نظر (اختربینی)

در اختربینی، نظر زاویهای است که اختران در زایچه نسبت به یکدیگر میسازند؛ همچنین زاویهٔ آنها نسبت به طالع، خانهها، وسطالسماء، وتدالارض و دیگر نقاط مهم اختربینی نیز نظر خوانده میشود. از دید ناظر زمینی، نظر با فاصله زاویهای میان دو نقطه، برحسب درجه و دقیقهٔ طول دایرةالبروجی، اندازهگیری میشود. در سنت اختربینی، نظرها نشاندهندهٔ زمان دگرگونیها و تحولات در زندگی اشخاص و امور زمینی دانسته میشوند.
برای نمونه، اگر اختربین زایچهای برای زمان تولد شخص (اختربینی زادروزی) ترسیم کند و فاصلهٔ زاویهای میان ناهید و بهرام ۹۲ درجهٔ طول دایرةالبروجی باشد، گفته میشود در زایچه «ناهید با بهرام تربیع دارد» و حد نظر آن ۲ درجه است؛ یعنی دو درجه با تربیع دقیق، که زاویهٔ آن ۹۰ درجه است، فاصله دارد. در اختربینی گفته میشود هرچه یک نظر به زاویهٔ دقیق خود نزدیکتر باشد، اثر آن در شکلدهی به ویژگیهای شخص یا پدیدار شدن تغییرات نیرومندتر است.[۱]
در زایچهٔ تولد، ممکن است برجهای دیگری بر برج خورشیدی غلبه داشته باشند. برای نمونه، شخصی که خورشید او در بره قرار دارد ممکن است چند اختر دیگر در خرچنگ یا ماهی داشته باشد؛ در این صورت، از دید برخی اختربینان، این دو برج ممکن است تأثیر بیشتری داشته باشند.
تعبیرها
در سنجش نظر میان اختران، افزون بر فاصلهٔ درجهای، ویژگی برجهایی که اختران در آنها قرار دارند نیز اهمیت دارد. در متون فارسی احکام نجوم، برجها از نظر کیفیت به سه گروه منقلب، ثابت و ذوجسدین تقسیم میشوند؛ حمل، سرطان، میزان و جدی منقلب، ثور، اسد، عقرب و دلو ثابت، و جوزا، سنبله، قوس و حوت ذوجسدیناند.[۲] برجها همچنین بر پایهٔ عنصر به آتشی، خاکی، هوایی و آبی و از حیث جنس به نر و ماده تقسیم میشوند. در روضة المنجمین نیز همین تقسیمهای سنتی برجها بهکار رفته است.[۲]
در سنت بطلمیوسی، چهار فاصلهٔ اصلی میان برجها عبارتاند از مقابله با ۱۸۰ درجه، تثلیث با ۱۲۰ درجه، تربیع با ۹۰ درجه و تسدیس با ۶۰ درجه. بطلمیوس تثلیث و تسدیس را هماهنگ میداند، زیرا میان برجهایی از یک جنس، یعنی نر با نر یا ماده با ماده، پدید میآیند؛ در مقابل، تربیع و مقابله میان برجهای نر و ماده برقرار میشوند و از این رو ناهماهنگ دانسته میشوند.[۳] در اختربینی متأخر و امروزی، مقارنه، یعنی قرار گرفتن دو اختر در فاصلهای نزدیک به صفر درجه، نیز معمولاً در کنار این چهار نظر در شمار نظرهای اصلی آورده میشود.
تربیع میان برجهایی از یک کیفیت ــ منقلب، ثابت یا ذوجسدین ــ ولی با عناصر متفاوت پدید میآید و در تعبیر اختربینی با کشمکش، اصطکاک و دشواری پیوند داده میشود. مقابله نیز میان دو برج همکیفیت در دو سوی دایرةالبروج روی میدهد و به تقابل دو گرایش تعبیر میشود. در تثلیث، دو اختر در برجهایی از یک عنصر، یعنی هر دو آتشی، خاکی، هوایی یا آبی، قرار دارند و این نظر با سهولت، هماهنگی و جریان روان نیروهای دو اختر پیوند داده میشود. تسدیس میان برجهایی از دو عنصر سازگار و همجنس برقرار میشود و نظری مساعد شمرده میشود، هرچند در تعبیرهای اختربینی معمولاً بهرهگیری از امکانات آن نیازمند کنش و کوشش دانسته میشود. در مقارنه نیز دلالتهای دو اختر با یکدیگر درمیآمیزند و سعد یا نحس بودن آن بیش از هر چیز به سرشت اختران مقارن بستگی دارد.
تاریخچه و رویکرد
در اختربینی قرون وسطی، برخی نظرها و اختران سعد یا نحس دانسته میشدند. در کاربردهای جدیدتر، بر این تقسیمبندیهای تقدیرگرایانه کمتر تأکید میشود. یکی از نمونههای رویکرد جدیدتر به نظرهای اختربینی، پژوهش دربارهٔ هماهنگها یا هارمونیکهای اختربینی است. یوهانس کپلر در سال ۱۶۱۹ در کتاب هارمونی جهان از چنین رویکردی دفاع کرد و پس از او جان ادی از مروجان مهم آن بود.
با این حال، در اختربینی جدید نیز نظرها غالباً به دو دستهٔ «آسان» و «سخت» تقسیم میشوند. تسدیس ۶۰ درجه و تثلیث ۱۲۰ درجه معمولاً نظرهای آسان، و تربیع ۹۰ درجه و مقابلهٔ ۱۸۰ درجه نظرهای سخت بهشمار میروند. مقارنهٔ صفر درجه، بسته به اختران درگیر، ممکن است در هر یک از این دو دسته قرار گیرد.
نظرهای آسان ممکن است مثبت شمرده شوند، زیرا گفته میشود فرصت رشد استعدادها را افزایش میدهند. نظرهای سخت ممکن است منفی دانسته شوند، زیرا چالشی ایجاد میکنند که برای رسیدن به تعادل به سازگاری نیاز دارد. معمولاً مقارنه، تربیع یا مقابله را از نظر ظهور آشکار رویدادها مهم میدانند.
ماهیت اختران نیز ممکن است در تفسیر در نظر گرفته شود. بهرام و اورانوس معمولاً برانگیزاننده دانسته میشوند، در حالی که کیوان و نپتون بازدارنده تلقی میشوند. موافقگرد یا مخالفگرد بودن اختر نیز اهمیت دارد. گرفت خورشید یا ماه از این نیز مهمتر دانسته میشود. در برخی شیوههای جدید اختربینی، یکی از گرههای ماه با خرد ذاتی حاصل از تجربههای گذشته و دیگری با کارما و تکامل ارتباط داده میشود.
برجهای اختربینی نیز ممکن است در نظر گرفته شوند. برای نمونه، برجهای آتشی بره، شیر و کماندار با برجهای هوایی دوپیکر، ترازو و آبریز سازگارتر دانسته میشوند. برجهای خاکی گاو، خوشه و بزغاله نیز با برجهای آبی خرچنگ، کژدم و ماهی سازگارتر شمرده میشوند. برجهای ذوجسدینِ دوپیکر، خوشه، کماندار و ماهی انعطافپذیر دانسته میشوند؛ برجهای منقلبِ بره، خرچنگ، ترازو و بزغاله آمادگی بیشتری برای تغییر دارند و برجهای ثابتِ گاو، شیر، کژدم و آبریز پایدارتر تلقی میشوند.
خانههای اختربینی نیز ممکن است در تفسیر نظرها مورد توجه قرار گیرند.
نظرهای بطلمیوسی
نظرهای اصلی سنتی، از آنجا که در آثار بطلمیوس تعریف و بهکار گرفته شدند، گاه نظرهای بطلمیوسی نامیده میشوند. این پنج نظر عبارتاند از مقارنه (۰ درجه)، تسدیس (۶۰ درجه)، تربیع (۹۰ درجه)، تثلیث (۱۲۰ درجه) و مقابله (۱۸۰ درجه).[۴]
در محاسبه و کاربرد نظرها، اختربینان و سنتهای مختلف اختربینی اندازههای متفاوتی برای حد نظر در نظر میگیرند. حد نظر میزان فاصلهای است که یک زاویه میتواند با نظر دقیق داشته باشد و همچنان متعلق به همان نظر شمرده شود. اندازهٔ آن ممکن است بسته به میزان دقت مورد نیاز و روش اختربین متفاوت باشد. با این حال، تقریباً همهٔ اختربینان برای مقارنه حد نظر بزرگتری نسبت به بیشتر نظرهای دیگر در نظر میگیرند.
نظرهای کپلر
یوهانس کپلر در کتاب هارمونی جهان مجموعهای از نظرهای اختربینی را بر پایهٔ نسبتهای هندسی و موسیقایی بررسی کرد. این نظرها بر تقسیم کامل دایره و نسبتهای عددی ساده استوار بودند.
بهطور کلی، هر نظر را میتوان یک هارمونیک عدد صحیح کوچک، یعنی کسری از ۳۶۰ درجه، دانست. مضربهای m/n نیز هنگامی که m و n عامل مشترکی نداشته باشند، نظرهای دیگری ایجاد میکنند؛ یعنی: بزرگترین مقسومعلیه مشترک (n,m)=1.
| درجهٔ تأثیرگذاری | نخست | دوم | سوم | چهارم | پنجم | ||||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| نظر | مقارنه | مقابله | تثلیث سهبخش |
تربیع چهاربخش |
تسدیس ششبخش |
نیمتسدیس دوازدهبخش |
پنجچین | خُمس | دوخُمس | نیمتربیع | سههشتم تربیعونیم |
دهبخش نیمخُمس |
سهدهبخش |
| نماد | ![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
Q | bQ | ![]() |
![]() |
![]() |
3 |
| زاویه | ۰° | ۱۸۰° | ۱۲۰° | ۹۰° | ۶۰° | ۳۰° | ۱۵۰° | ۷۲° | ۱۴۴° | ۴۵° | ۱۳۵° | ۳۶° | ۱۰۸° |
| کسر | ۰/۲ | ۱/۲ | ۱/۳ | ۱/۴ | ۱/۶ | ۱/۱۲ | ۵/۱۲ | ۱/۵ | ۲/۵ | ۱/۸ | ۳/۸ | ۱/۱۰ | ۳/۱۰ |
| چندضلعی منتظم | ![]() تکضلعی |
![]() دوضلعی |
![]() مثلث متساویالاضلاع |
![]() مربع |
![]() ششضلعی |
![]() دوازدهضلعی |
![]() دوازدهپر |
![]() پنجضلعی |
![]() ستاره پنجپر |
![]() هشتضلعی |
![]() هشتپر |
![]() دهضلعی |
![]() ستاره دهپر |
نظرهای اصلی

مقارنه

مقارنه زاویهای در حدود صفر تا ۱۰ درجه است. معمولاً حد نظری در حدود ۱۰ درجه برای مقارنه پذیرفته میشود. اگر خورشید یا ماه در آن دخیل نباشند، برخی اختربینان بیشینهٔ حد نظر را ۸ درجه در نظر میگیرند.
مقارنه یکی از نظرهای اصلی در زایچه است. در اختربینی آن را از نیرومندترین نظرها میدانند، زیرا گفته میشود اثر اختران درگیر را متقابلاً تشدید میکند.
بسته به اختران درگیر، مقارنه ممکن است سعد یا نحس دانسته شود. از مقارنههای بسیار مساعد میتوان ترکیبهای ممکن میان خورشید، ناهید و هرمزد را نام برد. مقارنههای بسیار نامساعد نیز ممکن است شامل ترکیبهای میان ماه، بهرام و کیوان باشند.[۵] برای نمونه، در ۹ و ۱۰ نوامبر ۱۹۷۰، خورشید، ناهید و هرمزد در یک مقارنهٔ سهگانه قرار داشتند. در همان سال، در ۱۰ مارس، ماه، بهرام و کیوان نیز مقارنهای سهگانه داشتند.
اگر یکی از دو اختر حاضر در مقارنه همزمان با یک یا چند اختر دیگر نظر سخت داشته باشد، وجود مقارنه از دید اختربینی ممکن است تنش آن نظر سخت را بیشتر کند.
اگر اختری در فاصلهای بسیار نزدیک از خورشید، در حدود ۱۷ دقیقهٔ قوسی یا حدود ۰٫۲۸ درجه، قرار گیرد، این مقارنه بسیار نیرومند شمرده میشود. در اصطلاح اختربینی گفته میشود اختر در حالت تصمیم، یعنی «در دل خورشید»، قرار دارد. برای نمونه، «ناهید در تصمیم» به این معناست که ناهید با حد نظری کمتر از حدود ۰٫۲۸ درجه با خورشید مقارنه دارد.
اگر اختری با فاصلهای بیشتر، اما همچنان نزدیک، به خورشید قرار داشته باشد ــ و حد دقیق آن بسته به اختر متفاوت است ــ در اصطلاح اختربینی آن را محترق میگویند.
هر ماه در هنگام ماه نو، خورشید و ماه با یکدیگر مقارنه دارند.
قرانهای بزرگ
![]() چنانکه در تصویر دیده میشود، قرانهای بزرگ هرمزد و کیوان تقریباً با فاصلهٔ ۱۲۰ درجه از یکدیگر تکرار میشوند. الگوی سهگانهٔ آن از تشدید نزدیک به نسبت ۲:۵ ناشی میشود، در حالی که نسبت دورههای مداری این دو اختر به ۶۰:۱۴۹ نزدیکتر است. در نتیجه، الگوی مثلثی بهآرامی تقدیم میکند. |
![]() تصویر سهگانههای قران بزرگ در کتاب در باب ابرنواختر اثر یوهانس کپلر، ۱۶۰۶. |
در گذشته، قرانهای بزرگ میان دو کندروترین اختر کلاسیک، هرمزد و کیوان، بهعنوان نشانههای آسمانی توجه فراوانی برمیانگیختند. توجه اروپاییان به این موضوع را میتوان تا ترجمههای عربی آثار اختربینی پی گرفت؛ بهویژه کتاب ابومعشر بلخی دربارهٔ قرانها.[۶]
در اواخر قرون وسطی و دورهٔ رنسانس، احکام مربوط به این قرانها موضوع بحث بسیاری از منجمان و اختربینان بود. از جمله اندیشمندان مدرسی همچون راجر بیکن[۷] و پیر دایلی به آن پرداختند.[۸] اشاره به این نشانهها در آثار ادبی نویسندگانی چون دانته آلیگیری[۹] و ویلیام شکسپیر نیز دیده میشود.[۱۰] این توجه تا روزگار تیکو براهه و یوهانس کپلر ادامه یافت.
حدود هر ۲۰ سال، قران بزرگ بعدی تقریباً ۱۲۰ درجه نسبت به قبلی جابهجا میشود. سه قران پیاپی الگویی تقریباً مثلثی میسازند و پس از قران سوم، حدود ۶۰ سال بعد، قران دوباره به نزدیکی جایگاه نخست بازمیگردد. این بازگشت نسبت به ستارگان ثابت حدود ۸ درجه جابهجایی دارد و معمولاً بیش از چهار قران بزرگ در یک برج رخ نمیدهد. قرانها معمولاً در یکی از چهار مثلثه بروج واقع میشوند:
| عنصر | قران ۱ | قران ۲ | قران ۳ | ||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| برج | نماد | طول دایرةالبروجی | برج | نماد | طول دایرةالبروجی | برج | نماد | طول دایرةالبروجی | |
| مثلثهٔ آتش | بره | ۱ (۰° تا ۳۰°) | شیر | ۵ (۱۲۰° تا ۱۵۰°) | کماندار | ۹ (۲۴۰° تا ۲۷۰°) | |||
| مثلثهٔ خاک | گاو | ۲ (۳۰° تا ۶۰°) | خوشه | ۶ (۱۵۰° تا ۱۸۰°) | بزغاله | ۱۰ (۲۷۰° تا ۳۰۰°) | |||
| مثلثهٔ هوا | دوپیکر | ۳ (۶۰° تا ۹۰°) | ترازو | ۷ (۱۸۰° تا ۲۱۰°) | آبریز | ۱۱ (۳۰۰° تا ۳۳۰°) | |||
| مثلثهٔ آب | خرچنگ | ۴ (۹۰° تا ۱۲۰°) | کژدم | ۸ (۲۱۰° تا ۲۴۰°) | ماهی | ۱۲ (۳۳۰° تا ۳۶۰°) | |||
پس از حدود ۲۲۰ سال، این الگو به مثلثهٔ بعدی منتقل میشود و پس از حدود ۹۰۰ سال، دوباره به مثلثهٔ نخست بازمیگردد.[۱۱]
اختربینان هر یک از این الگوهای مثلثی را به یکی از عناصر چهارگانه نسبت دادهاند. وقوع قران بزرگ در مثلثهای تازه اهمیت ویژهای داشته است؛ رویدادی که حداکثر پس از حدود ۲۴۰ سال رخ میدهد.[۱۲] آغاز چرخهای تازه، پس از گذر قرانها از هر چهار مثلثه، از اهمیت بیشتری برخوردار دانسته میشد؛ این رویداد تقریباً هر ۹۰۰ سال یکبار رخ میدهد.
اختربینان قرون وسطی معمولاً طول چرخهٔ کامل را ۹۶۰ سال در نظر میگرفتند، زیرا در برخی موارد گذر از یک مثلثه به مثلثهٔ بعدی ۲۴۰ سال طول میکشید.[۱۲] اگر چرخه را بر پایهٔ بازگشت قرانها به همان بعد آسمانی، و نه همان صورت فلکی، تعریف کنیم، طول چرخه به سبب تقدیم محوری تنها حدود ۸۰۰ سال خواهد بود. ظاهراً استفاده از زیج آلفونسی باعث کاربرد برجهای متحرک بر اثر تقدیم شد؛ یوهانس کپلر طول این چرخه را ۷۹۴ سال محاسبه کرد که شامل ۴۰ قران بود.[۱۲][۹]
تا پایان سدهٔ شانزدهم، با وجود نادقیق بودن محاسبات و اختلاف نظر دربارهٔ زمان آغاز چرخه، باور به اهمیت چنین رویدادهایی موجب انتشار پیوستهٔ آثاری دربارهٔ آنها میشد. در سال ۱۵۸۳، آخرین قران بزرگ در مثلثهٔ آبی رخ داد و بسیاری تصور کردند که این رویداد خبر از دگرگونیهای آخرالزمانی میدهد. در سال ۱۵۸۶، یک فرمان پاپی علیه پیشگویی صادر شد. تا سال ۱۶۰۳، علاقهٔ عمومی بهسرعت فروکش کرد، زیرا با آغاز مثلثهٔ تازه هیچ رویداد واقعاً مهمی روی نداده بود.
| نماد | دور | زاویه | نام |
|---|---|---|---|
| ۱/۱ | ۳۶۰° (۰°) | مقارنه | |
| ۱/۲ | ۱۸۰° | مقابله | |
| ۱/۴ | ۹۰° | تربیع یا رُبعی | |
| ۱/۸ | ۴۵° | هشتبخش یا نیمتربیع | |
| ۳/۸ | ۱۳۵° | سههشتبخش یا تربیعونیم | |
| ۱/۱۶ | ۲۲٫۵° | شانزدهبخش یا نیمهشتبخش | |
| ۳/۱۶ | ۶۷٫۵° | سهشانزدهبخش | |
| ۵/۱۶ | ۱۱۲٫۵° | پنجشانزدهبخش | |
| ۷/۱۶ | ۱۵۷٫۵° | هفتشانزدهبخش | |
| ۱/۳ | ۱۲۰° | تثلیث | |
| ۱/۶ | ۶۰° | تسدیس یا نیمتثلیث | |
| ۱/۱۲ | ۳۰° | دوازدهبخش یا نیمتسدیس | |
| ۵/۱۲ | ۱۵۰° | پنجچین یا پنجدوازدهبخش یا نامقارنه | |
| ۱/۲۴ | ۱۵° | بیستوچهاربخش یا نیمدوازدهبخش | |
| ۵/۲۴ | ۷۵° | اسکوایل | |
| ۷/۲۴ | ۱۰۵° | اسکواین | |
| ۱۱/۲۴ | ۱۶۵° | کوئیندسیل[۱۴] یا ضدکوئیندسیل | |
| Q | ۱/۵ | ۷۲° | خُمس |
| bQ | ۲/۵ | ۱۴۴° | دوخُمس |
| D | ۱/۱۰ | ۳۶° | دهبخش یا نیمخُمس |
| D3 | ۳/۱۰ | ۱۰۸° | سهدهبخش |
| √ | ۱/۱۵ | ۲۴° | پانزدهبخش |
| √2 | ۲/۱۵ | ۴۸° | دوپانزدهبخش |
| √4 | ۴/۱۵ | ۹۶° | چهارپانزدهبخش |
| √7 | ۷/۱۵ | ۱۶۸° | هفتپانزدهبخش |
| V | ۱/۲۰ | ۱۸° | بیستبخش یا نیمدهبخش |
| V3 | ۳/۲۰ | ۵۴° | سهبیستبخش |
| V7 | ۷/۲۰ | ۱۲۶° | هفتبیستبخش |
| V9 | ۹/۲۰ | ۱۶۲° | نهبیستبخش |
| ۱/۴۰ | ۹° | چهلبخش یا نیمبیستبخش | |
| S | ۱/۷ | ۵۱٫۴۳° | هفتبخش |
| S2 | ۲/۷ | ۱۰۲٫۸۶° | دوهفتبخش |
| S3 | ۳/۷ | ۱۵۴٫۲۹° | سههفتبخش |
| ۱/۱۴ | ۲۵٫۷۱° | نیمهفتبخش | |
| ۳/۱۴ | ۷۷٫۱۴° | سهچهاردهبخش | |
| ۵/۱۴ | ۱۲۸٫۵۷° | پنجچهاردهبخش | |
| N | ۱/۹ | ۴۰° | نهبخش |
| N2 | ۲/۹ | ۸۰° | دونهبخش |
| N4 | ۴/۹ | ۱۶۰° | چهارنهبخش |
| ۱/۱۸ | ۲۰° | هجدهبخش یا نیمنهبخش | |
| ۱/۳۶ | ۱۰° | سیوششبخش | |
| U | ۱/۱۱ | ۳۲٫۸۳° | یازدهبخش[۱۵] |
| U2 | ۲/۱۱ | ۶۵٫۴۵° | دویازدهبخش |
| U3 | ۳/۱۱ | ۹۸٫۱۸° | سهیازدهبخش |
| U4 | ۴/۱۱ | ۱۳۰٫۹۱° | چهاریازدهبخش |
| U5 | ۵/۱۱ | ۱۶۳٫۶۳° | پنجیازدهبخش |
مقابله

مقابله زاویهای ۱۸۰ درجهای است که برابر با 1⁄2 از ۳۶۰ درجهٔ دایرةالبروج است. بسته به اختران درگیر، معمولاً حد نظری در حدود ۵ تا ۱۰ درجه برای آن در نظر گرفته میشود.[۱۶]
ابن عزرا مقابله را نیرومندترین نظر میدانست. مقابله اساساً رابطهای میان دو عامل ایجاد میکند، اما برخلاف مقارنه، به معنای یکیشدن یا آمیختن آنها نیست. برخی اختربینان میگویند نیروهای موجود در مقابله مستعد افراطاند، زیرا این نظر ماهیتی دوگانه دارد و مسائلی که از آن ناشی میشوند غالباً با تنش همراهاند.
همهٔ محورهای مهم در اختربینی اساساً از دو نقطهٔ مقابل یکدیگر تشکیل میشوند. از این رو، مقابله در بنیادیترین سطح خود میتواند نمایانگر رابطهای باشد که یا تقابلی و یا مکمل است.
تسدیس

تسدیس زاویهای ۶۰ درجهای است که برابر با 1⁄6 از ۳۶۰ درجهٔ دایرةالبروج یا نصف تثلیث ۱۲۰ درجهای است. بسته به اختران درگیر، معمولاً حد نظری در حدود ۴ تا ۵ درجه برای آن در نظر گرفته میشود. نماد تسدیس از شعاعهای یک ششضلعی تشکیل شده است.[۱۷]
در سنت اختربینی، اثر تسدیس را شبیه تثلیث، اما ضعیفتر از آن میدانند. گفته میشود این نظر نشاندهندهٔ سازگاری و هماهنگی است و ارتباط میان دو عامل درگیر را آسانتر میکند. همچنین آن را نشاندهندهٔ فرصت میدانند. برای اطلاعات بیشتر، بخش نیمتسدیس را ببینید.
تربیع

تربیع یا رُبعی زاویهای ۹۰ درجهای است که برابر با 1⁄4 از ۳۶۰ درجهٔ دایرةالبروج یا نصف مقابلهٔ ۱۸۰ درجهای است. بسته به اختران درگیر، معمولاً حد نظری در حدود ۵ تا ۱۰ درجه برای آن در نظر گرفته میشود.[۱۶]
معمولاً در تربیع، تثلیث یا تسدیس، اختر بیرونی یا برتر بر اختر درونی یا فروتر اثر میگذارد. در اختربینی، تربیع تنشی نیرومند و قابل استفاده ایجاد میکند. گفته میشود ممکن است دو حوزهٔ متفاوت زندگی را به یکدیگر پیوند دهد یا نقطهٔ عطفی ایجاد کند که در آن تصمیمی مهم، همراه با فرصتی که بهایی نیز دارد، باید گرفته شود. تربیع معمولاً میان خانههایی قرار میگیرد که در قطاعهای متفاوت واقع شدهاند.
تثلیث

تثلیث زاویهای ۱۲۰ درجهای است که برابر با 1⁄3 از ۳۶۰ درجهٔ دایرةالبروج است. بسته به سیارههای درگیر، حد نظری در حدود ۵ تا ۱۰ درجه برای آن در نظر گرفته میشود.
در سنت اختربینی، تثلیث نظری بسیار سعد دانسته میشود. گفته میشود نشاندهندهٔ هماهنگی، آسانی و روند طبیعی امور است. تثلیث ممکن است با استعداد یا توانایی ذاتی مرتبط دانسته شود. در گذر اختران نیز ممکن است رویدادی بهطور طبیعی از وضعیتی کنونی یا گذشته پدید آید.
نظرهای فرعی
نیمتسدیس
نیمتسدیس یا دوازدهبخش زاویهای ۳۰ درجهای است که برابر با 1⁄12 از ۳۶۰ درجهٔ دایرةالبروج است. برای آن حد نظری برابر با ۱٫۲± درجه در نظر گرفته میشود. نماد آن نصف نماد تسدیس ۶۰ درجهای، یعنی شعاعهای بالایی یک ششضلعی، است؛ زاویههای داخلی ششضلعی ۶۰ درجهاند.
در میان نظرهای فرعی، نیمتسدیس از نظرهایی است که بیشتر بهکار میرود، زیرا بهآسانی قابل تشخیص است. گفته میشود این نظر نشاندهندهٔ نوعی تعامل ذهنی میان سیارههاست و اثر آن بیشتر بهصورت درونی و حسی تجربه میشود تا در رویدادهای بیرونی.
در نیمتسدیس، انرژی بهتدریج انباشته و تقویت میشود. در تفسیر آن، سیارههای دیگر، برجها و خانهها نیز در نظر گرفته میشوند. ممکن است گذرِ یک نظر اصلی نیز در آن دخیل باشد. از دید اختربینی، بهرهگیری از آن نیازمند کوشش است.
پنجچین

پنجچین، که پنجدوازدهبخش یا نامقارنه نیز نامیده میشود، زاویهای ۱۵۰ درجهای است که برابر با 5⁄12 از ۳۶۰ درجهٔ دایرةالبروج است. بسته به سیارههای درگیر، حد نظری برابر با ۳٫۵± درجه برای آن در نظر گرفته میشود. نماد آن از شعاعهای پایینی یک ششضلعی تشکیل شده است و زاویهٔ آن به اندازهٔ نصف یک تسدیس، یعنی ۳۰ درجه، از نیمدایره کمتر است؛ زاویههای داخلی ششضلعی ۶۰ درجهاند.
تفسیر پنجچین تا حد زیادی ممکن است به سیارهها، برجها و خانههای درگیر وابسته باشد. گفته میشود حوزههایی از زندگی که معمولاً ارتباط مستقیمی با یکدیگر ندارند ممکن است از طریق این نظر به هم مربوط شوند. سیارهها نیز ممکن است در بخشهای دور از یکدیگرِ خانههای زایچه قرار داشته باشند. در این تعبیر، تغییر زاویهٔ دید میتواند موضوعی را که پیشتر آشکار نبوده روشن کند. اگر سیارهٔ سومی با یک نظر اصلی، دو سوی پنجچین را به شکل مثلث به هم متصل کند، اثر آن ممکن است آشکارتر شود.
کلیدواژههایی که در برخی شیوههای اختربینی برای پنجچین بهکار میروند عبارتاند از کارمایی، رازآمیز، پیشبینیناپذیر، نامتعادل، فراواقعی، چارهجو، خلاق و طنزآمیز.
پنجچین حاصل تقسیم مساوی دایره نیست. این نظر متناظر با زاویهٔ ۱۵۰ درجهایِ زاویههای یک دوازدهپر {12/5} است.
دوازدهپر {12/5}
دیگر نظرهای فرعی
هفتبخش
S هفتبخش زاویهای در حدود ۵۱٫۴۳ درجه است که برابر با 1⁄7 از ۳۶۰ درجهٔ دایرةالبروج است. برای آن حد نظری برابر با ۱± درجه در نظر گرفته میشود.
در برخی شیوههای اختربینی، هفتبخش نظری رازآمیز دانسته میشود که نشاندهندهٔ جریان پنهانی انرژی میان سیارههای درگیر است. این نظر غالباً با حساسیت معنوی یا انرژیایی و نیز آگاهی درونی از سطحی ظریفتر و پنهانتر از واقعیت مرتبط دانسته میشود.
- مضربهای تحویلناپذیر
- S2 دوهفتبخش زاویهای ۱۰۲٫۸۶ درجهای است که برابر با 2⁄7 از ۳۶۰ درجهٔ دایرةالبروج است.
- S3 سههفتبخش زاویهای ۱۵۴٫۲۹ درجهای است که برابر با 3⁄7 از ۳۶۰ درجهٔ دایرةالبروج است.
هفتپر {7/2}
هفتپر {7/3}
نیمتربیع

نیمتربیع یا هشتبخش زاویهای ۴۵ درجهای است که برابر با 1⁄8 از ۳۶۰ درجهٔ دایرةالبروج است. برای آن حد نظری برابر با ۳± درجه در نظر گرفته میشود. نماد آن با زاویهای میان ۶۰ و ۹۰ درجه رسم میشود؛ زاویهٔ اصلی آن ۹۰ درجه است و نیمتربیع نصف یک تربیع است.
نیمتربیع از نظرهای فرعی مهم بهشمار میرود. گفته میشود نشاندهندهٔ انرژی برانگیزاننده یا چالشبرانگیز است. اثر آن را شبیه تربیع میدانند، اما به سبب حد نظر کوچکتر، دوام کمتری دارد.
- مضربهای تحویلناپذیر

تربیعونیم یا سههشتبخش زاویهای ۱۳۵ درجهای است که برابر با 3⁄8 از ۳۶۰ درجهٔ دایرةالبروج است. برای آن حد نظری برابر با ۱٫۵± درجه در نظر گرفته میشود.
تربیعونیم از هارمونیکهای نیمتربیع و با مفهوم چالش مرتبط دانسته میشود. این زاویه حاصل تقسیم کامل ۳۶۰ درجهٔ دایرةالبروج نیست. از این رو، هنگامی که نیمتربیع وجود دارد، تربیعونیم نه بهعنوان نظری کاملاً مستقل، بلکه بهعنوان بخشی از یک رشتهٔ هارمونیک در نظر گرفته میشود.
هشتپر {8/3}
نهبخش
N نهبخش زاویهای ۴۰ درجهای است که برابر با 1⁄9 از ۳۶۰ درجهٔ دایرةالبروج است. برای آن حد نظری برابر با ۱± درجه در نظر گرفته میشود.
گفته میشود نهبخش نشاندهندهٔ انرژی کمال و یا آرمانگرایی است.
- مضربهای تحویلناپذیر
- N2 دونهبخش زاویهای ۸۰ درجهای است که برابر با 2⁄9 از ۳۶۰ درجهٔ دایرةالبروج است.
- N4 چهارنهبخش زاویهای ۱۶۰ درجهای است که برابر با 4⁄9 از ۳۶۰ درجهٔ دایرةالبروج است.
نهپر {9/2}
نهپر {9/4}
دهبخش
دهبخش زاویهای ۳۶ درجهای است که برابر با 1⁄10 از ۳۶۰ درجهٔ دایرةالبروج است.
- مضربهای تحویلناپذیر
3 سهدهبخش زاویهای ۱۰۸ درجهای است که برابر با 3⁄10 از ۳۶۰ درجهٔ دایرةالبروج است.
ستاره دهپر {10/3}
یازدهبخش
U یازدهبخش زاویهای در حدود ۳۲٫۷۳ درجه است که برابر با 1⁄11 از ۳۶۰ درجهٔ دایرةالبروج است.[۱۵] برای آن حد نظری برابر با ۱± درجه در نظر گرفته میشود.
- مضربهای تحویلناپذیر
- U2 دویازدهبخش زاویهای ۶۵٫۴۵ درجهای است که برابر با 2⁄11 از ۳۶۰ درجهٔ دایرةالبروج است.
- U3 سهیازدهبخش زاویهای ۹۸٫۱۸ درجهای است که برابر با 3⁄11 از ۳۶۰ درجهٔ دایرةالبروج است.
- U4 چهاریازدهبخش زاویهای ۱۳۰٫۹۱ درجهای است که برابر با 4⁄11 از ۳۶۰ درجهٔ دایرةالبروج است.
- U5 پنجیازدهبخش زاویهای ۱۶۳٫۶۳ درجهای است که برابر با 5⁄11 از ۳۶۰ درجهٔ دایرةالبروج است.
یازدهپر {11/2}
یازدهپر {11/3}
یازدهپر {11/4}
یازدهپر {11/5}
نیمهشتبخش
نیمهشتبخش یا شانزدهبخش زاویهای ۲۲٫۵ درجهای است که برابر با 1⁄16 از ۳۶۰ درجهٔ دایرةالبروج است. برای آن حد نظری برابر با ۰٫۷۵± درجه در نظر گرفته میشود.
نیمهشتبخش بخشی از خانوادهٔ تربیع بهشمار میرود. آن را گونهای از نیمتربیع میدانند و گفته میشود با ایجاد چالش ارتباط دارد. نظرهای هارمونیک آن در زاویههای ۴۵، ۶۷٫۵، ۹۰، ۱۱۲٫۵، ۱۳۵، ۱۵۷٫۵ و ۱۸۰ درجه قرار دارند. این نظر را اختربینان مکتب اورانیایی معرفی کردند.
- مضربهای تحویلناپذیر
- سهشانزدهبخش زاویهای ۶۷٫۵ درجهای است که برابر با 3⁄16 از ۳۶۰ درجهٔ دایرةالبروج است.
- پنجشانزدهبخش زاویهای ۱۱۲٫۵ درجهای است که برابر با 5⁄16 از ۳۶۰ درجهٔ دایرةالبروج است.
- هفتشانزدهبخش زاویهای ۱۵۷٫۵ درجهای است که برابر با 7⁄16 از ۳۶۰ درجهٔ دایرةالبروج است.
شانزدهپر {16/3}
شانزدهپر {16/5}
شانزدهپر {16/7}
میلها
موازی و موازی متقابل دو نوع دیگر از نظرها هستند که به درجهٔ میل اجرام در بالا یا پایین استوای سماوی مربوط میشوند. این دو نظر کاربرد گستردهای در میان اختربینان ندارند.
موازی و موازی متقابل
موازی هنگامی رخ میدهد که دو سیاره دارای میل یکسان باشند. میل، زاویهٔ عمودی میان یک جرم آسمانی و استوای سماوی در جهت شمالی یا جنوبی است. رابطهٔ موازی میان دو سیاره از نظر تعبیر اختربینی با مقارنه مقایسه میشود.
موازی متقابل هنگامی رخ میدهد که دو سیاره دارای مقدار یکسانی از میل، اما در دو نیمکرهٔ مخالف باشند. برای نمونه، ممکن است ماه دارای میل ۲۰ درجهٔ شمالی و پلوتون دارای میل ۲۰ درجهٔ جنوبی باشد. معنای این حالت در اختربینی مشابه مقابله دانسته میشود.
جستارهای وابسته
منابع
- ↑ "The Aspects". Astrology Club. Archived from the original on 2014-08-06. Retrieved 2016-10-30.
- 1 2 رازی، شهمردان بن ابیالخیر (۲۰۰۳). جلیل اخوان زنجانی (ویراستار). روضة المنجمین. بریل. ص. ۶۳.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ بطلمیوس (۱۹۴۰). «کتاب یکم، فصل ۱۳». چهار مقاله. ترجمهٔ فرانک اگلستون رابینز. انتشارات دانشگاه هاروارد.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ Claudius Ptolemy, Harmonics, book III, Chapter 9
- ↑ Buckwalter, Eleanor (15 December 2014). "Depth analysis of the Astrological Aspects". Astrology Club. Archived from the original on 2016-10-31. Retrieved 2016-10-30.
- ↑ De Magnis Coniunctionibus was translated in the 12th Century, a modern edition-translation by K. Yamamoto and Ch. Burnett, Leiden, 2000
- ↑ The Opus Majus of Roger Bacon, ed. J. H. Bridges, Oxford:Clarendon Press, 1897, Vol. I, p. 263.
- ↑ De Concordia Astronomice Veritatis et Narrationis Historice (1414) بایگانیشده در ۲۰۱۵-۰۲-۰۸ توسط Wayback Machine
- 1 2 Woody K., Dante and the Doctrine of the Great Conjunctions, Dante Studies, with the Annual Report of the Dante Society, No. 95 (1977), pp. 119–134.
- ↑ Aston M., The Fiery Trigon Conjunction: An Elizabethan Astrological Prediction, Isis, Vol. 61, No. 2 (Summer, 1970), pp. 158–187.
- ↑ If J and P designate the periods of Jupiter and Saturn then the return takes which comes to 883.15 years, but to be a whole number of conjunction intervals it must be sometimes 913 years and sometimes 854. See Etz.
- 1 2 3 Etz D., (2000), Conjunctions of Jupiter and Saturn بایگانیشده در ۲۰۲۰-۰۱-۱۳ توسط Wayback Machine, Journal of the Royal Astronomical Society of Canada, Vol. 94, p.174
- ↑ Suignard, Michel (2017-01-24). "L2/17-020R2: Feedback on Extra Aspect Symbols for Astrology" (PDF). Archived (PDF) from the original on 2022-01-19. Retrieved 2021-03-18.
- ↑ Ricki Reeves, 2001, The Quindecile: The Astrology & Psychology of Obsession
- 1 2 بایگانیشده در ۲۰۲۱-۰۴-۱۳ توسط Wayback Machine The German word for 11 is elf.
- 1 2 Orbs used by Liz Greene, see Astrodienst بایگانیشده در ۲۰۲۱-۰۱-۲۵ توسط Wayback Machine
- ↑ ⚹(U+26B9)
- نظرها در اختربینی











