تاریخچه لولهگذاری تراشه
لولهگذاری تراشه (که معمولاً به سادگی اینتوباسیون یا لولهگذاری نای نامیده میشود)، یک عمل پزشکی تهاجمی است که شامل قرار دادن یک کاتتر پلاستیکی انعطافپذیر در داخل نای میشود. برای هزاران سال، تراکئوتومی (نایشکافی) به عنوان مطمئنترین (و پرخطرترین) روش لولهگذاری تراشه در نظر گرفته میشد. در اواخر قرن نوزدهم، پیشرفتها در علوم کالبدشناسی و فیزیولوژی، و همچنین آغاز درک نظریه میکروبی بیماریها، میزان ابتلا و مرگومیر این عمل را به سطح قابلقبولتری کاهش داد. همچنین در اواخر قرن نوزدهم، پیشرفتها در ابزارهای آندوسکوپی به حدی بهبود یافت که لارنگوسکوپی (حنجرهبینی) مستقیم سرانجام به وسیلهای عملی برای ایمنسازی راه هوایی از طریق مسیر غیرجراحیِ دهانی-تراشهای تبدیل شد. لولهگذاری بینی-تراشهای تا اوایل قرن بیستم بهطور گسترده مورد استفاده قرار نمیگرفت. قرن بیستم شاهد دگرگونی اعمال تراکئوتومی، آندوسکوپی و لولهگذاری غیرجراحیِ تراشه از رویههایی که به ندرت استفاده میشدند، به اجزای ضروری در بیهوشی، پزشکی مراقبتهای ویژه، طب اورژانس، گوارششناسی، ریهشناسی و جراحی بود.
تراکئوتومی
قدیمیترین تصویر شناختهشده از تراکئوتومی بر روی دو لوح گلی مصری که قدمت آنها به حدود ۳۶۰۰ سال پیش از میلاد بازمیگردد، یافت شده است.[۱] پاپیروس ابرس که ۱۱۰ صفحه دارد و یک پاپیروس پزشکی مصری با قدمتی در حدود ۱۵۵۰ پیش از میلاد است نیز به تراکئوتومی اشاره میکند.[۱][۲] تراکئوتومی در یک نوشته مقدس هندی باستان، ریگودا توصیف شده است: این متن از «بخشندهای یاد میکند که میتواند بدون استفاده از بخیه، نای را هنگامی که غضروفهای گردنی بریده شدهاند، دوباره به هم پیوند دهد، مشروط بر اینکه کاملاً قطع نشده باشند.»[۲][۳][۴] سوشروتا سامهیتا (حدود ۴۰۰ پیش از میلاد) متن دیگری از شبهقاره هند در زمینه پزشکی و جراحی آیورودا است که به تراکئوتومی اشاره میکند.[۵]
پزشک یونانی بقراط (حدود ۴۶۰ – حدود ۳۷۰ پیش از میلاد) عمل تراکئوتومی را محکوم کرد. بقراط ضمن هشدار در مورد خطر غیرقابلقبول مرگ ناشی از پارگی تصادفی شریان کاروتید مشترک در حین تراکئوتومی، هشدار داد که «سختترین فیستولها آنهایی هستند که در نواحی غضروفی ایجاد میشوند.»[۶] گفته میشود که هومروس بیزانسی نوشته است اسکندر مقدونی (۳۵۶–۳۲۳ پیش از میلاد) با ایجاد برشی توسط نوک شمشیر خود در نای یک سرباز، او را از خفگی نجات داده است.[۷]
علیرغم نگرانیهای بقراط، جالینوس پرگامونی (۱۲۹–۱۹۹ میلادی) و آرتائوس کاپادوکیایی (که هر دو در قرن دوم میلادی در روم باستان زندگی میکردند) اعتبار انجام نخستین تراکئوتومی غیر اورژانسی را به اسکلپیادس بیتینیایی (حدود ۱۲۴–۴۰ پیش از میلاد) نسبت میدهند.[۸][۹] با این حال، آرتائوس در مورد انجام تراکئوتومی هشدار داد، زیرا معتقد بود که برشهای ایجاد شده در غضروف نای مستعد عفونت ثانویه هستند و بنابراین بهبود نخواهند یافت. او نوشت: «لبههای زخم به هم جوش نمیخورند، زیرا هر دو غضروفی هستند و ذاتاً قابلیت پیوند ندارند.»[۱۰][۱۱] گزارش شده است که آنتیلوس، جراح یونانی دیگری که در قرن دوم میلادی در رم زندگی میکرد، هنگام درمان بیماریهای دهان، تراکئوتومی انجام داده است. او این تکنیک را به گونهای اصلاح کرد که بیشتر شبیه به روشهای مدرن باشد، و توصیه کرد که برای درمان انسداد راه هوایی که زندگی را تهدید میکند، یک برش عرضی بین حلقههای سوم و چهارم نای ایجاد شود.[۱۰] با این حال، آنتیلوس نوشت که تراکئوتومی در موارد شدید خناق (لارنگوتراکئوبرونشیت) مؤثر نیست، زیرا پاتولوژی آن دورتر از محل عمل (دیستال) قرار دارد. نوشتههای اصلی آنتیلوس گم شدند، اما توسط اوریباسیوس (حدود ۳۲۰–۴۰۰ میلادی) و پل ایجینایی (حدود ۶۲۵–۶۹۰ میلادی)، که هر دو پزشک و همچنین مورخ یونانی بودند، حفظ شدند.[۱۰] جالینوس آناتومی نای را روشن ساخت و اولین کسی بود که نشان داد حنجره (لارینکس) صدا تولید میکند.[۱۲][۱۳] جالینوس ممکن است اهمیت تهویه مصنوعی را درک کرده باشد، زیرا در یکی از آزمایشهای خود از دمنده برای باد کردن ریههای یک حیوان مرده استفاده کرد.[۱۴][۱۵]
در حدود سال ۱۰۲۰ میلادی، ابن سینا (۹۸۰–۱۰۳۷) استفاده از لولهگذاری تراشه را در کتاب قانون در طب برای تسهیل تنفس توصیف کرد.[۱۶] در قرن دوازدهم، ابن زهر (۱۰۹۱–۱۱۶۱) اهل اندلس، در کتاب درسی پزشکی خود به نام التیسیر، توصیفی آناتومیک و دقیق از عمل تراکئوتومی ارائه داد.[۱۷][۱۸]
دوران رنسانس شاهد پیشرفتهای چشمگیری در کالبدشناسی و جراحی بود و جراحان بهطور فزایندهای از جراحی روی نای استقبال کردند. علیرغم این، نرخ مرگومیر بهبود نیافت.[۱۰] از سال ۱۵۰۰ تا ۱۸۳۲ تنها ۲۸ توصیف شناختهشده از تراکئوتومی موفق در مقالات و نوشتهها وجود دارد.[۱۰] نخستین توصیفات دقیق در مورد لولهگذاری تراشه و به دنبال آن تنفس مصنوعی در حیوانات از سوی آندریاس وسالیوس (۱۵۱۴–۱۵۶۴) اهل بروکسل ارائه شد. او در کتاب برجسته خود که در سال ۱۵۴۳ با عنوان ساختار بدن انسان منتشر شد، آزمایشی را توصیف کرد که در آن یک لوله ساخته شده از نی را وارد نای حیوانی در حال مرگ کرد که قفسه سینهاش باز شده بود و تهویه را با دمیدنِ متناوب در نی حفظ نمود.[۱۵][۱۹] وسالیوس نوشت که این تکنیک میتواند نجاتبخش باشد. آنتونیو موسی براساوولا (۱۴۹۰–۱۵۵۴) اهل فرارا پس از اینکه یک بیمار مبتلا به آبسه دور لوزه توسط سلمانی-جراحان رد شد، او را با تراکئوتومی درمان کرد. ظاهراً بیمار بهبودی کامل یافت و براساوولا گزارش خود را در سال ۱۵۴۶ منتشر کرد. این عمل، علیرغم اشارات باستانی متعدد به نای و احتمالاً باز کردن آن، به عنوان نخستین تراکئوستومی موفقِ ثبتشده شناخته شده است.[۱۰]

در اواخر قرن شانزدهم، کالبدشناس و جراح، هیرونیموس فابریسیوس (۱۵۳۳–۱۶۱۹) در نوشتههای خود تکنیک مفیدی برای تراکئوتومی توصیف کرد، اگرچه او هرگز خودش این عمل را انجام نداده بود. او استفاده از یک برش عمودی را توصیه کرد و اولین کسی بود که ایده استفاده از لوله تراکئوستومی را معرفی نمود. این یک کانولای کوتاه و مستقیم بود که بالههایی در آن تعبیه شده بود تا از پیشروی بیش از حد لوله به داخل نای جلوگیری کند. توصیف فابریسیوس از روش تراکئوتومی مشابه روشی است که امروزه استفاده میشود. ژولیوس کاسریوس (۱۵۶۱–۱۶۱۶) جانشین فابریسیوس به عنوان استاد کالبدشناسی در دانشگاه پادووا شد و نوشتههای خود را در مورد تکنیک و تجهیزات تراکئوتومی منتشر کرد که در آن یک لوله نقرهای خمیده با چند سوراخ روی آن را توصیه میکرد. مارکو اورلیو سورینو (۱۵۸۰–۱۶۵۶)، یک جراح و کالبدشناس ماهر، در طی همهگیری دیفتری در ناپل در سال ۱۶۱۰ با استفاده از تکنیک برش عمودی توصیه شده توسط فابریسیوس، چندین تراکئوتومی موفق انجام داد. او همچنین نسخه شخصی خود از یک تروکار را توسعه داد.[۲۰]
در سال ۱۶۲۰، جراح فرانسوی نیکولاس هابیکوت (۱۵۵۰–۱۶۲۴)، جراح دوک نمور و کالبدشناس، گزارشی از چهار "برونکوتومی" موفقیتآمیز خود منتشر کرد.[۲۱] یکی از این موارد، نخستین مورد ثبتشده از تراکئوتومی برای خارج کردن یک جسم خارجی است که در این مورد یک لخته خون در حنجره یک قربانی چاقوکشی بود. او همچنین اولین تراکئوتومی شناختهشده بر روی یک بیمار کودک را توصیف کرد. یک پسر ۱۴ ساله در تلاش برای جلوگیری از دزدیده شدن کیف حاوی ۹ سکه طلا توسط یک راهزن، آن را بلعید. این شیء در مری او گیر کرد و باعث انسداد نای شد. هابیکوت پیشنهاد کرد که این عمل ممکن است برای بیماران مبتلا به التهاب حنجره نیز مؤثر باشد. او تجهیزاتی برای این روش جراحی توسعه داد که از بسیاری جهات شبیه به طرحهای مدرن هستند.
سانکتوریوس (۱۵۶۱–۱۶۳۶) اولین کسی است که از تروکار در این عمل استفاده کرده است. او توصیه کرد که کانولا پس از عمل برای چند روز در جای خود باقی بماند.[۲۲] دستگاههای اولیه تراکئوستومی در کتاب هابیکوت با عنوان Question Chirurgicale[۲۱] و کتاب ژولیوس کاسریوس با عنوان Tabulae anatomicae که پس از مرگش در ۱۶۲۷ منتشر شد، تصویرسازی شدهاند.[۲۳] توماس فینوس (۱۵۶۷–۱۶۳۱)، استاد پزشکی در دانشگاه لوون، اولین کسی بود که در سال ۱۶۴۹ از کلمه «تراکئوتومی» استفاده کرد، اما این اصطلاح تا یک قرن بعد بهطور رایج استفاده نشد.[۲۴] گئورگ دتهاردینگ (۱۶۷۱–۱۷۴۷)، استاد کالبدشناسی در دانشگاه روستوک، یک قربانی غرقشدگی را در سال ۱۷۱۴ با تراکئوستومی درمان کرد.[۲۵][۲۶][۲۷]
بیشتر جراحان از ترس عوارض، عمل تراکئوتومی که میتوانست نجاتبخش باشد را تا زمانی که بیمار در حال مرگ (محتضر) بود به تعویق میانداختند، علیرغم اینکه میدانستند تا آن زمان آسیب غیرقابلبازگشت به اندامها رخ داده است. این رویه در اوایل قرن نوزدهم شروع به تغییر کرد، زمانی که تراکئوتومی در نهایت به عنوان یک وسیله مشروع برای درمان انسداد شدید راه هوایی به رسمیت شناخته شد. در سال ۱۸۳۲، پزشک فرانسوی پیر برتونو (۱۷۷۸–۱۸۶۲) از تراکئوتومی به عنوان آخرین راه چاره برای درمان یک مورد دیفتری استفاده کرد.[۲۸] در سال ۱۸۵۲، شاگرد برتونو، آرماند تروسو (۱۸۰۱–۱۸۶۷) مجموعهای از ۱۶۹ مورد تراکئوتومی (۱۵۸ مورد برای خناق و ۱۱ مورد برای "بیماریهای مزمن حنجره") را ارائه داد.[۲۹] در سال ۱۸۷۱، جراح آلمانی فردریش ترندلنبورگ (۱۸۴۴–۱۹۲۴) مقالهای منتشر کرد که در آن اولین تراکئوتومی انتخابی (الکتیو) موفقیتآمیز روی انسان برای اعمال بیهوشی عمومی توصیف شده بود.[۳۰][۳۱][۳۲][۳۳] پس از مرگ امپراتور فریدریش سوم آلمان بر اثر سرطان حنجره در سال ۱۸۸۸، سر مورل مکنزی (۱۸۳۷–۱۸۹۲) و سایر پزشکانِ معالج، مجموعاً کتابی در مورد موارد تجویز (اندیکاسیونهای) رایج در آن زمان برای تراکئوتومی و زمانهایی که این عمل مطلقاً ضروری است، نوشتند.[۳۴]
در اوایل قرن بیستم، پزشکان شروع به استفاده از تراکئوتومی در درمان بیماران مبتلا به فلج اطفال فلجکننده کردند که نیاز به تهویه مکانیکی داشتند. تکنیک جراحی تراکئوتومی که در حال حاضر استفاده میشود، در سال ۱۹۰۹ توسط شوالیه جکسون (۱۸۶۵–۱۹۵۸)، استاد حنجرهشناسی در کالج پزشکی جفرسون در فیلادلفیا توصیف شد.[۳۵] با این حال، جراحان تا اواسط قرن بیستم در مورد جنبههای مختلف تراکئوتومی بحث میکردند. تکنیکهای بسیاری، همراه با انواع مختلف ابزارهای جراحی و لولههای تراشه، به کار گرفته شد. به نظر میرسید جراحان نمیتوانند در مورد مکان و نحوه ایجاد برش در نای به توافق برسند و در مورد اینکه آیا "تراکئوتومی بالا" یا "تراکئوتومی پایین" مفیدتر است، بحث میکردند. از قضا، مواد هوشبری استنشاقی تازه توسعهیافته و تکنیکهای بیهوشی عمومی در واقع به نظر میرسید خطرات را افزایش دهند، و بسیاری از بیماران دچار عوارض کشنده پس از عمل میشدند. جکسون بر اهمیت مراقبتهای پس از عمل تأکید کرد که بهطور چشمگیری نرخ مرگومیر را کاهش داد. تا سال ۱۹۶۵، آناتومی جراحی بهطور کامل و گسترده درک شده بود، آنتیبیوتیکها بهطور گسترده در دسترس بودند و برای درمان عفونتهای پس از عمل مفید واقع شدند و سایر عوارض عمده تراکئوتومی نیز قابل کنترلتر شده بودند.
آندوسکوپی

در حالی که تمام این پیشرفتهای جراحی در حال وقوع بود، تحولات مهم بسیاری نیز در علم اپتیک (نورشناسی) اتفاق میافتاد. در طول قرن نوزدهم، بسیاری از ابزارهای نوری جدید با کاربردهای پزشکی اختراع شدند. در سال ۱۸۰۵، یک جراح ارتش آلمان به نام فیلیپ فون بوزینی (۱۷۷۳–۱۸۰۹) وسیلهای را اختراع کرد که آن را لیختلایتر (lichtleiter - یا هدایتکننده نور) نامید. این ابزار، که جد آندوسکوپهای مدرن است، برای معاینه مجرای ادراری، مثانه، راستروده (رکتوم)، اوروفارنکس و نازوفارنکس استفاده میشد.[۳۶][۳۷][۳۸][۳۹] این ابزار شامل یک شمع در داخل یک دودکش فلزی بود؛ آینهای در داخل آن نور شمع را از طریق اتصالات به داخل حفره بدن مورد نظر بازتاب میداد.[۴۰] عمل آندوسکوپی معده در انسانها توسط جراح ارتش ایالات متحده، ویلیام بومونت (۱۷۸۵–۱۸۵۳) در سال ۱۸۲۲ با همکاری بیمارش الکسیس سنت مارتین (۱۷۹۴–۱۸۸۰)، که قربانی شلیک تصادفی گلوله به معدهاش شده بود، پایهگذاری شد.[۴۱] در سال ۱۸۵۳، آنتونین ژان دسورمو (۱۸۱۵–۱۸۸۲) اهل پاریس، دستگاه لیختلایتر بوزینی را به گونهای اصلاح کرد که یک آینه نور یک چراغ نفتی را از طریق یک کانال فلزی بلند منعکس کند.[۴۰] دسورمو با نامیدن این ابزار به عنوان آندوسکوپ (ابداع این اصطلاح به او نسبت داده میشود)، از آن برای معاینه مثانه استفاده کرد. با این حال، مانند لیختلایتر بوزینی، آندوسکوپ دسورمو نیز به دلیل تمایل به داغ شدن بیش از حد در حین استفاده، کارایی محدودی داشت.[۴۰] در سال ۱۸۶۸، آدولف کوسمائول (۱۸۲۲–۱۹۰۲) در آلمان اولین ازوفاگوگاسترودئودنوسکوپی (یک روش تشخیصی که در آن از آندوسکوپ برای مشاهده مری، معده و دوازدهه استفاده میشود) را بر روی یک انسان زنده انجام داد. سوژه آزمایش یک شمشیربلع بود که یک لوله فلزی به طول ۴۷ سانتیمتر و قطر ۱۳ میلیمتر را بلعید.[۴۲][۴۳][۴۴][۴۵] در ۲ اکتبر ۱۸۷۷، اورولوژیست اهل برلین، ماکسیمیلیان کارل-فردریش نیتزه (۱۸۴۸–۱۹۰۶) و سازنده ابزارهای پزشکی اهل وینی، یوزف لیتر (۱۸۳۰–۱۸۹۲) اولین سیستویورتروسکوپ (آندوسکوپ مثانه و مجرای ادرار) کاربردی را با یک منبع نور الکتریکی معرفی کردند.[۴۶] بزرگترین عیب این ابزار لامپ نور رشتهای با فیلامنتِ تنگستن (اختراع شده توسط الکساندر لودیگین، ۱۸۴۷–۱۹۲۳) بود که بسیار داغ میشد و به یک سیستم پیچیده خنککاری آبی نیاز داشت.[۴۰] در سال ۱۸۸۱، پزشک لهستانی یان میکولیچ-رادتسکی (۱۸۵۰–۱۹۰۵) اولین گاستروپ (درونبین معده) سخت را برای کاربردهای عملی ابداع کرد.[۴۷][۴۸][۴۹]
در سال ۱۹۳۲، رودولف شیندلر (۱۸۸۸–۱۹۶۸) اهل آلمان اولین گاستروپ نیمهانعطافپذیر را معرفی کرد.[۵۰] این دستگاه دارای لنزهای متعددی در طول لوله و یک لامپ کوچک در نوکِ دیستال (انتهایی) بود. لوله این دستگاه ۷۵ سانتیمتر طول و ۱۱ میلیمتر قطر داشت و بخش دیستال آن قادر به میزان خاصی از خمش (انعطاف) بود. بین سالهای ۱۹۴۵ تا ۱۹۵۲، مهندسان اپتیک (بهویژه کارل استورتز (۱۹۱۱–۱۹۹۶) از شرکت کارل استورتز در آلمان، هارولد هاپکینز (۱۹۱۸–۱۹۹۵) در انگلستان و موتسوئو سوگیورا از شرکت ژاپنی المپوس) بر پایه این کارهای اولیه، منجر به توسعه اولین "گاستروکَمرا" (دوربین معده) شدند.[۵۱][۵۲] در سال ۱۹۶۴، فرناندو آلوز مارتینز (متولد ۱۷ ژوئن ۱۹۲۷) از پرتغال با به کارگیری فناوری فیبر نوری در یکی از این گاستروکمراهای اولیه، نخستین گاستروکمرای دارای فیبرسکوپ انعطافپذیر را تولید کرد.[۵۳][۵۴] این دستگاههای جدید که در ابتدا برای ازوفاگوگاسترودئودنوسکوپی (آندوسکوپی فوقانی) استفاده میشدند، در اواخر دهه ۱۹۶۰ برای استفاده در برونکوسکوپی (نایژهبینی)، راینوسکوپی (بینیبینی) و لارنگوسکوپی (حنجرهبینی) نیز توسعه یافتند. ایده استفاده از آندوسکوپ فیبر نوری برای لولهگذاری تراشه توسط پیتر مورفی، یک متخصص بیهوشی انگلیسی، در سال ۱۹۶۷ مطرح شد.[۵۵] تا اواسط دهه ۱۹۸۰، برونکوسکوپ فیبر نوری انعطافپذیر به یک ابزار ضروری در جوامع ریهشناسی و بیهوشی تبدیل شده بود.[۵۶]
لارنگوسکوپی و لولهگذاری تراشه بدون جراحی


از آنجلو ماریانی و ژوزف اوزان (۱۸۹۴). Figures contemporaines tirées de l'Album Mariani، جلد یک. پاریس: ارنست فلاماریون.
در سال ۱۸۵۴، یک مربی آواز اسپانیایی به نام مانوئل پاتریسیو رودریگز گارسیا (۱۸۰۵–۱۹۰۶) نخستین کسی بود که گلوتِ در حال کار را در یک انسان زنده مشاهده کرد. گارسیا ابزاری توسعه داد که از دو آینه استفاده میکرد و نور خورشید به عنوان منبع نور خارجی برای آن عمل میکرد.[۵۷] با استفاده از این ابزار، او توانست عملکرد دستگاه گلوت و بالاترین بخش نای خود را مشاهده کند. او مشاهدات خود را در سال ۱۸۵۵ در انجمن سلطنتی لندن ارائه کرد.[۵۷][۵۸]
در سال ۱۸۵۸، اوژن بوشو (۱۸۱۸–۱۸۹۱)، متخصص اطفال اهل پاریس، تکنیک جدیدی را برای لولهگذاری غیرجراحیِ دهانی-تراشهای توسعه داد تا از انسداد حنجره ناشی از غشای کاذب مرتبط با دیفتری عبور کند. روش او شامل معرفی یک لوله فلزی مستقیم و کوچک به داخل حنجره، محکم کردن آن با استفاده از نخ ابریشم و گذاشتن آن در آنجا برای چند روز تا زمانی که غشای کاذب و انسداد راه هوایی به اندازه کافی برطرف شود، بود.[۵۹] بوشو این تکنیک آزمایشی را به همراه نتایجی که در هفت مورد اول به دست آورده بود در کنفرانس آکادمی علوم فرانسه در ۱۸ سپتامبر ۱۸۵۸ ارائه کرد.[۶۰] اعضای آکادمی ایدههای بوشو را رد کردند، که این امر تا حد زیادی نتیجه اظهارات به شدت انتقادی و منفی آرماند تروسویِ بانفوذ بود.[۶۱] بدون اینکه ناامید شود، بوشو بعداً مجموعهای از لولهها ("لولههای بوشو") را برای لولهگذاری تراشه، به عنوان جایگزینی برای تراکئوتومی در موارد دیفتری معرفی کرد.
در مارس ۱۸۷۸، ویلهلم هاک از فرایبورگ مقالهای منتشر کرد که در آن استفاده از لولهگذاری دهانی-تراشهای غیرجراحی را در برداشتن پولیپهای تارهای صوتی توصیف نمود.[۶۲] در نوامبر همان سال، او مطالعه دیگری منتشر کرد، این بار در مورد استفاده از لولهگذاری دهانی-تراشهای برای ایمنسازی راه هوایی یک بیمار مبتلا به ادم حاد گلوت (تورم گلوت)، که در آن سایزهای ۳ تا ۱۱ از "بوژیهای سهگوش ولکانیت مدرج شروتر" را بهتدریج وارد حنجره کرد.[۶۳][۶۴] در سال ۱۸۸۰، جراح اسکاتلندی، ویلیام مکیوون (۱۸۴۸–۱۹۲۴) استفاده خود از لولهگذاری دهانی-تراشهای را به عنوان جایگزینی برای تراکئوتومی جهت امکان تنفس برای بیمار مبتلا به ادم گلوت، و همچنین در شرایط بیهوشی عمومی با کلروفرم گزارش کرد.[۶۴][۶۵][۶۶] تمام مشاهدات قبلی از گلوت و حنجره (از جمله مشاهدات گارسیا، هاک و مکیوون) تحت دید غیرمستقیم (با استفاده از آینه) انجام شده بود، تا اینکه در ۲۳ آوریل ۱۸۹۵، آلفرد کیرستین (۱۸۶۳–۱۹۲۲) از آلمان نخستین تجسم و دید مستقیم از تارهای صوتی را توصیف کرد. کیرستین اولین لارنگوسکوپی مستقیم را در برلین انجام داد، با استفاده از ازوفاگوسکوپی (درونبین مری) که برای این منظور تغییر داده بود؛ او این دستگاه را اتوسکوپ نامید.[۶۷] مرگ امپراتور فریدریش سوم در سال ۱۸۸۸[۳۴] ممکن است انگیزه کیرستین برای توسعه اتوسکوپ بوده باشد.[۶۸]
تا سال ۱۹۱۳، جراحی دهان و فک و صورت توسط بیهوشی استنشاقی با ماسک، استفاده موضعی از بیحسکنندههای موضعی بر روی غشای مخاطی، بیهوشی از طریق رکتوم (مقعد)، یا بیهوشی داخل وریدی انجام میشد. در حالی که این تکنیکها در غیر این صورت مؤثر بودند، اما از راه هوایی در برابر انسداد محافظت نمیکردند و همچنین بیماران را در معرض خطر آسپیراسیون ریویِ (ورود) خون و مخاط به درخت تراکئوبرونشیال (نای و نایژهها) قرار میدادند. در سال ۱۹۱۳، شوالیه جکسون اولین کسی بود که میزان موفقیت بالایی را برای استفاده از لارنگوسکوپی مستقیم به عنوان وسیلهای برای لولهگذاری تراشه گزارش کرد.[۶۹] جکسون تیغه لارنگوسکوپ جدیدی را معرفی کرد که به جای منبع نور پروگزیمالِ (نزدیک) مورد استفاده کیرستین، دارای یک منبع نور در نوک دیستالِ (انتهایی) خود بود.[۷۰] این تیغه جدید دارای جزئی بود که اپراتور میتوانست آن را به بیرون بکشد تا فضای کافی برای عبور یک لوله تراشه (اندوتراکیال) یا برونکوسکوپ فراهم شود.[۷۱]
در همان سال، هنری اچ. جینوی (۱۸۷۳–۱۹۲۱) نتایجی را که با استفاده از لارنگوسکوپی که اخیراً توسعه داده بود، منتشر کرد.[۷۲] در حین طبابت در بیمارستان بلویو در نیویورک، جینوی بر این عقیده بود که دمشِ (Insufflation) مستقیم بیحسکنندههای فرار به داخل تراشه باعث بهبود شرایط برای جراحی گوش و حلق و بینی میشود. با در نظر گرفتن این موضوع، او لارنگوسکوپی را طراحی کرد که تنها به منظور لولهگذاری تراشه کاربرد داشت. مشابه دستگاه جکسون، ابزار جینوی دارای یک منبع نور در انتهای دیستال بود. با این حال، ویژگی منحصربهفردِ آن گنجاندن باتریها در داخل دسته، یک بریدگی مرکزی در تیغه برای حفظ لوله تراشه در خط میانی اوروفارنکس در طول لولهگذاری و یک انحنای جزئی در نوک دیستال تیغه برای کمک به هدایت لوله از طریق گلوت بود. موفقیت این طراحی منجر به استفاده بعدی از آن در انواع دیگر جراحی شد. بنابراین جینوی در رواج استفاده گسترده از لارنگوسکوپی مستقیم و لولهگذاری تراشه در عمل بیهوشی نقش مهمی داشت.[۶۸]
پس از جنگ جهانی اول، پیشرفتهای بیشتری در زمینه بیهوشی داخل تراشهای صورت گرفت. از جمله این پیشرفتها، موارد به دست آمده توسط سر ایوان وایتساید مگیل (۱۸۸۸–۱۹۸۶) بود. مگیل که در بیمارستان کوئینز برای جراحات صورت و فک در سادکاپ (Sidcup) با جراح پلاستیک، سر هرولد گیلیز (۱۸۸۲–۱۹۶۰) و متخصص بیهوشی ئی. استنلی روبوثام (۱۸۹۰–۱۹۷۹) کار میکرد، تکنیک لولهگذاری نازوتراکیال کور در بیماران بیدار (awake blind nasotracheal intubation) را توسعه داد.[۷۳][۷۴][۷۵][۷۶][۷۷][۷۸] مگیل نوع جدیدی از پنسهای زاویهدار (پنس مگیل) را ابداع کرد که امروزه نیز برای تسهیل لولهگذاری نازوتراکیال به روشی که تغییر اندکی نسبت به تکنیک اصلی مگیل داشته است، استفاده میشود.[۷۹] از دیگر دستگاههای اختراع شده توسط مگیل میتوان به تیغه لارنگوسکوپ مگیل،[۸۰] و همچنین چندین دستگاه برای تجویز داروهای بیهوشی فرار اشاره کرد.[۸۱][۸۲][۸۳] انحنای مگیل در لوله تراشه نیز به نام او نامگذاری شده است.
سر رابرت مکینتاش (۱۸۹۷–۱۹۸۹) نیز با معرفی تیغه لارنگوسکوپ خمیده جدید خود در سال ۱۹۴۳ به پیشرفتهای قابلتوجهی در تکنیکهای لولهگذاری تراشه دست یافت.[۸۴] تیغه مکینتاش تا به امروز پرکاربردترین تیغه لارنگوسکوپ برای لولهگذاری اوروتراکیال باقی مانده است.[۸۵] در سال ۱۹۴۹، مکینتاش یک گزارش موردی منتشر کرد که در آن استفاده جدید از یک سوند ادراری ساخته شده از لاستیک (صمغ) الاستیک را به عنوان یک اینترودیوسرِ (واردکننده) لوله تراشه برای تسهیل لولهگذاری دشوار توصیف کرد.[۸۶] با الهام از گزارش مکینتاش، پی. هکس ون (که در آن زمان مشاور بیهوشی شرکت بریتانیایی اشمن برادرز اند والش بود) شروع به توسعه یک اینترودیوسر لوله تراشه بر اساس این ایده کرد. طراحی ون در مارس ۱۹۷۳ پذیرفته شد و آنچه به عنوان اینترودیوسر لوله تراشه اشمن (Eschmann) شناخته شد، در اواخر همان سال وارد مرحله تولید گردید.[۸۷] متریال و ماده به کار رفته در طراحی ون با یک بوژی (اینترودیوسر) از جنس صمغ الاستیک متفاوت بود، زیرا دارای دو لایه بود: هستهای از لولهای بافته شده از نخهای پلیاستر و لایه بیرونی رزین. این طراحی سختی (سفتی) بیشتری فراهم میکرد اما در عین حال انعطافپذیری و سطح لغزنده را نیز حفظ مینمود. تفاوتهای دیگر در طول لوله (اینترودیوسر جدید ۶۰ سانتیمتر طول داشت، که بسیار طولانیتر از بوژی صمغ الاستیک بود) و وجود نوکی با زاویه ۳۵ درجه بود که اجازه میداد در اطراف موانع هدایت شود.[۸۸][۸۹] ایده استفاده از اِستایلِت (stylet) برای جایگزینی یا تعویض لولههای اوروتراکیال توسط فینوکان و کوپشیک در سال ۱۹۷۸، با استفاده از سوند سیاهرگ مرکزی معرفی شد.[۹۰]
قرن بیست و یکم
قرن بیستم شاهد دگرگونی اعمال تراکئوتومی، آندوسکوپی و لولهگذاری غیرجراحیِ تراشه از رویههایی که به ندرت استفاده میشدند، به اجزای ضروری در بیهوشی، پزشکی مراقبتهای ویژه، طب اورژانس، گوارششناسی، ریهشناسی و جراحی بود. «انقلاب دیجیتال» عصر اطلاعات در قرن بیست و یکم، فناوریهای جدیدتری را به هنر و علم لولهگذاری تراشه آورده است. تولیدکنندگان متعددی ویدئو لارنگوسکوپهایی را توسعه دادهاند که از فناوری دیجیتال مانند حسگر پیکسل فعال سیموس (CMOS APS) برای ایجاد تصویری از گلوت استفاده میکنند تا بتوان تراشه را لولهگذاری کرد. ویدئو لارنگوسکوپ گلایدسکوپ (Glidescope) نمونهای از چنین دستگاهی است.[۹۱][۹۲]
جستارهای وابسته
الگو:درگاهنوار
- تاریخچه آناتومی
- تاریخچه بیهوشی عمومی
- تاریخ پزشکی
- تاریخچه جراحی
منابع
- عمومی
- American College of Surgeons Committee on Trauma (2004). ATLS: Advanced Trauma Life Support Program for Doctors (7th ed.). Chicago, Illinois: American College of Surgeons. ISBN 978-1-880696-31-6. Retrieved 6 September 2010.
- Barash, PG; Cullen, BF; Stoelting, RK, eds. (2009). Clinical Anesthesia (6th ed.). Philadelphia: Lippincott Williams & Wilkins. ISBN 978-0-7817-8763-5. Retrieved 6 September 2010.
- Benumof, JL, ed. (2007). Benumof's Airway Management: Principles and Practice (2nd ed.). Philadelphia: Mosby-Elsevier. ISBN 978-0-323-02233-0. Retrieved 6 September 2010.
- Classen, M, ed. (2002). Gastroenterological endoscopy (1st ed.). Stuttgart, Germany: Georg Thieme Verlag. ISBN 978-1-58890-013-5. Retrieved 6 September 2010.
- Doherty, GM, ed. (2010). Current Diagnosis & Treatment: Surgery (13th ed.). McGraw-Hill Medical. ISBN 978-0-07-163515-8. Retrieved 6 September 2010.
- Levitan, RM (2004). The Airway Cam Guide to Intubation and Practical Emergency Airway Management (1st ed.). Wayne, PA: Airway Cam Technologies. ISBN 978-1-929018-12-3. Retrieved 6 September 2010.
- Miller, RD, ed. (2000). Anesthesia, Volume 1 (5th ed.). Philadelphia: Churchill Livingstone. ISBN 978-0-443-07995-5. Retrieved 6 September 2010.
- Vilardell, Francisco (2006). Digestive endoscopy in the second millennium: from the lichtleiter to echoendoscopy. Stuttgart, Germany: Georg Thieme Verlag. ISBN 978-3-13-139671-6. Retrieved 15 September 2010.
- اختصاصی
- 1 2 Pahor, Ahmes L. (2007). "Ear, Nose and Throat in Ancient Egypt". The Journal of Laryngology & Otology. 106 (8): 677–87. doi:10.1017/S0022215100120560. PMID 1402355. S2CID 35712860.
- 1 2 Frost, EA (1976). "Tracing the tracheostomy". Annals of Otology, Rhinology, and Laryngology. 85 (5 Pt.1): 618–24. doi:10.1177/000348947608500509. PMID 791052. S2CID 34938843.
- ↑ Stock, CR (1987). "What is past is prologue: a short history of the development of tracheostomy". Ear, Nose, & Throat Journal. 66 (4): 166–9. PMID 3556136.
- ↑ Pahor, Ahmes L. (2007). "Ear, Nose and Throat in Ancient Egypt". The Journal of Laryngology & Otology. 106 (9): 773–9. doi:10.1017/S0022215100120869. PMID 1431512. S2CID 44250683.
- ↑ Sushruta (1907). "Introduction". In Kaviraj Kunja Lal Bhishagratna (ed.). Sushruta Samhita, Volume1: Sutrasthanam. Calcutta: Kaviraj Kunja Lal Bhishagratna. pp. iv. Retrieved 6 September 2010.
- ↑ Jones, W. H. S. (2009). "Hippocrates in English". The Classical Review. 2 (2): 88–9. doi:10.1017/S0009840X00158688. S2CID 162403363.
- ↑ Szmuk, Peter; Ezri, Tiberiu; Evron, Shmuel; Roth, Yehudah; Katz, Jeffrey (2007). "A brief history of tracheostomy and tracheal intubation, from the Bronze Age to the Space Age". Intensive Care Medicine. 34 (2): 222–8. doi:10.1007/s00134-007-0931-5. PMID 17999050. S2CID 23486235.
- ↑ Gumpert, CG (1794). "Cap. VIII: de morborum cognitione et curatione secundum Asclepiadis doctrinam". Asclepiadis Bithyniae Fragmenta (in Latin). Weimar: Industrie-Comptoir. pp. 133–84. Retrieved 6 September 2010.
- ↑ Yapijakis, C (2009). "Hippocrates of Kos, the father of clinical medicine, and Asclepiades of Bithynia, the father of molecular medicine. Review". In Vivo. 23 (4): 507–14. PMID 19567383. Retrieved 6 September 2010.
- 1 2 3 4 5 6 Goodall, EW (1934). "The story of tracheostomy". British Journal of Children's Diseases. 31: 167–76, 253–72.
- ↑ Grillo, H (2003). "Development of tracheal surgery: a historical review. Part 1: techniques of tracheal surgery". Annals of Thoracic Surgery. 75 (2): 610–9. doi:10.1016/S0003-4975(02)04108-5. PMID 12607695.
- ↑ Galeni Pergameni, C (1956). Galen on anatomical procedures: De anatomicis administrationibus. Edited and translated by Singer CJ. London: Geoffrey Cumberlege, Oxford University Press/Wellcome Historical Medical Museum. pp. 195–207. See also: "Galen on Anatomical Procedures: De Anatomicis Administrationibus". JAMA. 162 (6): 616. 1956. doi:10.1001/jama.1956.02970230088033.
- ↑ "Galen on Anatomical Procedures". Proceedings of the Royal Society of Medicine. 49 (10): 833. 1956. doi:10.1177/003591575604901017. PMC 1889206.
- ↑ Galeni Pergameni, C (1528). "De usu partium corporis humani, libri VII, cap. IV". In Nicolao Regio Calabro (ed.). De usu partium corporis humani, libri VII (in Latin). Paris: Simonis Colinaei. p. 339. Retrieved 6 September 2010.
- 1 2 Baker, A. Barrington (1971). "Artificial respiration, the history of an idea". Medical History. 15 (4): 336–51. doi:10.1017/s0025727300016896. PMC 1034194. PMID 4944603.
- ↑ Skinner, P (2008). "Unani-tibbi". In Laurie J. Fundukian (ed.). The Gale Encyclopedia of Alternative Medicine (3rd ed.). Farmington Hills, Michigan: Gale Cengage. ISBN 978-1-4144-4872-5. Archived from the original on January 12, 2008. Retrieved 6 September 2010.
- ↑ Abdel-Halim, RE (2005). "Contributions of Ibn Zuhr (Avenzoar) to the progress of surgery: a study and translations from his book Al-Taisir". Saudi Med J. 26 (9): 1333–9. PMID 16155644. Retrieved 6 September 2010.
- ↑ Shehata, M (2003). "The Ear, Nose and Throat in Islamic Medicine" (PDF). Journal of the International Society for the History of Islamic Medicine. 2 (3): 2–5. Retrieved 6 September 2010.
- ↑ Vesalius, A (1543). "Cap. XIX-De vivorum sectione nonniulla". De humani corporis fabrica, Libri VII (in Latin). Basel: Johannes Oporinus. pp. 658–63. Retrieved 6 September 2010.
- ↑ "Nova et Vetera". BMJ. 1 (5179): 1129–30. 1960. doi:10.1136/bmj.1.5179.1129. PMC 1966956.
- 1 2 Habicot, N (1620). Question chirurgicale par laquelle il est démonstré que le chirurgien doit assurément practiquer l'operation de la bronchotomie, vulgairement dicte laryngotomie, ou perforation de la fluste ou du polmon (in French). Paris: Corrozet. p. 108.
- ↑ Sanctorii S (1646). Sanctorii Sanctorii Commentaria in primum fen, primi libri canonis Avicennæ (in Latin). Venetiis: Apud Marcum Antonium Brogiollum. p. 1120. OL 15197097M. Retrieved 6 September 2010.
- ↑ Casserius (Giulio Casserio), J; Bucretius, D (1632). Tabulae anatomicae LXXIIX ... Daniel Bucretius ... XX. que deerant supplevit & omnium explicationes addidit (in Latin). Francofurti: Impensis & coelo Matthaei Meriani. Retrieved 6 September 2010.
- ↑ Cawthorne, T; Hewlett, AB; Ranger, D (1959). "Discussion: Tracheostomy To-Day". Proceedings of the Royal Society of Medicine. 52 (6): 403–5. doi:10.1177/003591575905200602. PMC 1871130. PMID 13667911.
- ↑ Detharding, G (1745). "De methodo subveniendi submersis per laryngotomiam (1714)". In Von Ernst Ludwig Rathlef; Gabriel Wilhelm Goetten; Johann Christoph Strodtmann (eds.). Geschichte jetzlebender Gelehrten, als eine Fortsetzung des Jetzlebenden (in Latin). Zelle: Berlegts Joachim Undreas Deek. p. 20. Retrieved 6 September 2010.
- ↑ Wischhusen, HG; Schumacher, GH (1977). "Curriculum vitae of the professor of anatomy, botany and higher mathematics Georg Detharding (1671–1747) at the University of Rostock". Anat Anz (in German). 142 (1–2): 133–40. PMID 339777.
- ↑ Price, JL (1962). "The Evolution of Breathing Machines". Medical History. 6 (1): 67–72. doi:10.1017/s0025727300026867. PMC 1034674. PMID 14488739.
- ↑ Trousseau, A (1833). "Mémoire sur un cas de tracheotomie pratiquée dans la période extrème de croup". Journal des Connaissances Médico-chirurgicales (in French). 1 (5): 41.
- ↑ Trousseau, A (1852). "Nouvelles recherches sur la trachéotomie pratiquée dans la période extrême du croup". Annales de Médecine Belge et étrangère (in French). 1: 279–88. Retrieved 6 September 2010.
- ↑ Trendelenburg, F (1871). "Beiträge zu den Operationen an den Luftwegen" [Contributions to airways surgery]. Archiv für Klinische Chirurgie (in German). 12: 112–33.
- ↑ Hargrave, R (1934). "Endotracheal Anaesthesia in Surgery of the Head and Neck". Canadian Medical Association Journal. 30 (6): 633–7. PMC 403396. PMID 20319535.
- ↑ Bain, J A; Spoerel, W E (1964). "Observation on the use of cuffed tracheqstomy tubes (with particular reference to the james tube)". Canadian Anaesthetists' Society Journal. 11 (6): 598–608. doi:10.1007/BF03004104. PMID 14232175.
- ↑ Wawersik, Juergen (1991). "History of Anesthesia in Germany". Journal of Clinical Anesthesia. 3 (3): 235–44. doi:10.1016/0952-8180(91)90167-L. PMID 1878238.
- 1 2 Mackenzie, M (1888). The case of Emperor Frederick III.: full official reports by the German physicians and by Sir Morell Mackenzie. New York: Edgar S. Werner. p. 276. Retrieved 6 September 2010.
- ↑ Jackson, Chevalier (1909). "Tracheotomy". The Laryngoscope. 19 (4): 285–90. doi:10.1288/00005537-190904000-00003. S2CID 221922284.
- ↑ Bozzini, P (1806). "Lichtleiter, eine Erfindung zur Anschauung innerer Theile und Krankheiten nebst der Abbildung". J Practischen Heilkunde Berlin (in German). 24: 107–24.
- ↑ Bozzini, P (1810). "Lichtleiter, eine Erfindung zur Anschauung innerer Theile und Krankheiten nebst der Abbildung". Heidelbergische Jahrbücher der Litteratur (in German). Vol. 3. Heidelberg: bey Wöhr und Zimmer. p. 207. Retrieved 6 September 2010.
- ↑ Bush, R; Leonhardt, H; Bush, I; Landes, R (1974). "Dr. Bozzini's Lichtleiter: A translation of his original article (1806)". Urology. 3 (1): 119–23. doi:10.1016/S0090-4295(74)80080-4. PMID 4591409.
- ↑ Pearlman, SJ (1949). "Bozzini's classical treatise on endoscopy: a translation". Quart Bull Northwest Univ Med School. 23: 332–54.
- 1 2 3 4 Engel, R (2007). "Development of the Modern Cystoscope: An Illustrated History". Medscape Urology. Retrieved 6 September 2010.
- ↑ Beaumont, W; Combe, A (1838). Experiments and observations on the gastric juice, and the physiology of digestion (reprint ed.). Edinburgh: MacLachlan & Stewart. ISBN 978-0-486-69213-5. Retrieved 6 September 2010.
{{cite book}}: ناسازگاری شابک و تاریخ (کمک) - ↑ Killian, Gustvan (1911). "The history of bronchoscopy and esophagoscopy". The Laryngoscope. 21 (9): 891–7. doi:10.1288/00005537-191109000-00001. S2CID 73388145.
- ↑ Modlin, I. M.; Kidd, M; Lye, KD (2004). "From the Lumen to the Laparoscope". Archives of Surgery. 139 (10): 1110–26. doi:10.1001/archsurg.139.10.1110. PMID 15492154.
- ↑ Elewaut, A; Cremer, M (2002). "The History of Gastrointestinal Endoscopy—The European Perspective". In Meinhard Classen; et al. (eds.). Gastroenterological endoscopy (1st ed.). Stuttgart, Germany: Georg Thieme Verlag. p. 17. ISBN 978-1-58890-013-5. Retrieved 6 September 2010.
- ↑ Vilardell, F (2006). "Rigid gastroscopes". Digestive Endoscopy in the Second Millennium: From the Lichtleiter to Echoendoscopy. Stuttgart, Germany: Georg Thieme Verlag. pp. 32–5. ISBN 978-3-13-139671-6. Retrieved 25 January 2013.
- ↑ Mouton, Wolfgang G.; Bessell, Justin R.; Maddern, Guy J. (1998). "Looking Back to the Advent of Modern Endoscopy: 150th Birthday of Maximilian Nitze". World Journal of Surgery. 22 (12): 1256–8. doi:10.1007/s002689900555. PMID 9841754. S2CID 3000907.
- ↑ Mikulicz-Radecki, J (1881). "Über Gastroskopie und Ösophagoskopie". Wiener Medizinische Presse (in German). 22: 1405–8, 1437–43, 1473–5, 1505–7, 1537–41, 1573–7, 1629–31.
- ↑ Schramm, H; Mikulicz-Radecki, J (1881). "Gastroskopia i ezofagoskopia" [Gastroscopy and oesophagoscopy]. Przegla̧d Lekarski (in Polish). 20: 610.
- ↑ Kielan, Wojciech; Lazarkiewicz, Bogdan; Grzebieniak, Zygmunt; Skalski, Adam; Zukrowski, Piotr (2005). "Jan Mikulicz-Radecki: one of the creators of world surgery". The Keio Journal of Medicine. 54 (1): 1–7. doi:10.2302/kjm.54.1. PMID 15832074.
- ↑ Schäfer, P K; Sauerbruch, T (2004). "Rudolf Schindler (1888–1968) – 'Vater' der Gastroskopie" [Rudolf Schindler (1888–1968) – 'Father' of Gastroscopy]. Zeitschrift für Gastroenterologie (in German). 42 (6): 550–6. doi:10.1055/s-2004-813178. PMID 15190453.
- ↑ US 2641977, Tatsuro Uji, Mutsuo Sugiura and Shoji Fukami, "Camera for taking photographs of inner wall of cavity of human or animal bodies", issued June 16, 1953
- ↑ "History of endoscopes. Volume 2: Birth of gastrocameras". Olympus Corporation. 2010. Retrieved 6 September 2010.
- ↑ "History of endoscopes. Volume 3: Birth of fiberscopes". Olympus Corporation. 2010. Retrieved 6 September 2010.
- ↑ Martins, FA (2009). "O Endoscópio". Fernando Alves Martins: A vida e a obra de um homem discreto. Inventor, compositor, curioso, um homem à frente do seu tempo (in Portuguese).
{{cite web}}: پارامتر|تاریخ بازیابی=نیاز به وارد کردن|پیوند=دارد (کمک); پارامتر|پیوند=ناموجود یا خالی (کمک) - ↑ Murphy, Peter (1967). "A fibre?optic endoscope used for nasal intubation". Anaesthesia. 22 (3): 489–91. doi:10.1111/j.1365-2044.1967.tb02771.x. PMID 4951601. S2CID 33586314.
- ↑ Wheeler M and Ovassapian A, "Fiberoptic endoscopy-aided technique", Chapter 18, p. 423 in Benumof (2007)
- 1 2 Garcia, Manuel (1854). "Observations on the Human Voice". Proceedings of the Royal Society. 7 (60): 399–410. Bibcode:1854RSPS....7..399G. doi:10.1098/rspl.1854.0094. PMC 5180321. PMID 30163547.
- ↑ Radomski, T (2005). "Manuel García (1805–1906):A bicentenary reflection" (PDF). Australian Voice. 11: 25–41. Retrieved 6 September 2010.
- ↑ Bouchut, E (1858). "D'une nouvelle méthode de traitement du croup par le tubage du larynx" [On a new method of treatment for croup by larynx intubation]. Bulletin de l'Académie Impériale de Médecine (in French). 23: 1160–2. Retrieved 6 September 2010.
- ↑ Sperati, G; Felisati, D (2007). "Bouchut, O'Dwyer and laryngeal intubation in patients with croup". Acta Otorhinolaryngolica Italica. 27 (6): 320–3. PMC 2640059. PMID 18320839.
- ↑ Trousseau, A (1858). "Du tubage de la glotte et de la trachéotomie" [On intubation of the glottis and tracheotomy]. Bulletin de l'Académie Impériale de Médecine (in French). 23.
- ↑ Hack, W (1878). "Über einen fall endolaryngealer exstirpation eines polypen der vorderen commissur während der inspirationspause". Berliner Klinische Wochenschrift (in German): 135–7. Retrieved 6 September 2010.
- ↑ Hack, W (1878). "Über die mechanische Behandlung der Larynxstenosen" [On the mechanical treatment of laryngeal stenosis]. Sammlung Klinischer Vorträge (in German). 152: 52–75.
- 1 2 MacEwen, W. (1880). "Clinical Observations on the Introduction of Tracheal Tubes by the Mouth, Instead of Performing Tracheotomy or Laryngotomy". BMJ. 2 (1022): 163–5. doi:10.1136/bmj.2.1022.163. PMC 2241109. PMID 20749636.
- ↑ MacEwen, W. (1880). "General Observations on the Introduction of Tracheal Tubes by the Mouth, Instead of Performing Tracheotomy or Laryngotomy". BMJ. 2 (1021): 122–4. doi:10.1136/bmj.2.1021.122. PMC 2241154. PMID 20749630.
- ↑ MacMillan, Malcolm (2010). "William Macewen [1848–1924]". Journal of Neurology. 257 (5): 858–9. doi:10.1007/s00415-010-5524-5. PMID 20306068.
- ↑ Hirsch, N. P.; Smith, G. B.; Hirsch, P. O. (1986). "Alfred Kirstein". Anaesthesia. 41 (1): 42–5. doi:10.1111/j.1365-2044.1986.tb12702.x. PMID 3511764. S2CID 12259652.
- 1 2 Burkle, Christopher M.; Zepeda, Fernando A.; Bacon, Douglas R.; Rose, Steven H. (2004). "A Historical Perspective on Use of the Laryngoscope as a Tool in Anesthesiology". Anesthesiology. 100 (4): 1003–6. doi:10.1097/00000542-200404000-00034. PMID 15087639. S2CID 36279277.
- ↑ Jackson, C (1913). "The technique of insertion of intratracheal insufflation tubes". Surgery, Gynecology & Obstetrics. 17: 507–9. Abstract reprinted in Jackson, Chevalier (1996). "The technique of insertion of intratracheal insufflation tubes". Pediatric Anesthesia. 6 (3). Wiley: 230. doi:10.1111/j.1460-9592.1996.tb00434.x. ISSN 1155-5645. S2CID 72582327.
- ↑ Zeitels, S (1998). "Chevalier Jackson's contributions to direct laryngoscopy". Journal of Voice. 12 (1): 1–6. doi:10.1016/S0892-1997(98)80069-6. PMID 9619973.
- ↑ Jackson, C (1922). "I: Instrumentarium" (PDF). A manual of peroral endoscopy and laryngeal surgery. Philadelphia: W.B. Saunders. pp. 17–52. ISBN 978-1-4326-6305-6. Retrieved 6 September 2010.
{{cite book}}: ناسازگاری شابک و تاریخ (کمک) - ↑ Janeway, Henry H. (1913). "Intra-Tracheal Anesthesia from the Standpoint of the Nose, Throat and Oral Surgeon with a Description of a New Instrument for Catheterizing the Trachea". The Laryngoscope. 23 (11): 1082–90. doi:10.1288/00005537-191311000-00009. S2CID 71549386.
- ↑ Rowbotham, ES; Magill, I (1921). "Anæsthetics in the Plastic Surgery of the Face and Jaws". Proceedings of the Royal Society of Medicine. 14 (Sect Anaesth): 17–27. doi:10.1177/003591572101401402. PMC 2152821. PMID 19981941.
- ↑ Magill, I (1923). "The provision for expiration in endotracheal insufflations anaesthesia". The Lancet. 202 (5211): 68–9. doi:10.1016/S0140-6736(01)37756-5.
- ↑ Magill, I (1928). "Endotracheal Anæsthesia". Proceedings of the Royal Society of Medicine. 22 (2): 85–8. PMC 2101959. PMID 19986772.
- ↑ Magill, I (1930). "General Council of Medical Education and Registration". British Medical Journal. 2 (1243): 817–9. doi:10.1136/bmj.2.1243.817-a. PMC 2451624. PMID 20775829.
- ↑ Thomas, K. Bryn (1978). "Sir Ivan Whiteside Magill, KCVO, DSc, MB, BCh, BAO, FRCS, FFARCS (Hon), FFARCSI (Hon), DA". Anaesthesia. 33 (7): 628–34. doi:10.1111/j.1365-2044.1978.tb08426.x. PMID 356665. S2CID 28730699.
- ↑ McLachlan, G (2008). "Sir Ivan Magill KCVO, DSc, MB, BCh, BAO, FRCS, FFARCS (Hon), FFARCSI (Hon), DA, (1888–1986)". The Ulster Medical Journal. 77 (3): 146–52. PMC 2604469. PMID 18956794.
- ↑ "British Medical Journal". BMJ. 2 (3122): 670. 1871. doi:10.1136/bmj.2.571.670. PMC 2338485. PMID 20770050.
- ↑ Magill, I (1926). "An improved laryngoscope for anaesthetists". The Lancet. 207 (5349): 500. doi:10.1016/S0140-6736(01)17109-6.
- ↑ Magill, W (1921). "A Portable Apparatus for Tracheal Insufflation Anaesthesia". The Lancet. 197 (5096): 918. doi:10.1016/S0140-6736(00)55592-5.
- ↑ Magill, I (1921). "Warming ether vapour for Inhalation". The Lancet. 197 (5102): 1270. doi:10.1016/S0140-6736(01)24908-3.
- ↑ Magill, I (1923). "An apparatus for the administration of nitrous oxide, oxygen, and ether". The Lancet. 202 (5214): 228. doi:10.1016/S0140-6736(01)22460-X.
- ↑ MacIntosh, R (1943). "A New Laryngoscope". The Lancet. 241 (6233): 205. doi:10.1016/S0140-6736(00)89390-3.
- ↑ Scott, Jeanette; Baker, Paul A. (2009). "How did the Macintosh laryngoscope become so popular?". Pediatric Anesthesia. 19: 24–9. doi:10.1111/j.1460-9592.2009.03026.x. PMID 19572841. S2CID 6345531.
- ↑ "Reports of Societies". BMJ. 1 (4591): 26–28. 1949. doi:10.1136/bmj.1.4591.26-b. S2CID 220027204.
- ↑ Venn, P. Hex (1993). "The gum elastic bougie". Anaesthesia. 48 (3): 274–5. doi:10.1111/j.1365-2044.1993.tb06936.X. S2CID 56666422.
- ↑ Viswanathan, S; Campbell, C; Wood, DG; Riopelle, JM; Naraghi, M (1992). "The Eschmann Tracheal Tube Introducer. (Gum elastic bougie)". Anesthesiology Review. 19 (6): 29–34. PMID 10148170.
- ↑ Henderson, J. J. (2003). "Development of the 'gum-elastic bougie'". Anaesthesia. 58 (1): 103–4. doi:10.1046/j.1365-2044.2003.296828.x. PMID 12492697. S2CID 34113322.
- ↑ Finucane, BT; Kupshik, HL (1978). "A flexible stilette for replacing damaged tracheal tubes". Canadian Anaesthetists' Society Journal. 25 (2): 153–4. doi:10.1007/BF03005076. PMID 638831.
- ↑ Agro, F.; Barzoi, G; Montecchia, F (2003). "Tracheal intubation using a Macintosh laryngoscope or a GlideScope(R) in 15 patients with cervical spine immobilization". British Journal of Anaesthesia. 90 (5): 705–6. doi:10.1093/bja/aeg560. PMID 12697606.
- ↑ Cooper, Richard M.; Pacey, John A.; Bishop, Michael J.; McCluskey, Stuart A. (2005). "Early clinical experience with a new videolaryngoscope (GlideScope) in 728 patients". Canadian Journal of Anesthesia. 52 (2): 191–8. doi:10.1007/BF03027728. PMID 15684262. S2CID 24151531.
پیوند به بیرون
- تاریخ پزشکی
