سیاره‌ها در اختربینی

در اختربینی، اصطلاح سیاره معنایی گسترده‌تر از تعریف اخترشناختی امروزی آن دارد. در سنت‌های باستانی و سده‌های میانه، آسمان از یک سو شامل ستارگان ثابت دانسته می‌شد که جایگاهشان نسبت به یکدیگر تغییر محسوسی نمی‌کرد و از سوی دیگر اجرامی که در برابر زمینهٔ ستارگان حرکت می‌کردند و از این رو «اختران گردنده» یا سیاره خوانده می‌شدند.

پیش از پیدایش تلسکوپ و انقلاب علمی، پنج سیاره‌ای که با چشم غیرمسلح دیده می‌شوند، یعنی عطارد، زهره، مریخ، مشتری و زحل، همراه با خورشید و ماه مجموعه‌ای را تشکیل می‌دادند که در سنت فارسی و اسلامی هفت اختر یا کواکب سبعه خوانده می‌شد. در فارسی برای پنج سیارهٔ یادشده نام‌های تیر، ناهید، بهرام، هرمزد و کیوان نیز به‌کار رفته است. خورشید و ماه نیز در متون احکام نجوم نیّرین، به معنی «دو تابنده»، نامیده می‌شوند.

این کاربرد تاریخی با تعریف سیاره در اخترشناسی جدید متفاوت است؛ خورشید یک ستاره و ماه قمر طبیعی زمین است، اما هر دو در نظام‌های سنتی اختربینی همچنان در شمار سیاره‌ها یا اختران اصلی قرار می‌گیرند.

پیشینه

مفهوم هفت اختر ریشه در اخترشناسی و احکام نجوم باستان دارد. بابلیان حرکت خورشید، ماه و پنج سیارهٔ آشکار را در میان ستارگان دنبال می‌کردند و این سنت بعدها به جهان یونانی راه یافت. اصطلاح یونانی برای سیاره از مفهومی به معنی «اختر گردنده» گرفته شده بود و در آغاز بیشتر دربارهٔ پنج سیارهٔ قابل رؤیت به کار می‌رفت، اما در نظام‌های نجومی و اختربینی باستان خورشید و ماه نیز همراه آن‌ها مجموعهٔ هفت‌گانه‌ای را تشکیل دادند.

در بسیاری از فرهنگ‌های باستانی، از جمله میان بابلیان، یونانیان، ایرانیان و رومیان، این هفت جرم با ایزدان و نیروهای مینوی پیوند داده شدند. ارتباط هفت اختر با روزهای هفته نیز در شماری از این سنت‌ها بازتاب یافته است.

اختربینان باستانی اختران را نمود یا وسیلهٔ ارادهٔ ایزدان و نیروهای آسمانی در امور زمینی می‌دانستند. در اختربینی جدید، تفسیرهای متفاوتی پدید آمده است. برخی اختربینان سیاره‌ها را نماد کشش‌ها و نیروهای بنیادی روان انسان می‌دانند،[۱] و برخی دیگر آن‌ها را نمایندهٔ گونه‌های مختلف جریان انرژی یا ابعاد تجربهٔ انسانی تلقی می‌کنند.[۲]

جایگاه سیاره‌ها در تفسیر اختربینی

در اختربینی، هر سیاره با مجموعه‌ای از ویژگی‌ها، خویشکاری‌ها، نیروها و معناهای نمادین پیوند داده می‌شود. چگونگی بروز این ویژگی‌ها بر پایهٔ جایگاه سیاره در دوازده برج منطقةالبروج، یکی از دوازده خانه و رابطهٔ آن با دیگر سیاره‌ها از طریق نظرها تفسیر می‌شود.

از دیگر مفاهیم بنیادی در این نظام، فرمانروایی سیاره‌ها بر برج‌ها و نیز جایگاه‌هایی چون شرف و هبوط است. در نظام سنتی هر یک از هفت اختر بر یک یا دو برج فرمانروایی دارد. برای نمونه، مریخ فرمانروای حمل، زهره فرمانروای ثور و میزان، و مشتری فرمانروای قوس دانسته می‌شود. این روابط یکی از پایه‌های تفسیر زایچه به‌شمار می‌روند.

اختربینان جدید دربارهٔ نسبت دادن فرمانروایی، شرف و هبوط به سیاره‌های کشف‌شده در دوران جدید اتفاق نظر ندارند و به‌ویژه دربارهٔ سیاره‌های بیرونی نظام‌های مختلفی به‌کار می‌رود.

هفت اختر سنتی

هفت اختر کلاسیک پایهٔ بیشتر نظام‌های اختربینی غربی و اسلامی را تشکیل می‌دهند:

  • خورشید — با زندگی، اراده، هویت، خودآگاهی و نیروی حیاتی پیوند داده می‌شود.
  • ماه — با احساسات، عادت‌ها، ناخودآگاه، مادری و پرورش ارتباط دارد.
  • عطارد یا تیر — نماد اندیشه، زبان، ارتباط، یادگیری، زیرکی و دادوستد دانسته می‌شود.
  • زهره یا ناهید — با عشق، زیبایی، لذت، هماهنگی، کشش و باروری پیوند دارد.
  • مریخ یا بهرام — نماد نیرو، کنش، شهامت، رقابت، ستیزه‌جویی و خشم است.
  • مشتری یا هرمزد — با گسترش، فراوانی، بخت، منزلت، دانش و آموزش پیوند داده می‌شود.
  • زحل یا کیوان — با محدودیت، انضباط، مسئولیت، سختی، صبر، زمان و پیامد اعمال ارتباط دارد.

سیاره‌ها و اجرام نوین

پس از پیدایش تلسکوپ و کشف اجرام تازه در منظومهٔ خورشیدی، برخی مکتب‌های اختربینی غربی این اجرام را نیز وارد نظام تفسیری خود کردند.

اورانوس معمولاً با نوآوری، استقلال، دگرگونی ناگهانی، شورش و امور نامتعارف پیوند داده می‌شود. نپتون با رؤیا، تخیل، معنویت، شهود، ابهام و توهم ارتباط داده شده و پلوتون با قدرت، بحران، نیروهای پنهان، مرگ و نوزایی و دگرگونی ژرف پیوند خورده است.

این سه جرم گاه سیاره‌های فرافردی یا نسلی نامیده می‌شوند، زیرا حرکت آهستهٔ آن‌ها سبب می‌شود مدت زیادی در هر برج باقی بمانند و در اختربینی جدید معناهای جمعی و نسلی نیز به آن‌ها نسبت داده شود.

برخی اختربینان جدید همچنین از اجرامی مانند سرس و اریس استفاده می‌کنند، هرچند جایگاه آن‌ها در اختربینی به اندازهٔ هفت اختر سنتی یا حتی سه سیارهٔ بیرونی مورد توافق نیست.

تبیین رابطهٔ سیاره‌ها با رویدادهای زمینی

اختربینان دربارهٔ منشأ رابطه‌ای که میان آرایش سیاره‌ها و ویژگی‌ها یا سرنوشت افراد فرض می‌کنند اتفاق نظر ندارند. برخی از نویسندگان اختربینی از نوعی اثر مستقیم، مانند گرانش یا نیرویی ناشناخته، سخن گفته‌اند.[۳]

در تفسیر دیگری، سیاره‌ها علت مستقیم رویدادهای زمینی دانسته نمی‌شوند، بلکه جایگاه آن‌ها بازتابی از الگوهای بنیادی سامان‌دهندهٔ جهان تلقی می‌شود. این برداشت با اندیشهٔ هرمسیِ «همان‌طور که در آسمان، در زمین نیز» ارتباط داده شده است.[۴] بر اساس این نگرش، الگوهای کیهانی در سطوح مختلف جهان تکرار می‌شوند و آرایش سیاره‌ها در آسمان نمادی از جریان نیروها یا گرایش‌های انسانی تلقی می‌شود.

در دیگر سنت‌های اختربینی

در اختربینی هندو، اجرام اصلی اختربینی با عنوان ناواگراها، به معنی «نه گراها»، شناخته می‌شوند. این مجموعه علاوه بر خورشید، ماه و پنج سیارهٔ سنتی، دو گرهٔ مداری ماه یعنی راهو و کیتو را نیز در بر می‌گیرد. راهو و کیتو جرم مادی نیستند و گاه «سیاره‌های سایه» نامیده می‌شوند.

در اختربینی چینی، پنج سیارهٔ دیدنی با پنج عامل یا پنج فاز ارتباط داده می‌شوند و مجموعهٔ روابط میان سیاره‌ها، یین و یانگ و نیروهای طبیعت در کیهان‌شناسی سنتی چین اهمیت دارد. این مفاهیم در برخی نظام‌های سنتی از جمله فنگ شویی نیز به کار رفته‌اند.

نمادها و هم‌ارزی‌های اسطوره‌ای

نام و ویژگی‌های بسیاری از سیاره‌ها در سنت‌های اختربینی با ایزدان فرهنگ‌های باستانی پیوند یافته است. نام‌های متداول اروپایی سیاره‌ها نیز عمدتاً از نام ایزدان رومی گرفته شده‌اند و این ایزدان معمولاً با همتایان یونانی خود برابر انگاشته می‌شدند.[۵]

جرم آسمانی نماد هم‌ارزی‌های اسطوره‌ای جایگاه معناهای نمادین رایج
خورشید ☉ رومی: سول اینویکتوس؛ یونانی: هلیوس و آپولون؛ بابلی: شمش؛ ودایی: سوریا؛ مصری: رع و حوروس سنتی زندگی، خودآگاهی، هدف، اراده و نیروی حیاتی
ماه ☾ رومی: لونا و دیانا؛ یونانی: سلنه و آرتمیس؛ بابلی: سین؛ ودایی: چاندرا/سوما؛ مصری: خنسو سنتی احساسات، مادری، عادت، پرورش و واکنش‌های غریزی
عطارد ☿ رومی: مرکوری؛ یونانی: هرمس؛ بابلی: نبو؛ ودایی: بودها؛ مصری: تحوت سنتی اندیشه، زبان، ارتباط، زیرکی، سفر و تجارت
زهره ♀ رومی: ونوس؛ یونانی: آفرودیته؛ بابلی: اینانا؛ ودایی: شوکرا؛ مصری: ایزیس و حاتحور سنتی عشق، کشش، زیبایی، هماهنگی، لذت و باروری
مریخ ♂ رومی: مارس؛ یونانی: آرس؛ بابلی: نرگال؛ ودایی: مانگالا؛ مصری: انحور سنتی نیرو، کنش، جنگ، رقابت، پرخاشگری و خشم
مشتری ♃ رومی: ژوپیتر؛ یونانی: زئوس؛ بابلی: مردوک؛ ودایی: بریهاسپاتی؛ مصری: آمون سنتی گسترش، بخت، فراوانی، آموزش، حکمت و منزلت
زحل ♄ رومی: ساترن؛ یونانی: کرونوس؛ ودایی: شانی سنتی زمان، انضباط، محدودیت، مسئولیت، صبر، سختی و پیامد اعمال
سرس ⚳ رومی: سرس؛ یونانی: دمتر؛ بابلی: نیسابا؛ ودایی: شاکتی؛ مصری: ایزیس و رنه‌نوتت نوین پرورش، تغذیه، باروری، کشاورزی و نیروی نگاه‌دارندهٔ طبیعت
اورانوس ♅ رومی: کائلوس؛ یونانی: اورانوس؛ میان‌رودانی: آنو نوین نوآوری، استقلال، امور نامتعارف و دگرگونی ناگهانی
نپتون ♆ رومی: نپتون؛ یونانی: پوزئیدون؛ میان‌رودانی: انکی؛ ودایی: وارونا؛ مصری: خنوم نوین رؤیا، خیال، معنویت، شهود، ابهام و عدم قطعیت
پلوتون ⯓ رومی: پلوتون؛ یونانی: هادس؛ میان‌رودانی: ارشکیگال؛ ودایی: یما؛ مصری: اوزیریس نوین نیروهای پنهان، قدرت، مرگ و نوزایی و دگرگونی ژرف
اریس ⯰ رومی: دیسکوردیا؛ یونانی: اریس؛ ودایی: کالی؛ مصری: ست نوین ناسازگاری، رقابت، بحران و آشکارشدن تنش‌های نهفته

تفاوت با معنای اخترشناختی

در اخترشناسی امروزی، «سیاره» اصطلاحی علمی با تعریف مشخص است و خورشید و ماه را شامل نمی‌شود. بر پایهٔ تعریف اتحادیه بین‌المللی اخترشناسی در سال ۲۰۰۶، سیارهٔ منظومهٔ خورشیدی جرمی است که به دور خورشید می‌گردد، جرم کافی برای رسیدن به تعادل هیدرواستاتیکی و شکلی تقریباً کروی دارد و پیرامون مدار خود را از اجرام هم‌اندازه پاک کرده است. بر همین اساس، پلوتون در ردهٔ سیاره‌های کوتوله قرار گرفت.

این تغییر در طبقه‌بندی اخترشناختی لزوماً در اصطلاح‌شناسی اختربینی بازتاب نیافته است، زیرا «سیاره» در اختربینی اصطلاحی تاریخی و نمادین است. از همین رو، خورشید و ماه همچنان سیاره یا اختر به‌شمار می‌روند و برخی اختربینان نیز بدون توجه به رده‌بندی علمی پلوتون، آن را در تفسیرهای خود همچنان مانند یک سیاره به کار می‌برند.

اختربینی در علم جدید روشی علمی برای تعیین شخصیت یا پیش‌بینی رویدادها شناخته نمی‌شود و رابطهٔ علّی اثبات‌شده‌ای میان موقعیت سیاره‌ها و سرنوشت یا ویژگی‌های انسان‌ها نشان داده نشده است.

حرکت روزانه

سیاره سرعت متوسط
(زمین‌مرکزی)
[۶]
بیشترین سرعت
(زمین‌مرکزی)
[۶]
کمترین سرعت
(زمین‌مرکزی)
[۷]
خورشید 00°59'08" 01°03'00" 00°57'10"
ماه 13°10'35" 16°30'00" 11°45'36"
عطارد 01°23'00" 02°25'00" −01°30'00"
زهره 01°12'00" 01°22'00" −00°41'12"
مریخ 00°31'27" 00°52'00" −00°26'12"
سرس 00°12'40" 00°30'00" −00°16'00"
مشتری 00°04'59" 00°15'40" −00°08'50"
زحل 00°02'01" 00°08'48" −00°05'30"
اورانوس 00°00'42" 00°04'00" −00°02'40"
نپتون 00°00'24" 00°02'25" −00°01'45"
پلوتون 00°00'15" 00°02'30" −00°01'48"
پالاس 00°12'20" 00°40'30" −00°22'30"
جونو 00°14'15" 00°39'00" −00°18'00"
وستا 00°16'15" 00°36'00" −00°17'32"
کیرون 00°02'00" 00°10'00" −00°06'00"

تاریخچه

سامانهٔ زمین‌مرکزی جهان در هیئت بطلمیوسی، اثر آندریاس سلاریوس، ۱۶۶۰–۱۶۶۱

رساله‌هایی دربارهٔ سیاره‌های بطلمیوسی و تأثیر آن‌ها بر کسانی که «زیر فرمانروایی» آن‌ها زاده شده‌اند، به‌شکل کتاب‌های قالبی منتشر می‌شدند و به «کتاب‌های سیارات» شهرت داشتند. نمونه‌های این گونهٔ نوشتاری از میانهٔ سدهٔ پانزدهم میلادی در نسخه‌های خطی متعددی از حوزهٔ آلمانیِ آلامانی به‌جا مانده است؛[۸][۹][۱۰][۱۱][۱۲] این گونه در سراسر رنسانس آلمان محبوب ماند و تا سدهٔ هفدهم تأثیر شمایل‌نگارانهٔ چشمگیری بر جای گذاشت.

این کتاب‌ها معمولاً برای هر سیاره یک تیتان مرد و یک تیتان زن ذکر می‌کنند: کرونوس و رئا برای زحل؛ ائورومدون و تمیس برای مشتری؛ احتمالاً کریوس و دیونه برای مریخ؛ هیپریون و تئا برای خورشید؛ اطلس و فوبه برای ماه؛ کئوس و متیس برای عطارد؛ و اوکئانوس و تتیس برای زهره.[۱۳][۱۴] این تناظرهای سیاره‌ای با اسطورهٔ یونانی باستانِ ائورونومه مرتبط دانسته شده‌اند؛ چنان‌که رابرت گریوز نیز به آن اشاره کرده است.[۱۵]

ویژگی‌هایی که سیاره‌زادگان از سیارهٔ خود به ارث می‌برند، چنین بیان شده‌اند:

زحل
سخت‌کوش، سودازده و آرام
مشتری
دلنشین و شکارگر
مریخ
سپاهیگری و جنگاوری
خورشید
موسیقی و ورزش
ماه
کم‌رویی و مهربانی
عطارد
دوراندیش، زیرک، دوست‌داشتنی و اهل تجارت
زهره
عاشق‌پیشگی و شور و اشتیاق.[۱۶][۱۷]

کواکب سنتی

طرحی از کیهان‌شناسی زمین‌مرکزی که بنیان اختربینی سنتی را تشکیل می‌داد (سدهٔ شانزدهم میلادی)

هفت اختر اجرامی هستند که به‌آسانی با چشم غیرمسلح دیده می‌شوند و از همین رو اختربینان دوران باستان آن‌ها را می‌شناختند. این هفت اختر عبارت‌اند از ماه، عطارد، زهره، خورشید، مریخ، مشتری و زحل. خورشید و ماه را گاه «تابندگان» یا «نیّرین» می‌نامیدند. وستا و اورانوس نیز در شرایط مناسب به‌سختی با چشم غیرمسلح دیده می‌شوند، هرچند ظاهراً هیچ‌یک از فرهنگ‌های باستانی آن‌ها را به‌عنوان اجرامی متمایز ثبت نکرده‌اند.

هفت اختر سنتی به‌خوبی در نظریه‌های ارسطو و بطلمیوس جای می‌گرفتند و هر یک وابسته به یکی از افلاک آسمانی دانسته می‌شدند. ترتیب این اختران بر پایهٔ سرعت ظاهری آن‌ها تعیین می‌شد. ماه سریع‌تر از همه حرکت می‌کند و از همین رو نخستین فلک بالای زمین به آن اختصاص داده می‌شد. هرچه زیر فلک ماه قرار داشت بخشی از عالم تحت‌القمر شمرده می‌شد. عطارد پس از ماه سریع‌ترین حرکت را دارد و بنابراین فلک بعدی از آنِ او دانسته می‌شد. پس از آن زهره قرار می‌گرفت که حدود ۲۶۰ روز طول می‌کشد تا گرد خورشید بگردد. پس از زهره به‌ترتیب خورشید، مریخ، مشتری و زحل قرار می‌گرفتند.

توصیف‌های اختربینیِ مربوط به هفت اختر سنتی از دوران باستان بر جای مانده‌اند. اختربینان گاه این هفت اختر را «هفت سیارهٔ فردی و اجتماعی» می‌نامند، زیرا در باور آنان این اجرام نمایندهٔ کشش‌های بنیادی انسانی در هر فرد هستند. سیاره‌های فردی عبارت‌اند از خورشید، ماه، عطارد، زهره و مریخ. مشتری و زحل سیاره‌های اجتماعی یا فرافردی به‌شمار می‌روند. مشتری و زحل را گاه نخستین سیاره‌های «فرافردی» یا «متعالی» نیز می‌دانند، زیرا گذار از سیاره‌های درونی و فردی به سیاره‌های بیرونی، نوین و غیرفردی را نشان می‌دهند.[۱۸] ویژگی‌هایی که در اختربینی به هر یک از این سیاره‌ها نسبت داده می‌شود در ادامه آمده است.[۱۹]

خورشید

هلیوس بر نقش‌برجسته‌ای از ایلیون (تروآ)، اوایل سدهٔ چهارم پیش از میلاد

خورشید (☉) خداوند برج اسد ♌️ است و در برج حمل ♈️ شرف دارد. در اسطوره‌شناسی کلاسیک یونان، خورشید با تیتان هیپریون و هلیوس بازنمایی می‌شد؛ همتای رومی هلیوس سول بود و بعدها آپولون نیز به‌عنوان ایزد نور با خورشید پیوند یافت.

خورشید ستاره‌ای در مرکز سامانه خورشیدی است که زمین و دیگر سیاره‌ها به دور آن می‌گردند و گرما و نور مورد نیاز زمین را فراهم می‌کند. کمانی که خورشید ظاهراً در طول سال طی می‌کند و هر روز از نقطه‌ای اندکی متفاوت طلوع و غروب می‌کند، در واقع بازتاب حرکت خود زمین در مدارش به دور خورشید است. هرچه عرض جغرافیایی از خط استوا به سوی شمال یا جنوب بیشتر شود، تفاوت طول روز و شب و نیز تفاوت فصل‌ها در طول سال شدیدتر می‌شود.

خورشید در حرکت سالانهٔ ظاهری خود از دوازده برج منطقةالبروج می‌گذرد و تقریباً یک ماه را در هر برج سپری می‌کند. بنابراین جایگاه خورشید در روز تولد شخص چیزی را تعیین می‌کند که معمولاً «برج خورشیدی» او خوانده می‌شود. با این حال، تعیین برج خورشیدی در اختربینی غربی و اختربینی هندو متفاوت است؛ در اختربینی غربی تغییر برج معمولاً حدود روزهای ۲۲ یا ۲۳ هر ماه و در اختربینی هندو حدود روزهای ۱۴ یا ۱۵ هر ماه روی می‌دهد. این تفاوت ناشی از دو نظام متفاوت محاسبهٔ جایگاه سیاره‌ها و استفاده از منطقةالبروج فصل‌بنیاد و ستاره‌بنیاد است.

خورشید، ستارهٔ مرکز منظومه شمسی

در اختربینی، خورشید معمولاً نمایندهٔ خودآگاهی، خود و شیوهٔ بیان آن، قدرت شخصی، غرور و اقتدار، توانایی رهبری و اصول خلاقیت، خودانگیختگی، سلامت و نیروی حیاتی دانسته می‌شود؛ مجموعه‌ای که گاه «نیروی زندگی» نامیده می‌شود.

یکی از نخستین اشاره‌های ثبت‌شده به پرستش خورشید از ادیان میان‌رودان باستان است و در حماسه گیلگمش نیز بازتاب یافته است. مارکوس مانیلیوس، شاعر سدهٔ نخست میلادی، در منظومهٔ حماسی هشت‌هزاربیتی خود، Astronomica، خورشید یا سول را نیک‌خواه و فرخنده توصیف کرد.

در اختربینی پزشکی، خورشید با قلب، دستگاه گردش خون[۲۰] و تیموس مرتبط دانسته می‌شود. همچنین انسان برای تولید و دریافت ویتامین دی به نور خورشید وابسته است؛ ویتامینی که در عملکرد دستگاه ایمنی و سلامت استخوان‌ها نقش دارد. در آیورودا، خورشید بر نیروی زندگی، مزاج صفراوی، معده، استخوان‌ها و چشم‌ها فرمان می‌راند.

در اختربینی نوین، خورشید خداوند طبیعی اصلی خانهٔ پنجم به‌شمار می‌رود، حال آنکه در سنت قدیم فرح آن در خانهٔ نهم بود.

هر برج خورشیدی از ۳۰ درجه، یعنی درجات صفر تا ۲۹، تشکیل می‌شود که بخشی از دایرهٔ کامل منطقةالبروج را می‌سازند.[۲۱]

خورشید بر یکشنبه فرمان می‌راند. دانته آلیگیری خورشید را با فن آزادِ موسیقی مرتبط می‌دانست. در اختربینی چینی، خورشید نمایندهٔ اصل فعال و قاطعِ مذکر در یین و یانگ است.

ماه

لونا یا دیانا با تاج هلال ماه و سوار بر ارابهٔ گاوکش (بیگا)، بر بشقاب پارابیاگو، سده‌های دوم تا پنجم میلادی

ماه (☾︎) خداوند برج سرطان ♋️ است و در برج ثور ♉️ شرف دارد. در اسطوره‌شناسی کلاسیک روم، ماه با لونا شناخته می‌شد که گاه با دیانا همانند دانسته می‌شد؛ همتایان یونانی آن‌ها آرتمیس و سلنه بودند.[۲۲]

جرم ماه به اندازه‌ای است که گرانش آن بر زمین اثر می‌گذارد، به پایداری حرکت زمین کمک می‌کند و سبب جزر و مد منظم آب‌ها می‌شود. روز قمری و گردش ماه به دور زمین چنان با یکدیگر هماهنگ‌اند که همواره یک سوی ماه رو به زمین است و سوی دیگر که «سمت پنهان ماه» نامیده می‌شود رو به فضای بیرونی قرار دارد.

ماه کامل

در اختربینی، ماه با شهود، احساسات، ذهن ناهشیار، عادت‌ها، ریتم‌های زندگی، خاطرات، حالات روحی، غرایز و توانایی فرد برای واکنش و سازگاری با اطرافیان مرتبط دانسته می‌شود. برخی آن را با مادر یا میل به پرورش، خانه، نیاز به امنیت و گذشته، به‌ویژه تجربه‌های نخستین و دوران کودکی، مرتبط می‌دانند.

مانیلیوس در سدهٔ نخست میلادی ماه یا لونا را سودازده توصیف کرد. در اختربینی پزشکی، ماه با دستگاه گوارش، معده، پستان‌ها، تخمدان‌ها، قاعدگی که چرخه‌ای تقریباً ماهانه دارد،[۲۳] و لوزالمعده مرتبط دانسته می‌شود. با وجود توصیف مانیلیوس، ماه معمولاً با یکی از خلط‌های چهارگانه پیوند داده می‌شد و بر «ارواح حیوانی» نیز فرمانروا دانسته می‌شد.

در اختربینی نوین، ماه خداوند طبیعی اصلی خانهٔ چهارم به‌شمار می‌رود، اما در سنت قدیم فرح آن در خانهٔ سوم بود.

ماه یا لونا با دوشنبه پیوند دارد. نام دوشنبه در برخی زبان‌های اروپایی از مفهوم «روز ماه» گرفته شده است و در زبان‌های رومی نیز نام دوشنبه از لونا مشتق شده است؛ مانند شکل‌های رومانیایی، فرانسوی، اسپانیایی و ایتالیایی. دانته آلیگیری ماه را با فن آزادِ دستور زبان مرتبط می‌دانست.

در اختربینی چینی، ماه نمایندهٔ اصل منفعل و پذیرندهٔ مؤنث در یین و یانگ است. در اختربینی هندو، ماه سوما یا چاندرا نامیده می‌شود و نمایندهٔ ذهن، فرمانروایی زنانه و مادر است.

عطارد

عطارد پرنده، اثر جامبولونیا، اواخر سدهٔ شانزدهم

عطارد (☿) خداوند برج جوزا ♊️ و برج سنبله ♍️ است و در برج سنبله نیز شرف دارد. در اسطوره‌شناسی کلاسیک روم، مرکوری پیام‌آور ایزدان است که به سرعت و چابکی شهرت دارد.

در اختربینی، عطارد نمایندهٔ اصول ارتباط، ذهن، الگوهای اندیشه، عقل و استدلال، سازگاری و تغییرپذیری دانسته می‌شود. عطارد بر آموزش و تحصیل، محیط نزدیک شامل همسایگان، خواهران و برادران و خویشاوندان نزدیک، سفرهای کوتاه، پیام‌ها و وسایل ارتباطی مانند نامه، رایانامه و تلفن، روزنامه‌ها، روزنامه‌نگاری و نویسندگی، توانایی گردآوری اطلاعات و چابکی جسمانی فرمان می‌راند. مانیلیوس در سدهٔ نخست میلادی عطارد را سیاره‌ای بی‌ثبات، سرزنده و کنجکاو توصیف کرد.

سیارهٔ عطارد

در اختربینی پزشکی، عطارد با دستگاه عصبی، مغز، دستگاه تنفسی، تیروئید و اندام‌های حسی مرتبط دانسته می‌شود. در سنت اختربینی، طبیعت آن اساساً سرد و خشک دانسته می‌شد، هرچند این کیفیت بر پایهٔ جایگاه آن در منطقةالبروج و نظرهای آن با دیگر سیاره‌ها تغییر می‌کند.

در اختربینی نوین، عطارد خداوند خانهٔ سوم دانسته می‌شود؛ در سنت قدیم، فرح آن در خانهٔ نخست بود. عطارد در اسطوره پیام‌آور ایزدان است و در اختربینی سیارهٔ بیان و روابط روزمره به‌شمار می‌رود. کنش نمادین عطارد تجزیهٔ امور به اجزای آن‌ها و سپس ترکیب دوبارهٔ آن‌هاست. این سیاره فرصت‌طلب، کنجکاو و کم‌وبیش عاری از احساسات توصیف می‌شود.

در اختربینی چینی، عطارد با عنصر آب، یکی از پنج عامل، پیوند دارد.

زهره

ونوس با نشان میزان بر میان‌تنه و ثور در زیر پای خود، در قلعه کاردیف، ولز

زهره (♀) خداوند برج میزان ♎️ و برج ثور ♉️ است و در برج حوت ♓️ شرف دارد. در اسطوره‌شناسی کلاسیک روم، ونوس ایزدبانوی عشق و زیبایی است و به شور و اشتیاقی که در میان ایزدان برمی‌انگیخت شهرت داشت. آیین‌های او را می‌توان نمود جذابیت و افسون دینیِ مشروع انسان‌ها در برابر امر الهی دانست، در مقابل روابط رسمی و قراردادی میان بیشتر اعضای پانتئون رسمی روم و حکومت، و نیز در مقابل دستکاری غیررسمی و نامشروع نیروهای الهی از طریق جادو.

زهره در ۲۲۵ روز به دور خورشید می‌گردد و به‌طور میانگین حدود ۱۸٫۷۵ روز را در هر برج منطقةالبروج می‌گذراند. پس از ماه، زهره درخشان‌ترین جرم آسمان شب است و از نظر اندازه و برخی ویژگی‌های فیزیکی اغلب همزاد زمین توصیف می‌شود.

در اختربینی، زهره با هماهنگی، زنانگی، اصل مؤنث، دوشیزگی و بدن زنانه، زیبایی، ظرافت، عاطفه، عشق و میل به همدلی و پیوند با دیگران مرتبط دانسته می‌شود. همچنین با میل به لذت، آسایش و راحتی پیوند دارد. زهره بر روابط عاشقانه، روابط جنسی، ازدواج، مشارکت‌های تجاری، هنر و مد فرمان می‌راند. مانیلیوس در سدهٔ نخست میلادی زهره را بخشنده و بارور توصیف کرد و در سنت اختربینی آن را سعد اصغر می‌دانستند.

سیارهٔ زهره

در اختربینی پزشکی، زهره با دستگاه تولیدمثل، ناحیهٔ کمری، سیاهرگ‌ها، غدد پاراتیروئید، گلو و کلیه‌ها مرتبط دانسته می‌شود. طبیعت زهره به‌طور سنتی معتدل، گرم و مرطوب پنداشته می‌شد و آن را با یکی از خلط‌های چهارگانه مرتبط می‌دانستند.

زهره بر جمعه فرمان می‌راند و خداوند خانهٔ دوم دانسته می‌شود. در زبان‌های برگرفته از لاتین، مانند رومانیایی، اسپانیایی، فرانسوی و ایتالیایی، نام جمعه اغلب از نام ونوس گرفته شده است. دانته آلیگیری زهره را با فن آزادِ بلاغت مرتبط می‌دانست.[۲۴]

مریخ

مریخ در یک نسخهٔ خطی فارسی از اواخر سدهٔ هفدهم یا اوایل سدهٔ هجدهم؛ مریخ بر قوچی، نماد برج حمل، نشسته است.

مریخ (♂) خداوند برج حمل ♈️، خداوند سنتی برج عقرب ♏️ و در برج جدی ♑️ دارای شرف است. مارس ایزد رومی جنگ و خون‌ریزی است و نماد او نیزه و سپر است. خاک مریخ و هموگلوبین خون انسان هر دو دارای آهن فراوان‌اند و همین عنصر عامل رنگ سرخ مشخص آن‌هاست.[۲۵] مارس در آیین رومی پس از ژوپیتر از مهم‌ترین ایزدان بود و یکی از برجسته‌ترین ایزدان نظامی مورد پرستش لژیون‌های روم به‌شمار می‌رفت.

مریخ در ۶۸۷ روز به دور خورشید می‌گردد و به‌طور میانگین حدود ۵۷٫۲۵ روز را در هر برج منطقةالبروج می‌گذراند. مریخ نخستین سیارهٔ بیرون از مدار زمین است و از این رو نخستین سیاره‌ای است که رفتار ظاهری آن نسبت به خورشید با سیاره‌های درونی تفاوت دارد. مریخ دو کلاهک یخی قطبی پایدار دارد. در زمستان هر قطب، آن ناحیه در تاریکی پیوسته قرار می‌گیرد و سرمای سطح سبب می‌شود حدود ۲۵ تا ۳۰ درصد جو به‌شکل ورقه‌هایی از یخ دی‌اکسید کربن یا یخ خشک رسوب کند.

در اختربینی، مریخ با پرخاشگری، رویارویی، مردانگی، اصل مذکر، بدن مردانه، جنگاور، شجاعت، انرژی، نیرو، جاه‌طلبی و تکانشگری مرتبط دانسته می‌شود. مریخ بر ورزش، رقابت و فعالیت‌های جسمانی به‌طور کلی فرمان می‌راند. مانیلیوس در سدهٔ نخست میلادی مریخ را آتشین توصیف کرد و در سنت اختربینی آن را نحس اصغر می‌دانستند.

در اختربینی پزشکی، مریخ با اندام‌های جنسی، سر، دستگاه ماهیچه‌ای، غدد جنسی و غدد فوق‌کلیوی مرتبط دانسته می‌شود. طبیعت آن به‌طور سنتی گرم و بسیار خشک پنداشته می‌شد و آن را با یکی از خلط‌های چهارگانه مرتبط می‌دانستند. تب، حوادث، ضربه مغزی، درد و جراحی نیز با مریخ ارتباط داده شده‌اند.

سیارهٔ مریخ

در اختربینی نوین، مریخ خداوند طبیعی اصلی خانهٔ نخست دانسته می‌شود. در سنت قدیم، با خانه‌های سوم و دهم نیز ارتباط داشت و فرح آن در خانهٔ ششم بود. اگر زهره بیشتر با فضای کلی روابط پیوند داده شود، مریخ نمایندهٔ کشش پرشور و کنش، جنبهٔ مذکر، انضباط، نیروی اراده و استقامت است.

مریخ بر سه‌شنبه فرمان می‌راند و در زبان‌های رومی نام سه‌شنبه غالباً از نام مارس گرفته شده است. نام انگلیسی سه‌شنبه نیز از «روز تیو» گرفته شده که تیو، همتای انگلیسی باستانِ مارس و تیر در اسطوره‌شناسی نورس بود. دانته آلیگیری مریخ را با فن آزادِ حساب مرتبط می‌دانست.

در اختربینی چینی، مریخ با عنصر آتش پیوند دارد که نماد شور، انرژی و ماجراجویی است. در اختربینی هندو، مریخ یا مانگالا در نظام‌هایی چون ناکشاتراها، ناواگراها و ساپتاریشی جای دارد.

مشتری

ژوپیتر بر تخت، با نمادهای حوت و قوس در زیر پای او؛ چاپ چوبی اثر رگیومنتانوس، ۱۵۱۲

مشتری (♃) خداوند سنتی برج قوس ♐️ و برج حوت ♓️ است و در برج سرطان ♋️ شرف دارد. در اسطوره‌شناسی کلاسیک روم، ژوپیتر ایزد آسمان،[۲۶] فرمانروای ایزدان و نگهبان و پاسدار آنان بود و آذرخش نماد او به‌شمار می‌رفت. رومیان معتقد بودند ژوپیتر به سبب احترامی که بیش از دیگر مردمان برای او قائل بودند، برتری را به آنان بخشیده است. ژوپیتر سرچشمهٔ فال‌ها و نشانه‌هایی دانسته می‌شد که رابطهٔ شهر روم با ایزدان بر آن استوار بود. او مظهر اقتدار الهیِ عالی‌ترین مناصب روم، سازمان داخلی و روابط خارجی آن بود. تصویر او در کاپیتول جمهوری و سپس امپراتوری، نشان‌هایی را در بر داشت که با پادشاهان باستانی روم و بالاترین افتخارات کنسولی و امپراتوری مرتبط بودند.

به همین قیاس، سیارهٔ مشتری نیز در میان سیاره‌ها جایگاهی شاهانه دارد؛ جرمی غول‌پیکر با ابرهای باشکوه و رنگارنگ و توفان‌های شدید.[۲۷] در برخی دیدگاه‌ها، گرانش عظیم مشتری با به دام انداختن یا بیرون راندن شماری از دنباله‌دارها و سیارکها از منظومهٔ شمسی، در کاهش برخورد آن‌ها با زمین و سیاره‌های درونی نقش دارد.[۲۸]

مشتری ۱۱٫۹ سال طول می‌کشد تا یک بار به دور خورشید بگردد و تقریباً یک سال زمینی، حدود ۳۶۱ روز، را در هر برج منطقةالبروج می‌گذراند. مشتری معمولاً چهارمین جرم درخشان آسمان پس از خورشید، ماه و زهره است. در محدودهٔ صورت فلکی قوس نیز چند ابرغول سرخ عظیم، مانند کی‌دابلیو کمان، وی‌ایکس کمان و جی‌سی‌آی‌آراس ۷ قرار دارند که اندازهٔ آن‌ها با مقیاس مدار مشتری قابل مقایسه است.

در اختربینی، مشتری با رشد، گسترش، ماجراجویی، درمان، کامیابی، نیک‌بختی و معجزه پیوند داده می‌شود. مشتری بر سفرهای دور و خارجی، تجارت بزرگ و ثروت، آموزش عالی، دین و قانون فرمان می‌راند. همچنین با میل به آزادی و اکتشاف و نیز قمار و خوش‌گذرانی مرتبط دانسته می‌شود.

سیارهٔ مشتری

مانیلیوس در سدهٔ نخست میلادی مشتری را معتدل و نیک‌خواه توصیف کرد و در سنت اختربینی آن را سعد اکبر دانسته‌اند. طبیعت مشتری گرم و مرطوب دانسته می‌شد و از همین رو آن را سازگار با زندگی می‌پنداشتند.

در اختربینی پزشکی، مشتری با کبد، غدهٔ هیپوفیز و سوخت‌وساز و توزیع چربی‌ها مرتبط دانسته می‌شود و با یکی از اخلاط نیز پیوند داده شده است.

در اختربینی نوین، مشتری خداوند طبیعی اصلی خانهٔ نهم شمرده می‌شود، اما در سنت قدیم با خانه‌های دوم و نهم، به‌ترتیب خانهٔ ارزش‌ها و خانهٔ باورها، ارتباط داشت و فرح آن در خانهٔ دوم دانسته می‌شد.

مشتری بر پنجشنبه فرمان می‌راند و در شماری از زبان‌های رومی، نام پنجشنبه از نام ژوپیتر گرفته شده است. دانته آلیگیری مشتری را با فن آزادِ هندسه مرتبط می‌دانست.

در اختربینی چینی، مشتری با عنصر چوب پیوند دارد که صبر، سخت‌کوشی و قابلیت اعتماد را نمایندگی می‌کند. در اختربینی هندو، مشتری با نام‌های گورو یا بریهاسپاتی شناخته می‌شود و «آموزگار بزرگ» دانسته می‌شود.[۲۹]

زحل

زحل، با جدی و دلو در زیر پاهایش و تجسم سال نو به‌شکل نوزادی در آغوش او، از مجموعهٔ هفت سیاره با برج‌های منطقةالبروج (۱۵۳۹)، اثر هانس زبالد بهام

زحل (♄) خداوند سنتی برج جدی ♑️ و برج دلو ♒️ است و در برج میزان ♎️ شرف دارد. در اسطوره‌شناسی کلاسیک روم، ساترن ایزد بذر، کشت، کشاورزی و برداشت محصول، فرمانروای تیتان‌ها و پدر و بنیان‌گذار تمدن، نظم اجتماعی و همنوایی دانسته می‌شد. نشان زحل شکلی همانند داس دارد و به «هلال زیر صلیب» معروف است، در حالی که نشان مشتری «هلال بالای صلیب» خوانده می‌شود. حلقه‌های مشهور سیارهٔ زحل که آن را دربر گرفته‌اند نیز در تعبیرهای اختربینی بازتاب‌دهندهٔ مفهوم محدودیت‌های انسانی دانسته شده‌اند.

زحل ۲۹٫۵ سال طول می‌کشد تا یک بار به دور خورشید بگردد و حدود ۲٫۴۶ سال را در هر برج منطقةالبروج می‌گذراند. در جامعهٔ روم باستان، رومیان ساترن را از بلندمرتبه‌ترین و مهم‌ترین ایزدان پانتئون خود می‌دانستند و جایگاهی هم‌سنگ ژوپیتر برای او قائل بودند.

در اختربینی، زحل با تمرکز، دقت، بزرگواری، اخلاق، پدر، مدنیت، هدف‌های بلند، پیشه و جایگاه اجتماعی، دستاوردهای بزرگ، تعهد، صاحبان قدرت، ثبات، فضیلت، بهره‌وری، درس‌های دشوار اما ارزشمند زندگی، سرنوشت، ساختارها، نقش‌های محافظتی، تعادل، شایسته‌سالاری، محافظه‌کاری و کارما ــ به معنای درو کردن آنچه کاشته شده یا عدالت کیهانی ــ پیوند داده می‌شود؛ اما در عین حال با محدودیت، قیدوبند، مرزها، اضطراب، آزمون‌ها، عمل‌گرایی، واقعیت و زمان نیز ارتباط دارد. زحل به احساس وظیفه، پایبندی و مسئولیت شخص و نیز تاب‌آوری جسمی و عاطفی او در دوره‌های دشوار مربوط دانسته می‌شود. زحل در بنیاد سیاره‌ای صرفه‌جو شمرده می‌شود و با برنامه‌ریزی بلندمدت و آینده‌نگری نیز پیوند دارد. گفته می‌شود بازگشت زحل نشانهٔ رویدادهای مهم در زندگی هر فرد است.

مارکوس مانیلیوس، شاعر سدهٔ نخست میلادی، زحل را اندوهگین، عبوس و سرد توصیف کرد و در سنت اختربینی آن را نحس اکبر می‌دانستند. کلودیوس بطلمیوس می‌نویسد که «زحل خداوند گوش راست، طحال، مثانه، بلغم و استخوان‌هاست».[۳۰] زحل نماد فرایندها و چیزهای خشک و سرد دانسته می‌شد که برای حفظ تعادل زندگی ضروری شمرده می‌شدند. در پزشکی اختربینی، زحل بر خلط سودا فرمان می‌راند.

بر پایهٔ نسخهٔ گرا از سفر یصیرا، ۴:۱۳،[۳۱]

«او حرف رِش را بر صلح فرمانروا ساخت
و تاجی بر آن بست
و یکی را با دیگری درآمیخت
و با آن‌ها آفرید:
زحل را در جهان،
جمعه را در سال،
سوراخ بینی چپ را در نفس،
نر و ماده را.»

سیارهٔ زحل

در اختربینی غربی نوین، زحل خداوند طبیعی اصلی خانهٔ دهم دانسته می‌شود. در اختربینی سنتی هندو، زحل بر خانه‌های نخست و هشتم فرمان می‌راند و فرح آن در خانهٔ دوازدهم، خانهٔ گرفتاری و بداقبالی، دانسته می‌شد.

زحل بر شنبه فرمان می‌راند و نام شنبه در زبان انگلیسی نیز از نام ساترن گرفته شده است. دانته آلیگیری زحل را با فن آزادِ اخترشناسی ــ که در آن زمان اخترشناسی و اختربینی را دربر می‌گرفت ــ مرتبط می‌دانست.

در اختربینی چینی، زحل با عنصر زمین پیوند دارد. در اختربینی هندو، زحل شانی نامیده می‌شود و با پیشهٔ برجسته و طول عمر ارتباط داده می‌شود؛ همچنین آورندهٔ موانع و سختی‌ها دانسته می‌شود.

سیاره‌های بزرگ کشف‌شده در دوران نوین

از زمان اختراع تلسکوپ، اختربینی غربی اورانوس، نپتون و پلوتون را که «سیاره‌های بیرونی» نیز خوانده می‌شوند،[۳۲] در روش‌های خود وارد کرده است. سه سیارهٔ بیرونی نوین، یعنی اورانوس، نپتون و پلوتون، اغلب «سیاره‌های جمعی» یا «متعالی» نامیده می‌شوند.[۱۸] اختربینان هندی و چینی بیشتر تمایل داشته‌اند نظام کهن هفت‌اختر را حفظ کنند.

اختربینان نوین ناچار بودند معناهایی برای سیاره‌های تازه‌کشف‌شده تعیین کنند و معمولاً این معناها را بر پایهٔ رویدادهای مهمی که هم‌زمان با کشف هر یک در جهان روی داده بود شکل دادند. از آنجا که بیشتر این اختربینان غربی بودند، رویدادهای اجتماعی و تاریخی مورد اشارهٔ آنان نیز ناگزیر گرایشی غرب‌محور داشت. اختربینان سیاره‌های «ورای زحل» را سیاره‌هایی «غیرفردی» یا نسلی می‌دانند؛ یعنی اثرهای آن‌ها را بیشتر در سطح نسل‌های کامل جامعه تفسیر می‌کنند. تأثیر آن‌ها بر فرد نیز بستگی به میزان برجستگی‌شان در زایچهٔ او دانسته می‌شود. ویژگی‌هایی که بیشتر اختربینان برای این سیاره‌ها پذیرفته‌اند در ادامه آمده است، هرچند در جزئیات میان اختربینان اختلاف وجود دارد.[۳۳]

یکی از انتقادهای رایج به اختربینی این است که، با وجود باور برخی اختربینان به لزوم در نظر گرفتن جایگاه همهٔ سیاره‌های موجود در منظومهٔ شمسی، اختربینان نتوانستند وجود اورانوس و نپتون را پیش از کشف آن‌ها با استفاده از زایچه‌ها پیش‌بینی کنند.[۳۴] وارد کردن اورانوس، نپتون و پلوتون به دستگاه تفسیری اختربینی نیز بر مبنایی پسینی و موردی انجام شد. افزون بر این، اتحادیه بین‌المللی اخترشناسی در سال ۲۰۰۶ تعریف رسمی «سیاره» را تغییر داد و اجرام کوتوله‌ای چون پلوتون را از این رده خارج کرد.

سرس

سرس با خوشه‌های غله، اثری از اواخر سدهٔ هجدهم ساختهٔ دومینیک آولیتسک از کارخانه چینی‌سازی نیمفنبورگ

سرس (⚳) سیاره‌ای کوتوله در کمربند سیارک‌ها میان مریخ و مشتری است و نخستین جرم بزرگ منظومهٔ شمسی بود که در دوران جدید، در سال ۱۸۰۱ به‌دست جوزپه پیاتسی کشف شد. در اسطوره‌شناسی روم، سرس ایزدبانوی کشاورزی، غلات، باروری و روابط مادری و همتای دمتر در اسطوره‌شناسی یونان است.

در اختربینی، سرس در تفسیرهای نوین اهمیت فزاینده‌ای یافته است. در حالی که شیوه‌های نخستین اختربینی عمدتاً سیاره‌های کوچک را نادیده می‌گرفتند، سرس به‌تدریج با مفاهیمی چون پرورش، تأمین معاش، خوراک، کشاورزی، دلبستگی و تجربهٔ چرخه‌ایِ فقدان و بازگشت پیوند داده شد. اسطورهٔ سرس، به‌ویژه داستان او و دخترش پروسِرپینا، سبب شده است اختربینان آن را با جدایی، سوگ، نوزایی و برقراری تعادل میان استقلال و مراقبت از دیگران مرتبط بدانند.

سیارهٔ کوتولهٔ سرس

برخی اختربینان نوین سرس را خداوند برج سنبله ♍️ می‌دانند و در این تفسیر بر جسمانیت، مراقبت جسمی و حمایت عملی تأکید می‌کنند. بر پایهٔ این دیدگاه، سرس بازتاب‌دهندهٔ غریزهٔ تغذیه، سازمان‌دهی و حفظ زندگی از راه وسایل ملموس و مادی است. در برخی از این نظام‌ها سرس در برج جوزا ♊️ دارای شرف دانسته می‌شود.[۳۵]

سرس اغلب نشان‌دهندهٔ چگونگی مراقبت فرد از دیگران و دریافت مراقبت از آنان، تجربهٔ تغذیه در معنای جسمی و عاطفی، و تعیین مرزها در روابط مراقبتی دانسته می‌شود. در اختربینی پزشکی، آن را با تغذیه، الگوهای غذا خوردن و موضوعات مربوط به تنظیم عملکرد بدن و چرخه‌های تولیدمثلی مرتبط کرده‌اند.

به‌سبب ورود نسبتاً تازهٔ سرس به نظام‌های اختربینی، استفاده از آن در سنت‌های مختلف فراگیر نیست؛ با این حال در بسیاری از رویکردهای معاصر و روان‌شناختی اختربینی اهمیت دارد.

اورانوس

اورانوس (⛢) در اختربینی نوین خداوند برج دلو ♒️ دانسته می‌شود و در برخی نظام‌ها در برج عقرب ♏️ شرف دارد. در اسطوره‌شناسی کلاسیک یونان، اورانوس تجسم آسمان است.

اورانوس در میان سیاره‌ها ویژگی غیرمعمولی دارد، زیرا محور چرخش آن تقریباً بر پهلو خوابیده است و در طول گردش به دور خورشید، هر یک از قطب‌های آن به نوبت رو به خورشید قرار می‌گیرند؛ از این رو دو نیمکرهٔ آن در بخش‌هایی از مدار به‌ترتیب در نور پیوسته یا تاریکی طولانی قرار می‌گیرند.

اورانوس ۸۴ سال طول می‌کشد تا یک بار به دور خورشید بگردد و حدود هفت سال را در هر برج منطقةالبروج سپری می‌کند. ویلیام هرشل در سال ۱۷۸۱ دریافت که اورانوس یک سیاره است.

در تفسیرهای اختربینی، اورانوس با ابتکار، تحول، پیشرفت، اندیشه‌های نامتعارف، فردیت، اکتشاف، برق، اختراع، دموکراسی و انقلاب پیوند داده می‌شود. در میان سیاره‌ها، اورانوس بیش از همه با نبوغ مرتبط دانسته می‌شود.

سیارهٔ اورانوس

اورانوس با انجمن‌ها، باشگاه‌ها و هر گروهی که بر آرمان‌های انسان‌دوستانه یا پیشرو استوار باشد ارتباط داده می‌شود. این سیاره که نماد تغییرات ناگهانی و پیش‌بینی‌ناپذیر دانسته می‌شود، بر آزادی و اصالت نیز فرمانروا شمرده می‌شود. در سطح اجتماعی، آن را با اندیشه‌ها و افراد رادیکال و نیز رویدادهای انقلابی که ساختارهای تثبیت‌شده را برهم می‌زنند مرتبط می‌کنند.

اورانوس همراه با عطارد و زحل با چهارشنبه و شنبه نیز ارتباط داده شده است، زیرا در برخی مکتب‌های اختربینی «اکتاو بالاتر» عطارد و زحل به‌شمار می‌رود.

در هنر و ادبیات، کشف اورانوس هم‌زمان با رمانتیسم بود؛ جنبشی که بر فردیت و آزادی بیان خلاقانه تأکید داشت. همچنین این سیاره گاه با «روح حیوانی» فرد ارتباط داده می‌شود. در اختربینی پزشکی، اورانوس را به‌ویژه با دستگاه عصبی سمپاتیک، اختلال‌های روانی، فروپاشی عصبی، هیستری، اسپاسم و گرفتگی عضلات مرتبط دانسته‌اند. اختربینان نوین اورانوس را خداوند طبیعی اصلی خانهٔ یازدهم می‌دانند.

ژوپیتر، نپتون و پلوتون، نقاشی دیواری حدود ۱۵۹۷، اثر کاراواجو برای اتاقی در کنار آزمایشگاه کیمیاگری کاردینال فرانچسکو ماریا دل مونته؛ ژوپیتر با عقابش، نپتون با نیزهٔ دوسر خود و پلوتون با اسب و سربروس پیرامون کره‌ای شفاف که نماد جهان است شناورند.[۳۶]

نپتون

نپتون (♆) در اختربینی نوین خداوند برج حوت ♓️ دانسته می‌شود و در برخی نظام‌ها در برج اسد ♌️ شرف دارد.[۳۷][۳۸][۳۹][۴۰][۴۱][۴۲][۴۳]

در اسطوره‌شناسی کلاسیک روم، نپتون ایزد دریاست و رنگ آبی ژرف و اقیانوسی سیارهٔ نپتون نیز بازتاب‌دهندهٔ این پیوند دانسته شده است.[۴۴] نشان اختربینی آن مستقیماً از سه‌شاخهٔ نپتون گرفته شده است و در تعبیر نمادین، قوس روح را نشان می‌دهد که صلیب ماده آن را می‌شکافد.

نپتون ۱۶۵ سال طول می‌کشد تا به دور خورشید بگردد و تقریباً ۱۴ سال، به‌طور دقیق‌تر حدود ۱۳٫۷۵ سال، را در هر برج منطقةالبروج می‌گذراند.[۴۵] نپتون در سال ۱۸۴۶ کشف شد.

سیارهٔ نپتون

در اختربینی، نپتون با آگاهی جمعی، لطافت، صلح، خیال‌پردازی، آرمان‌گرایی، رؤیا، فرافکنی، فروپاشی یا انحلال وضع موجود، هنرمندی، همدلی، احساساتی‌بودن و نیز وهم، سردرگمی و ابهام در مسیر کشف حقیقت‌های جهان‌شمول پیوند داده می‌شود.[۴۶]

همانند زهره، نپتون نیز با جمعه مرتبط دانسته می‌شود، زیرا در برخی مکتب‌های اختربینی «اکتاو بالاتر» زهره به‌شمار می‌رود. در هنر، آغاز جنبش دریافتگری گرایشی را پدید آورد که از بازنمایی لفظی و دقیق فاصله می‌گرفت و به حالت‌های ظریف و متغیر نور و رنگ توجه داشت.

در اختربینی پزشکی، نپتون به‌ویژه با تالاموس، مجرای نخاعی و بیماری‌های نامشخص یا روان‌نژندی‌ها مرتبط دانسته می‌شود. اختربینان نوین نپتون را خداوند اصلی خانهٔ دوازدهم می‌دانند.

پلوتون

پلوتون (⯓) در اختربینی نوین خداوند برج عقرب ♏️ دانسته می‌شود.[۴۷] در برخی نظام‌های نوین، پلوتون در برج دلو ♒️ دارای شرف دانسته شده است.[۴۸][۴۹][۵۰]

در اسطوره‌شناسی کلاسیک روم، پلوتون ایزد جهان زیرین و برخوردار از ثروتی عظیم است. پس از کشف سیارهٔ کوتولهٔ پلوتون، یکی از نمادهای کیمیاگری به‌عنوان نشان آن به‌کار گرفته شد؛ هرچند این اتفاق حدود سه سده پس از افول عمدهٔ کیمیاگری رخ داد. در تعبیر نمادین، این نشان را می‌توان به‌صورت «روح بر فراز ذهن و فرارونده از ماده» تفسیر کرد.

پلوتون ۲۴۸ سال طول می‌کشد تا یک دور کامل منطقةالبروج را طی کند، اما سرعت حرکت آن بسیار متغیر است و بین ۱۵ تا ۲۶ سال را در هر برج می‌گذراند.

پلوتون در تصویری با رنگ نزدیک به طبیعی که فضاپیمای نیو هورایزنز در ۱۴ ژوئیهٔ ۲۰۱۵ ثبت کرد.

در اختربینی، پلوتون «نوساز بزرگ» نامیده می‌شود و نمایندهٔ بخشی از وجود انسان دانسته می‌شود که برای نوسازی، ویران می‌کند؛ یعنی نیازها و کشش‌های شدید و مدفون را به سطح می‌آورد و آن‌ها را آشکار می‌سازد، حتی اگر این کار به بهای برهم‌زدن نظم موجود تمام شود. پلوتون با امور مطلق، قدرت، افراط، دگرگونی، کارهای خارق‌العاده، جنبش‌های توده‌ای و ضرورت همکاری یا سهیم‌شدن با دیگری برای جلوگیری از نابودی دو طرف مرتبط دانسته می‌شود.[۵۱]

پلوتون بر تجارت‌های بزرگ و ثروت‌های عظیم، معدن‌کاری، جراحی، کارآگاهی و هر فعالیتی که مستلزم کاوش در زیر سطح برای آشکارکردن حقیقت باشد فرمانروا دانسته می‌شود. پلوتون در کنار مریخ با سه‌شنبه نیز پیوند داده شده است، زیرا در برخی مکتب‌های اختربینی «اکتاو بالاتر» مریخ به‌شمار می‌رود.

ورود پلوتون به برج سرطان در سال ۱۹۱۴ ــ برجی که بعدها هنگام کشف پلوتون در آن قرار داشت ــ با آغاز جنگ جهانی اول هم‌زمان شد. پلوتون همچنین با سلاح‌های هسته‌ای پیوند داده شده است، زیرا در برخی از این سلاح‌ها از پلوتونیم استفاده می‌شود؛ عنصری که نامش را از پلوتون گرفته است. پژوهش‌های هسته‌ای در دهه‌های ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰ گسترش یافت و سپس به رویارویی هسته‌ای دوقطبی جنگ سرد انجامید؛ دوره‌ای که در آن جوامع مصرفی انبوه ایالات متحده و دیگر دموکراسی‌ها در برابر حکومت تمامیت‌خواه اتحاد جماهیر شوروی قرار گرفتند. کشف پلوتون همچنین اندکی پس از شکل‌گیری روان‌کاوی نوین رخ داد، زمانی که زیگموند فروید و کارل گوستاو یونگ کاوش در ژرفای ناخودآگاه را آغاز کرده بودند.

در تفسیر برخی رویدادهای واقعی و پدیده‌های فرهنگی، برای پلوتون اهمیت اختربینی زیادی قائل شده‌اند. اختربینان نوین پلوتون را خداوند طبیعی اصلی خانهٔ هشتم و «اکتاو بالاتر» مریخ می‌دانند که در سطح جمعی عمل می‌کند.

اختربین ایزابل ام. هیکی همچنین پلوتون را با ایزدبانوی مینروا مرتبط می‌دانست و مدعی بود که مینروا بر والاترین نمود پلوتون فرمان می‌راند. مینروا با آگاهی جهان‌شمول و نوری که زندگی به سوی آن رشد می‌کند مرتبط دانسته می‌شود، در حالی که پلوتون با زندگی در تاریکی پیوند دارد.[۵۲]

اریس

اریس بالدار بر جام سیاه‌نقش آتیکی، حدود ۵۵۰–۵۴۰ پیش از میلاد، مجموعهٔ آثار باستانی برلین.
اریس بالدار بر جام سیاه‌نقش آتیکی، حدود ۵۵۰–۵۴۰ پیش از میلاد، مجموعهٔ آثار باستانی برلین.

اریس (⯰) سیاره‌ای کوتولهٔ فرانپتونی است که در سال ۲۰۰۵ به‌وسیلهٔ گروهی به سرپرستی مایکل ئی. براون کشف شد. کشف آن در بازطبقه‌بندی پلوتون به‌عنوان سیارهٔ کوتوله در سال ۲۰۰۶، پس از تصویب تعریف جدید سیاره از سوی اتحادیه بین‌المللی اخترشناسی، نقش داشت. در اسطوره‌شناسی یونان، اریس ایزدبانوی ناسازگاری و ستیز است و با افسانهٔ سیب زرین که زمینه‌ساز جنگ تروآ شد پیوند دارد.

برداشت هنرمند از اریس و قمر آن، دیسنومیا.

در اختربینی معاصر، اریس در برخی نظام‌های تفسیری نوین وارد شده است. تفسیرهای اختربینی معمولاً اریس را با مفاهیمی چون ناسازگاری، رقابت، به‌حاشیه‌رانده‌شدن و به چالش کشیدن سلسله‌مراتب‌های تثبیت‌شده مرتبط می‌دانند. همچنین آن را نماد آشکارشدن تعارض‌های نهفته یا سرکوب‌شده در ساختارهای اجتماعی و روابط دانسته‌اند.

برخی اختربینان اریس را با پویایی‌های مربوط به رقابت، هم‌چشمی و بیان خواسته‌هایی که پیش‌تر طرد یا نادیده گرفته شده‌اند پیوند می‌دهند. در این چارچوب، اریس بازتاب‌دهندهٔ فرایندهایی دانسته می‌شود که از طریق آن‌ها تنش یا عدم تعادل آشکار می‌شود.

شماری از اختربینان نوین، اریس را خداوند معاصر برج میزان ♎️ پیشنهاد کرده‌اند و بر مضامینی چون عدالت، تعادل در روابط و تنش‌های ساختاری تأکید می‌کنند. با این حال، این نسبت بخشی از آموزه‌های سنتی اختربینی نیست و تنها در برخی مکاتب معاصر دیده می‌شود. در بعضی تفسیرهای نوین حتی شرف نمادین اریس را در برج قوس ♐️ دانسته‌اند،[۵۳] هرچند این مفهوم منحصراً به اختربینی معاصر تعلق دارد و بخشی از سنت کلاسیک نیست.

دیگر اجرام منظومهٔ شمسی

برخی از پرجرم‌ترین سیارکها، مانند پالاس (⚴) و وستا (⚶)، گاهی با دوربین دوچشمی دیده می‌شوند و وستا گاه حتی با چشم غیرمسلح نیز قابل مشاهده است. سرس، جونو (⚵)، پالاس و وستا که در اوایل سدهٔ نوزدهم کشف شدند، در آغاز سیاره طبقه‌بندی شدند و سپس در ردهٔ سیارک‌ها قرار گرفتند. سرس بعداً برای سومین بار تغییر رده داد و از سیارک به سیاره کوتوله تبدیل شد.

از زمان کشف کایرون (⚷) در سال ۱۹۷۷، برخی اختربینان آن را به‌عنوان عاملی مهم وارد زایچه‌ها کرده‌اند، هرچند اخترشناسان آن را یک سانتور، یعنی یکی از رده‌های اجرام کوچک منظومهٔ شمسی با مدارهایی در ناحیهٔ میان مشتری و نپتون، طبقه‌بندی می‌کنند.[۵۴]

در سدهٔ بیست‌ویکم چندین سیارهٔ کوتولهٔ فرانپتونی دیگر نیز کشف شده‌اند، از جمله سدنا (⯲)، کواوار ()، ارکوس ()، گونگونگ ()، هاومیا ()، ماکی‌ماکی () و اریس (⯰).

اگرچه این اجرام به اندازهٔ سیاره‌های اصلی اختربینی یا حتی کایرون وارد جریان اصلی اختربینی نشده‌اند، برخی مکتب‌های نوین و پیشرو اختربینی، کاربرد آن‌ها را در تحلیل زایچه و اختربینی گیتی آزموده‌اند.[۵۵][۵۶]

دنباله‌دارها و نواخترها از چندین هزار سال پیش مشاهده و دربارهٔ آن‌ها بحث شده‌اند. به‌ویژه دنباله‌دارها در بسیاری از فرهنگ‌های باستانی نشانه یا فال به‌شمار می‌رفتند و تفسیرهای اختربینی گوناگونی برای آن‌ها ارائه می‌شد. با این حال، به سبب ظهور نامنظم و ماهیت گذرای آن‌ها، معمولاً در بیشتر نظام‌های امروزی اختربینی زادروزی وارد نمی‌شوند.

سیاره‌های ساختگی و فرضی

برخی اختربینان وجود سیاره‌های دیده‌نشده یا کشف‌نشده‌ای را فرض کرده‌اند که با فرضیه‌های علمی، مانند فرضیه‌های مربوط به سیاره‌های دورتر از نپتون، مطابقت نداشته‌اند. در سال ۱۹۱۸، اختربین سفاریال وجود «ماه تاریک» زمین، یعنی لیلیت، را مطرح کرد و از آن زمان برخی اختربینان آن را در زایچه‌های خود به کار برده‌اند؛ هرچند همین نام امروزه بیشتر در اختربینی برای یکی از نقاط مربوط به مدار واقعی ماه به کار می‌رود.[۵۷]

برخی اختربینان بر این نظریه تمرکز کرده‌اند که سرانجام هر یک از دوازده برج منطقةالبروج باید خداوند ویژهٔ خود را داشته باشد و بنابراین هنوز دو سیارهٔ دیگر باید کشف شوند که «خداوندان حقیقی» جوزا و ثور باشند. از جمله نام‌هایی که در این زمینه پیشنهاد شده‌اند «پالاس» به‌عنوان خداوند ثور و «آپولون»، برگرفته از نام ایزد خورشید، به‌عنوان خداوند جوزا بوده‌اند.[۵۸] برای نمونه، دین رودی‌یر پیشنهاد کرد که خداوند حقیقی ثور سیاره‌ای فرانپتونی و هنوز کشف‌نشده است که او آن را «پروسرپینا» نامید.[۵۹]

تمای موندی یا «زایچهٔ جهان»

خداوندان سیاره‌ای برج‌ها و خانه‌های اختربینی

در اختربینی غربی، نمادپردازی مربوط به سیاره‌ها با برج‌های منطقةالبروج و خانه‌های زایچه و نیز حظوظ گوناگون سیاره‌ها ارتباط دارد. برای نمونه، مریخ مذکر، تکانشی و فعال توصیف می‌شود. حمل تحت فرمان مریخ است و ویژگی‌هایی مشابه دارد و یک کهن‌الگوی فعال و مذکر را بازمی‌نمایاند. به همین ترتیب، در برخی نظام‌های نوین خانهٔ نخست نیز با مریخ مرتبط دانسته می‌شود و به سلامت و نیروی جسمانی شخص و شیوه‌ای که خود را به دیگران می‌نمایاند مربوط می‌شود.

جدول ۱: پیوندهای نوین میان برج‌ها، خانه‌ها و سیاره‌ها

برج خانه خداوند سنتی خداوند نوین بیت[۶۰] شرف[۶۰] وبال[۶۱] هبوط[۶۱]
برج حمل خانهٔ نخست مریخ پلوتون[۴۷] مریخ خورشید زهره، اریس زحل
برج ثور خانهٔ دوم زهره[۶۲] زهره ماه پلوتون، مریخ اورانوس
برج جوزا خانهٔ سوم عطارد عطارد سرس[۶۳] مشتری، نپتون اریس
برج سرطان خانهٔ چهارم ماه ماه مشتری زحل مریخ
برج اسد خانهٔ پنجم خورشید خورشید نپتون[۶۴][۶۵][۶۶][۶۷][۶۸][۶۹][۷۰] اورانوس پلوتون
برج سنبله خانهٔ ششم عطارد سرس[۷۱][۷۲][۷۳] سرس، عطارد عطارد نپتون، مشتری زهره
برج میزان خانهٔ هفتم زهره اریس[۷۴] زهره، اریس زحل مریخ، پلوتون خورشید
برج عقرب خانهٔ هشتم مریخ پلوتون پلوتون، مریخ اورانوس زهره ماه
برج قوس خانهٔ نهم مشتری مشتری، نپتون اریس عطارد سرس
برج جدی خانهٔ دهم زحل زحل مریخ ماه مشتری
برج دلو خانهٔ یازدهم زحل اورانوس اورانوس پلوتون[۴۸][۴۹][۵۰] خورشید نپتون
برج حوت خانهٔ دوازدهم مشتری نپتون نپتون، مشتری زهره عطارد، سرس عطارد

یادداشت: سیاره‌های جدول بر برج‌های همان ردیف فرمانروایی دارند و خانه‌ها نیز با برج‌های همان ردیف متناظر دانسته شده‌اند؛ برای نمونه مریخ خداوند حمل است و میان حمل و خانهٔ نخست برخی تناظرها در نظر گرفته می‌شود. با این حال، پیوند دادن سیاره‌ها با خانه‌ها دقیقاً به این ترتیب، تنها در اختربینی نوین رواج یافته است.[۷۵]

جدول ۲: روابط سنتی کلدانی میان خانه‌ها و سیاره‌ها

خانه خداوند سنتی
خانهٔ نخست زحل
خانهٔ دوم مشتری
خانهٔ سوم مریخ
خانهٔ چهارم خورشید
خانهٔ پنجم زهره
خانهٔ ششم عطارد
خانهٔ هفتم ماه
خانهٔ هشتم زحل
خانهٔ نهم مشتری
خانهٔ دهم مریخ
خانهٔ یازدهم خورشید
خانهٔ دوازدهم زهره

جستارهای وابسته

پانویس

  1. ↑ Hone (1978), p. 19.
  2. ↑ Arroyo (1989), pp. 7, 27.
  3. ↑ Hone (1978), p. 19.
  4. ↑ Copenhaver, Brian P. (1992). Hermetica: The Greek Corpus Hermeticum and the Latin Asclepius in a New English Translation with Notes and Introduction (in English). New York: Cambridge University Press.
  5. ↑ Hand, Robert (1981). Horoscope Symbols (in English). Rockport, Massachusetts: Para Research. ISBN 9780914918165.
  6. 1 2 همهٔ سرعت‌ها از StarFisher گرفته شده‌اند.
  7. ↑ به‌استثنای خورشید و ماه، همهٔ سیاره‌ها می‌توانند وارد حرکت رجعی شوند و به‌طور موقت چنین به نظر برسد که اصلاً حرکت نمی‌کنند؛ اما در اینجا منظور از «کمترین سرعت» این حالت نیست. «کمترین سرعت» در این بخش به بیشترین سرعتی اشاره دارد که یک سیاره هنگام حرکت رجعی، یعنی در زمانی که مسیر ظاهری خود را وارونه می‌کند، می‌تواند داشته باشد.
  8. ↑ Darmstadt Hs. 266
  9. ↑ Blockbuch Basel AN V 37a
  10. ↑ Thott 290.2 (۱۴۵۹)
  11. ↑ Wolfegg Hausbuch (حدود ۱۴۷۰)
  12. ↑ CGM 558 (حدود ۱۴۹۰)
  13. ↑ Fuchs, B.A. (1909). Die Ikonographie der sieben Planeten in der Kunst Italiens bis zum Ausgang des Mittelalters [The iconography of the seven planets in the art of the Italians through the end of the middle ages] (Thesis). Munich.
  14. ↑ Panofsky, E.; Saxl, F. (1990). Saturn und Melancholie. Frankfurt.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:مکان بدون ناشر (رده)
  15. ↑ Graves, Robert (1955). The Greek Myths. England: Penguin Books. ISBN 9780140205084. {{cite book}}: ناسازگاری شابک و تاریخ (کمک)
  16. ↑ Hauber, A. (1916). Planetenkinderbilder und Sternbilder. Straßburg.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:مکان بدون ناشر (رده)
  17. ↑ Baer, E. (1968). "Representations of "planet-children" in Turkish manuscripts". Bulletin of the School of Oriental and African Studies. 31 (3): 526–533. doi:10.1017/S0041977X00125546. S2CID 128911353.
  18. 1 2 Michael Meyer at khaldea.com, Rob Hand "Horoscope Symbols"
  19. ↑ Jeff Mayo, Teach Yourself Astrology, pp. 17–28, Hodder and Stoughton, London, 1964; Sasha Fenton Understanding Astrology, pp. 106–112, The Aquarian Press (Harper Collins), London, 1991; Derek and Julia Parker, The New Compleat Astrologer, pp. 86–99, Crescent Books, New York, 1971; Maritha Pottinger Astro Essentials, pp. 11–14, 17–18, ACS Publications, San Diego, 1991
  20. ↑ Back de Surany, Géza. Manual de Astrología Médica. Índigo.1988. 214 páginas, p. 32
  21. ↑ Estrada, Jessica (2 August 2022). "What is Degree Theory". Astrology.com.
  22. ↑ "Diana | Myth, Goddess, & Cult | Britannica".
  23. ↑ Back de Sarany, Géza Ibid., 37.
  24. ↑ New Yorker, 20 May 2013.
  25. ↑ Henbest, ibid
  26. ↑ "Jupiter Enters Taurus: A 12 months Of Abundance". AstroSapient. Retrieved 26 May 2023.
  27. ↑ Ingersoll, A. P.; Dowling, T. E.; Gierasch, P. J.; Orton, G. S.; et al. "Dynamics of Jupiter's Atmosphere" (PDF). Lunar & Planetary Institute. Retrieved 2007-02-01.
  28. ↑ George W. Wetherill (1994). "Possible consequences of absence of "Jupiters" in planetary systems". Astrophysics and Space Science. 212 (1–2): 23–32. Bibcode:1994Ap&SS.212...23W. doi:10.1007/BF00984505. PMID 11539457. S2CID 21928486.
  29. ↑ Dalal, Roshen (2010). Hinduism : an alphabetical guide. New Delhi: Penguin Books. ISBN 9780143414216. OCLC 664683680.
  30. ↑ Tetrabiblos by Claudius Ptolemy published in the Loeb Classical Library, 1940
  31. ↑ "Sepher Yetzirah – Book of Formation (Saadia Version)". Hermetik International (in American English). February 2016. Retrieved 2019-09-28.
  32. ↑ Greene, Liz (1996). The outer planets & their cycles : the astrology of the collective. Sebastoopol, Calif.: CRCS Publications. ISBN 0916360601.
  33. ↑ Jeff Mayo, Ibid, pp. 28–33, 1964; Sasha Fenton Ibid, pp. 112–115, 1991; Derek and Julia Parker, Ibid, pp. 100–105, 1971; Maritha Pottinger Ibid, pp. 15–19, 1991
  34. ↑ Bennett, Jeffrey O., ed. (2007). The cosmic perspective (4th ed.). San Francisco, CA: Pearson/Addison-Wesley. ISBN 978-0-8053-9283-8. OCLC 61865300.
  35. ↑ Astrotheme. Astrological charts with Ceres in the 12 signs: Website managed by astrology specialists, describing Ceres in the 12 signs, with its domicile in Virgo and exaltation in Gemini. Retrieved from https://www.astrotheme.com/celebrities/ceres-in-astrological-sign#:~:text=in%20less%20emotive%20and%20more,and%20in%20fall%20in%20Sagittarius
  36. ↑ Creighton Gilbert, Caravaggio and His Two Cardinals (Penn State University Press, 1995), pp. 124–125.
  37. ↑ "Neptune in Signs & Houses" (in English). San Beck Educational Media. Retrieved 6 November 2025.
  38. ↑ "Exalted Planets: The Elevated Voices of the Zodiac" (in English). Tarot.com. Retrieved 6 November 2025.
  39. ↑ "The 4 Essential Dignities of Planets: Exalted, Detriment..." (in English). AstroStyle. Retrieved 6 November 2025.
  40. ↑ "Uranus, Neptune, Pluto – Exalted in..." (in English). GurAstro. April 2013. Retrieved 6 November 2025.
  41. ↑ "Neptune Astrology: The Ultimate Planet Guide" (in English). AstroStyle. Retrieved 6 November 2025.
  42. ↑ Greene, Liz. The Astrological Neptune and the Quest for Redemption (in English). Weiser Books.
  43. ↑ "Esoteric astrology discussion referencing Dane Rudhyar (PDF)" (PDF) (in English). Astro.com. Retrieved 6 November 2025.
  44. ↑ Julian Ting (2014). Rational Astrology, Julian Ting - Amazon.com. p. 144.
  45. ↑ Julian J.-L. Ting (2013). classical mechanics: Julian J.-L. Ting: Amazon.com Books. CreateSpace Independent Publishing Platform; 2nd edition (25 November 2013). p. 384. ISBN 978-1494279295.
  46. ↑ "Neptune: Planet of Illusion". ASTROLOGY.COM. 24 November 2009. Retrieved 29 July 2016.
  47. 1 2 Fagan, Cyril (1971). Astrological origins. Internet Archive. St. Paul, Llewellyn Publications. ISBN 978-0-87542-219-0.
  48. 1 2 Finey, Michèle (23 March 2023). "Pluto in Aquarius — Liberty, Equality, Fraternity". AstroDienst (in English). Retrieved 6 November 2025.
  49. 1 2 Younghans, Pam. "Pluto in Aquarius: Transforming Society, Empowering Progress". InnerSelf (in English). Retrieved 6 November 2025.
  50. 1 2 Wilkinson, Robert (November 2024). "Pluto in Aquarius – An Era of Deep Global Transformation Pt. 1". Aquarius Papers (in English). Retrieved 6 November 2025.
  51. ↑ Geany (6 June 2015). "Pluto- Control vs. Empowerment". Astrology Club.
  52. ↑ Hickey, Isabel M. (1992). Astrology: a cosmic science. Sebastopol, Calif: CRCS Publications. ISBN 978-0-916360-52-8.
  53. ↑ Rossi, Monica A. (April 1, 2020). Eris e i movimenti culturali e filosofici. Astrologia Morpurghiana: Article presenting the position of Eris according to this astrological school, which considers Eris to be domiciled in Libra and exalted in Sagittarius, developing its cycles in the Zodiac over these two millennia. Retrieved from https://www.astrologiamorpurghiana.it/2020/04/01/eris-e-i-movimenti-culturali-e-filosofici/
  54. ↑ "Chiron". Astrology-Numerology. Archived from the original on 19 November 2010. Retrieved 2011-02-02.
  55. ↑ "New Planets". Richard Brown. Astrology.
  56. ↑ "Sedna, Eris, Haumea, Quaoar, Makemake, 2002 TC302, Orcus, and others". AstroTransits.blogspot.com. New dwarf planets in Astrology.
  57. ↑ Sepharial (1918). The Science of Foreknowledge: Being a Compendium of Astrological Research, Philosophy, and Practice in the East and West. W. Foulsham & Co. pp. 39–50.
  58. ↑ Linda Goodman, Sun Signs, p226, Pan Books, London, 1982
  59. ↑ Rudhyar, Dane (1972). Astrological timing; the transition to the new age. Internet Archive. New York, Harper & Row. ISBN 978-0-06-090260-5.
  60. 1 2 Hand, Robert. "Astrology by Hand". Astro.com. Retrieved 3 October 2021.
  61. 1 2 Burk, Kevin (2001). Astrology: Understanding the Birth Chart : a Comprehensive Guide to Classical Interpretation (in English). Llewellyn Worldwide. p. 81. ISBN 978-1-56718-088-6.
  62. ↑ برخی اختربینان نوین استدلال می‌کنند که زمین را نمی‌توان خداوند سیاره‌ای هیچ‌یک از برج‌های منطقةالبروج دانست، زیرا اختربینی بر چارچوبی زمین‌مرکزی بنا شده است. زمین نقطهٔ مرجع مشاهده و تجربه است که همهٔ حرکات سیاره‌ای بر اساس آن تفسیر می‌شوند. از آنجا که خداوندی سیاره‌ای مستلزم آن است که جرمی آسمانی و بیرونی به‌طور نمادین بر یک برج فرمان براند، زمین نمی‌تواند هم‌زمان با آنکه سطح بنیادی مشاهده و تجربهٔ همهٔ موجودات زمینی است، خداوند یک برج نیز باشد. در این دیدگاه، زمین بستر تجربی اختربینی است، نه یک سیارهٔ فرمانروا.
  63. ↑ "Astrological charts with Ceres in the 12 signs". Astrotheme (in English). Retrieved 6 November 2025.
  64. ↑ "Neptune in Signs & Houses". San Beck (in English). Retrieved 6 November 2025.
  65. ↑ "Exalted Planets: The Elevated Voices of the Zodiac". Tarot.com (in English). Retrieved 6 November 2025.
  66. ↑ "The 4 Essential Dignities of Planets: Exalted, Detriment..." AstroStyle (in English). Retrieved 6 November 2025.
  67. ↑ "Uranus, Neptune, Pluto – Exalted in..." GurAstro (in English). Retrieved 6 November 2025.
  68. ↑ "Neptune Astrology: The Ultimate Planet Guide". AstroStyle (in English). Retrieved 6 November 2025.
  69. ↑ Greene, Liz (1996). The Astrological Neptune and the Quest for Redemption (in English). Weiser Books. ISBN 978-1578631972. {{cite book}}: مقدار |شابک= را بررسی کنید: جمع‌آزما (کمک)
  70. ↑ "Esoteric astrology discussion referencing Dane Rudhyar" (PDF). Astro.com (in English). Retrieved 6 November 2025.
  71. ↑ Lewis, James R. (2003). The Astrology Book: The Encyclopedia of Heavenly Influences (in English). Visible Ink Press. p. 928.
  72. ↑ George, Demetra (1986). Asteroid Goddesses: The Mythology, Psychology, and Astrology of the Re-Emerging Feminine (in English). CRCS Publications / Ibis Press. p. 190.
  73. ↑ Francis, Eric (2011). The Asteroid Archetypes: The Astrology of the Asteroids (in English). Weiser Books.
  74. ↑ Theitic, Andrew (2017). The Witches' Almanac: The Magic of Plants. p. 144. Retrieved 19 June 2022.
  75. ↑ "The Rationale for the Significations of the Houses". 10 June 2014.

منابع

  • Arroyo, Stephen (1989). Chart Interpretation Handbook. California: CCRS Publications.
  • کمپیون, نیکلاس (2008). The Dawn of Astrology: A Cultural History of Western Astrology (in English). Continuum.
  • Hone, Margaret (1978). The Modern Text-Book of Astrology. Revised edition. England: L. N. Fowler & Co. Ltd.
  • Houlding, D. (2006). The Houses – Temples of the Sky. The Wessex Astrologer, Bournemouth, England.
  • Ptolemy, C.; trans. Ashmand, J. (2002). Tetrabiblos. Astrology Classics, Maryland, US.
  • تستر, جیم (1987). A History of Western Astrology (in English). Boydell Press.

پیوند به بیرون