پادشاهی بوراندخت
در شاهنامه، بوراندخت، دختر خسرو پرویز، پس از آشفتگیهای پیاپی دربار ساسانی به پادشاهی میرسد. فردوسی در آغاز، با اشاره به زن بودن او، تواناییاش در ادارهٔ کشور را با تردید توصیف میکند؛ اما در ادامه، داوری او دربارهٔ بوراندخت مثبتتر میشود و میگوید که او کشور را با مهر و داد نگاه میداشت و از ستم و آشوب دوری میجست. با این حال، پادشاهی او چندان دوام نمیآورد و فردوسی میگوید پس از شش ماه، ناگهان بیمار شد و پس از یک هفته درگذشت و «نام نیکی» از خود بر جای گذاشت. از نظر تاریخی، بوران (پوراندخت) دختر خسرو دوم بود و در دورهای از بحران سیاسی و جنگ داخلی ساسانیان به تخت نشست؛ منابع تاریخی مدت نخستین فرمانروایی او را حدود یک سال یا کمتر دانستهاند و سکههایی از سالهای نخست، دوم و سوم سلطنت او باقی مانده است.[۱]
منابع
رده:
- داستانهای شاهنامه