روی ماه قدم گذاشتیم
| ویرایش روی ماه قدم گذاشتیم (On a marché sur la Lune) | |
|---|---|
![]() | |
| تاریخ | ۱۹۵۴ |
| سری | ماجراهای تنتن و میلو |
| ناشر | کسترمن |
| گروه سازنده | |
| خالق | هرژه |
| نسخهٔ اصلی | |
| منتشرشده در | مجلهٔ تنتن |
| تاریخ انتشار | ۲۹ اکتبر ۱۹۵۲ – ۲۹ دسامبر ۱۹۵۳ |
| زبان | فرانسوی |
| ترجمه | |
| ناشر ترجمه | مثوئن |
| تاریخ ترجمه | ۱۹۵۹ |
| مترجم |
|
| گاهنگاری | |
| بعد از | هدف کره ماه (۱۹۵۳) |
| قبل از | ماجرای تورنسل (۱۹۵۶) |

روی ماه قدم گذاشتیم (فرانسوی: On a marché sur la Lune) هفدهمین جلد از مجموعهٔ ماجراهای تنتن و میلو، کمیکهای کارتونی اثر هرژه، کارتونیست بلژیکی است. این داستان از اکتبر ۱۹۵۲ تا دسامبر ۱۹۵۳ بهصورت هفتگی و دنبالهدار در مجلهٔ تنتن در بلژیک منتشر شد و سپس در سال ۱۹۵۴ توسط انتشارات کسترمن در قالب یک جلد گردآوریشده چاپ شد. این روایت که دنبالهٔ خط روایی جلد پیشین، هدف کره ماه (۱۹۵۳)، است، ماجرای خبرنگار جوان تنتن، سگش میلو و دوستانش، کاپیتان هادوک، پروفسور تورنسل و دوپونت و دوپونط را بازگو میکند که سوار بر نخستین موشک سرنشیندار بشر به سوی ماه هستند.
روی ماه قدم گذاشتیم بخشی بر اساس پیشنهادهای دوستان هرژه، برنار اوولمانس و ژاک فان ملکبکه توسعه یافت و پس از پژوهشهای گستردهٔ هرژه دربارهٔ امکان سفر فضایی انسان ــ کاری که هنوز تحقق نیافته بود ــ تولید شد؛ او میخواست اثر تا حد ممکن واقعگرایانه باشد. هرژه مجموعهٔ ماجراهای تنتن را با ماجرای تورنسل ادامه داد، و این مجموعه خود به یکی از عناصر تعیینکنندهٔ سنت کامیکس فرانسوی-بلژیکی تبدیل شد. منتقدان، جزئیات تصویری کتاب را بسیار ستودهاند، اما دربارهٔ داستان نظرات متفاوتی ابراز کردهاند؛ برخی آن را از پختهترین و تأثیرگذارترین بخشهای مجموعه میدانند، در حالی که برخی دیگر آن را بهدلیل کمرنگ شدن طنزی که در جلدهای پیشین دیده میشد و تمرکز علمیتر روایت، مورد انتقاد قرار دادهاند. این داستان در مجموعهٔ انیمیشنی ماجراهای تنتن اثر هرژه (۱۹۵۷) ساختهٔ بلویزیون، بازی رایانهای تنتن روی ماه (۱۹۸۹)، مجموعهٔ انیمیشنی ماجراهای تنتن (۱۹۹۱) ساختهٔ ایلیپسنیم/نلوانا و نمایش رادیویی بیبیسی ۵ در سالهای ۱۹۹۲ و ۱۹۹۳ اقتباس شده است.
داستان
- این خلاصه داستان، ادامهٔ وقایعی است که در هدف کره ماه آغاز شده است.
پروفسور تورنسل، تنتن، میلو، کاپیتان هادوک و دستیار تورنسل، فرانک ولف سوار بر یک فضاپیمای هستهایِ دارای پیشرانهٔ اتمی، زمین را به مقصد ماه ترک میکنند. کمی پس از پرتاب، آنها کشف میکنند که کارآگاهان دوپونت و دوپونط بهطور اتفاقی در سفینه پنهان شدهاند؛ زیرا گمان میکردند زمان پرتاب ساعت ۱:۳۴ بعدازظهر بوده نه ۱:۳۴ بامداد، و این موضوع فشار بیشتری بر ذخیرهٔ اکسیژن وارد میکند.
دوپونت و دوپونط بهطور اتفاقی موتور راکت حرارتی هستهای را خاموش میکنند و این کار گرانش مصنوعی را مختل کرده و باعث بیوزنی همه میشود تا اینکه تنتن مشکل را برطرف میکند. سپس، آنها دچار عود اثر داروی «فرمول ۱۴» (که در تنتن در سرزمین طلای سیاه رخ داده بود) میشوند که موجب رشد سریع و رنگارنگ موهای سر، سبیل و ریششان میشود، تا زمانی که تورنسل آنها را درمان میکند. کاپیتان هادوک که مقداری ویسکی پنهانی به سفینه آورده، مست میشود و یک راهپیمایی فضایی ناگهانی انجام میدهد که طی آن برای مدتی کوتاه به صورت ماهواره سیارک آدونیس درمیآید، اما تنتن موفق میشود او را نجات دهد.[۱]
موشک در دهانهٔ «اَبَرخُس» فرود میآید و تنتن نخستین انسانی است که روی ماه قدم میگذارد. روز بعد، تورنسل و ولف ابزارهای اپتیکی را برای آغاز کارهای رصدی روی ماه نصب میکنند و همزمان تنتن و هادوک قطعات تانک ماهنورد را سرهمبندی میکنند. دو روز بعد، هادوک، ولف و تنتن با تانک ماه برای کاوش برخی غارهای چکندهسنگ در جهت دهانهٔ «بطلمیوس» حرکت میکنند؛ درون یکی از غارها میلو به درون شکافی پوشیده از یخ میلغزد، اما تنتن او را نجات میدهد.
بعدتر در داخل سفینه، تنتن توسط یک مسافر پنهانی سوم، سرهنگ یورگن، غافلگیر شده و دستوپا بسته در انبار رها میشود. یورگن جاسوسی است که توسط ولف ــ که قدرتی خارجی تحت کنترلش گرفته و او را تهدید کردهاند ــ مخفیانه به سفینه آورده شده بود. پای میلو هنگام حملهٔ یورگن آسیب میبیند. سرانجام تنتن پای زخمی میلو را باندپیچی میکند تا بهطور کامل بهبود یابد. یورگن با کمک ولف قصد دارد سفینه را ربوده و آن را به زمین بازگرداند، اما تنتن میگریزد و با خرابکاری اضطراری که برق موتور را قطع میکند، نقشهٔ سرهنگ یورگن را ناکام میگذارد.[۲]
به دلیل کمبود ذخایر اکسیژن، خدمه تصمیم میگیرند تانک ماهپیما و ابزارهای اپتیکی رصد ستارگان را رها کنند و اقامتشان در ماه را کوتاه کنند. کارهای تعمیر کمی زودتر از موعد تمام میشود و موشک برای پرتاب آماده میگردد. پس از پرتاب، یورگن به دلیل بیعرضگی دوپونت و دوپونط از بند میگریزد و میکوشد تنتن و دیگران را با اسلحه بکشد؛ ولف برای جلوگیری از او اقدام میکند و طی کشمکشی بر سر اسلحه، یورگن از ناحیهٔ قلب هدف قرار گرفته و کشته میشود. هنگامی که مشخص میشود اکسیژن کافی برای بقای همهٔ خدمه در مسیر بازگشت وجود ندارد، ولف با باز کردن هوابند و رها کردن خود در فضای بیرونی موشک جان خود را فدا میکند. با نزدیک شدن به زمین، خدمه بیهوش میشوند، اما تنتن برای مدت کوتاهی بیدار میشود و دستگاه هدایت خودکار سفینه را فعال میکند و موشک با موفقیت به سیلداوی بازمیگردد. پس از فرود، خدمه درست در لحظهٔ آخر نجات داده میشوند. در جشن استقبال قهرمانان، تورنسل امیدوار است روزی دوباره به ماه بازگردند، اما هادوک نمیپذیرد و میگوید این سفر به او آموخته که «تو این زندگی هیچ جایی به آدم خوش نمیگذره مگه… روی این خاک آبا و اجدادی خودمون!»[۳]
تاریخچه
پیشزمینه
هرژه نخستینبار ایدهٔ فرستادن تنتن به مأموریتی در ماه را زمانی مطرح کرد که مشغول کار بر معبد خورشید (۱۹۴۹) بود.[۴] تصمیم او برای ورود به حوزهٔ علمی-تخیلی ممکن است تحتتأثیر رقابت دوستانهاش با همکارش ادگار پ. یاکوبس بوده باشد؛ کسی که بهتازگی با کمیک علمی-تخیلی خود «راز شمشیرماهی» (۱۹۵۰–۱۹۵۳) موفق شده بود.[۵] او تصمیم گرفت این ماجرا، یک آرک داستانی دو جلدی باشد؛ روشی که در آرکهای پیشین او، سیگارهای فرعون (۱۹۳۴) و گل آبی (۱۹۳۶)، اسب شاخدار (۱۹۴۳) و گنجهای راکام (۱۹۴۴) و هفت گوی بلورین (۱۹۴۸) و معبد خورشید موفقیتآمیز بود.[۴] او از ابتدا قصد داشت این داستان را بلافاصله پس از پایان معبد خورشید آغاز کند، اما همسرش «ژرمن کیکنس» و دوست نزدیکش مارسل دوئه او را متقاعد کردند که بهجای ادامهٔ تنتن در سرزمین طلای سیاه (۱۹۵۰) را که پیشتر ناتمام رها کرده بود، پیش ببرد.[۶]

برای مشورت دربارهٔ داستان، هرژه با دوستش برنار اوولمانس گفتگو کرد؛ کسی که کتاب غیرداستانی «مردی در میان ستارگان» (۱۹۴۴) را نوشته بود.[۵] در پاییز ۱۹۴۷، اوولمانس و ژاک فان ملکبکه فیلمنامهای برای داستان تهیه کردند و آن را به هرژه دادند. در این نسخه، مأموریت قمری تورنسل در مکانی خیالی به نام «رادیو سیتی» در ایالات متحده آغاز میشد. در آن، پروفسور هیپولیت کالیس که پیشتر در داستان ستاره اسرارآمیز (۱۹۴۲) ظاهر شده بود بازمیگشت، اما این بار در نقش یک ضد قهرمان؛ کالیس برای خرید یک الماس جهت هدیه دادن به بازیگر معروف ریتا هیورث اسرار این مأموریت را فروخته بود.[۷] در اوایل ۱۹۴۸، هرژه دو صفحهٔ سیاهوسفید از این نسخهٔ داستان تولید کرد، اما سپس آن را رها کرد.[۸] با این حال، هرژه برخی عناصر این فیلمنامهٔ اولیه را در نسخهٔ نهایی حفظ کرد؛ از جمله صحنههایی که کاپیتان هادوک در محیط بیگرانش ویسکی مینوشد و جایی که هادوک برای راهپیمایی فضایی میرود و نزدیک است به صورت ماهوارهٔ آدونیس درآید؛ صحنههایی که در صفحات ۵ و ۸ کتاب روی ماه قدم گذاشتیم ظاهر میشوند.[۹]

با این وجود، اوولمانس بر این باور بود که تأثیر او بر داستان بسیار مهمتر بوده و اظهار داشت: «وقتی با فان ملکبکه این دو کتاب را مرور میکردیم، واقعاً این احساس را داشتیم که این همان چیزی است که ما در آغاز کار انجام داده بودیم. بهطور کلی، همان بود».[۱۰]
هرژه امیدوار بود داستان تا حد ممکن واقعی باشد و از عناصر فانتزی دوری کند.[۱۱] به گفتهٔ خودش، داستان «هیچ موجود فضایی، هیچ هیولایی، هیچ شگفتی غیرقابل باور» نداشت.[۱۲] برای تضمین این واقعگرایی، او مجموعهای گسترده از اسناد دربارهٔ راکتها و سفر فضایی گردآوری کرد.[۱۳] در این مسیر اوولمانس نیز کمکش میکرد و برایش تصاویر راکتها و تأسیسات پژوهشی هستهای را جمعآوری میکرد.[۱۴] آرشیو پژوهشی هرژه شامل مقالهای از مجلهٔ آمریکایی کالیِرز بود که دربارهٔ چگونگی رسیدن بشر به ماه بحث میکرد[۱۳] و نیز کتابهایی از پییر روسو و اگوست پیکار.[۱۵] یکی دیگر از منابع او فضانوردی (۱۹۵۰) نوشتهٔ فیزیکدان الکساندر آنانوف بود[۱۶] که هرژه از آوریل ۱۹۵۰ با او مکاتبه را آغاز کرد.[۱۷] او همچنین از مرکز پژوهشهای هستهای ایسیئیسی در شارلروآ دیدن کرد و سپس با مدیر آن، مَکس اوآیو نیز وارد مکاتبه شد.[۱۸] هرژه بخش زیادی از این اطلاعات فنی را در داستان گنجاند، اما آنها را در کنار لحظات طنزآمیز قرار داد تا برای خوانندگان جوانش قابلفهمتر باشد.[۱۹]
به گفتهٔ منتقدان ژان مارک لوفیسیه و رندی لوفیسیه، تأثیرات داستانی احتمالی بر کار هرژه شامل رمان به دور ماه نوشتهٔ ژول ورن (۱۸۷۰) و فیلم آمریکایی هدف کره ماه (۱۹۵۰) بوده است.[۲۰] هرژه قطعاً از چندین فریم منتشرشده از این فیلم آمریکایی الهام گرفته بود.[۲۱] سیستم رایانهای مرکز فضایی «اِسپروژ» از نظر بصری بر پایهٔ «یونیواک ۱»، نخستین رایانهٔ غیرنظامی جهان، طراحی شده بود.[۲۲] هرژه موشک ماه خود را بر اساس طراحی راکت فاو-۲ که توسط دانشمندان نازی در جنگ جهانی دوم ساخته شده بود، طراحی کرد.[۱۳] الگوی چهارخانهٔ قرمز-سفید روی موشک نیز بر اساس طرحی از یک فاو-۲ بود که هرژه در کتاب پژوهشهای آلمانیها در جنگ جهانی دوم نوشتهٔ لسلی ای. سایمون — سرلشکر بازنشستهٔ ارتش ایالات متحده — در سال ۱۹۴۷ دیده بود.[۲۰] او از دستیارش آرتور فان نویین خواست مدلی از موشک، با قطعات جداشدنی، بسازد. هرژه این مدل را به پاریس برد و آن را به آنانوف نشان داد و از او پرسید آیا این نمونهٔ واقعی محتمل از یک موشک ماه است یا نه. او و دستیارانش سپس از این مدل برای طراحی دقیق کمیک استفاده کردند.[۲۳] هرژه شخصیت سرهنگ یورگن (بوریس) را نیز وارد داستان کرد؛ کسی که پیشتر در عصای اسرارآمیز (۱۹۳۹) در نقش ضد قهرمان ظاهر شده بود.[۲۴] او همچنین به توصیهٔ اوولمانس، نشانههایی از وجود آب در ماه را نیز وارد داستان کرد.[۲۵]
انتشار
در ۷ سپتامبر ۱۹۵۰، هرژه داستان را با جملهٔ «پایان بخش اول» قطع کرد.[۲۶] او احساس میکرد نیاز به استراحت دارد، زیرا دوباره دچار افسردگی بالینی شده بود. او و همسرش ژرمن برای تعطیلات به شهر گلان در سوئیس رفتند و در اواخر سپتامبر به بروکسل بازگشتند.[۲۷] بسیاری از خوانندگان نامههایی به مجلهٔ تنتن فرستادند و پرسیدند چرا روی ماه قدم گذاشتیم دیگر بهصورت دنبالهدار منتشر نمیشود، تا جایی که شایعهای منتشر شد مبنی بر اینکه هرژه درگذشته است.[۲۸] در ۱۸ آوریل ۱۹۵۱، او نامهای سرگشاده در مجله منتشر کرد و غیبتش را ناشی از بیماریای دانست که بر اثر خستگی شدید بهوجود آمده بود، و در کنار آن تصویری از خودش در حال افتاده روی یک صندلی راحتی قرار داد.[۲۸] هنگامی که هرژه برنامهٔ بازگشت به کار را میریخت، روی جلدهای مجلهٔ تنتن بازگشت قریبالوقوع داستان اعلام میشد.[۲۹]
روی ماه قدم گذاشتیم پس از یک وقفهٔ هجدهماهه[۳۰] دوباره از سر گرفته شد و در شمارهٔ ۹ آوریل ۱۹۵۲ منتشر گردید، همراه با خلاصهای از ماجرای پیشین.[۳۱] آخرین قسمت آن در ۳۱ دسامبر ۱۹۵۳ چاپ شد.[۱۰]
بازنشر
با انتشار نسخهٔ دنبالهدار، هرژه برای گنجاندن صحنهٔ خودکشی ولف در داستان مورد انتقاد قرار گرفت؛ زیرا خودکشی در بلژیکِ بهشدت کاتولیک، گناهی کبیره تلقی میشد. در احترام به نظر این منتقدان، او برای نسخهٔ کتابی این داستان، جملهای به حرفهای ولف افزود: «شاید معجزهای هم باعث نجات من بشه» تا صحنه کمتر شبیه خودکشیِ آشکار بهنظر برسد. سالها بعد، هرژه ابراز پشیمانی کرد که در این مورد کوتاه آمده است، زیرا این تغییر را «احمقانه» میدانست؛ چون ولف میدانست در همان لحظهای که به فضا میپرد «محکوم به مرگ» است و هیچ معجزهای ممکن نیست.[۳۲] این داستان در سال ۱۹۵۴ توسط انتشارات کسترمن با عنوان روی ماه قدم گذاشتیم منتشر شد.[۳۳] کسترمن از این عنوان راضی نبود، اما هرژه با قاطعیت از تغییر آن امتناع کرد.[۳۴]
تحلیل انتقادی
ژان مارک لوفیسیه و رندی لوفیسیه بر این باور بودند که داستان دو قسمتی «در اصل متعلق به تورنسل است»، زیرا «چشمانداز کیهانی و دانش فضایی او داستان را به جلو میراند».[۲۴] آنها همچنین معتقد بودند که ولف شخصیتی یگانه در مجموعهٔ تنتن است و او را شبیه به شخصیتهای رمانهای جان لوکاره توصیف کردند.[۲۴] این دو منتقد با اشارهٔ مشخص به روی ماه قدم گذاشتیم، آن را «حماسهای واقعی از تخیل انسانی» دانستند و بر این باور بودند که تصویرسازی آن از ماه بیش از سایر «رمانهای اکتشافیِ نخستینِ فضا» «در برابر آزمون زمان ایستادگی کرده است».[۳۵] آنان ماجراجویی ماه را «هرژه در اوج خود… دستاوردی پیروزمندانه در همهٔ سطوح» توصیف کردند و به هر دو نیمهٔ این داستان پنج ستاره از پنج ستاره دادند.[۳۵]

پیر آسولین، دیگر زندگینامهنویس هرژه، معتقد بود دو ماجراجویی ماه «مرحلهای در روند تکامل کار هرژه را رقم میزنند».[۳۷] بنوآ پیترس «ورود تدریجی یک بُعد واقعیِ شر» به داستان را ستود و آن را بهویژه تأثیرگذار دانست.[۳۸] او همچنین ولف را شخصیتبخشی دانست که «لحنی تراژیک» به داستان اضافه میکند و او را با شخصیتهای آثار گراهام گرین مقایسه کرد.[۳۸] با این حال، پیترس به آرک دو قسمتی داستان انتقاد داشت و گفت «نه شادابی و پویایی» اسب شاخدار و گنجهای راکام را دارد و «نه کیفیت ماورایی» هفت گوی بلورین ــ معبد خورشید را.[۳۸]
هری تامسون اشاره کرد که روی ماه قدم گذاشتیم بهطور گسترده «بزرگترین دستاورد هنری هرژه» دانسته میشود،[۳۹] و کل ماجراجویی ماه را «شاهکار فنی» توصیف کرد، بهسبب تصویرسازی «باورنکردنیِ دقیق» آن از سطح ماه.[۴۰] تامسون معتقد بود این داستان را میتوان با آثار نویسندگان علمیتخیلی همچون ژول ورن و اچ.جی. ولز مقایسه کرد.[۴۱] او با تمرکز بر صحنهای که موهای دوپونت و دوپونط با سرعت و رنگهای تند رشد میکند، گفت این صحنه تضادی ناگهانی با «تقریباً ماهیت مدرسهایِ باقی داستان» دارد و «چند لکهٔ رنگیِ روشن» به مجموعهای میافزاید که در غیر این صورت «دارای ترکیب رنگی بسیار کنترلشده» است.[۴۲] فیلیپ گودن نیز توصیف فرود موشک را «نمایشی باشکوه و شایستهٔ صفحاتی دوگانه» دانست،[۴۳] و همچنین بر «تنش دراماتیک بیسابقه» در پایانبندی داستان تأکید کرد.[۴۳]
در مطالعهٔ روانکاوانهٔ خود دربارهٔ ماجراهای تنتن، منتقد ادبی ژان-ماری آپوستولیدس از توجه دقیق این آرک داستانی ــ هدف کره ماه و روی ماه قدم گذاشتیم ــ به «حقایق علمی» تمجید کرد، اما افزود که همین موضوع سبب شده لحن داستان «تاحدی آموزنده» شود.[۴۴] او معتقد بود که در این داستان، تقابل اصلی دیگر «خیر و شر» نیست ــ برخلاف آثار پیشین ــ بلکه «حقیقت و خطا» ست.[۴۴] آپوستلیدس باور داشت که با وجود آنکه تورنسل «شخصیتی وسواسی و تاحدی مضحک» است، اما دستاوردهای علمیاش او را در این آرک به «قامتی عظیم» میرساند و جای شوالیه فرانسوا دو هادوک (از اسب شاخدار) را بهعنوان «نیای بنیانگذار» مجموعه میگیرد.[۴۵] او ادامه میدهد که این «نیا» شدن باعث میشود سفر به ماه «یک جستوجوی عرفانی» گردد که علم در آن نقش «دین راهنما» را بازی میکند.[۴۶] او با مقایسهٔ این آرک داستانی با معبد خورشید، میان مرکز علمی و معبد اینکا پیوندهای نمادین برقرار میکند، اما یادآور میشود که در اینجا دیگر تورنسل «کاهن اعظم» است، نه قربانی، چنانکه در داستان پیشین بود.[۴۷] سپس او موشک ماه را «نمادی شبیه آلت مردانه» توصیف میکند که به «قلمرو بکر» ماه نفوذ میکند،[۴۸] و همزمان آن را «رحمی مادرانه» میداند که کاوشگران فضا در آن میخوابند.[۴۸] دربارهٔ روی ماه قدم گذاشتیم نیز میگوید که قهرمانان هنگام کاوش ماه دوباره به «دوران کودکی» بازمیگردند و با ماه مانند یک شهربازی رفتار میکنند.[۴۹]
تام مککارتی گفت که در آرک هدف کره ماه ـ روی ماه قدم گذاشتیم، تورنسل «تجسم موضع خودِ هرژه در دوران جنگ است که به دنیای پس از جنگ کشیده شده»، و او را نمایندهٔ نابغهای میداند که کارهایش تصادفاً با اهداف ملی و سیاسی همسو میشود.[۵۰] او بیان داشت که روی ماه قدم گذاشتیم «شاید هم ماجراجویانهترین و هم تأملبرانگیزترین» بخش مجموعه باشد.[۵۱] او احساس میکرد حضور سرهنگ یورگن بهعنوان مسافر پنهانیِ قاچاقی نشاندهندهٔ ایدهٔ «بیگانهای است که به خانه نفوذ میکند»؛ موضوعی که آن را در دیگر ماجراجوییها نیز میدید.[۵۲] مککارتی با اشاره به صحنهای که هادوک بطری ویسکی را در کتاب راهنمای نجوم پنهان کرده، گفت «متن، در این مورد، پوچ است و چیز دیگری را قاچاق میکند»؛ چیزی که او آن را وارونگیِ پنهان شدن طومار در ماکت کشتی اسب شاخدار در داستان اسب شاخدار دانست.[۵۳]
اقتباسها
در سال ۱۹۵۷، شرکت انیمیشنسازی بلویزیون مجموعهای به نام ماجراهای تنتن اثر هرژه از اقتباسهای رنگی بر اساس کمیکهای اصلی هرژه تولید کرد و هشت داستان ماجراهای تنتن را به سریالهایی از قسمتهای پنجدقیقهای روزانه تبدیل نمود. روی ماه قدم گذاشتیم دومین داستانی بود که در دومین سریال انیمیشنی این مجموعه اقتباس شد؛ کارگردانی آن بر عهدهٔ ری گوسنز بود و فیلمنامه توسط گِرِگ نوشته شد، کارتونیستی معروف که بعدها سردبیر مجلهٔ تنتن شد.[۵۴]
در سال ۱۹۹۱، سریال انیمیشنی دیگری تحت عنوانِ ماجراهای تنتن بر اساس این داستانها تولید شد، این بار بهصورت همکاری بین استودیوی فرانسوی ایلیپسنیم و شرکت انیمیشن کانادایی نلوانا. روی ماه قدم گذاشتیم پانزدهمین داستانی بود که اقتباس شد و در دو قسمت بیستدقیقهای تولید گردید. این سریال به کارگردانی استفان برناسکونی، مورد تحسین قرار گرفت و بهطور کلی «وفادار به کمیکهای اصلی» توصیف شد، تا حدی که انیمیشن مستقیماً از پنلهای اصلی هرژه اقتباس شده بود.[۵۵]
منابع
پانویس
- ↑ Hergé 2003, pp. 1-11.
- ↑ Hergé 2003, pp. 12-48.
- ↑ Hergé 2003, pp. 49-62.
- 1 2 Farr 2001, p. 135.
- 1 2 Peeters 2012, p. 218.
- ↑ Goddin 2009, p. 189.
- ↑ Thompson 1991، pp. 138–139; Farr 2001، p. 138; Lofficier و Lofficier 2002، p. 65; Peeters 2012، p. 218.
- ↑ Peeters 1989، p. 94; Thompson 1991، p. 139; Peeters 2012، p. 218.
- ↑ Thompson 1991، p. 139; Peeters 2012، pp. 220–221.
- 1 2 Assouline 2009, p. 172.
- ↑ Peeters 1989، p. 94; Farr 2001، p. 135.
- ↑ Peeters 1989, p. 94.
- 1 2 3 Farr 2001, p. 136.
- ↑ Assouline 2009، p. 172; Peeters 2012، p. 222.
- ↑ Assouline 2009, p. 170.
- ↑ Lofficier و Lofficier 2002، p. 65; Goddin 2011، p. 8.
- ↑ Peeters 2012, p. 225.
- ↑ Assouline 2009، pp. 170–171; Peeters 2012، p. 225.
- ↑ Thompson 1991, p. 143.
- 1 2 Lofficier & Lofficier 2002, p. 65.
- ↑ Goddin 2011, p. 10.
- ↑ Goddin 2011, p. 22.
- ↑ Peeters 1989، p. 95; Thompson 1991، pp. 142–143; Farr 2001، p. 136; Assouline 2009، p. 171; Peeters 2012، p. 227.
- 1 2 3 Lofficier & Lofficier 2002, p. 64.
- ↑ Thompson 1991، p. 146; Farr 2001، p. 138.
- ↑ Peeters 2012، p. 227; Goddin 2011، p. 13.
- ↑ Peeters 2012, pp. 227–228.
- 1 2 Peeters 2012, p. 230.
- ↑ Goddin 2011, p. 17.
- ↑ Thompson 1991، p. 149; Farr 2001، p. 141.
- ↑ Peeters 2012, p. 232.
- ↑ Peeters 1989، p. 97; Thompson 1991، p. 148; Assouline 2009، p. 74.
- ↑ Lofficier & Lofficier 2002, p. 63.
- ↑ Thompson 1991, p. 149.
- 1 2 Lofficier & Lofficier 2002, p. 66.
- ↑ Peeters 2012, p. 97.
- ↑ Assouline 2009, p. 174.
- 1 2 3 Peeters 1989, p. 97.
- ↑ Thompson 1991, p. 144.
- ↑ Thompson 1991, p. 138.
- ↑ Thompson 1991, p. 146.
- ↑ Thompson 1991, pp. 146–147.
- ↑ Goddin 2011, p. 36.
- 1 2 Apostolidès 2010, p. 179.
- ↑ Apostolidès 2010, p. 182.
- ↑ Apostolidès 2010, p. 184.
- ↑ Apostolidès 2010, pp. 184–185.
- 1 2 Apostolidès 2010, p. 186.
- ↑ Apostolidès 2010, pp. 187–188.
- ↑ McCarthy 2006, p. 42.
- ↑ McCarthy 2006, p. 172.
- ↑ McCarthy 2006, p. 79.
- ↑ McCarthy 2006, p. 17.
- ↑ Lofficier & Lofficier 2002, pp. 87–88.
- ↑ Lofficier & Lofficier 2002, p. 90.
کتابشناسی
- Apostolidès, Jean-Marie (2010) [2006]. The Metamorphoses of Tintin, or Tintin for Adults. Jocelyn Hoy (translator). Stanford: Stanford University Press. ISBN 978-0-8047-6031-7.
- Assouline, Pierre (2009) [1996]. Hergé, the Man Who Created Tintin. Charles Ruas (translator). Oxford and New York: Oxford University Press. ISBN 978-0-19-539759-8.
- Farr, Michael (2001). Tintin: The Complete Companion. London: John Murray. ISBN 978-0-7195-5522-0.
- Goddin, Philippe (2009). The Art of Hergé, Inventor of Tintin: Volume 2: 1937-1949. Michael Farr (translator). San Francisco: Last Gasp. ISBN 978-0-86719-724-2.
- Goddin, Philippe (2011). The Art of Hergé, Inventor of Tintin: Volume 3: 1950-1983. Michael Farr (translator). San Francisco: Last Gasp. ISBN 978-0867197631.
- Hergé (2003) [1954]. Explorers on the Moon. Leslie Lonsdale-Cooper and Michael Turner (translators). London: Egmont. ISBN 978-1-4052-0816-1.
- Lofficier, Jean-Marc; Lofficier, Randy (2002). The Pocket Essential Tintin. Harpenden, Hertfordshire: Pocket Essentials. ISBN 978-1-904048-17-6.
- McCarthy, Tom (2006). Tintin and the Secret of Literature. London: Granta. ISBN 978-1-86207-831-4.
- Peeters, Benoît (1989). Tintin and the World of Hergé. London: Methuen Children's Books. ISBN 978-0-416-14882-4.
- Peeters, Benoît (2012) [2002]. Hergé: Son of Tintin. Tina A. Kover (translator). Baltimore, Maryland: Johns Hopkins University Press. ISBN 978-1-4214-0454-7.
- Thompson, Harry (1991). Tintin: Hergé and his Creation. London: Hodder and Stoughton. ISBN 978-0-340-52393-3.
