə́yo (شمالی)
زلمو
zalmó
زلمیو
zalmío (جنوبی)
zalmə́yo (شمالی)
ازی
ندایی زلمیه
zalmáya

بی‌تکیه

نمونه: سوی («سوخته»؛ ی بی‌تکیه است)

مذکر مؤنث
مفرد جمع مفرد جمع
مستقیم سوی
sə́way
sə́wəy (جنوب‌غربی)
sə́we (شمال‌شرقی)
سوي
sə́wi
سوې
sə́we
سوې
sə́we
غیرمستقیم سوي
sə́wi
سویو
sə́wyo (شمالی)
سوو
sə́wo
سویې
sə́wye (شمالی)
سوې
sə́we
سویو
sə́wyo (شمالی)
سوو
sə́wo
ازی
ندایی سویه (شمالی)
sə́way
سوې (جنوبی)
sə́we
سوو
sə́wo
سوې
sə́we
سوو
sə́wo

ردهٔ ۴

ردهٔ ۴ شامل صفت‌های «صرف‌ناپذیر» است؛ یعنی صفت‌هایی که صرف نمی‌شوند. این صفت‌ها عموماً از زبان‌های دیگر وام گرفته شده‌اند و میان صورت‌های مذکر و مؤنث یا مفرد و جمع آن‌ها تمایزی وجود ندارد.

بااین‌حال، برخی گویشوران در حالت‌های غیرمستقیم، ازی و ندایی جمع، پسوندهای غیرمستقیم و /‑o/ یا وو /‑wo/ را به این صفت‌ها می‌افزایند.

نمونه: شمالي، وام‌واژه‌ای فارسی‌ـ‌عربی

مذکر مؤنث
مفرد جمع مفرد جمع
مستقیم شمالي
šamālí
غیرمستقیم
ازی
ندایی

نمونه: شمالي در گویش جنوبی

مذکر مؤنث
مفرد جمع مفرد جمع
مستقیم شمالي
šamālí
غیرمستقیم شمالي
šamālí
شمالو
šamāló
شمالي
šumālí
شمالو
šamāló
ازی
ندایی

وندهای اشتقاقی

در زبان پشتو از اشتقاق استفاده می‌شود؛ بدین معنا که وندی به صورت پایه یا ستاک واژه افزوده می‌شود تا معنای آن را تغییر دهد، نه آنکه مانند پسوندهای فعلی صرفاً کارکرد دستوری آن را دگرگون کند.

پیشوندها

پیشوندها به آغاز واژه افزوده می‌شوند. رایج‌ترین پیشوندهای پشتو عبارت‌اند از:

پیشوند معنا و کاربرد
نا پیشوند منفی‌ساز برای اسم‌ها یا اجزای دیگر واژه، با معنایی همانند «ناـ» و «غیرـ» در فارسی
بې به معنای «بدون» و تقریباً معادل «بیـ» در فارسی؛ این واژه در شمار حروف اضافه نیز قرار می‌گیرد.
بيا به معنای «دوباره» و معادل «بازـ» در فارسی
هم به معنای «همانند» یا «همسان» و معادل «همـ»
ګڼ به معنای «پُرشمار» و معادل «چندـ»
دوه به معنای «دو» و معادل «دوـ»

نمونه‌ها:

واژه معنای فارسی واژهٔ پیشونددار معنای فارسی
نا
nā
وړ
waṛ
مناسب ناوړ
nāwáṛ
نامناسب
بې
be
کور
kor
خانه بې کوره
be kóra
[کور در حالت ازی]
بی‌خانمان
بيا
byā
جوړول
joṛawә́l
ساختن بيا جوړول
byā joṛawә́l
بازساختن
هم
ham
زولی [مذکر]، زولې [مؤنث]
zólay, zóle
هم‌سن [در پشتوی کلاسیک] همزولی، همزولې
hamzólay, hamzól
هم‌سن
ګڼ
gaṇ
هېواديز
hewādíz
ملی ګڼ هېواديز
gaṇhewādíz
چندملیتی
دوه
dwa
اړخيز
aṛxíz
اړخ «سو، طرف» + يز، پسوند صفت‌ساز دوه اړخيز
dwa aṛxíz
دوجانبه

پسوندها

پسوندها به پایان واژه افزوده می‌شوند. رایج‌ترین پسوندهای پشتو عبارت‌اند از:

پسوند معنا و کاربرد
توب به اسم‌ها و صفت‌ها افزوده می‌شود و اسم معنی مذکر می‌سازد.
تیا به اسم‌ها و صفت‌ها افزوده می‌شود و اسم معنی مؤنث می‌سازد.
ي به اسم افزوده می‌شود و صفت می‌سازد.
ي برای ساختن نام حرفه نیز به کار می‌رود.
يز [مذکر]
يزه [مؤنث]
پسوند صفت‌ساز برای ساختن صفت از اسم؛ اگر پیش از آن واکه‌ای قرار گیرد، به صورت ييز درمی‌آید؛ مانند سوله ← سوله ييز.
من اسم‌ها و صفت‌هایی می‌سازد که بر برخورداری از یک ویژگی یا چیز دلالت دارند.
جن پسوند صفت‌ساز به معنای برخورداری از ویژگیِ اسم پایه؛ مانند چنجن به معنای «کرم‌خورده» یا «به‌شدت ایرادگیر».
ين پسوندی صفت‌ساز که به اسمِ مواد افزوده می‌شود.
ور پسوندی صفت‌ساز برای نشان‌دادن برخورداری و دارابودن.
م از عددهای اصلی، عدد ترتیبی می‌سازد.
ښت به صفت‌ها، از جمله صفت‌های فعلی، افزوده می‌شود و «حالت یا چگونگیِ بودن» را نشان می‌دهد.
ګلوي به اسم افزوده می‌شود و اسم معنی مؤنث می‌سازد که غالباً بر پیوند یا ارتباط دلالت دارد؛ مانند پیژندګلوي و پلارګلوي.
والی به اسم‌ها و صفت‌ها افزوده می‌شود و اسم معنی مذکر می‌سازد.
ولي به اسم‌ها و صفت‌ها افزوده می‌شود و اسم معنی مؤنث می‌سازد.
ځی اسم‌هایی می‌سازد که بر محل انجام کار دلالت دارند.
نه رایج‌ترین پسوند برای ساختن اسم از فعل است. اسم ساخته‌شده با این پسوند مؤنث است.
ون با بسامدی کمتر از نه، برای ساختن اسم از فعل به کار می‌رود.
اک تنها در ساخت دو اسم خوراک و څښاک به کار می‌رود و بر چیزهای خوردنی یا نوشیدنی دلالت دارد؛ کارکرد آن با もの در زبان ژاپنی قابل‌مقایسه است.
تون برای ساختن اسم مکان، به معنای «محل اصلیِ» چیزی، به کار می‌رود.
پال [مذکر]
پاله [مؤنث]
بر کسی دلالت دارد که پرورش‌دهنده یا پذیرای چیزی است. با «پرست» در فارسی قابل‌مقایسه است، اما برخلاف آن تنها اسم فاعل می‌سازد و به‌صورت صفت به کار نمی‌رود.
پالنه اسم معنی‌ای می‌سازد که بر پرورش، نگهداری یا پذیرایی از چیزی دلالت دارد و با «پرستی» در فارسی قابل‌مقایسه است.
واکي از واژهٔ پایه اسمی می‌سازد که بر «سلطه بر»، «فرمانرواییِ» یا «برخورداری از ویژگی» دلالت دارد. این پسوند با واژهٔ واک به معنای «اقتدار» مرتبط است.
وال اسم‌هایی می‌سازد که بر ساکن یک محل، انجام‌دهندهٔ فعالیتِ بیان‌شده در واژهٔ پایه یا دارندهٔ آن دلالت دارند.
واله اسم‌هایی می‌سازد که بر مالکیت دلالت دارند.
ګر برای ساختن اسم فاعل به معنای سازنده، انجام‌دهنده یا پیشه‌ورِ مرتبط با واژهٔ پایه به کار می‌رود.
چي پسوند اسم فاعلِ وام‌گرفته از زبان ترکی عثمانی که تنها با وام‌واژه‌ها به کار می‌رود.
ګوټی پسوند تصغیر؛ مانند مېز «میز» و مېزګوټی «میز کوچک».
وزمه نشان می‌دهد چیزی به واژهٔ پایه شباهت دارد، اما عین آن نیست. این پسوند برای بیان سایه‌رنگ‌ها نیز به کار می‌رود.
نی به واژه‌های مرتبط با زمان و مکان افزوده می‌شود.
ی به نام مکان افزوده می‌شود و اسمی مذکر می‌سازد که بر مردی ساکن یا یافت‌شده در آن مکان دلالت دارد.
ۍ به نام مکان افزوده می‌شود و اسمی مؤنث می‌سازد که بر زنی ساکن یا یافت‌شده در آن مکان دلالت دارد.
ګنۍ برای ساختن اسم‌هایی به کار می‌رود که بیانگر خویشاوندی یا روابط خانوادگی‌اند.
وړ [مذکر]
وړه [مؤنث]
مانند پسوند «پذیر» در فارسی، صفت‌هایی می‌سازد که بر امکان انجام کار یا شایستگی برای آن دلالت دارند.
يالی [مذکر]
يالۍ [مؤنث]
از اسم صفتی می‌سازد که بر برخورداری از یک ویژگی دلالت دارد.
غاړی [مذکر]
غاړې [مؤنث]
اسم فاعل مرتبط با هنر یا مهارت می‌سازد؛ مانند لوبغاړی و سندرغاړی. همچنین برای ساختن اسم‌ها و صفت‌های مرتبط با غاړه «گلو» به کار می‌رود؛ مانند بوږغاړی «دارای صدای خشن».
چک پسوند صفت‌سازی که نشان می‌دهد واژهٔ مشتق «تا اندازه‌ای» به واژهٔ پایه شباهت دارد.
ډله به معنای «گروه» و برای ساختن واژه‌هایی به معنای تیم، گروه، دسته یا شرکت به کار می‌رود.
هار به گفتهٔ ز. ا. پشتون، پسوندی برای ساختن واژه‌های نام‌آوایی است که تکرار یا تشدید صدا را نشان می‌دهند. به گفتهٔ اچ. جی. راورتی، این پسوند «به اسم‌های بیانگر هرگونه صدا افزوده می‌شود و صورت جمع می‌سازد».

نمونه‌ها:

واژه معنای فارسی واژهٔ مشتق معنای فارسی
توب
tob
بربنډ
barbə́nḍ
برهنه بربنډتوب
barbənḍtób
برهنگی
تیا
tyā
روغ
roğh
سالم روغتيا
roğhtyā́
سلامتی
ي
i
ولس
(w)ulə́s
ملت ولسي
(w)uləsí
ملی
ي
i
ترکاڼ
tarkā́ṇ
نجار ترکاڼي
tarkāṇí
نجاری
يز/يزه
iz/iza
لمر
lmar
خورشید لمريز
lmaríz
لمريزه
lmaríza
خورشیدی
ييز/ييزه
yiz/yiza
وټه
wáṭa
اقتصاد وټه ييز
waṭayíz
وټه ييزه
waṭayíza
اقتصادی
من
man
لانجه
lānjá
مشکل لانجمن
lānjamán، lānjamə́n
مشکل‌دار
جن
jən
کرکه
krә́ka
بیزاری کرکجن
krәkjә́n
بیزار یا متنفر از چیزی
ين
in
زر
zar
طلا زرين
zarín
زرین
ور
war
ګټه
gáṭa
سود ګټور
gaṭawár
سودمند
م
am/əm
اووه
uwə́
هفت اووم
uwə́m
هفتم
ښت
əx̌t
جوړ
joṛ
ساخته‌شده جوړښت
joṛə́x̌t
ساختار
ګلوي
galwi
پلار
plār
پدر پلارګلوي
plārgalwi
پدری
والی
wālay
اوږد
uẓ̌d
بلند، دراز اوږدوالی
uẓ̌dwā́lay
طول، ارتفاع
ولي
wali
ورور
wror
برادر ورورولي
wrorwalí
برادری
ځی
dzay
ښوول
x̌owə́l
آموزش‌دادن ښونځی
x̌owə́ndzay
مدرسه
نه
əna
غوښتل
ğox̌tə́l
درخواست‌کردن غوښتنه
ğox̌tə́na
درخواست
ون
un
بدلول
badlawə́l
تغییر‌دادن بدلون
badlún
تغییر
اک
āk
څښل
tsx̌ə́l
خوړل
xwaṛə́l
نوشیدن
خوردن
څښاک
tsx̌āk
خوراک
xwaṛā́k
نوشیدنی
خوراک
تون
tun
پوهنه
pohə́na
دانش پوهنتون
pohəntún
دانشگاه
پال/پاله
pal/pāla
مېلمه
melmá
مهمان مېلمه پال
melmapā́l
مېلمه پاله
melmapā́la
میزبان
پالنه
pālana
مېلمه
melmá
مهمان مېلمه پالنه
melmapālə́na
مهمان‌نوازی
واکي
wāki
پلار
plār
پدر پلارواکي
plārwākí
پدرسالاری
وال
wāl
ليک
lik
نوشتن ليکوال
likwā́l
نویسنده
واله
wālə
غنم
ğhanə́m
گندم غنم واله
ğhanəmwālə
گندم‌فروش
ګر
gər
کوډه
kóḍa
جادو کوډګر
koḍgə́r، koḍgár
جادوگر
چي
chi
توپ
top
توپ توپچي
topčí
توپچی
ګوټی
goṭay
کتاب
kitā́b
کتاب کتاب ګوټی
kitābgóṭay
کتابچه
وزمه
wazma
تور
tor
سیاه تور وزمه
torwázma
سیاه‌فام
نی
(a)náy
کال
kāl
سال کالنی
kālanáy
سالانه
ی
áy
جاپان
jāpā́n
ژاپن جاپانی
jāpānáy
مرد ژاپنی
ۍ
ə́i
جاپان
jāpā́n
ژاپن جاپانۍ
jāpānə́i
زن ژاپنی
ګنۍ
ganai
پلار
plār
مور
mor
پدر
مادر
پلارګنۍ
plārganə́i
مورګنۍ
morganə́i
خانوادهٔ پدری
خانوادهٔ مادری
وړ/وړه
waṛ/waṛa
خندا
xandā́
خنده خنداوړ
xandāwáṛ
خنداوړه
xandāwáṛa
خنده‌دار
يالی/يالۍ
yālay/yālə́i
ننګ
nang
شرف ننګيالی
nangyāláy
ننګيالۍ
nangyālə́i
شرافتمند
غاړی/غاړې
ğāṛay/ğāṛe
سندره
sandə́ra
ترانه سندرغاړی
sandərğā́ṛay
سندرغاړې
sandərğā́ṛe
خواننده
چک
cak
سپين
spin
سفید سپين چک
spinčák
سفیدفام
ډله
ḍala
لوب
lob
ستاکِ «بازی» لوبډله
lobḍála
تیم ورزشی
هار
hār
پړک
pṛak
صدای سیلی یا کف‌زدن پړکهار
pṛakahā́r
صدای کف‌زدن

ساخت واژه‌های جدید

افزون بر واژه‌های شناخته‌شده‌ای که در بالا آمده‌اند، گویشوران می‌توانند با استفاده از این وندها واژه‌های تازه‌ای بسازند.

نمونه:

فرایند ساخت واژهٔ جدید
واژهٔ موجود پسوند موجود واژهٔ جدید
غو
ğo
ييز
yíz
غوييز
ğoyíz
جنس پسوند صفت‌ساز جنسی

مصدر

در پشتو، مصدر را کړنومی (Kaṛnúmay) می‌نامند که معنای تحت‌اللفظی آن «نام فعل» است.[۶] مصدر بر کنش یا رخدادی نامحدود دلالت می‌کند و در جمله همچون اسم به کار می‌رود. مصدر از نظر جنس و شمار، ویژگی‌های یک اسم جمع مذکر را می‌گیرد.

ساخت: ستاک گذشتهٔ ناکامل + ل فعلی (ә́l)
ردهٔ صرفی ستاک گذشتهٔ ناکامل مصدر
ردهٔ نخست کېد-
ked-
شدن
کېدل
kedә́l
شدن
ردهٔ دوم ننوت-
nənawat-
ننوتل
nənawatә́l
داخل‌شدن
ردهٔ سوم پیوسته ښخو-
x̌axaw-
دفن‌کردن
ښخول
x̌axawә́l
دفن‌کردن
گسسته سوچ کو
soč kaw-
فکرکردن
سوچ کول
soč kawә́l
فکرکردن

در نمونهٔ زیر، وکړل، صورت گذشتهٔ کامل فعل گذرای کول به معنای «انجام‌دادن»، با مفعول جمع مذکر، یعنی مصدر وهل، مطابقت دارد:

هغوی په خپلو کښې وهل وکړل
Hağúi pә xpә́lo ke wahә́l wә́kṛəl
«آن‌ها با یکدیگر جنگیده‌اند.»

فعل

  • پشتو دارای سه زمان دستوری است: گذشته، حال و آینده.
  • زمان آینده، به‌استثنای نشانگرهای آن، همانند زمان حال ساخته می‌شود.
  • از نظر نمود دستوری، فعل پشتو در هر زمان می‌تواند دارای نمود کامل [بشپړاړخ] یا نمود ناکامل [نابشپړاړخ] باشد.[۶] نمود کامل بر پایان‌یافتن کنش دلالت دارد، درحالی‌که نمود ناکامل بیانگر کنشی ادامه‌دار یا عادتی است.
  • فعل‌های پشتو در چهار گروه جای می‌گیرند: فعل‌های ساده، فعل‌های پیشوندی، فعل‌های آغازشونده به ا و فعل‌های مرکب.
  • فعل‌های پیشوندی، فعل‌های آغازشونده به ا و فعل‌های مرکب جدایی‌پذیرند.
  • صرف فعل‌های پشتو بر پایهٔ بن‌هایی انجام می‌شود که هر فعل در اختیار دارد.
  • صورت‌های حال و امری از بن حال و صورت‌های گذشته، تمنایی و مصدر از بن گذشته ساخته می‌شوند.
  • فعل‌ها بر پایهٔ شمار ستاک‌هایشان به فعل‌های تک‌ستاکی، دوستاکی و چندستاکی تقسیم می‌شوند.
  • فعل بسته به زمان و ساخت جمله، از نظر شخص و شمار با فاعل یا مفعول مطابقت می‌کند.
  • مطابقت با پسوندهای فعلیِ پس از ستاک نشان داده می‌شود که شخص و شمار را مشخص می‌کنند.

گروه‌های فعل

فعل‌های ساده

این فعل‌ها تنها از یک تکواژ تشکیل شده‌اند.

نمونه‌ها:

مصدر نویسه‌گردانی معنا
تلل tlə́l رفتن
وتل watə́l بیرون‌رفتن
ګرځېدل gardzedə́l راه‌رفتن
کول kawə́l انجام‌دادن
خوړل xwaṛә́l خوردن

فعل‌های پیشوندی

این فعل‌ها در ادامه به‌عنوان فعل‌های دارای بی‌قاعدگی دوگانه توصیف می‌شوند.

ساخت آن‌ها از یک پیشوند اشتقاقی و یک بن فعل تشکیل می‌شود.

فعل‌های پیشوندی اشاری

پیشوندهای این فعل‌ها با واژه‌بست‌های ضمیری غیرمستقیم و جهت‌نماها مطابقت دارند.

پیشوند جهت نمونه معنای نمونه
را
rā
به‌سوی اول‌شخص راتلل
rā tlә́l
آمدن
در
dər/dar
به‌سوی دوم‌شخص درتلل
dәr tlә́l
به‌سوی تو رفتن
ور
wər/war
به‌سوی سوم‌شخص ورکول
wәr kawә́l
دادن

فعل‌های پیشوندی غیرزایا

این فعل‌ها نیز مانند فعل‌های پیشوندی اشاری از قواعد جابه‌جایی تکیه برای نشان‌دادن نمود کامل پیروی می‌کنند. همچنین تکواژهای منفی‌ساز و واژه‌بست‌های جایگاه دوم می‌توانند پیشوند را از بخش دیگر فعل جدا کنند. بااین‌حال، از دیدگاه هم‌زمانی، معنای پیشوند را عموماً نمی‌توان از معنای تکواژ قاموسی فعلی که جزئی از آن است جدا کرد.

پیشوند نویسه‌گردانی نمونه معنای نمونه
کښې kxe [شمالی]
kṣ̌i [جنوبی]
کښېوتل
kxewatә́l
درون چیزی افتادن
کې ke [شمالی]
ki [جنوبی]
کېښودل
kex̌awdә́l
گذاشتن
نن nəna ننوتل
nənawatә́l
واردشدن
پورې pore پورې ايستل
pore istә́l
پیمودن، از میان چیزی گذشتن
تېر ter تېروتل
terwatә́l
اشتباه‌کردن
پرا prā پرانيستل
prānistә́l
بازکردن
پرې pre پرېوتل
prewatә́l
درازکشیدن

نمونه: پرېکول به معنای «بریدن». پیشوند پرې با واژه‌بست جایگاه دوم يې از ستاک فعل کول جدا شده است.

نمونه:
پرې يې کړه

pré

cut:VB:PREFIX:AOR

ye

it/he/she:3:WK

kṛá

cut:VB:AOR:IMP:SG

pré ye kṛá

cut:VB:PREFIX:AOR it/he/she:3:WK cut:VB:AOR:IMP:SG

«آن را بِبُر»

فعل‌های آغازشونده به ا

این فعل‌ها با ا /a/ آغاز می‌شوند؛ اما فعل‌های مرکبی که جزء نخست آن‌ها با /a/ آغاز می‌شود، در این گروه قرار نمی‌گیرند.

نمونه‌ها:

مصدر نویسه‌گردانی معنا
اڼول aṇawə́l گردآوردن
استول astawə́l فرستادن
اخيستل axistə́l خریدن

رفتار نحوی این فعل‌ها به فعل‌های پیشوندی شباهت دارد: /a/ آغازین می‌تواند چنان‌که گویی یک پیشوند است، از بخش دیگر فعل جدا شود. تفاوت آن‌ها با فعل‌های پیشوندی در این است که برای ساختن صورت‌های کامل، پیشوند و /wə́/ می‌گیرند.

نمونه:

وا

wā́

buy:AOR

مې

me

I:SG:WK

خيستل

xistəl

buy:PST:3PL:M

وا مې خيستل

wā́ me xistəl

buy:AOR I:SG:WK buy:PST:3PL:M

«من آن‌ها را خریدم»

این فعل‌ها برخلاف دیگر فعل‌ها در نمود ناکامل دارای تکیهٔ متغیرند؛ تکیه می‌تواند بر هجای نخست یا هجایی غیرآغازی قرار گیرد. دیگر فعل‌ها نمی‌توانند تکیهٔ آغازین داشته باشند. هنگامی که /a/ در نمود ناکامل از بخش دیگر فعل جدا شود، تکیه بر آن قرار می‌گیرد.

نمونهٔ دارای تکیهٔ آغازین

نمونه:

ا

á

buy:CONT

مې

me

I:SG:WK

خيستل

xistəl

buy:PST:3PL:M

ا مې خيستل

á me xistəl

buy:CONT I:SG:WK buy:PST:3PL:M

«من داشتم آن‌ها را می‌خریدم»

نمونهٔ دارای تکیهٔ غیرآغازی

نمونه:

اخيستل

axistə́l

buy:CONT:PST:3PL:M

مې

me

I:SG:WK

اخيستل مې

axistə́l me

buy:CONT:PST:3PL:M I:SG:WK

«من داشتم آن‌ها را می‌خریدم»

فعل‌های مرکب

فعل‌های مرکب دو گروه اصلی دارند و شماری استثنا نیز در میان آن‌ها دیده می‌شود.

گروه نخست

این فعل‌ها با افزودن پسوندهای فعلی ول [‑wә́l] و ېدل [edә́l] به اسم، صفت یا قید ساخته می‌شوند. اسم، صفت یا قیدی که پسوند به آن افزوده می‌شود، نباید به واکه پایان یابد.

نمونه:

واژه فعل ساخته‌شده
ښخ
x̌ax
صفت، مفرد، مذکر ښخول
x̌awә́l
دفن‌شده دفن‌کردن
استثناها

این گروه استثناهایی نیز دارد؛ مانند سوچ کول.

واژه فعل ساخته‌شده
سوچ
soč
اسم مفرد مذکر سوچ کول
soč kawә́l
فکر فکرکردن

گروه دوم

این فعل‌ها با افزودن فعل‌های کمکی کول و کېدل به اسم‌ها و صفت‌ها ساخته می‌شوند. اسم یا صفتی که فعل کمکی به آن افزوده می‌شود، به واکه پایان می‌یابد.

نمونه‌ها:

واژه فعل ساخته‌شده
ښايسته
x̌āistá
صفت مؤنث، ردهٔ ۴ ښايسته کول
x̌āista kawә́l
زیبا زیبا‌کردن
ستړی
stә́ṛay
صفت مفرد مذکر، ردهٔ ۳ ستړی کول
stəṛay kawә́l
خسته خسته‌کردن

رده‌های صرفی فعل

فعل‌ها را با توجه به گروه‌های فعلیِ یادشده می‌توان به سه ردهٔ صرفی تقسیم کرد:[۷]

  • ردهٔ صرفی نخست: فعل‌های ساده و فعل‌های آغازشونده به ا
  • ردهٔ صرفی دوم: فعل‌های پیشوندی
  • ردهٔ صرفی سوم: فعل‌های مرکب

بن‌های فعل

بن‌های فعل در پشتو بر پایهٔ زمان ــ حال یا گذشته ــ و نمود ــ کامل یا ناکامل ــ ساخته می‌شوند.[۷]

نمود

نمود کامل با پیشوند تکیه‌دارِ و /wә́/ نشان داده می‌شود. در فعل‌های پیچیده، یعنی فعل‌های پیشوندی، فعل‌های آغازشونده به ا و فعل‌های مرکب، قرارگرفتن تکیه بر پیشوند یا متمم، نمود کامل را نشان می‌دهد. نمود ناکامل با نبودن و /wə/ یا قرارگرفتن تکیه بر خود فعل، به‌جای پیشوند یا متمم، مشخص می‌شود.[۷]

زمان

زمان حال در فعل‌های گذرا با نبودن پسوند زمان و در فعل‌های ناگذر با پسوند ېږ /ég/ نشان داده می‌شود.[۷]

در فعل‌های تک‌ستاکی، زمان گذشته با پسوند ل /ə́l/ در فعل‌های گذرا یا ېد /ed(ə́l)/ در فعل‌های ناگذر نشان داده می‌شود.

در فعل‌های دوستاکی یا چندستاکی، زمان گذشته با دگرریختی ستاک نشان داده می‌شود.

بن‌ها

بر این اساس، چهار نوع بن از یکدیگر متمایز می‌شوند:

  1. بن حال کامل
  2. بن حال ناکامل
  3. بن گذشتهٔ کامل
  4. بن گذشتهٔ ناکامل

صرف

برای ساختن صورت‌های کاملاً صرف‌شدهٔ فعل، یکی از موارد زیر به این بن‌ها افزوده می‌شود:[۷]

  • پسوند فعلی؛
  • پسوند امری یا تمنایی؛ یا
  • پسوند صفت‌ساز برای ساختن صفت فعلی.

فعل‌های تک‌ستاکی

آن بویل این فعل‌ها را «فعل‌های ضعیف» می‌نامد.[۷] این فعل‌ها تنها یک ستاک دارند و هر چهار بن آن‌ها را می‌توان از روی همین ستاک پیش‌بینی کرد.

ردهٔ صرفی نخست

فعل‌های گذرا

در جدول زیر، فعل گذرای تړل به معنای «بستن» به‌عنوان نمونه‌ای از ردهٔ صرفی نخست آمده است:

فعل ستاک حال گذشته
کامل ناکامل کامل ناکامل
-وتړ
wә́ taṛ-
-تړ
taṛ-
-وتړل
wә́ taṛəl-
-تړل
taṛә́l-
تړل
taṛә́l
تړ
taṛ

نکته‌ها:

  • بن حال ناکامل = ستاک
  • بن حال کامل = و /wә́/ + ستاک
  • بن گذشتهٔ ناکامل = ستاک + ل /ə́l/؛ افزودن این پسوند اجباری است.
  • بن گذشتهٔ کامل = و /wә́/ + ستاک + ل /əl/؛ افزودن این پسوند اجباری است.

فعل‌های ناگذر

در جدول زیر، فعل ناگذر رسېدل به معنای «رسیدن» به‌عنوان نمونه‌ای از ردهٔ صرفی نخست آمده است:

فعل ستاک حال گذشته
کامل ناکامل کامل ناکامل
-ورسېږ
wә́ raseẓ̌-
-رسېږ
raseẓ̌-
-(ورسېد(ل
wә́ rased(ә́l)-
-(رسېد(ل
rásed-
رسېدل
rasedә́l
رس
ras

نکته‌ها:

  • بن حال ناکامل = ستاک + ېږ /eg/
  • بن حال کامل = و /wә́/ + ستاک + ېږ /eg/
  • بن گذشتهٔ ناکامل = ستاک + ېد /ed/ + ل /ə́l/؛ افزودن ل در سوم‌شخص مفرد مذکر ممنوع و در دیگر صورت‌ها اختیاری است.
  • بن گذشتهٔ کامل = و /wә́/ + ستاک + ېد /ed/ + ل /əl/؛ افزودن ل در سوم‌شخص مفرد مذکر ممنوع و در دیگر صورت‌ها اختیاری است.

ردهٔ صرفی دوم

در ردهٔ صرفی دوم، صورت‌های کامل به‌جای افزودن پیشوند و /wә́/، با انتقال تکیه به پیشوند موجود ساخته می‌شوند.

در جدول زیر، فعل گذرای راوړل به معنای «آوردن به‌سوی گوینده» به‌عنوان نمونه‌ای از ردهٔ صرفی دوم آمده است:

فعل ستاک حال گذشته
کامل ناکامل کامل ناکامل
-راوړ
rā́ wṛ-
-راوړ
rā wṛ-
-راوړل
rā́ wṛә́l-
-راوړل
rā wṛә́l-
راوړل
rāwṛә́l
راوړ
rā wṛ

نکته‌ها:

  • بن حال ناکامل = ستاک
  • بن حال کامل = پیشوند تکیه‌دار + ستاک
  • بن گذشتهٔ ناکامل = پیشوند + ستاک + ل /ə́l/؛ افزودن این پسوند اجباری است.
  • بن گذشتهٔ کامل = پیشوند تکیه‌دار + ستاک + ل /ə́l/؛ افزودن این پسوند اجباری است.

فعل‌های دوستاکی

آن بویل این فعل‌ها را «فعل‌های قوی» می‌نامد.[۷]

این فعل‌ها دارای دو ستاک‌اند: ستاک حال و ستاک گذشته.

ردهٔ صرفی نخست

ممکن است ستاک حال و گذشته دارای آواهای آغازین مشترک باشند؛ مانند نمونه‌های زیر:

الف) جایگزین‌شدن ل با ن در زمان حال
فعل ستاک حال حال ستاک گذشته گذشته
کامل ناکامل کامل ناکامل
وژل
wažә́l
وژن
wažən
-و وژن
wә́ wažən-
-وژن
wažən-
وژ
waž
-(و وژ(ل
wә́ waž(əl)-
-(وژ(ل
waž(ә́l)-
ب) افزوده‌شدن و به میانهٔ ستاک در زمان حال
فعل ستاک حال حال ستاک گذشته گذشته
کامل ناکامل کامل ناکامل
بلل
balә́l
بول
bol
-و بول
wә́ bol-
-بول
bol-
بل
bal
-(و بل(ل
wә́ baləl-
-(بل(ل
bal(ә́l)-
پ) فعل ختل، «بالارفتن»
فعل ستاک حال حال ستاک گذشته گذشته
کامل ناکامل کامل ناکامل
ختل
xatә́l
خېژ
xež
-و خېژ
wә́ xež-
-خېژ
xež-
خت
xat

[یا خوت xot]
-(و خت(ل
wә́ xat(əl)-
-(خت(ل
xat(ә́l)-
ت) حذف‌شدن دل از ستاک در زمان حال
فعل ستاک حال حال ستاک گذشته گذشته
کامل ناکامل کامل ناکامل
پېژندل
pežandә́l
پېژن
pežan
-و پېژن
wә́ pežan-
-پېژن
pežan-
پېژند
pežand
-(و پېژند(ل
wә́ pežand(əl)-
-(پېژند(ل
pežand(ә́l)-
اوبدل
obdә́l
اوب
ob
-و اوب
wә́ ob-
-اوب
ob-
اوبد
obd
-(و اوبد(ل
wә́ ob(əl)-
-(اوبد(ل
obd(ә́l)-

ستاک حال و گذشته ممکن است هیچ آوای مشابهی نیز نداشته باشند.

نمونه: فعل لیدل، «دیدن»

فعل ستاک حال حال ستاک گذشته گذشته
کامل ناکامل کامل ناکامل
لیدل
lidә́l
وین
win
-ووین
wә́ win-
-وین
win-
لید
lid
-(ولید(ل
wә́ lid(əl)-
-(لید(ل
lid(ә́l)-

در هر دو حالت، قواعد یکسانی اعمال می‌شود. آن بویل این قواعد را چنین بیان می‌کند:[۸]

نکته‌ها:

  • بن حال ناکامل = ستاک حال
  • بن حال کامل = و /wә́/ + ستاک حال
  • بن گذشتهٔ ناکامل = ستاک گذشته + ل /ə́l/؛ افزودن ل در سوم‌شخص مفرد مذکر ممنوع و در دیگر صورت‌ها اختیاری است.
  • بن گذشتهٔ کامل = و /wә́/ + ستاک گذشته + ل /ə́l/؛ افزودن ل در سوم‌شخص مفرد مذکر ممنوع و در دیگر صورت‌ها اختیاری است.

ردهٔ صرفی دوم

همان‌گونه که در بالا گفته شد، در ردهٔ صرفی دوم صورت‌های کامل به‌جای افزودن پیشوند و /wә́/، با انتقال تکیه به پیشوند موجود ساخته می‌شوند.

نمونهٔ نخست: فعل پرېښودل به معنای «ترک‌کردن»

فعل ستاک حال ستاک گذشته حال گذشته
کامل ناکامل کامل ناکامل
پرېښودل
prex̌odә́l
پرېږد
preẓ̌d
پرېښود
prex̌od
-پرېږد
pré ẓ̌d-
-پرېږد
pre ẓ̌d-
-(پرېښود(ل
pré x̌od(əl)-
-(پرېښود(ل
pre x̌od(ә́l)-

نکته‌ها:[۸]

  • بن حال ناکامل = ستاک حال
  • بن حال کامل = پیشوند تکیه‌دار + ستاک حال
  • بن گذشتهٔ ناکامل = پیشوند + ستاک گذشته + ل /ə́l/؛ افزودن ل در سوم‌شخص مفرد مذکر ممنوع و در دیگر صورت‌ها اختیاری است.
  • بن گذشتهٔ کامل = پیشوند تکیه‌دار + ستاک گذشته + ل /ə́l/؛ افزودن ل در سوم‌شخص مفرد مذکر ممنوع و در دیگر صورت‌ها اختیاری است.

فعل‌های چندستاکی

آن بویل این فعل‌ها را «فعل‌های قوی» می‌نامد.[۷]

در این فعل‌ها، افزون بر تفاوت میان ستاک حال و گذشته، ستاک‌های کامل و ناکامل نیز با یکدیگر تفاوت دارند. تمایز صورت‌های کامل و ناکامل با تکیه نشان داده می‌شود: در صورت کامل، تکیه بر بخش نخست فعل و در صورت ناکامل عموماً بر هجاهای پایانی قرار می‌گیرد.

نمونه‌های زیر با بازچینی جدول‌ها از صفحه‌های ۲۱۹ تا ۲۲۴ کتاب آن بویل برگرفته شده‌اند:[۹]

نمونه‌ها:

نکته: این فعل ممکن است سه ستاک [ږد، کېږد، کېښود] یا چهار ستاک [یښود، ږد، کېږد، کېښود] داشته باشد.

فعل معنا حال گذشته
کامل ناکامل کامل ناکامل
یښودل
ix̌odә́l
گذاشتن -کېږد
kéẓ̌d-
-ږد
ẓ̌d-
-(کېښود(ل
kéx̌od(əl)-
-(کېښود(ل
kex̌od(ә́l)-
-(یښود(ل
ix̌od(ә́l)-

نکته: دارای چهار ستاک است.

فعل معنا حال گذشته
کامل ناکامل کامل ناکامل
بېول
bewә́l
بوول
bowә́l
بردن به مکانی؛ دورکردن یا هدایت‌کردن -بوځ
bódz-
-بياي
byāy-
-(بوتل(ل
bótl(əl)-
-(بېو(ل
bew(ә́l)-
یا
-(بوو(ل
bow(ә́l)-

نکته: دارای چهار ستاک است.

فعل معنا حال گذشته
کامل ناکامل کامل ناکامل
تلل
tlә́l
رفتن -و)لاړش)
(w)lā́ṛ š‑-
-ځ
dz-
-و)لاړل)
(w)lā́ṛəl‑
-(تل(ل
tl(ә́l)-

نکته: نمونه‌های زیر دارای پیشوندهای جهتیِ را، در و ور هستند.

فعل معنا حال گذشته
کامل ناکامل کامل ناکامل
راتلل
rā tlә́l
آمدن به‌سوی اول‌شخص -راش
rā́ sh-
-راځ
rā dz-
-(راغ(ل
rā́ ğ(l)-
-(راتل(ل
rā tl(ә́l)-
درتلل
dar tlә́l
رفتن به‌سوی دوم‌شخص -درش
dә́r sh-
-درځ
dәr dz-
-(درغ(ل
dә́r ğ(l)-
-(درتل(ل
dәr tl(ә́l)-
ورتلل
war tlә́l
رفتن به‌سوی سوم‌شخص -ورش
wә́r sh-
-ورځ
wәr dz-
-(ورغ(ل
wә́r ğ(l)-
-(ورتل(ل
wәr tl(ә́l)-

نکته: این فعل سه ستاک دارد: وړ [wṛ] برای صورت‌های ناکامل و یوس و یووړ برای صورت‌های کامل. فعل پیشوندی وړل /wṛә́l/ به معنای «حمل‌کردن» از ستاک ضعیف خود استفاده می‌کند؛ همانند الگویی که در بالا برای پرېوتل نشان داده شد.

فعل معنا حال گذشته
کامل ناکامل کامل ناکامل
وړل
wṛә́l
حمل‌کردن -یوس
yós-
-وړ
wṛ-
-(یووړ(ل
yówṛ(әl)-
-(وړ(ل
wṛ(ә́l)-

نکته‌ها:[۹]

  • بن حال ناکامل = ستاک ناکامل حال
  • بن حال کامل = ستاک کامل حال با تکیهٔ آغازین
  • بن گذشتهٔ ناکامل = ستاک ناکامل گذشته + ل /ə́l/؛ افزودن ل در سوم‌شخص مفرد مذکر ممنوع و در دیگر صورت‌ها اختیاری است.
  • بن گذشتهٔ کامل = ستاک کامل گذشته با تکیهٔ آغازین + ل /ə́l/؛ افزودن ل در سوم‌شخص مفرد مذکر ممنوع و در دیگر صورت‌ها اختیاری است.

کول و کېدل

در اینجا کاربرد کول و کېدل به‌عنوان فعل‌های اصلی بررسی می‌شود.

در فعل کول /kawә́l/ به معنای «انجام‌دادن»، قرارگرفتن [ṛ] میان کروشه در بن حال کامل نشان می‌دهد که این آوا گاهی در گفتار تلفظ نمی‌شود.[۱۰]

نکتهٔ مهم: جدول‌های زیر کاربرد این دو واژه را در مقام فعل اصلی نشان می‌دهند. هنگامی که کول و کېدل به‌عنوان فعل‌ساز به کار می‌روند، صورت‌های کامل آن‌ها با پیشوند ردهٔ صرفی نخست، یعنی و /wә́/، ساخته نمی‌شود، بلکه بی‌قاعده است.[۱۰]

کول
kawә́l
«انجام‌دادن»
ناکامل کامل
ستاک بن ستاک بن
حال کو
kaw
-کو
kaw-
کړ
k[ṛ]
-وکړ
wə́ k[ṛ]‑
گذشته -(کو(ل
kaw(ə́l)-
کړ
kṛ
-(وکړ(ل
wə́ kṛ(əl)-

فعل کېدل به معنای «شدن»:

کېدل
kedә́l
«شدن»
ناکامل کامل
ستاک بن ستاک بن
حال کېږ
kéẓ̌
-کېږ
kéẓ̌-
ش
š
-وش
wə́ š‑
گذشته کېد
ked
-(کېد(ل
ked(ə́l)-
شو
šw
-(و)شو(ل)
wə́ šw(əl)-

نکته‌ها:[۱۱]

  • بن حال ناکامل = ستاک ناکامل حال
  • بن حال کامل = و /wә́/ + ستاک کامل حال
  • بن گذشتهٔ ناکامل = ستاک ناکامل گذشته + ل /ə́l/؛ افزودن ل در سوم‌شخص مفرد مذکر ممنوع و در دیگر صورت‌ها اختیاری است.
  • بن گذشتهٔ کامل = و /wә́/ + ستاک کامل گذشته + ل /‑ə́l‑/؛ افزودن ل در سوم‌شخص مفرد مذکر ممنوع و در دیگر صورت‌ها اختیاری است.

نمود فعل

فعل‌های پشتو در هر زمان دارای یکی از دو نمود کامل [بشپړاړخ] یا ناکامل [نابشپړاړخ] هستند. نمود کامل بر تکمیل یا پایان‌یافتن کنش و نمود ناکامل بر استمرار یا عادتی‌بودن آن دلالت دارد.

حال گذشته
کامل ناکامل کامل ناکامل
فعل خوړل، «خوردن» زه ډوډۍ وخورم نو بيا به راشم
«وقتی غذا را بخورم، بازخواهم گشت»
زه ډوډۍ خورم
«دارم غذا می‌خورم»
ما ډوډۍ وخوړه
«غذا را خوردم»
ما ډوډۍ خوړه چې هغۀ راغلو
«داشتم غذا می‌خوردم که او آمد»
تفاوت معنایی کامل‌شدن کنش «خوردن» در زمان حال ادامه‌داشتن کنش «خوردن» در زمان حال کامل‌شدن کنش «خوردن» در گذشته ادامه‌داشتن کنش «خوردن» در گذشته

تکیه

در هر دو نمود، تکیه بر بخشی از فعل قرار می‌گیرد. در نمود کامل، تکیه بر بخش آغازین فعل و در نمود ناکامل عموماً بر بخش پایانی آن قرار دارد.[۱۲]

نمود
کامل ناکامل
نمونه: وهə́ل، «زدن» ما ډوکړه ووهله زه ډوکړه وهم
نویسه‌گردانی Mā ḍukṛá wə́-wahəla Zə ḍukṛá wahə́m
جای تکیه تکیه به پیشوند wə́ منتقل می‌شود. تکیه بر پسوند فعلی پایانی ə́m قرار می‌گیرد.
معنای تحت‌اللفظی من [ضمیر در حالت غیرمستقیم] + طبل کوچک [اسم مفرد مؤنث] + زدم [سوم‌شخص مؤنث در زمان گذشته] من [ضمیر در حالت مستقیم] + طبل کوچک [اسم مفرد مؤنث] + می‌زنم [اول‌شخص در زمان حال]
معادل فارسی من طبل کوچک را زدم. من دارم طبل کوچک را می‌زنم.

ردهٔ صرفی نخست

فعل‌های ردهٔ صرفی نخست، مانند وهل در بالا، از روی صورت کاملشان تشخیص داده می‌شوند که با پیشوند ذاتاً تکیه‌دارِ و /wə́/ آغاز می‌شود. در فعل‌های آغازشونده به ا، پیشوند کامل‌ساز و /wə́/ با /a/ ادغام می‌شود و پیشوند وا /wā́/ را می‌سازد.[۸]

نمونه:

نمود
کامل ناکامل
نمونه: اچول، «انداختن» ما پانګه واچوله زه پانګه اچوم
نویسه‌گردانی Mā pā́nga wā́cawə́la Zə pā́nga acawə́m
جای تکیه تکیه به پیشوند wā́ منتقل می‌شود. تکیه بر پسوند فعلی پایانی ə́m قرار می‌گیرد.
معنای تحت‌اللفظی من [ضمیر در حالت غیرمستقیم] + سرمایه [اسم مفرد مؤنث] + انداختم [سوم‌شخص مؤنث در زمان گذشته] من [ضمیر در حالت مستقیم] + سرمایه [اسم مفرد مؤنث] + می‌اندازم [اول‌شخص در زمان حال]
معادل فارسی من سرمایه‌گذاری کردم. من در حال سرمایه‌گذاری هستم.

ردهٔ صرفی دوم

این‌ها همان فعل‌های پیشوندی‌اند که در بالا معرفی شدند و همگی ساخت «پیشوند + ستاک» دارند. از دیدگاه صرفی‌ـ‌نحوی، این فعل‌ها برای ساختن نمود کامل دستخوش جابه‌جایی تکیه می‌شوند. همچنین ممکن است پیشوند آن‌ها با یک واژه‌بست جایگاه دوم یا تکواژ منفی‌ساز از ستاک جدا شود.[۸]

نمونه:

نمود
کامل ناکامل
نمونه: کښېناستل، «نشستن» کښېناستم کښېناستم
نویسه‌گردانی kénɑstəm kenɑstə́m
جای تکیه تکیه به پیشوند ké منتقل می‌شود. تکیه بر پسوند فعلی پایانی ə́m قرار می‌گیرد.
معنای تحت‌اللفظی نشستم [اول‌شخص در زمان گذشته] می‌نشستم [اول‌شخص در زمان گذشته]
معادل فارسی نشستم. نشسته بودم.

ردهٔ صرفی سوم

این‌ها همان فعل‌های مرکبی هستند که در بالا معرفی شدند: فعل‌هایی با متمم صفتی یا اسمی که با صورت‌هایی از کول /kawə́l/ یا کېدل /kedə́l/ همراه می‌شوند. صورت کامل آن‌ها به دو شیوه ساخته می‌شود:[۸]

  • تکیه بر پایهٔ تکیهٔ واژگانیِ اسم یا صفت، از فعل‌ساز به متمم اسمی یا صفتی منتقل می‌شود؛
  • صورت بی‌قاعدهٔ کاملِ فعل‌ساز، به‌جای صورت ساخته‌شده با و /wə́/، به کار می‌رود.

بسیاری از فعل‌های ردهٔ صرفی سوم در نمود ناکامل به صورت ادغام‌شده درمی‌آیند؛ اما در ساخت‌های کامل، متمم همواره از فعل‌ساز جداست.

نمونهٔ ۱:

نمود
کامل ناکامل
گذرا: جوړول، «ساختن» ډوډۍ مې جوړه کړه ډوډۍ جوړوم
نویسه‌گردانی ḍoḍə́i me jóṛa kṛa ḍoḍə́i joṛawə́m
جای تکیه تکیه به جزء صفتی jóṛa منتقل می‌شود. تکیه بر جزء فعلی، یعنی ə́m، قرار می‌گیرد.
معنای تحت‌اللفظی غذا/نان [اسم مؤنث] + من [ضمیر ضعیف اول‌شخص مفرد] + ساخته [صفت مفرد مؤنث] + کرد [سوم‌شخص مفرد مؤنث در زمان گذشته] غذا/نان [اسم مؤنث] + می‌سازم [اول‌شخص در زمان حال]
معادل فارسی من غذا درست کردم. من دارم غذا درست می‌کنم.

نمونهٔ ۲:

نمود توضیح
کامل ناکامل پسوند فعلی ېږ [éẓ̌] در نمود ناکامل تکیه‌دار است.

ازاین‌رو، در این نمونه هجای پایانی ي [i] تکیه ندارد.

با جملهٔ گذشتهٔ ناکامل زیر مقایسه شود:

کور جوړېده

kor joṛedə́

«خانه در حال ساخته‌شدن بود.»

در اینجا قواعد معمول تکیهٔ نمود اعمال می‌شود و تکیه بر هجای پایانی də́ قرار می‌گیرد.

ناگذر: جوړېدل، «ساخته‌شدن» کور جوړ شه کور جوړېږي
نویسه‌گردانی kor jóṛ šə kor joṛéẓ̌i
جای تکیه تکیه به جزء صفتی jóṛ منتقل می‌شود. تکیه بر جزء فعلی، یعنی éẓ̌i، قرار می‌گیرد.
معنای تحت‌اللفظی خانه [اسم مفرد مذکر] + ساخته [صفت مفرد مذکر] + شد [سوم‌شخص مفرد مذکر در زمان گذشته] خانه [اسم مفرد مذکر] + ساخته می‌شود [سوم‌شخص در زمان حال]
معادل فارسی خانه ساخته شد. خانه در حال ساخته‌شدن است.

پسوندهای فعلی

در پشتو از پسوندهای فعلی [د کړ تاړي] استفاده می‌شود.

پسوندهای شخصی

پسوندهای فعلی در پشتو شخص، جنس دستوری و شمار را نشان می‌دهند.[۱۳]

شمار شخص جنس پسوند فعلی تفاوت گویشی
مفرد اول‌شخص م
əm
مؤنث مه
əma
دوم‌شخص ې
e
سوم‌شخص حال ي
i
سوم‌شخص گذشته مذکر تنها ستاک فعل، بدون پسوند
یا
ۀ / ه
ə
و
o در گویش پیشاوری
بخش زیر را ببینید.
مؤنث ه
a
جمع اول‌شخص و
u
ي
i در گویش‌های وزیری و جدرانی
دوم‌شخص ئ
əɪ
است
āst در گویش جنوب‌غربی
سوم‌شخص حال ي
i
سوم‌شخص گذشته مذکر ل
əl
مؤنث ې
e

کاربرد این پسوندها را می‌توان به‌آسانی در فعل‌های ناگذرِ دارای نمود ناکامل نشان داد.

زمان حال ناکامل

Gəḍéẓ̌ ستاک حال ناکاملِ فعل gaḍedəl به معنای «رقصیدن» است.

شمار شخص پسوند فعلی نمونه ترجمه
مفرد اول‌شخص م
əm
زه ګډېږم
Zə gaḍéẓ̌əm
من در حال رقصیدن هستم.
دوم‌شخص ې
e
ته ګډېږې
Tə gaḍéẓ̌ē
تو در حال رقصیدن هستی.
سوم‌شخص ي
i
دی/دا ګډېږي
Day/Dā gaḍéẓ̌i
او در حال رقصیدن است.
جمع اول‌شخص و
ū
موږ ګډېږو
Muẓ̌ gaḍéẓ̌u
ما در حال رقصیدن هستیم.
دوم‌شخص ئ
ai
تاسو ګډېږئ
Tā́so gaḍéẓ̌ai
شما در حال رقصیدن هستید.
سوم‌شخص ي
i
دوی/هغوی ګډېږي
Dúi/Hağúi gaḍéẓ̌i
آنان در حال رقصیدن هستند.

زمان گذشتهٔ ناکامل

Gəḍēd ستاک گذشتهٔ فعل gaḍēdəl به معنای «رقصیدن» است.

شمار شخص جنس پسوند فعلی نمونه ترجمه
مفرد اول‌شخص م
əm
زه ګډېدم
Zə gaḍedә́m
من در حال رقصیدن بودم.
دوم‌شخص ې
e
تۀ ګډېدې
Tə gaḍedé
تو در حال رقصیدن بودی.
سوم‌شخص مذکر ۀ
ə
دی ګډېدۀ
Day gaḍedә́
او در حال رقصیدن بود.
مؤنث ه
a
دا ګډېده
Dā gaḍedá
او در حال رقصیدن بود.
جمع اول‌شخص و
u
موږ ګډېدو
Muẓ̌ gaḍedú
ما در حال رقصیدن بودیم.
دوم‌شخص ئ
әi
تاسو ګډېدئ
Tā́so gaḍedә́i
شما در حال رقصیدن بودید.
سوم‌شخص مذکر ل
əl
دوی/هغوی ګډېدل
Dúi/Hağúi gaḍedә́l
آنان در حال رقصیدن بودند.
مؤنث ې
e
دوی/هغوی ګډېدې
Dúi/Hağúi gaḍedé
آنان در حال رقصیدن بودند.

نکته: صورت سوم‌شخص جمع مذکر در زمان گذشته را می‌توان برای گروهی متشکل از مردان و زنان نیز به کار برد. در مقابل، صورت سوم‌شخص جمع مؤنث در زمان گذشته تنها برای گروهی به کار می‌رود که اعضای آن از نظر دستوری مؤنث به‌شمار می‌آیند.

نمونه:

  • هغوی ګډېدل، «آن‌ها در حال رقصیدن بودند»؛ می‌تواند به گروهی تنها متشکل از مردان یا گروهی متشکل از زنان و مردان اشاره کند.
  • هغوی ګډېدې، «آن‌ها در حال رقصیدن بودند»؛ تنها بر رقصیدن زنان دلالت دارد. این صورت را می‌توان به‌تنهایی برای افراد تراجنسیتی [ايجړاګان] نیز به کار برد؛ اما نمی‌توان گفت ايجړاګان ګډېدې، زیرا ايجړا اسمی مذکر است و بنابراین باید صورت ايجړاګان ګډېدل را به کار برد.

سوم‌شخص مفرد مذکر در زمان گذشته

در این صورت عموماً پسوند ه [ə] به کار می‌رود یا ستاک بدون پسوند باقی می‌ماند؛ اما گاه پسوند ئ [əi] نیز دیده می‌شود.

گذشته ــ سوم‌شخص مفرد مذکر
ساخت صرفی فعل پسوند فعلی ناکامل کامل
وتل-
-watəl
الوتل
alwatә́l

پروازکردن
بدون پسوند الوت
alwát
والوت
wā́lwat
پرېوتل
prewatә́l

افتادن
پرېووت
prewót
پرېووت
préwot
پوري وتل
pori watә́l

عبورکردن
پوري ووت
pori wót
پوري ووت
póri wot
ننوتل
nənawatә́l

واردشدن
ننوت
nənawát
ننوت
nә́nawat
وتل
watә́l

بیرون‌رفتن
وت
wát

wót
ووت
wә́wat

wә́wot
تېروتل
terwatә́l

اشتباه‌کردن
تېروت
terwát
تېروت
térwat
تلل-
-tləl
راتلل
rā tlә́l

آمدن
ئ
əi
راغئ
rāğә́i
راغئ
rā́ğəi
درتلل
dar tlә́l

رفتن به‌سوی دوم‌شخص
درغئ
darğә́i
درغئ
dárğәi
ورتلل
war tlә́l

رفتن به‌سوی سوم‌شخص
ورغئ
warğә́i
ورغئ
wárğəi
اروېدل

شنیدن
ۀ
ə
اروېده
arwedә́
وروېده
wárweda
ایشېدل

جوشیدن
ایشېده
išedә́
وایشېده
wә́ išedә́
برېښېدل

درخشیدن، پدیدارشدن
برېښېده
brex̌dә́
وبرېښېده
wә́ brex̌də
درومېدل

حرکت‌کردن
درومېده
drumedә́
ودرومېده
wә́ drumedə
زېږېدل

زاده‌شدن
زېږېده
zeẓ̌edә́
وزېږېده
wә́ zeẓ̌edə

پسوند جمعِ وتل watəl

در فعل وتل، پسوند معمول جمعِ ل (əl) به کار نمی‌رود و صورت‌های زیر جایگزین آن می‌شوند:

گذشته ــ سوم‌شخص مفرد مذکر دگرگونی گذشته ــ سوم‌شخص جمع مذکر
فعل پسوند فعلی ناکامل کامل ناکامل کامل
الوتل
alwatә́l

پروازکردن
بدون پسوند الوت
alwát
والوت
wā́lwat
ووت ← واتۀ
wot → wātə
الوته
alwātә́
والواته
wā́lwātə
پرېوتل
prewatә́l

افتادن
پرېووت
prewót
پرېووت
préwot
پرېواته
prewātә́
پرېواته
préwātә́
پوري وتل
pori watә́l

عبورکردن
پوري ووت
pori wót
پوري ووت
póri wot
پوري واته
pori wātә́
پوري واته
póri wātə
ننوتل
nənawatә́l

واردشدن
ننوت
nənawát
ننوت
nә́nawat
ننواته
nənawātә́
ننواته
nә́nawātə
وتل
watә́l

بیرون‌رفتن
وت
wát

wót
ووت
wә́wat

wә́wot
واته
wātә́
وواته
wә́wātə
تېروتل
terwatә́l

اشتباه‌کردن
تېروت
terwát
تېروت
térwat
تېرواته
terwātә́
تېرواته
térwātә́

مطابقت فعل

فعل‌های ناگذر

همان‌گونه که در صرف فعل ناگذر ګډېدل در بالا دیده می‌شود، فعل با نهاد جمله مطابقت می‌کند.

مطابقت در فعل‌های گذرا

  • در زمان گذشتهٔ فعل‌های گذرا از ساخت کنایی استفاده می‌شود: گزاره یا فعل از نظر شخص، شمار و جنس با مفعول مطابقت می‌کند و نهاد به حالت غیرمستقیم درمی‌آید.
  • در زمان حال، فعل گذرا از نظر شخص، شمار و جنس با نهاد مطابقت می‌کند.

نمونهٔ ۱: خوړل، فعل گذرا به معنای «خوردن»

گذشته
فعل مفعول نهاد
وخړه / وخړله
wә́xwṛa / wә́xwṛәla
دوډۍ
ḍoḍә́i
سړي
saṛí
خورد غذا مرد
ستاک گذشتهٔ کامل همراه با پسوند فعلی مؤنثِ سوم‌شخص مفرد اسم مؤنثِ مفرد در حالت مستقیم اسم مذکر مفرد در حالت غیرمستقیم
مرد غذا را خورد.

مقایسه شود با:

حال
فعل مفعول نهاد
خوري
xwrí
دوډۍ
ḍoḍә́i
سړی
saṛáy
می‌خورد غذا مرد
ستاک حال ناکامل همراه با پسوند فعلی مذکرِ سوم‌شخص مفرد اسم مؤنث مفرد در حالت مستقیم اسم مذکرِ مفرد در حالت مستقیم
مرد در حال خوردن غذا است.

نمونهٔ ۲: اغوستل، فعل گذرا به معنای «پوشیدن»

گذشته
فعل مفعول نهاد
واغوستې
wā́ğoste
جامې
jāmé
ما
mā
پوشید لباس‌ها من
ستاک گذشتهٔ کامل همراه با پسوند فعلی جمع مؤنثِ سوم‌شخص اسم جمع مؤنث در حالت مستقیم ضمیر مفرد در حالت غیرمستقیم
من لباس‌ها را پوشیدم.

مقایسه شود با:

حال
فعل مفعول نهاد
اغوندم
ağundә́m
جامې
jāmé
زه
zә
می‌پوشم لباس‌ها من
ستاک حال ناکامل همراه با پسوند فعلی اول‌شخص مفرد اسم جمع مؤنث در حالت مستقیم ضمیر مفرد در حالت مستقیم
من در حال پوشیدن لباس‌ها هستم.

مطابقت گسسته در فعل‌های مرکب گذرا

در زمان حال، جزء اسمی یا صفتیِ فعل مرکب با مفعول مطابقت می‌کند؛ اما فعل کمکی کول به معنای «انجام‌دادن» با نهاد مطابقت دارد.

نمونه: پاکول، فعل مرکب گذرا به معنای «تمیزکردن»

حال
فعل مرکب
فعل کمکی جزء صفتی مفعول نهاد
كړي
ki
پاکه
pā́ka
کوټه
koṭá
سړی
saṛáy
انجام می‌دهد تمیز اتاق مرد
ستاک حال کامل همراه با پسوند فعلی سوم‌شخص مفرد مذکر صفت مفرد مؤنث در حالت مستقیم اسم مفرد مؤنث در حالت مستقیم اسم مفرد مذکر در حالت مستقیم
هنگامی که مرد اتاق را تمیز کند.

در زمان گذشته، هر دو جزء اسمی یا صفتی و فعل کمکی با مفعول مطابقت می‌کنند.

نمونه: پاکول، فعل مرکب گذرا به معنای «تمیزکردن»

گذشته
فعل مرکب
فعل کمکی جزء صفتی مفعول نهاد
كولې
kawә́le
پاکې
pāke
کوټې
koṭé
سړي
saṛí
انجام می‌داد تمیز اتاق‌ها مرد
ستاک گذشتهٔ ناکامل همراه با پسوند فعلی جمع مؤنث سوم‌شخص صفت جمع مؤنث در حالت مستقیم اسم جمع مؤنث در حالت مستقیم اسم مفرد مذکر در حالت غیرمستقیم
مرد در حال تمیزکردن اتاق‌ها بود.

صفت فعلی

صفت فعلی حال

صفت فعلی حال از ستاک گذشتهٔ ناکامل، بدون ل (əl)، به‌اضافهٔ ونک (unk) ساخته می‌شود و صرف آن از الگوی ی (ay) بی‌تکیه پیروی می‌کند.

نمونه: ليکل [likəˈl]، «نوشتن» ← ليک [lik]، ستاک گذشتهٔ ناکامل ← ليکونکی [likəwúnkay]، «نویسنده»

مذکر مؤنث
مفرد جمع مفرد جمع
مستقیم ليکونکی
likúnkay
ليکونکي
likúnki
ليکونکې
likúnke
ليکونکې
likúnke
غیرمستقیم ليکونکي
likúnki
ليکونکو
likúnko
ليکونکې
likúnke
ليکونکو
likúnko
ازی ليکونکي
likúnki
ليکونکو
likúnko
ليکونکې
likúnke
ليکونکو
likúnko
ندایی ليکونکیه
likúnkya
ليکونکو
likúnko
ليکونکې
likúnke
ليکونکو
likúnko

صفت فعلی گذشته

پسوند صفت فعلی گذشته

صفت فعلی گذشته از پسوندهای زیر استفاده می‌کند و در ساخت‌های کامل فعل به کار می‌رود.

مذکر مؤنث
مفرد جمع مفرد جمع
ی
ay
ي
i
ې
e

حال کامل

حال کامل به شیوه‌های زیر ساخته می‌شود:

گروه ۱، فعل‌های غیرمرکب: ستاک گذشتهٔ ناکامل + پسوند صفت فعلی گذشته + صورت حال ناکاملِ فعل «بودن»

گروه ۲، فعل‌های مرکب: ستاک گذشتهٔ کاملِ صورت‌های کېدل-ېدل و کول-ول + پسوند صفت فعلی گذشته + صورت حال ناکاملِ فعل «بودن»

نمونه‌ای از فعل رسېدل در گروه ۱:

مفرد جمع ترجمه
اول‌شخص مذکر رسېدلی یم
rasedə́lay yəm
رسېدلي یو
rasedə́li yu
مفرد: من رسیده‌ام.
جمع: ما رسیده‌ایم.
مؤنث رسېدلې یم
rasedə́le yəm
رسېدلې یو
rasedə́le yu
دوم‌شخص مذکر رسېدلی یې
rasedə́lay ye
رسېدلي یئ
rasedə́li yəy
مفرد: تو رسیده‌ای.
جمع: شما رسیده‌اید.
مؤنث رسېدلې یې
rasedə́le ye
رسېدلې یئ
rasedə́le yəy
سوم‌شخص مذکر رسېدلی دی
rasedə́lay day
رسېدلي دي
rasedə́li di
مفرد مذکر: او رسیده است.
مفرد مؤنث: او رسیده است.

جمع: آنان رسیده‌اند.
مؤنث رسېدلې ده
rasedə́le da
رسېدلې دي
rasedə́le di

آیندهٔ کامل

آیندهٔ کامل از نشانگر آیندهٔ به + حال کامل ساخته می‌شود.

مفرد جمع ترجمه
اول‌شخص مذکر به رسېدلی یم
bə rasedə́lay yəm
به رسېدلي یو
bə rasedə́li yu
مفرد: من رسیده خواهم بود.
جمع: ما رسیده خواهیم بود.
مؤنث به رسېدلې یم
bə rasedə́le yəm
به رسېدلې یو
bə rasedə́le yu
دوم‌شخص مذکر به رسېدلی یې
bə rasedə́lay ye
به رسېدلي یئ
bə rasedə́li yəy
مفرد: تو رسیده خواهی بود.
جمع: شما رسیده خواهید بود.
مؤنث به رسېدلې یې
bə rasedə́le ye
به رسېدلې یئ
bə rasedə́le yəy
سوم‌شخص مذکر به رسېدلی دی
bə rasedə́lay day
به رسېدلي دي
bə rasedə́li di
مفرد مذکر: او رسیده خواهد بود.
مفرد مؤنث: او رسیده خواهد بود.

جمع: آنان رسیده خواهند بود.
مؤنث به رسېدلې ده
bə rasedə́le da
به رسېدلې دي
bə rasedə́le di

گذشتهٔ کامل

گذشتهٔ کامل به شیوه‌های زیر ساخته می‌شود:

گروه ۱، فعل‌های غیرمرکب: ستاک گذشتهٔ ناکامل + پسوند صفت فعلی گذشته + صورت گذشتهٔ ناکاملِ فعل «بودن»

گروه ۲، فعل‌های مرکب: ستاک گذشتهٔ کاملِ صورت‌های کېدل-ېدل و کول-ول + پسوند صفت فعلی گذشته + صورت گذشتهٔ ناکاملِ فعل «بودن»

نمونه:

مفرد جمع ترجمه
اول‌شخص مذکر رسېدلی وم
rasedə́lay wəm
رسېدلي وو
rasedə́li wu
مفرد: من رسیده بودم.
جمع: ما رسیده بودیم.
مؤنث رسېدلې وم
rasedə́le wəm
رسېدلې وو
rasedə́le wu
دوم‌شخص مذکر رسېدلی وې
rasedə́lay we
رسېدلي وئ
rasedə́li wəy
مفرد: تو رسیده بودی.
جمع: شما رسیده بودید.
مؤنث رسېدلې وې
rasedə́le we
رسېدلې وئ
rasedə́le wəy
سوم‌شخص مذکر رسېدلی وه
rasedə́lay wə
رسېدلي وو
rasedə́li wu
مفرد مذکر: او رسیده بود.
مفرد مؤنث: او رسیده بود.

جمع: آنان رسیده بودند.
مؤنث رسېدلې وه
rasedə́le wa
رسېدلې وې
rasedə́le we

مطابقت

  1. در فعل‌های گذرا از ساخت کنایی استفاده می‌شود: صفت فعلی گذشته و فعل «بودن» با مفعول مطابقت می‌کنند و نهاد در حالت غیرمستقیم قرار می‌گیرد.
  2. در فعل‌های ناگذر، صفت فعلی گذشته و فعل «بودن» با نهاد مطابقت می‌کنند.

نمونه: فعل ناگذرِ پخېدل در گروه ۲، به معنای «رسیدن، پخته‌شدن»

نهاد صفت فعلی گذشته فعل «بودن» در زمان حال فعل «بودن» در زمان گذشته ویژگی دستوری
زه [مذکر] پوخ شوی
pox šə́way
يم
yəm
وم
wəm
اول‌شخص مفرد مذکر
زه [مؤنث] پخه شوې
paxa šə́we
يمه
yəmá
ومه
wəmá
اول‌شخص مفرد مؤنث
موږ پاخه شوي
pāxə šə́wi
يو
yu
وو
wu
اول‌شخص جمع مذکر
موږ [همگی زن] پخې شوې
paxe šə́we
يو
yu
وو
wu
اول‌شخص جمع مؤنث
ته [مذکر] پوخ شوی
pox šə́way
يې
ye
وې
we
دوم‌شخص مفرد مذکر
ته [مؤنث] پخه شوې
paxa šə́we
يې
ye
وې
we
دوم‌شخص مفرد مؤنث
تاسو پاخه شوي
pāxə šə́wi
يئ
yəi
وئ
əi
دوم‌شخص جمع مذکر
تاسو [همگی زن] پخې شوې
paxe šə́we
يئ
yəi
وئ
əi
دوم‌شخص جمع مؤنث
الو پوخ شوی
pox šə́way
دی
day

وه
wə
سوم‌شخص مفرد مذکر
الوګان پاخه شوي
pāxə šə́wi
دي
di
وو
wu
سوم‌شخص جمع مذکر
مڼه پخه شوې
paxa šə́we
ده
da
وه
wa
سوم‌شخص مفرد مؤنث
مڼې پخې شوې
paxe šə́we
دي
di
وې
we
سوم‌شخص جمع مؤنث

ساخت توانشی فعل

وجه تمنایی

صورت تمنایی ناکامل از بن گذشتهٔ ناکامل فعل + ای -āy در گویش‌های جنوبی، ی -ay در گویش‌های شمال‌غربی یا ې در گویش‌های شمال‌شرقی ساخته می‌شود.

صورت تمنایی کامل از بن گذشتهٔ کامل فعل + ای -āy در گویش‌های جنوبی، ی -ay در گویش‌های شمال‌غربی یا ې در گویش‌های شمال‌شرقی ساخته می‌شود.

توانشی حال

توانشی حال از ترکیب زیر ساخته می‌شود:

صورت تمنایی ناکامل + صورت حال کاملِ کېدل

نمونه:

مفرد جمع ترجمه
اول‌شخص رسېدلی شم
rasedə́lay šəm

رسېدی شم
rasedáy šəm
رسېدلی شو
rasedə́lay šu

رسېدی شو
rasedáy šu
من/ما می‌توانم/می‌توانیم برسم/برسیم.
دوم‌شخص رسېدلی شې
rasedə́lay še

رسېدی شې
rasedáy še
رسېدلی شئ
rasedə́lay šəy

رسېدی شئ
rasedáy šəy
تو/شما می‌توانی/می‌توانید برسی/برسید.
سوم‌شخص رسېدلی شي
rasedə́lay ši

رسېدی شي
rasedáy ši
او/آنان می‌تواند/می‌توانند برسد/برسند.

توانشی گذشته

توانشی گذشتهٔ ۱

این ساخت در موارد زیر به کار می‌رود:

  1. هنگامی که رویداد در عمل رخ نداده باشد: مونږ تېر کال جوار کرلی شوه، «ممکن بود بتوانیم سال گذشته ذرت بکاریم.»
  2. هنگامی که کنش در دوره‌ای ممتد انجام شده باشد: مونږ ډرامې ليدلی شوې، «ما می‌توانستیم مجموعه‌های تلویزیونی را تماشا کنیم.»

این صورت از ترکیب زیر ساخته می‌شود:

صورت تمنایی ناکامل + صورت گذشتهٔ کاملِ کېدل

نمونه:

مفرد جمع
اول‌شخص رسېدلی شو(ل)م
rasedə́lay šw(əl)əm

رسېدی شو(ل)م
rasedáy šw(əl)əm
رسېدلی شو(ل)و
rasedə́lay šw(əl)u

رسېدی شو(ل)و
rasedáy šw(əl)u
دوم‌شخص رسېدلی شو(ل)ې
rasedə́lay šw(əl)e

رسېدی شو(ل)ې
rasedáy šw(əl)e
رسېدلی شو(ل)ئ
rasedə́lay šw(əl)əy

رسېدی شو(ل)ئ
rasedáy šw(əl)əy
سوم‌شخص رسېدلی شو(ل)ه
rasedə́lay šw(əl)e

رسېدی شو(ل)ه
rasedáy šw(əl)e

توانشی گذشتهٔ ۲

این ساخت هنگامی به کار می‌رود که رویداد در عمل انجام شده باشد؛ برای نمونه:

تۀ هلته په وخت ورسېدلی شوې؟، «آیا توانستی به‌موقع به آنجا برسی؟»

این صورت از ترکیب زیر ساخته می‌شود:

صورت تمنایی کامل + صورت گذشتهٔ کاملِ کېدل

مفرد جمع
اول‌شخص ورسېد(ل)ی شو(ل)م
wə́rased(əl)ay šw(əl)əm
ورسېد(ل)ی شو(ل)و
wə́rased(əl)ay šw(əl)u
دوم‌شخص ورسېد(ل)ی شو(ل)ې
wə́rased(əl)ay šw(əl)e
رسېدلورسېد(ل)ی شو(ل)ئ
wə́rased(əl)ay šw(əl)əy
سوم‌شخص ورسېد(ل)ی شو(ل)ه
wə́rased(əl)ay šw(əl)ə

فعل کمکی «بودن»

فعل «بودن» در زبان پشتو بی‌قاعده است و صورت مصدری ندارد.

حال ناکامل

صورت‌های حال ناکاملِ فعل «بودن»:

شخص مفرد جمع
اول‌شخص زه يم
zə yəm
زه يمه
zə yəma
موږ يو
muẓ̌ yū
دوم‌شخص ته يې
tə ye
تاسو يئ / ياست
tā́so yəy
در گویش جنوبی: yāst[۲][۱۴]
سوم‌شخص مذکر دی دی
day day[۲]
دوی دي
duy di
مؤنث دا ده
dā da

حال کامل

صورت‌های حال کاملِ فعل «بودن»:

شخص مفرد جمع
اول‌شخص زه شم
zə shəm
موږ شو
muẓ̌ shu
دوم‌شخص ته شې
tə she
تاسو شئ
tā́so šəy
سوم‌شخص مذکر دی وي
day wi
دوی وي
dui wi
مؤنث دا وي
dā wi

گذشته

صورت‌های گذشتهٔ فعل «بودن»:

شخص مفرد جمع
اول‌شخص زه وم
zə wəm
زه ومه
zə wəma
موږ وو
muẓ̌ wu
دوم‌شخص ته وې
tə we
تاسو وئ / واست
tā́so wəy
در گویش جنوبی: wāst[۲]
سوم‌شخص مذکر دی ؤ
day wə
دوی وو / ول
dui wu
در گویش جنوبی: wəl[۳][۱۴]
سوم‌شخص مؤنث دا وه
dā wa
دوی وې
dui we

زمان آینده

زمان آینده [راتلونکی مهال][۱۵] در پشتو، به‌جز افزوده‌شدن نشانگر به [bə]، همانند زمان حال [اوسنی مهال][۱۶] ساخته می‌شود.

در سوم‌شخصِ زمان آینده نیز، صرف‌نظر از شمار و جنس، صورت وي به کار می‌رود.[۱۷]

صورت‌های آیندهٔ فعل «بودن»:

شخص مفرد جمع
اول‌شخص به يم
bə yəm
به يو
bə yu
دوم‌شخص به يې
bə ye
به يئ
bə yəy
سوم‌شخص مذکر به وي
bə wi؛ در پشتوی پاکستان: yi
مؤنث

صورت امری

این صورت «وجه دستوری» نیز نامیده می‌شود.

شخص مفرد جمع
دوم‌شخص ته شه
tə sha، «باش»
تاسو شئ
tā́so yəi، «باشید»

کاربرد وي

وي [wi] صورت سوم‌شخص مفرد و جمعِ زمان حالِ فعل «بودن» است. این صورت هنگامی به کار می‌رود که دربارهٔ یک فرض یا واقعیت کلی سخن گفته می‌شود؛ درحالی‌که دی، ده و دي برای گزارش مشاهده به کار می‌روند. شته نیز کارکردی به معنای «وجود دارد» دارد.

جمله معنا
وي سړي دلته ناست وي مردان اینجا می‌نشینند یا معمولاً اینجا نشسته‌اند [واقعیتی که گوینده آن را درست فرض می‌کند].
دي سړي دلته ناست دي مردان اینجا نشسته‌اند [مشاهده‌ای که گوینده با چشم خود می‌بیند].

ساخت سببی فعل

ساخت سببی برای ساختن فعل‌هایی به معنای «واداشتن کسی یا چیزی به انجام کنش» به کار می‌رود.

ساخت: ستاک فعل + وند و /‑aw‑/

بسته به فعل پایه، ساخت سببی ممکن است از ستاک حال، ستاک گذشته یا هر دو استفاده کند.

فعل پایه ستاک مورد استفاده با حروف پررنگ فعل سببی
حال گذشته
لوستل
lwastә́l
خواندن
-لول
lwal-
‑لوست
lwast-
لولول
lwalawә́l
واداشتن به خواندن
زنګل
zangә́l

تاب‌خوردن
‑زانګ
zāng-
-زنګ
zang-
زنګول
zangawә́l

تاب‌دادن، برای نمونه در گهواره
الوتل
alwatә́l

پروازکردن
-الوز
alwuz-
‑الوت
alwat-
الوزول
alwuzawә́l

به پرواز درآوردن؛ منفجرکردن چیزی
اغوستل
aghustә́l

پوشیدن
-اغوند
aghund-
-اغوست
aghust-
اغوندول / اغوستول
aghundawә́l/aghustawә́l

لباس پوشاندن به کسی

نمونه:

خندل، فعل پایه خندول، فعل سببی
مه خانده
má xānda
مه (يې) خندوه
má (ye) xandawa
نخند! او را نخندان!

وجه امری فعل

وجه امری برای بیان فرمان به کار می‌رود. صورت‌های امری با استفاده از ستاک حال فعل ساخته می‌شوند:

فعل ستاک مورد استفاده با حروف پررنگ
حال گذشته
لوستل
lwastә́l
خواندن
-لول
lwal-
‑لوست
lwast-

شمار

دو پسوند فعلی زیر در ساخت امر به کار می‌روند:

شمار پسوند
مفرد ه
a
جمع ئ
əi

نمونه:

فعل شمار
مفرد جمع
راتلل
rātlә́l
آمدن
راځه
rādzá
راځئ
rādzә́i
بیا! بیایید!

صورت مفرد خطاب به یک نفر و صورت جمع خطاب به بیش از یک نفر به کار می‌رود. صورت جمع همچنین می‌تواند برای بیان فرمان محترمانه به یک نفر استفاده شود.

امر مثبت

امر مثبت در پشتو دارای دو نمود است: کامل با تکیهٔ آغازین و ناکامل با تکیهٔ پایانی.

وهل، «زدن»
wahә́l
ناکامل کامل
وهه
wahá
و وهه
wә́ waha
بزن [با تأکید بر ادامهٔ کنش]. بزن [با تأکید بر کامل‌شدن کنش].

عموماً از نمود کامل برای ساختن فرمان استفاده می‌شود؛ اما در فعل‌های دارای بی‌قاعدگی دوگانه، نمود ناکامل به کار می‌رود.

امر تأکیدی

نمود ناکامل در وجه امری برای بیان فرمان فوری یا تأکیدی نیز به کار می‌رود؛ برای نمونه:

خوره چې ځو
xwrá če dzú

فعل‌های مرکب

گذرا

در فعل‌های مرکب گذرا، جزء اسمی یا صفتیِ فعل با مفعول مستقیم مطابقت می‌کند.

پاکول، «تمیزکردن»
pākawә́l
مفعول مذکر مفعول مؤنث
کور کوټه
ته کور پاک کړه
tә kor pā́k ka
ته کوټه پاکه کړه
tә koṭá pā́ka ka
خانه را تمیز کن. اتاق را تمیز کن.

هنگامی که مفعولی وجود نداشته باشد، جزء اسمی یا صفتیِ فعل با نهاد مطابقت می‌کند.

پاکول، «تمیزکردن»
pākawә́l
فعل بدون مفعول
نهاد مذکر نهاد مؤنث
خطاب به مرد خطاب به زن
ته پاک کړه
tә pā́k ka
ته پاکه کړه
tә pā́ka ka
تمیز کن. تمیز کن.
ناگذر

در فعل‌های مرکب ناگذر، جزء اسمی یا صفتیِ فعل با نهاد مطابقت می‌کند.

پاکېدل، «تمیزشدن»
pākedә́l
نهاد مذکر نهاد مؤنث
ته پاک شه
tә pā́k ša
ته پاکه شه
tә pā́ka ša
تمیز شو. تمیز شو.

امر منفی

در امر منفی پشتو تنها نمود ناکامل به کار می‌رود و تکیه بر ادات منفی مه /má/ قرار می‌گیرد.

مقایسه:

وهل، «زدن»
wahә́l
امر مثبت ناکامل امر منفی
وهه
wahá
مه وهه
má waha
بزن. نزن.

فعل‌های پیشوندی

در پشتوی شمال‌شرقی، صورت منفی فعل‌های پیشوندی به شیوه‌ای متفاوت ساخته می‌شود و ادات منفی پیش از کل فعل قرار می‌گیرد؛ درحالی‌که در برخی گویش‌های دیگر، این ادات میان پیشوند و ستاک می‌آید.

پرېکول، «بریدن»
prekawә́l
پیشوند: پرې
ستاک: کول
شمال‌شرقی دیگر گویش‌ها
مه پرېکوه
má pre kawa
پرې مه کوه
pre má kawa
نَبُر. نَبُر.

فعل‌های عبارتی

فعل‌های عبارتی با افزودن اسم به فعل ساخته می‌شوند و ترکیب حاصل معنایی مستقل و عبارت‌گونه پیدا می‌کند.

نمونه اسم فعل پایه معنای فعل نهایی
توره کول
túra kawə́l
شمشیر انجام‌دادن انجام‌دادن کاری دلیرانه
تڼۍ شلول
taṇә́i šlawə́l
دکمه پاره‌کردن سخت‌کوشی‌کردن
ټېل وهل
ṭel wahə́l
هُل زدن هُل‌دادن
سا اخستل
sā axәstә́l
نَفَس گرفتن نفس‌کشیدن
ګټه کول
gaṭa kawəl
سود، منفعت انجام‌دادن کسب‌کردن یا پس‌اندازکردن پول یا چیزی برای هدفی مشخص

فعل‌سازهای کول و کېدل

دو فعل کول و کېدل برای ساختن فعل‌های مرکب، از جمله فعل‌های برگرفته از اسم، به کار می‌روند. این فعل‌ها در نمود کامل از صورت بی‌قاعده و بدون پیشوند و /wə́/ استفاده می‌کنند.

کول

صورت‌های کول در مقام فعل‌ساز ــ و نه فعل اصلی ــ در جدول زیر آمده است:[۱۸]

حال گذشته
ناکامل کامل ناکامل کامل
مفرد جمع مفرد جمع مفرد جمع مفرد جمع
اول‌شخص کوم
kawə́m
کوو
kawú
کړم
kəm

kṛəm
کړو
ku

kṛu
اول‌شخص کولم
kawə́ləm
کولو
kawə́lu
کړم
kṛəm

کړلم
kṛə́ləm
کړو
kṛu

کړلو
kṛə́lu
دوم‌شخص کوې
kawé
کوئ
kawə́y
کړې
ke

kṛe
کړئ
kəy

kṛəy
دوم‌شخص کولې
kawə́le
کولئ
kawə́ləy
کړې
kṛe

کړلې
kṛə́le
کړئ
kṛəy

کړلئ
kṛə́ləy
سوم‌شخص کوي
kawí
کړي
ki

kṛi
سوم‌شخص مذکر کوه
kawə́

کاوه
kāwə́
(کول(ه
kawə́l(ə)
کړ
kəṛ

که
kə
کړل
kṛəl

کړله
kṛə́lə
مؤنث کوله
kawə́la

کوه
kawá
کولې
kawə́le

کوې
kawé
کړه
kṛa

که
ka

کړله
kṛə́la
کړلې
kṛə́le

کړې
kṛe

آن بویل می‌گوید ړ /ṛ/ در صورت‌های حال کامل نوشته می‌شود و در گفتار شمرده تلفظ می‌شود، اما در بسیاری از گویش‌ها تلفظ نمی‌شود.[۱۹] به گفتهٔ او، در صورت‌های سوم‌شخص گذشته حتی /ṛ/ نیز ممکن است حذف شود، زیرا پسوندهای شخصیِ گذشته با پسوندهای حال تفاوت دارند: گذشته دارای ه /ə, a/ و حال دارای ي /i/ است؛ بنابراین بدون نیاز به ړ /ṛ/ نیز می‌توان زمان فعل را تشخیص داد.[۲۰]

کېدل

صورت‌های کېدل در مقام فعل‌ساز ــ و نه فعل اصلی ــ در جدول زیر آمده است:[۲۱]

حال گذشته
ناکامل کامل ناکامل کامل
مفرد جمع مفرد جمع مفرد جمع مفرد جمع
اول‌شخص کېږم
kéẓ̌əm
کېږو
kéẓ̌u
شم
šəm
شو
šu
اول‌شخص کېد(ل)م
ked(ə́l)ə́m
کېد(ل)و
ked(ə́l)ú
شو(ل)م
šw(ə́l)əm
شو(ل)و
šw(ə́l)u
دوم‌شخص کېږې
kéẓ̌e
کېږئ
kéẓ̌əy
شې
še
شئ
šəy
دوم‌شخص کېد(ل)ې
ked(ə́l)é
کېد(ل)ئ
ked(ə́l)ə́y
شو(ل)ې
šw(ə́l)e
شو(ل)ئ
šw(ə́l)əy
سوم‌شخص کېږی
kéẓ̌i
شي
ši
سوم‌شخص مذکر کېده
kedə́
کېدل(ه)
kedə́l(ə́)
شه
šə
شول(ه)
šwə́l(ə́)
مؤنث کېد(ل)ه
ked(ə́l)á
کېد(ل)ې
ked(ə́l)é
شو(ل)ه
šw(ə́l)á
شو(ل)ې
šw(ə́l)é

به گفتهٔ آن بویل، صورت‌های اول‌شخص و دوم‌شخص کېدل با صورت‌های حال کاملِ فعل «بودن» یکسان‌اند.[۲۲]

زمان آینده

زمان آینده با افزودن به /bә/ ساخته می‌شود. حبیب‌الله تَیگی این واژه را «نشانگر آینده»[۲۳] و بویل آن را «واژه‌بست وجهی» نامیده است.[۵]

بیان آینده

واژه‌بست به /bә/ به فعل حال کامل افزوده می‌شود تا بر رویدادی در آینده، گمان یا تردید دلالت کند.[۵]

فعل حال کامل آینده
وهل
wahә́l

زدن
-ووه
wә́ wah-
-به ووه
bə wә́wah-
نمونه:
اول‌شخص مفرد
زه ووهم
(zə) wә́ wahәm
زه به ووهم
(zə) bə wә́wahəm
می‌زنم [کنش در زمان حال کامل می‌شود]. خواهم زد.
نمونه:
پلار به مې ګانده پيسې ولېږي

plār

father:M:DIR

bә

will:FUT

me

I:1:SG:WK

paisé

money:F:DIR:PL

wә́leẓ̌i

send:AOR:PRS:3:SG:M

plār bә me paisé wә́leẓ̌i

father:M:DIR will:FUT I:1:SG:WK money:F:DIR:PL send:AOR:PRS:3:SG:M

«پدرم پول خواهد فرستاد.»

همراه با زمان حال ناکامل

واژه‌بست به /bә/ به فعل حال ناکامل نیز افزوده می‌شود و با تفاوت‌های معنایی‌ای که در ادامه توضیح داده شده‌اند، بر رویدادی در آینده دلالت می‌کند.

فعل حال ناکامل آینده
وهل
wahә́l

زدن
-وه
wah-
-به وه
bə wah-
نمونه:
اول‌شخص مفرد
زه وهم
(zə) wahә́m
زه به وهم
(zə) bə wahә́m
در حال زدن هستم. همچنان خواهم زد.
  • برای بیان کنش آینده‌ای که تکرار می‌شود یا ادامه دارد:[۵]
نمونه:
پلار به مې پيسې لېږي او زه به خورمه

plār

father:M:DIR

bә

will:FUT

me

I:1:SG:WK

paisé

money:F:DIR:PL

léẓ̌i

send:AOR:PRS:3:SG:M

aw

and

zә

I:1:SG:STR:DIR

bә

will:FUT

xwrә́ma

eat:CONT:PRS:3:SG:F

plār bә me paisé léẓ̌i aw zә bә xwrә́ma

father:M:DIR will:FUT I:1:SG:WK money:F:DIR:PL send:AOR:PRS:3:SG:M and I:1:SG:STR:DIR will:FUT eat:CONT:PRS:3:SG:F

«پدرم پول خواهد فرستاد و من همچنان به خوردن ادامه خواهم داد.»

  • بن حال ناکامل هنگامی نیز به کار می‌رود که عبارتی با ارجاع به آینده، مانند «فردا» یا «هفتهٔ آینده»، در جمله وجود داشته باشد:[۲۴]
نمونه:
پلار به مې پيسې ګانده لېږي

plār

father:M:DIR

bә

will:FUT

me

I:1:SG:WK

paisé

money:F:DIR:PL

gā́nda

tomorrow:F:DIR

léẓ̌i

send:AOR:PRS:3:SG:M

plār bә me paisé gā́nda léẓ̌i

father:M:DIR will:FUT I:1:SG:WK money:F:DIR:PL tomorrow:F:DIR send:AOR:PRS:3:SG:M

«پدرم فردا پول خواهد فرستاد.»

  • برای تقابل میان دو کنش آینده:[۲۵]
نمونه:
ته به ځې زه به پاتې کېږم

tә

you:2:SG:STR:DIR

bә

will:FUT

dzé

go:CONT:PRS:2:SG

zә

I:1:SG:STR:DIR

bә

will:FUT

pāte

behind:F

kéẓ̌әm

become:CONT:PRS:1:SG

tә bә dzé zә bә pāte kéẓ̌әm

you:2:SG:STR:DIR will:FUT go:CONT:PRS:2:SG I:1:SG:STR:DIR will:FUT behind:F become:CONT:PRS:1:SG

«تو خواهی رفت و من خواهم ماند.»

بیان منفی آینده

با بن حال کامل می‌توان به کمک نشانگر منفی نه /nә/ و نشانگر آیندهٔ به /bә/، صورت‌های منفی آینده را ساخت.[۲۶]

ردهٔ صرفی نخست

فعل‌های ساده

اگر جمله دارای نهاد یا مفعول دستوری باشد، ساخت زیر به کار می‌رود:[۲۷]

نهاد/مفعول + به /bә/ + و /wә́/ + نه /nә/ + ستاک حال فعل + پسوند فعلی

نمونه:
مېوه به و نه خوري

mewá

fruit:F:SG:DIR

bә

will:FUT

wә́

eat...:AOR:PRS:3

nə

not:NEG

xwri

...eat:AOR:PRS:3

mewá bә wә́ nə xwri

fruit:F:SG:DIR will:FUT eat...:AOR:PRS:3 not:NEG ...eat:AOR:PRS:3

«او/آنان میوه را نخواهد/نخواهند خورد.»

اگر جمله هم نهاد و هم مفعول دستوری داشته باشد:[۲۷]

نهاد + به /bә/ + مفعول + و /wә́/ + نه /nә/ + ستاک حال فعل + پسوند فعلی

نمونه:
زه به ليک و نه لېږم

zә

I:1:SG:STR:DIR

bә

will:FUT

lik

letter:SG:M:DIR

wә́

send...:AOR:PRS:1:SG

nə

not:NEG

léẓ̌әm

...send:AOR:PRS:1:SG

zә bә lik wә́ nə léẓ̌әm

I:1:SG:STR:DIR will:FUT letter:SG:M:DIR send...:AOR:PRS:1:SG not:NEG ...send:AOR:PRS:1:SG

«من نامه را نخواهم فرستاد.»

اگر جمله نه نهاد دستوری و نه مفعول دستوری داشته باشد:[۲۷]

و /wә́/ + به /bә/ + نه /nә/ + ستاک حال فعل + پسوند فعلی

نمونه:
و به نه ګرځي

wә́

walk...:AOR:PRS:3

bә

will:FUT

nə

not:NEG

gardzi

...walk:AOR:PRS:3

wә́ bә nə gardzi

walk...:AOR:PRS:3 will:FUT not:NEG ...walk:AOR:PRS:3

«او/آنان راه نخواهد/نخواهند رفت.»

فعل‌های آغازشونده به ا

و /wә́/ در این فعل‌ها به وا /wā́/ تبدیل می‌شود.[۲۷] بنابراین، اگر جمله دارای نهاد یا مفعول دستوری باشد، ساخت زیر به کار می‌رود:

نهاد/مفعول + به /bә/ + وا /wā́/ + نه /nә/ + ستاک حال فعل + پسوند فعلی

فعل: اخستل [axstә́l]، «خریدن»

نمونه:
مېوه به وا نه خلي

mewá

fruit:F:SG:DIR

bә

will:FUT

wā́

buy...:AOR:PRS:3

nə

not:NEG

xli

...buy:AOR:PRS:3

mewá bә wā́ nə xli

fruit:F:SG:DIR will:FUT buy...:AOR:PRS:3 not:NEG ...buy:AOR:PRS:3

«او/آنان میوه را نخواهد/نخواهند خرید.»

اگر جمله هم نهاد و هم مفعول دستوری داشته باشد:

نهاد + به /bә/ + مفعول + وا /wā́/ + نه /nә/ + ستاک حال فعل + پسوند فعلی

فعل: استول [astawә́l]، «فرستادن»

نمونه:
موږ به ليک وا نه ستوو

munẓ̌

we:1:PL:STR:DIR

bә

will:FUT

lik

letter:SG:M:DIR

wā́

send...:AOR:PRS:1:SG

nə

not:NEG

stawu

...send:AOR:PRS:1:SG

munẓ̌ bә lik wā́ nə stawu

we:1:PL:STR:DIR will:FUT letter:SG:M:DIR send...:AOR:PRS:1:SG not:NEG ...send:AOR:PRS:1:SG

«ما نامه را نخواهیم فرستاد.»

اگر جمله نه نهاد دستوری و نه مفعول دستوری داشته باشد:

وا /wā́/ + به /bә/ + نه /nә/ + ستاک حال فعل + پسوند فعلی

فعل: اچول [ačawә́l]، «گذاشتن»

نمونه:
وا به نه چوې

wā́

put...:AOR:PRS:2:SG

bә

will:FUT

nə

not:NEG

čawe

...put:AOR:PRS:2:SG

wā́ bә nə čawe

put...:AOR:PRS:2:SG will:FUT not:NEG ...put:AOR:PRS:2:SG

«آن را نخواهی گذاشت.»

ردهٔ صرفی دوم

نخست، نه /nә́/ میان پیشوند و بن فعل قرار می‌گیرد:[۲۸]

فعل نمونه صورت منفی
بوول

bowә́l

بردن

bowә́l

بردن

بوزو

bózu

می‌بریم

bózu

می‌بریم

بو نه زو

bo

نمی‌بریم

nә́

 

zu

 

bo nә́ zu

نمی‌بریم

Mismatch in the number of words between lines: 3 word(s) in line 1, 1 word(s) in line 2 (help);

سپس به /bә/ را می‌توان در یکی از دو جایگاه زیر قرار داد:

پیش از فعل:

نمونه:
کور ته به لاړ نه شو

kor

house:M:SG:DIR

ta

to:POST

bә

will:FUT

lāṛ

go...:AOR:PRS:1:PL

nә́

not:NEG

šu

go...:AOR:PRS:1:PL

kor ta bә lāṛ nә́ šu

house:M:SG:DIR to:POST will:FUT go...:AOR:PRS:1:PL not:NEG go...:AOR:PRS:1:PL

«ما به خانه نخواهیم رفت.»

یا، احتمالاً در صورت وجود نهاد، پیش از مفعول:

نمونه:
موږ به کور ته لاړ نه شو

muẓ̌

we:1:PL:STR:DIR

bə

will:FUT

kor

house:M:SG:DIR

ta

to:POST

lāṛ

go...:AOR:PRS:1:PL

nә́

not:NEG

šu

go...:AOR:PRS:1:PL

muẓ̌ bə kor ta lāṛ nә́ šu

we:1:PL:STR:DIR will:FUT house:M:SG:DIR to:POST go...:AOR:PRS:1:PL not:NEG go...:AOR:PRS:1:PL

«ما به خانه نخواهیم رفت.»

ردهٔ صرفی سوم

در فعل‌های مرکب، نه /nә/ میان جزء فعلی و جزء اسمی یا صفتی قرار می‌گیرد.[۲۷]

نمونه: روغېدل [roğedә́l]، «بهبود‌یافتن»

نمونه:
ته به روغه نه شې

tə

you:2:SG:STR:DIR

bә

will:FUT

róğa

recover...:F:ADJ:SG

nə

not:NEG

še

...become:AOR:PRS:2:SG

tə bә róğa nə še

you:2:SG:STR:DIR will:FUT recover...:F:ADJ:SG not:NEG ...become:AOR:PRS:2:SG

«تو بهبود نخواهی یافت.»

کاربرد به با زمان گذشتهٔ ناکامل

نشانگر به /bә/ برای بیان کنش‌های عادتی در گذشته نیز به کار می‌رود.[۲۹]

فعل گذشتهٔ ناکامل همراه با به
وهل
wahә́l

زدن
-وهل
wahә́l-
-به وهل
bə wahәl-
نمونه:
اول‌شخص مفرد
وهلم
wahә́lәm
به وهلم
bə wahә́lәm
من زده می‌شدم. من معمولاً زده می‌شدم.
نمونه:
کله چې هغۀ به ډول غږوۀ زه به ګډېدم

kála

when

če

that:COMP

bә

would

hağә́

he:3:SG:M:STR:OBL

ḍol

drum:SG:M:DIR

ğaẓ̌awә́

sound:PST:3:SG:M

zә

I:1:SG:STR:DIR

bә

would

gaḍedә́m

dance:PST:1:SG

kála če bә hağә́ ḍol ğaẓ̌awә́ zә bә gaḍedә́m

when that:COMP would he:3:SG:M:STR:OBL drum:SG:M:DIR sound:PST:3:SG:M I:1:SG:STR:DIR would dance:PST:1:SG

«هرگاه او طبل می‌نواخت، من می‌رقصیدم.»

قیدها

قیدهایی که صفت‌ها، فعل‌ها، گروه‌های فعلی یا جمله‌ها را توصیف می‌کنند، به چهار گروه زمان، مکان، چگونگی و مقدار تقسیم می‌شوند.[۳۰]

این قیدها ممکن است به‌تنهایی یا در قالب بخشی از یک گروه حرف اضافه‌ای به کار روند.

کاربرد مستقل:

نمونه:
مخکښې راغله

mə́xkx̌e

before:ADV

rā́ğla

come:AOR:PST:3:SG:F

mə́xkx̌e rā́ğla

before:ADV come:AOR:PST:3:SG:F

«او زودتر آمد.»

کاربرد در گروه حرف اضافه‌ای:

نمونه:
د ماما نه مخکښې راغله

də

of

māmā́

maternal-uncle:DIR:M:SG

na

from

mə́xkx̌e

before:ADV

rā́ğla

come:AOR:PST:3:SG:F

də māmā́ na mə́xkx̌e rā́ğla

of maternal-uncle:DIR:M:SG from before:ADV come:AOR:PST:3:SG:F

«او پیش از دایی‌ام آمد.»

قیدهای زمان

این گروه قیدهایی با ارجاع زمانی و نیز برخی واژه‌های کمیت‌نما را دربر می‌گیرد.[۳۰]

قیدهای رایج زمان:

قید نویسه‌گردانی معنا
تل təl همیشه
هر کله har kә́la هرگاه
هیڅ کله (نه) hits kә́la (na) هرگز
اوس os
[در برخی گویش‌ها: وس، was]
اکنون
نن nən امروز
پرون parún دیروز
ګانده gā́nda فردا
سبا sabā́
وختي waxtí زود
وروسته wrústa بعداً
پس pas
مخکښې mə́xkx̌e پیش‌تر
لا lā هنوز
نمونه:
تل دې خدای لره

təl

always:ADV

de

NEC

xwdā́y

god:DIR

lará

have:CONT:PRS:IMP:SG

təl de xwdā́y lará

always:ADV NEC god:DIR have:CONT:PRS:IMP:SG

«خداوند تو را همیشه تندرست و زنده نگه دارد!»

قیدهای مکان

قید مکان محل وقوع یک رویداد یا قرارداشتن چیزی را نشان می‌دهد.

قیدهای رایج مکان:[۳۱]

قید نویسه‌گردانی معنا
پورته pórta بالا
پاسه рā́sa
دننه danə́na داخل
ننه nə́na
دباندي dəbā́ndi بیرون
بهر bahár
باندې bā́nde روی
لاندې lā́nde پایین
نژدې nəždé نزدیک
پوري póre پیرامون
لرې lә́re دور
کښته kx̌ə́ta زیر
هيچرې hičárta هیچ‌جا
هيچرته hičáre
نمونه:
کښته کښېنه

kx̌ə́ta

underneath:ADV

kx̌éna

sit:AOR:PRS:IMP:SG

kx̌ə́ta kx̌éna

underneath:ADV sit:AOR:PRS:IMP:SG

«بنشین.»

ضمیرهای اشاره

واژه‌های زیر هم در مقام قید و هم در مقام ضمیر اشاره به کار می‌روند:

قید نویسه‌گردانی معنا
دلته də́lta اینجا
وزیری دېلې
déle
دولته
dɔláta
دیگر گویش‌ها دلې
dále
هلته hálta آنجا
دیگر گویش‌ها هلې
hále

نمونه‌ای از گویش وزیری:

نمونه:
دېلې ځں

déle

here:ADV

dzə̃

go:CONT:PRS:1:SG

déle dzə̃

here:ADV go:CONT:PRS:1:SG

«من به اینجا می‌روم.»

حروف اضافه

پشتو دارای پیش‌اضافه، پس‌اضافه و حروف اضافهٔ دوپاره است. حروف اضافه عموماً اسم یا ضمیر وابسته به خود را در حالت غیرمستقیم یا ازی قرار می‌دهند.[۳۲]

پیش‌اضافه‌ها

فهرست پیش‌اضافه‌ها:

پیش‌اضافه تفاوت گویشی معنا کاربرد
د
də
/de/، /ye/، /e/
[گویش‌های میانی]
از، ـِ
  1. نشان‌دادن مالکیت؛ مانند د سړي لاس، «دست مرد»
  2. نشانه‌گذاری مفعولِ اسم‌سازی‌های گذرا یا اسم‌مصدرها
  3. نشانه‌گذاری نهادِ اسم‌سازی‌های ناگذر یا اسم‌مصدرها
  4. نشانه‌گذاری واژه‌ای که بر مالک یا کل‌واژه دلالت دارد؛ درحالی‌که گروه حرف اضافه‌ای دیگری می‌تواند بر شیء مملوک یا جزءواژه آن دلالت کند.
له
lə
د
də

[شمال‌شرقی]
از
  1. تنها در مقام جزئی از یک حرف اضافهٔ دوپاره به کار می‌رود.
  2. بااین‌حال، له /lə/ هنگامی که وابستهٔ آن در حالت ازی قرار گیرد، می‌تواند در مقام پیش‌اضافه‌ای با معنای مبدأ یا منشأ عمل کند؛ مانند له پلاره راغلئ یم، «از نزد پدر آمده‌ام» در گویش‌های شمال‌غربی و جنوب‌غربی.
بې
be
بدون
  1. معمولاً پیشوند شمرده می‌شود؛ اما می‌توان آن را پیش‌اضافه نیز دانست، زیرا اسم همراه آن نشان حالت ازی می‌گیرد؛ مانند بې پلاره، که پلار در آن در حالت ازی است.
په
pə
پر
/pər/
بر، در
  1. در مقام پیش‌اضافه برای بیان مکان به کار می‌رود؛ مانند په مېز مې کېښود، «آن را روی میز گذاشتم».
  2. در ترکیب با جزء دومِ یک حرف اضافهٔ دوپاره برای بیان مکان به کار می‌رود؛ مانند په ... باندې.
  3. می‌تواند اسمی را وابستهٔ خود کند که بر زمانی از روز دلالت دارد؛ مانند په يوې بجې راشه، «ساعت یک بیا».
تر
tər
تا؛ از
  1. معمولاً به‌صورت حرف اضافهٔ دوپاره برای بیان «تا» و «تا هنگام» به کار می‌رود؛ مانند تر پېښور پورې لاړم، «تا پیشاور رفتم».
  2. در مقام پیش‌اضافه در ساخت‌های تفضیلی و عالی به کار می‌رود؛ مانند زه تر ماما دنګ يم، «من از دایی‌ام بلندترم».
لکه
laká
مانند
  1. در مقام پیش‌اضافه به معنای «مانند» به کار می‌رود؛ مانند لکه د زمري زورور يم، «مانند شیر نیرومندم».

پس‌اضافه‌ها

پس‌اضافه تفاوت گویشی معنا کاربرد
ته
tə
به
  1. مقصد را نشان می‌دهد و وابستهٔ آن در حالت غیرمستقیم قرار می‌گیرد؛ مانند کور ته ځم، «به خانه می‌روم».
ته
tə
له
lə

[شمال‌شرقی]
برای
  1. دریافت‌کننده را نشان می‌دهد؛ مانند ځان ته څپلۍ هم اخلم، «برای خودم کفش هم می‌خرم».

حروف اضافهٔ دوپاره

در پشتو شمار زیادی حرف اضافهٔ دوپاره به کار می‌رود. این حروف اضافه معمولاً از دو جزء تشکیل می‌شوند و اسم وابسته میان این دو جزء قرار می‌گیرد.

جزء نخست معمولاً یکی از چهار واژهٔ زیر است:

نویسه‌گردانی
په pə
له lə
د də
تر tər

جزء پایانی معمولاً یکی از واژه‌های زیر است:

نویسه‌گردانی معنا
لاندې lā́nde زیر
پسې pəsé پسِ، دنبال
نه na از
پورې póre تا
سره sará با
کې/کښې ke/kx̌e در
باندې bā́nde بر، روی
څخه tsә́xa از
غوندې ğwә́nde مانند

ترکیب‌های سادهٔ این اجزا در جدول زیر آمده‌اند:

جزء دوم ← کښې...
... ke
نه...
... na
لاندې...
... lā́nde
باندې...
... bā́nde
پسې...
... pəsé
پورې...
... póre
سره...
... sará
څخه...
... tsә́xa
وروستو...
... wrústo
جزء نخست
↓
...د
də ...
د...نه
də...na

«از»
د ...لاندې
də...lā́nde

«زیر»
د ... پسې
də...pəsé

«پس از»
د ... پورې
də...póre

«تا، آن‌سوی»
د...سره
də...sará

«با»
د...څخه
də...tsә́xa

«از»
...له
lə ...
له...نه
lə...na

«از»
له...لاندې
lə...lā́nde

«زیر»
له...سره
lə...sará

«با»
له...څخه
lə...tsә́xa

«از»
...پر
pər ...
په... کښې
pə...ke

«در، بر»
په...باندې
pə...bā́nde

«روی، به‌وسیلهٔ»
په...پسې
pə...pəsé

«پس از، پشتِ»
پر ... پورې
pər...póre

«با»
په...سره
pə...sará

«با»
...په
pə ...
...تر
tər ...
تر...لاندې
tər...lā́nde

«زیر»
تر...پورې
tər...póre

«تا»
تر ... وروستو
tər...wrústo

«پس از»

نمونه‌ها:

نمونه معنای نمونه
په ... کښې په سيند کښې در رود
په ... پسې په ما پسې دنبال من
پر ... باندې په مېز باندې روی میز
له ... سره له سړي سره با مردی
تر ... لاندې تر مېز لاندې زیر میز
له ... څخه له سړي څخه از مردی
له ... نه له سړي نه از مردی
د ... نه د سړي نه از مردی
تر ... پورې تر پېښور پورې تا پیشاور
تر ... وروستو تر خوراک وروستو پس از غذا

اگر وابستهٔ حرف اضافه ضمیر ضعیف باشد، جزء نخست باید حذف شود.

نمونه‌ها:

جملهٔ نمونه معنا
سړی ور سره ځي مردی همراه او می‌رود.
سړي ور سره ځي مردان همراه او می‌روند.
چاړه مې در نه واخس چاقو را از تو گرفتم.
ليک ور باندې ايښی دی نامه روی آن قرار دارد.

در گفتار محاوره‌ای پشتو، گاهی له از ترکیب‌های دارای نه و سره حذف می‌شود.

پشتوی محاوره‌ای
له سړي نه سړي نه
له سړي سره سړي سره

عبارت‌ها

در پشتو، برخی عبارت‌ها از ترکیب گروه‌های دارای حرف اضافهٔ دوپاره با واژه‌های افزوده ساخته می‌شوند.

همراه با له ... نه

این عبارت‌ها از حرف اضافهٔ دوپارهٔ له ... نه و یک واژهٔ افزوده ساخته می‌شوند.

در برخی گویش‌ها د جایگزین له می‌شود.

اجزا معنا
له ... نه پخوا
له ... نه مخکې
از + پیش پیش از
له ... نه پس
له ... نه پسته
له ... نه ورستو
له ... نه وروستۀ
از + پس پس از
له ... نه + بهر از + بیرون بیرون از

نمونه‌ها:

عبارت جمله معنا
له ... نه پخوا له تا نه پخوا راغله او پیش از تو آمد.
د ... نه مخکې ستا نه مخکې راغله
[د + تا = ستا]
او پیش از تو آمد.
له ... نه وروستو له تا نه وروستو راغله او پس از تو آمد.
د ... نه بهر د ور نه بهر ولاړ و او بیرونِ در ایستاده بود.

همراه با د ... په

نمونه‌ها:

معنا
د ... په اړه
də ... pə aṛá
دربارهٔ
د ... په شان
də ... pə šān
مانند
د ... په وړاندې
də ... pə wṛā́nde
علیه، مقابل
د ... په پرتله
də ... pə partalá
در مقایسه با
د ... له مخې
də ... lə mә́xe
بر پایهٔ، به نظرِ
د ... په ځای
də ... pə dzāy
به‌جای

نمونه‌ها:

نکته: گروه ملکیِ دارای د را می‌توان با ضمیر ملکی ضعیف جایگزین کرد.

جمله بدون حذف د معنا جمله با ضمیر ملکی معنا
د ... په اړه د سړي په اړه يې څه ووې
də saṛí pə aṛá ye tsə wә́ we
او دربارهٔ آن مرد چه گفت؟ زما په اړه يې څه ووې
zmā pə aṛá ye tsə wә́ we
او دربارهٔ من چه گفت؟
د ... په شان د سپوږمۍ په شان ښځه غواړم
də spoẓ̌mә́i pa šān x̌ә́dza ğwāṛә́m
همسری مانند ماه می‌خواهم. ستا په شان ښځه غواړم
stā pa šān x̌ә́dza ğwāṛә́m
همسری مانند تو می‌خواهم.
د ... په وړاندې د بلې ډلې په وړاندې يې وينه وکړه
də bә́le ḍále pə wṛā́nde ye wә́ina wә́ kṛa
او/آنان علیه گروه دیگر سخن گفت/گفتند. ستا په وړاندې يې وينه وکړه
stā pə wṛā́nde ye wә́ina wә́ kṛa
او/آنان علیه تو سخن گفت/گفتند.
د ... په پرتله د پيشوګانو په پرتله سپي زيات مينه ناک وي
də pišogā́no pə partalá spí zyāt minanā́k wi
سگ‌ها در مقایسه با گربه‌ها مهربان‌ترند. زموږ په پرتله هغوی لټ دي
zmuẓ̌ pə partalá hağúi laṭ di
آنان در مقایسه با ما تنبل‌اند.
د ... له مخې د دې څېړنې له مخې دا ډېر ګټور دی
də de tseṛә́ne lə mә́xe dā ḍer gaṭawár day
بر پایهٔ این پژوهش، این بسیار سودمند است. ستا له مخې څنګه شانتې سړی دی
stā lə mә́xe tsə́nga šā́nte saṛáy day
به نظر تو، او چه‌جور مردی است؟
د ... په ځای د کابل په ځای کندهار ته لاړ شه
də kābə́l pə dzāy kandahā́r tə lā́ṛ sha
به‌جای کابل به قندهار برو. زما په ځای بل کس ټاکل شوی دی
zmā pə dzāy bəl kas ṭākə́l šə́way day
فرد دیگری به‌جای من انتخاب شده است.

حروف اضافه و حالت‌های اسم

حالت غیرمستقیم

حالت غیرمستقیم رایج‌ترین حالت دستوری در پشتو است. اسم یا ضمیری که وابستهٔ یک حرف اضافه باشد، غالباً در حالت غیرمستقیم قرار می‌گیرد.

این حالت همراه با موارد زیر به کار می‌رود:

  • ته /tə/ به معنای «به»؛
  • سره /səra/ به معنای همراهیِ «با»؛
  • پیش‌اضافه‌های د /də/ به معنای «از، ـِ» و په /pə/ به معنای «در» و نیز هر حرف اضافهٔ دوپاره‌ای که از یک پس‌اضافه و یکی از این دو پیش‌اضافه تشکیل شده باشد؛
  • حرف اضافهٔ دوپارهٔ له ... نه /lə ... na/ به معنای «از».

در نمونهٔ زیر، سړی به‌سبب همراهی با پیش‌اضافهٔ د و ښځه به‌سبب همراهی با پیش‌اضافهٔ په در حالت غیرمستقیم قرار دارند؛ درحالی‌که ملګری در حالت مستقیم است.

نمونه:
د سړي ملګری په ښځې اوسېږي

də

of:PREP

saṛí

man:M:OBL

malgə́ray

friend:M:DIR

pə

on:PREP

x̌ə́dze

woman:F:OBL

oséẓ̌i

live:CONT:PRS:3:SG:M

də saṛí malgə́ray pə x̌ə́dze oséẓ̌i

of:PREP man:M:OBL friend:M:DIR on:PREP woman:F:OBL live:CONT:PRS:3:SG:M

«دوستِ آن مرد با همسرش زندگی می‌کند.»

در نمونهٔ زیر، ضمیر ما در حالت غیرمستقیم همراه با حرف اضافهٔ دوپارهٔ په ... کښې به کار رفته است.

نمونه:
په ما کښې ده

pə

on:PREP

mā

me:1:SG:STR:OBL

ke

in:POST

da

be:CONT:PRS:3:SG:F

pə mā ke da

on:PREP me:1:SG:STR:OBL in:POST be:CONT:PRS:3:SG:F

«او/آن درون من است.»

حالت ازی

حالت ازی همراه با موارد زیر به کار می‌رود:

  • له /lə/ به معنای «از» و نیز د /də/ هنگامی که همین معنا را داشته باشد؛
  • تر /tər/ به معنای «از» یا «از مبدأ»؛
  • حروف اضافهٔ دوپارهٔ دارای تر /tər/ یا له /lə/، به‌استثنای له ... نه /lə ... na/ به معنای «از»؛
  • په /pə/ در کاربرد ابزاری، تنها در ساختی که وابستهٔ آن صفت باشد، نه اسم.

نمونه‌ای با حرف اضافهٔ دوپارهٔ تر ... پورې:

نمونه:
تر کوره پورې تلم

tər

till:PREP

kóra

house:M:ABL

póre

till:POST

tlә́m

go:CONT:PST:1:SG

tər kóra póre tlә́m

till:PREP house:M:ABL till:POST go:CONT:PST:1:SG

«داشتم تا خانه می‌رفتم.»

هنگامی که وابستهٔ د /də/ در حالت ازی قرار گیرد، این پیش‌اضافه بر حرکت از یک مبدأ دلالت می‌کند:

نمونه:
د کوره راغلم

də

from:COMIT

kóra

house:M:ABL

rā́ğləm

come:AOR:PST:1:SG

də kóra rā́ğləm

from:COMIT house:M:ABL come:AOR:PST:1:SG

«از خانه آمدم.»

کاربرد ابزاریِ په /pə/ همراه با صفت:

نمونه:
کور مې په ګرانه جوړ کړی دی

kor

house:M:DIR

me

I:1:SG:WK

pә

with:INSTR

grā́na

difficult:ADJ:M:DIR

joṛ

make:M:DIR

kә́ṛay

do:AOR:PTCP:M:DIR

day

be:CONT:PRS:3:SG:M

kor me pә grā́na joṛ kә́ṛay day

house:M:DIR I:1:SG:WK with:INSTR difficult:ADJ:M:DIR make:M:DIR do:AOR:PTCP:M:DIR be:CONT:PRS:3:SG:M

«خانه را به‌سختی ساخته‌ام.»

کاربرد آمیختهٔ حالت ازی و غیرمستقیم

برخی حروف اضافه می‌توانند بدون ایجاد تفاوت معنایی، وابستهٔ خود را در حالت غیرمستقیم یا ازی قرار دهند.

نمونه با سړی در حالت غیرمستقیم:

نمونه:
بې سړي کور تش وي

be

without:PREP

saṛí

man:M:OBL

kor

house:M:DIR

tә́š

empty:ADJ:M

wi

be:AOR:PRS:3:SG:M

be saṛí kor tә́š wi

without:PREP man:M:OBL house:M:DIR empty:ADJ:M be:AOR:PRS:3:SG:M

«خانه بدون مرد خالی است.»

نمونه با سړی در حالت ازی:

نمونه:
بې سړیه کور تش وي

be

without:PREP

saṛiya

man:M:ABL

kor

house:M:DIR

tә́š

empty:ADJ:M

wi

be:AOR:PRS:3:SG:M

be saṛiya kor tә́š wi

without:PREP man:M:ABL house:M:DIR empty:ADJ:M be:AOR:PRS:3:SG:M

«خانه بدون مرد خالی است.»

وجه مجهول

پشتو ساخت مجهول صرفیِ متمایزی ندارد. ساختی که برخی دستورشناسان آن را مجهول دانسته‌اند، در واقع موردی ویژه از فعل‌های برگرفته از اسم است.[۳۳] جزء فعلی این ساخت از صورتی از فعل‌ساز کېدل /kedә́l/ به معنای «شدن» و یک متمم فعلی در صورت مصدری تشکیل می‌شود. عنصر کنش‌پذیر در مقام نهاد جمله می‌آید، در حالت مستقیم قرار می‌گیرد و فعل در گذشته و حال با آن مطابقت می‌کند.

نمونه:
په ښار کښې ددوو ودانیو بنسټ کېښودل شو

pә

in:PREP

x̌ār

city:M

ke

in:POST

dә

of:PREP

dwo

two:F:PL:OBL

wədānə́yo

building:F:PL:OBL

bənsáṭ

foundation:M:DIR

kex̌awdə́l

place:INF

šo

become:AOR:PST:3:SG:M

pә x̌ār ke dә dwo wədānə́yo bənsáṭ kex̌awdə́l šo

in:PREP city:M in:POST of:PREP two:F:PL:OBL building:F:PL:OBL foundation:M:DIR place:INF become:AOR:PST:3:SG:M

«پایهٔ دو ساختمان در شهر گذاشته شد.»

ترکیب فعل کمکی کېدل با مصدر وهل:

معلوم «مجهول» نمونه حال گذشته
ناکامل کامل ناکامل کامل
وهل
wahә́l
وهل کېدل
wahә́l kedә́l
زه وهل کېږم که زه ووهل شم زه وهل کېدلم زه ووهل شوم
zә wahә́l kéẓ̌әm kә zә wә́ wahәl šәm zә wahә́l kedә́lәm zә wә́ wahәl šwәm
زدن زده‌شدن من در حال کتک‌خوردن هستم. اگر من کتک بخورم. من در حال کتک‌خوردن بودم. من کتک خوردم.

اگر کنشگر در جمله ذکر شود، معمولاً در گروه حرف اضافه‌ای دارای د ... له خوا /də ... lə xwā/ یا د ... له لورې /də ... lə lure/ قرار می‌گیرد.

حال گذشته
ناکامل کامل ناکامل کامل
وهل زه د ښځې له خوا وهل کېږم که زه د ښځې له خوا ووهل شم زه د ښځې له خوا وهل کېدلم زه د ښځې له خوا ووهل شوم
zә dә x̌ә́źe lә xwā wahә́l kéẓ̌әm kә zә dә x̌ә́źe lә xwā wә́ wahәl šәm zә dә x̌ә́źe lә xwā wahә́l kedә́lәm zә dә x̌ә́źe lә xwā wә́ wahәl šwәm
معنا من در حال کتک‌خوردن از آن زن هستم. اگر من از آن زن کتک بخورم. من در حال کتک‌خوردن از آن زن بودم. من از آن زن کتک خوردم.

همانند جمله‌های معلوم، نهاد ممکن است تنها با پسوند مطابقتِ فعل نشان داده شود:

نمونه:
د ښځې له خوا وهل کېږم

dә

of:PREP

x̌ә́źe

woman:F:OBL

lә

from:PREP

xwā

side:F:OBL

wahә́l

beat:INF

kéẓ̌әm

become:CONT:PRS:1:SG

dә x̌ә́źe lә xwā wahә́l kéẓ̌әm

of:PREP woman:F:OBL from:PREP side:F:OBL beat:INF become:CONT:PRS:1:SG

«از آن زن کتک می‌خورم.»

این ساخت می‌تواند اسم را نیز توصیف کند و مانند بیشتر وابسته‌های اسمی، پیش از هسته قرار می‌گیرد:

نمونه:
د ښځې لوري ليکل شوي څېړنې لټوم

dә

of:PREP

x̌ә́źe

woman:F:OBL

lә

from:PREP

lúre

side:F:OBL

likә́l

write:INF

sә́wi

become:AOR:PST:PTCP:PL:M:DIR

śeṛáne

research:F:PL:DIR

laṭawә́m

find:CONT:PRS:1:SG

dә x̌ә́źe lә lúre likә́l sә́wi śeṛáne laṭawә́m

of:PREP woman:F:OBL from:PREP side:F:OBL write:INF become:AOR:PST:PTCP:PL:M:DIR research:F:PL:DIR find:CONT:PRS:1:SG

«در جست‌وجوی پژوهش‌هایی هستم که آن زن نوشته است.»

بندهای قیدی

در پشتو، برخی گروه‌های پیوندی در نقش قید به کار می‌روند.

نمونه‌ها:

عبارت پیوندی نویسه‌گردانی معنای تحت‌اللفظی معادل تقریبی فارسی
هيڅ کله نه hits kә́la na هیچ‌وقت نه هرگز، هیچ‌گاه
که هر څنګه kə hər tsә́nga اگر هرگونه به هر صورت، به هر شیوه‌ای
راځه چې rādzá che بیا که بیا تا...
تر اوسه پورې tər ósa póre تا اکنون، تا تاکنون، تا این زمان
تر دغه پورې tər dáğa póre تا این، تا تا این اندازه
تر کله پورې tər kә́la póre تا چه‌وقت، تا تا کی؟ چه مدت؟
تر کومه پورې tər kóma póre تا کجا، تا تا کجا؟ چه اندازه دور؟

ادات

آن بویل دیوید ادات را «هر واحد واژگانیِ آزادی که تصریف نمی‌پذیرد و در مقام موضوع یا متممِ فعل یا حرف اضافه عمل نمی‌کند» تعریف کرده است.[۳۴]

وجودی

واژهٔ شته [šta] و صورت منفی آن، نشته /nə́ šta/، برای بیان وجود به کار می‌روند.

جمله معنای تحت‌اللفظی معنا
پړنګ شته؟
pṛāng šta?
ببر وجود دارد؟ آیا ببری وجود دارد؟
نشته
ná šta
وجود ندارد نه، وجود ندارد.

ادات وجهی

آن بویل دیوید ادات وجهی را «وابسته‌های صرف‌ناپذیر در سطح جمله» تعریف می‌کند. بندی که در دامنهٔ ادات قرار دارد، ممکن است بند اصلی یا بند وابستهٔ صرف‌شده باشد.[۵] چې /t͡ʃe/ می‌تواند در بند اصلی یا بند وابستهٔ صرف‌شده ظاهر شود.

تأییدی

که نه

پرسش‌ها و جمله‌های تأییدی دارای ادات که نه /kə ná/ هستند که معنای تحت‌اللفظی آن «یا نه» است.[۳۵]

نمونهٔ پرسش تأییدی:

نمونه:
لاړې که نه؟

lā́ṛe

go:AOR:PST:2:SG

kə

or:PARTICLE

ná

no:NEG

lā́ṛe kə ná

go:AOR:PST:2:SG or:PARTICLE no:NEG

«رفتی، مگر نه؟»

نمونهٔ جملهٔ تأییدی:

نمونه:
نه که نه

ná

no:NEG

kə

or:PARTICLE

ná

no:NEG

ná kə ná

no:NEG or:PARTICLE no:NEG

«نه، البته که نه؛ نه، مگر نمی‌دانی؟»

الزامی

دې

ادات وجهیِ دې [de؛ در گویش‌های جنوبی: di] هنگامی که با صورت کامل فعل به کار رود، وظیفه یا الزامی مانند «باید» را بیان می‌کند.[۳۶]

نمونه:
هغه دې وګډېږي

hağá

he:3SG:STR:DIR

de

NEC

wә́gaḍegi

dance:AOR:PRS:3:SG

hağá de wә́gaḍegi

he:3SG:STR:DIR NEC dance:AOR:PRS:3:SG

«او باید برقصد.»

باید

ادات وجهیِ باید /bāyád/ نیز همراه با صورت حال کامل فعل به کار می‌رود. تَیگی یادآور می‌شود که این ادات، مانند «باید»، می‌تواند از نظر شدت الزام ابهام داشته باشد.[۳۷]

نمونه:
هغه بايد وګډېږي

hağá

he:3SG:STR:DIR

bāyád

NEC

wә́gaḍegi

dance:AOR:PRS:3:SG

hağá bāyád wә́gaḍegi

he:3SG:STR:DIR NEC dance:AOR:PRS:3:SG

«او باید برقصد.»

پکار دى

عبارت پکار دی /pəkā́r day/ به معنای «لازم است» نیز برای ساختن بند الزامی به کار می‌رود.

نمونه:
پکار دی چې ته دلته راشې

pəkā́r

necessary

day

be:CONT:PRS:3:SG:M

če

COMP

tә

you:2:SG:STR:DIR

də́lta

here:DEM

rā́še

come:AOR:PRS:2:SG

pəkā́r day če tә də́lta rā́še

necessary be:CONT:PRS:3:SG:M COMP you:2:SG:STR:DIR here:DEM come:AOR:PRS:2:SG

«باید به اینجا بیایی.»

تأکیدی

خو

ادات خو /xo/ در جایگاه دوم جمله قرار می‌گیرد و بر تأکید دلالت دارد.[۳۸]

نمونه:
دا خو منو ده

dā

this:DIR

xo

xo:EMPH

manó

shark:F:DIR

da

be:CONT:PRS:3:SG:F

dā xo manó da

this:DIR xo:EMPH shark:F:DIR be:CONT:PRS:3:SG:F

«این که کوسه است!»

نکته: خو /xo/ در مقام ادات تأکیدی با حرف ربط خو /xo/ به معنای «اما» متفاوت است.

احتمال

ښایي / ښائي

ادات ښایي /x̌ā́yi/ در آغاز جمله قرار می‌گیرد و می‌تواند همراه با حرف ربط وابسته‌سازِ چې [če] ظاهر شود.[۳۹]

نمونه:
ښايي چې سبا ته راشي

x̌ā́yi

maybe:PARTICLE

če

that:COMP

sabā́

tomorrow:ADV

ta

to

rā́ši

come:AOR:PRS:3

x̌ā́yi če sabā́ ta rā́ši

maybe:PARTICLE that:COMP tomorrow:ADV to come:AOR:PRS:3

«شاید او فردا بیاید.»

ادات ښایي /x̌ā́yi/ می‌تواند معنای الزامیِ «باید» نیز داشته باشد.

کېدی شي

عبارت کېدی شي /kedáy ši/، با معنای تحت‌اللفظیِ «ممکن است بشود»، ساخت توانشیِ فعل کېدل /kedә́l/ به معنای «شدن» است که در مقام ادات بیان احتمال نیز به کار می‌رود. همانند نمونهٔ بالا، چې می‌تواند همراه آن بیاید.

نمونه:
کېدی شي [چې] سبا راشي

kedáy

become:CONT:PST:OPT

ši

become:AOR:PRS:3

[če]

[that:COMP]

sabā́

tomorrow:ADV

rā́ši

come:AOR:PRS:3

kedáy ši [če] sabā́ rā́ši

become:CONT:PST:OPT become:AOR:PRS:3 [that:COMP] tomorrow:ADV come:AOR:PRS:3

«ممکن است او فردا بیاید.»

ندایی

ادات ندایی زیر در پشتو ثبت شده‌اند:

ادات ندایی نویسه‌گردانی معنا نمونه
اي ai ای! اي نجلۍ
ai njlə́i

«ای دختر!»
اې e اې سړیه
e saṛáya

«ای مرد!»
آ ā آ ښځې
ā x̌ə́dze

«ای زن!»
الۍ alə́i آه! الۍ دا دې څه وکړه
alə́i dā de tsə wə́ kṛə

«آه، چه کردی؟»
وئ[۴۰] wə́i آخ!، لعنت! وئ خوږ شوم
wə́i xúẓ̌ šwəm

«آخ، درد گرفت!»

آرزو

کاشکې

ادات کاشکې /kāške/ یا کاشکي /kāški/، به معنای «ای‌کاش»، برای بیان آرزوی رخ‌دادن یا رخ‌داده‌بودن چیزی به کار می‌رود.[۴۱]

این ادات می‌تواند همراه با فعل تمنایی برای بیان آرزویی خلاف واقع به کار رود:

نمونه:
کاشکې وختي تللی وای!

kā́ške

if-only:PARTICLE

waxtí

early:ADV

tlә́lay

gone:AOR:PST:PTCP:M:DIR

wāy

be:CONT:PST:OPT

kā́ške waxtí tlә́lay wāy

if-only:PARTICLE early:ADV gone:AOR:PST:PTCP:M:DIR be:CONT:PST:OPT

«ای‌کاش زودتر رفته بودی!»

کاشکې می‌تواند همراه با فعل حال کامل برای بیان درخواست مؤدبانه نیز به کار رود.

نمونه‌ای از شعر عبدالغنی خان:[۴۲]

نمونه:
هغې وې خوږه دلبره کاشکې ستا عقل زما شي

hağé

she:3:F:STR:OBL

we

say:CONT:PST:3

xoẓ̌á

sweet:ADJ:M:VOC

dilbára

beloved:N:M:VOC

kā́ške

if-only:PARTICLE

stā

your:2:SG:STR:POSS

akә́l

intelligence:N:M:DIR

zmā

my:1:SG:STR:POSS

ši

become:AOR:PRS-PRS:3

hağé we xoẓ̌á dilbára kā́ške stā akә́l zmā ši

she:3:F:STR:OBL say:CONT:PST:3 sweet:ADJ:M:VOC beloved:N:M:VOC if-only:PARTICLE your:2:SG:STR:POSS intelligence:N:M:DIR my:1:SG:STR:POSS become:AOR:PRS-PRS:3

«او می‌گفت: ای دلبر شیرین، کاش خرد تو از آنِ من شود.»

تفاوت‌های معنایی

در این بخش، تفاوت‌های ظریف معنایی میان برخی واژه‌های مشخص توضیح داده می‌شود.

راوړل و راوستل

راوستل /rāwastә́l/ و راوړل /rāwṛә́l/ هر دو فعل گذرا و به معنای «آوردن» هستند، اما تفاوت معنایی ظریفی میان آن‌ها وجود دارد. راوړل هنگامی به کار می‌رود که نهاد مستقیماً در حمل‌کردن مفعول دخالت داشته باشد؛ بنابراین معنای آن به «برداشتن و آوردن» نزدیک‌تر است. راوستل هنگامی به کار می‌رود که نهاد موجب آمدن مفعول شود، اما مفعول با حرکت خود بیاید؛ بنابراین معنای آن به «همراه‌آوردن» یا «موجب آمدن شدن» نزدیک‌تر است.[۴۳]

مفعول‌های محسوس

نمونه با راوړل:

نمونه:
اوبه مې راوړې

obә́

water:N:F:DIR

me

I:SG:WK

rā́wṛe

bring:AOR:PST:3:F:PL

obә́ me rā́wṛe

water:N:F:DIR I:SG:WK bring:AOR:PST:3:F:PL

«آب را آوردم.»

توضیح: در اینجا گوینده آب را با دست یا درون ظرفی، مانند لیوان، حمل کرده است.

نمونه با راوستل:

نمونه:
اوبه مې راوستې

obә́

water:N:F:DIR

me

I:SG:WK

rā́waste

bring:AOR:PST:3:F:PL

obә́ me rā́waste

water:N:F:DIR I:SG:WK bring:AOR:PST:3:F:PL

«آب را آوردم.»

توضیح: در اینجا گوینده موجب رسیدن آب شده است؛ برای نمونه، با ساختن جوی یا کانالی از رودخانه، آب را به محل موردنظر رسانده است.

مفعول‌های نامحسوس

برای مفعول‌های نامحسوس، راوستل /rāwastә́l/ مناسب‌تر است، زیرا مفهوم یا پدیده گویی با حرکت خود پدید می‌آید.

نمونه:
پرمختګ يې راوست

parmәxtág

development:N:M:DIR

ye

3:WK

rā́wast

bring:AOR:PST:3:M:SG

parmәxtág ye rā́wast

development:N:M:DIR 3:WK bring:AOR:PST:3:M:SG

«او/آنان پیشرفت را پدید آورد/آوردند.»

بااین‌حال، برای «آوردن» خبر، فال یا بخت و بیماری از راوړل /rāwṛә́l/ استفاده می‌شود؛ شاید ازآن‌رو که نهاد به‌طور ضمنی حامل آن دانسته می‌شود.

نمونه:
ښه خبر دې راوړ

x̌ə

good:ADJ

xabár

news:N:M:DIR

de

2:WK

rā́waṛ

bring:AOR:PST:3:M:SG

x̌ə xabár de rā́waṛ

good:ADJ news:N:M:DIR 2:WK bring:AOR:PST:3:M:SG

«خبر خوبی آوردی.»

صفت‌ها

چنان‌که غزه نور یادآور شده است، انتخاب پسوند صفت‌ساز می‌تواند معنای واژه را نیز تغییر دهد.[۴۴]

نمونه: اغېز، ağéz، به معنای «اثر»؛ اسم مذکر مفرد و جمع

صفت نویسه‌گردانی معنا تفاوت معنایی جملهٔ نمونه
اغېزمن ağezmán تأثیرپذیرفته برای توصیف نهاد یا مفعولی که تحت تأثیر قرار گرفته است. زه له تا څخه اغېزمن شوم
zə stā na ağezmán šwəm
«من تحت تأثیر تو قرار گرفتم.»
اغېزناک ağeznā́k تأثیرگذار برای توصیف نهاد یا مفعولی که اثر می‌گذارد. ته اغېزناکه وينه کوې
tə ağeznā́ka waina kawé
«تو به‌شکلی تأثیرگذار سخن می‌گویی.»

زبان عامیانه

پشتو دارای واژگان و تعبیرات عامیانهٔ فراوانی است. نمونه‌ها:

عامیانه ادبی معنا توضیح
بمبه راخوشې که
bambá rā́ xwǝše ka
بمبه ولګوه
bambá wə́ lagawa
شیر آب را باز کن. خوشې /xwǝ́še/ به معنای «آزادکردن» یا «رهاکردن» است؛ بنابراین ترجمهٔ تحت‌اللفظی عبارت چنین است: «شیر آب را رها کن!»
غوړي مې په کټوۍ کې ور وويشتل
ğwaṛí me pə kaṭwə́i ke war wə́ wištəl
غوړي مې په کټوۍ کښې ور واچول
ğwaṛí me pə kaṭwə́i kx̌e war wā́čawəl
روغن را در دیگ ریختم. ويشتل /wištǝ́l/ به معنای «شلیک‌کردن»، برای نمونه شلیک تفنگ، است؛ بنابراین ترجمهٔ تحت‌اللفظی عبارت چنین است: «روغن را به درون دیگ پرتاب کردم.»

نحو

ترتیب واژگانی پشتو نهاد–مفعول–فعل است؛ درحالی‌که ترتیب واژگانی انگلیسی نهاد–فعل–مفعول است. در جمله‌های ناگذر که مفعول ندارند، هر دو زبان پشتو و انگلیسی از ترتیب نهاد–فعل پیروی می‌کنند.[۴۵]

در پشتو همهٔ وابسته‌های فعل پیش از آن قرار می‌گیرند؛ درحالی‌که در انگلیسی بیشتر وابسته‌های فعلی پس از فعل می‌آیند.[۴۶]

نحو گروه

پشتو در گروه‌های اسمی و فعلی، گرایش نیرومندی به ترتیب هسته پایانی دارد.[۳۲]

گروه‌های اسمی

اجزای درونی گروه اسمی در پشتو عموماً به‌ترتیب تعیین‌کننده–کمیت‌نما–صفت–اسم قرار می‌گیرند.[۳۲]

گروه‌های حرف اضافه‌ای

مهم‌ترین استثنای اصل هسته‌پایانی در گروه‌های حرف اضافه‌ای دیده می‌شود، زیرا پشتو دارای پیش‌اضافه، پس‌اضافه و حروف اضافهٔ دوپاره است.[۴۷]

گروه‌های فعلی

گروه فعلی نیز عموماً هسته‌پایانی است و فعل، در صورت وجود، در جایگاه پایانی قرار می‌گیرد. بندهای موصولی و وابسته‌های سطح جمله ممکن است پس از بند اصلی ظاهر شوند.[۴۸]

ساخت‌های فعل سبک

پشتو دارای دستگاه گسترده‌ای از ساخت‌های فعل سبک است. این ساخت‌ها عبارت‌هایی دوواژه‌ای‌اند که از نظر معنایی همچون یک گزارهٔ واحد تفسیر می‌شوند. از دو نوع اصلی این ساخت‌ها، در پشتو نوع دارای الگوی اسم/صفت + فعل به کار می‌رود.[۴۸]

ازآنجاکه فعل‌ها در پشتو رده‌ای بسته را تشکیل می‌دهند، ساخت فعل سبک تنها راه ساختن صورت‌های فعلی جدید در این زبان است. این ساخت همچنین برای واردکردن وام‌واژه‌ها به دستگاه فعلی به کار می‌رود و واژهٔ وام‌گرفته‌شده جایگاه متمم را پر می‌کند.[۴۸]

مجموعهٔ فعل‌های سبک پشتو با الگوهای شناخته‌شدهٔ ساخت فعل سبک سازگار است. افزون بر کېدل /kedəl/ به معنای «شدن» و کول /kawəl/ به معنای «کردن» ــ که هنگام کاربرد در مقام فعل سبک، به‌ترتیب فعل‌ساز ناگذر و فعل‌ساز گذرا نامیده می‌شوند ــ فعل‌های اخیستل /axistəl/ به معنای «گرفتن»، وهل /wahəl/ به معنای «زدن»، نيول /niwəl/ به معنای «گرفتن، چنگ‌زدن» و ایستل /istəl/ به معنای «بیرون‌انداختن» نیز در مقام فعل سبک به کار می‌روند.

متمم‌های صفتی در ساخت‌های فعل سبکِ اسم/صفت + فعل همواره با کنش‌پذیر فعل مطابقت می‌کنند. خود کنش‌پذیر بر پایهٔ نظام کنایی گسسته پشتو نشانه‌گذاری می‌شود. متمم‌های اسمی معمولاً مفعول مستقیم فعل به‌شمار می‌روند و بنابراین حالت دستوری آن‌ها نیز بر پایهٔ هم‌ترازی کنایی گسسته تعیین می‌شود. از سوی دیگر، کنش‌پذیر نمی‌تواند مفعول مستقیم باشد، زیرا فعل حداکثر می‌تواند دو موضوع داشته باشد؛ ازاین‌رو، کنش‌پذیر با حرف اضافه نشان داده می‌شود و در حالت غیرمستقیم قرار می‌گیرد.[۴۹]

اجزای گروه فعلی
گروه فعلی در پشتوی معیار

برخی ادات را می‌توان میان اجزای زیر قرار داد:

  • پیشوند کامل‌سازِ و /wə́/ و فعل آن؛
  • پیشوند یا شبه‌پیشوند و فعل آن؛ این گروه هم فعل‌های پیچیدهٔ آغازشونده به ا و هم فعل‌های ردهٔ صرفی دوم یا پیشوندی را دربر می‌گیرد؛
  • متممِ فعل برگرفته از اسم و فعل‌ساز آن.[۴۹]

ادات زیر به این شیوه با فعل تعامل دارند:

  • واژه‌بست‌های وجهیِ به /bə/ و دې /de/؛
  • ضمیرهای شخصی ضعیف یا واژه‌بست‌های ضمیریِ مې /me/، دې /de/، یې /ye/ و مو /mo/؛
  • واژه‌بست‌های قیدیِ خو /xo/ و نو /no/؛
  • ادات منفیِ نه /ná/ و مه /má/.

ادات وجهی، ضمیرهای شخصی ضعیف و ادات قیدی همگی واژه‌بست‌های جایگاه دوم‌اند. ترتیب قرارگیری آن‌ها نسبت به یکدیگر نیز تابع قواعدی سخت‌گیرانه است. تَیگی (۱۹۷۷) ترتیب واژه‌بست‌های پی‌بستی میان اجزای فعل را به‌صورت زیر گزارش کرده است:

خو /xo/ > به /bə/ > {مو /mo/ | مې /me/ | دې /de/ | یې /ye/} > نو /no/

اگر هجای نخست فعل تکیه نداشته باشد، یعنی فعل در نمود ناکامل باشد، ادات منفی پیش از فعل و واژه‌بست‌ها پس از ادات منفی قرار می‌گیرند. همچنین اگر صورت کامل منفی شود، نشانگر منفی ــ و نه هجای نخست فعل ــ تکیه می‌گیرد.[۵۰]

جایگاه ادات منفی در گروه فعلی کامل

ادات منفی نه /ná/ تقریباً همیشه پیش از فعل و تا حد امکان نزدیک به ستاک فعل قرار می‌گیرد. ازاین‌رو، در ساخت‌های کامل، این ادات در فعل‌های ساده پس از نشانگر کامل‌سازِ و /wə/ قرار می‌گیرد. در فعل‌های پیچیده نیز پس از /a/ آغازین، پیشوند یا متمم فعل سبک می‌آید. ازآنجاکه نه ذاتاً تکیه‌دار است، تکیهٔ اصلی گروه فعلی کامل را می‌گیرد.[۱۳]

عددها

عددهای اصلی

صورت مستقیم مذکر:[۵۱]

پشتو تلفظ عدد
نشت nasht ۰
یو yaw, yo ۱
دوه dwa ۲
درې dre ۳
څلور tsalor ۴
پنځه pindzə ۵
شپږ špəg/špəʐ ۶
اووه owə ۷
اته atə ۸
نه، نهه nə, nəha ۹
لس las ۱۰
یوولس yawolas ۱۱
دوولس dwolas ۱۲
دیارلس، دیرلس dyārlas, dyarlas ۱۳
څوارلس، څورلس tswarlas, tswārlas ۱۴
پنځلس pindzəlas ۱۵
شپاړس špāṛas ۱۶
اووه‌لس owəlas ۱۷
اته‌لس atəlas ۱۸
نونس، نورلس nunas, nurlas ۱۹
شل šəl ۲۰
یوویشت yavwišt ۲۱
دوه‌ویشت dwawišt ۲۲
درویشت dərwišt, dreyšt ۲۳
څلېرویشت tsalerwišt ۲۴
پنځه‌ویشت pindzəwišt ۲۵
شپږویشت špagwišt ۲۶
اوه‌ویشت owəwišt ۲۷
اته‌ویشت atəwišt ۲۸
نه‌ویشت nəwišt ۲۹
دېرش derš ۳۰
یودېرش yawderš ۳۱
دودېرش dwaderš ۳۲
دریدېرش drederš ۳۳
څلوردېرش tsalorderš ۳۴
پنځه‌دېرش pindzəderš ۳۵
شپږدېرش špəgderš ۳۶
اوه‌دېرش owəderš ۳۷
اته‌دېرش atəderš ۳۸
نه‌دېرش nəderš ۳۹
څلوېښت tsalveṣ̌t ۴۰
پنځوس pindzos ۵۰
شپېته špetə ۶۰
اویا awyā ۷۰
اتیا atyā ۸۰
نوي nwi, nəwi ۹۰
سل səl ۱۰۰
یوسلویو yaw səlo yav ۱۰۱
یوسلودوه yaw səlo dwa ۱۰۲
یوسلوشل yaw səlo šəl ۱۲۰
دوه‌سوه dwa sawa ۲۰۰
دوه سوه او لس dwa sawa aw las ۲۱۰
درې سوه dre sawa ۳۰۰
زر zər ۱٬۰۰۰
یوزرویو yaw zəro yaw ۱٬۰۰۱
یوزرودوه‌سوه او پنځه‌دېرش yaw zəro dwa sawa aw pindzəderš ۱٬۲۳۵
لک lak ۱۰۰٬۰۰۰
ملیون milyon ۱٬۰۰۰٬۰۰۰
کروړ kroṛ ۱۰٬۰۰۰٬۰۰۰
ملیارد milyārd ۱٬۰۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰

عددهای ترتیبی

صورت مستقیم مفرد مذکر:

  • نخست: لومړی lumṛai؛ صورت دیگر: ړومبی
  • دوم: دويم dwaim؛ صورت دیگر: دوهم
  • سوم: درېيم drəyam
  • چهارم: څلورم tsaloram
  • پنجم: پنځم pindzam
  • ششم: شپږم špaẓ̌am
  • هفتم: اووم uwam
  • هشتم: اتم atam
  • نهم: نهم nəham
  • دهم: لسم lasam

یادداشت‌ها

۱. ^ عبارت په بارې کښې [pə bâre ke] نیز به کار می‌رود، اما این عبارت ترجمهٔ واژه‌به‌واژه‌ای از عبارت के बारे में/کے بارے میں [kē bārē mēⁿ] در زبان‌های هندی و اردو است. واژهٔ बारे/بارے [bārē] در هندی نیز خود از عبارت فارسی «دربارهٔ» [dar bāraye/dar bāreye] گرفته شده است.
۲. ^ پشتو دارای گویش‌های فراوانی است و ازاین‌رو نام این زبان در انگلیسی به صورت‌های گوناگونی نوشته شده است.[۵۲]

منابع

  1. ↑ David، Anne Boyle (۲۰۱۴). Descriptive Grammar of Pashto and Its Dialects. De Gruyter Mouton. ص. ۱۲۶. شابک ۹۷۸-۱-۶۱۴۵۱-۳۰۳-۲.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  2. 1 2 3 4 5 6 Лебедев К. А. Афганистан: Язык, литература, этнография. — Москва : "Муравей", 2003.
  3. 1 2 Pashto Language: Solving the Mysteries of the Past Tense بایگانی‌شده در ۲۰۱۴-۱۱-۲۹ توسط Wayback Machine
  4. ↑ Khan، Mohammad Abid (۲۰۲۰). The Computational Morphology and Syntax of Pashto Language. Pashto Academy. صص. ۲۸–۴۳.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  5. 1 2 3 4 5 David، Anne Boyle (۲۰۱۴). Descriptive Grammar of Pashto and Its Dialects. De Gruyter Mouton. ص. ۳۶۹. شابک ۹۷۸-۱-۶۱۴۵۱-۳۰۳-۲.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  6. 1 2 «Neologism Dictionary [M. A. Zeyar]».
  7. 1 2 3 4 5 6 7 8 David، Anne Boyle (۲۰۱۴). Descriptive Grammar of Pashto and Its Dialects. De Gruyter Mouton. شابک ۹۷۸-۱-۶۱۴۵۱-۳۰۳-۲.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  8. 1 2 3 4 5 David، Anne (۲۰۱۳-۱۲-۱۶). Descriptive Grammar of Pashto and Its Dialects. Walter de Gruyter. شابک ۹۷۸-۱-۶۱۴۵۱-۲۳۳-۲.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  9. 1 2 David، Anne Boyle (۲۰۱۴). Descriptive Grammar of Pashto and Its Dialects. De Gruyter Mouton. صص. ۲۱۹–۲۲۴. شابک ۹۷۸-۱-۶۱۴۵۱-۳۰۳-۲.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  10. 1 2 David، Anne Boyle (۲۰۱۴). Descriptive Grammar of Pashto and Its Dialects. De Gruyter Mouton. ص. ۲۱۹. شابک ۹۷۸-۱-۶۱۴۵۱-۳۰۳-۲.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  11. ↑ David، Anne (۲۰۱۳-۱۲-۱۲). Descriptive Grammar of Pashto and its Dialects. Walter de Gruyter. ص. ۲۲۰. شابک ۹۷۸-۱-۶۱۴۵۱-۲۳۱-۸.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  12. ↑ Ullah، Noor (۲۰۱۱). Pashto Grammar. ص. ۱۱. شابک ۹۷۸-۱-۴۵۶۷-۸۰۰۷-۴.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  13. 1 2 David، Anna B. (۲۰۱۴). A Descriptive Grammar of Pashto and its Dialects. De Gruyter Mouton. ص. ۱۹۲. شابک ۹۷۸-۱-۶۱۴۵۱-۳۰۳-۲.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  14. 1 2 Short Summary of Pashto Grammar
  15. ↑ Pashto Garshod [M. S. Wakili]
  16. ↑ Pashto Garshod [M. S. Wakili]
  17. ↑ Ullah، Noor (۲۰۱۱). Pashto Grammar. AuthorHouse. ص. ۶۷. شابک ۹۷۸-۱-۴۵۶۷-۸۰۰۷-۴.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  18. ↑ David، Anne Boyle (۲۰۱۴). Descriptive Grammar of Pashto and Its Dialects. De Gruyter Mouton. صص. ۲۳۹–۲۴۵. شابک ۹۷۸-۱-۶۱۴۵۱-۳۰۳-۲.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  19. ↑ David، Anne Boyle (۲۰۱۴). Descriptive Grammar of Pashto and Its Dialects. De Gruyter Mouton. ص. ۲۴۲. شابک ۹۷۸-۱-۶۱۴۵۱-۳۰۳-۲.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  20. ↑ David، Anne Boyle (۲۰۱۴). Descriptive Grammar of Pashto and Its Dialects. De Gruyter Mouton. ص. ۲۴۳. شابک ۹۷۸-۱-۶۱۴۵۱-۳۰۳-۲.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  21. ↑ David، Anne Boyle (۲۰۱۴). Descriptive Grammar of Pashto and Its Dialects. De Gruyter Mouton. صص. ۲۳۴–۲۳۹. شابک ۹۷۸-۱-۶۱۴۵۱-۳۰۳-۲.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  22. ↑ David، Anne Boyle (۲۰۱۴). Descriptive Grammar of Pashto and Its Dialects. De Gruyter Mouton. ص. ۲۳۶. شابک ۹۷۸-۱-۶۱۴۵۱-۳۰۳-۲.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  23. ↑ Tegey، Habibullah (۱۹۹۶). A Reference Grammar of Pashto. Center for Applied Linguistics. ص. ۱۲۶.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  24. ↑ Tegey، Habibullah (۱۹۹۶). A Reference Grammar of Pashto. Center for Applied Linguistics. ص. ۱۲۹.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  25. ↑ Tegey، Habibullah (۱۹۹۶). A Reference Grammar of Pashto. Center for Applied Linguistics. ص. ۱۳۰.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  26. ↑ Tegey، Habibullah (۱۹۹۶). A Reference Grammar of Pashto. Center for Applied Linguistics. ص. ۱۲۷.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  27. 1 2 3 4 5 Tegey، Habibullah (۱۹۹۶). A Reference Grammar of Pashto. Center for Applied Linguistics. ص. ۱۲۸.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  28. ↑ Tegey، Habibullah (۱۹۹۶). A Reference Grammar of Pashto. Center for Applied Linguistics. ص. ۱۲۹.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  29. ↑ David، Anne Boyle (۲۰۱۴). Descriptive Grammar of Pashto and Its Dialects. De Gruyter Mouton. صص. ۳۶۹، ۳۷۱. شابک ۹۷۸-۱-۶۱۴۵۱-۳۰۳-۲.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  30. 1 2 David، Anne Boyle (۲۰۱۴). Descriptive Grammar of Pashto and Its Dialects. De Gruyter Mouton. ص. ۳۷۸. شابک ۹۷۸-۱-۶۱۴۵۱-۳۰۳-۲.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  31. ↑ David، Anne Boyle (۲۰۱۴). Descriptive Grammar of Pashto and Its Dialects. De Gruyter Mouton. ص. ۳۸۱. شابک ۹۷۸-۱-۶۱۴۵۱-۳۰۳-۲.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  32. 1 2 3 David، Anna B. (۲۰۱۴). A Descriptive Grammar of Pashto and its Dialects. De Gruyter Mouton. ص. ۳۹۹. شابک ۹۷۸-۱-۶۱۴۵۱-۳۰۳-۲.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  33. ↑ Ullah، Noor (۲۰۱۱). Pashto Grammar. AuthorHouse. ص. ۷۱. شابک ۹۷۸-۱-۴۵۶۷-۸۰۰۷-۴.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  34. ↑ David، Anne Boyle (۲۰۱۴). Descriptive Grammar of Pashto and Its Dialects. De Gruyter Mouton. ص. ۳۶۷. شابک ۹۷۸-۱-۶۱۴۵۱-۳۰۳-۲.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  35. ↑ David، Anne Boyle (۲۰۱۴). Descriptive Grammar of Pashto and Its Dialects. De Gruyter Mouton. ص. ۳۷۴. شابک ۹۷۸-۱-۶۱۴۵۱-۳۰۳-۲.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  36. ↑ Tegey، Habibullah (۱۹۹۶). A Reference Grammar of Pashto. Center for Applied Linguistics. ص. ۱۴۸.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  37. ↑ Tegey، Habibullah (۱۹۹۶). A Reference Grammar of Pashto. Center for Applied Linguistics. ص. ۱۶۲.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  38. ↑ David، Anne Boyle (۲۰۱۴). Descriptive Grammar of Pashto and Its Dialects. De Gruyter Mouton. ص. ۳۷۵. شابک ۹۷۸-۱-۶۱۴۵۱-۳۰۳-۲.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  39. ↑ David، Anne Boyle (۲۰۱۴). Descriptive Grammar of Pashto and Its Dialects. De Gruyter Mouton. ص. ۳۷۳. شابک ۹۷۸-۱-۶۱۴۵۱-۳۰۳-۲.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  40. ↑ «وئ – Daryab Pashto Glossary [Qalandar Momand]». qamosona.com. دریافت‌شده در ۲۰۲۱-۰۳-۰۵.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  41. ↑ David، Anne Boyle (۲۰۱۴). Descriptive Grammar of Pashto and Its Dialects. De Gruyter Mouton. ص. ۳۴۷. شابک ۹۷۸-۱-۶۱۴۵۱-۳۰۳-۲.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  42. ↑ «Meena (unplugged) | Bilawal Sayed | Ghani Khan – YouTube». یوتیوب. دریافت‌شده در ۲۰۲۱-۰۲-۰۶.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  43. ↑ «د (را وړل) او (را وستل) توپیر – YouTube». یوتیوب. دریافت‌شده در ۲۰۲۱-۰۲-۰۸.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  44. ↑ اغېزناک او اغېزمن (in English), retrieved 2021-02-18
  45. ↑ Tegey، Habibullah؛ Robson، Barbara (۱۹۹۶). A Reference Grammar of Pashto (PDF). واشینگتن: Center for Applied Linguistics. ص. ۱۷۸.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  46. ↑ Tegey، Habibullah؛ Robson، Barbara (۱۹۹۶). A Reference Grammar of Pashto (PDF). واشینگتن: Center for Applied Linguistics. ص. ۱۷۹.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  47. ↑ David، Anna B. (۲۰۱۴). A Descriptive Grammar of Pashto and its Dialects. De Gruyter Mouton. ص. ۴۰۰. شابک ۹۷۸-۱-۶۱۴۵۱-۳۰۳-۲.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  48. 1 2 3 David، Anna B. (۲۰۱۴). A Descriptive Grammar of Pashto and its Dialects. De Gruyter Mouton. ص. ۴۰۱. شابک ۹۷۸-۱-۶۱۴۵۱-۳۰۳-۲.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  49. 1 2 David، Anna B. (۲۰۱۴). A Descriptive Grammar of Pashto and its Dialects. De Gruyter Mouton. ص. ۴۰۳. شابک ۹۷۸-۱-۶۱۴۵۱-۳۰۳-۲.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  50. ↑ David، Anna B. (۲۰۱۴). A Descriptive Grammar of Pashto and its Dialects. De Gruyter Mouton. صص. ۴۰۳–۴۰۴. شابک ۹۷۸-۱-۶۱۴۵۱-۳۰۳-۲.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  51. ↑ M A Zyar (۲۰۱۲). Pashto Dictionary (Neologisms) (ویراست ۲). پیشاور: Danish Press. ص. ۳۶۳.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  52. ↑ Tegey، Habibullah؛ Robson، Barbara (۱۹۹۶). A Reference Grammar of Pashto (PDF). واشینگتن: Center for Applied Linguistics. ص. ۴.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)

پیوند به بیرون

  • آن بویل دیوید، Descriptive Grammar of Pashto and its Dialects
  • حبیب‌الله تَیگی و باربارا رابسون، «A Reference Grammar of Pashto» (PDF).، مرکز زبان‌شناسی کاربردی، ۱۹۹۶
  • هربرت پنزل، A Grammar of Pashto: A Descriptive Study of the Dialect of Kandahar, Afghanistan
  • گئورگ مورگنستیرنه، «AFGHANISTAN vi. Paṧtō»،
  • پروژهٔ روزتا، دستور زبان پشتوی جنوبی
  • محمد عابد خان و فاطمه‌الزهرا، «Towards the Computational Treatment of the Pashto Verb»، Scientific Khyber، جلد ۱۸، شمارهٔ ۱، صفحه‌های ۱۲۳–۱۴۱، ۲۰۰۵
  • نورالله، Pashto Grammar، ۲۰۱۱، شابک ‎۹۷۸−۱−۴۵۶۷−۸۰۰۷−۴
  • م. زیار، ليک لارښود، راهنمای نگارش، ۲۰۰۶