داستان طلخند و گو
در شاهنامهٔ فردوسی، داستان طلخند و گو در روزگار کسری انوشیروان روایت میشود. داستان از آنجا آغاز میشود که «مای»، فرمانروای هند، دو پسر به نامهای طلخند و گو دارد. پس از مرگ مای، هر دو بر سر پادشاهی با یکدیگر اختلاف پیدا میکنند و سرانجام اختلاف آنان به جنگی بزرگ میانجامد. گو، که برادرش را از جنگ بازمیدارد، در نبرد پیروز میشود؛ اما طلخند در میدان جنگ جان میبازد. گو با دیدن پیکر برادر سخت اندوهگین میشود و ماجرا نزد مادرشان نیز به سوگواری میانجامد. در ادامه، این داستان زمینهای برای پیدایش و توضیح بازی شطرنج در روایت شاهنامه فراهم میکند؛ چنانکه مادر طلخند با شطرنج میکوشد چگونگی مرگ پسرش را بازسازی و از آن سر درآورد. این داستان افزون بر جنبهٔ حماسی، پیوندی میان مفهوم جنگ و ساختار شطرنج برقرار میکند و از روایتهای مشهور شاهنامه دربارهٔ هند و دربار انوشیروان است.[۱]
منابع
- ↑ «گنجور » فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود » بخش ۷ - داستان طلخند و گو». ganjoor.net. دریافتشده در ۲۰۲۶-۰۹-۱۴.
{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده)
- داستانهای شاهنامه