من با کمر تو در میان کردم دست

جز نقش تو در نظر نیامد ما را 
اثر حافظ
زبانفارسی
قالبرباعی
پس ازماهی که قدش به سرو میماند راست
پیش ازتو بدری و خورشید تو را بنده شده‌ست

رباعی با مطلع «من باکمر تو در میان کردم دست» پنجمین رباعی از دیوان حافظ به تصحیح محمد قزوینی و قاسم غنی می باشد.[۱]

من باکمر تو در میان کردم دستپنداشتمش که در میان چیزی هست
پیداست از آن میان چو بربست کمرتا من ز کمر چه طرف خواهم بربست

منابع

  1. «ویکی نبشته، رباعی شماره 5».