اختربینی خورشیدمرکزی

اختربینی خورشیدمرکزی (انگلیسی: Heliocentric astrology) رویکردی در اختربینی است که بر پایۀ زایچه‌های ترسیم‌شده بر اساس نظریه خورشیدمرکزی منظومه خورشیدی و با قرار دادن خورشید در مرکز شکل می‌گیرد.[۱] برخلاف طالع‌بینی زمین‌مرکزی که زمین را در کانون قرار می‌دهد، در طالع‌بینی خورشیدمرکزی موقعیت سیارات از دیدگاه و چشم‌انداز خورشید تفسیر می‌شود. در حالی که در طالع‌بینی مبتنی بر نظریه زمین‌مرکزی عواملی چون طالع (طالع صاعد)، وسط‌السماء، خانه‌ها، خورشید، ماه و نظرات کواکب بررسی می‌شوند، طالع‌بینی خورشیدمرکزی در درجۀ نخست بر اتصالات و پیکربندی‌های سیاره‌ای تمرکز دارد. اختربینان اغلب این روش را در کنار طالع‌بینی زمین‌مرکزی به کار می‌برند تا به یافته‌هایی فراتر از چهارچوب سنتی دست یابند.

ریشه‌های اختربینی خورشیدمرکزی به آثار سدۀ شانزدهم میلادی نیکلاس کوپرنیک دربارۀ نظریۀ خورشیدمرکزی بازمی‌گردد. پیشگامان نخستینی چون آندریاس اوریفابر و در ادامه پژوهشگرانی مانند جاشوا چیلدری در سدۀ هفدهم میلادی دیدگاه‌های زمین‌مرکزی را به چالش کشیدند. آنان پیشنهاد کردند که احکام نجوم می‌تواند با فلسفۀ طبیعی روزگار هماهنگ شود و از سوی چهره‌هایی در انجمن سلطنتی نیز پشتیبانی شدند. در اواخر سدۀ نوزدهم میلادی، کتاب هلمز ویتیر مرتون با عنوان طالع‌بینی خورشیدمرکزی: یا مبانی نجوم و روان‌شناسی خورشیدی بر پیوند میان اخترشناسی و تأثیر خورشید بر ذهن و روان آدمی تأکید کرد.

شرح

بیشتر شاخه‌های طالع‌بینی بر پایۀ نظریه زمین‌مرکزی استوارند. در طالع‌بینی زایچه بر پایۀ دیدگاه زمین‌مرکزی، زمین در مرکز ترسیم می‌شود و کواکب کلاسیک پیرامون دایرۀ زایچه در همان موقعیتی قرار می‌گیرند که گویی فردی از مرکز زمین به آسمان می‌نگرد.[۲]

واژۀ یونانی «هلیوس» به معنای خورشید است.[۳] طالع‌بینی خورشیدمرکزی زایچه‌ها را با قرار دادن خورشید در مرکز رسم می‌کند و سیارات پیرامون دایره در جایگاهی نشان داده می‌شوند که اگر ناظری از مرکز خورشید به آن‌ها می‌نگریست، دیده می‌شدند.[۴]

اختربینی زمین‌مرکزی وابستگی فراوانی به طالع صاعد، وسط‌السماء، خانه‌ها، خورشید، ماه، نظرات کواکب (اتصالات و مناظر) و جای‌گیری سیارات زایچه در خانه‌ها و برج‌ها دارد.[۵] اما طالع‌بینی خورشیدمرکزی فاقد خانه‌هاست (چرا که نقطه‌ای روی سطح خورشید برای محاسبۀ خانه‌ها وجود ندارد)، طالع صاعد و وسط‌السماء در آن تعریف نمی‌شود،[۶] و در زایچه‌های خورشیدمرکزی پدیده‌هایی چون گام‌های ماه یا حرکت راجع به چشم نمی‌خورد. در عوض، تفسیر در طالع‌بینی خورشیدمرکزی در درجۀ نخست بر اتصالات و آرایش‌های سیاره‌ای استوار است.[۷] از همین رو، هیچ اختربینی طالع‌بینی خورشیدمرکزی را جایگزین کامل طالع‌بینی زمین‌مرکزی نمی‌کند؛ اما هواداران این روش باور دارند که این شیوه نکاتی را آشکار می‌سازد که روش زمین‌مرکزی از بیان آن ناتوان است و به همین دلیل پیشنهاد می‌کنند که اختربینان تحلیل زایچۀ خورشیدمرکزی را به عنوان مکملی در کنار روش زمین‌مرکزی به کار بندند.[۸]

پیشینه

نخستین اختربینی که به کاربست الگوی نوین خورشیدمرکزی نیکلاس کوپرنیک (۱۴۷۳–۱۵۴۳) اندیشید، آندریاس اوریفابر (۱۵۱۴–۱۵۵۹) بود.[۹]

در اوایل دهۀ ۱۶۵۰ میلادی و در دورۀ لرد محافظ، جاشوا چیلدری (۱۶۲۳–۱۶۷۰) همراه با توماس استریت بر روی زیج‌ها و جداول نجومی کار می‌کرد.[۱۰] او دو رسالۀ کوتاه در زمینۀ احکام نجوم منتشر ساخت:[۱۱]

  • جستاری در احکام نجوم، یا پژوهشی کوتاه و فروتنانه در برخی نکات بنیادین طالع‌بینی (۱۶۵۲)، و
  • تقویم قران‌ها؛ یا زیجی از جایگاه و اتصالات کواکب با فرض خورشید به عنوان مرکز افلاک آنها. محاسبه‌شده برای سال ۱۶۵۳ (۱۶۵۳).

چیلدری در رسالۀ جستاری در احکام نجوم، هرچند از دیگر جهات پیرو سرسخت دیدگاه بیکن بود، استدلال کرد که نگرش زمین‌مرکزی فرانسیس بیکن از کیهان نادرست است.[۱۲] پس از آن، او با گروهی هم‌گام شد که در پی اصلاح احکام نجوم بر پایۀ اصولی (همچون نظریه خورشیدمرکزی و روش بیکن) بودند تا آن را با فلسفه طبیعی هم‌روزگار سازگار نمایند.[۱۳] کتاب هماهنگی آسمانی (۱۶۵۱) اثر وینسنت وینگ نیز تلاشی هم‌راستا با این جریان بود. از دیگر افراد فعال در این زمینه می‌توان به جان گدبری و جان گود اشاره کرد. این رویکرد در درون انجمن سلطنتی نیز هوادارانی داشت؛ از جمله الیاس اشمول و جان بیل.[۱۴][۱۵][۱۶]

در سال ۱۸۹۹ میلادی، کتابی ویژۀ شاخۀ خورشیدمرکزی طالع‌بینی با عنوان طالع‌بینی خورشیدمرکزی: یا مبانی نجوم و روان‌شناسی خورشیدی به خامۀ هلمز ویتیر مرتون به چاپ رسید که بازچاپ تازه‌ای از آن (Merton 2017) نیز در دسترس است.

جستارهای وابسته

منابع

  1. ↑ Lewis (2003).
  2. ↑ Vedra (1918), p. 10.
  3. ↑ Vedra (1918), p. 127.
  4. ↑ Vedra (1918), p. 13.
  5. ↑ Hall (2018).
  6. ↑ Sedgwick (1990), p. 87.
  7. ↑ Sedgwick (1990), pp. 87ff.
  8. ↑ Erlewine (n.d.).
  9. ↑ Green (2010).
  10. ↑ Curry, Patrick. "Streete, Thomas". Oxford Dictionary of National Biography (online ed.). Oxford University Press. doi:10.1093/ref:odnb/53850. (Subscription or UK public library membership required.)
  11. ↑ Stephen (1887).
  12. ↑ North (1989), pp. 27–8.
  13. ↑ Burns (2018), p. 305.
  14. ↑ Curry, Patrick. "Partridge". Oxford Dictionary of National Biography (online ed.). Oxford University Press. doi:10.1093/ref:odnb/21484. (Subscription or UK public library membership required.)
  15. ↑ Curry, Patrick. "Hunt, William". Oxford Dictionary of National Biography (online ed.). Oxford University Press. doi:10.1093/ref:odnb/53886. (Subscription or UK public library membership required.)
  16. ↑ Curry, Patrick. "Gadbury, John". Oxford Dictionary of National Biography (online ed.). Oxford University Press. doi:10.1093/ref:odnb/10265. (Subscription or UK public library membership required.)