مخمور جام عشقم ساقی بده شرابی

مخمور جام عشقم
زبانفارسی
شاعرحافظ[۱]
شمار ابیات۶
بحرمضارع مثمن اخرب
مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن
متن

مخمور جام عشقم ساقی بده شرابی
پر کن قدح که بی می مجلس ندارد آبی
وصف رخ چو ماهش در پرده راست ناید
مطرب بزن نوائی ساقی بده شرابی
شد حلقه قامت من تا بعد ازین رقیبت
زین در دگر نراند ما را بهیچ بابی
در انتظار رویت ما و امیدواری
در عشوهٔ وصالت ما و خیال و خوابی
مخمور آن دو چشمم آیا کجاست جامی
بیمار آن دو لعلم آخر کم از جوابی
حافظ چه می‌نهی دل تو در خیال خوبان
کی تشنه سیر گردد از لمعه سرابی




۲



۴



۶


نسخهٔ مبنا: تصحیحِ محمّد قزوینی و قاسم غنی

غزلی با مطلع «مخمور جام عشقم ساقی بده شرابی»، غزل شمارهٔ ۴۳۲ از دیوانِ حافظ در تصحیحِ محمد قزوینی و قاسم غنی است.

در اجراها

محمدرضا شجریان در برنامهٔ شمارهٔ ۲۵۰ از مجموعهٔ برگ سبز این غزل را در آوازِ بیات اصفهان اجرا کرده‌است.[۲]

پانویس

منابع

  • دادجو، درّه (۱۳۹۷). «خوشخوانی‌های دیوان حافظ». در بهاءالدین خرمشاهی. دانشنامهٔ حافظ و حافظ‌پژوهی. ج. ۲. تهران: نخستان پارسی. شابک ۹۷۸-۶۰۰-۹۹۷۶۴-۴-۷.
  • حافظ شیرازی، شمس‌الدین محمد بن بهاءالدین محمد. قزوینی، محمد؛ غنی، قاسم، ویراستاران. دیوان حافظ. تهران: سینا.