اختربینی و اخترشناسی
| اختربینی |
|---|
![]() |
| پیشینه |
| سنتها |
| زیرشاخهها |
| برجهای فلکی |
| حمل ← ثور ← جوزا ← سرطان ← اسد ← سنبله ← میزان ← عقرب ← قوس ← جدی ← دلو ← حوت |
| نمادها |
در آغاز، اصطلاح علمالنجوم بهطور کلی هم بر اخترشناسی و هم بر احکام نجوم (اختربینی) اطلاق میشد و این دو در طبقهبندیهای رایج علوم، دو شاخه از یک دانش به شمار میرفتند. با این حال، از نظر موضوع و روش تفاوت روشنی میان آنها وجود داشت.[۱]
اخترشناسی که با عنوانهایی چون علم فلک و علم هیئت نیز شناخته میشد، به مطالعهٔ ریاضیِ آرایش و حرکت اجرام آسمانی و افلاک میپرداخت و در زمرهٔ علوم ریاضی و رصدی قرار داشت. در مقابل، احکام نجوم یا تَنجیم به بررسی و پیشبینی تأثیر ستارگان و کواکب بر حوادث عالمِ کون و فساد و بر زندگی انسان مربوط بود.[۱]
گرچه از همان سدههای نخست اسلامی، واکنشهای دینی و کلامی دانشمندان را به تمایز میان اخترشناسی و احکام نجوم سوق میداد، جدایی کامل این دو شاخه بهتدریج و تا حدود سدهٔ هفتم هجری صورت گرفت. از آن دوره به بعد، نجوم بیش از پیش بهصورت یک علم ریاضی مستقل درآمد، در حالی که احکام نجوم به حوزهٔ علوم کاربردی، در کنار زمینههایی مانند کشاورزی و پزشکی، رانده شد.[۱]
همزمان، شکلگیری منصب موقّت در سدهٔ هفتم هجری نیز به این جدایی کمک کرد. موقّتان عمدتاً به محاسبات مربوط به اوقات شرعی، قبله و مسائل ریاضی و مذهبی میپرداختند و در بسیاری موارد از احکام نجوم فاصله میگرفتند یا آن را طرد میکردند.[۱]
بخش مهمی از فقها و متکلمان، احکام نجوم را بهسبب ادعای آگاهی از غیب، گرایش به جبرگرایی و نسبتدادن حوادث زمینی به تأثیر ستارگان مردود میدانستند. این دیدگاه گاه تا آنجا پیش میرفت که برخی صورتهای تنجیم با الحاد یا شرک پیوند داده میشد، در حالی که نجوم ریاضی و رصدی عموماً مجاز و سودمند شمرده میشد.[۱]
ابوحیان توحیدی، فارابی و ابنسینا از جمله کسانی بودند که در نوشتههای خود به نقد احکام نجوم پرداختند و بر نامعتبر یا غیرعلمی بودن پیشگوییهای اختربینانه تأکید کردند. ابوریحان بیرونی نیز، با وجود آنکه دربارهٔ این حوزه آثاری نوشت، احکام نجوم را دانشی غیردقیق میدانست و از اعتماد کامل به آن پرهیز میداد. ابن رشد نیز احکام نجوم را خارج از قلمرو طبیعیات و نزدیک به فالبینی تلقی میکرد.[۱]
در مقابل، شماری از دانشمندان و اختربینان از احکام نجوم دفاع کردند. ابومعشر بلخی از برجستهترین مدافعان این حوزه بود و با نگارش آثاری چون المدخل الی علم احکام النجوم در تثبیت جایگاه نظری آن نقش مهمی داشت. فخر رازی نیز در برخی مباحث موضعی نسبتاً مدافعانه در برابر احکام نجوم اتخاذ کرد.[۱]
در سنتهای دیگر و مناطق دیگر جهان نیز اختربینی و اخترشناسی در روزگار باستان و سدههای میانه اغلب بهصورت یک دانش واحد در نظر گرفته میشدند (لاتین: astrologia)، اما از قرون وسطای پسین به بعد بهتدریج از یکدیگر متمایز شدند.[۲] این روند تا عصر روشنگری ادامه یافت. تحولات فلسفه قرن هفدهم سبب شد که تا سدهٔ هجدهم، اختربینی و اخترشناسی بهعنوان دو حوزهٔ مستقل فعالیت کنند.
در حالی که رشتهٔ دانشگاهی اخترشناسی به مطالعهٔ پدیدههای قابل مشاهده در بیرون از جو زمین میپردازد،[۳][۴][۵] اختربینی از موقعیت ظاهری اجرام آسمانی بهعنوان مبنایی برای طالعبینی استفاده میکند.[۶][۷][۸]
بررسی کلی

در دوران پیشامدرن، بیشتر فرهنگها میان این دو حوزه تمایز روشنی قائل نبودند و هر دو را بخشی از یک دانش میدانستند. در تمدن بابل باستان، که به اختربینی بابلی شهرت داشت، نقش جداگانهای برای اخترشناس بهعنوان پیشبینیکنندهٔ پدیدههای آسمانی و اختربین بهعنوان مفسر آنها وجود نداشت؛ هر دو کار را یک شخص انجام میداد. در یونان باستان، اندیشمندان پیشاسقراطی مانند آناکسیماندروس، کسنوفانس، آناکسیمنس و هراکلیدس پونتیکوس دربارهٔ ماهیت و مادهٔ ستارگان و اختران گمانهزنی میکردند. اخترشناسانی مانند اودوکسوس کنیدوسی، همدورهٔ افلاطون، حرکات و چرخههای اختران را مشاهده کردند و الگویی کیهانشناختی و زمینمرکز پدید آوردند که ارسطو آن را پذیرفت. این الگو بهطور کلی تا زمان بطلمیوس دوام آورد؛ بطلمیوس برای توضیح حرکت بازگشتی بهرام، فلک تدویر را به آن افزود. حدود سال ۲۵۰ پیش از میلاد، آریستارخوس ساموسی نظریهای ابتدایی از خورشیدمرکزی را مطرح کرد که نزدیک به دو هزاره، تا زمان نیکلاس کوپرنیک، دوباره بهطور جدی بررسی نشد، زیرا الگوی زمینمرکز ارسطویی همچنان ترجیح داده میشد. آکادمی افلاطون مطالعهٔ اخترشناسی را بخشی از فلسفه میدانست، زیرا حرکتهای آسمانی از دید آنان نشاندهندهٔ جهانی منظم و هماهنگ بود. در سدهٔ سوم پیش از میلاد، اختربینی بابلی بهطور فزایندهای در یونان نفوذ یافت. اختربینی از سوی برخی فیلسوفان یونانیمآب، از جمله شکگرای آکادمیک کارنیادس و رواقی پانائتیوس، مورد انتقاد قرار گرفت. با این حال، مفاهیمی مانند سال کبیر، زمانی که همهٔ اختران یک چرخهٔ کامل را طی کرده و به موقعیتهای نسبی خود بازمیگردند، و بازگشت ابدی، از آموزههای رواقی بودند که امکان پیشگویی و تقدیرگرایی را فراهم میکردند.
در جهان یونانیمآب، واژههای یونانی astrologia و astronomia اغلب به جای یکدیگر به کار میرفتند، هرچند از نظر مفهومی کاملاً یکسان نبودند. افلاطون دربارهٔ astronomia آموزش میداد و تأکید میکرد که پدیدههای اختران باید با یک الگوی هندسی توصیف شوند. نخستین راهحل از سوی اودوکسوس ارائه شد. ارسطو رویکردی فیزیکی را ترجیح میداد و واژهٔ astrologia را به کار گرفت. فلک تدویر بهتدریج بهعنوان فرضیهای سودمند تلقی شد. برای عموم مردم، اصل تمایز میان این دو واژه آشکار نبود و هر دو قابل استفاده بودند. برای شیوهٔ بابلیِ زایچه، بهطور مشخص از واژههای apotelesma و katarche استفاده میشد، اما در دیگر موارد این حوزه در زیر اصطلاح ارسطویی astrologia قرار میگرفت.
ایزیدور سویل در اثر دانشنامهای خود ریشهشناسیها صریحاً میان اصطلاحات اخترشناسی و اختربینی تمایز گذاشت (ریشهشناسیها، کتاب سوم، بخش ۲۷) و همین تمایز بعدها در نوشتههای نویسندگان عرب نیز دیده شد.[۹] ایزیدور دو شاخهٔ درهمتنیدهٔ اختربینی را از یکدیگر جدا کرد و آنها را astrologia naturalis و astrologia superstitiosa نامید.
اختربینی در قرون وسطی بهطور گسترده پذیرفته شده بود، زیرا متون اختربینی یونانیمآب و اسلامی در جریان ترجمههای لاتینی سده دوازدهم به لاتینی برگردانده شدند. در قرون وسطای پسین، پذیرش یا رد اختربینی اغلب به جایگاه آن در دربارهای سلطنتی اروپا بستگی داشت. تا زمان فرانسیس بیکن اختربینی بیشتر بهعنوان بخشی از مابعدالطبیعهٔ مدرسی، نه دانشی مبتنی بر مشاهدهٔ تجربی، مورد نقد قرار نگرفت. جدایی روشنتر میان اختربینی و اخترشناسی در غرب بهتدریج در سدههای هفدهم و هجدهم شکل گرفت؛ زمانی که نخبگان فکری بهطور فزایندهای اختربینی را دانشی غیبی یا خرافه تلقی کردند. ابوریحان بیرونی، دانشمند همهچیزدان نامدار، از نخستین پژوهشگرانی بود که در اواخر سدهٔ دهم و اوایل سدهٔ یازدهم میلادی میان این دو تمایز قائل شد. او اختربینی را از اخترشناسی جدا میکرد و اولی را بیشتر یک هنر یا عمل میدانست و پایههای ریاضی و علمی آن را ضعیف میشمرد.[۱۰] به دلیل تاریخ طولانی و مشترک این دو حوزه، حتی امروزه نیز گاهی با یکدیگر اشتباه گرفته میشوند. با این حال، بسیاری از اختربینان معاصر ادعا نمیکنند که اختربینی یک علم است و آن را بیشتر گونهای از پیشگویی مانند ییچینگ، یک هنر یا بخشی از یک نظام باور معنوی میدانند که تحت تأثیر جریانهایی مانند فلسفه نوافلاطونی، نئوپاگانیسم، تئوسوفی و هندوئیسم قرار گرفته است.
ویژگیهای متمایزکننده

هدف اصلی اخترشناسی فهم فیزیک گیتی است. اختربینان از محاسبات اخترشناختی برای تهیهٔ جدول نجومی و تعیین موقعیتها در امتداد دایرةالبروج استفاده میکنند و میکوشند میان رویدادهای آسمانی، از جمله نظرها و برجهای فلکی، و رویدادهای زمینی و امور انسانی ارتباط برقرار کنند. اخترشناسان بهطور منظم از روش علمی، پیشفرضهای طبیعتگرایانه و استدلال انتزاعی ریاضی برای بررسی یا توضیح پدیدههای جهان بهره میبرند. اختربینان برای توضیح پدیدههای جهان از عرفان یا استدلال دینی، همراه با فولکلور سنتی، نمادگرایی و خرافات، در کنار پیشبینیهای ریاضی استفاده میکنند. روش علمی بهطور منظم از سوی اختربینان به کار گرفته نمیشود.
اختربینان رشتهٔ خود را از دیدگاهی زمینمرکز به کار میگیرند[۱۱][۱۲] و جهان را هماهنگ، تغییرناپذیر و ایستا در نظر میگیرند، در حالی که اخترشناسان با استفاده از روش علمی به این نتیجه رسیدهاند که جهان مرکز مشخصی ندارد، پویا است و بر پایهٔ نظریهٔ مهبانگ در حال انبساط است.[۱۳]
اختربینان بر این باورند که موقعیت ستارگان و اختران میتواند شخصیت و آیندهٔ افراد را تعیین کند. اخترشناسان خودِ ستارگان و اختران را مطالعه میکنند، اما شواهدی در تأیید نظریههای اختربینی نیافتهاند. روانشناسان شخصیت را مطالعه میکنند و با وجود وجود نظریههای گوناگون دربارهٔ شخصیت، هیچیک از نظریههای جریان اصلی این رشته بر اختربینی مبتنی نیست. گونهشناسی شخصیتی آزمون شخصیت مایرز–بریگز، که بر آثار کارل گوستاو یونگ استوار است، چهار ردهٔ اصلی دارد که با عناصر اختربینی آتش، هوا، خاک و آب مطابقت داده شدهاند. این نظریهٔ شخصیت از سوی مشاوران شغلی و مربیان زندگی استفاده میشود، اما در روانشناسی دانشگاهی پذیرفته نیست.
هم اختربینان و هم اخترشناسان زمین را بخشی جداییناپذیر از جهان میدانند و زمین و جهان را اجزای بههمپیوستهٔ یک «کیهان» میشمارند، نه دو چیز جدا و مستقل. با این حال، اختربینان از نظر فلسفی و عرفانی کیهان را دارای ماهیتی فراطبیعی، متافیزیکی و الهی میدانند که بهطور فعال بر رویدادهای جهان و زندگی شخصی انسانها اثر میگذارد.[۱۴] اخترشناسان، بهعنوان اعضای جامعهٔ علمی، نمیتوانند در مقالههای علمی خود از توضیحاتی استفاده کنند که از شرایط تجربی و بازتولیدپذیر حاصل نشده باشند، صرفنظر از باورهای شخصیشان.
جدایی تاریخی

برای مدت طولانی، درآمد و حمایت مالی حاصل از اختربینی به تأمین بخشی از پژوهشهای اخترشناسی کمک میکرد و این پژوهشها نیز برای تهیهٔ جداول نجومی دقیقتر جهت استفاده در اختربینی به کار میرفتند. در قرون وسطی واژهٔ Astronomia اغلب هر دو رشته را در بر میگرفت، زیرا اخترشناسی و اختربینی بدون تمایز روشن و بهصورت مشترک مطالعه میشدند؛ این حوزه یکی از علوم مقدماتی به شمار میرفت. پادشاهان و دیگر فرمانروایان معمولاً اختربینان درباری را برای کمک به تصمیمگیریهای حکومتی به خدمت میگرفتند و از این راه پژوهشهای اخترشناختی نیز تأمین مالی میشد. دانشجویان پزشکی در دانشگاهها نیز اختربینی میآموختند، زیرا از آن بهطور گسترده در اختربینی پزشکی استفاده میشد.
اخترشناسی و اختربینی طی سدههای هفدهم تا نوزدهم بهتدریج از یکدیگر جدا شدند. مشخص نیست که آیا نیکلاس کوپرنیک شخصاً اختربینی میکرد یا نه،[۱۵] اما مهمترین اخترشناسان پیش از آیزاک نیوتن، از جمله تیکو براهه، یوهانس کپلر و گالیلئو گالیله، بهطور حرفهای نیز با اختربینی سروکار داشتند.
پیشرفت ابزارهای دقیقتر زمانسنجی نیز در این روند نقش داشت. این ابزارها در آغاز عمدتاً برای کمک به ناوبری ساخته شدند؛ اما زمانسنجی دقیقتر امکان پیشبینیهای اختربینی دقیقتری را فراهم کرد؛ پیشبینیهایی که امکان آزمودن آنها وجود داشت و بهطور پیوسته نادرست از آب درمیآمدند.[۱۶] تا پایان سدهٔ هجدهم، اخترشناسی یکی از علوم عمده در الگوی روشنگری بود، از روش علمی که بهتازگی صورتبندی شده بود استفاده میکرد و کاملاً از اختربینی متمایز شده بود.
اختربینی و برجهای منطقهالبروج در دوران معاصر
بسیاری از فیلسوفان و اخترشناسان، اختربینی را بازنمایی نادرستی از جهان میدانند که افراد ممکن است از آن برای مرتبط ساختن حرکت اجرام آسمانی با برداشتهای خود از زندگی انسانی و معنویت استفاده کنند. هرچند بسیاری از پژوهشگران اختربینی را شبهعلم میدانند، باورمندان به برجهای منطقهالبروج و معانی آنها دیدگاهی مخالف دارند و برای توضیح چگونگی و چرایی پیوند جهان با وضعیت انسان استدلالهایی ارائه میکنند.
رایجترین و شناختهشدهترین شکل اختربینی در روزگار معاصر، فالهای اختربینی است که مردم از طریق رسانههای اجتماعی، رسانههای خبری عامهپسند و رسانههای دیجیتال با آنها روبهرو میشوند. این فالها به علاقهمندان اختربینی و برجهای فلکی امکان میدهند اخترانی مانند بهرام را با ویژگیهای انسانی مانند انگیزه و شجاعت مرتبط سازند و این تصور را تقویت کنند که اختران و حرکتهای آنها بر زندگی روزمرهٔ انسان اثر میگذارند. اگرچه در دانش دوران باستان پیشبینیهای اختربینی گاه واقعیت تلقی میشدند، در دوران معاصر اختربینی برای بسیاری بیشتر در حکم یک نظام باور معنوی است.[۱۷] شکلهای باستانی اختربینی اغلب با اخترشناسی درآمیخته بودند، اما این دو حوزه سرانجام در دورهٔ نیکلاس کوپرنیک، یوهانس کپلر و گالیلئو گالیله مسیرهای جداگانهای یافتند.
برجهای منطقهالبروج در دوران معاصر بر پایهٔ منطقةالبروج تعریف میشوند و برای مرتبط ساختن عواطف و گرایشهای انسانی با ستارگان و اجرام آسمانی به کار میروند. از برخی جهات، اختربینی بهسبب تأکیدی که بر معانی صورتهای فلکی و نسبت آنها با هر فرد دارد، تا اندازهای صورت یک شبهدین به خود گرفته است. ممکن است شخصی دیگری را صرفاً بر پایهٔ برج او «قضاوت» کند، زیرا برای هر برج مجموعهای از ویژگیهای خاص ذکر میشود که به فرد متولدشده در آن برج نسبت داده میشود.
برجی که به هر فرد نسبت داده میشود بر اساس زمان سالی است که او در آن متولد شده است. برای نمونه، کسانی که تقریباً میان ۲۰ آوریل تا ۲۰ مه متولد شدهاند به برج گاو، و کسانی که تقریباً میان ۲۳ ژوئیه تا ۲۲ اوت متولد شدهاند به برج شیر نسبت داده میشوند. با وجود شمار فراوان افرادی که برجهای منطقةالبروج را واقعی میدانند، بسیاری نیز معانی فالهای اختربینی را نادرست میشمارند و صرفاً برای سرگرمی در این نوع اختربینی مشارکت میکنند.[۱۸] افزون بر این، برجها و اختربینی در دوران معاصر تفاوت زیادی با اختربینی جهان باستان دارند. فناوری، دانش و مهارتهای محدودتر در جهان باستان سبب میشد اختربینی و اخترشناسی در قالب توضیحی مشترک برای جهان و اثر آن بر زندگی انسانها در نظر گرفته شوند، در حالی که امروزه اختربینی و اخترشناسی حوزههایی کاملاً متفاوتاند.[۱۹]
برجها و فالهای اختربینی همچنین محصول تحولاتی فرهنگی، از جمله گسترش اینترنت، هستند که دسترسی آسان به مطالب مربوط به فالها را از طریق رسانههای اجتماعی، روزنامههای عامهپسند و رسانههای خبری امکانپذیر کردهاند؛ رسانههایی که از ترویج این جنبههای اختربینی سود میبرند. بسیاری از علاقهمندان به فالهای اختربینی از این نکته آگاه نیستند که تاریخهای رایج نسبتدادهشده به برجها با موقعیت واقعی صورتهای فلکی یکسان نیست و مبنای علمی ندارند. برجهای منطقهالبروج به دلیل ماهیت «مد روز» و محبوبیت خود، بهطور گسترده بخشی از مدرنیته شناخته میشوند.[۱۸]
| صورت فلکی / برج فلکی | نماد | یونیکد | آغاز تاریخی[۲۰] | پایان تاریخی[۲۰] | آغاز دیدهشدن صورت فلکی (۲۰۰۲)[۲۱] | پایان دیدهشدن صورت فلکی (۲۰۰۲)[۲۱] |
|---|---|---|---|---|---|---|
| بره | ♈︎ | ۲۱ مارس | ۲۰ آوریل | ۱۹ آوریل | ۱۴ مه | |
| گاو | ♉︎ | ۲۱ آوریل | ۲۱ مه | ۱۵ مه | ۲۰ ژوئن | |
| دوپیکر | ♊︎ | ۲۲ مه | ۲۱ ژوئن | ۲۱ ژوئن | ۲۰ ژوئیه | |
| خرچنگ | ♋︎ | ۲۲ ژوئن | ۲۳ ژوئیه | ۲۱ ژوئیه | ۱۰ اوت | |
| شیر | ♌︎ | ۲۴ ژوئیه | ۲۳ اوت | ۱۱ اوت | ۱۶ سپتامبر | |
| خوشه | ♍︎ | ۲۴ اوت | ۲۳ سپتامبر | ۱۷ سپتامبر | ۳۱ اکتبر | |
| ترازو | ♎︎ | ۲۴ سپتامبر | ۲۳ اکتبر | ۱ نوامبر | ۲۴ نوامبر | |
| کژدم | ♏︎ | ۲۴ اکتبر | ۲۲ نوامبر | ۲۵ نوامبر | ۲۹ نوامبر | |
| مارافسای* | ⛎︎ | — | — | ۳۰ نوامبر | ۱۷ دسامبر | |
| کماندار | ♐︎ | ۲۳ نوامبر | ۲۱ دسامبر | ۱۸ دسامبر | ۱۹ ژانویه | |
| بز | ♑︎ | ۲۲ دسامبر | ۲۰ ژانویه | ۲۰ ژانویه | ۱۶ فوریه | |
| آبریز | ♒︎ | ۲۱ ژانویه | ۱۹ فوریه | ۱۷ فوریه | ۱۱ مارس | |
| ماهی | ♓︎ | ۲۰ فوریه | ۲۰ مارس | ۱۲ مارس | ۱۸ آوریل |
* صورت فلکی کژدم در تمام این دوره دیده نمیشود. در بخشی از این زمان، صورت فلکی مارافسای در این ناحیه قرار دارد و از این رو گاه بهعنوان سیزدهمین برج پیشنهادی منطقهالبروج مطرح شده است.[۱۸]
* صورت فلکی کژدم در تمام این دوره دیده نمیشود. در بخشی از این زمان، صورت فلکی مارافسای در این ناحیه قرار دارد و از این رو گاه بهعنوان سیزدهمین برج پیشنهادی منطقهالبروج مطرح شده است.[۱۸]
برای مطالعهٔ بیشتر
- Eade, J. C. (1984). The Forgotten Sky: A Guide to Astrology in English Literature. Oxford: Clarendon Press; New York: Oxford University Press. ISBN 978-0-19-812813-7.
- Losev, A. (2012). "'Astronomy' or 'astrology': a brief history of an apparent confusion". Journal of Astronomical History and Heritage. 15 (1): 42–46. arXiv:1006.5209. Bibcode:2012JAHH...15...42L. doi:10.3724/SP.J.1440-2807.2012.01.05.
- North, John David (1988). Chaucer's Universe. Oxford: انتشارات دانشگاه آکسفورد.
- "What's the difference between astronomy and astrology?". جامعه اخترشناسی آمریکا. Archived from the original on 1 July 2014. Retrieved 17 August 2014.
پیوند به بیرون
جستارهای وابسته
منابع
- 1 2 3 4 5 6 7 صلیبا، جورج (۱۳۹۲). «نجوم و احکام نجوم در دورهٔ اسلامی». میراث علمی اسلام و ایران. ۲ (۱). ترجمهٔ یونس مهدوی: ۵۲–۶۳.
{{cite journal}}: از پارامتر ناشناخته|شماره پیاپی=صرفنظر شد (کمک)نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ Pedersen, Olaf (1993). "Chapter Eighteen: Medieval Astronomy". Early physics and astronomy : a historical introduction (Rev. ed.). Cambridge [England]: انتشارات دانشگاه کمبریج. p. 214. ISBN 978-0521403405.
- ↑ "astronomy – Britannica Concise". Concise.britannica.com. Archived from the original on 3 February 2008. Retrieved 20 November 2011.
- ↑ "Ontario Science Centre: Glossary of Useful Scientific Terms". Ontariosciencecentre.ca. Retrieved 20 November 2011.
- ↑ "Outer Space Glossary". Library.thinkquest.org. Archived from the original on 7 October 2011. Retrieved 20 November 2011.
- ↑ "astrology – Britannica Concise". Concise.britannica.com. Retrieved 20 November 2011.
- ↑ "The Skeptic Dictionary's entry on astrology". Skepdic.com. 7 February 2011. Retrieved 20 November 2011.
- "Activities With Astrology". Astrosociety.org. 5 December 1985. Retrieved 20 November 2011.
- "An Encyclopedia of Claims, Frauds, and Hoaxes of the Occult and Supernatural". Randi.org. Retrieved 20 November 2011.
{{cite web}}: نگهداری یادکرد:خدمت بایگانی منسوخ (رده) - Kruszelnicki, Karl S. (16 December 2004). "Astrology or Star Struck". Australia: ABC. Retrieved 20 November 2011.
- ↑ "Astrology". Bad Astronomy. 2 July 2011. Retrieved 20 November 2011.
- ↑ Pines, S. (1964). "The Semantic Distinction between the Terms Astronomy and Astrology according to al-Biruni". Isis. 55 (3): 343–349. doi:10.1086/349868. ISSN 0021-1753. JSTOR 228577. S2CID 143941055.
- ↑ "Did You Know? The Influence of Astrology on the Science of Astronomy along the Silk Roads | Silk Roads Programme". en.unesco.org. Archived from the original on 2025-07-13. Retrieved 2025-06-24.
- ↑ "Astrology Terminology Dictionary". Skyviewzone.com. Archived from the original on 12 November 2016. Retrieved 20 November 2011.
- ↑ Filbey, John; Filbey, Peter (1984). "Astronomy For Astrologers". San Bernardino. Bibcode:1984asas.book.....F. Retrieved 16 November 2016.
- ↑ "The Big Bang and the Expansion of the Universe". Atlasoftheuniverse.com. Retrieved 20 November 2011.
- ↑ "Realities in Astrology". Wisdomsgoldenrod.org. Archived from the original on 2 October 2011. Retrieved 20 November 2011.
- ↑ Westman argued that his interest was indeed astrological and points that it would be an historical exception if he did not practice astrology; however there is just an indirect mention on record, see Westman R. (2011), The Copernican Question, University of California Press
- ↑ "In our time: Astrology". بیبیسی. 14 June 2007. Retrieved 20 November 2011.
- ↑ Thagard, Paul R. (1978). "Why Astrology is a Pseudoscience". PSA: Proceedings of the Biennial Meeting of the Philosophy of Science Association. 1978 (1): 223–234. doi:10.1086/psaprocbienmeetp.1978.1.192639. ISSN 0270-8647. JSTOR 192639. S2CID 147050929.
- 1 2 3 4 Kaler, James B. (24 January 2020). "Why your zodiac sign is probably wrong". The Conversation (in English). Retrieved 2022-12-04.
- ↑ Thagard, Paul R. (1978). "Why Astrology is a Pseudoscience". PSA: Proceedings of the Biennial Meeting of the Philosophy of Science Association. 1978 (1): 223–234. doi:10.1086/psaprocbienmeetp.1978.1.192639. ISSN 0270-8647. JSTOR 192639. S2CID 147050929.
- 1 2 Jeremy B. Tatum, "The Signs and Constellations of the Zodiac بایگانیشده در ۲۰۲۳-۰۶-۰۱ توسط Wayback Machine", Journal of the Royal Society of Canada, 104 (2010), 103–104.
- 1 2 Kaler, James B. (2002-03-14). The Ever-Changing Sky: A Guide to the Celestial Sphere (in English). Cambridge University Press. ISBN 978-0-521-49918-7.
- مشارکتکنندگان ویکیپدیا. «Astrology and astronomy». در دانشنامهٔ ویکیپدیای انگلیسی، بازبینیشده در ۲۱ اوت ۲۰۲۶.
- الگو:نوار کناری دین و عقیده
- الگو:اختربینی
- اختربینی
- اخترشناسی باستان
- تاریخ اخترشناسی
- تاریخ علم
- فلسفه اخترشناسی
