واجشناسی کرمانجی
کرمانجی (که با نام کردی شمالی نیز شناخته میشود)[۱] یکی از زبانهای ایرانی غربی است[۲] که عمدتاً در شرق ترکیه (کردستان ترکیه)، شمال شرقی سوریه (کردستان سوریه)، بخشهایی از اقلیم کردستان عراق در عراق و نواحی غربی ایران (کردستان ایران) در امتداد مرز ترکیه سخن گفته میشود؛ افزون بر این، کرمانجی در شمال شرقی ایران، در نواحی کردنشین شمال خراسان نیز رواج دارد.[۳] این زبان همچنین تا اندازهای در ارمنستان و میان جمعیتهای مختلف کردهای پراکنده در اروپا و خاورمیانه رواج دارد. کرمانجی مجموعهای از گویشهای دارای فهم متقابل است که در واژگان، صرف، واجشناسی و نحو اشتراک دارند. از نظر دستوری، کرمانجی با زبانهای نزدیک خود در خانوادهٔ زبانهای ایرانی غربی، از جمله سورانی (کردی مرکزی)، زبان فارسی، زبان لری، زبان زازاکی و زبان بلوچی، همانندیهایی دارد.
مطالب زیر به توصیف واجشناسی کرمانجی معیار میپردازد؛[۴] گونهای معیار که در ربع دوم سدهٔ بیستم بهعنوان زبان ادبی شکل گرفت و تا حد زیادی بر کرمانجی رایج در امارت بوتان تاریخی (یعنی جزیره ابن عمر امروزی و نواحی پیرامون آن) استوار است. در موارد لازم، ویژگیهای متمایز گویشهای خاص نیز در کنار آن ذکر شدهاند.
واکهها
کرمانجی معیار دارای هشت واکه است. این واکهها را میتوان بر پایهٔ کشش واکه و کیفیت از یکدیگر متمایز کرد. با این حال، کشش واکه در کرمانجی یک ویژگی واجی نیست، زیرا هر واج واکهای ذاتاً یا بلند یا کوتاه است. این دستگاه شامل پنج واج بلند و سه واج کوتاه است.
جدول زیر دستگاه واکهای کرمانجی معیار را نشان میدهد. توصیفهای جایگزین برخی واجها درون پرانتز آمده و در یادداشتهای زیر جدول توضیح داده شدهاند.
| واکه پیشین | واکه مرکزی | واکه پسین | |
|---|---|---|---|
| واکه بسته | iː | ɨ | uː |
| نزدیکبسته | ʊ | ||
| نیمبسته | eː | oː | |
| نزدیکباز | æ~ɛ۱ | ||
| واکه باز | ɑː~aː۲ | ||
دربارهٔ این واج خاص، توصیف پژوهشهای مختلف میان واکهٔ پیشینِ بازِ غیرگرد /æ/[۱۰][۱۱][۸] و همسایهٔ بالاتر آن، یعنی واکهٔ پیشینِ نیمبازِ غیرگرد /ɛ/، متفاوت است.[۷][۱۲] در هر دو تحلیل، این آوا یک واج واحد بهشمار میرود.
دربارهٔ وجود یک /a/ پیشینِ باز و کوتاه نیز بحث شده است.[۱۳] بسیاری از پژوهشها از وجود واکهٔ پسینِ باز و بلند /ɑː/ سخن گفتهاند،[۱۴][۱۵] در حالی که برخی دیگر آن را واکهٔ پیشینِ باز /aː/ دانستهاند.[۶] در هر صورت، کرمانجی معیار در این واج میان کیفیت یا طولهای متفاوت تمایزی قائل نمیشود.
کشش
واکههای بلند شامل پنج واکهٔ کشیدهٔ /ɑː/ (یا /aː/)، /eː/، /iː/، /oː/ و /uː/ هستند که در بسیاری از زبانهای جهان نیز دیده میشوند و مجموعهای از نوع دستگاه پنجواکهای متعارف را تشکیل میدهند.[۱۶][۱۷] در تلفظ، مدت ادای این واکهها دستکم حدود یکونیم برابر واکههای کوتاه است. سه واکهٔ کوتاه، واکههای مرکزیتر /æ/ (یا /ɛ/)، /ʊ/ و /ɨ/ هستند.
واکهٔ /ʊ/ در هجاهای آغازینِ باز ممکن است به /ɨ/ تغییر یابد.[۱۸] اگر آغازهٔ هجای بعدی یک سایشی پسنرمکامی باشد، ممکن است این هجا در ادامه با هجای بعدی ادغام شود.
- du [dʊ] ← di [dɨ] «دو»
- tune [tʊ.'ne] ← tine [tɨ.'ne] «وجود ندارد»
- muhacir [mʊ.hɑː.'d͡ʒɨr] ← mihacir [mɨ.hɑː.'d͡ʒɨr] ← macir [mɑː.'d͡ʒɨr] «پناهنده»
- Muhemed [mʊ.hæ.'mæd] ← Mihemed [mɨ.hæ.'mæd] ← Memed [mæ.'mæd] «محمد»
واکههای بلند /iː/ و /eː/ در پایان واژه، هنگامی که واکهای پس از آنها بیاید، با افزودهشدن لغزش /j/ کوتاه میشوند. هم واکهٔ پیشینِ بستهٔ /iː/ و هم واکهٔ پیشینِ نیمبستهٔ /eː/ به /ɪ/ تغییر میکنند،[۱۹] که جایگاه تولید آن در دهان از /ɨ/ پیشینتر است و در نوشتار با «i» نمایش داده میشود.
- kanî [kɑː.'niː] «چشمه» ← kaniya spî [kɑː.'nɪ.jɑː sɨ.'piː] «چشمهٔ سفید»
- sêwî [seː.'wiː] «یتیم» ← sêwiyê gundî [seː'wɪ.jeː ɡʊn.'diː] «یتیمِ روستا»
- rê [reː] «راه» ← riya me ['rɪ.jɑː mæ] «راه ما»
- dê [deː] «مادر» ← diya min ['dɪ.jɑː mɨn] «مادر من»
بهجز برخی ادات دستوری، مانند حرفهای اضافهٔ li /lɨ/، bi /bɨ/ و ji /ʒɨ/، واج /ɨ/ نمیتواند در پایان واژه قرار گیرد،[۲۰] و در آغاز واژه نیز دیده نمیشود. واکهٔ کوتاهِ گرد /ʊ/ نیز نه در آغاز و نه در پایان واژه ظاهر میشود.
واکههای میانجی
بهویژه «i» بهطور معمول بهعنوان واکهٔ میانجی پیشفرض برای تنظیم ساختمان هجاهای مجاز در واجشناسی کرمانجی بهکار میرود.[۱۸][۲۱] برخی تحلیلها پیشنهاد کردهاند که این واکهٔ میانجی ممکن است آوای شوا باشد، هرچند همچنان در نوشتار با «i» نمایش داده میشود.[۲۱]
- bra [bɾɑː] ← bira [bɨ.'ɾɑː]/[bə.'ɾɑː] «برادر»
- brûsk [bruːsk] ← birûsk [bɨ.'ruːsk]/[bə.'ruːsk] «رعد»
- stran [strɑːn] ← sitran [sɨt.'rɑːn]/[sət.'rɑːn] «ترانه»
- spî [spiː] ← sipî [sɨ.'piː]/[sə.'piː] «سفید»
- şkeft [ʃkæft] ← şikeft [ʃɨ.'kæft]/[ʃə.'kæft] «غار»
واکهٔ میانجی i، بهویژه هنگامی که در پایان واژه ظاهر شود، در برخی شرایط مانند قرار گرفتن پیش از یک واکه ممکن است حذف شود.
- eqil ['æ.qəl] «عقل» ← eqlê selîm ['æq.leː sæ'liːm] «عقل سلیم»
- fehim ['fæ.həm] «فهم، هوش» ← fehmatî [fæh.mɑː.'tiː] «ادراک، فهم»
دیگر واکههای کوتاه نیز در برخی ساختها بهصورت واکهٔ میانجی بهکار میروند؛ از جمله /æ/ در اسمهای مرکب.
- rasterast [rɑːs.tæ.'rɑːst] «مستقیم، راست، درست»
- berfeşîr [bæɾ.fæ.'ʃiːɾ] «بستنی»
همگونی پسرونده
در کرمانجی، اسمهای مفرد مذکری که در هجای پایانی خود /ɑː/ یا /æ/ دارند، هنگام گرفتن پسوند حالت غیرمستقیم مذکر -(y)î دچار همگونی پسرونده به واکهٔ بالای /eː/ میشوند،[۲۲][۲۳] و سپس خود پسوند حذف میشود.
- şivan [ʃɨ.'vɑːn] «چوپان» + -î ← şivên [ʃɨ.'veːn] «چوپان» (حالت غیرمستقیم)
- bajar [bɑː.'ʒɑːɾ] «شهر» + -î ← bajêr [bɑː.'ʒeːɾ] «شهر» (حالت غیرمستقیم)
اگر هجای پایانی دارای واکهٔ بالای /ɨ/ یا /iː/ باشد، همگونی پسرونده میتواند به هجای ماقبل آخرِ دارای /ɑː/ یا /æ/ نیز گسترش یابد.[۲۴]
- xanî [xɑː.'niː] «خانه» + -(y)î ← xênî [xeː.'niː] «خانه» (حالت غیرمستقیم)
- kevir [kæ.'vɨɾ] «سنگ» + -î ← kêvir [keː.'vɨɾ] «سنگ» (حالت غیرمستقیم)
دگرگونیهای گویشی واکهها
چندین گونهٔ گفتاری کرمانجی بَرفِراتی (شمالغربی)، بهویژه گونههای رایج در البستان، دستخوش یک دگرگونی واکهای چشمگیر شامل بالاروی و گردشدگی هستند:[۲۵][۲۶] /æ/ به /ɑː/، /ɑː/ به /ɔː/ و در برخی موارد /eː/ و /ɨ/ به /æ/ تغییر میکنند.
- av [ɑːv] ← [ɔːv] «آب»
- ziman [zɨ.'mɑːn] ← [zɨ.'mɔːn] «زبان»
- hêstî [heːs'tiː] ← [hæs.'tiː] «استخوان»
- li [lɨ] ← [læ] «در، نزد»
کرمانجی بادینی (جنوبغربی) نیز انحراف گویشی چشمگیری نشان میدهد؛ به این صورت که واکهٔ بلندِ بستهٔ گرد از /uː/ به /yː/ پیشین میشود.[۲۶] همین دگرگونی آوایی را میتوان در یونانی آتیک[۲۷] و زبان زازاکی نیز مشاهده کرد.[۲۸] در جنوبیترین مناطق، این روند تا /iː/ ادامه مییابد.[۲۹] گویشورانی که واکهٔ پیشینِ بستهٔ گرد /y/ را تلفظ میکنند، معمولاً در نوشتار از «ü» استفاده میکنند.
- dûr [duːr] ← [dyːr] ← [diːr] «دور»
- bûk [buːk] ← [byːk] ← [biːk] «عروس»
همخوانها
شمار همخوانهای کرمانجی معیار ۲۶ است.[۳۰] با این حال، الفبای معیار کرمانجی تنها ۲۳ نویسه برای همخوانها دارد. با احتساب انسدادیهای بیواکِ دمیده و سایشیهای حلقی، شمار همخوانهای موجود در زبان گفتاری ممکن است به ۳۲ برسد.
جدول زیر دستگاه همخوانی رایج در گویشهای مختلف کرمانجی را نشان میدهد. آواهای داخل پرانتز واجهایی هستند که بهطور گسترده در گفتار دیده میشوند، اما جزو زبان معیار محسوب نمیشوند، یا توصیف جایگزین برخی واجها هستند.
| همخوان دولبی | همخوان لبیدندانی | همخوان لثوی | همخوان پسلثوی | همخوان نرمکامی | همخوان ملازی | همخوان حلقی | همخوان چاکنایی | |||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| ساده | لبیشده | |||||||||
| انسدادی | بیواکِ دمیده | (pʰ)۱ | (tʰ)۱ | (t͡ʃʰ)۱ | (kʰ)۱ | |||||
| بیواکِ نادمیده | p | t | t͡ʃ | k | q | |||||
| واکدار | b | d | d͡ʒ | ɡ | ||||||
| سایشی | بیواک | f | s | ʃ | x۲ | xʷ۵ | (ħ)۳ | h | ||
| واکدار | v | z | ʒ | ɣ۲ | (ʁ)۲ | (ʕ)۳ | ||||
| همخوان خیشومی | m | n | (ŋ)۷ | |||||||
| ناسوده | w | j | ||||||||
| همخوان کناری | l, (ɫ)۴ | |||||||||
| همخوان زنشی | ɾ۶ | |||||||||
| همخوان لرزشی | r۶ | |||||||||
وجود تقابل سهگانه میان همخوانهای انسدادی موضوع بحث گستردهای بوده است. با این حال، در کرمانجی معیار تمایز بر پایهٔ دمش عمدتاً فاقد نقش واجی دانسته میشود.[۳۵][۳۶]
خط معیار کرمانجی در نوشتار میان سایشی نرمکامیِ واکدار /ɣ/ و سایشی نرمکامیِ بیواک /x/ تمایزی نمیگذارد، اما این دو بهعنوان دو واج مستقل در نظر گرفته میشوند.[۳۷][۳۸][۳۹] در برخی موارد، سایشی واکدار بهصورت ملازی تحقق مییابد.[۴۰][۳۸][۴۱]
در بیشتر کوششهای جدید برای معیارسازی، سایشیهای حلقی جزو دستگاه زبان معیار بهشمار نمیآیند و بنابراین در دستگاه واجی معیار گنجانده نمیشوند. با این حال، این آواها در بسیاری از گویشها حضور چشمگیری دارند.
وجود ناسودهٔ کناری لثویِ نرمکامیشده /ɫ/ بهعنوان ویژگی برخی گویشها ثبت شده است.[۴۲][۴۳]
سایشی نرمکامیِ لبیشدهٔ /xʷ/ در خط معیار کردی با دو نویسهٔ «xw» نمایش داده میشود.
اگرچه در خط معیار برای تمایز میان /r/ لثویِ لرزشی و /ɾ/ لثویِ زنشی قاعدهٔ رسمی وجود ندارد، این دو از نظر واجی متمایزند. این تمایز معمولاً بهصورت غیررسمی با دو «r» برای همخوان لرزشی (rr) و یک «r» برای همخوان زنشی (r) نشان داده میشود.
خیشومی نرمکامی /ŋ/ تنها پیش از انسدادی نرمکامی واکدار /g/ ظاهر میشود. با این حال، هیگ و همکاران آن را جزئی از دستگاه واجی دانستهاند.[۴۴]
واجشناسی کرمانجی معمولاً همخوانهای مشدد موجود در وامواژههای عربی و فارسی یا در واژههای مرکب را از میان میبرد، بهجز در شمار اندکی از عبارات وامگرفتهٔ رایج.[۴۵]
- (فارسی) «ملا» [mul.'laː] «ملا، عالم دینی» ← mela [mæ.'lɑː] «ملا»
- (عربی) «ملّة» [mil.'la] «ملت، جماعت» ← milet [mɨ.'læt] «ملت»
- (عربی) «حق» [ħaqq] «درستی، حقیقت» ← heq [ħæq] «حق، عدالت»
- paş [pɑːʃ] «پس از» + şîv [ʃiːv] «شام» ← paşîv [pɑː.'ʃiːv] «سحری، خوراک پیش از سپیدهدم»
یکی دیگر از پدیدههای رایج در گفتار روزمره، حذف انسدادی نرمکامیِ بیواک /k/ در پایان بسیاری از واژههاست. این حذف معمولاً با هدف حذف آنچه «پسوند تصغیر -k» خوانده میشود رخ میدهد.
- zarok [zɑː.'roːk] ← zaro [zɑː.'roː] «کودک»
- serşok [sæɾ.'ʃoːk] ← serşo [sæɾ.'ʃoː] «حمام»
همخوانهای لبینرمکامی
در بسیاری از موارد، سایشی نرمکامیِ لبیشدهٔ /xʷ/ مستقیماً از /sw/ در زبان نیاهندواروپایی به ارث رسیده است.[۴۶] برای نمونه، xwişk [xʷɨʃk] «خواهر» را با واژهٔ انگلیسی sister، برگرفته از صورت نیاهندواروپایی *swésōr، یا xwe [xʷæ] «خود» را با se و sui در لاتین به معنی «خود» که از صورت نیاهندواروپایی *swé- گرفته شدهاند، مقایسه کنید.
یکی از دگرگونیهای رایج در گونههای گفتاری مختلف، تبدیل سایشی نرمکامیِ لبیشدهٔ /xʷ/ به سایشی نرمکامیِ بیواک سادهٔ /x/ است. این دگرگونی در گویشهای مختلف بهطور مستقل و با سرعتهای متفاوت رخ میدهد.[۴۷][۴۸] هنگامی که این دگرگونی پیش از واکهٔ کوتاه /æ/ رخ دهد، کشش جبرانی آن را به /aː/ تبدیل میکند.
- xwedê [xʷæ.'deː] → xadê [xɑː.'deː] «خدا»
- xwestin [xʷæs.'tɨn] → xastin [xɑːs.'tɨn] «خواستن»
گوندغدو گزارش میکند که در کرمانجی رایج در موش، واکهٔ کوتاهِ گردِ نزدیکبستهٔ /ʊ/ پس از همخوانهای نرمکامی دچار شکست واکهای میشود،[۴۹] که نتیجهٔ آن پدیدآمدن مجموعهای از انسدادیهای لبینرمکامیِ [kʷ]، [gʷ] و [qʷ] است. اگرچه گوندغدو اینها را آواهایی جداگانه در نظر میگیرد، رخداد منظم آنها تنها در جایگاههایی که انسدادیهای نرمکامی پیش از واکهٔ کوتاهِ گردِ پیشینِ سابق /ʊ/ قرار میگیرند، نشان میدهد که میتوان آنها را واجگونههای انسدادیهای نرمکامی موجود دانست.
- kur [kʊr] → [kʷɨr] «پسر»
- gul [gʊr] → [gʷɨl] «گل»
دمش
گویشوران بومی کرمانجی تمایز میان انسدادیها و همخوانهای انسایشیِ دمیده و نادمیده را حفظ میکنند.[۵۰][۵۱] در مجموع، دمش جز در چند نمونهٔ تکهجایی، ویژگی تمایزبخش واجی محسوب نمیشود.[۵۲] چند نمونه از جفتهای کمینهای که گوندغدو ارائه کرده است[۵۱] عبارتاند از:
- ker [kʰæɾ] «خر» ـ [kæɾ] «کر»
- kêr [kʰeːɾ] «چاقو» ـ [keːɾ] «سودمند»
- kal [kʰɑːl] «نارس» ـ [kɑːl] «پیرمرد»
- çil [t͡ʃʰɨl] «چهل» ـ [t͡ʃɨl] «درندهخو»
چند پژوهشگر پیشنهاد کردهاند که تمایز سهگانهٔ انسدادیها حاصل تأثیر زیرلایهای زبان ارمنی است،[۵۳][۵۴][۵۵] و برای این دیدگاه دلایلی از جمله محدودبودن گسترهٔ این پدیده عمدتاً به مناطق شمالی کرمانجیزبان، بار معنایی اندک آن، ناهماهنگی در حضور آن در گویشهای مختلف و ظاهراً بیارتباطبودنش با دستگاه سهگانهٔ اصلی انسدادیها در زبان نیاایرانی مطرح شده است.
حلقیشدگی
چندین گویش کرمانجی، بهویژه گویشهایی که تماس گستردهای با زبان عربی و زبان آرامی داشتهاند، دستخوش فرایندی موسوم به حلقیشدگی هستند،[۵۶][۵۷] یعنی سایشیهای حلقی [ħ] و [ʕ] که از ویژگیهای زبانهای سامی هستند، به کرمانجی راه یافتهاند. نمونههای زیر آواهای حلقی را در وامواژههای عربی رایج در واجشناسی کرمانجی نشان میدهد.
- (عربی) «جماعة» [d͡ʒa.maː.ʕa] «مردم، جماعت» → cemaet [d͡ʒæ.mɑː.'ʕæt] «مردم، جماعت»
- (عربی) «عدالة» [ʕa.daː.la] «عدالت» → edalet [ʕæ.dɑː.'læt] «عدالت»
- (عربی) «بحر» [baħr] «دریا» → behr [bæħr] «دریا»
- (عربی) «حكيم» [ħa.kiːm] «حکیم» → hakim [ħɑ:.'kɨm] «قاضی»
در چند مورد، واکداری همخوان حلقی در کرمانجی دگرگون شده است.[۵۸]
- (عربی) «طعم» [tˤa.ʕam] «مزه» → tehm [tˤæħm] «مزه»
در برخی گویشها، حلقیشدگی تا آن اندازه گسترش یافته که حتی به واژگان غیرعربی نیز سرایت کرده است. نمونههای زیر واژههای ایرانی در کرمانجی هستند که معمولاً با حلقیشدگی تلفظ میشوند.
- ezman [æz.'mɑːn] → [ʕæz.'mɑːn] «آسمان»
- eywan [æj.'wɑːn] → [ʕæj.'wɑːn] «حیاط»
- heft [hæft] → [ħæft] «هفت»
- pan [pɑːn] → [pæħn] «پهن»
نوعی حلقیشدگی مستقل اما موازی نیز در کرمانجی شمالی گزارش شده است؛ گویشهایی که با زبانهای قفقازی دارای دستگاه همخوانهای حلقی در تماس نزدیک بودهاند.[۵۹]
- masî [mɑː.'siː] → [mæ.ˈʕsˁiː] «ماهی»
- çav [t͡ʃɑːv] → [t͡ʃæʕv] «چشم»
- mar [mɑːɾ] → [mæʕɾ] «مار»
مشاهده شده است که فرایند حلقیشدگی در گویشهایی که تماس تازهتر و گستردهتری با عربی داشتهاند، بهویژه کرمانجی جنوبغربی رایج در سوریه، آثار بیشتری برجای گذاشته است.[۵۰][۶۰] اوپنگین همچنین از وجود مجموعهٔ متمایز دیگری از انسدادیها و سایشیهای «مفخم» [tˤ]، [dˤ]، [sˤ] و [zˤ] سخن میگوید.[۶۱]
- tarî [tɑː'ɾiː] → [tˤɑː'ɾiː] «تاریکی»
- das [dɑːs] → [dˤɑːs] «داس»
- sed [sæd] → [sˤæd] «صد»
- mezin [mæ.ˈzɨn] → [mæ.'zˤɨn] «بزرگ»
دگرگونیهای گویشی همخوانها
یکی از پدیدههای بسیار رایج در گویشهای مختلف، سایششدگی انسدادی لبی واکدار [b] به [β] است. این دگرگونی در تکواژهای غیردستوری و در محیطهای واکهای مشاهده میشود و گویشورانی که b را نرمشده تلفظ میکنند، گاه آن را در نوشتار با v بازتاب میدهند.
- seba [sæ.'bɑː] → [sæ.'βɑː] «بهسبب»
- cewab [d͡ʒæ.'wɑːb] → [d͡ʒæ.'wɑːβ] «پاسخ»
- dibim ['dɨ.'bɨm] → ['dɨ.'βɨm] «میشوم»
- dibêjim ['dɨ.'beː.ʒɨm] → ['dɨ.'βeː.ʒɨm] «میگویم»
در بادینی جنوبی، تمایز میان سایشیهای لبی بهکلی از میان میرود و همهٔ آنها در /w/ ادغام میشوند؛ از جمله آواهای لبیای که پیشتر از [b] پدید آمدهاند.
- av [ɑːv] → [ɑːw] «آب»
- zebeş [zæ.'bæʃ] → [zæ.'wæʃ] «هندوانه»
تکیه
کرمانجی عموماً زبانی دارای تکیهٔ واژگانی دانسته میشود،[۲۱] و تکیه معمولاً بر هجای پایانی ریشهٔ واژه قرار میگیرد، هرچند استثناهای مهمی نیز وجود دارد. در هنگام افزودهشدن وندها، جابهجایی تکیه از قواعد مشخصی پیروی میکند.
- با پسوندهای قوی، مانند پسوندهای صرف اسمی جمع و اضافه (-ên، -an) یا پسوند مصدر (-(i)n/-în)، تکیه به راستترین هجا منتقل میشود.
- zarok [zɑː.'roːk] «کودک» → zarokan [zɑː.roː.'kɑːn] «کودکان» (حالت غیرمستقیم)
- gundî [ɡʊn.'diː] «روستایی» → gundiyan [ɡʊn.dɨ.'jɑːn] «روستاییان» (حالت غیرمستقیم)
- avêt- [ɑː.'veːt] → avêtin [ɑː.veː.'tɨn] «انداختن»
- hat- [hɑːt] → hatin [hɑː.'tɨn] «آمدن»
- پیشوندهای فعلی، چه پیشفعلها (ve-، wer-، ra-، hil-) و چه پیشوندهای وجهی (bi-، di-) و صورتهای منفی آنها (na-/ni-، ne-، me-)، تکیهبر هستند و تکیهٔ اصلی را به ابتدای فعل میبرند. ممکن است تکیهٔ ثانویهای در جایگاه اصلی تکیه در ریشهٔ فعل باقی بماند.
- geriya [gæ.ɾɨ.'jɑː] → digeriya ['dɨ.gæ.ɾɨ.jɑː]، digêrin ['dɨ.geː.ɾɨn]، bigêrin ['bɨ.geː.ɾɨn]
- girt [gɨɾt] → hilgirt ['hɨl.gɨɾt]، vegirt ['væ.gɨɾt]، hildigirin ['hɨl.dɨ.gɨ.ɾɨn]، vedigirin ['væ.dɨ.gɨ.ɾɨn]
- اگر هم پیشفعل و هم پیشوند وجهی در یک فعل حضور داشته باشند، پیشفعل تکیه را میگیرد. با این حال، در صرف منفی، پیشوند منفی بر آن غلبه میکند.
- vedigirt ['væ.dɨ.gɨɾt] → venegirt [væ.'næ.gɨɾt]
- hildigirim ['hɨl.dɨ.gɨ.ɾɨm] → hilnagirim [hɨl.'nɑːgɨ.ɾɨm]
- radiket ['rɑː.dɨ.kʰæt] → raneket [rɑː.'næ.kʰæt]
- radizim ['rɑː.dɨ.zɨm] → ranazim [rɑː.'naː.zɨm]
- با پسوندهای ضعیف، مانند پسوندهای صرف اسمی مفرد (-î، -ê) و اضافه (-(y)ê، -(y)a) و نیز شناسههای فعلی (-m، -î، -e، -n)، تکیه در پایان ریشه باقی میماند.
- واژههای مرکب یک واحد واحد تلقی میشوند و تکیه بر هجای پایانی آنها قرار میگیرد.
چند نمونه از واژههایی که تکیه بر هجای ماقبل آخر دارند، در اصل تکهجاییاند اما برای شکستن خوشههای پایانی نامجاز، واکهٔ میانجی /ɨ/ میگیرند؛ برخی واژههای دستوری نیز همین الگو را دارند.
- eqil ['æ.qəl] «عقل»
- fehim ['fæ.həm] «فهم»
- çawa ['t͡ʃʰɑː.wɑː] «چگونه»
- kîjan ['kʰiː.ʒɑːn] «کدام»
خط
کرمانجی در طول تاریخ با الفباهای گوناگونی نوشته شده است. خط معیار امروزی را جلادت بدرخان تدوین کرد و نخستینبار در مجلهٔ او، هاوار («فریاد»)، که میان سالهای ۱۹۳۲ تا ۱۹۴۳ منتشر میشد، به کار رفت. از آن پس، این الفبا به نام همان مجله، «الفبای هاوار»، شناخته شد.
الفبای هاوار از الفبای تازهپذیرفتهشدهٔ ترکی الهام گرفته بود که در سال ۱۹۲۸ بر پایهٔ الفبای لاتین تدوین شده بود. هدف از تدوین الفبای لاتینبنیاد کرمانجی این بود که کردهای ترکیه بتوانند آن را بهسرعت فراگیرند؛ افزون بر این، این خط نسبت به خط پیشین فارسی ـ عربی برای نمایش واکهها مناسبتر بود.
الفبای هاوار یک الفبای لاتین گسترشیافته با ۳۱ حرف است که ۸ واکه و ۲۳ همخوان دارد و هر حرف دارای صورت بزرگ و کوچک است.
| 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 | 31 |
| حروف بزرگ | ||||||||||||||||||||||||||||||
| A | B | C | Ç | D | E | Ê | F | G | H | I | Î | J | K | L | M | N | O | P | Q | R | S | Ş | T | U | Û | V | W | X | Y | Z |
| حروف کوچک | ||||||||||||||||||||||||||||||
| a | b | c | ç | d | e | ê | f | g | h | i | î | j | k | l | m | n | o | p | q | r | s | ş | t | u | û | v | w | x | y | z |
| آوانویسی بینالمللی | ||||||||||||||||||||||||||||||
| ɑː | b | d͡ʒ | t͡ʃ | d | æ | eː | f | g | h | ɨ | iː | ʒ | k | l | m | n | oː | p | q | ɾ,r | s | ʃ | t | ʊ | uː | v | w | x,ɣ | j | z |
در نوشتار، گویشوران برخی گونههای کرمانجی دارای حلقیشدگی، گاه سایشی حلقی واکدار /ʕ/ را با آپاستروف (’) و سایشی حلقی بیواک /ħ/ را با h همراه با آپاستروف (h’) نشان میدهند. بدرخان و همکاران همچنین پیشنهاد کرده بودند که Ẍ، ẍ و Ḧ، ḧ بهترتیب برای سایشی نرمکامی واکدار /ɣ/ و سایشی حلقی بیواک /ħ/ به کار روند،[۴] اما این نویسهها از کاربرد افتادهاند و امروزه جزو الفبای معیار نیستند.
واجشناسی تاریخی
کرمانجی درون یک زنجیره گویشی میان زبانهای ایرانی جنوبغربی و شمالغربی و در یکی از انتهای طیف زبانهای کردی قرار دارد.[۶۲] هرچند مرز میان زبانهای ایرانی جنوبغربی و شمالغربی روشن و مطلق نیست، تحول واجی زبانهای کردی ویژگیهای مشترکی با هر دو گروه جنوبغربی و شمالغربی دارد،[۶۲] با این تفاوت که گرایش آن به ویژگیهای شمالغربی بیشتر است، هرچند تحولاتی از نوع جنوبغربی نیز، عمدتاً بر اثر تماس با فارسی و دیگر زبانهای ایرانی جنوبغربی، در آن دیده میشود.[۶۳]
از دید تاریخی، برآورد شده است که نیای زبان کردی در آغاز دورهٔ ایرانی میانه، حدود ۲۰۰ پیش از میلاد، در پیرامون اصفهان امروزی قرار داشته است.[۶۴][۶۵] این موضوع را میتوان از طریق بررسی تعامل احتمالی کردی با فارسی، که خاستگاه آن پیرامون استان فارس امروزی بوده، و بلوچی، که احتمالاً در حوالی کرمان امروزی در شرق ایران شکل گرفته، دنبال کرد.[۶۶] در پی رویدادهای دو هزار سال گذشته، کردی بهتدریج به گسترهٔ امروزی خود گسترش یافت و با زبانهای مختلف منطقه، از جمله ارمنی، زبان آرامی، عربی، زبان ترکی استانبولی و زازاکی، تماس پیدا کرد.
باید توجه داشت که تماس گسترده با فارسی، بهویژه در دورهٔ میانه که فارسی زبان پرستیژ بود، بر واژگان کردی اثر گذاشته و ویژگیهای جنوبغربیای را در آن پدید آورده است که مستقل از دگرگونیهای درونی زباناند؛ افزون بر این، طول و ماهیت این تماس بسیاری از تحولات اصلی کرمانجی را مبهم کرده یا شناسایی آنها را بهکلی دشوار ساخته است.[۶۳] با این همه، با بررسی تعامل تاریخی کرمانجی با زبانهای دیگر منطقه و با استفاده از زبانشناسی تطبیقی میان گویشها و زبانهای خویشاوند، میتوان الگویی تقریبی از تحول واجی کرمانجی ترسیم کرد.
از ایرانی غربی به ایرانی شمالغربی
چند ویژگی کلیدی شمالغربی در واژگان پایهٔ کردی دیده میشود که آن را از گروه جنوبغربی متمایز میکند.
- دگرگونی انسایشیهای لثوی ـ دندانیِ نیاایرانی به سایشیهای لثوی، یعنی *c [t͡s] > s [s] و *j [d͡z] > z [z]، بهطور منظم در واژگان پایه دیده میشود.
| نیاایرانی | کرمانجی | معنی |
|---|---|---|
| *cŕ̥Hah | ser [sæɾ] | سر |
| *mácyah | masî [mɑː'siː] | ماهی |
| *jānaH-tá- | zan- [zɑːn] | دانست (گذشته) |
| *aj(ám) | ez [æz] | من (حالت مستقیم) |
- دگرگونی خوشهای شاخص زبانهای ایرانی شمالغربی، یعنی *cw [t͡sw] > sp [sp]، در واژگان اصلی کردی رخ داده است،[۶۷] هرچند وامواژههای احتمالی از فارسی ممکن است این تحول را در برخی موارد پوشانده باشند.[۶۸]
| نیاایرانی | کرمانجی | معنی |
|---|---|---|
| *ácwah | hesp [hæsp] | اسب |
| *cwaytáh | spî [spiː] | سفید |
دگرگونیهای ایرانی جنوبغربی در کردی
چند دگرگونی آوایی در کرمانجی بیشتر از ویژگیهای گروه ایرانی جنوبغربی بهشمار میآیند؛ با این حال، این دگرگونیها در زبانهای کردی نیز دیده میشوند و به نظر میرسد بیشتر حاصل تحول درونی زبان باشند تا ویژگیهایی که از راه وامگیری از فارسی به دست آمده باشند.
- خوشهٔ *hw، که در زبانهای ایرانی شمالغربی معمولاً به [w] ساده میشود، در کرمانجی بهصورت سایشی نرمکامیِ لبیشدهٔ xw [xʷ] حفظ شده است؛ این ویژگی با دیگر زبانهای ایرانی جنوبغربی مانند فارسی و زبان لری مشترک است.
| نیاایرانی | کرمانجی | معنی |
|---|---|---|
| *hwárdah | xwelî [xʷæ'liː] | خاکستر |
| *hwanH-tá- | xwend- [xʷænd] | خواند (گذشته) |
| *hwar-tá- | xwar- [xʷɑːɾ] | خورد (گذشته) |
- خوشهٔ همخوانی *rz در کرمانجی به l تبدیل شده است؛ دگرگونیای که برای زبانهای ایرانی جنوبغربی شاخص است. به احتمال زیاد این تغییر در کردی همگام با فارسی و در نتیجهٔ وامگیری گسترده رخ داده و بازتاب بومی این خوشه را از میان برده است؛ هرچند پژوهشگرانی مانند مکنزی چند بازتاب احتمالی بومی را پیشنهاد کردهاند.[۶۹]
| نیاایرانی | کرمانجی | معنی |
|---|---|---|
| *barjíš | balîf [bɑː'liːf] | بالش |
- برخلاف بیشتر زبانهای ایرانی شمالغربی که در آنها خوشهٔ نیاایرانی *dw [dw] به b [b] کاهش مییابد، کردی همانند فارسی تحول موازی نشان داده و بهجای آن d [d] دارد.[۷۰] با این حال، بهسبب اندکبودن شمار بازتابهای شناختهشده، اثبات قطعی این دگرگونی دشوار است.
| نیاایرانی | کرمانجی | معنی |
|---|---|---|
| *dwā́ram | derî [dæ'ɾiː] | در |
| *dwáH | du [dʊ] | دو |
از ایرانی غربی به نیاکردی
برخی دگرگونیها تنها در کردی مشاهده شدهاند.[۶۹][۷۱] مهمترین دگرگونیهای شاخص از ایرانی غربی به کردی عبارتاند از:
- حذف همخوان نخست در خوشههای -xm- [xm] و -šm- [ʃm].
| نیاایرانی | کرمانجی | معنی |
|---|---|---|
| *čášma(n) | çav [t͡ʃɑːv] | چشم |
| *táwxma(n) | tov [toːv] | تخم، دانه |
- تبدیل *–m- [m] ایرانی باستان به -v- [v] یا -w- [w].
| نیاایرانی | کرمانجی | معنی |
|---|---|---|
| *hamaH | havîn [hɑː'viːn] | تابستان |
| *jā́mātā | zava [zɑː'vɑː] | داماد |
| *kamān | kevan [kæ'vɑːn] | کمان، قوس |
- تقویت سایشیهای آغازین: *ϑ > t [t]/[tʰ] و *x > k [k]/[kʰ]؛ دگرگونیای که برخی انسدادیهای بیواکِ ویژهٔ کرمانجی را پدید آورده است.
| نیاایرانی | کرمانجی | معنی |
|---|---|---|
| *xárah | ker [kʰæɾ] | خر |
| *θHaywā́ | tî [tʰiː] | باجناق / برادرِ همسر |
- دگرگونی *š [ʃ] به h [h] در همهٔ جایگاهها، بهجز در برخی خوشهها و در آغاز واژه.
| نیاایرانی | کرمانجی | معنی |
|---|---|---|
| *xraišah | rih [rɨh] | ریش |
| *gáwšah | guh [gʊh] | گوش |
- تبدیل واکهٔ مرکب *au/aw به o [oː].
| نیاایرانی | کرمانجی | معنی |
|---|---|---|
| *kapáwtah | kevo(h)k [kæ'voːk] | کبوتر |
| gawb-táh | got- [goːt] | گفت (گذشته) |
- اوملاوت: واکهٔ a پیش از هجایی دارای i یا y به ê [eː] یا î [iː] تبدیل میشود.
| نیاایرانی | کرمانجی | معنی |
|---|---|---|
| *kámb-ya | kêm [keːm] | کم |
| *járHnya- | zêr [zeːr] | زر، طلا |
| *wāč-aya- | bêj- [beːʒ] | بگو / گفتن (بن مضارع) |
| (فارسی کهن) «آیشم» /ayišm/ | hîv [hiːv] | ماه |
- حذف سایشی *ϑ پیش از زنشی r [ɾ] همراه با کشش جبرانی: *(V)ϑr > *(V)hr > (Vː)r. وجود چند واژه با صورتهای متفاوت، مانند jar [ʒɑːɾ] و jehr [ʒæhɾ]، نشان میدهد که احتمالاً دورهای میانی وجود داشته که در آن *ϑ ابتدا به *h تبدیل شده است.
| نیاایرانی | کرمانجی | معنی |
|---|---|---|
| *āθr | ar [ɑːɾ] | آتش |
| *puθráh | por [poːɾ] | پسر (در واژههای مرکب) |
| *ǰaθráH | je(h)r [ʒæhɾ] | زهر |
از نیاکردی به کرمانجی
- سایششدگی انسدادیهای میانواکهای به سایشیها،[۷۲] احتمالاً با یک مرحلهٔ میانیِ سایشیِ بیواک،[۶۲] به این صورت رخ داده است: *[p]، [b] > *[β]، [ɸ] > [v]؛ و *[t]، [d] > *[θ]، [ð] > [h].
| نیاایرانی | کرمانجی | معنی |
|---|---|---|
| *graθ-ya- | girê(h) [gɨ'ɾeː] | گره، بستن |
| *guθáh | gū(h) [guː] | مدفوع |
- در شماری اندک از نمونهها، دگرگونی *k میانی به x [x]، همراه با حذف بعدی آن در جایگاه میانواکهای، و نیز دگرگونی *g به w [w] دیده میشود.
| نیاایرانی | کرمانجی | معنی |
|---|---|---|
| *ā́(H)-ka- | ax [ɑːx] | خاک |
| *ni+kars- | ni(h)êrî- [nɨheː'ɾiː] | نگاه کرد (گذشته) |
| *dráwgah | derew [dæ'ɾæw] | دروغ |
| *dáwgah | dew [dæw] | دوغ |
- خوشهٔ نیاایرانی *mb به m [m] تبدیل میشود؛ در نتیجه، m میانواکهایای پدید میآید که در فرایندی قدیمیتر معمولاً حذف شده بود.
| نیاایرانی | کرمانجی | معنی |
|---|---|---|
| *ham-pāzah | himêz [hɨ.'meːz] | آغوش |
| (ایرانی میانه) šambat | şemî [ʃæ'miː] | شنبه |
- خوشهٔ نیاایرانی *nd به n [n] تبدیل میشود.
| نیاایرانی | کرمانجی | معنی |
|---|---|---|
| *banda-kah | benî [bæ'niː] | خدمتکار |
| *xand- | kenî- [kæ'niː] | خندید (گذشته) |
- h [h] میانواکهای و پایانی پس از واکهٔ بلند حذف میشود: *Vːh(V) > Vːø(V).
| نیاایرانی | کرمانجی | معنی |
|---|---|---|
| *dūta- | dū(h) [duː] | دود |
| *wāta- | ba [baː] | باد |
| *witár- | (bihurî)/borî- [boː'ɾiː] | گذشت (گذشته) |
- خوشهٔ *fr به r لرزشی [r] تبدیل میشود: *(V)fr > *(V)hr [hɾ] > (Vː)r̄ [r].
| نیاایرانی | کرمانجی | معنی |
|---|---|---|
| *fra- | ra- [rɑː] | پیشفعل به معنی «پیش، فرا-» |
- خوشهٔ *-ft- به t [t] تبدیل میشود، در حالی که این خوشه در سورانی یا فارسی حفظ شده است.
| نیاایرانی | کرمانجی | معنی |
|---|---|---|
| *kap-ta- | ket- [kʰæt] | افتاد (گذشته) |
| *gṛft- | girt- [ɡɨɾt] | گرفت (گذشته) |
- w آغازین به b [b] تقویت میشود.
| نیاایرانی | کرمانجی | معنی |
|---|---|---|
| *warna-kah | berx [bæɾx] | بره |
| *warājáh | beraz [bæ'ɾɑːz] | خوک |
| *warānam | beran [bæ'ɾɑːn] | قوچ |
- خوشهٔ *-xt- به -t- تبدیل میشود.
| نیاایرانی | کرمانجی | معنی |
|---|---|---|
| *duxtā(r) | dot [doːt] | دختر، تنها در واژههای مرکب |
| *yuxtam | cot [d͡ʒoːt] | جفت، گاوآهن |
| *pax-ta- | pet- [pæt] | پخت (گذشته) |
- خوشهٔ *rd-، برگرفته از نیاایرانی *rt-، به r- تبدیل میشود.
| نیاایرانی | کرمانجی | معنی |
|---|---|---|
| *kar-ta- | kir- [kɨɾ] | کرد (گذشته) |
| *pr̥túš | pir [pʰɨɾ] | پل |
- در آغاز واژههایی که با واکه آغاز میشوند، یک h افزوده میشود.
| نیاایرانی | کرمانجی | معنی |
|---|---|---|
| *ácwah | hesp [hæsp] | اسب |
| *a-gam-ta- | hat- [hɑːt] | آمد (گذشته) |
- در برخی واژهها، š [ʃ] به انسایشی ç [t͡ʃʰ] تقویت میشود.
| نیاایرانی | کرمانجی | معنی |
|---|---|---|
| *šyáwa- | çû- [t͡ʃʰuː] | رفت (گذشته) |
| *warš- | birçî [bɨɾˈt͡ʃʰiː] | گرسنه |
| *Hŕ̥šah | hirç [hɨɾt͡ʃʰ] | خرس |
- در کرمانجی، در نتیجهٔ ناهمگونی پیش از خوشهٔ št، č نیاایرانی [t͡ʃ] به t [t] تبدیل میشود؛ یعنی čVšt > tVšt.
| نیاایرانی | کرمانجی | معنی |
|---|---|---|
| čaštakah | taşt [tɑːʃt] | صبحانه |
| čisčid- | tişt [tɨʃt] | چیز |
ارجاعات
- ↑ "Northern Kurdish". Ethnologue. Retrieved 12 April 2026.
- ↑ Windfuhr (2012), p. 12–15.
- ↑ "Khorasan i. Ethnic Groups". Encyclopædia Iranica (in English). Encyclopædia Iranica Foundation.
- 1 2 Khan & Lescot (1970).
- ↑ Khan & Lescot (1970), p. 3–4.
- 1 2 Haig & Öpengin (2018), p. 165.
- 1 2 Gündoğdu (2016), p. 62.
- 1 2 Kahn (1976), p. 122.
- 1 2 MacKenzie (1961b).
- ↑ Khan & Lescot 1970 p. 3 "E - est intermédiaire entre un «è» français et un «a» prononcé très bref. On peut le rapprocher du «a» anglais de «bad»."
- ↑ Haig & Öpengin (2018), p. 168.
- ↑ Durmaz (2025), p. 16.
- ↑ Gündoğdu (2016), p. 59–60.
- ↑ Khan & Lescot 1970 p. 4 : "A - est l'analogue d'un «â» français très allongé, comme dans le mot «âne»."
- ↑ Durmaz 2025 p. 23 : "<a> is an open, back and low vowel. It is categorized as one of the long vowels in Kurmanji due to its longer articulation time."
- ↑ Gorrie, Colin. "The complete guide to vowel inventories". Colin Gorrie. Retrieved 13 April 2026.
- ↑ Zsiga (2012), p. 59.
- 1 2 Haig & Öpengin (2018).
- ↑ Durmaz (2025), p. 20–21.
- ↑ Haig & Öpengin (2018), p. 169.
- 1 2 3 Durmaz (2025).
- ↑ Durmaz (2025), p. 72.
- ↑ Khan & Lescot (1970), p. 93–103.
- ↑ Durmaz (2025), p. 73.
- ↑ Özsoy & Türkyılmaz (2006).
- 1 2 Öpengin & Haig (2014), p. 187.
- ↑ Sihler (1995), p. 35.
- ↑ Keskin (2008), p. 42–47.
- ↑ Öpengin & Haig (2014), p. 188.
- ↑ Khan & Lescot (1970), p. 16–29.
- ↑ Khan & Lescot (1970), p. 16–33.
- ↑ Haig & Öpengin (2018), p. 170–171.
- ↑ Thackston (2006), p. 2–4.
- ↑ Kahn (1976), p. 121.
- ↑ Khan & Lescot (1970), p. 4–28.
- ↑ Haig & Öpengin (2018), p. 171.
- ↑ Khan & Lescot (1970), p. 29.
- 1 2 Thackston (2006), p. 3.
- ↑ Öpengin (2020), p. 463.
- ↑ Öpengin & Haig (2014), p. 175–176.
- ↑ Durmaz (2025), p. 25.
- ↑ Öpengin & Haig (2014), p. 170.
- ↑ Matras (2019), p. 231–232.
- ↑ Haig & Öpengin (2018), p. 170.
- ↑ Durmaz (2025), p. 67–78.
- ↑ Windfuhr (2012), p. 19.
- ↑ Öpengin & Haig (2014), p. 187–189.
- ↑ Matras (2019), p. 237.
- ↑ Gündoğdu (2016), p. 64–65.
- 1 2 Thackston (2006), p. 4.
- 1 2 Gündoğdu (2016), p. 63–65.
- ↑ Barry (2019), p. 48.
- ↑ Haig & Matras (2002), p. 5.
- ↑ Öpengin & Haig (2014), p. 197.
- ↑ Kahn (1976), p. 28.
- ↑ Barry (2019).
- ↑ Öpengin (2020).
- ↑ Öpengin (2020), p. 464.
- ↑ Öpengin (2020), p. 7.
- ↑ Öpengin (2020), p. 466.
- ↑ Öpengin (2020), p. 466–469.
- 1 2 3 Windfuhr (2012).
- 1 2 Asatrian (1994), p. 86.
- ↑ Windfuhr (1975), p. 463.
- ↑ Asatrian (2009), p. 30.
- ↑ Windfuhr (1975), p. 470.
- ↑ Asatrian (1994), p. 91.
- ↑ Windfuhr (2012), p. 19–20.
- 1 2 MacKenzie (1961a).
- ↑ Windfuhr (2012), p. 20.
- ↑ Asatrian (2009), p. 15.
- ↑ Asatrian (1994).
- مشارکتکنندگان ویکیپدیا. «Kurmanji phonology». در دانشنامهٔ ویکیپدیای انگلیسی، بازبینیشده در ۳ سپتامبر ۲۰۲۶.
منابع
- Asatrian, Garnik; Vladimir, Livshitz (1994). "Origine du système consonantique de la langue kurde". Acta Kurdica. 1. Curzon Press: 81–108.
- Asatrian, Garnik (2009). "Prolegomena to the Study of the Kurds". Iran & the Caucasus. 13. E.J. Brill: 1–57.
- Barry, Daniel (2019). "Pharyngeals in Kurmanji Kurdish: A Reanalysis of Their Source and Status". Current Issues in Kurdish Linguistics. 1. University of Bamberg Press: 39–71. doi:10.20378/irb-56758.
- "The Dialects of Kurdish". University of Manchester. 2016.
- Durmaz, Mustafa (2025). A Comprehensive Grammar of Kurmanji Kurdish: an Integrated Account of its Phonological, Morphological and Syntactic Structures (PhD thesis). Indiana University.
- Gündoğdu, Songül (2016). "Remarks on Vowels and Consonants in Kurmanji". Anemon. 4: 58–70. doi:10.18506/anemon.16606.
- Haig, Geoffrey; Matras, Yaron (2002). "Kurdish linguistics: a brief overview". Sprachtypologie und Universalienforschung. 55. Berlin: De Gruyter Mouton: 3–14. doi:10.1524/stuf.2002.55.1.3.
- Haig, Geoffrey; Öpengin, Ergin (2018). "Kurmanji Kurdish in Turkey: Structure, varieties and status.". In Bulut, Christiane (ed.). Linguistic minorities in Turkey and Turkic-speaking minorities of the periphery. Wiesbaden: Harrassowitz Verlag. ISBN 978-3-447-10723-5.
- Khan, Celadet Bedir; Lescot, Roger (1970), Grammaire kurde (Dialecte kurmandji), Paris: La librairie d'Amérique et d'Orient, Adrien Maisonneuve
- Kahn, Margaret (1976). Borrowing and Variation in a Phonological Description of Kurdish (PhD thesis). The University of Michigan.
- Keskin, Mesut (2008). Zur dialektalen Gliederung des Zazaki (MSc thesis). Johann Wolfgang Goethe-Universität.
- MacKenzie, David Neil (1961a). "The Origins of Kurdish". Transactions of the Philological Society. 60. Oxford: Blackwell Publishing Ltd: 68–86.
- MacKenzie, David Neil (1961b). Kurdish Dialect Studies. Vol. 1. Oxford University Press. ISBN 9780728600874.
{{cite book}}: ناسازگاری شابک و تاریخ (کمک) - Matras, Yaron (2019). "Revisiting Kurdish dialect geography: Findings from the Manchester Database". Current Issues in Kurdish Linguistics. University of Bamberg Press: 225–241. doi:10.20378/irb-56764.
- Öpengin, Ergin (2020). "Kurdish". In Lucas, Christopher; Manfredi, Stefano (eds.). Arabic and contact-induced change. Berlin: Language Science Press. pp. 459–487. doi:10.5281/zenodo.3744541.
- Öpengin, Ergin; Haig, Geoffrey (2014), "Regional variation in Kurmanji: A preliminary classification of dialects", Kurdish Studies Archive, 2, E.J. Brill, doi:10.1163/9789004706552_005, ISSN 2051-4883
- Özsoy, A. Sumru; Türkyılmaz, Yektan (2006). "Front Rounded Vowels in the Sinemili Dialect of Kurmanji - A Case of Language Contact?". Turkic-Iranian Contact Areas: Historical and Linguistic Aspects. 62: 300–309.
- Sihler, Andrew L. (1995). New comparative grammar of Greek and Latin. New York: Oxford University Press. ISBN 9780195083453.
- Thackston, Wheeler McIntosh (2006), Kurmanji Kurdish - A Reference Grammar with Selected Readings, Boston: Harvard University
- Windfuhr, Gernot (1975). "Isoglosses: A Sketch on Persians and Parthians, Kurds and Medes". Acta Iranica. 5. E.J. Brill: 457–472.
- Windfuhr, Gernot (2012), The Iranian Languages, Routledge, ISBN 9780415622356
- Zsiga, Elizabeth C. (2012). The Sounds of Language: An Introduction to Phonetics and Phonology. John Wiley & Sons. ISBN 9781405191036.
- زبان کردی
- واجشناسی زبانهای ایرانی