داستان عرض کردن کیخسرو

داستان عرض کردن کیخسرو پس از آنکه گیو، کیخسرو و مادرش فرنگیس را از توران به ایران می‌آورد، آنان نزد کی‌کاووس می‌روند. کیخسرو که فرزند سیاوش و نوهٔ کی‌کاووس است، خود را به شاه ایران معرفی می‌کند و از رنج‌هایی که در توران بر او و مادرش گذشته است سخن می‌گوید. کیخسرو در برابر کی‌کاووس حاضر می‌شود. کی‌کاووس با دیدن چهره و نشانه‌های او درمی‌یابد که این جوان همان فرزند سیاوش است. فرنگیس نیز دربارهٔ هویت کیخسرو و دوران کودکی او در توران توضیح می‌دهد.کیخسرو ضمن معرفی خود، از سیاوش، پدرش، یاد می‌کند و از کشته‌شدن او به دست افراسیاب سخن می‌گوید. او تأکید می‌کند که برای گرفتن داد سیاوش و مبارزه با افراسیاب به ایران بازگشته است. کی‌کاووس کیخسرو را به عنوان نوه و وارث سیاوش می‌پذیرد و از بازگشت او شادمان می‌شود. پهلوانان ایران نیز از آمدن کیخسرو استقبال می‌کنند. با این رویداد، زمینه برای پادشاهی کیخسرو و جنگ نهایی او با افراسیاب فراهم می‌شود.