پادشاهی بلاش پیروز

در شاهنامه، بلاش پیروز پس از کشته‌شدن پیروز به پادشاهی می‌رسد و به روایت فردوسی چهار سال فرمانروایی می‌کند. او در آغاز پادشاهی از موبدان و بزرگان می‌خواهد که در امور کشور با خرد و تدبیر نظر دهند و بر دادگری تأکید می‌کند. در این دوره، سوفزای، پهلوان و سپهبد نامدار ایرانی، از سوی بلاش عهده‌دار ادارهٔ سپاه و امور کشور می‌شود. مهم‌ترین رویداد دوران بلاش، رویارویی ایرانیان با هپتالیان و تلاش برای بازگرداندن قباد، پسر پیروز، است. سوفزای در این نبردها نقش مهمی دارد و سرانجام قباد آزاد شده و به ایران بازمی‌گردد. پس از چهار سال، بلاش از پادشاهی کنار می‌رود و قباد بر تخت می‌نشیند. فردوسی در این بخش، بلاش را پادشاهی جوان می‌نمایاند که بیش از جنگاوری، بر خرد، رای بزرگان و سامان دادن به کشور تکیه دارد.[۱][۲]

منابع

  1. ↑ «گنجور » فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد هجده سال بود » بخش ۴ - پادشاهی بلاش پیروز چهار سال بود». ganjoor.net. دریافت‌شده در ۲۰۲۶-۰۹-۱۳.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  2. ↑ فردوسی، شاهنامه، بخش «پادشاهی بلاش پیروز چهار سال بود»؛ جلال خالقی‌مطلق، شاهنامهٔ فردوسی؛ تورج دریایی، شاهنشاهی ساسانی