ساقیا آمدن عید مبارک بادت

غزلی با مطلع « ساقیا آمدنِ عید، مبارک بادت »، غزل شمارهٔ ۱۸ از دیوانِ حافظ در تصحیحِ محمد قزوینی و قاسم غنی است.[۱][۲][۳][۴]

ساقیا آمدنِ عید، مبارک بادت
زبانفارسی
شاعرحافظ
شمار ابیات7
بحرفعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
متن

ساقیا آمدنِ عید، مبارک بادت
وان مَواعید که کردی، مَرَواد از یادت
در شگفتم که در این مدّتِ ایّامِ فراق
برگرفتی ز حریفان دل و دل می‌دادت
برسان بندگیِ دختر رَز، گو به درآی
که دَم و همّت ما کرد ز بند، آزادت
شادی مجلسیان در قدم و مقدم توست
جای غم باد، مَر آن دل که نخواهد شادت
شکر ایزد که ز تاراجِ خزان رخنه نیافت
بوستانِ سمن و سرو و گل و شمشادت
چشمِ بد دور کز آن تفرقه‌ات بازآورد
طالعِ ناموَر و دولتِ مادرزادت
حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح
ور نه طوفانِ حوادث بِبَرَد بُنیادت




۲



۴



۶


نسخهٔ مبنا: تصحیح محمد قزوینی و قاسم غنی


منابع

  1. حافظ شیرازی، شمس‌الدین محمد بن بهاءالدین محمد. قزوینی، محمد؛ غنی، قاسم، ویراستاران. دیوان حافظ. تهران: سینا.
  2. «ویکی نبشته؛ غزل 18».
  3. «دیوان حافظ به اهتمام محمد قزوینی و دکتر قاسم غنی، به خط حسن زرین خط، مرداد ۱۳۲۰ شمسی ، زوار، چاپ سینا، تهران».
  4. «دیوان حافظ با رقم وفات او در انتها به سال ۷۹۱ هجری».