کوندلی (اختربینی)

کوندلی (Kuṇḍali) که جَنْمَه‌پَتره (janmapatra) نیز نامیده می‌شود، اصطلاحی هندی برای زایچه یا نمودار اختربینی است که جایگاه ناواگراها در اختربینی هندی را در لحظه‌ای مشخص، مانند زمان تولد یک کودک، نشان می‌دهد. ناواگراها عبارت‌اند از خورشید، ماه، تیر، ناهید، بهرام، هرمزد و کیوان، به همراه دو گرهٔ ماه. گره‌های ماه نقاطی بر کره آسمان هستند که در آن‌ها مدار ماه با دائرةالبروج برخورد می‌کند. در هر لحظهٔ معین، ناواگراها در نقاط متفاوتی از آسمان قرار دارند و هرکدام در یکی از برج‌های منطقةالبروج، که در اختربینی هندی راشی (rāśi) نامیده می‌شوند، واقع‌اند:

۱. مِشه (Meṣa؛ بره)، ۲. وریشَبهه (Vṛṣabha؛ گاو)، ۳. میتونه (Mithuna؛ دوپیکر)، ۴. کَرکه (Karka؛ خرچنگ)، ۵. سیمهه (Siṃha؛ شیر)، ۶. کَنیا (Kanyā؛ خوشه)، ۷. تولا (Tulā؛ ترازو)، ۸. وریشچیکه (Vṛścika؛ کژدم)، ۹. دَنو (Dhanuṣa؛ کماندار)، ۱۰. مَکَره (Makara؛ بزغاله)، ۱۱. کومبهه (Kumbha؛ آب‌ریز)، ۱۲. مینه (Meena؛ ماهی)

کوندلی به‌صورت نموداری نشان می‌دهد که در لحظه‌ای مشخص هر یک از ناواگراها در کدام راشی قرار دارد. کوندلی دارای دوازده بخش برای نمایش دوازده برج منطقةالبروج است. اختربینان در بخش‌های گوناگون هند برای شکل دقیق ترسیم کوندلی از قراردادهای متفاوتی پیروی می‌کنند. اساساً سه شیوهٔ اصلی برای نمایش این دوازده بخش وجود دارد: شیوهٔ جنوب هند، شیوهٔ شمال هند و شیوهٔ شرق هند، به‌ویژه در بنگال غربی و اودیسا. [۱]

ساختن کوندلی به‌خودی‌خود فعالیتی غیرعلمی یا شبه‌علمی نیست، زیرا کوندلی صرفاً نموداری است که جایگاه نه موجود موسوم به ناواگرا را در منطقةالبروج در لحظه‌ای مشخص نشان می‌دهد و ناواگراها با اجرام یا نقاط واقعی نجومی ارتباط دارند. با این حال، «خواندن» کوندلی و تفسیر آن برای پیش‌بینی رویدادهای آینده یا ویژگی‌های شخصیتی افراد، مبنای علمی ندارد و از مصادیق شبه‌علم به‌شمار می‌رود.[۲][۳][۴]

در برخی سنت‌های سنتی، کف‌بینی، یعنی بررسی خطوط دست، نیز روشی مکمل برای شناخت گرایش‌ها و الگوهای زندگی فرد تلقی می‌شود. در حالی که کوندلی جایگاه اختران را در هنگام تولد نشان می‌دهد، باور بر این است که خطوط دست در گذر زمان تغییر می‌کنند و به‌صورت نمادین بازتاب‌دهندهٔ رشد شخصی، انتخاب‌ها و تجربه‌های فرد هستند و از این رو دیدگاهی دیگر در کنار اختربینی ارائه می‌کنند.

گونه‌های کوندلی

در اختربینی، طالع، لگنه (lagna) یا برجِ برآینده در لحظه‌ای معین، مانند هنگام تولد یک کودک، همان راشی‌ای است که در آن لحظه بر افق شرقی قرار دارد. طالع به زمان و مکان مشخص وابسته است. شیوهٔ ترسیم کوندلی در شمال هند طالع‌محور است؛ به این معنا که طالع در آن اهمیت بنیادی دارد و جای ثابتی در نمودار به آن اختصاص داده می‌شود. در مقابل، شیوه‌های جنوب و شرق هند راشی‌محورند؛ یعنی راشی‌ها در جایگاه‌های ثابت نمودار قرار دارند و موقعیت طالع متناسب با زمان و مکان تغییر می‌کند.[۱][۵][۶]

کوندلی در جنوب هند

کوندلی در جنوب هند؛ شماره‌ها نشان‌دهندهٔ راشی‌ها هستند. خط‌چین نشان می‌دهد که راشی چهارم طالع است.

شیوهٔ کوندلی در جنوب هند اساساً بازنمایی منطقةالبروج به همان ترتیبی است که در آسمان قرار گرفته است. تفاوت اصلی آن است که به جای دایره، از یک مربع استفاده می‌شود و درون آن دوازده مربع یا بخش کوچک‌تر برای نمایش راشی‌ها ترسیم می‌شود. می‌توان زمین را در مرکز مربع بزرگ تصور کرد. جای راشی‌ها در این نمودار همواره ثابت است. بره در دومین بخش از سمت چپِ ردیف بالای نمودار قرار دارد که در تصویر با شمارهٔ ۱ مشخص شده است. راشی‌های بعدی به ترتیب در بخش‌های بعدی و در جهت ساعت‌گرد قرار می‌گیرند و با شماره‌های ۲، ۳، ۴ و جز آن مشخص می‌شوند.

کوندلی جنوب هند قالبی راشی‌محور است. ناواگراها در بخش‌هایی قرار داده می‌شوند که متناظر با راشی محل حضور آن‌هاست. طالع نیز در بخش مربوط مشخص می‌شود و معمولاً یا با یک خط مورب یا با نوشتن واژهٔ لگنه در آن بخش نشان داده می‌شود.

یکی از مزایای این نوع نمودار آن است که شباهت بیشتری به آرایش واقعی منطقةالبروج در آسمان دارد. مزیت دیگر این است که چون به هر راشی فضای یکسانی اختصاص داده شده، نوشتن نام ناواگراها در نمودار آسان‌تر است و، برخلاف برخی شیوه‌های دیگر، بخش‌های نامنظم و کوچک برای درج نام ناواگراها وجود ندارد.

کوندلی در شرق هند

کوندلی در شرق هند؛ شماره‌ها نشان‌دهندهٔ راشی‌ها هستند.

شیوهٔ کوندلی در شرق هند در تصویر نشان داده شده است. این نمودار گاهی با مربعی که مرز بیرونی آن را مشخص می‌کند ترسیم می‌شود؛ در تصویر، این مربع با خطوط گسسته نشان داده شده است. مانند شیوهٔ جنوب هند، این قالب نیز راشی‌محور است. نخستین راشی، مشه، در بخش مرکزی ردیف بالای نمودار قرار می‌گیرد که با شمارهٔ ۱ مشخص شده است. سایر راشی‌ها به‌ترتیب در جهت پادساعت‌گرد در بخش‌های بعدی جای می‌گیرند. این جهت برخلاف شیوهٔ جنوب هند است که در آن راشی‌ها در جهت ساعت‌گرد چیده می‌شوند. این قالب همان مزایای شیوهٔ جنوب هند را دارد.

کوندلی در شمال هند

کوندلی در شمال هند با راشی چهارم، کرکه، به‌عنوان طالع

شیوهٔ کوندلی در شمال هند بهاوه‌محور یا خانه‌محور است. در کاربرد سنتی این نظام، هر راشی با یک خانه یا بهاوه متناظر است. آغاز هر خانه درجهٔ صفر راشی و پایان آن درجهٔ ۳۰ همان راشی است. آنچه تغییر می‌کند شماره‌گذاری این بهاوه‌هاست؛ یعنی اینکه کدام راشی خانهٔ نخست، کدام خانهٔ دوم و به همین ترتیب باشد. این امر بر پایهٔ جایگاه لگنه یا طالع تعیین می‌شود. خانه‌ای که طالع در آن قرار می‌گیرد معمولاً خانهٔ نخست محسوب می‌شود و دیگر بهاوه‌ها به‌ترتیب منطقةالبروج و در جهت پادساعت‌گرد پس از آن قرار می‌گیرند.

در شیوهٔ کوندلی شمال هند، بهاوهٔ نخست همواره در لوزی میانیِ بالای نمودار قرار دارد. در این قالب، خانه‌ای که هر بخش نشان می‌دهد ثابت است و راشی‌های قرارگرفته در این بخش‌ها تغییر می‌کنند. از این رو این شیوه بیش از آنکه بازنمایی نجومی آسمان باشد، قالبی اختربینانه است. بدون شماره‌گذاری، تعیین راشی هر خانه ممکن نیست. شمارهٔ راشی‌ها چنین است: ۱. مشه (بره)، ۲. وریشبهه (گاو)، ۳. میتونه (دوپیکر)، ۴. کرکه (خرچنگ)، ۵. سیمهه (شیر)، ۶. کنیا (خوشه)، ۷. تولا (ترازو)، ۸. وریشچیکه (کژدم)، ۹. دنو (کماندار)، ۱۰. مکره (بزغاله)، ۱۱. کومبهه (آب‌ریز)، ۱۲. مینه (ماهی).

منابع

  1. 1 2 Vijaya Narayan Tripathi (2008), "Astrology in India", in Helaine Selin (ed.), Encyclopaedia of the History of Science, Technology, and Medicine in Non-Western Cultures, Springer, pp. 264–267, ISBN 978-1-4020-4559-2
  2. ↑ Sven Ove Hansson; Edward N. Zalta. "Science and Pseudo-Science". Stanford Encyclopedia of Philosophy. Retrieved 6 July 2012. [...] advocates of pseudo-sciences such as astrology and homeopathy tend to describe their theories as conformable to mainstream science.
  3. ↑ "Astronomical Pseudo-Science: A Skeptic's Resource List". Astronomical Society of the Pacific. Archived from the original on 30 December 2011. Retrieved 13 January 2007.
  4. ↑ Hartmann, P.; Reuter, M.; Nyborga, H. (May 2006). "The relationship between date of birth and individual differences in personality and general intelligence: A large-scale study". Personality and Individual Differences. 40 (7): 1349–1362. doi:10.1016/j.paid.2005.11.017. To optimise the chances of finding even remote relationships between date of birth and individual differences in personality and intelligence we further applied two different strategies. The first one was based on the common chronological concept of time (e.g. month of birth and season of birth). The second strategy was based on the (pseudo-scientific) concept of astrology (e.g. Sun Signs, The Elements, and astrological gender), as discussed in the book Astrology: Science or superstition? by Eysenck and Nias (1982).
  5. ↑ Bepin Behari (1991). Fundamentals of Vedic Astrology: Vedic Astrologer's Handbook I. Twin Lakes WI: Lotus Press. pp. 115–117.
  6. ↑ P. V.R. Narasimha Rao (2001). Vedic Astrology: An Integrated Approach. New Delhi: Sagar Publications. p. 8.