تاریخ اجتماعی ویروس‌ها

مبتلایان به فلج اطفال در حال دریافت فیزیوتراپی در دههٔ ۱۹۵۰

تاریخ اجتماعی ویروس‌ها به تأثیر ویروس‌ها و عفونت‌های ویروسی بر تاریخ بشر می‌پردازد. همه‌گیری‌های ناشی از ویروس‌ها حدود ۱۲٬۰۰۰ سال پیش، هنگامی آغاز شدند که شیوهٔ زندگی انسان در دوران نوسنگی تغییر کرد و انسان‌ها جوامع کشاورزی متراکم‌تری پدید آوردند. این امر امکان انتشار سریع ویروس‌ها و سپس بومی‌شدن آن‌ها را فراهم کرد. ویروس‌های گیاهان و دام‌ها نیز گسترش یافتند و با وابسته‌شدن انسان‌ها به کشاورزی و دامداری، عفونت‌هایی مانند آلودگی سیب‌زمینی به پوتی‌ویروس‌ها و ابتلای گاوها به طاعون گاوی پیامدهای ویرانگری به بار آوردند.

ویروس‌های آبله و سرخک از دیرباز انسان‌ها را آلوده کرده‌اند و احتمالاً از ویروس‌های جانوری منشأ گرفته‌اند، اما زمان و مکان دقیق پیدایش آن‌ها قطعی نیست. بعدها اروپاییان در دوران فتوحات اسپانیا این ویروس‌ها را به دنیای جدید بردند. از آنجا که مردمان بومی هیچ ایمنی قبلی در برابر این ویروس‌ها نداشتند، میلیون‌ها تن از آنان در جریان همه‌گیری‌ها جان باختند. دنیاگیری‌های آنفلوانزا از سال ۱۵۸۰ ثبت شده‌اند و در سده‌های پس از آن با بسامدی فزاینده رخ داده‌اند. دنیاگیری ۱۹۱۸–۱۹۱۹ که در کمتر از یک سال ۴۰ تا ۵۰ میلیون قربانی گرفت، یکی از ویرانگرترین دنیاگیری‌های تاریخ بود.

لویی پاستور و ادوارد جنر نخستین کسانی بودند که برای محافظت در برابر عفونت‌های ویروسی واکسن ساختند. ماهیت ویروس‌ها تا اختراع میکروسکوپ الکترونی در دههٔ ۱۹۳۰ ناشناخته ماند؛ پس از آن، دانش ویروس‌شناسی رونق گرفت. در سدهٔ بیستم مشخص شد که بسیاری از بیماری‌های قدیمی و جدید بر اثر ویروس‌ها ایجاد می‌شوند و همه‌گیری‌هایی چون فلج اطفال تنها پس از ساخته‌شدن واکسن مهار شدند.

اچ‌آی‌وی یکی از مهم‌ترین ویروس‌های نوپدیدی بود که در سدهٔ بیستم شناسایی شد. در سدهٔ بیست‌ویکم، عواملی چون تغییرات اقلیمی، شهرنشینی و ارتباطات جهانی به ظهور و گسترش بی‌سابقهٔ ویروس‌های نوپدید انجامیده‌اند؛ چنان‌که دنیاگیری کووید-۱۹ تأثیرات اجتماعی و اقتصادی عظیمی در تاریخ معاصر بر جای گذاشت.

در سطح ملی نیز، همه‌گیری‌های ویروسی در تاریخ ایران پیامدهای عمیقی بر جای گذاشته‌اند. بیماری‌هایی چون آبله و آنفلوانزای اسپانیایی در دوران قاجار تلفات سنگینی به بار آوردند که زمینه‌ساز تأسیس نهادهای بهداشتی نوین مانند انستیتو پاستور ایران شد. در دهه‌های اخیر، اگرچه برنامه‌های ملی واکسیناسیون به ریشه‌کنی یا مهار موفقیت‌آمیز بیماری‌هایی چون آبله، فلج اطفال و سرخک در کشور انجامیده است، اما ایران همچنان با چالش‌های ناشی از ویروس‌های بومی و نوپدید از جمله تب خونریزی‌دهنده کریمه-کنگو، اچ‌آی‌وی، کروناویروس سندرم حاد تنفسی ۲ (عامل کووید-۱۹) و تهدیدهای ویروسی در حوزهٔ دام و کشاورزی مواجه است.

با وجود این، اگرچه توجه علمی به ویروس‌ها عمدتاً به‌دلیل بیماری‌زایی آن‌ها شکل گرفت، اما بسیاری از ویروس‌ها افزون بر بیماری‌زایی، نقش‌های مهم دیگری نیز دارند. برای نمونه رتروویروس‌ها با انتقال ژن‌ها میان گونه‌ها، تکامل را پیش می‌رانند و باکتریوفاژها در پایداری بوم‌سازگان‌ها نقش مهمی دارند و برای حیات ضروری‌اند.

پیشاتاریخ

نقشهٔ جهان که مراکز تقریبی پیدایش کشاورزی و گسترش آن در دوران پیشاتاریخ را نشان می‌دهد: هلال حاصل‌خیز (۱۱٬۰۰۰ سال پیش)، حوضه‌های رود یانگ‌تسه و زرد (۹٬۰۰۰ سال پیش)، ارتفاعات پاپوآ گینه نو (۹٬۰۰۰ تا ۶٬۰۰۰ سال پیش)، مرکز مکزیک (۵٬۰۰۰ تا ۴٬۰۰۰ سال پیش)، شمال آمریکای جنوبی (۵٬۰۰۰ تا ۴٬۰۰۰ سال پیش)، آفریقای جنوب صحرا (۵٬۰۰۰ تا ۴٬۰۰۰ سال پیش، مکان دقیق نامشخص) و شرق آمریکای شمالی (۴٬۰۰۰ تا ۳٬۰۰۰ سال پیش).[۱]
نقشهٔ نیایشگاه خرسنگی جگانتیا (حدود ۳۶۰۰ پیش از میلاد). ساخت چنین بناهای عظیمِ اجتماعی در عصر نوسنگی، نشان‌دهندهٔ گذارِ جوامع انسانی از گروه‌های کوچک و پراکنده به جمعیت‌های بزرگ، متراکم و یکجانشین است؛ همین تغییرِ بنیادین در سبک زندگی و گردهمایی‌های متراکمِ انسانی بود که برای نخستین‌بار بستر لازم برای بقا، انتقال مداوم و بومی‌شدنِ ویروس‌ها را فراهم کرد.

در طول ۵۰٬۰۰۰ تا ۱۰۰٬۰۰۰ سال گذشته، هم‌زمان با افزایش شمار انسان‌های امروزی و پراکنده‌شدن آنان در سراسر جهان، بیماری‌های عفونی جدیدی، از جمله بیماری‌های ناشی از ویروس‌ها، پدید آمدند.[۲] پیش از آن، انسان‌ها در جوامع کوچک و جداافتاده می‌زیستند و بیشتر بیماری‌های همه‌گیر وجود نداشتند.[۳][۴] آبله یکی از کشنده‌ترین و ویرانگرترین عفونت‌های ویروسی تاریخ بود. زمان و مکان پیدایش ویروس واریولا، عامل آبله، به‌طور قطعی مشخص نیست. یک تحلیل ژنومی در سال ۲۰۲۳ نشان داد که این ویروس احتمالاً بیش از ۳۸۰۰ سال پیش به‌عنوان عامل بیماری‌زای انسانی پدید آمده است؛ بااین‌حال، کهن‌ترین ژنوم‌های بازیابی‌شدهٔ آن از بقایای انسانی به دورهٔ پیش از عصر وایکینگ‌ها و خود آن دوره تعلق دارند.[۵][۶]

وقتی ویروس‌ها از به‌اصطلاح «سد گونه‌ای»[الف] عبور می‌کنند، پیامدهای آن می‌تواند شدید باشد،[۸] زیرا جمعیت انسانی معمولاً ایمنیِ قبلی اندکی در برابر عامل بیماری‌زای تازه دارد. انسان‌های پیش از عصر نوسنگی در جوامع کوچک زندگی می‌کردند و شیوع عفونت ممکن بود افراد را بکشد یا، بسته به نوع ویروس، در بازماندگان ایمنی اکتسابی ایجاد کند.[۹] این ایمنی به نسل بعد به ارث نمی‌رسید؛ هرچند پادتن‌های مادریِ منتقل‌شده از راه جفت و شیر می‌توانستند برای مدتی از نوزاد در برابر آن عفونت محافظت کنند. ازاین‌رو، در هر نسل با بزرگ شدن این نوزادان که هیچ ایمنی‌ای در برابر آن عامل بیماری‌زا نداشتند، شیوع‌های پراکنده می‌توانست تکرار شود.[۱۰] همه‌گیری‌های ویروسی دیگری که به تراکم بالای جمعیت وابسته‌اند، مانند اوریون، سرخجه و فلج اطفال نیز نخستین‌بار در همین دوره پدید آمدند.[۱۱]

دوران نوسنگی که حدود ۹۵۰۰ پیش از میلاد در خاورمیانه آغاز شد، دوره‌ای بود که انسان‌ها به کشاورزی روی آوردند.[۱۲] این انقلاب کشاورزی با گسترش تک‌کشتی همراه بود و زمینه را برای انتشار سریع چندین گونه ویروس گیاهی فراهم کرد.[۱۳] واگرایی و پراکنش سوبموویروس‌ها، از جمله ویروس موزاییک لوبیای جنوبی،[وا ۱] به همین دوره بازمی‌گردد.[۱۴] گسترش پوتی‌ویروس‌های سیب‌زمینی و دیگر میوه‌ها و سبزی‌ها نیز حدود ۶۶۰۰ سال پیش آغاز شد.[۱۳]

حدود ۱۰٬۰۰۰ سال پیش، انسان‌ها اهلی‌کردن جانوران وحشی را آغاز کردند.[۱۵] این جانورانِ تازه اهلی‌شده، احتمالاً ویروس‌های خود را نیز با خود آوردند.[۱۶] انتقال ویروس از جانور به انسان ممکن است، اما چنین عفونت‌های مشترکی کمیاب‌اند و انتقال ویروس‌های جانوری از انسان به انسان از آن هم کمیاب‌تر است؛ هرچند استثناهای مهمی مانند آنفلوانزا وجود دارند. بیشتر ویروس‌ها به گونه‌ای خاص محدودند و احتمالاً برای انسان خطری نداشته‌اند.[۱۷] همه‌گیری‌های نادر ویروسی با منشأ جانوری نیز احتمالاً کوتاه‌مدت بوده‌اند، زیرا ویروس‌ها کاملاً با انسان سازگار نشده بودند[۱۸] و جمعیت‌های انسانی برای حفظ زنجیرهٔ انتقال عفونت بسیار کوچک بودند.[۱۹]

ویروس‌های تبخال بیش از ۸۰ میلیون سال پیش نخستین‌بار نیاکان انسان امروزی را آلوده کردند.[۲۰] انسان‌ها در برابر این ویروس‌ها مقاومت پیدا کرده‌اند و بیشتر مردم به دست‌کم یکی از گونه‌های آن‌ها آلوده‌اند.[۲۱] اسناد مربوط به این عفونت‌های ویروسی خفیف‌تر اندک‌اند، اما احتمال دارد انسان‌تباران نخستین نیز مانند انسان‌های امروزی به سرماخوردگی، آنفلوانزا و اسهال ناشی از ویروس‌ها مبتلا می‌شده‌اند.[۲۰]

دوران باستان

سنگ یادمانی مصری از دودمان هجدهم (۱۵۸۰–۱۳۵۰ پیش از میلاد) که به علت افتادگی پای راست، گمان می‌رود فردی مبتلا به فلج اطفال را نشان دهد

یکی از کهن‌ترین شواهد عفونت ویروسی، سنگ یادمانی مصری است که گمان می‌رود کاهنی از دودمان هجدهم (۱۵۸۰–۱۳۵۰ پیش از میلاد) را با افتادگی پا نشان می‌دهد؛ عارضه‌ای که از مشخصه‌های عفونت با ویروس فلج اطفال است.[۲۲] مومیایی سیپتاح —فرمانروایی از دودمان نوزدهم— دارای علائمی است که ممکن است مربوط به فلج اطفال بوده باشد و روی پوست مومیایی رامسس پنجم و چند مومیایی مصری دیگر که بیش از ۳۰۰۰ سال پیش به خاک سپرده شده‌اند، ضایعاتی دیده شده است که به آبله نسبت داده می‌شوند، اما این تشخیص از نظر زیست‌شناختی تأیید نشده است.[۲۳][۲۴] در سال ۴۳۰ پیش از میلاد همه‌گیری‌ای در آتن رخ داد که عامل آن ممکن است ویروس آبله بوده باشد؛[۲۵] در این همه‌گیری یک‌چهارم سپاه آتن و بسیاری از غیرنظامیان شهر بر اثر عفونت جان باختند.[۲۶]

طاعون آنتونین —احتمالاً آبله— در جریان جنگِ میان روم و اشکانیان (۱۶۱–۱۶۶) شیوع یافت. این بیماری بین سال‌های ۱۶۵ تا ۱۸۰ میلادی احتمالاً باعث مرگِ حدود پنج تا ده میلیون نفر در امپراتوری روم، که بخش بزرگی از اروپا، خاورمیانه و شمال آفریقا را در بر می‌گرفت، شده است.[۲۷] براساس روایت سنتی، سپاهیان روم پس از تصرف شهر سلوکیه در کنار رودخانهٔ دجله —یکی از شهرهای مهم شاهنشاهی اشکانی در عراق امروزی— بیماری را هنگام بازگشت به قلمرو روم گسترش دادند؛ بااین‌حال، محل دقیق پیدایش بیماری و مسیر نخستین انتشار آن قطعی نیست.[۲۸][۲۹] عامل این دنیاگیری نیز ناشناخته مانده است. آبله از دیرباز یکی از تشخیص‌های پیشنهادی بوده، اما پژوهش‌های ژنومی جدید دربارهٔ قدمت عامل بیماری آبله یعنی ویروس واریولا این تشخیص را محل تردید می‌دانند.[۳۰]

سرخک بیماری کهنی است، اما در سدهٔ دهم میلادی بود که محمد بن زکریای رازی (۸۶۵–۹۲۵) یکی از نخستین توصیف‌های بالینیِ متمایزکنندهٔ آن از سایر بیماری‌های مشابه را ارائه داد.[۳۱] رازی حدود سال ۹۱۰ میلادی در رسالهٔ الجُدَری و الحصبة، با ارائهٔ توصیف بالینیِ دقیقی از این بیماری، برای نخستین‌بار سرخک را به‌عنوان یک بیماری مستقل از آبله تفکیک کرد؛ تا پیش از او، پزشکان بیماری‌های واگیرِ همراه با بثورات پوستی را اغلب زیر یک عنوان کلی دسته‌بندی می‌کردند، بدون آنکه تمایز بالینیِ روشنی میان انواع آن‌ها قائل شوند. این رساله تا سده‌ها بعد، در پی ترجمه به لاتین، در پزشکی اروپا مرجع باقی ماند.[۳۲][۳۳][۳۴]

نگارهٔ زکریای رازی در نسخه‌ای خطی از قرن سیزدهم میلادی، اثر ژرار کرمونایی

رازی در این رساله برای سرخک نام عربی حصبة[ب] و برای آبله نام عربی جُدَری[پ] را به کار برد. سرخک در غرب نام‌های مختلفی داشته است، از جمله rubeola، برگرفته از واژهٔ لاتین rubeus به معنای «سرخ»، و morbilli به معنای «طاعون کوچک».[۳۷] واژهٔ «سرخک»[ت] در زبان فارسی از ترکیب صفت «سرخ» و پسوند «ـَک» (برای تصغیر) ساخته شده است و به دانه‌ها و بثورات قرمزرنگِ ناشی از این بیماری اشاره دارد.[۴۲]

شباهت‌های زیاد میان ویروس سرخک، ویروس دیستمپر سگ‌سانان و ویروس طاعون گاوی این گمان را پدید آورده است که سرخک نخستین‌بار از سگ‌ها یا گاوهای اهلی به انسان منتقل شده باشد.[۴۳] بر پایهٔ تحلیل ژنومی یک نمونهٔ ویروس سرخک متعلق به سال ۱۹۱۲، این ویروس ممکن است در حدود سدهٔ ششم پیش از میلاد از نیای مشترک خود با ویروس طاعون گاوی جدا شده باشد؛ زمانی که پیدایش شهرهای بزرگ می‌توانست جمعیت کافی برای تداوم انتقال ویروس را فراهم کند.[۴۴]

ابتلا به سرخک ایمنی مادام‌العمر ایجاد می‌کند. ازاین‌رو، ویروس برای بومی‌شدن به جمعیتی متراکم نیاز دارد و چنین شرایطی احتمالاً در ابتدای دوران نوسنگی فراهم نبوده است.[۳۱] اما در دوره‌های بعدی سرخک چنان در میان کودکان رایج بود که به‌عنوان بیماری شناخته نمی‌شد. در هیروگلیف‌های مصری، آن را مرحله‌ای طبیعی از رشد انسان توصیف کرده‌اند.[۴۵]

یکی از کهن‌ترین توصیف‌های بیماری ویروسی گیاهان در شعری منسوب به امپراتریس کوکن و متعلق به تابستان سال ۷۵۲ میلادی دیده می‌شود که ظاهر پاییزی و زردرنگ گیاهان اوپاتوریوم را در میانهٔ تابستان توصیف می‌کند.[۴۶] پژوهش‌های بعدی نشان دادند که این زردشدگی را یک جمینی‌ویروس همراه با جزء ماهواره‌ای ایجاد می‌کند.[۴۷]

سده‌های میانه

چوب‌نگاره‌ای از سده‌های میانه که سگی هار را نشان می‌دهد
نگاره‌ای از حملهٔ یک سگ هار به یک انسان (حدود ۱۲۲۴ میلادی). این تصویر برگی از ترجمهٔ عربی کتاب پزشکی د ماتریا مدیکا (کتاب الحشائش) اثر دیوسکوریدس، به خط عبدالله بن فضل است که اکنون در نگارخانهٔ هنر فریر نگهداری می‌شود.

رشد شتابان جمعیت اروپا و افزایش تراکم مردم در شهرهای آن، بستر مناسبی برای بسیاری از بیماری‌های عفونی و واگیر فراهم کرد که احتمالاً بدنام‌ترین آن‌ها مرگ سیاه —یک عفونت باکتریایی— است.[۴۸] هاری، بیش از ۴۰۰۰ سال یک بیماری شناخته شده بود.[۴۹] ابن سینا (۹۸۰–۱۰۳۷) نیز در کتاب قانون در طب بخشی مفصل به توصیف بالینی هاری اختصاص داد.[۵۰] این بیماری در اروپا رواج گسترده‌ای داشت و تا ساخته‌شدن واکسن آن به دست لویی پاستور در سال ۱۸۸۶ همچنان شایع بود.[۵۱]

میانگین امید به زندگی در اروپای سده‌های میانه ۳۵ سال بود؛ ۶۰ درصد کودکان پیش از ۱۶ سالگی می‌مردند و بسیاری از آنان در ۶ سال نخست زندگی جان می‌باختند. پزشکان —که شمارشان اندک بود— به همان اندازه که به دانش محدود پزشکی خود متکی بودند، به طالع‌بینی نیز اتکا می‌کردند. برخی از درمان‌ها شامل مرهم‌هایی بودند که از گربه‌های بریان‌شده در چربی خارپشت تهیه می‌شدند.[۵۲]

سرخک، آنفلوانزا و آبله از جمله بیماری‌های فراوانی بودند که موجب مرگ کودکان می‌شدند.[۵۳] جنگ‌های صلیبی و فتوحات مسلمانان به گسترش آبله کمک کردند؛ بیماری‌ای که پس از ورودش به اروپا میان سده‌های پنجم و هفتم، سبب همه‌گیری‌های مکرر در این قاره شد.[۵۴][۵۵]

در ایران، پیش از رواج واکسیناسیون نوین، مایه‌کوبی در برابر آبله رایج بود که در آن مایهٔ گرفته‌شده از جوش‌های فرد آلوده به بدن فرد سالم وارد می‌شد؛ رسمی که در منابع پزشکی و ادبی این دوره ثبت شده است.[۵۶] اثرات ماندگار این بیماری —جوشگاه‌های عمیق روی پوست و گاه نابینایی— بارها در شعر فارسی این دوره، از جمله در آثار خاقانی و نظامی گنجوی، بازتاب یافته است.[۵۶][ث]

سرخک در سراسر کشورهای پرجمعیت اروپا، شمال آفریقا و خاورمیانه بومی بود.[۶۰] در انگلستان، این بیماری نخستین‌بار در سدهٔ سیزدهم توصیف شد و احتمالاً یکی از ۴۹ همه‌گیری‌ای بود که میان سال‌های ۵۲۶ تا ۱۰۸۷ رخ دادند.[۶۱]

طاعون گاوی، که عامل آن ویروسی خویشاوند نزدیک ویروس سرخک است، بیماری گاوان است که از روزگار روم باستان شناخته شده بود.[۶۲] برخی پژوهشگران طاعون گاوی را نخستین «سلاح زیستی-کشاورزی» ناخواستهٔ تاریخ دانسته‌اند: مهاجمانی مانند هون‌ها (سدهٔ چهارم) و مغولان (سدهٔ سیزدهم) گاوهای استپی را همراه خود می‌بردند که در برابر ویروس طاعون گاوی ایمنی نسبی داشتند اما آن ویروس را در سرزمین‌های مورد تاخت‌وتاز پخش می‌کردند.[۶۳][۶۴] در آن روزگار، طاعونِ گاوی بیماری مرگباری برای گاوها با نرخ مرگ‌ومیر ۸۰ تا ۹۰ درصد بود. تلفات ناشی از آن در میان گاوها به قحطی در جوامع مورد حمله می‌انجامید.[۶۴]

از آغاز تا اواخر دوران مدرن

تندیس سوپونا، خدای آیین یوروبا که او را مسبب بروز آبله می‌دانستند

اندکی پس از پیروزی هنری تودور در نبرد بازورث در ۲۲ اوت ۱۴۸۵، سپاه او ناگهان گرفتار «تب عرق انگلیسی» شد؛ بیماری‌ای که ناظران معاصر آن را بیماری‌ای نو می‌دانستند.[۶۵] این بیماری از این نظر غیرعادی بود که بیشتر افراد مرفه را گرفتار می‌کرد و ممکن بود از فرانسه سرچشمه گرفته باشد؛ جایی که هنری هفتم سربازان سپاهش را به خدمت گرفته بود.[۶۶]

در تابستان گرم ۱۵۰۸، همه‌گیری‌ای لندن را درنوردید. مبتلایان ظرف یک روز می‌مردند و مرگ‌ومیر سراسر شهر را فرا گرفته بود. خیابان‌ها، به‌جز گاری‌های حامل اجساد، خالی بودند و شاه هنری ورود به شهر را برای همگان، جز پزشکان و داروسازان، ممنوع کرد.[۶۷] بیماری در اروپا گسترش یافت و در ژوئیهٔ ۱۵۲۹ به هامبورگ رسید؛ جایی که در چند هفتهٔ نخست بین ۱۰۰۰ تا ۲۰۰۰ تن جان باختند.[۶۸] این بیماری در ماه‌های بعد پروس، سوئیس و شمال اروپا را ویران کرد.[۶۹]

آخرین شیوع آن در سال ۱۵۵۶ در انگلستان رخ داد.[۷۰] این بیماری که ده‌ها هزار تن را کشت، احتمالاً آنفلوانزا[۷۱] یا عفونتی ویروسی و مشابه آن بود،[۷۲] اما گزارش‌های مربوط به روزگاری که پزشکی هنوز به علم تبدیل نشده بود، ممکن است قابل اعتماد نباشند.[۷۳] با علمی‌شدن پزشکی، ابهام توصیف بیماری‌ها نیز کاهش یافت.[۷۴] اگرچه پزشکی آن روزگار برای کاستن از رنج مبتلایان کار چندانی از دستش برنمی‌آمد، تدابیری برای مهار گسترش بیماری‌ها به کار گرفته می‌شد. تجارت و سفر را محدود می‌کردند، خانواده‌های گرفتار را از جامعه جدا می‌ساختند، ساختمان‌ها را دودزنی می‌کردند و دام‌ها را می‌کشتند.[۷۵]

اشاره‌های تاریخی به عفونت آنفلوانزا به اواخر سدهٔ پانزدهم و اوایل سدهٔ شانزدهم بازمی‌گردند،[۷۶] اما تقریباً به‌طور قطع این عفونت‌ها مدت‌ها پیش از آن نیز رخ می‌دادند.[۷۷] در سال ۱۱۷۳ همه‌گیری‌ای رخ داد که ممکن است نخستین همه‌گیری آنفلوانزا در اروپا بوده باشد. در سال ۱۴۹۳ نیز شیوع بیماری‌ای که امروزه گمان می‌رود آنفلوانزای خوکی بوده باشد، بومیان هیسپانیولا را گرفتار کرد. شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد احتمالاً منشأ عفونت، خوک‌های موجود در کشتی‌های کلمب بودند.[۷۸] در همه‌گیری آنفلوانزایی که میان سال‌های ۱۵۵۷ تا ۱۵۵۹ در انگلستان رخ داد، ۵ درصد جمعیت—حدود ۱۵۰٬۰۰۰ تن—بر اثر عفونت جان باختند. نرخ مرگ‌ومیر آن تقریباً پنج برابر دنیاگیری ۱۹۱۸–۱۹ بود.[۷۰]

پزشکان ایرانی این بیماری را زیر عنوان کلی «وبا» —اصطلاحی که برای هر بیماری واگیر شدید به‌جز طاعون و آبله به کار می‌رفت— طبقه‌بندی می‌کردند.[۷۹] نخستین دنیاگیری‌ای که به‌طور قابل اعتماد ثبت شد، در ژوئیهٔ ۱۵۸۰ آغاز شد و اروپا، آفریقا و آسیا را درنوردید.[۸۰] نرخ مرگ‌ومیر بالا بود و تنها در رم ۸۰۰۰ تن جان باختند.[۸۱] سه دنیاگیری بعدی در سدهٔ هجدهم رخ دادند؛ از جمله دنیاگیری ۱۷۸۱–۸۲ که احتمالاً ویرانگرترین دنیاگیری آنفلوانزا در تاریخ بود.[۸۲] این دنیاگیری در نوامبر ۱۷۸۱ در چین آغاز شد و در دسامبر به مسکو رسید.[۸۱] در فوریهٔ ۱۷۸۲ سن پترزبورگ را فرا گرفت و تا ماه مه به دانمارک رسید.[۸۳] ظرف شش هفته، ۷۵ درصد جمعیت بریتانیا آلوده شدند و دنیاگیری به‌زودی به قارهٔ آمریکا نیز گسترش یافت.[۸۴]

در ایران، نخستین شواهد قطعی از شیوع آنفلوانزا به تابستان ۱۸۳۳ بازمی‌گردد؛ زمانی که بیماری با شدت در تهران گسترش یافت. احتمال می‌رود این همه‌گیری از مسیرهای تجاری سوریه و قسطنطنیه به ایران رسیده و بخشی از دنیاگیری گسترده‌تری بوده باشد که بخش‌های بزرگی از آسیا و اروپا را درنوردید. در تهران روزانه ده‌ها نفر جان می‌باختند و فتحعلی‌شاه قاجار نیز به تب و لرز شدید مبتلا شد، اما پس از چند روز بهبود یافت.[۷۹]

نگاره‌های آزتکی متعلق به سدهٔ شانزدهم از افراد مبتلا به آبله
نگاره‌ای آزتکی از افراد مبتلا به سرخک

قارهٔ آمریکا و استرالیا تا زمان ورود استعمارگران اروپایی در فاصلهٔ سده‌های پانزدهم تا هجدهم، از سرخک و آبله در امان بودند.[۲] اسپانیایی‌ها آبله را همراه با سرخک و آنفلوانزا به قارهٔ آمریکا بردند.[۲] آبله در اسپانیا بومی بود و مورها آن را از آفریقا به آن کشور آورده بودند.[۸۵] در سال ۱۵۱۹، همه‌گیری آبله در تنوچتیتلان، پایتخت آزتک‌ها در مکزیک، درگرفت. سپاه پانفیلو د نارواس که از کوبا در پی ارنان کورتس آمده بود، این همه‌گیری را آغاز کرد؛ یکی از کشتی‌های او برده‌ای آفریقایی و مبتلا به آبله را حمل می‌کرد.[۸۵]

وقتی اسپانیایی‌ها سرانجام در تابستان ۱۵۲۱ وارد پایتخت شدند، دیدند که شهر از اجساد قربانیان آبله پوشیده شده است.[۸۶] همه‌گیری‌های دیگری نیز در سال‌های ۱۵۴۵–۱۵۴۸ و ۱۵۷۶–۱۵۸۱ رخ دادند، هرچند عامل بیماری‌زای این همه‌گیری‌ها به‌طور قطعی مشخص نیست. در نهایت این همه‌گیری‌ها منجر به مرگ بیش از نیمی از جمعیت بومی شدند.[۸۷]

در مقابل بیشتر اسپانیایی‌ها نسبت به این بیماری‌ها ایمن بودند؛ کورتس با سپاهی کمتر از ۹۰۰ تن، احتمالاً بدون کمک آبله و سایر عوامل بیماری‌زا نمی‌توانست آزتک‌ها را شکست دهد و مکزیک را فتح کند.[۸۸] بسیاری از جمعیت‌های بومی آمریکا بعدها بر اثر انتشارِ بیماری‌هایی که اروپاییان آورده بودند، به‌شدت آسیب دیدند.[۲] ۱۵۰ سال پس از ورود کلمب در سال ۱۴۹۲، جمعیت بومی آمریکای شمالی بر اثر بیماری‌هایی از جمله سرخک، آبله و آنفلوانزا ۸۰ درصد کاهش یافت.[۸۹][۹۰] آسیب ناشی از این ویروس‌ها کمک چشمگیری به تلاش‌های اروپاییان برای بیرون‌راندن و تسخیر سرزمین‌های مردمان بومی کرد.[۹۱][۹۲]

تا سدهٔ هجدهم، آبله در اروپا بومی شده بود. میان سال‌های ۱۷۱۹ تا ۱۷۴۶ پنج همه‌گیری در لندن رخ داد و شیوع‌های بزرگی نیز در دیگر شهرهای مهم اروپا روی داد. تا پایان آن سده، سالانه حدود ۴۰۰٬۰۰۰ اروپایی بر اثر این بیماری جان می‌باختند.[۹۳] آبله در سال ۱۷۱۳ با کشتی‌هایی از هند به آفریقای جنوبی رسید و در سال ۱۷۸۹ استرالیا را گرفتار کرد.[۹۳] در سدهٔ نوزدهم، آبله مهم‌ترین عامل مرگ بومیان استرالیا شد.[۹۴]

در فاصلهٔ سال‌های ۱۷۹۶ تا ۱۹۷۹ میلادی، آبله در کنار بیماری‌های باکتریایی نظیر طاعون و وبا، یکی از مرگبارترین همه‌گیری‌های عفونی در ایران به‌شمار می‌رفت.[۹۵] کمبود آب آشامیدنی سالم، شرایط نامناسب بهداشت عمومی و فقر از عوامل اصلی گسترش مداوم این ویروس در ایرانِ دورهٔ قاجار بودند.[۹۵]

در سال ۱۵۴۶، جیرولامو فراکاستورو (۱۴۷۸–۱۵۵۳) شرحی کلاسیک از سرخک نوشت. او تصور می‌کرد عامل بیماری بذرهایی هستند که از فردی به فرد دیگر انتقال می‌یابند. در سال ۱۶۷۰، همه‌گیری‌ای لندن را درنوردید که توماس سیدنهام (۱۶۲۴–۱۶۸۹) آن را ثبت کرد. او تصور می‌کرد بیماری بر اثر بخارهای سمی برخاسته از زمین ایجاد می‌شود.[۶۱] هرچند نظریهٔ سیدنهام نادرست بود، اما او توانست جزئیات بسیار دقیقی از این همه‌گیری را ثبت کند.[۹۶]

تب زرد بیماری‌ای غالباً کشنده است که یک ارتوفلاوی‌ویروس عامل آن است. این ویروس از طریق پشهٔ تب زرد به انسان منتقل می‌شود.[۹۷] در سال ۱۶۴۷، همه‌گیری بزرگی از تب زرد در باربادوس رخ داد. جان وینتراپ، فرماندار مستعمرهٔ خلیج ماساچوست، این بیماری را «تب باربادوس» نامید و برای جلوگیری از ورود آن از هند غربی، مقررات قرنطینهٔ کشتی‌ها را وضع کرد؛ مقرراتی که از نخستین قوانین قرنطینهٔ دریایی در آمریکای شمالی دانسته می‌شوند.[۹۸] همه‌گیری‌های دیگری از این بیماری در سده‌های هفدهم، هجدهم و نوزدهم در آمریکای شمالی رخ دادند.[۹۹]

نخستین موارد شناخته‌شدهٔ تب دنگی در سال ۱۷۷۹ در اندونزی و مصر روی دادند. کشتی‌های بازرگانی این بیماری را به ایالات متحده بردند و در سال ۱۷۸۰ همه‌گیری‌ای در فیلادلفیا رخ داد.[۱۰۰]

نقاشی طبیعت بی‌جان با لاله‌ها (اوایل سدهٔ هفدهم) اثر یوهانس بوسخارت. این اثر لاله‌هایی را با نوارهای رنگی به تصویر می‌کشد. این نوارهای رنگی در اثرِ آلودگیِ گل لاله به ویروس شکستگی ایجاد می‌شدند.

در موزه‌های اروپا نقاشی‌های فراوانی از لاله‌هایی با نوارهای رنگی یافت می‌شود. بیشتر این آثار، از جمله نقاشی‌های طبیعت بی‌جانِ یوهانس بوسخارت، در سدهٔ هفدهم کشیده شدند. این لاله‌های نواردار محبوبیت زیادی داشتند و کسانی که توانایی مالی داشتند، در پی به‌دست‌آوردن آن‌ها بودند. در اوج جنون لاله در دههٔ ۱۶۳۰، بهای یک پیازِ لالهٔ نواردار می‌توانست به اندازهٔ بهای یک خانه باشد.[۱۰۱]

در آن زمان کسی نمی‌دانست که این نوارها بر اثر ویروسی گیاهی ایجاد می‌شوند که بعدها ویروس شکستگی گل لاله نام گرفت و انسان‌ها آن را ناخواسته از یاس به لاله منتقل کرده بودند.[۱۰۲] خریدِ پیازِ این گل‌ها سرمایه‌گذاریِ زیانباری بود؛ زیرا ویروسِ عاملِ این نوارهای رنگی، به‌مرور پیازِ گیاه را ضعیف می‌کرد. در نتیجه، تنها شمار اندکی از پیازهای تکثیرشده زنده می‌ماندند تا بتوانند دوباره گل‌هایی با نوارهای رنگی مشابه گلِ مادر تولید کنند.[۱۰۳]

تا پیش از سال ۱۸۴۵ که یک آب‌کپک منجر به بیماری سوختگی سیب‌زمینی شد و در نتیجهٔ آن قحطی بزرگ ایرلند در بین سال‌های ۱۸۴۵ تا ۱۸۵۲ رخ‌داد؛ شایع‌ترین عاملِ بیماری‌زای سیب زمینی، ویروسی موسوم به ویروس برگ‌قاشقی سیب‌زمینی بود که بیماریِ «برگ‌قاشقی سیب‌زمینی» را ایجاد می‌کند. این بیماری در دههٔ ۱۷۷۰ در انگلستان رواج گسترده‌ای داشت و ۷۵ درصد محصول سیب‌زمینی آن کشور را نابود کرد. در آن زمان، محصول سیب‌زمینی ایرلند نسبتاً از آسیب در امان ماند.[۱۰۴]

کشف واکسیناسیون

ادوارد جنر

آبله

بانو مری ورتلی مانتیگو[وا ۲] (۱۶۸۹–۱۷۶۲) اشراف‌زاده، نویسنده و همسر یکی از نمایندگان مجلس بریتانیا بود. در سال ۱۷۱۶، همسرش ادوارد ورتلی مانتیگو[وا ۳] به‌عنوان سفیر بریتانیا در استانبول منصوب شد. مری نیز به آنجا رفت و دو هفته پس از ورود، با شیوهٔ محلی پیشگیری از آبله به روش مایه‌کوبی—واردکردن چرک زخم افراد مبتلا به آبله به پوست فرد سالم—آشنا شد.[۱۰]

شیوهٔ مایه‌کوبی آبله (واریولاسیون)[وا ۴] پیش از رواج آن در اروپا، در سرزمین‌های شرق مدیترانه به کار گرفته می‌شد.[۱۰۵] برادر کوچک‌تر ماری مانتیگو بر اثر آبله مرده بود و خودش نیز به این بیماری مبتلا شده بود. او که مصمم بود پسر پنج‌ساله‌اش ادوارد را از رنجی مشابه برهاند، از چارلز میتلند،[وا ۵] جراحِ سفارت، خواست پسرش را مایه‌کوبی کند. پس از بازگشت به لندن نیز از میتلند خواست دختر چهارساله‌اش را در حضور پزشکانِ پادشاه مایه‌کوبی کند.[۱۰۶]

بعدها مانتیگو شاهزادهٔ ولز و همسرش، شاهدخت ولز، را متقاعد کرد از نمایش عمومی این روش پشتیبانی کنند. به ۶ زندانی محکوم به اعدام در زندان نیوگیت[وا ۶] پیشنهاد شد در ازای شرکت در این آزمایش عمومی، کاملاً عفو شوند. آنان پذیرفتند و در سال ۱۷۲۱ مایه‌کوبی شدند و همگی از این روش جان سالم به در بردند.[۱۰۷] برای آزمودن اثر محافظتی آن، به یکی از این زندانیان—زنی نوزده‌ساله—دستور داده شد ۶ هفته در بستر کودکی ده‌ساله و مبتلا به آبله بخوابد؛ او به بیماری مبتلا نشد.[۱۰۸] این آزمایش روی ۱۱ کودک یتیم تکرار شد و همهٔ آنان جان سالم به در بردند؛ تا سال ۱۷۲۲ حتی نوه‌های شاه جورج یکم نیز مایه‌کوبی شده بودند.[۱۰۹]

این روش کاملاً ایمن نبود و احتمال مرگ بر اثر آن یک به پنجاه بود.[۱۱۰] هزینهٔ آن نیز بالا بود؛ برخی پزشکان بین ۵ تا ۱۰ پوند دریافت می‌کردند و برخی روش را در برابر ۵۰ تا ۱۰۰ پوند یا نیمی از سود به پزشکان دیگر می‌فروختند. مایه‌کوبی به کسب‌وکاری پرسود تبدیل شد، اما تا اواخر دههٔ ۱۷۷۰ همچنان از توان مالی بسیاری از مردم خارج بود.[۱۱۱] در آن زمان اطلاعاتی دربارهٔ ویروس‌ها یا دستگاه ایمنی وجود نداشت و کسی نمی‌دانست این روش چگونه ایمنی ایجاد می‌کند.[۱۱۲]

کاریکاتوری از سال ۱۸۰۲ که جنر را در حال واکسن‌زدن نشان می‌دهد؛ دریافت‌کنندگان با گاوهایی که از بدنشان بیرون می‌آیند تصویر شده‌اند.

ادوارد جنر (۱۷۴۹–۱۸۲۳)، پزشک بریتانیایی، در کودکی مایه‌کوبی شده بود.[۱۱۳] او از این تجربه رنج بسیاری کشید، اما زنده ماند و در برابر آبله کاملاً ایمن شد.[۱۱۴] جنر از باور رایج محلی آگاه بود که کارگران لبنیاتی مبتلا به عفونت نسبتاً خفیف آبلهٔ گاوی در برابر آبلهٔ انسانی ایمن می‌مانند. او تصمیم گرفت این باور را بیازماید، هرچند احتمالاً نخستین کسی نبود که چنین کرد.[۱۱۵] در ۱۴ مه ۱۷۹۶، «پسری سالم و حدوداً هشت‌ساله» را برای مایه‌کوبی با آبلهٔ گاوی برگزید.[۱۱۶]

این پسر، جیمز فیپس[وا ۷] (۱۷۸۸–۱۸۵۳)، از مایه‌کوبی آزمایشی با مایهٔ آبلهٔ گاوی جان سالم به در برد و تنها دچار تبی خفیف شد. در ۱ ژوئیهٔ ۱۷۹۶، جنر مقداری «مایهٔ آبلهٔ انسانی» —احتمالاً چرک آلوده— برداشت و چند بار به بازوی فیپس وارد کرد. اما فیپس به آبلهٔ انسانی دچار نشد. جنر برای اطمینان یافتن از مؤثر بودنِ روشِ جدیدش، بیش از بیست بارِ دیگر با مایهٔ آبلهٔ انسانی فیپس را مایه‌کوبی کرد تا ببیند آیا فیپس به آبلهٔ انسانی دچار می‌شود یا نه اما فیپس هرگز به آبله دچار نشد. بدین‌ترتیب، روش واکسیناسیون —واژه‌ای برگرفته از vacca در لاتین به معنای «گاو» — ابداع شد.[۱۱۷] به‌زودی روشن شد که روش جنر از مایه‌کوبی ایمن‌تر است و تا سال ۱۸۰۱ بیش از ۱۰۰٬۰۰۰ نفر واکسینه شدند.[۱۱۸]

با وجود مخالفت پزشکانی که هنوز مایه‌کوبی می‌کردند و کاهش درآمد خود را پیش‌بینی می‌کردند، در سال ۱۸۴۰ واکسیناسیون رایگان تهیدستان در بریتانیا برقرار شد. در همان سال، مایه‌کوبی به‌سبب مرگ‌های ناشی از آن غیرقانونی اعلام شد.[۱۱۸] قانون واکسیناسیون ۱۸۵۳، واکسیناسیون را در انگلستان و ولز اجباری کرد و والدینی که فرزندشان را پیش از سه‌ماهگی واکسینه نمی‌کردند، ممکن بود یک پوند جریمه شوند. این قانون به‌درستی اجرا نشد و سازوکار ارائهٔ واکسن که از سال ۱۸۴۰ تغییری نکرده بود، ناکارآمد بود. پس از استقبال اولیه، تنها بخش کوچکی از جمعیت واکسینه می‌شدند.[۱۱۹]

واکسیناسیون اجباری با استقبال روبه‌رو نشد و پس از اعتراض‌ها، «اتحادیهٔ ضدواکسیناسیون» و «اتحادیهٔ ضدواکسیناسیون اجباری» در سال ۱۸۶۶ تشکیل شدند.[۱۲۰][۱۲۱] در پی کارزارهای ضدواکسیناسیون، شیوع شدیدی از آبله در سال ۱۸۹۵ در گلاستر رخ داد —نخستین شیوع در آن شهر پس از ۲۰ سال— که ۴۳۴ تن، از جمله ۲۸۱ کودک، جان خود را در اثر آن از دست دادند.[۱۲۲] بااین‌حال، دولت بریتانیا در برابر معترضان کوتاه آمد و با قانون واکسیناسیون ۱۸۹۸، جریمه‌ها را لغو کرد و برای والدینی که به واکسیناسیون اعتقاد نداشتند، بندی با عنوان «مخالف وجدانی» در نظر گرفت؛ این نخستین کاربرد این اصطلاح بود. در سال بعد، ۲۵۰٬۰۰۰ اعتراض پذیرفته شد و تا سال ۱۹۱۲ کمتر از نیمی از نوزادان کشور واکسینه می‌شدند.[۱۲۳] تا سال ۱۹۴۸ واکسیناسیون آبله در بریتانیا دیگر اجباری نبود.[۱۲۴]

هاری

لویی پاستور

هاری یک بیماری مشترک میان انسان و جانوران است که بر اثر آلودگی پستانداران به ویروس هاری پدید می‌آید و پس از ظهور علائم بالینی تقریباً همیشه کشنده است. این بیماری می‌تواند پستانداران اهلی و وحشی را آلوده کند، اما سگ‌ها عامل انتقال حدود ۹۹ درصد موارد هاری انسانی در جهان‌اند.[۱۲۵]

هاری همچنین یکی از کهن‌ترین بیماری‌های ویروسی شناخته‌شده است: واژهٔ rabies از واژه‌ای سانسکریت (rabhas) گرفته شده است[۵۱] و معنای «دیوانگی» یا «خشم» دارد.[۴۵] واژهٔ «هار» در فارسی به معنای حیوان دیوانه، به‌ویژه سگ دیوانه، به کار می‌رود. برخی فرهنگ‌های کهن مثل فرهنگ نظام ریشهٔ آن را از سانسکریت «هر»[ج] به معنای «بردن» دانسته‌اند؛ از آن رو که سگ هار جان انسان را می‌برد.[۱۲۸]

این بیماری بیش از ۴۰۰۰ سال است که شناخته شده است.[۴۹] توصیف‌هایی از هاری در متون بین‌النهرینی یافت می‌شود.[۱۲۹] یونانیان باستان آن را «لیسا» یا «لیتا» به معنای «دیوانگی» می‌نامیدند.[۴۹] اشاره‌هایی به هاری در قوانین اشنونا که قدمت آن‌ها به اوایل هزارهٔ دوم پیش از میلاد می‌رسد نیز دیده می‌شود.[چ] ارسطو (۳۸۴–۳۲۲ پیش از میلاد) یکی از نخستین توصیف‌های بی‌مناقشه از این بیماری را نوشت.[ح]

سلسوس در سدهٔ یکم میلادی نخستین‌بار نشانهٔ آب‌هراسی را ثبت کرد و پیشنهاد داد که بزاق جانوران و انسان‌های آلوده، حاوی نوعی مادهٔ زهرناک است؛ او برای توصیف این ماده، واژهٔ لاتین «virus» به معنای زهر را به کار برد.[۴۹] هاری همه‌گیری پدید نمی‌آورد، اما به‌سبب نشانه‌های هولناک آن —از جمله جنون، آب‌هراسی و مرگ— بسیار هراس‌انگیز بود.[۴۹]

در فرانسهٔ روزگار لویی پاستور (۱۸۲۲–۱۸۹۵)، سالانه چند صد مورد هاری در انسان رخ می‌داد، اما درمان آن وجود نداشت. پاستور با مشاهدهٔ نشانه‌های عصبیِ بیماری، به‌درستی استنباط کرد که عاملِ بیماری‌زا دستگاه عصبی مرکزی را هدف قرار می‌دهد؛ بنابراین تلاش برای یافتنِ عامل هاری را بر روی بافت نخاعِ جانوران آلوده متمرکز کرد.[۱۳۲]

او ابتدا نخاعِ خشک‌شدهٔ یک خرگوشِ هار را کوبید و مایهٔ به‌دست‌آمده را به یک سگِ سالم تزریق کرد. وی سپس این عمل را چندین بارِ دیگر روی همان سگ تکرار کرد؛ با این تفاوت که در هر مرحله، از نخاعی استفاده می‌کرد که مدتِ کمتری خشک شده بود (و در نتیجه عاملِ بیماری‌زای آن قوی‌تر بود). او این روند را تا آنجا ادامه داد که سگ، حتی پس از تزریقِ بافتِ تازه و کاملاً آلودهٔ نخاع نیز به هاری مبتلا نشد و زنده ماند. پاستور با این روش، سگ را در برابر هاری ایمن کرده بود و بعدها با تکرارِ موفقیت‌آمیزِ این آزمایش روی ۵۰ سگِ دیگر، کاراییِ این روش را اثبات کرد.[۱۳۳]

کاریکاتوری از سال ۱۸۲۶ که سگی هار را در خیابانی در لندن نشان می‌دهد

هرچند پاستور تصویر روشنی از سازوکار روش خود نداشت، آن را روی پسری به نام ژوزف مایستر[وا ۸] (۱۸۷۶–۱۹۴۰) آزمود که مادرش در ۶ ژوئیهٔ ۱۸۸۵ او را نزد پاستور آورده بود. پسر پس از حملهٔ سگی هار، دچار گازگرفتگی‌های متعددی شده بود. مادرش به پاستور التماس کرد پسرش را نجات دهد. پاستور دانشمند بود، نه پزشک و از پیامدهای احتمالی شکست درمان برای خودش به‌خوبی آگاه بود. بااین‌حال، تصمیم گرفت به پسر کمک کند و طی ۱۰ روزِ پس از آن، بافت نخاعی خرگوش‌های هار را به آن پسر تزریق می‌کرد و مشابه روشِ ایمن‌سازی سگ‌ها هر بار بافت تزریقی کمتر از روز قبل خشک بود. [۱۳۴]

پاستور بعدها نوشت که چون مرگ کودک اجتناب‌ناپذیر به نظر می‌رسید، تصمیم گرفت —نه بدون نگرانی عمیق— روشی را که پیوسته روی سگ‌ها نتیجه داده بود، روی ژوزف مایستر بیازماید.[۱۳۵] مایستر بهبود یافت و در ۲۷ ژوئیه همراه مادرش به خانه بازگشت. پاستور در اکتبر همان سال پسر دیگری را نیز با موفقیت درمان کرد؛ ژان-باتیست ژوپی[وا ۹] (۱۸۶۹–۱۹۲۳)، چوپانی پانزده‌ساله بود که هنگام محافظت از کودکان دیگر در برابر سگی هار، به‌شدت گزیده شده بود.[۱۳۶] روش درمانی پاستور بیش از ۵۰ سال به کار می‌رفت.[۱۳۷]

تا سال ۱۹۰۳ دانشمندان دربارهٔ عامل بیماری هاری چیز زیادی نمی‌دانستند؛ در آن سال آدلکی نگری (۱۸۷۶–۱۹۱۲) نخستین‌بار اجسام میکروسکوپی‌ای را که امروزه اجسام نگری نامیده می‌شوند، در مغز جانوران هار مشاهده کرد.[۱۳۸] او این اجسام را به‌اشتباه انگل‌هایی تک‌یاخته پنداشت. پل رملینژه (۱۸۷۱–۱۹۶۴) به‌زودی با آزمایش‌های عبور از صافی نشان داد که عامل بیماری بسیار کوچک‌تر از تک‌یاخته‌ها و حتی کوچک‌تر از باکتری‌هاست. ۳۰ سال بعد معلوم شد اجسام نگری انباشتی از ذراتی به طول ۱۰۰ تا ۱۵۰ نانومتر هستند؛ اندازه‌ای که امروزه می‌دانیم با اندازهٔ ویروس هاری از خانوادهٔ رابدوویروس‌ها مطابقت دارد.[۴۹]

سده‌های بیستم و بیست‌ویکم

اولین میکروسکوپ الکترونیِ تجاریِ فروخته‌شده، با قدرت تفکیکی بالاتر از میکروسکوپ نوری، برلین ۱۹۳۹

در آغاز سدهٔ بیستم، شواهد وجود ویروس‌ها از آزمایش‌هایی به دست آمد که در آن‌ها از صافی‌هایی با منافذ کوچک‌تر از حد عبور باکتری‌ها استفاده می‌شد؛ اصطلاح «ویروس صافی‌گذر»[وا ۱۰] برای توصیف آن اجسام ناشناخته ساخته شد.[۱۳۹] تا دههٔ ۱۹۳۰ بیشتر دانشمندان ویروس‌ها را باکتری‌هایی کوچک می‌پنداشتند، اما پس از اختراع میکروسکوپ الکترونی در سال ۱۹۳۱ روشن شد که آن‌ها کاملاً با باکتری‌ها تفاوت دارند. بااین‌حال، برخی دانشمندان همچنان باور داشتند ویروس‌ها چیزی جز انباشتی از پروتئین‌های سمی نیستند.[۱۴۰]

با کشف اینکه ویروس‌ها مادهٔ ژنتیکی به شکل دی‌ان‌ای یا آران‌ای دارند، وضعیت به‌کلی دگرگون شد.[۱۴۱] پس از آنکه ویروس‌ها به‌عنوان هویت‌های زیستی متمایز شناخته شدند، به‌زودی مشخص شد که عامل شمار فراوانی از عفونت‌های گیاهان، جانوران و حتی باکتری‌ها هستند.[۱۴۲]

از میان بیماری‌های انسانی فراوانی که در سدهٔ بیستم ویروسی‌بودنشان مشخص شد، تنها آبله ریشه‌کن شده است. مهار بیماری‌های ناشی از ویروس‌هایی مانند اچ‌آی‌وی و ویروس آنفلوانزا بسیار دشوارتر بوده است.[۱۴۳] بیماری‌های دیگر، مانند بیماری‌های ناشی از آربوویروس‌ها، چالش‌های تازه‌ای پدید آورده‌اند.[۱۴۴]

همان‌گونه که رفتار انسان در طول تاریخ دگرگون شده، ویروس‌ها نیز تغییر کرده‌اند. در روزگار باستان، جمعیت انسانی برای پیدایش همه‌گیری‌ها —و در مورد برخی ویروس‌ها حتی برای بقای خود ویروس—بسیار کم بود. در سده‌های بیستم و بیست‌ویکم، افزایش تراکم جمعیت، دگرگونی‌های بنیادی در شیوه‌های کشاورزی و دامداری و سفرهای پرسرعت به گسترش ویروس‌های تازه و ظهور دوبارهٔ ویروس‌های قدیمی کمک کرده‌اند.[۱۴۵][۱۴۶]

ممکن است مانند آبله بتوان بر برخی بیماری‌های ویروسی چیره شد، اما بیماری‌های تازه‌ای مانند سندرم حاد تنفسی شدید همچنان پدید خواهند آمد.[۱۴۷] هرچند واکسن‌ها همچنان نیرومندترین سلاح ما در برابر ویروس‌ها هستند، در دهه‌های اخیر انواع داروهای ضدویروسی ساخته شده‌اند که ویروس‌ها را هنگام همانندسازی در بدن میزبان به‌طور اختصاصی هدف می‌گیرند.[۱۴۸] همه‌گیری آنفلوانزای ۲۰۰۹ و دنیاگیری کووید-۱۹ نشان داد که سویه‌های تازهٔ ویروس‌ها، به‌رغم تلاش‌ها برای مهارشان، همچنان با چه سرعتی در سراسر جهان گسترش می‌یابند.[۱۴۹]

پیشرفت در کشف و مهار ویروس‌ها همچنان ادامه دارد. متاپنوموویروس انسانی که یکی از عوامل عفونت‌های تنفسی، از جمله ذات‌الریه، است در سال ۲۰۰۱ کشف شد.[۱۵۰] واکسنی برای پاپیلوماویروس‌هایی که موجب سرطان دهانه رحم می‌شوند، میان سال‌های ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۶ ساخته شد.[۱۵۱] در سال ۲۰۰۵، ویروس‌های تی-لنفوتروپیک انسانی ۳ و ۴ کشف شدند.[۱۵۲] در سال ۲۰۱۰ کشف شد که بزرگ‌ترین ویروس شناخته‌شده در آن زمان، مگاویروس شیلنسیس، آمیب‌ها را آلوده می‌کند.[۱۵۳] این ویروس‌های غول‌پیکر توجه دوباره‌ای به نقش ویروس‌ها در فرگشت برانگیخته‌اند.[۱۵۴]

ریشه‌کنی آبله

رحیمه بانو، آخرین فرد شناخته‌شده‌ای که در سال ۱۹۷۵ به‌طور طبیعی به آبلهٔ شدید مبتلا شد؛ او زنده ماند.[۱۵۵]

ویروس آبله یکی از عوامل عمدهٔ مرگ‌ومیر در سدهٔ بیستم بود و حدود ۳۰۰ میلیون نفر را کشت.[۱۵۶] احتمالاً این ویروس بیش از هر ویروس دیگری جان انسان‌ها را گرفته است.[۱۵۷] در سال ۱۹۶۶، مجمع جهانی بهداشت، نهاد تصمیم‌گیرندهٔ سازمان بهداشت جهانی، توافق کرد «برنامهٔ فشردهٔ ریشه‌کنی آبله» را آغاز کند و بکوشد بیماری را ظرف ۱۰ سال ریشه‌کن سازد.[۱۵۸] در آن زمان آبله هنوز در ۳۱ کشور بومی بود،[۱۵۹] از جمله برزیل، سراسر شبه‌قارهٔ هند، اندونزی و آفریقای زیرصحرا.[۱۵۸]

این هدف بلندپروازانه به چند دلیل دست‌یافتنی به نظر می‌رسید: واکسن محافظتی استثنایی فراهم می‌کرد؛ تنها یک نوع از ویروس وجود داشت؛ هیچ جانوری میزبان طبیعی آن نبود؛ دوره کمون عفونت مشخص بود و به‌ندرت از ۱۲ روز تفاوت داشت؛ و عفونت همیشه نشانه‌دار بود، بنابراین مشخص بود چه کسی به بیماری مبتلاست.[۱۶۰][۱۶۱] پس از واکسیناسیون گسترده، شناسایی و مهار موارد بیماری در کانون کارزار ریشه‌کنی قرار گرفت. به‌محض شناسایی هر مورد، بیمار و افرادی که با او تماس نزدیک داشتند جدا می‌شدند و افراد در تماس نیز واکسینه می‌شدند.[۱۶۲]

موفقیت‌ها به‌سرعت به دست آمدند؛ تا سال ۱۹۷۰ آبله دیگر در غرب آفریقا بومی نبود و تا سال ۱۹۷۱ نیز در برزیل ریشه‌کن شد.[۱۶۳] تا سال ۱۹۷۳ آبله تنها در شبه‌قارهٔ هند، بوتسوانا و اتیوپی بومی مانده بود.[۱۵۹] سرانجام پس از ۱۳ سال نظارت بر بیماری و اجرای کارزارهای هماهنگ واکسیناسیون در سراسر جهان، کمیسیون جهانی گواهی ریشه‌کنی آبله در ۹ دسامبر ۱۹۷۹ ریشه‌کنی جهانی بیماری را تأیید کرد؛ مجمع جهانی بهداشت نیز در ۸ مه ۱۹۸۰ این نتیجه را رسماً تصویب کرد.[۱۶۴][۱۶۵]

اگرچه سلاح اصلی این کارزار ویروس واکسینیا بود که به‌عنوان ماده مؤثرهٔ واکسن به کار می‌رفت، ظاهراً هیچ‌کس دقیقاً نمی‌داند این ویروس از کجا به دست آمده است؛ این ویروس نه همان سویهٔ آبلهٔ گاوی است که ادوارد جنر به کار برد و نه شکل تضعیف‌شدهٔ ویروس آبله است.[۱۶۶] قرن‌ها کشت و انتقال‌های متوالیِ مایهٔ واکسن در بدن حیوانات و انسان‌های مختلف، آن را به یک ویروس آزمایشگاهیِ متمایز تبدیل کرده است که امروزه هیچ میزبان طبیعیِ شناخته‌شده‌ای ندارد. با این حال، توالی‌یابی‌های ژنتیکیِ نوین روی نمونه‌های قدیمیِ واکسن آبله (از جمله یک واکسن تجاری متعلق به سال ۱۹۰۲ در آمریکا) نشان داده است که این ویروس بیشترین شباهت ژنتیکی را با «ویروس آبلهٔ اسبی» دارد. این کشف با فرضیهٔ اولیهٔ خودِ ادوارد جنر نیز همخوانی دارد؛ او در یادداشت‌هایش نوشته بود که بیماریِ مشاهده‌شده در گاوها، احتمالاً در اصل از عفونتی در اسب‌ها نشأت گرفته است.[۱۶۷]

کارزار ریشه‌کنی آبله به مرگ جانت پارکر[وا ۱۱] (حدود ۱۹۳۸–۱۹۷۸) و سپس خودکشی هنری بدسون[وا ۱۲] (۱۹۳۰–۱۹۷۸)، متخصص آبله، انجامید. پارکر کارمند دانشگاه بیرمنگام بود و در همان ساختمانی کار می‌کرد که آزمایشگاه آبلهٔ بدسون در آن قرار داشت. او به سویه‌ای از ویروس آبله آلوده شد که گروه بدسون روی آن پژوهش می‌کرد. بدسون که از این حادثه شرمسار بود و خود را مقصر می‌دانست، خودکشی کرد.[۱۶۸] پیش از حملات ۱۱ سپتامبر به ایالات متحده در سال ۲۰۰۱، سازمان بهداشت جهانی پیشنهاد کرده بود همهٔ ذخیره‌های شناخته‌شدهٔ باقی‌ماندهٔ ویروس آبله که در آزمایشگاه‌های آمریکا و روسیه نگهداری می‌شدند، نابود شوند؛[۱۶۹] اما نگرانی از تروریسم زیستی با استفاده از ویروس آبله و در آن صورت نیاز به این ویروس برای ساخت داروهای درمان این عفونت، به این طرح پایان داد.[۱۷۰] اگر این طرح برای نابودی باقیماندهٔ ویروس آبله انجام می‌شد، این ویروس ممکن بود نخستین ویروسی باشد که بر اثر مداخلهٔ مستقیم انسان منقرض می‌شود.[۱۷۱]

در ایران با تصویب قانون واکسیناسیون عمومی در سال ۱۹۵۳ میلادی (۱۳۳۲ شمسی) توسط مجلس و افزایش چشمگیر ظرفیت تولید واکسن آبله توسط انستیتو پاستور ایران (تا ۵۰ میلیون دوز در سال)، برنامه‌های ایمن‌سازیِ ملی گسترش یافت. در نهایت، وزارت بهداری و بهزیستی وقت در نوامبر ۱۹۷۸ (آبان ۱۳۵۷) ریشه‌کنیِ کامل بیماری آبله در ایران را به‌طور رسمی به «واحد ریشه‌کنی آبله» در سازمان جهانی بهداشت در ژنو گزارش کرد. این دستاورد، حدود دو سال پیش از اعلام رسمیِ ریشه‌کنی جهانیِ آبله توسط سازمان جهانی بهداشت (در سال ۱۹۸۰) رقم خورد.[۱۷۲]

سرخک

موارد گزارش‌شدهٔ سرخک در انگلستان و ولز از ۱۹۴۰ تا ۲۰۰۷؛ کاهش از ۴۰۰٬۰۰۰ مورد در سال به کمتر از ۱۰۰۰ مورد

سرخک در اوایل سدهٔ نوزدهم در آفریقای جنوبی عفونتی کمیاب —ولی اغلب کشنده— بود، اما از دههٔ ۱۸۵۰ همه‌گیری‌های ناشی از آن بیشتر رخ می‌دادند. در جنگ دوم بوئر (۱۸۹۹–۱۹۰۲)، سرخک در میان زندانیان اردوگاه‌های کار اجباری بریتانیا شیوع گسترده‌ای داشت و هزاران تن را کشت. میزان مرگ‌ومیر در این اردوگاه‌ها ده برابر میزان مرگ‌ومیر در میان نیروهای بریتانیایی بود.[۱۷۳]

پیش از آغاز واکسیناسیون در ایالات متحده در دههٔ ۱۹۶۰، سالانه بیش از ۵۰۰٬۰۰۰ مورد ابتلا به سرخک و حدود ۴۰۰ مرگ رخ می‌داد. در کشورهای توسعه‌یافته، کودکان بیشتر در فاصلهٔ سه تا پنج‌سالگی مبتلا می‌شدند، اما در کشورهای در حال توسعه نیمی از کودکان پیش از دوسالگی آلوده می‌شدند.[۱۷۴] در آمریکا و بریتانیا همه‌گیری‌های منظم سالانه یا دوسالانه رخ می‌داد که به‌شمار کودکان متولدشده در هر سال بستگی داشت.[۱۷۵]

سویهٔ همه‌گیر کنونی در نیمهٔ نخست سدهٔ بیستم —احتمالاً میان سال‌های ۱۹۰۸ و ۱۹۴۳— تکامل یافت.[۱۷۶] در لندن میان سال‌های ۱۹۵۰ تا ۱۹۶۸ هر دو سال یک همه‌گیری رخ می‌داد، اما در لیورپول که نرخ زادوولد بالاتری داشت، همه‌گیری‌ها چرخه‌ای سالانه داشتند. در دوران رکود بزرگ در آمریکا و پیش از جنگ جهانی دوم، نرخ زادوولد پایین بود و همه‌گیری‌های سرخک به‌طور پراکنده رخ می‌دادند. پس از جنگ، زادوولد افزایش یافت و همه‌گیری‌ها هر دو سال یک بار به‌طور منظم رخ دادند. در کشورهای در حال توسعه با نرخ زادوولد بسیار بالا، همه‌گیری‌ها هر سال روی می‌دادند.[۱۷۵]

سرخک همچنان در کشورهای پرجمعیت و کمترتوسعه‌یافته‌ای که نرخ زادوولد بالا دارند و فاقد کارزارهای مؤثر واکسیناسیون‌اند، مشکلی جدی است.[۱۷۷] تا میانهٔ دههٔ ۱۹۷۰ و در پی برنامهٔ واکسیناسیون گسترده‌ای با شعار «سرخک را به خاطره بدل کنیم»، بروز سرخک در آمریکا ۹۰ درصد کاهش یافت.[۱۷۸] کارزارهای مشابه در کشورهای دیگر طی ۵۰ سال، میزان ابتلا را ۹۹ درصد کاهش داده‌اند.[۱۷۹]

تظاهرات بالینی سرخک در انواع رنگ‌پوست

افراد مستعد همچنان می‌توانند منبع سرایت باشند؛ از جمله مهاجرانی که از کشورهای دارای برنامه‌های واکسیناسیون ناکارآمد آمده‌اند و کسانی که واکسن را نمی‌پذیرند یا فرزندانشان را واکسینه نمی‌کنند.[۱۸۰] انسان تنها میزبان طبیعی ویروس سرخک است.[۱۷۸] ایمنی ناشی از ابتلا مادام‌العمر است؛ ایمنی حاصل از واکسن درازمدت است، اما سرانجام کاهش می‌یابد.[۱۸۱]

استفاده از این واکسن با مناقشه همراه بوده است. در سال ۱۹۹۸، اندرو ویکفیلد و همکارانش مقاله‌ای منتشر کردند و مدعی شدند میان واکسن ام‌ام‌آر و اوتیسم ارتباطی وجود دارد. این پژوهش بازتاب گسترده‌ای یافت و نگرانی دربارهٔ ایمنی واکسن‌ها را دامن زد.[۱۸۲] پژوهش ویکفیلد متقلبانه تشخیص داده شد و در سال ۲۰۱۰ نام او از فهرست پزشکان بریتانیا حذف شد؛ از آن زمان دیگر اجازهٔ طبابت در بریتانیا را ندارد.[۱۸۳]

در پی این مناقشه، میزان واکسیناسیون ام‌ام‌آر در بریتانیا از ۹۲ درصد در سال ۱۹۹۵ به کمتر از ۸۰ درصد در سال ۲۰۰۳ کاهش یافت.[۱۸۴] موارد سرخک از ۵۶ مورد در سال ۱۹۹۸ به ۱۳۷۰ مورد در سال ۲۰۰۸ افزایش یافت و افزایش‌های مشابهی در سراسر اروپا دیده شد.[۱۸۳] در آوریل ۲۰۱۳، همه‌گیری سرخک در ولز درگرفت که بیشتر نوجوانان واکسینه‌نشده را گرفتار کرد.[۱۸۴] با وجود این مناقشه، سرخک از فنلاند، سوئد و کوبا حذف شده است.[۱۸۵]

ژاپن در سال ۱۹۹۲ واکسیناسیون اجباری را لغو کرد و در سال‌های ۱۹۹۵ تا ۱۹۹۷ بیش از ۲۰۰٬۰۰۰ مورد ابتلا در این کشور گزارش شد.[۱۸۶] در سال ۲۰۰۷، سرخک هنوز در ژاپن بومی بود و برنامهٔ ملی حذف سرخک با هدف قطع انتقال بومی بیماری تدوین شد.[۱۸۷] در مارس ۲۰۱۵، سازمان جهانی بهداشت تأیید کرد که ژاپن به حذف سرخک دست یافته است؛ بااین‌حال، موارد وارداتی همچنان ممکن است موجب شیوع‌های پراکنده شوند.[۱۸۸] امکان حذف جهانی سرخک از زمان معرفی واکسن در دههٔ ۱۹۶۰ در نوشته‌های پزشکی محل بحث بوده است. اگر کارزار ریشه‌کنی فلج اطفال به نتیجه برسد، احتمالاً این بحث از سر گرفته خواهد شد.[۱۸۹]

ایران در ۲۸ مه ۲۰۱۹ (۷ خرداد ۱۳۹۸) موفق به دریافت گواهینامهٔ رسمیِ «حذف بیماری‌های سرخک و سرخجه» از سوی دفترِ منطقهٔ مدیترانهٔ شرقیِ سازمان جهانی بهداشت شد. با وجود توقف چرخهٔ انتقال بومی این بیماری در ایران، پایین بودن سطح پوشش واکسیناسیون در برخی کشورهای همسایه (مانند افغانستان و پاکستان) و جابه‌جایی و تردد اتباع غیرایرانی، همچنان خطر ورود مجدد ویروس را به همراه دارد؛ موضوعی که حفظ سطح بالای پوشش واکسیناسیونِ روتین را در ایران ضروری می‌سازد.[۱۹۰][۱۹۱]

فلج اطفال

کارکنان بیمارستان در حال معاینهٔ یک بیمار در دستگاه تنفس مخزنی «ریه آهنی» هنگام همه‌گیری فلج اطفال رود آیلند در سال ۱۹۶۰

در تابستان‌های میانهٔ سدهٔ بیستم، والدین در آمریکا و اروپا از بازگشت سالانهٔ فلج اطفال هراس داشتند.[۱۹۲] این بیماری در آغاز سدهٔ بیستم کمیاب بود و در سراسر جهان سالانه تنها چند هزار مورد ابتلا رخ می‌داد، اما تا دههٔ ۱۹۵۰ تنها در آمریکا سالانه ۶۰٬۰۰۰ مورد[۱۹۳] و در انگلستان و ولز به‌طور میانگین ۲۳۰۰ مورد ثبت می‌شد.[۱۹۴]

در سال‌های ۱۹۱۶ و ۱۹۱۷، همه‌گیری بزرگی در آمریکا رخ داد؛ ۲۷٬۰۰۰ مورد ابتلا و ۶۰۰۰ مرگ ثبت شد که ۹۰۰۰ مورد ابتلا در شهر نیویورک بود.[۱۹۵] در آن زمان کسی نمی‌دانست ویروس چگونه گسترش می‌یابد.[۱۹۶] بسیاری از ساکنان شهر، از جمله دانشمندان، مهاجران تهیدست ساکن محله‌های فقیرنشین را مقصر می‌دانستند، حال آنکه شیوع بیماری در مناطق مرفه‌تری مانند استتن آیلند بیشتر بود؛ الگویی که در شهرهایی مانند فیلادلفیا نیز دیده می‌شد.[۱۹۷]

بسیاری از کشورهای صنعتی دیگر نیز هم‌زمان گرفتار شدند؛ به‌ویژه پیش از شیوع بیماری در آمریکا، همه‌گیری‌های بزرگی در سوئد رخ داده بود.[۱۹۸] علت افزایش فلج اطفال در کشورهای صنعتی در سدهٔ بیستم هیچ‌گاه به‌طور کامل روشن نشده است. عامل بیماری ویروسی است که از راه مسیر مدفوعی-دهانی از فردی به فرد دیگر منتقل می‌شود[۱۹۹] و به‌طور طبیعی تنها انسان را آلوده می‌کند.[۲۰۰] شگفت آنکه بیماری درست در دورهٔ بهبود بهداشت و افزایش رفاه به مشکلی جدی تبدیل شد.[۱۹۹]

بیشتر عفونت‌های ویروس فلج اطفال بی‌علامت‌اند و فرد آلوده فقط ناقل ویروس است. همچنین حدود یک‌چهارم مبتلایان علائمی خفیف و شبه‌آنفلوانزا پیدا می‌کنند؛ ضعف عضلانی یا فلج در کمتر از یک درصد عفونت‌ها رخ می‌دهد.[۲۰۱] به همین جهت تا پیش از واکسیناسیون همگانی فلج اطفال، ویروس این بیماری عملاً همه‌جا حضور داشت و همین موضوع توضیح می‌دهد که چرا مسئولان بهداشت عمومی نمی‌توانستند منبع مشخصی را برای این ویروس شناسایی کنند.[۲۰۰]

پس از ساخت واکسن این ویروس در میانهٔ دههٔ ۱۹۵۰، کارزارهای واکسیناسیون گسترده‌ای در بسیاری از کشورها برگزار شد.[۲۰۲] در آمریکا، پس از یک کارزارِ گستردهٔ تشویق واکسیناسیون، شمار سالانهٔ موارد ابتلا به فلج اطفال به‌شدت کاهش یافت؛ آخرین شیوع در این کشور در سال ۱۹۷۹ رخ داد.[۲۰۳]

واکسیناسیون فلج اطفال در ایران

در سال ۱۹۸۸، سازمان بهداشت جهانی همراه با نهادهای دیگر «طرح جهانی ریشه‌کنی فلج اطفال» را آغاز کرد. قارهٔ آمریکا در سال ۱۹۹۴ و منطقهٔ غرب اقیانوس آرام در سال ۲۰۰۰ عاری از ویروس وحشی فلج اطفال اعلام شدند.[۲۰۴] منطقهٔ اروپایی سازمان جهانی بهداشت نیز در ۲۱ ژوئن ۲۰۰۲، منطقهٔ عاری از ویروس وحشی فلج اطفال اعلام شد.[۲۰۵] در سال ۲۰۰۸، برنامهٔ جهانی ریشه‌کنی فلج اطفال سازمان بهداشت جهانی با هدف ریشه‌کن‌کردن فلج اطفال تا سال ۲۰۱۵ از نو راه‌اندازی شد.[۲۰۶]

اگرچه هدف اولیه برای ریشه‌کنی کامل تا سال ۲۰۱۵ محقق نشد، اما این برنامه آمار ابتلای جهانی را بیش از ۹۹٫۹٪ کاهش داد و سویه‌های وحشی تیپ ۲ و ۳ را به‌طور کامل ریشه‌کن کرد. با تداوم شیوع ویروس وحشی تیپ ۱ در افغانستان و پاکستان و همچنین بروز سویه‌های جهش‌یافتهٔ مشتق از واکسن در سایر مناطق، «استراتژی ریشه‌کنی فلج اطفال ۲۰۲۲–۲۰۲۶» در دستور کار قرار گرفت. با این حال، موانع میدانی مانع از تحقق کامل اهداف در این بازهٔ پنج‌ساله گردید. در نتیجه، ابتکار جهانی ریشه‌کنی فلج اطفال با اصلاح جدول زمانی، هدف‌گذاری برای نابودی کامل ویروس وحشی را به پایان سال ۲۰۲۷ و تکمیل کل استراتژی مهارِ بیماری را تا سال ۲۰۲۹ تمدید کرده است.[۲۰۷][۲۰۸][۲۰۹]

گروه‌های واکسیناسیون گاهی در بعضی مناطق جهان با خطر روبه‌رو می‌شوند؛ در آغاز سال ۲۰۱۳ هفت واکسیناتور در پاکستان و ۹ تن از کارکنان واکسیناسیون در نیجریه به قتل رسیدند.[۲۱۰][۲۱۱] در ۲۶ فوریهٔ ۲۰۱۳ نیز یک افسر پلیس هنگام محافظت از گروه واکسیناسیون فلج اطفال در منطقهٔ مردانِ ایالت خیبر پختونخوا در پاکستان به ضرب گلوله کشته شد.[۲۱۲]

آخرین مورد ابتلای به ویروس بومیِ فلج اطفال در ایران در سال ۱۹۹۷ (۱۳۷۶ شمسی) ثبت شد، موارد ابتلا به ویروس وارداتی تا سال ۲۰۰۰ ادامه داشتند و از سال ۲۰۰۱ هیچ مورد ابتلایی ثبت نشده است. حفظ این وضعیتِ پاک تا به امروز، دستاوردِ پوشش بسیار بالای واکسیناسیونِ و اجرای منظمِ کارزارهای ایمن‌سازیِ تکمیلی، به‌ویژه برای مهاجران و ساکنان مناطق مرزیِ شرقِ ایران بوده است.[۲۱۳]

ایدز

از چپ به راست: میمون سبز آفریقایی، منشأ اس‌آی‌وی؛ مانگابی دوده‌ای، منشأ اچ‌آی‌وی-۲؛ و شامپانزه، منشأ گروه‌های M و N اچ‌آی‌وی-۱

ویروس نقص ایمنی انسانی (اچ‌آی‌وی) ویروسی است که در صورت درمان‌نشدن، می‌تواند به ایدز (سندرم نقص ایمنی اکتسابی) بینجامد.[۲۱۴] بررسی‌های تبارزایی نشان می‌دهند که گونه‌های اچ‌آی‌وی منشأ واحدی ندارند: گروه‌های M و N اچ‌آی‌وی-۱ از ویروس‌های نقص ایمنی شامپانزه‌ها منشأ گرفته‌اند،[۲۱۵] گروه‌های O و P اچ‌آی‌وی-۱ به ویروس نقص ایمنی گوریل‌ها مربوط‌اند و اچ‌آی‌وی-۲ از ویروس نقص ایمنی مانگابی دوده‌ای پدید آمده است.[۲۱۶] گروه M اچ‌آی‌وی-۱ —عامل همه‌گیری جهانی— احتمالاً در اوایل سدهٔ بیستم در کینشاسا گسترش همه‌گیر خود را آغاز کرد.[۲۱۷]

بر پایهٔ برآورد سازمان بهداشت جهانی، تا پایان سال ۲۰۲۵ حدود ۴۱ میلیون نفر با اچ‌آی‌وی زندگی می‌کردند؛ این ویروس تا آن زمان در مجموع حدود ۴۴٫۲ میلیون نفر را کشته بود و تنها در سال ۲۰۲۵ حدود ۵۷۰٬۰۰۰ نفر بر اثر علل مرتبط با اچ‌آی‌وی جان باختند.[۲۱۸] ازاین‌رو، اچ‌آی‌وی/ایدز یکی از مرگبارترین همه‌گیری‌های تاریخ ثبت‌شده به‌شمار می‌رود.[۲۱۹]

اچ‌آی‌وی-۱ یکی از مهم‌ترین ویروس‌هایی است که در ربع پایانی سدهٔ بیستم شناسایی شد و توجه جهانی را برانگیخت.[۲۲۰] در ۵ ژوئن ۱۹۸۱، مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری آمریکا گزارش کرد که ۵ مرد جوان همجنس‌گرا در لس‌آنجلس به ذات‌الریهٔ ناشی از قارچِ مخمرمانندِ پنوموسیستیس جیرووسی (که در آن زمان پنوموسیستیس کارینی نامیده می‌شد) مبتلا شده‌اند؛ هنگام انتشار گزارش، ۲ تن از آنان درگذشته بودند.[۲۲۱]

در آن زمان هنوز علت این موارد ناشناخته بود و ابعاد واقعی همه‌گیری —و اینکه ویروس چند دهه چراغ خاموش در حال گسترش بوده است— آشکار نشده بود.[۲۲۲] اچ‌آی‌وی در دهه‌های نخست سدهٔ بیستم در آفریقا از سد گونه‌ای میان شامپانزه‌ها و انسان گذشت.[۲۲۳]

در سال‌های پس از آن، آفریقا دگرگونی‌ها و آشوب‌های اجتماعی عظیمی را از سر گذراند و جابه‌جایی جمعیت بی‌سابقه بود؛ شمار فراوانی از مردم از مزارع روستایی به شهرهای در حال گسترش کوچ کردند و ویروس از مناطق دورافتاده به مجموعه‌های شهری پرجمعیت راه یافت.[۲۲۴]

دورهٔ کمون ایدز حدود ۱۰ سال است؛ بنابراین آغاز همه‌گیری جهانی در اوایل دههٔ ۱۹۸۰ قابل‌درک است.[۲۲۵] در آن زمان مقصرتراشی و انگ‌زنی فراوان بود.[۲۲۶]

گوریل جلگه‌ای غربی، منشأ گروه‌های O و P اچ‌آی‌وی-۱

نظریهٔ «برخاسته از آفریقا» دربارهٔ خاستگاه همه‌گیری اچ‌آی‌وی با استقبال آفریقایی‌ها روبه‌رو نشد، زیرا احساس می‌کردند «تقصیر» به‌ناروا بر دوش آنان گذاشته شده است. همین امر سبب شد مجمع جهانی بهداشت در سال ۱۹۸۷ قطعنامه‌ای تصویب کند که اچ‌آی‌وی را «ویروسی طبیعی با خاستگاه جغرافیایی نامعلوم» توصیف می‌کرد.[۲۲۷]

همه‌گیری اچ‌آی‌وی جوامع را با چالش روبه‌رو کرده و در سراسر جهان دگرگونی‌های اجتماعی پدید آورده است.[۲۲۸] مسائل مربوط به روابط جنسی اکنون آشکارتر به بحث گذاشته می‌شوند. بسیاری از دولت‌ها و ارائه‌دهندگان خدمات سلامت دربارهٔ رفتارهای جنسی و مصرف مواد —موضوعاتی که زمانی تابو بودند— اطلاع‌رسانی می‌کنند.[۲۲۹]

بحث‌ها دربارهٔ اخلاق تأمین و هزینهٔ داروهای ضدرتروویروسی، به‌ویژه در کشورهای فقیرتر، نابرابری‌های موجود در نظام سلامت را برجسته کرده و تغییرات قانونی گسترده‌ای را برانگیخته است.[۲۳۰] تأثیر اچ‌آی‌وی/ایدز در کشورهای در حال توسعه عمیق بوده است؛ نهادهای کلیدی مانند نظام سلامت، نیروهای دفاعی و خدمات دولتی به‌شدت مختل شده‌اند.[۲۳۱]

امید به زندگی در جوامع آلوده به این ویروس کاهش یافته است؛ برای نمونه، در زیمبابوه امید به زندگی که در سال ۱۹۸۰ حدود ۶۰ سال بود، تا سال ۲۰۰۰ ــ عمدتاً بر اثر همه‌گیری ایدز ــ به حدود ۴۴ سال کاهش یافت؛ با کاهش موارد تازهٔ عفونت و گسترش دسترسی به درمان ضدرتروویروسی، این رقم تا سال ۲۰۱۳ دوباره به حدود ۶۰ سال رسید.[۲۳۲]

نخستین مورد ابتلا به ویروس اچ‌آی‌وی در ایران در سال ۱۹۸۷ (۱۳۶۶ شمسی) در یک کودک مبتلا به هموفیلی که فرآورده‌های خونیِ وارداتیِ آلوده دریافت کرده بود، شناسایی شد.[۲۳۳] تاریخچهٔ همه‌گیری این بیماری در ایران با ۳ موج اصلی طبقه‌بندی می‌شود: موج اول از طریق فرآورده‌های خونی آلوده، موج دوم در میان مصرف‌کنندگان تزریقی مواد مخدر (به‌دلیل استفاده از سرنگ مشترک، به‌ویژه در زندان‌ها) و موج سوم که انتقال از طریق روابط جنسی است.[۲۳۴]

بر اساس گزارش‌های وزارت بهداشت ایران و «برنامه مشترک سازمان ملل متحد در زمینه ایدز»، اگرچه شیوع کلی این بیماری در جمعیت عمومی ایران پایین است، اما در سال‌های اخیر الگوی انتقال دچار چرخش معناداری شده و سهم انتقال از طریق تماس جنسی نسبت به اعتیاد تزریقی افزایش چشمگیری یافته است.[۲۳۵]

بر پایهٔ گزارش کشوریِ برنامهٔ مشترک سازمان ملل متحد در زمینهٔ ایدز، شمار مبتلایان به اچ‌آی‌وی در ایران در سال ۲۰۲۳ حدود ۴۳٬۰۰۰ نفر (با بازهٔ برآوردی ۳۰٬۰۰۰ تا ۷۷٬۰۰۰ نفر) تخمین زده شده است؛ از این میان حدود ۲۴٬۰۰۰ نفر شناسایی و ثبت شده‌اند و حدود ۱۹٬۰۰۰ نفر همچنان ناشناخته باقی مانده‌اند. در همان سال، حدود ۱٬۹۰۰ مرگ ناشی از ایدز در ایران ثبت شده است.[۲۳۶]

آنفلوانزا

اعضای صلیب سرخ آمریکا در حال انتقال یکی از قربانیان آنفلوانزای اسپانیایی از خانه‌ای در سال ۱۹۱۸
علائم آنفلوآنزا،[۲۳۷][۲۳۸] با تب و سرفه به عنوان شایع‌ترین علائم[۲۳۹]

هنگامی که ویروس آنفلوانزا دستخوش تغییر آنتی‌ژنی می‌شود، بسیاری از انسان‌ها در برابر سویهٔ تازه ایمنی ندارند و اگر شمار افراد مستعد برای حفظ زنجیرهٔ انتقال کافی باشد، همه‌گیری جهانی رخ می‌دهد. این تغییرات ژنتیکی معمولاً هنگامی روی می‌دهند که سویه‌های متفاوت ویروس به‌طور هم‌زمان جانوران، به‌ویژه پرندگان و خوک‌ها، را آلوده کنند. اگرچه بسیاری از ویروس‌های مهره‌داران به یک گونه محدودند، ویروس آنفلوانزا استثناست.[۲۴۰]

آخرین همه‌گیری جهانی بزرگ سدهٔ نوزدهم، موسوم به «آنفلوانزای روسی»، در سال ۱۸۸۹ آغاز شد و موج‌های آن تا سال ۱۸۹۴ ادامه یافت. عامل دقیق آن همچنان قطعی نیست؛ این همه‌گیری به‌طور سنتی به ویروس آنفلوانزا نسبت داده شده است، اما برخی پژوهشگران کروناویروس انسانی OC43 را نیز مطرح کرده‌اند.[۲۴۱]

برآورد شده است که این همه‌گیری در اروپا حدود ۲۵۰٬۰۰۰ کشته بر جا گذاشت و گسترش سریع آن با شبکه‌های راه‌آهن و کشتی‌های بخار تسهیل شد.[۲۴۲] سویهٔ تازه‌ای از ویروس در سال ۱۹۱۸ پدیدار شد و همه‌گیری آنفلوانزای اسپانیایی که در پی آن آمد، یکی از بدترین فاجعه‌های طبیعی تاریخ بود.[۲۴۲]

شمار قربانیان بسیار زیاد بود؛ در سراسر جهان حدود ۵۰ میلیون تن بر اثر این عفونت جان باختند.[۲۴۳] در آمریکا ۵۵۰٬۰۰۰ مرگ بر اثر بیماری گزارش شد که ده برابر تلفات این کشور در جنگ جهانی اول بود؛[۲۴۴] در بریتانیا نیز ۲۲۸٬۰۰۰ تن جان باختند.[۲۴۵] در هند بیش از ۲۰ میلیون تن مردند و در ساموای غربی ۲۲ درصد جمعیت جان باختند.[۲۴۶]

ایران یکی از کشورهایی بود که در جریان دنیاگیری آنفلوانزای اسپانیایی (۱۹۱۸–۱۹۲۰) آسیب فراوانی دید و نرخ مرگ‌ومیر در آن به‌طور چشمگیری بالاتر از میانگین بسیاری از نقاط جهان بود.[۲۴۷] برخلاف روند جهانی که قربانیان بیشتر در مناطق شهری متمرکز بودند، در ایران جوامع روستایی و عشایری بیشترین آسیب را دیدند؛ به‌طوری‌که نرخ مرگ‌ومیر در میان عشایر قشقایی تا ۳۰ درصد نیز گزارش شده است.[۲۴۷]

این ویروس از مرزهای غربی وارد شد و پس از عبور از بغداد و کرمانشاه به سراسر کشور رسید.[۲۴۸] در شهر شیراز که در آن زمان ۵۰ هزار نفر جمعیت داشت، حدود ۵ هزار نفر جان باختند.[۲۴۷] در تهران نیز برآورد می‌شود که بین ۵٬۰۰۰ تا ۱۰٬۰۰۰ نفر از مبتلایان، بر اثر این ویروس یا بیماری‌های ثانویهٔ ناشی از آن جان خود را از دست دادند.[۲۴۹] پیامدهای این فاجعه به تأسیس انستیتو پاستور ایران در سال ۱۹۲۱ انجامید.[۷۹]

اگرچه هر زمستان مواردی از آنفلوانزا رخ می‌داد، در سدهٔ بیستم تنها ۲ همه‌گیری جهانی دیگر پدید آمد.[۲۵۰] در سال ۱۹۵۷ سویهٔ تازهٔ دیگری پدیدار شد و همه‌گیری آنفلوانزای آسیایی را به وجود آورد؛ هرچند این ویروس به‌اندازهٔ سویهٔ سال ۱۹۱۸ بیماری‌زا نبود، بیش از یک میلیون تن در سراسر جهان جان باختند. همه‌گیری بعدی هنگامی رخ داد که آنفلوانزای هنگ کنگی در سال ۱۹۶۸ پدیدار شد؛ سویهٔ تازه‌ای که جای سویهٔ سال ۱۹۵۷ را گرفت.[۲۵۱]

همه‌گیری سال ۱۹۶۸ که بیشتر سالمندان را گرفتار کرد، کم‌شدت‌ترین این همه‌گیری‌ها بود، اما ۳۳٬۸۰۰ تن را در آمریکا کشت.[۲۵۲] سویه‌های تازهٔ ویروس آنفلوانزا اغلب در شرق آسیا پدید می‌آیند؛ در روستاهای چین تراکم اردک‌ها، خوک‌ها و انسان‌هایی که در مجاورت یکدیگر زندگی می‌کنند، از همه‌جای جهان بیشتر است.[۲۵۳]

تازه‌ترین همه‌گیری جهانی آنفلوانزا در سال ۲۰۰۹ رخ داد، اما هیچ‌یک از ۳ همه‌گیری اخیر به مرگ‌ومیر ناشی از همه‌گیری سال ۱۹۱۸ نزدیک نشد. اینکه دقیقاً چرا سویهٔ پدیدارشده در سال ۱۹۱۸ تا این اندازه مرگبار بود، همچنان پرسشی بی‌پاسخ است.[۲۴۲]

تب زرد، دنگی و دیگر آربوویروس‌ها

پشهٔ تب زرد در حال خون‌خواری از انسان
واکسیناسیون در برابر تب زرد ۱۰ روز پیش از ورود، بر اساس قوانین مرزیِ کشورهای مقصد به شرح زیر الزامی است:[۲۵۴]

الزامی برای همهٔ مسافران: (کشور مقصد از تمامی مسافران، صرف‌نظر از مبدأ سفرشان، کارت واکسن طلب می‌کند).
الزامی فقط برای مسافرانِ کشورهای پرخطر: (شامل مسافرانی که مبدأ سفرشان پرخطر بوده، یا حتی بیش از ۱۲ ساعت در فرودگاهِ یک کشور پرخطر توقف/ترانزیت داشته‌اند).
الزامی فقط برای مسافرانِ کشورهای پرخطر (با معافیت ترانزیت): (همان قانون بالا، با این تفاوت که توقف‌های کوتاه فرودگاهی از ارائهٔ کارت واکسن معاف هستند).
بدون الزام مرزی (اما دارای خطر ابتلا): (سازمان جهانی بهداشت مناطقی از برزیل، آرژانتین و پرو را پرخطر می‌داند، اما این کشورها از مسافران ورودی کارت واکسن نمی‌خواهند).
بدون الزام و بدون خطر: (کشور فاقد خطر است و در مرز نیز سخت‌گیری ندارد).

آربوویروس‌ها ویروس‌هایی هستند که حشرات خون‌خوار آن‌ها را به انسان و دیگر مهره‌داران منتقل می‌کنند. این ویروس‌ها بسیار متنوع‌اند؛ اصطلاح «آربوویروس» —برگرفته از «ویروس منتقل‌شونده با بندپایان» — دیگر در آرایه‌شناسی رسمی به کار نمی‌رود، زیرا گونه‌های بسیاری از ویروس‌ها به این شیوه منتقل می‌شوند.[۲۵۵] بیش از ۵۰۰ گونه آربوویروس شناخته شده است، اما در دههٔ ۱۹۳۰ تنها ۳ گونه از آن‌ها به‌عنوان عامل بیماری در انسان شناخته می‌شدند: ویروس تب زرد، ویروس دنگی و ویروس تب سه‌روزه.[۲۵۶]

اکنون بیش از ۱۰۰ ویروس از این نوع به‌عنوان عامل بیماری‌های انسانی، از جمله آنسفالیت، شناخته می‌شوند.[۲۵۷] تب زرد بدنام‌ترین بیماری ناشی از ارتوفلاوی‌ویروس‌هاست.[۲۵۸] آخرین همه‌گیری بزرگ آن در ایالات متحده در سال ۱۹۰۵ رخ داد.[۹۹] هنگام ساخت کانال پاناما هزاران کارگر بر اثر این بیماری جان باختند.[۲۵۹]

تب زرد منشأ آفریقایی داشت و ویروس آن با کشتی‌های باری حامل پشهٔ ناقل تب زرد به قارهٔ آمریکا رسید.[۲۶۰] در دههٔ ۱۹۳۰ بیماری در برزیل دوباره پدیدار شد. فرد سوپر،[وا ۱۳] همه‌گیرشناس آمریکایی (۱۸۹۳–۱۹۷۷)، به اهمیت چرخهٔ جنگلی عفونت پی برد. در این چرخه، نخستی‌های غیرانسانی و پشه‌های جنگلی، ویروس را حفظ می‌کنند و انسان معمولاً به‌طور اتفاقی آلوده می‌شود؛ اما ورود فرد آلوده به ناحیهٔ دارای پشهٔ تب زرد می‌تواند چرخهٔ شهریِ انسان–پشه–انسان را آغاز کند.[۲۶۱]

اگرچه واکسن تب زرد یکی از موفق‌ترین واکسن‌های ساخته‌شده است،[۲۶۲] همه‌گیری‌ها همچنان رخ می‌دهند. در سال‌های ۱۹۸۶ تا ۱۹۹۱ در غرب آفریقا بیش از ۲۰٬۰۰۰ تن آلوده شدند که ۴۰۰۰ تن از آنان جان باختند.[۲۶۳] در دههٔ ۱۹۳۰، انسفالیت سنت لوئیس، انسفالیت اسبی شرقی و انسفالیت اسبی غربی در آمریکا پدیدار شدند. ویروس عامل انسفالیت لاکراس در دههٔ ۱۹۶۰ کشف شد[۲۶۴] و ویروس نیل غربی در سال ۱۹۹۹ به نیویورک رسید.[۲۶۵] در سال ۲۰۱۰، ویروس دنگی شایع‌ترین آربوویروس شناخته‌شده بود و سویه‌های آن در سراسر آسیا و قارهٔ آمریکا گسترش یافته بودند.[۲۶۶]

در ایران، بیماری‌های ناشی از آربوویروس‌ها، به‌ویژه تب دنگی، در دهه‌های اخیر به یک تهدید نوظهورِ بهداشت عمومی تبدیل شده‌اند. اگرچه ایران به‌طور تاریخی کانون بومی برای بروز تب زرد یا تب دنگی نبوده است، اما پشه‌های ناقلِ این بیماری‌ها به استان‌های جنوبی (مانند هرمزگان، سیستان و بلوچستان و بوشهر) و شمالی ایران (مانند گیلان) وارد و مستقر شدند.[۲۶۷]

با تشدید تغییرات اقلیمی، وقوع سیلاب‌های گسترده در کشورهای همسایه (نظیر امارات متحده عربی) و تردد مسافران از کشورهای دارایِ آلودگیِ بومی مانند پاکستان، ایران در تابستان ۲۰۲۴ (۱۴۰۳ شمسی) با چرخش محلیِ ویروس و شیوع بی‌سابقهٔ تب دنگی مواجه شد.[۲۶۸]

اگرچه تاکنون چرخهٔ انتقال محلیِ ویروس تب زرد در ایران ثبت نشده و عفونت‌های مسافران با واکسیناسیون کنترل می‌شود، اما گسترش جغرافیاییِ پشهٔ ناقلِ آن در مناطق گرمسیر و مرطوب ایران، خطر بالقوهٔ بروز و همه‌گیریِ هر دو بیماری (تب زرد و دنگی) را در ایران به‌شدت افزایش داده است.[۲۶۹]

ویروس تی-لنفوتروپیک انسانی

تصویر ویروس لنفوتروپیک سلول T انسانی نوع ۱ (HTLV-1) و اچ‌آی‌وی در میکروسکوپ الکترونی

ویروس تی-لنفوتروپیک انسانی نوع ۱ نخستین رتروویروس انسانی کشف‌شده است که عمدتاً لنفوسیت‌های تی را در سیستم ایمنی آلوده می‌کند. این ویروس که از طریق تماس جنسی، انتقال خون، استفاده از سرنگ مشترک و به‌ویژه از مادر به کودک (از طریق شیردهی) منتقل می‌شود، در سال ۱۹۸۰ توسط رابرت گالو و همکارانش در ایالات متحده از سلول‌های یک بیمار مبتلا به نوعی بدخیمی خونی جداسازی شد.[۲۷۰]

این کشفِ تاریخی بود که راه را برای شناسایی ویروس نقص ایمنی انسانی (اچ‌آی‌وی) در سال‌های بعد هموار کرد. اگرچه بیش از ۹۰ درصد افراد آلوده تا پایان عمر بدون علامت باقی می‌مانند، اما درصد کمی از آن‌ها به بیماری‌های مرگبار یا ناتوان‌کننده‌ای نظیر لوسمی/لنفوم سلول تی بزرگسالان و بیماری عصبیِ پیشروندهٔ وابسته به این ویروس مبتلا می‌شوند. برآورد می‌شود که ۵ تا ۱۰ میلیون نفر در سراسر جهان ناقل این ویروس باشند، اما شیوع آن عمدتاً در مناطق کاملاً متفاوتی از جمله جنوب غربی ژاپن، حوزهٔ کارائیب، بخش‌هایی از آفریقای زیرصحرا، آمریکای جنوبی و همچنین شمال شرقی ایران (به‌ویژه در منطقهٔ خراسان) متمرکز است.[۲۷۱][۲۷۲]

تاکنون واکسن مؤثری برای پیشگیری از عفونت با HTLV-1 ساخته نشده است. اقدامات بهداشت عمومی بر غربالگری خون‌های اهدایی، پیشگیری از انتقال جنسی و کاهش انتقال از مادر به کودک متمرکز است. از آنجا که بخش عمدهٔ انتقال مادر به کودک هنگام شیردهی رخ می‌دهد، برای مادران آلوده به این ویروس راهبردهایی مانند پرهیز از شیردهی یا کوتاه‌کردن مدت آن، با توجه به امکان دسترسی نوزاد به تغذیهٔ جایگزین، بررسی می‌شوند.[۲۷۳][۲۷۴]

ویروس‌های هپاتیت

ساختار ویروس هپاتیت سی

هپاتیت بیماری کبد است که از دوران باستان شناخته شده است.[۲۷۵] نشانه‌های آن شامل یرقان، یعنی زردشدن پوست، چشم‌ها و مایعات بدن، است.[۲۷۶] هپاتیت علت‌های فراوانی دارد که ویروس‌ها —به‌ویژه ویروس هپاتیت آ، ویروس هپاتیت بی و ویروس هپاتیت سی— از جملهٔ آن‌ها هستند.[۲۷۷] در طول تاریخ همه‌گیری‌های یرقان گزارش شده است که بیشتر سربازان حاضر در جنگ‌ها را گرفتار می‌کرد. این «یرقان لشکرکشی» در سده‌های میانه رایج بود و در سپاه ناپلئون و بیشتر درگیری‌های بزرگ سده‌های نوزدهم و بیستم دیده شد؛ از جمله در جنگ داخلی آمریکا که بیش از ۴۰٬۰۰۰ مورد ابتلا و حدود ۱۵۰ مرگ گزارش شد.[۲۷۸]

ویروس‌های عامل یرقان تا میانهٔ سدهٔ بیستم کشف نشدند.[۲۷۹] نام‌های «هپاتیت آ» برای یرقان همه‌گیر و «هپاتیت ب» برای یرقان عفونی منتقل‌شونده از راه خون، نخستین‌بار در سال ۱۹۴۷ به کار رفتند؛[۲۸۰] این نام‌گذاری پس از انتشار مقاله‌ای در سال ۱۹۴۶ انجام شد که نشان می‌داد این دو بیماری از یکدیگر متمایزند.[۲۸۱] در دههٔ ۱۹۶۰ نخستین ویروس عامل هپاتیت کشف شد: ویروس هپاتیت ب که نام خود را از بیماری ناشی از آن گرفت.[۲۸۲]

برنامه تعویض سرنگ در خیابان، سیاتل، ایالت واشینگتن

ویروس هپاتیت آ نخستین‌بار در سال ۱۹۷۳ با استفاده از میکروسکوپ الکترونی شناسایی شد.[۲۸۳] کشف ویروس هپاتیت ب و ابداع آزمایش‌های تشخیص آن، بسیاری از روش‌های پزشکی و برخی اقدامات آرایشی را به‌کلی دگرگون کرد. غربالگری خون‌های اهدایی که در اوایل دههٔ ۱۹۷۰ آغاز شد، انتقال ویروس را به‌شدت کاهش داد.[۲۸۴] پلاسمای خون و فاکتور هشت اهدایی که پیش از سال ۱۹۷۵ گردآوری شده بودند، اغلب حاوی مقادیر عفونت‌زای ویروس هپاتیت ب بودند.[۲۸۵]

تا اواخر دههٔ ۱۹۶۰، کادر درمان اغلب سرسوزن‌ها را دوباره به کار می‌بردند و سوزن‌های خالکوبان نیز از منابع رایج انتقال عفونت بودند.[۲۸۶] در اواخر دههٔ ۱۹۹۰، برنامه‌های تعویض سرنگ در اروپا و آمریکا برای جلوگیری از انتقال عفونت میان مصرف‌کنندگان تزریقی مواد راه‌اندازی شدند.[۲۸۷] این اقدامات منجر به کاهش ابتلا به ویروس اچ‌آی‌وی و ویروس‌های هپاتیت به ویژه ویروس هپاتیت سی شدند.[۲۸۸]

شیوع ویروس هپاتیت سی (HCV) در جمعیت عمومی ایران حدود ۰٫۳ درصد است، اما این نرخ در جمعیت‌های پرخطر —به‌ویژه مصرف‌کنندگان تزریقی مواد مخدر— به‌طور چشمگیری بالاتر و حدود ۵۲ درصد برآورد شده است.[۲۸۹] مطالعهٔ مشابه دیگری، شیوع ویروس هپاتیت ب (HBV) را در جمعیت عمومی ایران ۲٫۲ درصد و در جمعیت‌های پرخطر (از جمله زندانیان) حدود ۴٫۸ درصد گزارش کرده است.[۲۹۰] پس از آغاز برنامهٔ کاهش آسیب در ایران در سال ۲۰۰۵ (۱۳۸۴ شمسی)، شیوع هپاتیت سی در میان مصرف‌کنندگان تزریقی مواد روندی کاهشی، هرچند اندک، داشته است.[۲۹۱]

ویروس‌های جانوری غیرانسانی

همه‌گیری جانوری به شیوع بیماری در میان جانوران غیرانسانی گفته می‌شود.[۲۹۲] در سدهٔ بیستم، همه‌گیری‌های مهمی از بیماری‌های ویروسی جانوران، به‌ویژه دام‌ها، در سراسر جهان رخ داد. این بیماری‌ها شامل تب برفکی، طاعون گاوی، آنفلوانزای پرندگان، آنفلوانزای خوکی، تب خوکی و بیماری زبان آبی گوسفندان بودند. بیماری‌های ویروسی دام‌ها می‌توانند هم برای کشاورزان و هم برای جامعهٔ گسترده‌تر ویرانگر باشند.[۲۹۳]

طاعون گاوی

عذاب الهی از طریق طاعون گاوی، هلند، ۱۷۴۵ اثر یان اسمیت

طاعون گاوی از دوران باستان در اروپا و آسیا شناخته شده بود اما تا پیش از سال ۱۸۹۱ در آفریقا وجود نداشت و برای نخستین بار در این سال در شرق آفریقا پدیدار شد و به‌سرعت در سراسر آفریقا گسترش یافت.[۲۹۴] تا سال ۱۸۹۲، ۹۵ درصد گاوهای شرق آفریقا مرده بودند. این تلفات به قحطی‌ای انجامید که کشاورزان و کوچ‌نشینان این منطقه را به مرز نابودی کشاند؛ برخی از آنان کاملاً به دام‌هایشان وابسته بودند. دوسوم جمعیت ماسایی‌ها از میان رفتند. همه‌گیری‌های آبله که در پی قحطی رخ دادند، وضعیت را وخیم‌تر کردند.[۲۹۵] در سال‌های نخست سدهٔ بیستم، طاعون گاوی در آسیا و بخش‌هایی از اروپا شایع بود.[۲۹۶] میزان شیوع بیماری در طول این سده با اقدامات کنترلی، از جمله واکسیناسیون، به‌تدریج کاهش یافت.[۲۹۷]

تا سال ۱۹۰۸ اروپا از این بیماری عاری شد. پس از جنگ جهانی دوم شیوع‌هایی رخ داد، اما به‌سرعت مهار شدند. در آسیا شیوع بیماری افزایش یافت و در سال ۱۹۵۷ تایلند ناچار شد درخواست کمک کند، زیرا شمار گاومیش‌های تلف‌شده چنان زیاد بود که امکان آماده‌سازی شالیزارها برای کشت برنج وجود نداشت.[۲۹۸] بخش غربی روسیه در غرب کوه‌های اورال از طاعون گاوی در امان ماند —لنین چند قانون برای مهار بیماری تصویب کرد— اما دام‌های شرق روسیه همواره به طاعون گاوی منشأگرفته از مغولستان و چین آلوده می‌شدند؛ شیوع بیماری در این دو کشور همچنان بالا بود.[۲۹۹]

گاوهای تلف‌شده از طاعون گاوی، آفریقای جنوبی، ۱۸۹۶

هند در سراسر سدهٔ بیستم گسترش بیماری طاعون گاوی را که در ایالت‌های جنوبی تامیل‌نادو و کرالا شیوع بالایی داشت مهار کرد[۳۰۰] و تا سال ۱۹۹۵ آن را ریشه‌کن ساخت.[۳۰۱]

آفریقا در دهه‌های ۱۹۲۰ و ۱۹۸۰ دو دنیاگیری بزرگ این بیماری را از سر گذراند.[۳۰۲] در سال ۱۹۲۸ شیوع شدیدی در سومالی رخ داد و بیماری تا سال ۱۹۵۳ در سراسر این کشور گسترش داشت. در دههٔ ۱۹۸۰، شیوع بیماری در تانزانیا و کنیا با استفاده از ۲۶ میلیون دوز واکسن مهار شد و بازگشت آن در سال ۱۹۹۷ نیز با کارزاری فشرده برای واکسیناسیون سرکوب شد.[۳۰۳] تا پایان سدهٔ بیستم، طاعون گاوی از بیشتر کشورها ریشه‌کن شده بود. چند کانون کوچک عفونت در اتیوپی و سودان باقی مانده بود[۳۰۴] و در سال ۱۹۹۴ سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد «برنامهٔ جهانی ریشه‌کنی طاعون گاوی» را با هدف ریشه‌کنی جهانی بیماری تا سال ۲۰۱۰ آغاز کرد.[۳۰۵] در مه ۲۰۱۱، این سازمان و سازمان جهانی بهداشت دام اعلام کردند که «طاعون گاوی به‌عنوان بیماری ویروسی آزادانه در گردش، از جهان حذف شده است».[۳۰۶]

طاعون گاوی در ایران در طول سدهٔ بیستم چند بار شیوع یافت. طبق گزارش‌های سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد (فائو)، یک همه‌گیری طاعون گاوی در ایران در سال ۱۹۸۷ از کانونی در نزدیکی مرز عراق (منطقهٔ شط‌العرب) سرچشمه گرفت؛ همین کانون بار دیگر در سال ۱۹۹۴ با ورود گاومیش‌های آلوده از عراق به ایران، شیوعی تازه پدید آورد.[۳۰۷] همچنین، بر پایهٔ منابع دامپزشکی، ناآرامی‌های ناشی از جنگ خلیج فارس در اوایل دههٔ ۱۹۹۰ به افزایش موارد طاعون گاوی در ایران، عراق و ترکیه انجامید.[۳۰۸] ایران، همراه با سایر کشورهای منطقه، مشمول اعلامیهٔ نهایی سازمان جهانی بهداشت دام در سال ۲۰۱۱ بود که طبق آن، تمامی ۱۹۸ کشور و قلمروی دارای دام‌های حساس به طاعون گاوی در جهان، عاری از این بیماری اعلام شدند.[۳۰۹]

تب برفکی

تاول‌های پاره‌شده روی زبان گاو مبتلا به تب برفکی

تب برفکی عفونتی بسیار مسری است که یک آفتوویروس عامل آن است و در همان خانواده‌ای رده‌بندی می‌شود که ویروس فلج اطفال نیز به آن تعلق دارد. این ویروس از روزگار باستان جانوران، عمدتاً سم‌داران، را در آفریقا آلوده کرده و احتمالاً در سدهٔ نوزدهم همراه دام‌های وارداتی به قارهٔ آمریکا رسیده است.[۳۱۰]

تب برفکی به‌ندرت برای دام‌های بالغ کشنده است، اما زیان اقتصادی ناشی از افت تولید و محدودیت‌های تجاریِ شیوع آن در گله‌های گوسفند و گاو می‌تواند بسیار سنگین باشد.[۳۱۱] آخرین شیوع بیماری در آمریکا در سال ۱۹۲۹ رخ داد، اما در سال ۲۰۰۱ چند شیوع بزرگ در سراسر بریتانیا روی داد که دولت برای جلوگیری از گسترش ویروس، ناچار شد میلیون‌ها دامِ آلوده یا در معرض خطر را معدوم کرده و بسوزاند.[۳۱۲]

تب برفکی در ایران بیماری‌ای بومی و پرشیوع در میان نشخوارکنندگان به‌شمار می‌رود. مطالعه‌ای با مدل‌سازی مکانی-اپیدمیولوژیک (۲۰۱۶) شیوع کلی این بیماری را در سطح ایران ۱٫۸ درصد گزارش کرده است.[۳۱۳] ایران به‌واسطهٔ موقعیت جغرافیایی خود در مسیر تبادل دام میان آسیای مرکزی، خاورمیانه و شبه‌قارهٔ هند، از کانون‌های چرخش سویه‌های ویروسی این بیماری در منطقه به‌شمار می‌رود؛ یکی از دودمان‌های شناخته‌شدهٔ ویروسی سروتیپ A، موسوم به «A/ASIA/Iran-05»، نامش را از این کشور گرفته است.[۳۱۴]

آنفلوانزای حیوانی

پرندگان مبتلا به آنفلوانزای فوق حاد پرندگان ممکن است علائمی چون تورم در ناحیهٔ سر را نشان دهند.

جمعیت‌های پرندگان آبزی وحشی مخزن اصلی ویروس‌های آنفلوانزای A هستند. خوک‌ها نیز میزبان دودمان‌های آنفلوانزای ویژهٔ خودند و ممکن است زمینهٔ تغییر آنتی‌ژنی میان ویروس‌های آنفلوانزای پرندگان، انسان و خوک را فراهم کنند، اما آن‌ها مخزن طبیعی همهٔ ویروس‌های آنفلوانزا محسوب نمی‌شوند.[۳۱۵] ویروس‌های آنفلوانزا احتمالاً از روزگار باستان انسان را نیز آلوده کرده‌اند.[۳۱۶]

ویروس‌های آنفلوانزا می‌توانند در جانوران وحشی و اهلی همه‌گیری‌های خفیف تا شدیدی پدید آورند.[۳۱۷] بسیاری از گونه‌های پرندگان وحشی مهاجرت می‌کنند و این امر طی اعصار آنفلوانزا را میان قاره‌ها گسترش داده است. ویروس به سویه‌های فراوانی تکامل یافته و همچنان در حال تکامل است و تهدیدی همیشگی به‌شمار می‌رود.[۳۱۸]

ایران به‌دلیل قرار گرفتن در مسیر اصلی مهاجرت پرندگان وحشی، به‌ویژه پرندگان آبزی که از عرض‌های شمالی (مانند سیبری) به سمت جنوب می‌آیند، همواره در معرض خطر ورود و شیوع سویه‌های مختلف ویروس آنفلوانزا قرار دارد. تالاب‌های مهم ایران نظیر میانکاله، فریدونکنار و تالاب انزلی همه‌ساله میزبان میلیون‌ها پرندهٔ مهاجرند که مخزن طبیعی این ویروس‌ها محسوب می‌شوند. ویروس‌های آنفلوانزای پرندگان با بیماری‌زایی پایین (مانند زیرگونهٔ H9N2) نخستین‌بار در سال ۱۹۹۸ میلادی در صنعت طیور ایران گزارش شدند و پس از آن به حالت بومی درآمدند.[۳۱۹]

از سوی دیگر، ویروس‌های آنفلوانزای فوق‌حاد پرندگان[وا ۱۴] نیز بارها در ایران شیوع یافته‌اند؛ نخستین مورد تأییدشدهٔ ویروس H5N1 در فوریهٔ ۲۰۰۶ در میان قوی‌های فریادکشِ تلف‌شده در تالاب سرخرود شناسایی شد. در دهه‌های بعد، سویه‌های بسیار کشندهٔ دیگری نظیر H5N8 و H5N6 نیز به واسطهٔ پرندگان مهاجر وارد ایران شدند و تلفات گسترده‌ای در میان پرندگان وحشی (از جمله مرگ‌ومیرهای بزرگ در تالاب میانکاله) و طیور صنعتی ایران به بار آوردند.[۳۲۰][۳۲۱]

بیماری زبان آبی

یک یاک اهلی مبتلا به بیماری زبان آبی. زبان دام متورم، کبود و از دهان بیرون‌زده است.

در سدهٔ بیست‌ویکم، همه‌گیری‌های ویروسی دام‌ها همچنان پیامدهای جدی دارند. بیماری زبان آبی که یک اوربی‌ویروس عامل آن است، در سال ۲۰۰۷ در میان گوسفندان فرانسه شیوع یافت.[۳۲۲] بیماری زبان آبی در گذشته عمدتاً در مناطق گرمسیری و نیمه‌گرمسیری دیده می‌شد، اما از اواخر دههٔ ۱۹۹۰ به حوزهٔ مدیترانه و جنوب اروپا راه یافت.[۳۲۳] این بیماری سپس به اروپای مرکزی و شمالی گسترش یافت؛ در سال‌های ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴ نیز سروتیپ ۳ ویروس زبان آبی در چندین کشور اروپایی و در عرض‌های جغرافیایی بالاتر گزارش شد.[۳۲۴]

بیماری زبان آبی در ایران نخستین‌بار در سال ۱۹۷۲ گزارش شد و از آن پس در بررسی‌های سرمی متعدد در سراسر کشور شناسایی شده است.[۳۲۵] بررسی‌های سرم‌شناسی نشان می‌دهند شیوع آنتی‌بادی این ویروس در گوسفندان مناطق مختلف ایران بسیار بالا و متغیر است: از ۴۰٫۹ درصد در غرب و شمال غرب،[۳۲۶] تا ۸۹٫۲ درصد در شمال شرق (خراسان رضوی).[۳۲۷]

با این حال، تا سال‌ها تنها شواهد سرمی از گردش ویروس در ایران در دست بود و نخستین گزارش مستند از شکل بالینیِ بیماری در گلهٔ گوسفندی، مربوط به شیوعی در شهرستان قزوین در سال ۲۰۲۲ است که در آن نرخ مرگ‌ومیر[خ] ۷ درصد و نرخ کشندگی[د] ۹٫۷ درصد ثبت شد.[۳۳۰]

ویروس‌های گیاهی

سفیدبالک‌ها ناقل ویروس‌های موزاییک کاساوا هستند

در سدهٔ بیستم مشخص شد که بسیاری از بیماری‌های «قدیمی» گیاهان منشأ ویروسی دارند؛ از جمله ویروس رگهٔ ذرت و بیماری موزاییک کاساوا.[۳۳۱] همانند انسان‌ها، هنگامی که گیاهان در مجاورت یکدیگر رشد می‌کنند، ویروس‌های آن‌ها نیز گسترش می‌یابند. این وضعیت می‌تواند به زیان‌های اقتصادی هنگفت و فاجعه‌های انسانی بینجامد. در اردن در دههٔ ۱۹۷۰ که گوجه‌فرنگی و کدوئیان—خیار، خربزه و کدو—به‌طور گسترده کشت می‌شدند، بیشتر مزارع در اثر ابتلا به ویروس نابود شدند.[۳۳۲] به همین ترتیب، در ساحل عاج ۳۰ ویروس متفاوت محصولاتی مانند حبوبات و سبزیجات را آلوده کردند. در کنیا ویروس موزاییک کاساوا، ویروس رگهٔ ذرت و بیماری‌های ویروسی بادام‌زمینی تا ۷۰ درصد محصول را از میان بردند.[۳۳۲]

کاساوا فراوان‌ترین محصول زراعی کشت‌شده در شرق آفریقا و غذای اصلی بیش از ۲۰۰ میلیون نفر است. این گیاه از آمریکای جنوبی به آفریقا آورده شد و در خاک‌های کم‌حاصل نیز به‌خوبی رشد می‌کند. مهم‌ترین بیماری این گیاه، بیماری موزاییک کاساوا است که چندین گونه از بگوموویروس‌ها آن را پدید می‌آورند؛ این ویروس‌ها عمدتاً به‌وسیلهٔ نوعی سفیدبالک[وا ۱۵] میان گیاهان منتقل می‌شوند.[۳۳۳][۳۳۴] این بیماری نخستین‌بار در سال ۱۸۹۴ ثبت شد و شیوع‌های آن در سراسر سدهٔ بیستم در شرق آفریقا رخ دادند و اغلب به قحطی انجامیدند.[۳۳۵]

در دههٔ ۱۹۲۰، کشاورزان چغندرقند در غرب آمریکا بر اثر آسیب ویروس پیچیدگی برگ چغندر که زنجرک‌ها آن را منتقل می‌کنند، زیان اقتصادی هنگفتی دیدند. در سال ۱۹۵۶، بین ۲۵ تا ۵۰ درصد محصول برنج کوبا و ونزوئلا بر اثر ویروس هوخا بلانکای برنج نابود شد. در سال ۱۹۵۸ این ویروس بسیاری از شالیزارهای کلمبیا را از میان برد و شیوع دوبارهٔ آن در سال ۱۹۸۱ تا ۱۰۰ درصد زیان به بار آورد.[۳۳۶]

در سال ۱۹۴۸ در کانزاس آمریکا ۷ درصد محصول گندم بر اثر ویروس موزاییک مخطط گندم از بین رفت؛ ناقل شناخته‌شدهٔ این ویروس، کنهٔ پیچ‌خوردگی گندم است.[۳۳۷][۳۳۸] در دههٔ ۱۹۵۰، ویروس لکهٔ حلقوی پاپایا —یک پوتی‌ویروس— زیان سنگینی به محصول پاپایای سولو در جزیرهٔ اوآهوی هاوایی وارد کرد. این رقم پاپایا در سدهٔ نوزدهم به جزیره آورده شده بود، اما بیماری تا دههٔ ۱۹۴۰ در آنجا دیده نشده بود.[۳۳۹]

چنین فاجعه‌هایی هنگامی رخ می‌دهند که مداخلهٔ انسان با انتقال محصولات کشاورزی به مناطقی که ناقلان و ویروس‌های تازه‌ای در آن‌ها وجود دارند، تغییرات بوم‌شناختی پدید آورد. کاکائو بومی آمریکای جنوبی است و در اواخر سدهٔ نوزدهم به غرب آفریقا آورده شد. در سال ۱۹۳۶، ویروس تورم شاخهٔ کاکائو به‌وسیلهٔ شپشک‌های آردی از درختان بومی به مزارع منتقل شد.[۳۴۰] در غنا، میان سال‌های ۱۹۳۶ تا ۱۹۷۷، ۱۶۲ میلیون درخت کاکائو در اثر این بیماری نابود شدند و سالانه ۱۵ میلیون درخت دیگر نیز از میان می‌رفتند.[۳۴۱]

گیاه آلوده به ویروس موزاییک زرد لوبیا

زیستگاه‌های تازه می‌توانند شیوع بیماری‌های ویروسی گیاهان را برانگیزند. پیش از سال ۱۹۷۰، ویروس پیسک زرد برنج تنها در ناحیهٔ کیسومو در کنیا یافت می‌شد، اما پس از گسترش کشت برنج در شرق آفریقا، ویروس در سراسر شرق این قاره انتشار یافت.[۳۴۲]

فعالیت‌های انسانی ویروس‌های گیاهی و ناقلان آن‌ها را در سرتاسر جهان پراکنده‌اند. ویروس تریستزای مرکبات میان سال‌های ۱۹۲۶ تا ۱۹۳۰ از آفریقا به آمریکای جنوبی منتقل شد. هم‌زمان، شتهٔ قهوه‌ای مرکبات از آسیا به آمریکای جنوبی رسید و انتقال ویروس را سرعت بخشید. تا سال ۱۹۵۰ بیش از ۶ میلیون درخت مرکبات در سائوپائولوی برزیل بر اثر این ویروس از میان رفتند.[۳۴۲]

این ویروس و درختان مرکبات احتمالاً طی سده‌ها در سرزمین‌های اصلی خود هم‌تکامل یافته بودند. انتقال ویروس به مناطق دیگر و برخورد آن با ارقام تازهٔ مرکبات به شیوع‌های ویرانگر بیماری انجامید.[۳۴۳] به‌سبب مشکلات ناشی از انتقال ویروس‌های گیاهی به دست انسان، بسیاری از کشورها بر واردات هرگونه ماده‌ای که ممکن است ویروس‌های خطرناک گیاهی یا حشرات ناقل آن‌ها را در خود داشته باشد، نظارت سخت‌گیرانه‌ای اعمال می‌کنند.[۳۴۴]

شروع پژوهش دربارهٔ بیماری‌های ویروسیِ خانوادهٔ گندمیان در ایران به حدود پنج دهه پیش بازمی‌گردد و سویه‌های موجود در ایران تنوع ژنتیکی بالایی دارند.[۳۴۵] بررسی‌های میدانی نیز خسارت اقتصادی ویروس‌های گیاهی را مستند کرده‌اند؛ برای نمونه، مطالعه‌ای در دههٔ ۱۹۷۰ در ایران نشان داد که شیوع ویروس موزاییک زرد لوبیا در مزارع، باعث کاهشِ ۲۳ تا ۴۴ درصدیِ وزنِ محصولِ برداشت‌شدهٔ آن‌ها می‌شود.[۳۴۶][۳۴۷] بررسی سراسری دیگری در سال‌های ۱۹۹۹–۲۰۰۰ روی مزارع سویای پنج استان ایران، آلودگی گسترده به چندین ویروس از جمله ویروس موزاییک یونجه و ویروس موزاییک سویا را با بالاترین میزان شیوع در استان مازندران تأیید کرد.[۳۴۸]

ویروس‌های نوپدید

حتی بدون جهش ژنتیکی، همیشه این خطر وجود دارد که یک انگل ناشناخته از محیط طبیعی خود خارج شود و با ورود به جامعهٔ انسانی، باعثِ مرگ‌ومیر فراوان و کشتار جمعی شود.

ویروس‌های نوپدید شامل ویروس‌هایی هستند که به‌تازگی برای نخستین‌بار گونهٔ میزبان خود را آلوده کرده‌اند، ویروس‌هایی که پیش‌تر وجود داشته‌اند اما به‌تازگی شناسایی شده‌اند، و همچنین ویروس‌هایی که گسترهٔ جغرافیایی یا میزان شیوع آن‌ها به‌سرعت در حال افزایش است.[۳۵۰][۳۵۱] هنگامی که این ویروس‌ها از سد میان گونه‌ها می‌گذرند، بیماری‌هایی که در انسان پدید می‌آورند زیر عنوان بیماری‌های مشترک انسان و جانوران یا عفونت‌های زئونوز[وا ۱۶] شناخته می‌شوند.[۳۵۲] بیماری‌های عفونی نوپدید، تهدیدی با اهمیت روزافزون برای سلامت انسان بوده‌اند.[۳۵۳] افزایش جمعیت انسان، تشدید دامپروری و تغییر محیط‌های زیست جانوران وحشی، تا اندازه‌ای در پیدایش آن‌ها نقش دارند.[۳۵۴][۳۵۵]

سارس و کووید-۱۹

تصویری ساخته‌شده در مراکز کنترل و پیشگیری بیماری آمریکا که ریخت‌شناسی فراساختاری کروناویروس‌ها را نشان می‌دهد؛ خارهای سطح بیرونی، هاله‌ای تاج‌مانند در پیرامون ویریون پدید می‌آورند.[۳۵۶]

سندرم حاد تنفسی شدید (سارس) بر اثر گونه‌ای تازه از کروناویروس پدید می‌آید.[۳۵۷] پیش‌تر مشخص شده بود که کروناویروس‌های دیگری عفونت‌های خفیفی در انسان ایجاد می‌کنند؛[۳۵۸] از این رو، شدت بیماری‌زایی و گسترش سریع این سویهٔ تازه هم متخصصان سلامت را نگران کرد و هم ترس عمومی را برانگیخت.[۳۵۰] بیم وقوع یک همه‌گیری بزرگ جهانی به واقعیت نپیوست و تا ژوئیهٔ ۲۰۰۳، پس از حدود ۸۰۰۰ مورد ابتلا و ۸۰۰ مرگ، شیوع پایان یافت.[۳۵۹] منشأ دقیق ویروس سارس مشخص نیست، اما شواهد نشان می‌دهد که منشأ آن خفاش‌ها بوده‌اند.[۳۶۰]

یک دهه پس از مهار سارس، منطقهٔ خاورمیانه شاهد ظهور کروناویروس مرگبار دیگری بود. در سال ۲۰۱۲، کروناویروس سندرم تنفسی خاورمیانه در عربستان سعودی شناسایی شد. بررسی‌ها نشان داد که شترهای یک‌کوهانه میزبان واسط و منبع اصلی انتقال این ویروس به انسان در شبه‌جزیره عربستان بوده‌اند؛ هرچند گمان می‌رود خفاش‌ها مخزن اولیهٔ آن باشند. این بیماری که باعث نارسایی شدید تنفسی و کلیوی می‌شود، نرخ کشندگی بسیار بالایی (حدود ۳۵ درصد) دارد. ویروس مرس تاکنون شیوع‌های متعددی در خاورمیانه داشته و چندین مورد آن نیز در ایران ثبت و کنترل شده است؛ با این حال، انتقالِ انسان‌به‌انسانِ آن محدود بوده و سبب دنیاگیری نشده است.[۳۶۱][۳۶۲]

موارد ابتلا به نوعی جدید از کروناویروس نخستین بار در دسامبر ۲۰۱۹ در چین شناسایی شد و در ۳۱ دسامبر همان سال، مقام‌های بهداشتی چین مواردی از ابتلا به ذات‌الریه با علت نامعلوم را در ووهان به سازمان بهداشت جهانی گزارش کردند.[۳۶۳][۳۶۴] این ویروس که بعداً کروناویروسِ سندرم حاد تنفسی شدید ۲ نام گرفت، دنیاگیری کووید-۱۹ را پدید آورد. گزارش‌های منتشرشده در اوایل سال ۲۰۲۰ نشان می‌داد که خطر مرگ بر اثر این بیماری، با افزایش سن و وجود بیماری‌های زمینه‌ای به‌شدت افزایش می‌یابد.[۳۶۵][۳۶۶][۳۶۷][۳۶۸] همچنین مشخص شد که اگرچه نسبت کشندگی کووید-۱۹ از بیماری سارس کمتر است، اما ویروسِ عامل آن قابلیت انتقال بسیار بیشتری دارد.[۳۶۵]

ترس، پیش‌داوری و انگ‌زنی به مبتلایان، اجرای تدابیر مهار دنیاگیری را دشوار کرد.[۳۶۹] محدودیت‌هایی بی‌سابقه در دوران صلح بر سفرهای بین‌المللی اعمال شد[۳۷۰] و در چندین کلان‌شهر جهان منع رفت‌وآمد برقرار شد.[۳۷۱] بسیاری از کشورها و مناطق قرنطینه، ممنوعیت ورود یا دیگر محدودیت‌ها را اعمال کردند.[۳۷۰] با گسترش ویروس در سراسر جهان، اثربخشی این تدابیر مورد تردید قرار گرفت.[۳۷۲] دولت‌ها برای ابعاد دنیاگیری آماده نبودند و متخصصان ویروس‌شناسی و همه‌گیرشناسی در سراسر جهان، کارآمدی سامانه‌های موجود آزمایش و پایش را بیش از اندازه برآورد کرده بودند.[۳۷۳]

بر پایهٔ داده‌های گزارش‌شده به سازمان بهداشت جهانی تا ۲۸ ژوئن ۲۰۲۶، بیش از ۷۷۹ میلیون مورد تأییدشده و بیش از ۷ میلیون مرگ تأییدشده ثبت شده بود؛ این ارقام به‌سبب کاهش آزمایش و گزارش‌دهی در بسیاری از کشورها، کمتر از میزان واقعی برآورد می‌شوند.[۳۷۴] از این رو، کووید-۱۹ یکی از مرگبارترین دنیاگیری‌های ثبت‌شده در تاریخ به‌شمار می‌رود.[۳۷۵] در ۵ مه ۲۰۲۳، سازمان بهداشت جهانی اعلام کرد که کووید-۱۹ دیگر «وضعیت اضطراری بهداشت عمومی با نگرانی بین‌المللی» به‌شمار نمی‌رود، اما تأکید کرد که همچنان تهدیدی برای سلامت جهانی است.[۳۷۶][۳۷۷]

کشورهایی با موارد ثبت‌شدهٔ کووید-۱۹ با منشأ ایران.

تجربهٔ نظام سلامت ایران در مواجهه با دو کروناویروسِ عاملِ سندرم‌های حاد تنفسی یعنی SARS-CoV-1 و SARS-CoV-2، کاملاً متفاوت بوده است. در جریان شیوع جهانی سارس (۲۰۰۲–۲۰۰۴) هیچ مورد قطعیِ ابتلا به عامل بیماری یعنی کروناویروس سارس-۱ (SARS-CoV-1) در آمار رسمی ایران و سازمان جهانی بهداشت به ثبت نرسید.[۳۷۸] در نقطهٔ مقابل، ایران به یکی از نخستین و بحرانی‌ترین کانون‌های شیوع کروناویروس سارس-۲ (SARS-CoV-2) در خارج از شرق آسیا تبدیل شد. نخستین مورد رسمی ابتلا در ۱۹ فوریهٔ ۲۰۲۰ (۳۰ بهمن ۱۳۹۸) در شهر قم اعلام شد و اندکی بعد مواردی در چندین استان دیگر گزارش شد.[۳۷۹]

در پژوهشی دربارهٔ مرگ‌ومیر مازاد[ذ] —که شاخصی دقیق‌تر از آمار رسمی برای سنجش تأثیر واقعی همه‌گیری است— نشان داده شد که در سال اول همه‌گیری (ژوئن ۲۰۲۰ تا ژوئن ۲۰۲۱) مرگ‌ومیر کل در ایران ۳۸٫۸ درصد افزایش یافت و مرگ‌ومیر مازاد با فرض جمعیت ۸۴ میلیونی ایران در آن زمان به ازای هر صد هزار نفر جمعیت برابر ۱۷۸٫۸۶ نفر بود (حدود ۱۵۰٬۰۰۰ مرگ مازاد) و از این رقم، تنها حدود ۴۹ درصد (نزدیک به ۷۴٬۰۰۰ مرگ) مستقیماً به کووید-۱۹ نسبت داده شد؛ پژوهشگران دربارهٔ علت سایر مرگ‌های مازاد، عواملی چون اختلال در دسترسی به خدمات درمانیِ معمول را مطرح کرده‌اند، اما هنوز نتیجه‌گیری قطعی در این زمینه انجام نشده است. بالاترین افزایش مرگ‌ومیر در مردان ۶۵ تا ۶۹ سال (۷۷ درصد) و زنان ۶۰ تا ۶۴ سال (۸۶٫۸ درصد) ثبت شد.[۳۸۱]

ویروس نیل غربی

نوعی پشهٔ کولکس، ناقل اصلی ویروس نیل غربی

ویروس نیل غربی، یکی از ارتوفلاوی‌ویروس‌ها، نخستین بار در سال ۱۹۳۷ از خون زنی تب‌دار جداسازی شد. چرخهٔ طبیعی ویروس میان پرندگان و پشه‌ها برقرار است؛ پرندگان میزبانان طبیعی آن هستند و ویروس عمدتاً از طریق نیش پشه‌های آلوده به انسان منتقل می‌شود.[۳۸۲] این ویروس در دههٔ ۱۹۵۰ شیوع‌هایی در شمال آفریقا و خاورمیانه پدید آورد و تا دههٔ ۱۹۶۰ اسب‌ها در اروپا نیز به آن مبتلا شدند. بزرگ‌ترین شیوع انسانی در سال ۱۹۷۴ در استان کیپ آفریقای جنوبی رخ داد و ۱۰٬۰۰۰ نفر بیمار شدند.[۳۸۳]

از سال ۱۹۹۶، همه‌گیری‌ها در انسان و همه‌گیری‌های دامی در اسب‌ها در پیرامون حوضهٔ مدیترانه بیشتر شدند. ویروس در سال ۱۹۹۹ به شهر نیویورک رسید و سپس در سراسر ایالات متحده گسترش یافت.[۳۸۳] در ایالات متحده، پشه‌ها در اواخر تابستان بیشترین مقدار ویروس را حمل می‌کنند و شمار موارد بیماری از میانهٔ ژوئیه تا اوایل سپتامبر افزایش می‌یابد. با سرد شدن هوا، جمعیت پشه‌ها کاهش می‌یابد و خطر بیماری کمتر می‌شود.[۳۸۴]

در اروپا نیز شیوع‌های فراوانی رخ داده است. در سال ۲۰۰۰ برنامه‌ای پایشی در بریتانیا آغاز شد تا بروز عفونت در انسان‌ها، پرندگان مرده، پشه‌ها و اسب‌ها بررسی شود.[۳۸۵] نوعی پشهٔ کولکس[وا ۱۷] که می‌تواند ناقل ویروس باشد، در مرداب‌های شمال کنت زاد و ولد می‌کند. پیش‌تر گمان نمی‌رفت این گونه در بریتانیا حضور داشته باشد، اما این پشه در جنوب اروپا گسترده است و در آنجا ویروس نیل غربی را منتقل می‌کند.[۳۸۶]

ویروس نیل غربی در ایران گردش فعال دارد؛ مرور نظام‌مند و متاآنالیزی بر پایهٔ مطالعات سرم‌شناختی، آلودگی پراکنده در استان‌های مختلف ایران را تأیید می‌کند و نیاز به سامانه‌های پایش تقویت‌شده را برجسته می‌کند.[۳۸۷] عوامل زمینه‌ساز ظهور و گسترش این ویروس در ایران عبارت‌اند از: موقعیت جغرافیایی کشور در مسیر پرندگان مهاجر، تجارت بین‌المللی دام، شهرنشینی سریع و تغییرات اقلیمی که زیستگاه ناقلان (پشه‌ها، کنه‌ها، پشه‌های خاکی) را تغییر می‌دهند.[۳۸۸]

ویروس نیپا

تصویر گرفته‌شده به‌وسیلهٔ یک میکروسکوپ الکترونی عبوری که چند ویروس نیپا را در مایع مغزی-نخاعیِ یک بیمار نشان می‌دهد.

ویروس نیپا نخستین بار در سال ۱۹۹۸، هنگام شیوع یک بیماری ناشناخته در میان پرورش‌دهندگان خوک در مالزی، شناسایی شد.[۳۸۹] در جریان این شیوع، بیش از ۲۶۵ مورد انسفالیت ثبت شد که ۱۰۵ مورد آن کشنده بود. در بررسی‌های بیشتر انجام شده روی این بیماران، نوعی ناشناخته از پارامیکسوویروس در مغز یکی از آن‌ها شناسایی شد و نام روستایی[وا ۱۸] را که بیمار در آن زندگی می‌کرد، بر روی ویروس تازه کشف‌شده گذاشتند.[۳۹۰]

خفاش‌های میوه‌خوار میزبان طبیعی ویروس نیپا هستند. در شیوع مالزی، خوک‌ها نقش میزبان واسط را داشتند و تماس نزدیک با خوک‌های آلوده یکی از راه‌های اصلی انتقال به انسان بود. ویروس همچنین می‌تواند بر اثر تماس مستقیم با خفاش‌ها یا دیگر جانوران آلوده، مصرف میوه و فرآورده‌های میوه‌ای آلوده به ترشحات خفاش و تماس نزدیک با فرد بیمار منتقل شود.[۳۸۹] جنگل‌زدایی و رویداد ال‌نینو به‌عنوان عواملی مؤثر بر افزایش تماس خفاش‌ها با دامداری‌ها پیشنهاد شده‌اند، اما نسبت دادن شیوع صرفاً به جابه‌جایی خفاش‌ها و آلوده شدن خوک‌ها از «فضولات» آنان، ساده‌سازی بیش از حد موضوع است.[۳۹۱]

تب‌های خونریزی‌دهندهٔ ویروسی

ویروس ماربورگ

چندین عامل بیماری‌زای ویروسی بسیار کشنده به خانوادهٔ فیلوویریده تعلق دارند. فیلوویروس‌ها ویروس‌هایی رشته‌مانند هستند که تب‌های خونریزی‌دهندهٔ ویروسی ایجاد می‌کنند و ویروس‌های ابولا و ماربورگ را در بر می‌گیرند. ویروس ماربورگ در آوریل ۲۰۰۵، در پی شیوعی در آنگولا، توجه گستردهٔ رسانه‌ها را جلب کرد. این شیوع که در اکتبر ۲۰۰۴ آغاز شد و تا سال ۲۰۰۵ ادامه یافت، ۲۵۲ مورد ابتلا و ۲۲۷ مرگ به همراه داشت.[۳۹۲]

همه‌گیری ابولا در غرب آفریقا که در دسامبر ۲۰۱۳ آغاز شد و تا سال ۲۰۱۶ ادامه یافت، بزرگ‌ترین شیوع ثبت‌شدهٔ ابولا از زمان شناسایی این ویروس در سال ۱۹۷۶ تا آن زمان بود و مجموع موارد ابتلا و مرگ در آن از همهٔ شیوع‌های پیشین بیشتر بود.[۳۹۳] در گزارش‌های سال ۲۰۱۴، این رویداد یکی از ویرانگرترین همه‌گیری‌ها از زمان پیدایش اچ‌آی‌وی توصیف شده بود.[۳۹۴]

در این همه‌گیری، نخستین موارد ابتلا در ملیاندو، روستایی در جنوب گینه، رخ دادند.[۳۹۵] از نخستین بیماران، پسری دوساله، خواهر سه‌ساله‌اش، مادر و مادربزرگشان بودند. پس از مراسم خاک‌سپاری مادربزرگ که اعضای خانواده و مراقبان او در آن شرکت کردند، بیماری به روستاهای همسایه گسترش یافت. تا مارس ۲۰۱۴، شدت شیوع مقام‌های محلی را نگران کرد و آنان موضوع را به وزارت بهداشت گینه گزارش دادند. تا میانهٔ همان سال، همه‌گیری به لیبریا و سیرالئون رسیده بود.[۳۹۶] تا ژوئن ۲۰۱۵، سازمان بهداشت جهانی بیش از ۲۷٬۰۰۰ مورد ابتلا و بیش از ۱۱٬۰۰۰ مورد مرگ گزارش کرده بود.[۳۹۷] هنگام اعلام پایان شیوع در ژوئن ۲۰۱۶، بیش از ۲۸٬۶۰۰ مورد ابتلا و ۱۱٬۳۲۵ مورد مرگ ثبت شده بود.[۳۹۳]

خفاش میوه‌خوار مصری، گمان می‌رود که خفاش‌ها ناقل انواع مختلفی از ویروس‌ها باشند.

گمان می‌رود که خفاش‌ها میزبانان طبیعی ویروس‌های ابولا باشند.[۳۹۸][۳۹۹][۴۰۰] میزبان طبیعی شناخته‌شدهٔ ویروس ماربورگ هم خفاش میوه‌خوار مصری است.[۴۰۱][۴۰۲] عفونت اولیه معمولاً پس از تماس طولانی انسان با غارها یا معادن محل زندگی این خفاش‌ها رخ می‌دهد و سپس ویروس از طریق تماس مستقیم با مایعات بدن فرد آلوده میان انسان‌ها گسترش می‌یابد. میمون‌های سبز آفریقایی منشأ انتقال به انسان در نخستین شیوع شناسایی‌شدهٔ ویروس ماربورگ در سال ۱۹۶۷ بودند، اما میزبان طبیعی ویروس محسوب نمی‌شوند.[۴۰۳][۴۰۴]

تب لاسا عمدتاً از طریق تماس مستقیم با نوعی موش[وا ۱۹] آلوده یا غذا و وسایل خانگی آلوده به ادرار یا مدفوع آن موش به انسان منتقل می‌شود.[۴۰۵][۴۰۶]

کنهٔ هیالوما ناقل اصلی ویروس تب کریمه-کنگو

ویروس تب کریمه-کنگو در طبیعت طی چرخه‌ای میان کنه‌ها و مهره‌داران حفظ می‌شود؛ به‌طوری که کنه‌های سفت، به‌ویژه از سردهٔ هیالوما، هم به‌عنوان میزبانِ مخزن (نگهدارندهٔ ویروس) و هم ناقل اصلی آن عمل کرده و می‌توانند ویروس را از طریق تخم به نسل‌های بعدی خود نیز منتقل کنند. در این چرخه، حیوانات وحشی و اهلی نظیر گاو، گوسفند، بز و شترمرغ نقش میزبان‌های تقویت‌کننده را ایفا می‌کنند که ویروس در بدنشان تکثیر می‌شود اما معمولاً علائمی از بیماری نشان نمی‌دهند.[۴۰۷]

انسان‌ها میزبانِ تصادفیِ این ویروس محسوب می‌شوند و عفونت از ۳ طریقِ اصلیِ گزش یا له‌کردن کنهٔ آلوده روی پوست، تماس مستقیم با خون و بافت‌های حیوان آلوده (به‌ویژه در زمان ذبح که خطر بزرگی برای دامداران و قصابان به‌شمار می‌رود) و انتقال انسان‌به‌انسان بر اثر تماس با خون و ترشحات فرد بیمار (عمدتاً در محیط‌های بیمارستانی و کادر درمان) به آن‌ها سرایت می‌کند.[۴۰۸]

تب خونریزی‌دهندهٔ کریمه-کنگو از سال ۱۹۹۹ به یکی از مهم‌ترین تب‌های خونریزی‌دهندهٔ ویروسی در ایران تبدیل شده است که نخستین موارد انسانی آن در همین سال در استان‌های اصفهان، گلستان و سیستان‌وبلوچستان گزارش شد، هرچند حضور ویروس در کنه‌ها و دام‌های ایران از دههٔ ۱۹۷۰ شناخته شده بود.[۴۰۹]

از ۱۹۹۹ تا ۲۰۱۶ بیش از ۱۰۰۰ مورد بیماری در ایران ثبت شد که بیشترین آن‌ها در استان سیستان‌وبلوچستان و در میان قصابان، کارکنان کشتارگاه‌ها و کشاورزان بود.[۴۱۰] نرخ کشندگی بیماری در ایران چندین برابر کشور همسایهٔ آن، ترکیه گزارش شده است.[۴۰۹] مرور نظام‌مند ۲۰۲۵ که دو دهه داده‌های اپیدمیولوژیک ایران و کشورهای همسایه را تحلیل کرده، بر چرخش فرامرزی عامل این بیماری میان ایران، ترکیه، عراق، افغانستان و پاکستان تأکید می‌کند.[۴۱۱]

عفونت‌های مشترک انسان و جانوران ممکن است شدید باشند، زیرا جمعیت انسانی غالباً ایمنی پیشین اندکی در برابر عامل بیماری‌زا دارد. با این حال، سازگار شدن ویروس با میزبان تازه لزوماً به کاهش بیماری‌زایی نمی‌انجامد؛ فرگشت بیماری‌زایی به رابطهٔ میان تکثیر، انتقال و آسیب واردشده به میزبان بستگی دارد و ممکن است در جهت افزایش یا کاهش بیماری‌زایی پیش برود.[۴۱۲][۴۱۳] برخی عفونت‌های زئونوز برای انسان «بن‌بست» محسوب می‌شوند؛ یعنی پس از شیوع اولیه، شمار عفونت‌های بعدی فروکش می‌کند، زیرا ویروس توانایی انتقال مؤثر و پایدار از فردی به فرد دیگر را ندارد.[۴۱۲]

در آغاز سدهٔ بیست‌ویکم، آگاهی جهانی دربارهٔ همه‌گیری‌های ویرانگر در کشورهای در حال توسعه افزایش یافت؛ همه‌گیری‌هایی که در دهه‌های پیشین تا اندازه‌ای از توجه جامعهٔ بین‌المللی سلامت دور مانده بودند.[۴۱۴]

ویروس‌های سودمند

یک ریزنگاره الکترونی از باکتریوفاژهای متصل به یک سلول باکتری.

سِر پیتر مداوار (۱۹۱۵–۱۹۸۷) ویروس را «تکه‌ای خبر بد که در پوششی پروتئینی پیچیده شده است» توصیف کرد.[۴۱۵] به‌استثنای باکتریوفاژها، ویروس‌ها مدت‌ها صرفاً به‌عنوان عوامل بیماری و مرگ شناخته می‌شدند. کشف فراوانی ویروس‌ها و حضور گستردهٔ آن‌ها در بسیاری از بوم‌سازگان‌ها، ویروس‌شناسان را بر آن داشته است که نقش آن‌ها را در زیست‌کره از نو ارزیابی کنند.[۴۱۶]

برآورد می‌شود که حدود ۱۰۳۱ ویروس روی زمین وجود داشته باشد. بیشتر آن‌ها باکتریوفاژ هستند و بخش بزرگی از آن‌ها در اقیانوس‌ها یافت می‌شوند.[۴۱۷] ریزاندامگان بیش از ۹۰ درصد زیست‌تودهٔ دریا را تشکیل می‌دهند[۴۱۸] و برآورد شده است که ویروس‌ها هر روز سبب مرگ حدود ۲۰ درصد از این زیست‌تودهٔ میکروبی می‌شوند. شمار ویروس‌ها در اقیانوس‌ها نیز حدود ۱۵ برابر مجموع باکتری‌ها و آرکی‌ها برآورد شده است.[۴۱۸]

ویروس‌ها نه‌تنها از عوامل اصلی پایان‌یافتنِ انباشت‌های جلبکی —که اغلب باعث مرگ گستردهٔ جانداران دریایی می‌شوند— به‌شمار می‌روند،[۴۱۸] بلکه با کمک به حفظ توازن بوم‌شناختیِ گونه‌های مختلف سیانوباکتری‌های دریایی،[۴۱۹] بر تولید اکسیژن و چرخه‌های زمین‌شیمیایی نیز اثر می‌گذارند.[۴۲۰]

پیدایش سویه‌های باکتریایی مقاوم به طیف گسترده‌ای از آنتی‌بیوتیک‌ها، درمان عفونت‌های باکتریایی را دشوار کرده است.[۴۲۱] در ۳ دههٔ منتهی به انتشار پژوهشی در سال ۲۰۰۸، تنها ۲ ردهٔ تازهٔ آنتی‌بیوتیکی به کاربرد بالینی رسیدند.[۴۲۲] اگرچه پس از آن آنتی‌بیوتیک‌های دیگری تأیید شدند، ارزیابی سازمان بهداشت جهانی در سال ۲۰۲۵ همچنان میزان تولید داروهای ضدباکتری را ناکافی و شیوهٔ تولید آن‌ها را دچار کمبود نوآوری دانست.[۴۲۳]

سطح رودخانه‌ای در استان سیچوآن چین. انباشت جلبکی می‌تواند برای اکوسیستم و جامعه انسانی زیانبار باشد.

باکتریوفاژها نخستین بار در دههٔ ۱۹۲۰ برای مهار عفونت‌های باکتریایی به کار رفتند.[۴۲۴] دانشمندان شوروی در سال ۱۹۶۳ کارآزمایی بالینی بزرگی انجام دادند، اما این پژوهش تا زمان انتشار نتایج آن در غرب در سال ۱۹۸۹، بیرون از اتحاد شوروی چندان شناخته شده نبود.[۴۲۵] افزایش مشکلات ناشی از باکتری‌های مقاوم به آنتی‌بیوتیک توجه دوباره‌ای را به کاربرد باکتریوفاژها و فاژدرمانی برانگیخته است.[۴۲۶][۴۲۷]

پروژهٔ ژنوم انسان وجود توالی‌های فراوان دی‌ان‌ای ویروسی را در سراسر ژنوم انسان آشکار کرد.[۴۲۸] این توالی‌ها حدود ۸ درصد ژنوم انسان را تشکیل می‌دهند[۴۲۹] و بازماندهٔ عفونت سلول‌های زایشی نیاکان انسان به رتروویروس‌های باستانی هستند.[۴۳۰] این قطعه‌های دی‌ان‌ای به‌طور پایدار در ژنوم انسان جای گرفته و از نسلی به نسل دیگر منتقل شده‌اند.[۴۲۸] بیشتر این توالی‌ها دیگر کارکرد اولیهٔ ویروسی ندارند، اما برخی از آن‌ها در جریان فرگشت برای کارکردهای میزبان، از جمله تنظیم ژن‌ها و جنبه‌هایی از تکوین، به خدمت گرفته شده‌اند.[۴۳۱][۴۳۲][۴۳۳]

ویروس‌ها در جابه‌جایی ژن‌ها میان میزبانان نیز نقش دارند. بر پایهٔ یک برآورد، حدود ۱۰ درصد کل فتوسنتز روی زمین با کمک ژن‌های ویروسی‌ای انجام می‌شود که در ویروس‌های آلوده‌کنندهٔ سیانوباکتری‌های دریایی و میزبانان آن‌ها حضور دارند.[۴۳۴]

جستارهای وابسته

یادداشت‌ها

  1. ↑ «سد گونه‌ای» (Species barrier) به مجموعه موانع زیستی، ژنتیکی و فیزیولوژیکی گفته می‌شود که به‌طور طبیعی مانع از انتقال و تکثیر یک عامل بیماری‌زا (مانند ویروس) در گونه‌ای متفاوت از میزبان اصلی‌اش می‌شود. عبور از این سد (Spillover) معمولاً مستلزم جهش‌های ژنتیکی یا تغییرات ساختاری در پروتئین‌های اتصال‌دهندهٔ ویروس است تا بتواند به گیرنده‌های سلولی گونهٔ جدید متصل شود.[۷]
  2. ↑ ریشهٔ واژهٔ «حَصْبَة» به سه حرف اصلی «ح - ص - ب» بازمی‌گردد که در لغت‌نامه‌های کهن عربی مانند المعجم الوسیط و لسان‌العرب، معنای اصلی آن «سنگریزه» (الحَصْباء) است.[۳۵]
  3. ↑ کلمهٔ «جُدَری» از ریشهٔ سه‌حرفی «ج - د - ر» گرفته شده است؛ معنای اصلی و اولیهٔ این ریشه در لغت‌نامه‌های مرجع مانند لسان‌العرب، به «دیوار» (الجِدار)، «برآمدگی» و «محصور کردن» بازمی‌گردد.[۳۶]
  4. ↑ واژهٔ «سرخک» در متون کهن پزشکی زبان فارسی، چندان رایج نبوده است. در یکی از کهن‌ترین کتاب‌های پزشکی فارسی، هدایة المتعلمین فی الطب اثر اخوینی بخاری (سدهٔ چهارم هجری)، برای بیماری موسوم به «حصبه» از نام فارسی «سرخچه» استفاده شده است؛ در یکی از نسخه‌های خطیِ این کتاب این واژه به صورت «سرخیجه» ضبط شده است، اما صورت دقیق «سرخک» نیامده است.[۳۸] در فرهنگ‌ها و متون دیگر نیز نام‌هایی چون «سرخجه»، «سرخچه»، «سرخیجه» ثبت شده‌اند؛ برای نمونه، لغت‌نامه دهخدا ذیل مدخل «سرخجه» بیتی از یوسفی طبیب (پزشک سدهٔ دهم هجری و مؤلف کتاب طب یوسفی)[۳۹] را به‌عنوان شاهد آورده است.[۴۰] یکی از کهن‌ترین شواهد صریح و تاریخ‌دارِ موجود برای ثبت صورت دقیق «سرخک» (به معنای measles)، فرهنگ فارسی–انگلیسی استاین‌گس (چاپ ۱۸۹۲ میلادی) است که نشان می‌دهد این واژه در زمان نگارش این کتاب در زبان شفاهی مردم وجود داشته است.[۴۱]
  5. ↑ در متون کهن و شعر کلاسیک فارسی، واژهٔ «آبله» کاربردی دوگانه داشته است: از یک سو به معنای لغوی و عامِ آن، یعنی «تاول» (برآمدگیِ پوستیِ حاوی مایع بر اثر عواملی چون سوختگی یا راهپیماییِ طولانی، مانند مفهوم «آبله‌پا») به کار می‌رفته، و از سوی دیگر، به‌طور خاص برای اشاره به «بیماری عفونی آبله» (معادل جُدَری) استفاده می‌شده است. شاعرانی چون خاقانی و نظامی گنجوی با توجه به پیامدهای وخیمِ این بیماری (همچون نابینایی و ایجاد فرورفتگی‌های ماندگار در صورت که به «آبله‌رو» شدن معروف بود)، از این مفهومِ دومِ واژه برای استعاره‌سازی و تصویرپردازی‌های شاعرانه بهره برده‌اند.[۵۷][۵۸][۵۹]
  6. ↑ این کلمه به ریشهٔ فعلی سانسکریت «هْری» (به دیواناگری: हृ، به لاتین: hṛ) بازمی‌گردد که در حالت اسمی به صورت «هَرَه» (हर، hara) یا «هارا» (हार، hāra) درآمده و به معنای «بَرَنده»، «رُباینده» و «از بین برنده» است.[۱۲۶][۱۲۷]
  7. ↑ اشاره‌ای که احتمالاً به هاری مربوط است، در بندهای ۵۶ و ۵۷ قوانین اشنونا دیده می‌شود. این بندها مسئولیت صاحب سگی را تعیین می‌کنند که مقام‌های محلی دربارهٔ «خشمگین» یا خطرناک بودن آن هشدار داده‌اند و سپس با گازگرفتن انسانی باعث مرگ او شده است. برخی پژوهشگران این مقررات را نشان‌دهندهٔ آگاهی از ارتباط میان گازگرفتگی سگ هار و مرگ انسان دانسته‌اند، هرچند تعبیر واژهٔ به‌کاررفته به «هار» قطعی نیست.[۱۳۰]
  8. ↑ ارسطو (۳۸۴–۳۲۲ پیش از میلاد) در کتاب تاریخ جانوران هاری را بیماری‌ای توصیف کرد که سگ را دیوانه می‌کند و از طریق گازگرفتگی به جانوران دیگر منتقل می‌شود؛ بااین‌حال، برخلاف دانسته‌های امروزی، انسان را از جانوران مستعد ابتلا مستثنا دانست.[۱۳۱]
  9. ↑ نرخ مرگ‌ومیر (Mortality rate) شاخصی است که نسبتِ تعداد کل مرگ‌ومیرهای ناشی از یک بیماری را در «کل جمعیتِ در معرض خطر» (شامل افراد سالم و بیمار در یک منطقه) ارزیابی می‌کند. این شاخص معمولاً تأثیر کلی بیماری بر جمعیت را نشان می‌دهد.[۳۲۸]
  10. ↑ نسبت کشندگی موارد (Case fatality rate/ratio) نشان‌دهندهٔ درصد مرگ‌ومیر منحصراً در میان افرادِ مبتلا به یک بیماری خاص است. این شاخص برای سنجش شدت، وخامت و مرگبار بودنِ خودِ پاتوژن به کار می‌رود.[۳۲۹]
  11. ↑ شاخص «مرگ‌ومیر مازاد» (Excess mortality) به تفاوت میان تعداد کل مرگ‌ومیرهای رخ‌داده در یک بازهٔ زمانی مشخص (صرف‌نظر از علت مرگ) و آمار مرگ‌ومیرِ مورد انتظار در همان بازه (بر اساس روندهای تاریخی سال‌های پیش از بحران) اطلاق می‌شود. در زمان شیوع بیماری‌های همه‌گیر نظیر کووید-۱۹ یا بلایای طبیعی، این شاخص معیار جامع‌تر و دقیق‌تری نسبت به آمار رسمیِ تلفات ارائه می‌دهد؛ زیرا نه‌تنها مرگ‌های مستقیمِ اما تشخیص‌داده‌نشده را در بر می‌گیرد، بلکه تلفات غیرمستقیمِ ناشی از فشار بر سیستم‌های بهداشتی، اختلال در خدمات پزشکی و تأخیر در دریافت مراقبت‌های درمانی را نیز محاسبه می‌کند.[۳۸۰]

واژگان

  1. ↑ Southern bean mosaic virus (SBMV)
  2. ↑ Mary Wortley Montagu
  3. ↑ Edward Wortley Montagu
  4. ↑ variolation
  5. ↑ Charles Maitland
  6. ↑ Newgate Prison
  7. ↑ James Phipps
  8. ↑ Joseph Meister
  9. ↑ Jean-Baptiste Jupille
  10. ↑ filterable virus
  11. ↑ Janet Parker
  12. ↑ Henry Bedson
  13. ↑ Fred Soper
  14. ↑ Highly Pathogenic Avian Influenza
  15. ↑ Bemisia tabaci
  16. ↑ Zoonosis
  17. ↑ Culex modestus
  18. ↑ Nipah
  19. ↑ Mastomys natalensis

پانویس

  1. ↑ Diamond, J.; Bellwood, P. (2003). "Farmers and Their Languages: The First Expansions". Science (in English). 300 (5619): 597–603. Bibcode:2003Sci...300..597D. CiteSeerX 10.1.1.1013.4523. doi:10.1126/science.1078208. PMID 12714734. S2CID 13350469.
  2. 1 2 3 4 McMichael AJ (2004). "Environmental and social influences on emerging infectious diseases: past, present and future". Philosophical Transactions of the Royal Society B (in English). 359 (1447): 1049–1058. doi:10.1098/rstb.2004.1480. PMC 1693387. PMID 15306389.
  3. ↑ Clark 2010, p. 56.
  4. ↑ Barrett & Armelagos 2013, p. 28.
  5. ↑ Forni, Diego; Molteni, Cristian; Cagliani, Rachele; Clerici, Mario; Sironi, Manuela (2023). "Analysis of variola virus molecular evolution suggests an old origin of the virus consistent with historical records". Microbial Genomics (in English). 9 (1) 000932. doi:10.1099/mgen.0.000932. PMID 36748699.
  6. ↑ Mühlemann, Barbara (2020). "Diverse variola virus (smallpox) strains were widespread in northern Europe in the Viking Age". Science (in English). 369 (6502) eaaw8977. doi:10.1126/science.aaw8977. PMID 32703849.
  7. ↑ Parrish CR, Holmes EC, Morens DM, Park ES, Burke DS, Calisher CH, Laughlin CA, Saif LJ, Daszak P (2008). "Cross-species virus transmission and the emergence of new epidemic diseases". Microbiology and Molecular Biology Reviews (in English). 72 (3): 457–470. doi:10.1128/MMBR.00004-08. PMC 2546865. PMID 18772285.
  8. ↑ Georges AJ, Matton T, Courbot-Georges MC (2004). "[Monkey-pox, a model of emergent then reemergent disease]". Médecine et Maladies Infectieuses (in French). 34 (1): 12–19. doi:10.1016/j.medmal.2003.09.008. PMC 9631469. PMID 15617321.
  9. ↑ "Host–Pathogen Interactions Influencing Zoonotic Spillover Potential and Transmission in Humans". Viruses (in English). 15 (3): 599. 2023. doi:10.3390/v15030599. PMC 10054025.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:doi رایگان بی‌نشان (رده)
  10. 1 2 Tucker 2002, p. 6.
  11. ↑ Clark 2010, p. 20.
  12. ↑ Barker 2009, p. 1.
  13. 1 2 Gibbs AJ, Ohshima K, Phillips MJ, Gibbs MJ (2008). Lindenbach B (ed.). "The prehistory of potyviruses: their initial radiation was during the dawn of agriculture". PLOS ONE (in English). 3 (6) e2523. Bibcode:2008PLoSO...3.2523G. doi:10.1371/journal.pone.0002523. PMC 2429970. PMID 18575612.
  14. ↑ Fargette D, Pinel-Galzi A, Sérémé D, Lacombe S, Hébrard E, Traoré O, Konaté G (2008). Holmes EC (ed.). "Diversification of rice yellow mottle virus and related viruses spans the history of agriculture from the neolithic to the present". PLOS Pathogens (in English). 4 (8) e1000125. doi:10.1371/journal.ppat.1000125. PMC 2495034. PMID 18704169.
  15. ↑ Zeder MA (2008). "Domestication and early agriculture in the Mediterranean Basin: origins, diffusion, and impact". Proceedings of the National Academy of Sciences of the United States of America (in English). 105 (33): 11597–11604. Bibcode:2008PNAS..10511597Z. doi:10.1073/pnas.0801317105. PMC 2575338. PMID 18697943.
  16. ↑ McNeill 1998, p. 71.
  17. ↑ Baker 2008, pp. 40–50.
  18. ↑ McNeill 1998, p. 73.
  19. ↑ Clark 2010, pp. 57–58.
  20. 1 2 Crawford 2000, p. 225.
  21. ↑ White DW, Suzanne Beard R, Barton ES (2012). "Immune modulation during latent herpesvirus infection". Immunological Reviews (in English). 245 (1): 189–208. doi:10.1111/j.1600-065X.2011.01074.x. PMC 3243940. PMID 22168421.
  22. ↑ Shors 2017, p. 16.
  23. ↑ Donadoni 1997, p. 292.
  24. ↑ Taylor 2014, p. 4.
  25. ↑ Raoult & Drancourt 2008, p. 162.
  26. ↑ Crawford 2009, p. 76.
  27. ↑ Baker 2008, p. 25.
  28. ↑ Schippmann, Klaus (15 December 1988). "BALĀŠ v. Balāš IV". Encyclopaedia Iranica (in English). Vol. III. pp. 574–580. Retrieved 7 اوت 2026.
  29. ↑ Crawford 2009, p. 78.
  30. ↑ Newfield, Timothy P.; Duggan, Ana T.; Poinar, Hendrik (2022). "Smallpox's antiquity in doubt". Journal of Roman Archaeology (in English). 35 (2): 897–913. doi:10.1017/S1047759422000290.
  31. 1 2 Levins & Wilson 1994, pp. 297–298.
  32. ↑ Tibi S (2010). "Rhazes Diagnostic Differentiation of Smallpox and Measles". International Research Journal of Medicine and Medical Sciences (in English).
  33. ↑ "Observations on Smallpox by the 9th Century Persian Physician Rhazes (865–925)" (in English). London School of Hygiene & Tropical Medicine. Retrieved 7 اوت 2026.
  34. ↑ "HUMORALISM" (in English). Encyclopaedia Iranica. Retrieved 7 اوت 2026.
  35. ↑ "البحث عن: الحصبة" (in Arabic). مجمع اللغة العربیة بالقاهرة. Retrieved 7 اوت 2026.
  36. ↑ "تعریف و معنی جدری فی معجم المعانی الجامع" (in Arabic). قاموس المعانی. Retrieved 7 اوت 2026.
  37. ↑ Dobson 2008, pp. 140–141.
  38. ↑ اخوینی بخاری, ابوبکر ربیع بن احمد (1344). متینی, جلال (ed.). هدایة المتعلمین فی الطب. دانشگاه مشهد. p. 736. Retrieved 7 اوت 2026.
  39. ↑ مبلی, معصومه; حامدی, شکوه السادات; معماریانی, زهرا; قبادی, علی; بزرگی, محبوبه; شمس اردکانی, محمدرضا (1391). "حکیم یوسفی و ریاض الادویه" (PDF). مجله طب سنتی اسلام و ایران. 3 (3): 377–381. Retrieved 7 اوت 2026.
  40. ↑ "سرخجه". مؤسسهٔ لغت‌نامهٔ دهخدا و مرکز بین‌المللی آموزش زبان فارسی. دانشگاه تهران. Retrieved 7 اوت 2026.
  41. ↑ Steingass, Francis Joseph (1892). A Comprehensive Persian-English dictionary (in English). Routledge & K. Paul. Retrieved 7 اوت 2026.
  42. ↑ "سرخک". مؤسسهٔ لغت‌نامهٔ دهخدا و مرکز بین‌المللی آموزش زبان فارسی. دانشگاه تهران. Retrieved 9 August 2026.
  43. ↑ Karlen 1996, p. 57.
  44. ↑ Düx, Ariane (2020). "Measles virus and rinderpest virus divergence dated to the sixth century BCE". Science (in English). 368 (6497): 1367–1370. doi:10.1126/science.aba9411. PMC 7713999. PMID 32554594.
  45. 1 2 Zuckerman, Arie J. (1987). Principles and practice of clinical virology (in English). New York: Wiley. p. 459. ISBN 978-0-471-90341-3.
  46. ↑ Mahy & Van Regenmortel 2009a, p. 10.
  47. ↑ Saunders, Keith; Bedford, Ian D.; Yahara, Tetsukazu; Stanley, John (2003). "Aetiology: The earliest recorded plant virus disease". Nature (in English). 422 (6934): 831. doi:10.1038/422831a. PMID 12712190.
  48. ↑ Gottfried RS (1977). "Population, plague, and the sweating sickness: demographic movements in late fifteenth-century England". The Journal of British Studies (in English). 17 (1): 12–37. doi:10.1086/385710. PMID 11632234. S2CID 145168233.
  49. 1 2 3 4 5 6 Mahy & Van Regenmortel 2009b, p. 243.
  50. ↑ Dalfardi B, Esnaashary MH, Yarmohammadi H (2014). "Rabies in medieval Persian literature – the Canon of Avicenna (980–1037 AD)". Infectious Diseases of Poverty (in English). 3: 7. doi:10.1186/2049-9957-3-7. PMC 3933285.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:doi رایگان بی‌نشان (رده)
  51. 1 2 Shors 2017, p. 586.
  52. ↑ Mortimer 2009, p. 211.
  53. ↑ Scott 2010, p. 10.
  54. ↑ Riedel S (2005). "Edward Jenner and the history of smallpox and vaccination". Proceedings (Baylor University. Medical Center) (in English). 18 (1): 21–25. doi:10.1080/08998280.2005.11928028. PMC 1200696. PMID 16200144.
  55. ↑ Clark 2010, p. 21.
  56. 1 2 Floor, Willem. "History of Smallpox (Ābele) in Persia". Academia.edu (in English). Retrieved 7 August 2026.
  57. ↑ "آبله". مؤسسهٔ لغت‌نامهٔ دهخدا و مرکز بین‌المللی آموزش زبان فارسی. دانشگاه تهران. Retrieved 7 August 2026.
  58. ↑ "واژه آبله در آثار خاقانی". گنجور. Retrieved 7 August 2026.
  59. ↑ "واژه آبله در آثار نظامی گنجوی". گنجور. Retrieved 7 August 2026.
  60. ↑ Gilchrist 2012, p. 41.
  61. 1 2 Retief F, Cilliers L (2010). "Measles in antiquity and the Middle Ages". South African Medical Journal (in English). 100 (4): 216–217. doi:10.7196/SAMJ.3504. PMID 20459960.
  62. ↑ Barrett, Pastoret & Taylor 2006, p. 15.
  63. ↑ "Rinderpest eradicated" (in English). American Veterinary Medical Association (AVMA). Retrieved 7 August 2026.
  64. 1 2 Barrett, Pastoret & Taylor 2006, p. 87.
  65. ↑ Quinn 2008, pp. 40–41.
  66. ↑ McNeill 1998, p. 229.
  67. ↑ Penn 2012, pp. 325–326.
  68. ↑ Kohn 1995, p. 100.
  69. ↑ Kohn 1995, pp. 100–101.
  70. 1 2 Mortimer 2012, p. 278.
  71. ↑ Quinn 2008, p. 41.
  72. ↑ Karlen 1996, p. 81.
  73. ↑ Quinn 2008, p. 40.
  74. ↑ Elmer 2004, p. xv.
  75. ↑ Porter 1995, p. 9.
  76. ↑ Quinn 2008, p. 9.
  77. ↑ Quinn 2008, pp. 39–57.
  78. ↑ Dobson 2008, p. 172.
  79. 1 2 3 Afkhami, Amir Arsalan (15 December 2004). "Influenza". Encyclopædia Iranica (in English). Vol. 13. pp. 140–143. Retrieved 7 August 2026.
  80. ↑ Quinn 2008, p. 59.
  81. 1 2 Potter CW (2001). "A history of influenza". Journal of Applied Microbiology (in English). 91 (4): 572–579. Bibcode:2001JApMb..91..572P. doi:10.1046/j.1365-2672.2001.01492.x. PMID 11576290.
  82. ↑ Quinn 2008, p. 71.
  83. ↑ Quinn 2008, p. 72.
  84. ↑ Dobson 2008, p. 174.
  85. 1 2 Glynn & Glynn 2004, p. 31.
  86. ↑ Tucker 2002, p. 10.
  87. ↑ Berdan 2005, pp. 182–183.
  88. ↑ Glynn & Glynn 2004, p. 33.
  89. ↑ Standford 2012, p. 108.
  90. ↑ Barrett & Armelagos 2013, p. 42.
  91. ↑ Oldstone 2009, pp. 61–68.
  92. ↑ Valdiserri 2003, p. 3.
  93. 1 2 Tucker 2002, pp. 12–13.
  94. ↑ Glynn & Glynn 2004, p. 145.
  95. 1 2 Azizi MH, Azizi F (2020). "Fatal infectious epidemics in Iran in the last two centuries; what lessons can we learn from preceding outbreaks? A brief historical review". Archives of Iranian Medicine (in English). 23 (8): 578–581. doi:10.34172/aim.2020.66. PMID 32856430.
  96. ↑ Sloan AW (1987). "Thomas Sydenham, 1624–1689". South African Medical Journal (in English). 72 (4): 275–278. PMID 3303370.
  97. ↑ Mahy & Van Regenmortel 2009b, p. 514.
  98. ↑ Donohue, Laura K. (2014). "Biodefense and Constitutional Constraints". University of Miami National Security & Armed Conflict Law Review (in English). 4: 82–154.
  99. 1 2 Patterson KD (1992). "Yellow fever epidemics and mortality in the United States, 1693–1905". Social Science & Medicine (in English). 34 (8): 855–865. doi:10.1016/0277-9536(92)90255-O. PMID 1604377.
  100. ↑ Chakraborty 2008, pp. 16–17.
  101. ↑ Crawford 2011, pp. 121–122.
  102. ↑ Mahy & Van Regenmortel 2009a, pp. 10–11.
  103. ↑ Crawford 2011, p. 122.
  104. ↑ Zuckerman 1999, p. 21.
  105. ↑ "Innovations from the Levant: smallpox inoculation and perceptions of scientific medicine". The British Journal for the History of Science (in English). Cambridge University Press.
  106. ↑ Tucker 2002, pp. 16–17.
  107. ↑ Rhodes 2013, p. 17.
  108. ↑ Tucker 2002, p. 17.
  109. ↑ Lane 2001, p. 137.
  110. ↑ Rhodes 2013, p. 21.
  111. ↑ Lane 2001, pp. 138–139.
  112. ↑ Zimmer 2021, p. 111.
  113. ↑ Booss & August 2013, p. 57.
  114. ↑ Reid 1974, p. 16.
  115. ↑ Greenwood 2008, p. 354.
  116. ↑ Reid 1974, p. 18.
  117. ↑ Reid 1974, p. 19.
  118. 1 2 Lane 2001, p. 140.
  119. ↑ Brunton 2008, pp. 39–45.
  120. ↑ Glynn & Glynn 2004, p. 153.
  121. ↑ Brunton 2008, p. 91.
  122. ↑ Glynn & Glynn 2004, p. 161.
  123. ↑ Glynn & Glynn 2004, p. 163.
  124. ↑ Glynn & Glynn 2004, p. 164.
  125. ↑ "Rabies" (in English). World Health Organization. 5 June 2024. Retrieved 7 August 2026.
  126. ↑ Monier-Williams, Monier (1899). A Sanskrit-English Dictionary (in English). Oxford University Press. p. 1289.
  127. ↑ "Sanskrit Dictionary: हर (hara)". sanskritdictionary.com (in English). Retrieved 7 August 2026.
  128. ↑ "هار". مؤسسهٔ لغت‌نامهٔ دهخدا و مرکز بین‌المللی آموزش زبان فارسی. دانشگاه تهران. Retrieved 7 August 2026.
  129. ↑ Yuhong, Wu (2001). "Rabies and Rabid Dogs in Sumerian and Akkadian Literature". Journal of the American Oriental Society (in English). 121 (1): 32–43. doi:10.2307/606727. JSTOR 606727.
  130. ↑ Tarantola, Arnaud (2017). "Four Thousand Years of Concepts Relating to Rabies in Animals and Humans, Its Prevention and Its Cure". Tropical Medicine and Infectious Disease (in English). 2 (2): 5. doi:10.3390/tropicalmed2020005. PMC 6082082. PMID 30270864.
  131. ↑ Aristotle (1991). History of Animals. Loeb Classical Library (in English). Vol. 439. Harvard University Press. Book VIII, section 22.
  132. ↑ Reid 1974, pp. 93–94.
  133. ↑ Reid 1974, p. 96.
  134. ↑ Reid 1974, pp. 97–98.
  135. ↑ Dobson 2008, p. 159.
  136. ↑ Dobson 2008, pp. 159–160.
  137. ↑ Dreesen DW (1997). "A global review of rabies vaccines for human use". Vaccine (in English). 15: S2–6. doi:10.1016/S0264-410X(96)00314-3. PMID 9218283.
  138. ↑ Kristensson K, Dastur DK, Manghani DK, Tsiang H, Bentivoglio M (1996). "Rabies: interactions between neurons and viruses. A review of the history of Negri inclusion bodies". Neuropathology and Applied Neurobiology (in English). 22 (3): 179–187. doi:10.1111/j.1365-2990.1996.tb00893.x. PMID 8804019. S2CID 22454370.
  139. ↑ Crawford 2000, p. 14.
  140. ↑ Kruger DH, Schneck P, Gelderblom HR (2000). "Helmut Ruska and the visualisation of viruses". Lancet (in English). 355 (9216): 1713–1717. doi:10.1016/S0140-6736(00)02250-9. PMID 10905259. S2CID 12347337.
  141. ↑ Crawford 2000, p. 15.
  142. ↑ Oldstone 2009, pp. 22–40.
  143. ↑ Baker 2008, p. 70.
  144. ↑ Levins & Wilson 1994, pp. 123–125, 157–168, 195–198, 199–205.
  145. ↑ Karlen 1996, p. 229.
  146. ↑ Mahy & Van Regenmortel 2009b, p. 585.
  147. ↑ Dobson 2008, p. 202.
  148. ↑ Oxford, Kellam & Collier 2016, pp. 332–333.
  149. ↑ Taubenberger JK, Morens DM (April 2010). "Influenza: the once and future pandemic". Public Health Reports (in English). 125 (Suppl 3): 16–26. doi:10.1177/00333549101250S305. PMC 2862331. PMID 20568566.
  150. ↑ van den Hoogen BG, Bestebroer TM, Osterhaus AD, Fouchier RA (2002). "Analysis of the genomic sequence of a human metapneumovirus". Virology (in English). 295 (1): 119–132. doi:10.1006/viro.2001.1355. hdl:1765/3864. PMID 12033771.
  151. ↑ Frazer IH, Lowy DR, Schiller JT (2007). "Prevention of cancer through immunization: Prospects and challenges for the 21st century". European Journal of Immunology (in English). 37 (Suppl 1): S148–155. doi:10.1002/eji.200737820. PMID 17972339.
  152. ↑ Wolfe ND, Heneine W, Carr JK, Garcia AD, Shanmugam V, Tamoufe U, Torimiro JN, Prosser AT, Lebreton M, Mpoudi-Ngole E, McCutchan FE, Birx DL, Folks TM, Burke DS, Switzer WM (2005). "Emergence of unique primate T-lymphotropic viruses among central African bushmeat hunters". Proceedings of the National Academy of Sciences of the United States of America (in English). 102 (22): 7994–7999. Bibcode:2005PNAS..102.7994W. doi:10.1073/pnas.0501734102. PMC 1142377. PMID 15911757.
  153. ↑ Arslan D, Legendre M, Seltzer V, Abergel C, Claverie JM (2011). "Distant mimivirus relative with a larger genome highlights the fundamental features of Megaviridae". Proceedings of the National Academy of Sciences of the United States of America (in English). 108 (42): 17486–17491. Bibcode:2011PNAS..10817486A. doi:10.1073/pnas.1110889108. PMC 3198346. PMID 21987820.
  154. ↑ Zimmer 2021, pp. 127–130.
  155. ↑ Glynn & Glynn 2004, pp. 218–219.
  156. ↑ Oldstone 2009, p. 4.
  157. ↑ Wolfe 2012, p. 113.
  158. 1 2 Glynn & Glynn 2004, p. 200.
  159. 1 2 Crawford 2000, p. 220.
  160. ↑ Karlen 1996, p. 154.
  161. ↑ Shors 2017, p. 628.
  162. ↑ Glynn & Glynn 2004, p. 201.
  163. ↑ Glynn & Glynn 2004, pp. 202–203.
  164. ↑ Belongia EA, Naleway AL (2003). "Smallpox vaccine: the good, the bad, and the ugly". Clinical Medicine & Research (in English). 1 (2): 87–92. doi:10.3121/cmr.1.2.87. PMC 1069029. PMID 15931293.
  165. ↑ "Commemorating Smallpox Eradication – a legacy of hope, for COVID-19 and other diseases". World Health Organization (in English). 8 May 2020. Retrieved 7 August 2026.
  166. ↑ Glynn & Glynn 2004, pp. 186–189.
  167. ↑ Schrick, L; Tausch, SH; Pänke, PW; et al. (October 2017). "An Early American Smallpox Vaccine Based on Horsepox". The New England Journal of Medicine (in English). 377 (15): 1491–1492. doi:10.1056/NEJMc1707600. PMID 29020595.
  168. ↑ Tucker 2002, pp. 126–131.
  169. ↑ Weinstein RS (April 2011). "Should remaining stockpiles of smallpox virus (variola) be destroyed?". Emerging Infectious Diseases (in English). 17 (4): 681–683. doi:10.3201/eid1704.101865. PMC 3377425. PMID 21470459.
  170. ↑ McNeil Jr DG (12 March 2013). "Wary of Attack With Smallpox, U.S. Buys Up a Costly Drug". New York Times (in English). Retrieved 19 December 2014.
  171. ↑ Oldstone 2009, pp. 84.
  172. ↑ Azizi, MH; Azizi, F (2010). "A Brief History of Smallpox Eradication in Iran". Archives of Iranian Medicine (in English). 13 (1): 69–73. PMID 20039774.
  173. ↑ Fetter B, Kessler S (1996). "Scars from a Childhood Disease: Measles in the Concentration Camps during the Boer War". Social Science History (in English). 20 (4): 593−611. doi:10.2307/1171343. JSTOR 1171343.
  174. ↑ Dick 1978, p. 66.
  175. 1 2 Earn DJ, Rohani P, Bolker BM, Grenfell BT (2000). "A simple model for complex dynamical transitions in epidemics". Science (in English). 287 (5453): 667–670. Bibcode:2000Sci...287..667E. doi:10.1126/science.287.5453.667. PMID 10650003. S2CID 11177006.
  176. ↑ Pomeroy LW, Bjørnstad ON, Holmes EC (2008). "The evolutionary and epidemiological dynamics of the paramyxoviridae". Journal of Molecular Evolution (in English). 66 (2): 98–106. Bibcode:2008JMolE..66...98P. doi:10.1007/s00239-007-9040-x. PMC 3334863. PMID 18217182.
  177. ↑ Conlan AJ, Grenfell BT (2007). "Seasonality and the persistence and invasion of measles". Proceedings of the Royal Society B: Biological Sciences (in English). 274 (1614): 1133–1141. doi:10.1098/rspb.2006.0030. PMC 1914306. PMID 17327206.
  178. 1 2 Oldstone 2009, p. 135.
  179. ↑ Dobson 2008, p. 145.
  180. ↑ Oldstone 2009, pp. 137–138.
  181. ↑ Oldstone 2009, pp. 136–137.
  182. ↑ Oldstone 2009, pp. 156–158.
  183. 1 2 Waterhouse 2012, pp. 229–230.
  184. 1 2 Wise J (2013). "Largest group of children affected by measles outbreak in Wales is 10–18 year olds". BMJ (Clinical Research Ed.) (in English). 346 f2545. doi:10.1136/bmj.f2545. PMID 23604089. S2CID 8714206.
  185. ↑ Oldstone 2009, p. 155.
  186. ↑ Oldstone 2009, p. 156.
  187. ↑ Centers for Disease Control and Prevention (CDC) (2008). "Progress toward measles elimination—Japan, 1999–2008". MMWR. Morbidity and Mortality Weekly Report (in English). 57 (38): 1049–1052. PMID 18818586. Retrieved 19 December 2014.
  188. ↑ "Measles – Japan". World Health Organization (in English). 20 June 2018. Retrieved 7 August 2026.
  189. ↑ Moss WJ, Griffin DE (2006). "Global measles elimination". Nature Reviews Microbiology (in English). 4 (12): 900–908. doi:10.1038/nrmicro1550. PMC 7097605. PMID 17088933.
  190. ↑ "WHO declares countries measles and rubella free" (in English). World Health Organization - Regional Office for the Eastern Mediterranean. 28 May 2019. Retrieved 7 August 2026.
  191. ↑ Hamidi, O; Poorolajal, J (2022). "Measles Elimination Successful and Its Relevant Challenges in Iran". Journal of Research in Health Sciences (in English). 22 (1). doi:10.34172/jrhs.2022.75. PMC 9188879. PMID 35815340.
  192. ↑ Karlen 1996, p. 149.
  193. ↑ Karlen 1996, p. 150.
  194. ↑ "Notifiable diseases: historic annual totals". GOV.UK (in English). 12 December 2022.
  195. ↑ Dobson 2008, pp. 163–164.
  196. ↑ Karlen 1996, p. 151.
  197. ↑ Karlen 1996, p. 152.
  198. ↑ Mahy & Van Regenmortel 2009b, p. 222.
  199. 1 2 Dobson 2008, p. 166.
  200. 1 2 Karlen 1996, p. 153.
  201. ↑ Oldstone 2009, p. 179.
  202. ↑ Greenwood 2008, p. 367.
  203. ↑ Karlen 1996, pp. 153–154.
  204. ↑ Dobson 2008, p. 165.
  205. ↑ "20 years since European Region was first declared polio free". World Health Organization Regional Office for Europe (in English). 20 June 2022. Retrieved 7 August 2026.
  206. ↑ Pirio GA, Kaufmann J (2010). "Polio eradication is just over the horizon: the challenges of global resource mobilization". Journal of Health Communication (in English). 15 (Suppl 1): 66–83. doi:10.1080/10810731003695383. PMID 20455167. S2CID 26400652.
  207. ↑ "Polio Eradication Strategy 2022–2026: Delivering on a Promise" (PDF) (in English). Global Polio Eradication Initiative, World Health Organization. 2021.
  208. ↑ "GPEI Strategy Mid-Term Review and Extension" (in English). Global Polio Eradication Initiative. Retrieved 7 August 2026.
  209. ↑ "Technical Advisory Group sets priorities and benchmarks to end polio in Afghanistan and Pakistan". Global Polio Eradication Initiative (in English). 10 June 2026. Retrieved 7 August 2026.
  210. ↑ "Nigeria polio vaccinators shot dead in Kano". BBC News (in English). BBC. 8 February 2013. Retrieved 19 December 2014.
  211. ↑ Smith, David (8 February 2013). "Polio workers in Nigeria shot dead". The Guardian (in English). London. Retrieved 19 December 2014.
  212. ↑ "Pakistani Police Guard Killed In New Polio-Worker Attack". Radio Free Europe/Radio Liberty (in English). 26 February 2013. Retrieved 7 August 2026.
  213. ↑ "Polio Eradication Initiative in the Islamic Republic of Iran" (in English). World Health Organization - Regional Office for the Eastern Mediterranean (WHO EMRO). Retrieved 7 August 2026.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:وضعیت پیوند (رده)
  214. ↑ Clark 2010, p. 149.
  215. ↑ Gao F, Bailes E, Robertson DL, Chen Y, Rodenburg CM, Michael SF, Cummins LB, Arthur LO, Peeters M, Shaw GM, Sharp PM, Hahn BH (1999). "Origin of HIV-1 in the chimpanzee Pan troglodytes troglodytes". Nature (in English). 397 (6718): 436–441. Bibcode:1999Natur.397..436G. doi:10.1038/17130. PMID 9989410. S2CID 4432185.
  216. ↑ Sharp PM, Hahn BH (September 2011). "Origins of HIV and the AIDS pandemic". Cold Spring Harbor Perspectives in Medicine (in English). 1 (1): a006841. doi:10.1101/cshperspect.a006841. PMC 3234451. PMID 22229120.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:شماره مقاله به‌جای شماره صفحه (رده)
  217. ↑ Tongo M, Martin DP, Dorfman JR (April 2021). "Elucidation of Early Evolution of HIV-1 Group M in the Congo Basin Using Computational Methods". Genes (in English). 12 (4): 517. doi:10.3390/genes12040517. PMC 8065694. PMID 33918115.
  218. ↑ "HIV and AIDS" (in English). World Health Organization. 27 July 2026. Retrieved 7 August 2026.
  219. ↑ Mawar N, Saha S, Pandit A, Mahajan U (2005). "The third phase of HIV pandemic: social consequences of HIV/AIDS stigma & discrimination & future needs". The Indian Journal of Medical Research (in English). 122 (6): 471–484. PMID 16517997.
  220. ↑ Esparza J, Osmanov S (2003). "HIV vaccines: a global perspective". Current Molecular Medicine (in English). 3 (3): 183–193. doi:10.2174/1566524033479825. PMID 12699356.
  221. ↑ Centers for Disease Control (5 June 1981). "Pneumocystis Pneumonia—Los Angeles". Morbidity and Mortality Weekly Report (in English). 30 (21): 250–252. Retrieved 7 August 2026.
  222. ↑ Weeks 2009, pp. 15–21.
  223. ↑ Crawford 2013, pp. 122–123.
  224. ↑ Crawford 2013, p. 173.
  225. ↑ Weeks 2009, p. 19.
  226. ↑ Levins & Wilson 1994, p. 279.
  227. ↑ Weeks 2009, p. 20.
  228. ↑ Valdiserri 2003, p. 184.
  229. ↑ Valdiserri 2003, pp. 14–17.
  230. ↑ Weeks 2009, pp. 303–316.
  231. ↑ Valdiserri 2003, p. 181.
  232. ↑ "UNAIDS announces that the goal of 15 million people on life-saving HIV treatment by 2015 has been met nine months ahead of schedule" (in English). UNAIDS. 14 July 2015. Retrieved 7 August 2026.
  233. ↑ Farnoosh, G; Alishiri, G; Hosseini Zijoud, SR (2018). "HIV/AIDS in Iran: A Historical and Epidemiological Review". Iranian Journal of Public Health (in English).
  234. ↑ "National and sub-national HIV/AIDS epidemiology, socioeconomic influences, and risk factors in Iran from 1990 to 2021, global burden of disease 2021 study". Scientific Reports (in English). Nature. 2025.
  235. ↑ "Iran (Islamic Republic of) - UNAIDS Country Factsheet" (in English). UNAIDS. Retrieved 7 August 2026.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:وضعیت پیوند (رده)
  236. ↑ SeyedAlinaghi, SA; Roozbahani, MM; Farhoudi, B; Dehghan Manshadi, SA; Jahanfar, S (2024). "HIV Infection in Iran: An Update on Epidemiology, Testing and Gaps". Acta Medica Iranica (in English). 62 (4): 173–181.
  237. ↑ "Flu Symptoms & Diagnosis". Centers for Disease Control and Prevention (CDC) (in English). 10 July 2019. Retrieved 24 January 2020.
  238. ↑ "Flu Symptoms & Complications" (in English). Centers for Disease Control and Prevention (CDC). 26 February 2019. Retrieved 6 July 2019.
  239. ↑ Call SA, Vollenweider MA, Hornung CA, Simel DL, McKinney WP (February 2005). "Does this patient have influenza?". JAMA (in English). 293 (8): 987–997. doi:10.1001/jama.293.8.987. PMID 15728170.
  240. ↑ Barry 2005, p. 111.
  241. ↑ Berche P (September 2022). "The enigma of the 1889 Russian flu pandemic: A coronavirus?". La Presse Médicale (in English). 51 (3): 104111. doi:10.1016/j.lpm.2022.104111. PMC 8813723. PMID 35124103.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:شماره مقاله به‌جای شماره صفحه (رده)
  242. 1 2 3 Karlen 1996, p. 144.
  243. ↑ Taubenberger JK, Morens DM (January 2006). "1918 Influenza: the mother of all pandemics". Emerging Infectious Diseases (in English). 12 (1): 15–22. doi:10.3201/eid1201.050979. PMC 3291398. PMID 16494711.
  244. ↑ Karlen 1996, p. 145.
  245. ↑ Jenkins 2012, p. 230.
  246. ↑ Barry 2005, pp. 364–365.
  247. 1 2 3 Ahmadi A (2016). "History of Influenza: Pandemics in Iran and the World". International Journal of Infection (in English). 3 (3). doi:10.17795/iji-35320.
  248. ↑ Afkhami, Amir A. (2003). "Compromised Constitutions: The Iranian Experience with the 1918 Influenza Pandemic". Bulletin of the History of Medicine (in English). 77 (2): 367–392. doi:10.1353/bhm.2003.0049.
  249. ↑ Bokaie S (2020). "Spanish Flu in Tehran from 1918 to 1920". Archives of Iranian Medicine (in English). 23 (11): 805–808. doi:10.34172/aim.2020.107. PMID 33246320.
  250. ↑ Barry 2005, p. 114.
  251. ↑ Mahy & Van Regenmortel 2009b, p. 174.
  252. ↑ Shors 2017, p. 432.
  253. ↑ Crawford 2000, p. 95.
  254. ↑ "Countries with risk of yellow fever transmission and countries requiring yellow fever vaccination (May 2021)" (in English). World Health Organization. 26 May 2021. Retrieved 7 August 2026.
  255. ↑ Weaver SC (2006). "Evolutionary influences in arboviral disease". Quasispecies: Concept and Implications for Virology. Current Topics in Microbiology and Immunology (in English). Vol. 299. pp. 285–314. doi:10.1007/3-540-26397-7_10. ISBN 978-3-540-26395-1. PMC 7120121. PMID 16568903.
  256. ↑ Levins & Wilson 1994, p. 138.
  257. ↑ Mahy & Van Regenmortel 2009b, p. 24.
  258. ↑ Chakraborty 2008, p. 38.
  259. ↑ Ziperman HH (1973). "A medical history of the Panama Canal". Surgery, Gynecology & Obstetrics (in English). 137 (1): 104–114. PMID 4576836.
  260. ↑ Dobson 2008, p. 148.
  261. ↑ Ansari MZ, Shope RE (1994). "Epidemiology of arboviral infections". Public Health Reviews (in English). 22 (1–2): 1–26. PMID 7809386.
  262. ↑ Barrett AD, Teuwen DE (2009). "Yellow fever vaccine – how does it work and why do rare cases of serious adverse events take place?". Current Opinion in Immunology (in English). 21 (3): 308–313. doi:10.1016/j.coi.2009.05.018. PMID 19520559.
  263. ↑ Cordellier R (1991). "[The epidemiology of yellow fever in Western Africa]". Bulletin of the World Health Organization (in French). 69 (1): 73–84. PMC 2393223. PMID 2054923.
  264. ↑ Karlen 1996, p. 157.
  265. ↑ Reiter P (2010). "West Nile virus in Europe: understanding the present to gauge the future". Eurosurveillance (in English). 15 (10): 19508. doi:10.2807/ese.15.10.19508-en. PMID 20403311.
  266. ↑ Ross TM (2010). "Dengue virus". Clinics in Laboratory Medicine (in English). 30 (1): 149–160. doi:10.1016/j.cll.2009.10.007. PMC 7115719. PMID 20513545.
  267. ↑ Hosseiniara, R; Mohammadi-Shahrokhi, V; Zarei, S; Dehghani, R (2024). "Aedes mosquito and dengue fever in Iran and worldwide: medical significance, prevention, and control". Feyz Medical Sciences Journal (in English). 28 (3): 324–334.
  268. ↑ "Dengue – Iran (Islamic Republic of)" (in English). World Health Organization. 22 July 2024. Retrieved 7 August 2026.
  269. ↑ Nikookar, SH; Fazeli-Dinan, M; Ziapour, SP; et al. (2025). "Dengue Fever Resurgence in Iran: An Integrative Review of Causative Factors and Control Strategies". Tropical Medicine and Infectious Disease (in English). 10 (11): 309. doi:10.3390/tropicalmed10110309.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:doi رایگان بی‌نشان (رده)
  270. ↑ Poiesz, BJ; Ruscetti, FW; Gazdar, AF; Bunn, PA; Minna, JD; Gallo, RC (1980). "Detection and isolation of type C retrovirus particles from fresh and cultured lymphocytes of a patient with cutaneous T-cell lymphoma". Proceedings of the National Academy of Sciences (in English). 77 (12): 7415–7419. doi:10.1073/pnas.77.12.7415. PMC 350514. PMID 6261256.
  271. ↑ Gessain, A; Cassar, O (2012). "Epidemiological Aspects and World Distribution of HTLV-1 Infection". Frontiers in Microbiology (in English). 3: 388. doi:10.3389/fmicb.2012.00388. PMC 3498738. PMID 23162541.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:doi رایگان بی‌نشان (رده)
  272. ↑ Rafatpanah, H; Hedayati-Moghaddam, MR; Fathimoghadam, F; Bidkhori, HR; Shamsian, SK; Ahmadi, S; Valizadeh, N (2011). "High prevalence of HTLV-I infection in Mashhad, Northeast Iran: a population-based seroepidemiology survey". Journal of Clinical Virology (in English). 52 (3): 172–176. doi:10.1016/j.jcv.2011.07.004. PMID 21840754.
  273. ↑ "Human T-lymphotropic virus-1" (in English). World Health Organization. Retrieved 9 August 2026.
  274. ↑ "Current Interventions to Prevent HTLV-1 Mother-to-Child Transmission and Their Effectiveness: A Systematic Review and Meta-Analysis". Microorganisms (in English). 10 (11): 2227. 2022. doi:10.3390/microorganisms10112227. PMC 9694434.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:doi رایگان بی‌نشان (رده)
  275. ↑ Sussman et al. 1998, p. 745.
  276. ↑ Zuckerman 1987, p. 135.
  277. ↑ Sharapov UM, Hu DJ (2010). "Viral hepatitis A, B, and C: grown-up issues". Adolescent Medicine: State of the Art Reviews (in English). 21 (2): 265–286, ix. PMID 21047029.
  278. ↑ Howard & Zuckerman 1979, p. 4.
  279. ↑ Purcell RH (1993). "The discovery of the hepatitis viruses". Gastroenterology (in English). 104 (4): 955–963. doi:10.1016/0016-5085(93)90261-a. PMID 8385046.
  280. ↑ Howard & Zuckerman 1979, p. 13.
  281. ↑ Maccallum FO (1946). "Homologous serum hepatitis". Proceedings of the Royal Society of Medicine (in English). 39 (10): 655–657. doi:10.1177/003591574603901013. PMC 2181938. PMID 19993377.
  282. ↑ Blumberg BS, Sutnick AI, London WT, Millman I (1970). "Australia antigen and hepatitis". The New England Journal of Medicine (in English). 283 (7): 349–354. doi:10.1056/NEJM197008132830707. PMID 4246769.
  283. ↑ Feinstone SM, Kapikian AZ, Purcell RH (7 December 1973). "Hepatitis A: Detection by Immune Electron Microscopy of a Viruslike Antigen Associated with Acute Illness". Science (in English). 182 (4116): 1026–1028. doi:10.1126/science.182.4116.1026. PMID 4356028.
  284. ↑ Allain JP, Candotti D (2012). "Hepatitis B virus in transfusion medicine: still a problem?". Biologicals (in English). 40 (3): 180–186. doi:10.1016/j.biologicals.2011.09.014. PMID 22305086.
  285. ↑ Howard & Zuckerman 1979, p. 191.
  286. ↑ Greif J, Hewitt W (1998). "The living canvas". Advance for Nurse Practitioners (in English). 6 (6): 26–31, 82. PMID 9708051.
  287. ↑ Nacopoulos AG, Lewtas AJ, Ousterhout MM (2010). "Syringe exchange programs: impact on injection drug users and the role of the pharmacist from a U.S. perspective". Journal of the American Pharmacists Association (in English). 50 (2): 148–157. doi:10.1331/JAPhA.2010.09178. PMID 20199955.
  288. ↑ Perkins HA, Busch MP (2010). "Transfusion-associated infections: 50 years of relentless challenges and remarkable progress". Transfusion (in English). 50 (10): 2080–2099. doi:10.1111/j.1537-2995.2010.02851.x. PMID 20738828. S2CID 30177793.
  289. ↑ "The epidemiology of hepatitis C virus in Iran: Systematic review and meta-analyses". Scientific Reports (in English). 8. 2018. doi:10.1038/s41598-017-18296-9. PMC 5760657.
  290. ↑ Salehi-Vaziri, M. (2016). "Hepatitis B virus infection in the general population of Iran: an updated systematic review and meta-analysis". Hepatitis Monthly (in English). 16 (4): e35577. doi:10.5812/hepatmon.35577. PMC 4888501. PMID 27257428.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:شماره مقاله به‌جای شماره صفحه (رده)
  291. ↑ "Harm reduction program and hepatitis C prevalence in people who inject drugs (PWID) in Iran: an updated systematic review and cumulative meta-analysis". Harm Reduction Journal (in English). 2021. PMID 33482831.
  292. ↑ Dubovi & Maclachlan 2010, p. 126.
  293. ↑ Mansley LM, Donaldson AI, Thrusfield MV, Honhold N (August 2011). "Destructive tension: mathematics versus experience--the progress and control of the 2001 foot and mouth disease epidemic in Great Britain". Revue Scientifique et Technique (International Office of Epizootics) (in English). 30 (2): 483–498. doi:10.20506/rst.30.2.2054. PMID 21961220.
  294. ↑ McNeill 1998, p. 70.
  295. ↑ Norton-Griffiths 1979, p. 3.
  296. ↑ Barrett, Pastoret & Taylor 2006, p. 105.
  297. ↑ Barrett, Pastoret & Taylor 2006, p. 106.
  298. ↑ Barrett, Pastoret & Taylor 2006, p. 109.
  299. ↑ Barrett, Pastoret & Taylor 2006, pp. 108–109.
  300. ↑ Barrett, Pastoret & Taylor 2006, p. 112.
  301. ↑ Barrett, Pastoret & Taylor 2006, p. 119.
  302. ↑ Barrett, Pastoret & Taylor 2006, pp. 120–121.
  303. ↑ Barrett, Pastoret & Taylor 2006, p. 122.
  304. ↑ Barrett, Pastoret & Taylor 2006, p. 137.
  305. ↑ Barrett, Pastoret & Taylor 2006, pp. 136–138.
  306. ↑ Joint FAO/OIE Committee on Global Rinderpest Eradication (PDF) (Report) (in English). Food and Agriculture Organisation of the United Nations; World Organisation for Animal Health. May 2011. p. 10. Retrieved 19 December 2014.
  307. ↑ "The distribution and nature of rinderpest" (in English). Food and Agriculture Organization (FAO). Retrieved 7 August 2026.
  308. ↑ "Rinderpest Virus: Historical Impact and Eradication" (in English). GIDEON. Retrieved 7 August 2026.
  309. ↑ "OIE Declares Global Eradication of Rinderpest Disease" (in English). IISD/SDG Knowledge Hub. Retrieved 7 August 2026.
  310. ↑ Paton DJ, Sumption KJ, Charleston B (2009). "Options for control of foot-and-mouth disease: knowledge, capability and policy". Philosophical Transactions of the Royal Society B (in English). 364 (1530): 2657–2667. doi:10.1098/rstb.2009.0100. PMC 2865093. PMID 19687036.
  311. ↑ Scudamore JM, Trevelyan GM, Tas MV, Varley EM, Hickman GA (2002). "Carcass disposal: lessons from Great Britain following the foot and mouth disease outbreaks of 2001". Revue Scientifique et Technique (International Office of Epizootics) (in English). 21 (3): 775–787. PMID 12523714.
  312. ↑ Mahy BW (2005). "Introduction and history of foot-and-mouth disease virus". Foot-and-Mouth Disease Virus. Current Topics in Microbiology and Immunology (in English). Vol. 288. pp. 1–8. doi:10.1007/3-540-27109-0_1. ISBN 978-3-540-22419-8. PMID 15648172.
  313. ↑ "Foot and mouth disease in Iran: An epidemiological spatial modeling study". Online Journal of Veterinary Research (in English). 20 (6): 403–409. 2016.
  314. ↑ "A vaccine based on the A/ASIA/G-VII lineage of foot-and-mouth disease virus offers low levels of protection against Circulating viruses from the A/ASIA/Iran-05 lineage". Viruses (in English). 14: 97. 2022.
  315. ↑ Arruda, B; Baker, ALV; Buckley, A; Anderson, TK; Torchetti, M; Bergeson, NH; Killian, ML; Lantz, K (April 2024). "Divergent Pathogenesis and Transmission of Highly Pathogenic Avian Influenza A(H5N1) in Swine". Emerging Infectious Diseases (in English). 30 (4): 738–751. doi:10.3201/eid3004.231141.
  316. ↑ Sussman et al. 1998, p. 386.
  317. ↑ Suarez DL (2010). "Avian influenza: our current understanding". Animal Health Research Reviews (in English). 11 (1): 19–33. doi:10.1017/S1466252310000095. PMID 20591211. S2CID 12429950.
  318. ↑ Feare CJ (2010). "Role of wild birds in the spread of highly pathogenic avian influenza virus H5N1 and implications for global surveillance". Avian Diseases (in English). 54 (1 Suppl): 201–212. doi:10.1637/8766-033109-ResNote.1. PMID 20521633. S2CID 37181340.
  319. ↑ Hadipour, MM (2010). "Seroprevalence survey of H9N2 avian influenza virus in backyard chickens around the Caspian Sea in Iran". Revista Brasileira de Ciência Avícola (in English).
  320. ↑ Ghafouri, SA; Ghalyanchi Langeroudi, A; Maghsoudloo, H; et al. (2021). "Surveillance of Highly Pathogenic Avian Influenza Viruses (H5Nx Subtypes) in Wild Birds in Iran, 2014-2019". Archives of Razi Institute (in English). 76 (4): 743–751. doi:10.22092/ari.2021.355979.1751. PMC 8594242. PMID 34824742.
  321. ↑ Abdi, M; Sadeghi, J (2024). "Serological survey of high and low pathogenic avian influenza viruses in migratory waterbirds of Neor Lake, Ardabil, northwest of Iran". Journal of Zoonotic Diseases (in English). 8 (1): 408–418. doi:10.22034/JZD.2024.18310.
  322. ↑ Durand B, Zanella G, Biteau-Coroller F, Locatelli C, Baurier F, Simon C, Le Drean E, Delaval J, Prengere E, Beaute V, Guis H (2010). "Anatomy of bluetongue virus serotype 8 epizootic wave, France, 2007–2008". Emerging Infectious Diseases (in English). 16 (12): 1861–1868. doi:10.3201/eid1612.100412. PMC 3294545. PMID 21122214.
  323. ↑ Mellor PS, Carpenter S, Harrup L, Baylis M, Mertens PP (2008). "Bluetongue in Europe and the Mediterranean Basin: history of occurrence prior to 2006". Preventive Veterinary Medicine (in English). 87 (1–2): 4–20. doi:10.1016/j.prevetmed.2008.06.002. PMID 18619694.
  324. ↑ "Bluetongue in Europe: How climate change is shifting disease patterns" (in English). World Organisation for Animal Health. 5 November 2024. Retrieved 7 August 2026.
  325. ↑ Khezri, Mohammad (2014). "Investigation of Bluetongue in Sheep in Western Iran with an Overview of Infection Since 1972". Journal of Scientific Research and Reports (in English). 3 (3): 469–477. doi:10.9734/JSRR/2014/7942.
  326. ↑ Khezri, M. (2013). "Seroprevalence of bluetongue disease in sheep in west and northwest provinces of Iran". Veterinary World (in English). 6 (8): 546–549. doi:10.5455/vetworld.2013.546-549. PMC 4312381.
  327. ↑ Najarnezhad, V.; Rajae, M. (2013). "Seroepidemiology of bluetongue disease in small ruminants of north-east of Iran". Asian Pacific Journal of Tropical Biomedicine (in English). 3 (6): 492–495. doi:10.1016/S2221-1691(13)60102-1. PMC 3644579.
  328. ↑ Porta, Miquel (2014). A Dictionary of Epidemiology (in English) (6th ed.). Oxford University Press. p. 189. ISBN 978-0-19-997673-7.
  329. ↑ Gordis, Leon (2014). Epidemiology (in English) (5th ed.). Elsevier Saunders. p. 65. ISBN 978-1-4557-3733-8.
  330. ↑ Jahanroshan, Navid; Dalir-Naghadeh, Bahram; Lotfollahzadeh, Samad; Abdollahi, Mostafa; Azarmi, Sareh; Moosakhani, Farhad (2023). "Bluetongue outbreak in a sheep flock from Iran". Veterinary Medicine and Science (in English). 9 (6): 2791–2795. doi:10.1002/vms3.1288. PMC 10650254. PMID 37776265.
  331. ↑ Carr et al. 1984, p. 251.
  332. 1 2 Kurstak 1984, p. 463.
  333. ↑ Sheat S, Winter S (January 2023). "Developing broad-spectrum resistance in cassava against viruses causing the cassava mosaic and the cassava brown streak diseases". Frontiers in Plant Science (in English). 14: 1042701. doi:10.3389/fpls.2023.1042701.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:شماره مقاله به‌جای شماره صفحه (رده)
  334. ↑ "Genus: Begomovirus". ICTV Report (in English). International Committee on Taxonomy of Viruses. Retrieved 7 August 2026.
  335. ↑ Legg JP (1999). "Emergence, spread and strategies for controlling the pandemic of cassava mosaic virus disease in east and central Africa". Crop Protection (in English). 18 (10): 627–637. Bibcode:1999CrPro..18..627L. doi:10.1016/S0261-2194(99)00062-9.
  336. ↑ Levins & Wilson 1994, pp. 181–183.
  337. ↑ Singh K, Wegulo SN, Skoracka A, Kundu JK (September 2018). "Wheat streak mosaic virus: a century old virus with rising importance worldwide". Molecular Plant Pathology (in English). 19 (9): 2193–2206. doi:10.1111/mpp.12683. PMC 6638073. PMID 29575495.
  338. ↑ Hansing D, Johnston CO, Melchers LE, Fellows H (1949). "Kansas Phytopathological Notes: 1948". Transactions of the Kansas Academy of Science (in English). 52 (3): 363–369. doi:10.2307/3625805. JSTOR 3625805.
  339. ↑ Hasegawa & Altman 2011, p. 125.
  340. ↑ Levins & Wilson 1994, pp. 184–195.
  341. ↑ Levins & Wilson 1994, p. 183.
  342. 1 2 Levins & Wilson 1994, p. 185.
  343. ↑ Moreno P, Ambrós S, Albiach-Martí R, Guerri J, Peña L (2008). "Citrus tristeza virus: a pathogen that changed the course of the citrus industry". Molecular Plant Pathology (in English). 9 (2): 251–268. Bibcode:2008MolPP...9..251M. doi:10.1111/j.1364-3703.2007.00455.x. PMC 6640355. PMID 18705856.
  344. ↑ Thresh 2006, p. 217.
  345. ↑ "Research on Viral Diseases of Poaceous Plants in Iran, A Review". Iranian Journal of Plant Pathology. 60 (2): 99–147.
  346. ↑ Kaiser, W. J. (1973). "Biology of bean yellow mosaic and pea leaf roll viruses affecting Vicia faba in Iran". Phytopathologische Zeitschrift (in English). 78: 253–263.
  347. ↑ Rao GP, Reddy MG (2020). "Overview of yield losses due to plant viruses". Applied Plant Virology: Advances, Detection, and Antiviral Strategies (in English). Elsevier. ISBN 978-0-12-818654-1.
  348. ↑ Golnaraghi, A. R.; Shahraeen, N.; Pourrahim, R.; Farzadfar, Sh.; Ghasemi, A. (October 2004). "Occurrence and Relative Incidence of Viruses Infecting Soybeans in Iran". Plant Disease (in English). 88 (10). American Phytopathological Society. doi:10.1094/PDIS.2004.88.10.1069.
  349. ↑ McNeill 1998, p. 293.
  350. 1 2 Crawford 2011, p. 34.
  351. ↑ Morse, S. S. (1995). "Factors in the Emergence of Infectious Diseases". Emerging Infectious Diseases (in English). 1 (1): 7–15. doi:10.3201/eid0101.950102. PMC 2626828. PMID 8903148.
  352. ↑ Levins & Wilson 1994, p. 419.
  353. ↑ Jones, Kate E.; Patel, Nikkita G.; Levy, Marc A.; Storeygard, Adam; Balk, Deborah; Gittleman, John L.; Daszak, Peter (February 2008). "Global trends in emerging infectious diseases". Nature (in English). 451 (7181): 990–993. Bibcode:2008Natur.451..990J. doi:10.1038/nature06536. ISSN 0028-0836. PMC 5960580. PMID 18288193.
  354. ↑ Jones, Bryony A.; Grace, Delia; Kock, Richard; Alonso, Silvia; Rushton, Jonathan; Said, Mohammed Y.; McKeever, Declan; Mutua, Florence; Young, Jarrah; McDermott, John; Pfeiffer, Dirk Udo (2013-05-21). "Zoonosis emergence linked to agricultural intensification and environmental change". Proceedings of the National Academy of Sciences of the United States of America (in English). 110 (21): 8399–8404. Bibcode:2013PNAS..110.8399J. doi:10.1073/pnas.1208059110. ISSN 0027-8424. PMC 3666729. PMID 23671097.
  355. ↑ Gummow, B. (2010-05-01). "Challenges posed by new and re-emerging infectious diseases in livestock production, wildlife and humans". Livestock Science. 10th World Conference on Animal Production (WCAP) (in English). 130 (1): 41–46. doi:10.1016/j.livsci.2010.02.009. ISSN 1871-1413. PMC 7102749. PMID 32288869.
  356. ↑ Sonnevend, Julia (December 2020). Alexander, Jeffrey C.; Jacobs, Ronald N.; Smith, Philip (eds.). "A virus as an icon: the 2020 pandemic in images" (PDF). American Journal of Cultural Sociology (in English). 8 (3). Basingstoke: Palgrave Macmillan: 451–461. doi:10.1057/s41290-020-00118-7. eISSN 2049-7121. ISSN 2049-7113. PMC 7537773. PMID 33042541.
  357. ↑ Mahy & Van Regenmortel 2009b, p. 459.
  358. ↑ Weiss SR, Leibowitz JL (2011). Coronavirus pathogenesis. Advances in Virus Research (in English). Vol. 81. pp. 85–164. doi:10.1016/B978-0-12-385885-6.00009-2. ISBN 978-0-12-385885-6. PMC 7149603. PMID 22094080.
  359. ↑ Crawford 2011, p. 37.
  360. ↑ Dubovi & Maclachlan 2010, p. 409.
  361. ↑ "Middle East respiratory syndrome coronavirus (MERS-CoV)" (in English). World Health Organization. 11 March 2019. Retrieved 7 August 2026.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:وضعیت پیوند (رده)
  362. ↑ Zumla, A; Hui, DS; Perlman, S (2015). "Middle East respiratory syndrome". The Lancet (in English). 386 (9997): 995–1007. doi:10.1016/S0140-6736(15)60454-8. PMID 26049023.
  363. ↑ Zimmer 2021, p. 97.
  364. ↑ "Archived: WHO Timeline – COVID-19" (in English). World Health Organization. 27 April 2020. Retrieved 7 August 2026.
  365. 1 2 Ashour HM, Elkhatib WF, Rahman MM, Elshabrawy HA (March 2020). "Insights into the Recent 2019 Novel Coronavirus (SARS-CoV-2) in Light of Past Human Coronavirus Outbreaks". Pathogens (in English). 9 (3): 186. doi:10.3390/pathogens9030186. PMC 7157630. PMID 32143502.
  366. ↑ Deng SQ, Peng HJ (February 2020). "Characteristics of and Public Health Responses to the Coronavirus Disease 2019 Outbreak in China". Journal of Clinical Medicine (in English). 9 (2): 575. doi:10.3390/jcm9020575. PMC 7074453. PMID 32093211.
  367. ↑ Han Q, Lin Q, Jin S, You L (February 2020). "Coronavirus 2019-nCoV: A brief perspective from the front line". The Journal of Infection (in English). 80 (4): 373–377. doi:10.1016/j.jinf.2020.02.010. PMC 7102581. PMID 32109444.
  368. ↑ "COVID-19 vaccination" (PDF) (in English). World Health Organization. December 2024. Retrieved 7 August 2026.
  369. ↑ Ren SY, Gao RD, Chen YL (February 2020). "Fear can be more harmful than the severe acute respiratory syndrome coronavirus 2 in controlling the corona virus disease 2019 epidemic". World Journal of Clinical Cases (in English). 8 (4): 652–657. doi:10.12998/wjcc.v8.i4.652. PMC 7052559. PMID 32149049.
  370. 1 2 Londoño, Ernesto; Ortiz, Aimee (16 March 2020). "Coronavirus Travel Restrictions, Across the Globe". The New York Times (in English).
  371. ↑ "US takes more big pandemic response steps; Europe COVID-19 cases soar". CIDRAP (in English). 15 March 2020.
  372. ↑ Nsikan A (24 February 2020). "Coronavirus spikes outside China show travel bans aren't working". National Geographic (in English). Archived from the original on 21 February 2020. Retrieved 2 April 2020.
  373. ↑ Honigsbaum 2020, pp. 276–277.
  374. ↑ "COVID-19 global public health risk assessment" (PDF) (in English). World Health Organization. Retrieved 7 August 2026.
  375. ↑ Feehan J, Apostolopoulos V (July 2021). "Is COVID-19 the worst pandemic?". Maturitas (in English). 149: 56–58. doi:10.1016/j.maturitas.2021.02.001. PMC 7866842. PMID 33579552.
  376. ↑ Wise J (May 2023). "Covid-19: WHO declares end of global health emergency". BMJ (Clinical Research Ed.) (in English). 381: 1041. doi:10.1136/bmj.p1041. PMID 37160309.
  377. ↑ "WHO Director-General's opening remarks at the media briefing – 5 May 2023" (in English). World Health Organization. 5 May 2023. Retrieved 7 August 2026.
  378. ↑ "Summary of probable SARS cases with onset of illness from 1 November 2002 to 31 July 2003" (in English). World Health Organization. 21 April 2004. Retrieved 7 August 2026.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:وضعیت پیوند (رده)
  379. ↑ Abdi, M. (2020). "Coronavirus disease 2019 (COVID-19) outbreak in Iran: Actions and problems". Infection Control & Hospital Epidemiology (in English). 41 (6): 754–755. doi:10.1017/ice.2020.86. PMC 7156553. PMID 32192541.
  380. ↑ "The true death toll of COVID-19: estimating global excess mortality" (in English). World Health Organization. 5 May 2022. Retrieved 7 August 2026.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:وضعیت پیوند (رده)
  381. ↑ "Excess all-cause mortality and COVID-19 reported fatality in Iran (April 2013–September 2021): age and sex disaggregated time series analysis". BMC Research Notes (in English). 15: 130. 2022. doi:10.1186/s13104-022-06018-y. PMC 8981187.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:doi رایگان بی‌نشان (رده)
  382. ↑ "West Nile virus" (in English). World Health Organization. 3 October 2017. Retrieved 7 August 2026.
  383. 1 2 Mahy & Van Regenmortel 2009b, pp. 504–505.
  384. ↑ Petersen LR, Brault AC, Nasci RS (July 2013). "West Nile virus: review of the literature". JAMA: The Journal of the American Medical Association (in English). 310 (3): 308–315. Bibcode:2013JAMA..310..308P. doi:10.1001/jama.2013.8042. PMC 4563989. PMID 23860989.
  385. ↑ Morgan D (2006). "Control of arbovirus infections by a coordinated response: West Nile Virus in England and Wales". FEMS Immunology and Medical Microbiology (in English). 48 (3): 305–312. doi:10.1111/j.1574-695X.2006.00159.x. PMID 17054715.
  386. ↑ Golding N, Nunn MA, Medlock JM, Purse BV, Vaux AG, Schäfer SM (2012). "West Nile virus vector Culex modestus established in southern England". Parasites & Vectors (in English). 5 32. doi:10.1186/1756-3305-5-32. PMC 3295653. PMID 22316288.
  387. ↑ Pakzad, R; Falahi, S; Kenarkoohi, A; Nejati, J; Akbari, M (2026). "Prevalence of human West Nile Virus infections in Iran: A systematic review and meta-analysis". Journal of Vector Borne Diseases (in English). 63 (2): 171–178. doi:10.4103/jvbd.jvbd_7_23. PMID 40817798.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:doi رایگان بی‌نشان (رده)
  388. ↑ Paquette, SJ; Simon, AY; XIII, A; Kobinger, GP; Shahhosseini, N (2023). "Medically Significant Vector-Borne Viral Diseases in Iran". Microorganisms (in English). 11 (12): 3006. doi:10.3390/microorganisms11123006. PMC 10745727. PMID 38138150.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:doi رایگان بی‌نشان (رده)
  389. 1 2 "Nipah virus" (in English). World Health Organization. 29 January 2026. Retrieved 7 August 2026.
  390. ↑ Crawford 2011, pp. 44–45.
  391. ↑ Chua KB, Chua BH, Wang CW (2002). "Anthropogenic deforestation, El Niño and the emergence of Nipah virus in Malaysia". The Malaysian Journal of Pathology (in English). 24 (1): 15–21. PMID 16329551.
  392. ↑ Towner JS, Khristova ML, Sealy TK, Vincent MJ, Erickson BR, Bawiec DA, Hartman AL, Comer JA, Zaki SR, Ströher U, Gomes da Silva F, del Castillo F, Rollin PE, Ksiazek TG, Nichol ST (2006). "Marburgvirus genomics and association with a large hemorrhagic fever outbreak in Angola". Journal of Virology (in English). 80 (13): 6497–6516. doi:10.1128/JVI.00069-06. PMC 1488971. PMID 16775337.
  393. 1 2 "Ebola outbreak 2014–2016 – West Africa" (in English). World Health Organization. Retrieved 7 August 2026.
  394. ↑ Chippaux, J. P. (2014). "Outbreaks of Ebola virus disease in Africa: The beginnings of a tragic saga". Journal of Venomous Animals and Toxins Including Tropical Diseases (in English). 20 (1): 44. doi:10.1186/1678-9199-20-44. PMC 4197285. PMID 25320574.
  395. ↑ Quammen 2014, p. 106.
  396. ↑ Quammen 2014, pp. 106–107.
  397. ↑ "Ebola Situation Report – 24 June 2015" (in English). World Health Organization. Archived from the original on 26 June 2015. Retrieved 26 July 2015.
  398. ↑ Han HJ, Wen HL, Zhou CM, Chen FF, Luo LM, Liu JW, Yu XJ (2015). "Bats as reservoirs of severe emerging infectious diseases". Virus Research (in English). 205: 1–6. doi:10.1016/j.virusres.2015.05.006. PMC 7132474. PMID 25997928.
  399. ↑ Quammen 2014, p. 97.
  400. ↑ "Ebola disease" (in English). World Health Organization. Retrieved 7 August 2026.
  401. ↑ Towner, J. S. (2007). "Marburg virus infection detected in a common African bat". PLoS One (in English). 2 (8): e764. doi:10.1371/journal.pone.0000764. PMC 1945033. PMID 17712412.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:doi رایگان بی‌نشان (رده)
  402. ↑ "Marburgvirus in Egyptian Fruit Bats, Zambia". Emerging Infectious Diseases (in English). 25 (7). CDC: 1349–1351. 2019. doi:10.3201/eid2507.190239. PMC 6649326.
  403. ↑ Mahy & Van Regenmortel 2009b, p. 382.
  404. ↑ "Marburg virus disease" (in English). World Health Organization. 20 January 2025. Retrieved 7 August 2026.
  405. ↑ Monath TP (1975). "Lassa fever: review of epidemiology and epizootiology". Bulletin of the World Health Organization (in English). 52 (4–6): 577–592. PMC 2366662. PMID 782738.
  406. ↑ "Lassa fever" (in English). World Health Organization. 5 December 2024. Retrieved 7 August 2026.
  407. ↑ "Crimean-Congo haemorrhagic fever" (in English). World Health Organization. 23 May 2022. Retrieved 7 August 2026.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:وضعیت پیوند (رده)
  408. ↑ Bente, DA; Forrester, NL; Watts, DM; McAuley, AJ; Whitehouse, CA; Bray, M (2013). "Crimean-Congo hemorrhagic fever: history, epidemiology, pathogenesis, clinical syndrome and genetic diversity". Antiviral Research (in English). 100 (1): 159–189. doi:10.1016/j.antiviral.2013.07.006. PMID 23906741.
  409. 1 2 Keshtkar-Jahromi, M; Sajadi, MM; Ansari, H; Mardani, M; Holakouie-Naieni, K (2013). "Crimean-Congo hemorrhagic fever in Iran". Antiviral Research (in English). 100 (1): 20–28. doi:10.1016/j.antiviral.2013.07.007. PMID 23872313.
  410. ↑ Shahbazi, N; Khaki Firouz, S; Karimi, M; Mostafavi, E (2019). "Seroepidemiological survey of Crimean-Congo haemorrhagic fever among high-risk groups in the west of Iran". Journal of Vector Borne Diseases (in English). 56 (2): 174–177. doi:10.4103/0972-9062.263720. PMID 31524177.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:doi رایگان بی‌نشان (رده)
  411. ↑ Mohammadi, J; Rezaei, MA; Azizi, K; Nasiri, Z; Kalantari, M (2025). "Epidemiological patterns of Crimean-Congo hemorrhagic fever in Iran and its neighboring endemic high-risk territories: A systematic review". Parasite Epidemiology and Control (in English). 33: e00499. PMC 13133949.
  412. 1 2 Baum SG (2008). "Zoonoses-with friends like this, who needs enemies?". Transactions of the American Clinical and Climatological Association (in English). 119: 39–51, discussion 51–52. PMC 2394705. PMID 18596867.
  413. ↑ Gupta, Sunetra (19 July 2023). "Evolution of pathogen virulence". EMBO Reports (in English). 24 (8) e57611. doi:10.15252/embr.202357611.
  414. ↑ "A history of the HIV/Aids epidemic with an emphasis on Africa" (PDF) (in English). World Health Organization. 2003. Retrieved 26 July 2015.
  415. ↑ Quoted in: Peterson E, Ryan KJ, Ahmad N (2010). Sherris Medical Microbiology (in English) (5th ed.). McGraw-Hill Medical. p. 101. ISBN 978-0-07-160402-4.
  416. ↑ Thurber RV (2009). "Current insights into phage biodiversity and biogeography". Current Opinion in Microbiology (in English). 12 (5): 582–587. Bibcode:2009COMb...12..582T. doi:10.1016/j.mib.2009.08.008. PMID 19811946.
  417. ↑ Breitbart M, Rohwer F (2005). "Here a virus, there a virus, everywhere the same virus?". Trends in Microbiology (in English). 13 (6): 278–284. doi:10.1016/j.tim.2005.04.003. PMID 15936660.
  418. 1 2 3 Suttle CA (2005). "Viruses in the sea". Nature (in English). 437 (7057): 356–361. Bibcode:2005Natur.437..356S. doi:10.1038/nature04160. PMID 16163346. S2CID 4370363.
  419. ↑ Sullivan MB, Coleman ML, Weigele P, Rohwer F, Chisholm SW (2005). "Three Prochlorococcus cyanophage genomes: signature features and ecological interpretations". PLOS Biology (in English). 3 (5): e144. doi:10.1371/journal.pbio.0030144. PMC 1079782. PMID 15828858.
  420. ↑ Piganeau 2012, pp. 347–349.
  421. ↑ Livermore DM (2003). "The threat from the pink corner". Annals of Medicine (in English). 35 (4): 226–234. doi:10.1080/07853890310001609. PMID 12846264. S2CID 2207801.
  422. ↑ Jagusztyn-Krynicka EK, Wyszyńska A (2008). "The decline of antibiotic era—new approaches for antibacterial drug discovery". Polish Journal of Microbiology / Polskie Towarzystwo Mikrobiologów = the Polish Society of Microbiologists (in English). 57 (2): 91–98. PMID 18646395.
  423. ↑ "Analysis of antibacterial agents in clinical and preclinical development: overview and analysis 2025" (in English). World Health Organization. 2 October 2025. ISBN 978-92-4-011309-1. Retrieved 7 August 2026.
  424. ↑ Sulakvelidze A, Alavidze Z, Morris JG (2001). "Bacteriophage therapy". Antimicrobial Agents and Chemotherapy (in English). 45 (3): 649–659. doi:10.1128/AAC.45.3.649-659.2001. PMC 90351. PMID 11181338.
  425. ↑ Zimmer 2021, p. 52.
  426. ↑ Górski A, Miedzybrodzki R, Borysowski J, Weber-Dabrowska B, Lobocka M, Fortuna W, Letkiewicz S, Zimecki M, Filby G (2009). "Bacteriophage therapy for the treatment of infections". Current Opinion in Investigational Drugs (in English). 10 (8): 766–774. PMID 19649921.
  427. ↑ Ireland 2023, p. 307.
  428. 1 2 Kurth R, Bannert N (2010). "Beneficial and detrimental effects of human endogenous retroviruses". International Journal of Cancer (in English). 126 (2): 306–314. doi:10.1002/ijc.24902. PMID 19795446.
  429. ↑ Emerman M, Malik HS (February 2010). Virgin SW (ed.). "Paleovirology—modern consequences of ancient viruses". PLOS Biology (in English). 8 (2) e1000301. doi:10.1371/journal.pbio.1000301. PMC 2817711. PMID 20161719.
  430. ↑ Blikstad V, Benachenhou F, Sperber GO, Blomberg J (2008). "Evolution of human endogenous retroviral sequences: a conceptual account". Cellular and Molecular Life Sciences (in English). 65 (21): 3348–3365. doi:10.1007/s00018-008-8495-2. PMC 11131805. PMID 18818874.
  431. ↑ Varela M, Spencer TE, Palmarini M, Arnaud F (October 2009). "Friendly viruses: the special relationship between endogenous retroviruses and their host". Annals of the New York Academy of Sciences (in English). 1178 (1): 157–172. Bibcode:2009NYASA1178..157V. doi:10.1111/j.1749-6632.2009.05002.x. PMC 4199234. PMID 19845636.
  432. ↑ Baker 2008, p. 37.
  433. ↑ Zimmer, Carl (23 April 2015). "Ancient Viruses, Once Foes, May Now Serve as Friends". The New York Times (in English). Retrieved 7 August 2026.
  434. ↑ Zimmer 2021, p. 61.

کتاب‌شناسی

برای مطالعهٔ بیشتر

پیوند به بیرون

  • ViralZone یک پایگاه اطلاعاتی متعلق به مؤسسهٔ بیوانفورماتیک سوئیس که اطلاعات عمومیِ مولکولی و همه‌گیرشناختیِ تمامی خانواده‌های ویروسی را در دسترس قرار می‌دهد.

تاریخ اجتماعی ویروس‌ها در پروژه‌های خواهر

در ویکی‌انبار نگارخانهٔ مرتبط در ویکی‌انبار