واج‌شناسی آسی

واج‌شناسی زبان آسی به بررسی نظام واکه‌ها و همخوان‌ها، واج‌آرایی، تکیه و فرایندهای واجی در زبان آسی می‌پردازد. آسی از زبان‌های ایرانی شرقی و تنها بازماندهٔ زندهٔ مجموعهٔ گویش‌های ایرانی شمال‌شرقی است که با سکاها، سرمتی‌ها و آلان‌ها پیوند تاریخی داشته‌اند.[۱]

زبان آسی دارای دو گونهٔ اصلی، ایرون و دیگور، است. زبان ادبی معیار عمدتاً بر ایرون استوار است، در حالی که دیگور در بسیاری از ویژگی‌های آوایی و دستوری مرحله‌ای محافظه‌کارانه‌تر را حفظ کرده است.[۲] تفاوت‌های واجی دو گونه، به‌ویژه در نظام واکه‌ها، کامی‌شدن همخوان‌ها و تحول سایشی‌ها و انسدادی–سایشی‌ها، از عوامل اصلی تفاوت تلفظ آن‌هاست.

نظام آوایی آسی افزون بر ویژگی‌های به‌ارث‌رسیده از ایرانی شرقی، از تماس طولانی با زبان‌های قفقازی نیز تأثیر پذیرفته است. حضور یک ردیف انسدادی‌های چاکنایی یا برون‌دمی و برخی همخوان‌های زبان‌کوچکی از برجسته‌ترین پیامدهای این تماس به شمار می‌روند.[۲]

گویش‌ها

دو گونهٔ اصلی آسی، ایرون در شرق و دیگور در غرب، از یک نیای آلانی نسبتاً یکپارچه سرچشمه گرفته‌اند. گونهٔ آسی جنوبی نیز عموماً شاخه‌ای از ایرون دانسته می‌شود. دیگور بیشتر ویژگی‌های کهن را حفظ کرده و بسیاری از نوآوری‌های نسبتاً متأخر ایرون، به‌ویژه در نظام واکه‌ای و همخوان‌های کامی، در آن رخ نداده یا به شکل محدودتری صورت گرفته‌اند.[۲]

از نظر واجی، مهم‌ترین اختلاف‌های ایرون و دیگور عبارت‌اند از:

  • ادغام واکه‌های کوتاه /i/ و /u/ در یک واکهٔ مرکزی در ایرون؛
  • حفظ جداگانهٔ این دو واکه در دیگور؛
  • پیدایش یک ردیف ثانویهٔ انسدادی–سایشی در ایرون در اثر کامی‌شدن نرمکامی‌ها؛
  • حفظ /ɣ/ آغازین در دیگور در برابر تحول آن به /q/ در ایرون؛
  • تفاوت در تحقق آوایی سایشی‌ها و انسدادی–سایشی‌ها.[۲]

واکه‌ها

نظام واکه‌ای آسی در ادبیات زبان‌شناختی معمولاً بر پایهٔ تقابل «واکه‌های قوی» و «واکه‌های ضعیف» توصیف می‌شود. این تمایز از نظر تاریخی با کمیت واکه مرتبط بوده است، اما در زبان امروزی اختلاف کیفیت نیز نقش اساسی دارد.[۳]

ایرون

در آوانگاری توردارسون، دستگاه واکه‌ای ایرون شامل واکه‌های قوی i, e, a, o, u و واکه‌های ضعیف ị و ä است.[۲] واکهٔ ị واکه‌ای مرکزی و نسبتاً بسته است و کیفیت دقیق آن بسته به محیط همخوانی تغییر می‌کند؛ در مجاورت همخوان‌های نرمکامی می‌تواند پسین‌تر تلفظ شود.

واکه‌های اصلی ایرون
نوع واکه‌ها
قوی /i, e, a, o, u/
ضعیف /ị, ä/

تمایز «قوی» و «ضعیف» تنها یک تفاوت آوایی ساده نیست و در تعیین جایگاه تکیه و تاریخ واجی واژه‌ها نیز اهمیت دارد.[۱]

دیگور

دیگور واکه‌های ī, i, e, ä, a, o, u را حفظ کرده است. تمایز میان /ī/ و /i/ در خط معمول دیگور به‌طور منظم نمایش داده نمی‌شود و هر دو معمولاً با یک نویسه نوشته می‌شوند.[۲]

واکه‌های دیگور
واکه‌ها
/ī, i, e, ä, a, o, u/

یکی از مهم‌ترین تفاوت‌های دو گونه این است که /i/ و /u/ کوتاه دیگور در ایرون عمدتاً در واکهٔ مرکزی ị ادغام شده‌اند. برای نمونه، صورت‌هایی که در دیگور دارای /i/ یا /u/ هستند ممکن است در ایرون با ị ظاهر شوند.[۲]

تطابق واکه‌ای ایرون و دیگور

برخی از مهم‌ترین تطابق‌های تاریخی دو گونه عبارت‌اند از:

ایرانی باستان دیگور ایرون
*ai e i
*au o u
*i، *ī i عمدتاً ị در میان واژه
*u، *ū u عمدتاً ị در میان واژه
*a ä و صورت‌های وابسته به محیط ä و صورت‌های وابسته به محیط
*ā a a

واکه‌های مرکب گزارش‌شده در آسی شامل ai, au, äi, iä, iu, ua, uä, ui و در ایرون همچنین uị است.[۲]

نیم‌واکه‌های [j] و [w] معمولاً واج مستقل محسوب نمی‌شوند و می‌توان آن‌ها را واج‌گونه‌های /i/ و /u/ در محیط‌های خاص تحلیل کرد.[۲]

همخوان‌ها

دستگاه همخوانی آسی از سه ردیف عمدهٔ انسدادی و انسدادی–سایشی برخوردار است: واک‌دار، بی‌واک دمیده و بی‌واک چاکنایی. وجود ردیف سوم یکی از برجسته‌ترین ویژگی‌هایی است که آسی در نتیجهٔ تماس با زبان‌های قفقازی به دست آورده است.[۲]

در جدول‌های زیر نماد c تقریباً نمایندهٔ /ts/، č نمایندهٔ /tʃ/، dz نمایندهٔ /dz/ و dž نمایندهٔ /dʒ/ است.

ایرون

نوع واج‌ها
انسدادی و انسدادی–سایشی واک‌دار /b, d, dz, dž, g, gʷ/
بی‌واک دمیده /p, t, ts, tʃ, k, kʷ, q, qʷ/
بی‌واک چاکنایی /pʼ, tʼ, tsʼ, tʃʼ, kʼ, kʼʷ/
سایشی واک‌دار /v, z, ɣ, ɣʷ/
سایشی بی‌واک /f, s, x, xʷ/
خیشومی /m, n/
روان /l, r/

دیگور

دیگور ردیف ثانویهٔ کامی /tʃ, dʒ, tʃʼ/ ایرون را به همان صورت ندارد و دستگاه آن در این زمینه محافظه‌کارانه‌تر است.[۲]

نوع واج‌ها
انسدادی و انسدادی–سایشی واک‌دار /b, d, dz, g, gʷ/
بی‌واک دمیده /p, t, ts, k, kʷ, q, qʷ/
بی‌واک چاکنایی /pʼ, tʼ, tsʼ, kʼ, kʼʷ/
سایشی واک‌دار /v, z, ɣ, ɣʷ/
سایشی بی‌واک /f, s, x, xʷ/
خیشومی /m, n/
روان /l, r/

انسدادی‌های چاکنایی

انسدادی‌های چاکنایی یا برون‌دمی /pʼ, tʼ, tsʼ, kʼ/ و در ایرون /tʃʼ/ بخش مشخصی از دستگاه همخوانی جدید آسی را تشکیل می‌دهند. این واج‌ها عمدتاً در وام‌واژه‌های قفقازی دیده می‌شوند و بار کارکردی تقابل چاکنایی در آسی نسبت به زبان‌های قفقازی بسیار کمتر است.[۲]

جفت‌های کمینه که تنها با وجود یا نبود چاکنایی از یکدیگر متمایز شوند نسبتاً کمیاب‌اند. با این حال، این همخوان‌ها در نتیجهٔ وام‌گیری تثبیت شده‌اند و حتی انسدادی‌های بی‌واک در برخی وام‌واژه‌های روسی نیز ممکن است در آسی به‌صورت چاکنایی تلفظ شوند.[۲]

همخوان‌های لبی‌نرمکامی

آسی دارای مجموعه‌ای از همخوان‌های نرمکامی و زبان‌کوچکی لبی‌شده، مانند /kʷ, gʷ, xʷ, ɣʷ, qʷ/ است. وضعیت واجی این همخوان‌ها محل اختلاف بوده است: می‌توان آن‌ها را واج‌های مستقل لبی‌نرمکامی دانست یا آن‌ها را توالی یک همخوان نرمکامی و [w] تحلیل کرد.[۲]

در دیگور بازمانده‌های تاریخی *xw پیش از /a/ و /ä/ بهتر حفظ شده‌اند، در حالی که در ایرون لبی‌شدگی در بسیاری از این محیط‌ها از میان رفته است.

همخوان‌های ملازی

واج‌های /q/ و /qʷ/ در زبان آسی از همخوان‌های ملازی هستند؛ یعنی در تولید آن‌ها بخش پسین زبان به سوی زبان کوچک نزدیک می‌شود یا با آن تماس می‌یابد. این واج‌ها در آسی اساساً از طریق تماس با زبان‌های همسایه وارد شده‌اند و در لایهٔ واژگانی کهن ایرانی جایگاه محدودی دارند.[۲]

با این حال، در ایرون یک تحول درون‌زبانی نیز باعث گسترش /q/ شده است: *g آغازین ایرانی ابتدا در آسی مشترک به سایشی /ɣ/ تبدیل شد؛ این صورت در دیگور حفظ شد، اما در ایرون بعداً به /q/ تحول یافت:

ایرانی باستان *g- → آسی مشترک /ɣ-/ → ایرون /q-/

برای نمونه، واژهٔ «گرم» در دیگور با /ɣ-/ و در ایرون با /q-/ آغاز می‌شود.[۲]

این تحول در برخی گونه‌های جنوبی ایرون نسبتاً متأخر و مربوط به سده‌های نوزدهم و بیستم گزارش شده است.

سایشی‌ها و انسدادی–سایشی‌ها

در تاریخ آسی، *s و *š ایرانی باستان در یک واج و *z و *ž نیز در یک واج ادغام شده‌اند. با این حال، تحقق آوایی این واج‌ها در گویش‌های محلی متفاوت است. در آسی جنوبی تلفظ دندانی–لثوی بیشتر دیده می‌شود، در حالی که در ایرون شمالی و برخی گونه‌های دیگور تلفظ کامی‌تر رواج دارد.[۲]

انسدادی–سایشی‌های کهن ایرانی در آسی عمدتاً به /ts/ و /dz/ رسیده‌اند. افزون بر آن، /ts/ می‌تواند از توالی‌های تاریخی *ti، *θi و *čy نیز پدید آمده باشد.

ردیف ثانویه در ایرون

یکی از نوآوری‌های مهم ایرون پیدایش یک ردیف ثانویهٔ انسدادی–سایشی در اثر کامی‌شدگی همخوان‌های نرمکامی در برابر واکه‌های پیشین است. /k, kʼ, g/ ابتدا در چنین محیط‌هایی کامی‌شده و سپس به صورت‌های /tʃ, tʃʼ, dʒ/ درآمده‌اند.[۲]

این تغییر نسبتاً متأخر است و احتمالاً در حدود سدهٔ هجدهم و آغاز سدهٔ نوزدهم گسترش یافته است.[۴]

فشار قیاسی در صرف واژه‌ها باعث شده است که در برخی صورت‌ها تلفظ کهن نرمکامی در کنار تلفظ جدید کامی باقی بماند.

خوشه‌های همخوانی

خوشه‌های همخوانی آسی معمولاً از دو همخوان تشکیل می‌شوند. خوشه‌های سه‌همخوانی بیشتر در مرز تکواژها پدید می‌آیند. ترتیب معمول خوشه‌ها به گونه‌ای است که سایشی، خیشومی یا روان پیش از انسدادی، سایشی یا روان دیگر قرار می‌گیرد.[۲]

توالی دو انسدادی مستقل بیشتر در وام‌واژه‌ها دیده می‌شود. دربارهٔ انسدادی‌های مشدد نیز تحلیل‌های متفاوتی وجود دارد؛ برخی پژوهشگران آن‌ها را ردیف چهارمی از انسدادی‌های بی‌واک و بی‌دمیدگی دانسته‌اند، اما تحلیل آن‌ها به‌عنوان خوشهٔ دو همخوان همانند دیگر همخوان‌های مشدد اقتصادی‌تر دانسته شده است.[۲]

تکیه

تکیهٔ آسی امروزی ضعیف و بازدمی است و تکیهٔ واژه تا حد زیادی تابع تکیهٔ گروه نوایی است. جریان گفتار به گروه‌های نوایی تقسیم می‌شود و معمولاً یک هجا تکیهٔ اصلی گروه را می‌گیرد.[۲]

قاعدهٔ عمومی در توصیف سنتی چنین است:

  • اگر هجای نخست دارای واکهٔ قوی باشد، تکیه بر همان هجا قرار می‌گیرد؛
  • اگر واکهٔ هجای نخست ضعیف باشد، تکیه معمولاً بر هجای دوم قرار می‌گیرد.

در ایرون، حذف یک واکهٔ آغازین تاریخی می‌تواند سبب شود که تکیه روی هجای نخست دارای واکهٔ ضعیف قرار گیرد. این امر حتی می‌تواند در برخی ساخت‌ها تمایز معنایی ایجاد کند.[۲]

تکیهٔ تاریخی

شواهد کاهش و حذف واکه‌ها نشان می‌دهد که پیش‌آسی دارای نظام تکیه‌ای پویاتر و آزادتر بوده است. رونالد کیم پیشنهاد کرده است که در نیا‌آسی تکیه معمولاً بر نخستین «واکهٔ قوی» قرار می‌گرفت و در صورت نبود واکهٔ قوی، بر هجای پایانی می‌افتاد.[۱]

ایرون بعدها حوزهٔ تکیه را عمدتاً به دو هجای نخست محدود کرده، در حالی که در دیگور دامنهٔ آن گسترده‌تر باقی مانده است. کیم شباهت نظام بازسازی‌شدهٔ تکیه در پیش‌آسی را با «قانون ریتمیک» سغدی یکی از نوآوری‌های مشترک مهم این دو زبان ایرانی شرقی می‌داند.[۱]

فرایندهای واجی

همگونی واکه‌ای

در تاریخ آسی دو نوع اصلی تغییر واکه تحت تأثیر واکه‌ها یا نیم‌واکه‌های بعدی دیده می‌شود: املوت ناشی از *i و *y و املوت ناشی از *u و *w.[۳][۱]

برای نمونه، *a ایرانی باستان در مجاورت *u یا *w در بسیاری موارد به واکهٔ پسین‌تر تحول یافته است؛ در حالی که مجاورت *i یا *y می‌توانسته سبب پیشین‌شدن آن شود. پیامد این تغییرات هنوز در اختلاف واکه‌های ایرون و دیگور مشاهده می‌شود.

حذف میان‌واکه‌ای

حذف واکهٔ میانی یکی از فرایندهای مهم تاریخ آسی است. واکه‌های کوتاه بی‌تکیه در بسیاری از محیط‌ها حذف شده‌اند و خوشه‌های همخوانی جدیدی ایجاد کرده‌اند.[۳]

این فرایند در شکل‌گیری بسیاری از صورت‌های امروزی و همچنین در پیدایش تفاوت میان واژه‌های هم‌ریشه نقش داشته است.

حذف پایانی

واکه‌های کوتاه بی‌تکیهٔ پایانی نیز در مرحلهٔ پیش‌آسی به میزان گسترده‌ای حذف شده‌اند. این حذف پایانی افزون بر تغییر ساخت هجا، بر صرف اسمی و شکل پسوندها نیز اثر گذاشته است.[۳][۱]

واک‌دارشدگی

انسدادی‌های بی‌واک در جایگاه میان‌واکه‌ای و پس از همخوان‌های واک‌دار در بسیاری موارد واک‌دار شده‌اند. برای نمونه، *t و *k در چنین محیط‌هایی می‌توانند به /d/ و /g/ تحول یابند.[۲]

شواهد نام‌های شخصی سرمتی از سده‌های نخست میلادی نشان می‌دهد که این فرایند پیش از شکل‌گیری آسی تاریخی آغاز شده بود.[۵]

سایشی‌شدن

در تاریخ آسی، انسدادی‌های واک‌دار ایرانی در بسیاری از محیط‌ها به سایشی تبدیل شده‌اند. به‌ویژه *b و *g میان‌واکه‌ای در مسیر تحول به /v/ و /ɣ/ قرار گرفته‌اند.

برای نمونه:

  • *p آغاز واژه در بسیاری از واژه‌های موروثی → /f/؛
  • *p میان‌واکه‌ای → /b/ → /v/؛
  • *b میان‌واکه‌ای → /v/؛
  • *g در بسیاری از محیط‌ها → /ɣ/.[۲]

واج‌شناسی تاریخی

واج‌شناسی آسی از نظر بازسازی تاریخ زبان‌های ایرانی شرقی اهمیت ویژه‌ای دارد، زیرا این زبان تنها بازماندهٔ زندهٔ پیوستار زبانی سکایی–سرمتی–آلانی است.[۵]

مطالعات تطبیقی، شواهد درونی آسی، نام‌های سرمتی ثبت‌شده به خط یونانی و متون پراکندهٔ آلانی امکان بازسازی بخشی از ترتیب تغییرات واجی پیش‌آسی را فراهم می‌کنند.

نظام واکه‌ای پیش‌آسی

کیم بر اساس تطابق‌های ایرانی باستان، نیا‌آسی، دیگور و ایرون، برای نیا‌آسی دستگاهی شامل مجموعه‌ای از واکه‌های «قوی» و «ضعیف» بازسازی می‌کند. واکه‌های قوی عمدتاً بازتاب واکه‌های بلند و واکه‌های مرکب ایرانی باستان بودند، در حالی که واکه‌های ضعیف بیشتر از واکه‌های کوتاه به ارث رسیده بودند.[۱]

این نظام به‌ویژه از آن جهت مهم بود که جایگاه تکیه و سرنوشت واکه‌های بی‌تکیه را تعیین می‌کرد.

تحول واکه‌های ایرانی باستان

جانی چونگ در بررسی تاریخی واکه‌های آسی نشان می‌دهد که تحول کمیت واکه‌ها در آسی به‌تدریج به تقابل‌های کیفی تبدیل شده است.[۳]

به‌طور کلی:

  • *ai → دیگور /e/، ایرون /i/؛
  • *au → دیگور /o/، ایرون /u/؛
  • *i و *ī در دیگور در /i/ ادغام شدند؛
  • *u و *ū در دیگور در /u/ ادغام شدند؛
  • این واکه‌های کوتاه در ایرون در بسیاری از موقعیت‌های میانی بیشتر به واکهٔ مرکزی ị رسیدند؛
  • تمایز تاریخی *a و *ā عمدتاً به اختلاف کیفیت میان ä و a تبدیل شد.[۳]

کامی‌شدگی نخستین

یکی از نخستین نوآوری‌های قابل بازسازی پیش‌آسی، افزوده‌شدن /i/ در برخی محیط‌ها و سپس کامی‌شدگی همخوان‌های مجاور بود. پالونچیچ این تحول را چند سده پیش از جابه‌جایی‌های همخوانی بعدی قرار می‌دهد و معتقد است که کامی‌شدگی تا دورهٔ سرمتی، یعنی سده‌های نخست میلادی، تا حد زیادی تکمیل شده بود.[۵]

نام‌های شخصی سرمتی ثبت‌شده به خط یونانی شواهدی برای بازتاب همخوان‌های کامی حاصل از *ti، *di و *θy در اختیار می‌گذارند.[۵]

تحول *ri و *ry

یکی از تحولات مشخص پیش‌آسی تبدیل توالی‌های ایرانی *ri و *ry به همخوان جانبی /l/ یا /ll/ بود. بازتاب این تغییر در نام‌های سرمتی و نیز واژگان آسی جدید دیده می‌شود.[۵]

از نمونه‌های جدید می‌توان به واژهٔ آسی برای «نر، مرد» اشاره کرد که /l/ آن از توالی ایرانی *ry پدید آمده است.[۲]

*sr و *sy

ترکیب‌های ایرانی *sr و احتمالاً *sy در مرحله‌ای کهن به /š/ تبدیل شدند. شواهد نام‌های سرمتی نشان می‌دهد که این تحول احتمالاً تا دورهٔ سرمتی انجام شده بود.[۵]

در مراحل بعدی تاریخ آسی، تقابل تاریخی /s/ و /š/ از میان رفت و این دو در یک واج ادغام شدند، هرچند تحقق آن در گویش‌های جدید می‌تواند از [s] تا تلفظ‌های کامی‌تر متفاوت باشد.

جابه‌جایی همخوان‌ها

جابه‌جایی همخوان‌ها نیز در شکل‌گیری آسی نقش داشته است. پالونچیچ یکی از مراحل مهم جابه‌جایی در پیش‌آسی را تقریباً به آغاز دورهٔ میلادی نسبت می‌دهد.[۶]

این فرایند در کنار حذف واکه، کامی‌شدگی و واک‌دارشدگی، بخشی از زنجیرهٔ تغییراتی بود که دستگاه آوایی آلانی و سپس آسی را از ایرانی باستان متمایز کرد.

ترتیب نسبی تغییرات پیش‌آسی

بر پایهٔ پژوهش‌های چونگ، کیم و پالونچیچ، شماری از تحولات عمدهٔ پیش‌آسی را می‌توان به‌طور تقریبی چنین مرتب کرد:[۵]

  1. سایشی‌شدن برخی انسدادی‌های واک‌دار؛
  2. واک‌دارشدگی انسدادی‌های بی‌واک در جایگاه میان‌واکه‌ای؛
  3. تحول برخی واکه‌های پایانی ایرانی؛
  4. املوت /u/؛
  5. تحول *sr و *sy؛
  6. درون‌افزایی /i/ و کامی‌شدگی؛
  7. حذف واکه‌های پایانی و میانی؛
  8. همگونی برخی سایشی‌های لبی؛
  9. جابه‌جایی بعضی خوشه‌های همخوانی؛
  10. تحولات متأخرتر مانند *p → /f/ و *θ → /t/.

ترتیب دقیق بعضی از این تغییرها همچنان موضوع پژوهش است و همهٔ مراحل را نمی‌توان با تاریخ مطلق تعیین کرد.[۱][۵]

شواهد سرمتی و اَلانی

داده‌های مستقیم از مراحل پیشین آسی اندک است. با این حال، نام‌های شخصی ایرانی در سنگ‌نوشته‌های یونانی ساحل شمالی دریای سیاه در سده‌های نخست میلادی برای بازسازی زبان سرمتی اهمیت ویژه دارند.[۵]

تحلیل این نام‌ها شواهدی برای:

  • کامی‌شدگی برخی همخوان‌ها؛
  • واک‌دارشدگی انسدادی‌های میان‌واکه‌ای؛
  • تحول *sr و *sy؛
  • تحول *ry؛
  • و تعدادی دیگر از تغییرهای پیش‌آسی

فراهم کرده است.[۵]زبان الانی قرون وسطی حلقهٔ واسط میان این داده‌های سرمتی و آسی جدید است. از مهم‌ترین شواهد الانی می‌توان به سنگ‌نوشتهٔ زلنچوک، چند عبارت ثبت‌شده در اثر یوحنا تزتزس، یادداشت‌های حاشیه‌ای یک نسخهٔ بیزانسی و واژه‌نامهٔ یاسی در مجارستان اشاره کرد.[۵]

تأثیر تماس زبانی

جدایی طولانی آسی از سایر زبان‌های ایرانی و قرارگرفتن آن در محیط قفقاز، دستگاه واجی آن را به‌طور محسوس تحت تأثیر قرار داده است.[۲]

مهم‌ترین ویژگی‌های منسوب به تماس با زبان‌های قفقازی عبارت‌اند از:

  • ورود انسدادی‌های چاکنایی؛
  • افزایش اهمیت همخوان‌های زبان‌کوچکی؛
  • برخی ویژگی‌های نوایی و تکیه؛
  • و گسترش واج‌های جدید در نتیجهٔ وام‌گیری.

با وجود این، بخش عمدهٔ الگوهای بنیادی تحول واکه‌ها و همخوان‌ها از مراحل ایرانی و آلانی زبان به ارث رسیده است.

پژوهش‌ها

نخستین پژوهش‌های عمده دربارهٔ دستگاه آوایی آسی به آثار وسولود میلر در اواخر سدهٔ نوزدهم و اوایل سدهٔ بیستم بازمی‌گردد. در سدهٔ بیستم، پژوهش‌های وسیلی آبایف، فردریک توردارسون و دیوید تستن شناخت نظام واجی جدید آسی را گسترش داد.[۷]

از مهم‌ترین پژوهش‌های مربوط به واج‌شناسی تاریخی، تک‌نگاری جانی چونگ دربارهٔ تحول واکه‌های آسی در سال ۲۰۰۲ است. رونالد کیم در ۲۰۰۳ با مطالعهٔ تاریخ پسوند حالت مایل، نظام تکیه و ترتیب نسبی برخی تغییرهای واجی پیش‌آسی را بازسازی کرد.[۳][۱]

پژوهش‌های فیلیپ پالونچیچ نیز با استفاده از نام‌های شخصی سرمتی، امکان تاریخ‌گذاری شماری از تغییرهای واجی پیش‌آسی را تا سده‌های نخست میلادی فراهم کرده‌اند.[۵]

جستارهای وابسته

پانویس

  1. 1 2 3 4 5 6 7 8 9 Kim، Ronald (۲۰۰۳). «On the Historical Phonology of Ossetic: The Origin of the Oblique Case Suffix». Journal of the American Oriental Society. ۱۲۳ (۱): ۴۳–۷۲.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  2. 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 Thordarson، Fridrik (۲۰۰۹). «Ossetic Language i. History and Description». Encyclopaedia Iranica.{{cite encyclopedia}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  3. 1 2 3 4 5 6 7 Cheung، Johnny (۲۰۰۲). Studies in the Historical Development of the Ossetic Vocalism. Beiträge zur Iranistik. ج. ۲۱. Wiesbaden: Dr. Ludwig Reichert Verlag.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  4. ↑ الگو:یادکرد پایان‌نامه
  5. 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 Palunčić، Filip (۲۰۱۹). «Ossetic Historical Phonology and North-Eastern Iranian Anthroponomastics from the North Pontic Region, ۱st–۵th c. CE». در Pavel B. Lurje (ویراستار). Proceedings of the Eighth European Conference of Iranian Studies. ج. ۱. Saint Petersburg: State Hermitage Publishers. صص. ۳۱۱–۳۲۹.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  6. ↑ Palunčić، Filip (۲۰۱۳). «On Ossetic Metathesis». Studia Iranica. ۴۲: ۲۳–۴۱.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  7. ↑ Testen، David (۱۹۹۷). «Ossetic Phonology». در Alan S. Kaye (ویراستار). Phonologies of Asia and Africa. ج. ۲. Winona Lake: Eisenbrauns. صص. ۷۰۷–۷۳۱.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)

منابع

  • Cheung، Johnny (۲۰۰۲). Studies in the Historical Development of the Ossetic Vocalism. Beiträge zur Iranistik. ج. ۲۱. Wiesbaden: Dr. Ludwig Reichert Verlag.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • Kim، Ronald (۲۰۰۳). «On the Historical Phonology of Ossetic: The Origin of the Oblique Case Suffix». Journal of the American Oriental Society. ۱۲۳ (۱): ۴۳–۷۲.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • الگو:یادکرد پایان‌نامه
  • Palunčić، Filip (۲۰۱۹). «Ossetic Historical Phonology and North-Eastern Iranian Anthroponomastics from the North Pontic Region, ۱st–۵th c. CE». در Pavel B. Lurje (ویراستار). Proceedings of the Eighth European Conference of Iranian Studies. ج. ۱. Saint Petersburg: State Hermitage Publishers. صص. ۳۱۱–۳۲۹. شابک ۹۷۸-۵-۹۳۵۷۲-۸۶۶-۳.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • Palunčić، Filip (۲۰۱۳). «On Ossetic Metathesis». Studia Iranica. ۴۲: ۲۳–۴۱.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • Testen، David (۱۹۹۷). «Ossetic Phonology». در Alan S. Kaye (ویراستار). Phonologies of Asia and Africa. ج. ۲. Winona Lake: Eisenbrauns. صص. ۷۰۷–۷۳۱.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • Thordarson، Fridrik (۱۹۸۹). «Ossetic». در Rüdiger Schmitt (ویراستار). Compendium Linguarum Iranicarum. Wiesbaden: Dr. Ludwig Reichert Verlag. صص. ۴۵۶–۴۷۹.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • Henderson، E. J. A. (۱۹۴۹). «A Phonetic Study of Western Ossetic (Digoron)». Bulletin of the School of Oriental and African Studies. ۱۳: ۳۶–۷۹.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)