آدمک (کیمیاگری)

آدمک (لاتین: Homunculus) موجودی کوچک، مصنوعی و انسان‌مانند است که تصور آفرینش آن به‌ویژه در کیمیاگری اروپای آغاز دورهٔ نو رواج یافت.[۱] نام این مفهوم در اصل به معنای «انسان کوچک» یا «آدم کوچک» است. در نوشته‌های کیمیایی سدهٔ شانزدهم، به‌ویژه آثار منسوب به پاراسلسوس، آدمک موجودی معرفی می‌شود که می‌توان آن را بیرون از زهدان و به شیوه‌ای مصنوعی پدید آورد.

اندیشهٔ آدمک بعدها از کیمیاگری فراتر رفت و در بحث‌های پیش‌تشکل‌گرایی دربارهٔ چگونگی رشد جنین، ادبیات و فلسفه و سرانجام در علوم اعصاب کاربردهای تازه‌ای یافت. «آدمک قشری» در عصب‌شناسی امروزی تصویری تحریف‌شده از بدن انسان است که اندازهٔ هر بخش بدن در آن متناسب با مقدار فضای اختصاص‌یافته به آن در قشر مغز نمایش داده می‌شود.

تاریخچه

کیمیاگری

پاراسلسوس؛ نخستین توصیف مشهور از ساخت آدمک در نوشته‌های کیمیایی منسوب به او دیده می‌شود.

باور به امکان ایجاد مصنوعی موجود انسان‌مانند در کیمیاگری اروپای سده‌های میانه و آغاز دورهٔ نو مطرح بود، اما نام و توصیف مشهور «آدمک» بیش از همه با نوشته‌های منسوب به پاراسلسوس (۱۴۹۳–۱۵۴۱) پیوند دارد.[۱] جی. آر. پارتینگتون با این حال، ریشه‌های این اندیشه را قدیمی‌تر دانسته و به حضور مفاهیمی مشابه در آثار منسوب به آرنالدوس د ویلا نوا اشاره کرده است.[۲]

در رسالهٔ دربارهٔ طبیعت اشیا، منسوب به پاراسلسوس و مربوط به دههٔ ۱۵۳۰، روشی برای پدید آوردن آدمک توصیف شده است. بر پایهٔ این دستور، نطفهٔ مرد باید در قَرعی دربسته قرار گیرد و برای چهل روز در گرمای حاصل از سرگین اسبِ در حال تخمیر نگاه داشته شود تا نشانه‌های حرکت و زندگی در آن ظاهر شود. سپس موجود حاصل باید با ماده‌ای تهیه‌شده از خون انسان تغذیه شود و نزدیک به چهل هفته در گرمای یکنواخت باقی بماند. نتیجه، بنا بر متن، کودکی کامل با اعضای انسانی اما بسیار کوچک‌تر از نوزاد طبیعی خواهد بود.[۳][۴]

در همان سنت، آدمکی که به رشد کامل می‌رسید دارای دانش و مهارتی فطری در «فن» دانسته می‌شد؛ زیرا برخلاف انسان عادی، خود محصول یک فرایند صناعی بود. در برخی تفسیرهای تاریخی، چنین اندیشه‌هایی بخشی از پرسشی گسترده‌تر در کیمیاگری دربارهٔ حدود توان انسان برای تقلید از فرایندهای آفرینندهٔ طبیعت بوده‌اند.[۵]

زوسیموس و تفسیر یونگ

اگرچه نام آدمک در متون کیمیایی شناخته‌شدهٔ پیش از پاراسلسوس دیده نمی‌شود، کارل گوستاو یونگ نمونه‌ای کهن‌تر از همین بن‌مایه را در رؤیاهای زوسیموس کیمیاگر، کیمیاگر سده‌های سوم و چهارم میلادی، تشخیص می‌داد.

در یکی از این رؤیاها، زوسیموس با کاهنی روبه‌رو می‌شود که در جریان دگرگونی به موجودی کوچک و مثله‌شده تبدیل می‌شود. در متن یونانی برای این موجود واژه‌ای به معنای «انسان کوچک» به کار رفته است. یونگ این تصویر را با آدمک کیمیاگری مقایسه کرد و آن را در ارتباط با سنگ فلاسفه و تصور «انسان درونی» بررسی کرد.[۶]

این برداشت بخشی از تفسیر روان‌شناختی گسترده‌تر یونگ از کیمیاگری بود و به این معنا نیست که زوسیموس خود مفهوم آدمک پاراسلسی یا دستور ساخت انسان مصنوعی را مطرح کرده باشد.

تکوین در کیمیاگری اسلامی

اندیشهٔ پدید آوردن مصنوعی موجودات زنده در سنت کیمیاگری اسلامی نیز سابقه داشت، هرچند نباید آن را بدون قید و شرط با آدمک پاراسلسی یکی دانست. در بخشی از مجموعه جابری، مفهوم تکوین به تولید یا پدید آوردن موجودات از راه صناعت کیمیایی مربوط می‌شود.

در این متون، دامنهٔ تکوین می‌تواند از ساخت مواد معدنی و گیاهان تا جانوران و حتی انسان امتداد یابد. این فرایند با نظریهٔ میزان، نسبت دقیق کیفیت‌ها و مواد و همچنین تأثیر نیروهای کیهانی مرتبط دانسته می‌شد. کیمیاگر در چنین دستگاهی می‌کوشید با شناخت نظم طبیعت، فرایندهای آفرینش طبیعی را در مقیاسی کوچک بازسازی کند.

در کتاب التجمیع از مجموعهٔ جابری، برای پدید آوردن جانور، ساخت ظرفی به شکل موجود مورد نظر، قرار دادن مواد و مایعات بدنی مناسب در آن و قرار دادن ظرف در سامانه‌ای نمادین از کره‌های آسمانی توصیف شده است.[۷]

این سنت با مفهوم آدمک اروپایی همانندی آشکاری در اندیشهٔ «ساختن زندگی» دارد، اما چارچوب نظری و واژگان آن مستقل است و در بستر فلسفهٔ طبیعی و کیمیاگری عربی ـ اسلامی شکل گرفته است.

کیمیاگری پس از پاراسلسوس

آدمک پس از پاراسلسوس همچنان در ادبیات کیمیایی حضور داشت. در وصلت کیمیایی کریستیان روزنکرویتس (۱۶۱۶)، در پایان داستان یک جفت موجود نر و ماده به‌صورت مصنوعی پدید می‌آیند. این دو در متن آدمک‌هایی معرفی می‌شوند که پس از مجموعه‌ای از عملیات پیچیدهٔ کیمیایی جان می‌گیرند.

در خوانش تمثیلی این اثر، آفرینش آدمک صرفاً دستوری برای تولید موجود زنده نیست، بلکه نمادی از باززایی روحانی و رستگاری در مسیحیت است. از این منظر، هدف نهایی کیمیاگری تنها تبدیل فلزات به طلا نیست، بلکه دگرگون ساختن خود کیمیاگر و دستیابی به صورتی کامل‌تر از هستی است.[۴]

روایت دیرتری نیز از یوهان فردیناند فون کوفشتاین، نجیب‌زادهٔ اتریشی سدهٔ هجدهم، وجود دارد که بنا بر آن او همراه با روحانی ایتالیایی‌ای به نام آبِه گلونی در حدود ۱۷۷۵ ده آدمک را در ظرف‌های شیشه‌ای پدید آورده بود. گفته می‌شد این موجودات توان پیشگویی داشتند. این داستان در نوشته‌های رازورزانهٔ سدهٔ نوزدهم بازگو شد، اما شواهد تاریخی مستقلی برای واقعی بودن چنین آزمایش‌هایی وجود ندارد.[۸][۹]

همانندی‌های فولکلوری

آدمک کیمیاگری گاه با موجودات مشابه در فولکلور و جادو مقایسه شده است. یکی از این نمونه‌ها مهرگیاه است. شکل انسان‌مانند ریشهٔ مهرگیاه سبب پیدایش مجموعه‌ای از باورها دربارهٔ قدرت جادویی آن شده بود و در برخی متون جادویی متأخر، پرورش یا آماده‌سازی ریشه‌ای انسان‌مانند با ساخت آدمک مقایسه شده است.

آدمک همچنین با گولم در فولکلور یهودی مقایسه شده است. شیوهٔ پیدایش و ماهیت این دو موجود تفاوت‌های بنیادی دارد: گولم معمولاً موجودی بزرگ و ساخته‌شده از گِل است که با نام‌های مقدس جان می‌گیرد، در حالی که آدمک کیمیایی موجودی زیست‌مانند است که بناست در ظرف و از مواد جسمانی پرورش یابد. با این حال، هر دو روایت به موضوع توانایی انسان برای آفریدن موجودی انسان‌مانند و نسبت این کار با قدرت آفرینندگی الهی می‌پردازند.[۱۰]

پیش‌تشکل‌گرایی

تصویری منسوب به نیکولاس هارتسوکر از انسانی بسیار کوچک درون اسپرم؛ این تصویر بعدها به یکی از نمادهای مشهور پیش‌تشکل‌گرایی تبدیل شد.

در سده‌های هفدهم و هجدهم، واژهٔ آدمک وارد بحث‌های مربوط به تولیدمثل و رشد جنین شد. پیش‌تشکل‌گرایی نظریه‌ای بود که بر اساس آن، جاندار تازه از آغاز به شکل موجودی کامل اما بسیار کوچک وجود دارد و رشد جنینی اساساً بزرگ‌شدن همین موجود ازپیش‌ساخته است.

برخی طرفداران این نظریه که «اسپرمیست» خوانده می‌شدند، گمان می‌کردند این انسان کوچک در اسپرم جای دارد. نیکولاس هارتسوکر تصویری مشهور از انسانی کوچک و جمع‌شده در سر اسپرم منتشر کرد که بعدها به نمادی از این دیدگاه تبدیل شد.[۱۱]

این دیدگاه با دشواری منطقی مهمی روبه‌رو بود: اگر انسان کوچک خود از آغاز کاملاً شکل گرفته باشد، باید در یاخته‌های تولیدمثلی او نیز انسان‌های کوچک دیگری وجود داشته باشند و این زنجیره تا بی‌نهایت ادامه یابد. همین مسئله یکی از صورت‌های تاریخی چیزی است که بعدها با عنوان مغالطه آدمک شناخته شد.

پیش‌تشکل‌گرایی با پیشرفت جنین‌شناسی و شناخت چگونگی تقسیم و تمایز سلولی کنار گذاشته شد.

کاربرد علمی جدید

نمایی از آدمک حرکتی که در آن اندازهٔ اندام‌ها متناسب با گسترهٔ بازنمایی آنها در قشر حرکتی مغز نشان داده می‌شود.

در علوم اعصاب، «آدمک» معنایی کاملاً متفاوت از مفهوم کیمیایی دارد. آدمک قشری نمایش تصویری بدن انسان بر پایهٔ میزان فضایی است که بخش‌های مختلف بدن در قشر مغز اشغال می‌کنند.

دو نوع اصلی آن عبارت‌اند از آدمک حسی و آدمک حرکتی. آدمک حسی بازنمایی بخش‌های مختلف بدن را در قشر حسی پیکری نشان می‌دهد و آدمک حرکتی میزان بازنمایی آنها را در قشر حرکتی نمایش می‌دهد.

از آنجا که اندازهٔ اندام‌ها در این تصاویر بر اساس اندازهٔ واقعی بدن نیست، شکل حاصل بسیار نامتناسب است. دست‌ها، لب‌ها و زبان به دلیل برخورداری از بازنمایی عصبی گسترده، بسیار بزرگ نشان داده می‌شوند، در حالی که تنه و برخی اندام‌های دیگر کوچک‌ترند.[۱۲]

در پزشکی، اصطلاح آدمک گاه برای برخی تراتوم‌های کیستیِ بالغ نیز به کار رفته است که به سبب رشد سازمان‌یافتهٔ بافت‌هایی مانند مو، پوست، غضروف یا استخوان ممکن است ظاهری جنین‌مانند پیدا کنند.[۱۳]

در ادبیات

واگنر و آدمک در تصویری از سدهٔ نوزدهم برای فاوست: بخش دوم تراژدی گوته

اندیشهٔ ایجاد مصنوعی انسان از کیمیاگری وارد ادبیات اروپا شد. توماس براون در دین یک پزشک (۱۶۴۳) به دستور منسوب به پاراسلسوس برای ساخت انسان بدون آمیزش جنسی اشاره کرده است.[۱۴]

این بن‌مایه با مضمون آفرینش مصنوعی انسان در فرانکنشتاین (۱۸۱۸) اثر مری شلی نیز مقایسه شده است، هرچند موجود فرانکنشتاین به معنای دقیق کیمیایی «آدمک» نیست.

مشهورترین حضور مستقیم آدمک در ادبیات در فاوست: بخش دوم تراژدی (۱۸۳۲) اثر یوهان ولفگانگ فون گوته دیده می‌شود. در این اثر، واگنر موجودی کوچک و درخشان را درون ظرف شیشه‌ای می‌آفریند. آدمک گوته هنوز بدن کاملی ندارد و آرزوی دستیابی به وجود جسمانی و طبیعی را دنبال می‌کند. این شخصیت در پژوهش‌های ادبی با بحث‌های سده‌های هجدهم و نوزدهم دربارهٔ آفرینش مصنوعی، حیات‌گرایی، جنین‌شناسی و رابطهٔ فن و طبیعت مرتبط دانسته شده است.[۱۵]

در سده‌های نوزدهم و بیستم، آدمک به یکی از بن‌مایه‌های ادبیات مربوط به زندگی مصنوعی تبدیل شد و در آثار گوناگون خیال‌پردازانه و علمی‌تخیلی حضور یافت. در این آثار، این مفهوم اغلب برای پرداختن به پرسش‌هایی دربارهٔ حدود دخالت انسان در آفرینش زندگی، رابطهٔ آفریدگار و آفریده و مرز میان موجود طبیعی و مصنوعی به کار رفته است.

در دیگر رسانه‌ها

مفهوم آدمک در سینما، تلویزیون، بازی‌های ویدئویی، کمیک و مانگا نیز بارها بازآفرینی شده است. این بازنمایی‌ها معمولاً از تصور کیمیاییِ موجودی انسان‌مانند که به‌طور مصنوعی آفریده شده الهام می‌گیرند، هرچند ویژگی‌های آن در آثار مختلف بسیار متفاوت است.

از نمونه‌های آغازین سینمایی می‌توان به آدمک (۱۹۱۶) اشاره کرد. مضمون آفرینش مصنوعی زندگی همچنین در فیلم‌هایی مانند عروس فرانکنشتاین (۱۹۳۵)، سفر طلایی سندباد (۱۹۷۳)، جان مالکوویچ بودن (۱۹۹۹)، ستون فقرات شیطان (۲۰۰۱)، ۹ (۲۰۰۹) و بیچارگان (۲۰۲۳) با صورت‌های گوناگون بازتاب یافته است.

در تلویزیون نیز این مفهوم یا موجوداتی برگرفته از آن در آثاری چون دکتر هو، ریک و مورتی، بابای آمریکایی! و دوستان خندان دیده می‌شود.

در بازی‌های نقش‌آفرینی و ویدئویی، آدمک معمولاً موجودی ساخته‌شده با جادو یا کیمیاگری است. نمونه‌هایی از آن در سیاه‌چال‌ها و اژدهایان، رگناروک آنلاین، گنشین ایمپکت، بایونتا ۳ و سلول‌های مرده دیده می‌شود.

این مفهوم در کمیک و مانگا نیز حضور پررنگی دارد. در کیمیاگر تمام‌فلزی، آدمک‌ها موجوداتی مصنوعی و از عناصر اصلی داستان‌اند و مفهوم آنان مستقیماً با کیمیاگری پیوند دارد. آدمک همچنین در آثاری چون پسر جهنمی، آدمک، سنگ اقیانوس، فیت/زیرو و گوسیک ظاهر شده است.[۱۶]

در بیشتر این آثار، آدمک دیگر الزاماً موجود کوچکِ درون ظرفِ سنت پاراسلسی نیست و مفهوم آن به‌طور کلی‌تر برای موجود انسان‌مانندی به کار می‌رود که به‌جای زایش طبیعی، به دست انسان، جادو یا کیمیاگری ساخته شده است.

جستارهای وابسته

منابع

  1. 1 2 "Homunculus". Encyclopaedia Britannica (in English). Retrieved 3 فوریه 2024.
  2. ↑ Partington, J. R. (1969). "Paracelsus". A History of Chemistry (in English). Vol. 2 (2 ed.). Macmillan and Co. p. 131.
  3. ↑ Newman, William Royall (2005). Promethean Ambitions: Alchemy and the Quest to Perfect Nature (in English). University of Chicago Press. p. 215. ISBN 978-0-226-57524-7.
  4. 1 2 Anthony Grafton, ed. (1999). Natural Particulars: Nature and the Disciplines in Renaissance Europe (in English). MIT Press. pp. 328–329.
  5. ↑ Newman, William R. (1998). "Alchemy, Domination, and Gender". In Noretta Koertge (ed.). A House Built on Sand (in English). Oxford University Press. pp. 216–226. doi:10.1093/0195117255.003.0014. ISBN 978-0-19-511725-7.
  6. ↑ Jung, Carl Gustav (1967). Alchemical Studies (in English). pp. 60، 102.
  7. ↑ Needham, Joseph (1980). Science and Civilisation in China (in English). Vol. 5. Cambridge University Press. pp. 486–487. ISBN 9780521085731.
  8. ↑ Besetzny, Emil (1873). Die Sphinx (in German). Vienna. pp. 111–157.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:مکان بدون ناشر (رده)
  9. ↑ Hartmann, Franz (1896). The Life of Philippus Theophrastus Bombast of Hohenheim: Known by the Name of Paracelsus, and the Substance of His Teachings (in English). London: Kegan Paul, Trench, Trübner. p. 306.
  10. ↑ Campbell, Mary Baine. "Artificial Men: Alchemy, Transubstantiation, and the Homunculus". Republics of Letters: A Journal for the Study of Knowledge, Politics, and the Arts (in English). 1 (2).
  11. ↑ "Epigenesis and Preformationism". Stanford Encyclopedia of Philosophy (in English). Stanford University.
  12. ↑ Saladin, Kenneth (2012). Anatomy and Physiology: The Unity of Form and Function (in English) (6 ed.). McGraw-Hill.
  13. ↑ Lee, Yong Ho; Kim, Sung Gun; Choi, Sung Hyuk (2003). "Ovarian Mature Cystic Teratoma Containing Homunculus: A Case Report". Journal of Korean Medical Science (in English). 18 (6): 905–907. doi:10.3346/jkms.2003.18.6.905. PMC 3055135. PMID 14676454.
  14. ↑ Browne, Thomas (1643). "1". Religio Medici (in English). p. 35.
  15. ↑ Latimer, Dan (1974). "Homunculus as Symbol: Semantic and Dramatic Functions of the Figure in Goethe's Faust". MLN (in English). 89 (5). The Johns Hopkins University Press: 814. doi:10.2307/2907086. JSTOR 2907086.
  16. ↑ Mizuno, Ryou (2019). Sorcerous Stabber Orphen Anthology. Commentary (in Japanese). TO Books. p. 237. ISBN 9784864728799.

پیوند به بیرون