در دیر مغان آمد یارم قدحی در دست

در دیر مغان آمد
زبانفارسی
شاعرحافظ[۱]
شمار ابیات۶
بحرهَزَج مثمن اخرب
مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن
متن

در دیر مغان آمد یارم قدحی در دست
مست از می و میخواران از نرگس مستش مست
در نعل سمند او شکل مه نو پیدا
وز قدّ بلند او بالای صنوبر پست
آخر بچه گویم هست از خود خبرم چون نیست
وز بهر چه گویم نیست با وی نظرم چون هست
شمع دل دمسازم بنشست چو او برخاست
و افغان ز نظربازان برخاست چو او بنشست
گر غالیه خوش بو شد در گیسوی او پیچید
ور وسمه کمانکش گشت در ابروی او پیوست
بازآی که بازآید عُمر شدهٔ حافظ
هر چند که ناید باز تیری که بشد از شست




۲



۴



۶


نسخهٔ مبنا: تصحیحِ محمّد قزوینی و قاسم غنی

غزلی با مطلع «در دیر مغان آمد یارم قدحی در دست»، غزل شمارهٔ ۲۷ از دیوانِ حافظ در تصحیحِ محمد قزوینی و قاسم غنی است.

در اجراها

اکبر گلپایگانی در برنامهٔ شمارهٔ ۴۵۰ از مجموعهٔ گل‌های رنگارنگ و برنامهٔ شمارهٔ ۱۰۷ از مجموعهٔ یک شاخهٔ گل این غزل را در آوازِ بیات اصفهان اجرا کرده است.[۲]

پانویس

منابع

  • حافظ شیرازی، شمس‌الدین محمد بن بهاءالدین محمد. قزوینی، محمد؛ غنی، قاسم، ویراستاران. دیوان حافظ. تهران: سینا.
  • دادجو، درّه (۱۳۹۷). «خوش‌خوانی‌های شعر حافظ». در بهاءالدین خرمشاهی. دانشنامهٔ حافظ و حافظ‌پژوهی. ج. ۲. تهران: نخستان پارسی. شابک ۹۷۸-۶۰۰-۹۹۷۶۴-۴-۷.