سرافین لامپیون
| سرافین لامپیون | |
|---|---|
| شخصیت ماجراهای تنتن و میلو | |
![]() | |
| نخستین حضور | ماجرای تورنسل (۱۹۵۶) |
| پدیدآور | هرژه |
| طراح | هرژه |
| صداپیشه | ژرژ برتومیو (۱۹۹۱) نیکولا لورمو (۲۰۲۰) |
| حضور در | ماجرای تورنسل انبار زغالسنگ جواهرات کاستافیوره پرواز شماره ۷۱۴ تنتن و پیکاروها تنتن و هنر الفبا |
| اطلاعاتِ درونداستانی | |
| نام کامل | سرافین لامپیون |
| گونه | انسان |
| پیشه | مأمور فروش بیمه |
| افراد مهم | کاپیتان هادوک |
سرافین لامپیون (به فرانسوی: Séraphin Lampion) شخصیتی داستانی از مجموعهٔ ماجراهای تنتن و میلو است که هرژه آن را خلق کرده است. او نخستین بار در ماجرای تورنسل، هجدهمین آلبوم این مجموعه، در سال ۱۹۵۶ ظاهر میشود و از آن پس به یکی از شخصیتهای تکرارشوندهٔ ماجراهای پایانی مجموعه تبدیل میشود.
او که مأمور فروش بیمه و پدر خانوادهای پرجمعیت است، فردی بهشدت پرحرف و بیملاحظه است که بدون دعوت وارد کاخ مولینسار میشود. ورودهای مکرر او باعث کلافگی دیگر شخصیتها، بهویژه کاپیتان هادوک میشود. از این رو، او مظهر کهنالگوی مزاحم همیشگی است؛ آدم آزاردهندهای که هیچیک از تذکرهایی را که مخاطبانش به او میدهند درک نمیکند. سرافین لامپیون، که به نظر میرسد شوخی را تنها شیوهٔ بیان خود میداند، همچنین در برخورد با دیگران رفتاری بیش از حد خودمانی از خود نشان میدهد.
او بهعنوان «نقطهٔ مقابل تنتن» معرفی میشود؛ هماوردی ریشهدار در زندگی روزمره که به گفتهٔ خودِ خالقش «بیاهمیت» است. در حالی که قهرمانان مجموعه بهتنهایی مسئولیت نجات جهان را بر عهده دارند، لامپیون نمایندهٔ طبقهٔ متوسط و جامعهٔ تودهای جلوه میکند. با این حال، برخی از متخصصان آثار هرژه، از جمله آلبر آلگو، تمایل دارند اعتباری دوباره به ببخشند و ترجیح میدهند او را شخصیتی «روشن» ببینند؛ برداشتی که با توجه به ریشهٔ کتابمقدسیِ نام کوچک او، تقویت میشود.
سرافین لامپیون در مجموعهٔ تلویزیونی پویانمایی ماجراهای تنتن که در سال ۱۹۹۱ ساخته شد، با صدای ژرژ برتومیو اجرا شده است و سپس نیکولا لورمو در اقتباس رادیویی جواهرات کاستافیوره در سال ۲۰۲۰ این نقش را ایفا کرده است.
شخصیت در مجموعه
ورودی «پرسروصدا»

سرافین لامپیون نخستین بار در صفحهٔ پنجمِ ماجرای تورنسل، هجدهمین کتاب مجموعه ماجراهای تنتن و میلو، ظاهر میشود. ورود او پرسروصداست. در کاخ مولینسار، در جریان طوفان، فیوزها پریده و ساختمان در تاریکی فرورفته است.[H ۱] لامپیون که شیشههای ماشینش هنگام عبور از مقابل دروازههای کاخ شکسته، تصمیم میگیرد به آنجا پناه ببرد. پس از آنکه نستور در را به روی او میگشاید، سر به زیر در تاریکی پیش میرود تا اینکه به کاپیتان هادوک برخورد میکند.[H ۲] خصلت بیملاحظه و پرحرف او بلافاصله آشکار میشود. او خود را بیمهگری از شرکت مونداس معرفی میکند[H ۳] و در حالی که راحت در صندلیهای سالن جا خوش میکند و کاپیتان که نمیداند چگونه از دستش خلاص شود، برایش یک لیوان ویسکی میریزد، روایت ماجراهایش را ــ آکنده از حاشیهروی ــ آغاز میکند.[H ۴] تنها زمانی که لیوان در دستانش میترکد، این بیمهگر که دچار وحشت شده، تصمیم میگیرد صحنه را ترک کند.[H ۵]
از آن پس، سرافین لامپیون در سراسر ماجرا حضور دارد. چند صفحه بعد، تنتن او را مییابد که پس از شنیدن صدای تیراندازی، در زیر بوتهای از فضای سبز کاخ مولینسار پنهان شده است.[H ۶] او چند روز بعد دوباره به کاخ بازمیگردد تا قراردادی بیمهای را به امضای کاپیتان برساند، درست در زمانی که تنتن و او تصمیم میگیرند راهی ژنو شوند، زیرا یقین یافتهاند که جان پروفسور تورنسل در آنجا بهشدت در خطر است.[H ۷] بعدها، هنگامی که دو ماجراجو با بالگرد در پی ربایندگان تورنسل هستند، هادوک میکوشد از طریق رادیو با پلیس تماس بگیرد، اما در نهایت به سرافین لامپیون میرسد که با رادیوی آماتوریاش وارد فرکانش و خط ارتباطی آنان شده است. او که به خصلت شوخطبعانهاش وفادار است، حتی یک کلمه از گفتههای کاپیتان را باور نمیکند و مطمئن است که کاپیتان دارد با وی شوخی میکند.[H ۸] سرانجام، این بیمهگر مزاحم، اندکی پیش از بازگشت قهرمانان، تمام خانوادهاش ــ از جمله سه جفت دوقلو در میان هفت فرزند[۱] ــ را در کاخ مولینسار مستقر میکند[H ۹] و تنها پس از یک سوءتفاهم با پروفسور تورنسل است که تصمیم به ترک آنجا میگیرد، زیرا میترسد کاپیتان به مخملک مبتلا شده باشد.[H ۱۰].
لامپیون کلا شش بار در ماجرای تورنسل ظاهر میشود: دو بار خود را به داخل کاخ مولینسار دعوت کرد (در یکی از موارد در آزمایشگاه پروفسور تورنسل)، یک بار زمانی که پس از شلیک گلوله در محوطهٔ سبز مجاور پنهان شد، بار دیگر هنگام تداخل در مکالمههای رادیویی مهم (هادوک در حین تعقیب اسیرکنندگان پروفسور تورنسل در هلیکوپتر، تلاش میکرد با بیسیم پلیس تماس بگیرد، اما لامپیون خیال میکرد که او شوخی میکند و کاپیتان را دست میاندازد)، یک بار با قطع مکرر تلفن هادوک به نستور، و سرانجام آنجایی که در غیاب تنتن، هادوک و پروفسور تورنسل با خانوادهاش برای تعطیلات به کاخ مولینسار نقل مکان میکند. تنتن، که به ندرت خشم خود را بروز میدهد، واکنشی به کارهای او نشان نمیدهد. با این حال رفتارهای لامپیون، کاپیتان را به توپ و تشرها و لفاظیهای بهیادماندنی خود تهییج میشود. بهعنوان مثال:
| « | «بیفایده است، آقای لامپیون، من هر نوع بیمهای رو که فکرشو بکنی دارم… بله، همه رو!... بیمه عمر، بیمه حوادث، بیمه تگرگ، باران، سیل، جزر و مد، باد، بیمه وبا، سرماخوردگی، دست و پا شکستگی، بید، موریانه و ملخ. بله بیمهٔ همه چی رو دارم! تنها بیمهای که ندارم، بیمه علیه آدمهای مزاحمه!» (ترجمه از نسخهٔ اصلی فرانسوی، ص ۶)[۲] | » |
آخرین شخصیت تکرارشوندهٔ مجموعه
با آنکه ورود سرافین لامپیون به ماجراهای تنتن دیرهنگام است، او بلافاصله به یکی از شخصیتهای تکرارشوندهٔ آلبومهای پایانی تبدیل میشود. او از همان ماجرای بعدی، انبار زغالسنگ دوباره ظاهر میشود؛ جایی که نقشی فرعی دارد و تنها در آخرین صفحه وارد داستان میشود: او که رئیس «باشگاه فرمان» روستای خود است، یک رالی اتومبیلرانی ترتیب میدهد که آخرین مرحلهٔ آن بدون اطلاع قبلی کاپیتان، در کاخ مولینسار برگزار میشود.[H ۱۱]
او در تنتن در تبت غایب است، اما حضورش در کتاب بیستم، جواهرات کاستافیوره، پررنگتر میشود؛ زمانی که نخستین بار در صفحهٔ ۱۷ وارد ماجرا میشود. لامپیون که برای دیدار کاپیتان هادوک آمده، با بیانکا کاستافیوره آشنا میشود و بلافاصله پیشنهاد میکند جواهرات بسیار ارزشمند او را بیمه کند.[H ۱۲] این خوانندهٔ مشهور اپرا مؤدبانه او را رد میکند، میگوید دربارهٔ پیشنهادش فکر خواهد کرد و در عین حال، مطابق با شهرتش در تحریف نامخانوادگیها، او را «آقای شامپیون» مینامد.[H ۱۳] چند صفحه بعد، لامپیون به کاپیتان تلفن میزند تا ازدواج قریبالوقوع او با کاستافیوره را تبریک بگوید و همزمان اطمینان دهد که قرارداد بیمهٔ این خواننده بهزودی نهایی خواهد شد.[H ۱۴] او چند روز بعد برای آوردن همان بیمهنامه به مولینسار بازمیگردد، اما این بار شخصِ کاستافیوره با شتاب او را رد میکند و در را به رویش میبندد و اینبار او را «آقای لامپیست» میخواند.[H ۱۵].
سرافین لامپیون و خانوادهاش در سه صفحهٔ پایانی پرواز شماره ۷۱۴ حضور دارند. آنها را در خانهشان میبینیم که در سالن نشستهاند و مصاحبهٔ تلویزیونی تنتن، کاپیتان هادوک، خلبان زوت و پروفسور تورنسل را پس از بستریشدنشان در جاکارتا تماشا میکنند. همانگونه که از این شخصیت انتظار میرود، گفتههای لامپیون محدود به شوخی است و این بیمهگر منشأ فرازمینی شیئی سوزنمانند را که تورنسل جلوی دوربین نشان میدهد، باور نمیکند.[H ۱۶]
سرانجام، او در تنتن و پیکاروها، آخرین کتاب کاملشدهٔ مجموعه، نقشی ایفا میکند که به همان اندازه که غیرمستقیم است، در پیشبرد عملیاتی که تنتن و ژنرال آلکازار برای سرنگونی دیکتاتور سان تئودور، ژنرال تاپیوکا انجام میدهند، اهمیت دارد. در واقع، این به لطف لباسهای مبدل گروه دلقکهای فولکلور اروپایی خیالی «ژوآیو تورلورنها»،[الف] که خود بنیانگذارش است، امکانپذیر میشود که تنتن و دوستانش به کاخ تاپیوکا نفوذ کنند.[H ۱۷] پیش از آن، «ژوآیو تورلورنها» که برای شرکت در کارناوال به سان تئودور آمدهاند، با اتوبوس خود در دل جنگل گم میشوند و در نهایت بهطور اتفاقی به اردوگاه مستحکم ژنرال آلکازار میرسند.[H ۱۸] در این هنگام، تنتن ــ بیآنکه اعضای گروه را در جریان بگذارد ــ به این فکر میافتد که لباسهای آنها را قرض بگیرد تا در میان جمعیت شرکتکننده در کارناوال مخفی شود و بدینسان سربازان تاپیوکا را فریب دهد.[H ۱۹] سرافین لامپیون صبح روز بعد، پس از شبی مِی نوشی و بادهگساری، جز پذیرش واقعیتها کاری از دستش برنمیآید.[H ۲۰] ژنرال آلکازار که روحیهای بخشنده دارد، پس از پایان انقلاب میخواهد شخصاً از او قدردانی کند: لامپیون و «ژوآیو تورلورنها» نشان سنفرناندو را دریافت میکنند و به کارناوال سال بعد دعوت میشوند.[H ۲۱]
طراحیهای مقدماتی تنتن و هنر الفبا، کتاب ناتمام تنتن، نشان میدهد که هرژه برای او در این ماجرا نیز آخرین نقش کوتاه را در نظر گرفته بود؛ در صحنهای که او، مطابق با خوشمشربی و ابتذال ذاتیاش، از کاپیتان هادوک دربارهٔ فایدهٔ اثر هنریای که تازه خریده است، پرسوجو میکند.[۳]
توصیف
منشأ شخصیت
به گفتهٔ نویسنده و منتقد فرانسوی پیر آسولین، شخصیت سرافین لامپیون برگرفته از شخصیت «پییر دفلد» است که توسط کارتونیست بلژیکی پل ژامان برای روزنامهٔ طنز «پَن» خلق شده است.[۴] با این حال، هرژه در مصاحبهای با نویسنده نوما سادول میگوید که ایدهٔ این شخصیت از یکی از ملاقاتهای خود او نشأت گرفته است: «مدل لامپیون را از گذشته گرفتهام. در زمان جنگ، هنگامی که در بوآفور زندگی میکردم، مرد مهربانی به دیدنم آمد تا چیزی به من بفروشد ــ دیگر یادم نیست چه بود ــ خودش نشست و به من، در حالی که به صندلیام اشاره میکرد، گفت: پس لطفاً بنشین!»[۳] اصولا اسامی در ماجراهای تنتن همیشه به معنای واقعی کلمه بهکار نرفتهاند و ترجمهٔ تحتاللفظی ندارند، بلکه به گونهای متفاوت بار طنز دارند. ترجمه مستقیم و دقیق آنچه هرژه در زبان فرانسوی برای نام این شخصیت خاص مد نظر داشت، امکانپذیر نیست، با این حال او «چیزی «پف کرده» میخواست، لحنی که در عین حال، حالتی گوشتالو و سست را القا کند.»[۵] نام اصلی فرانسوی این شخصیت، سرافین لامپیون، همانطور که آلبر آلگو هم اشاره کرد، تضادی بین نام اول به معنای سراف و نامخانوادگیاش به معنای فانوس کاغذی است که هرژه برای تزئین خانهاش استفاده میکرد[۶]
ظاهر، خصلت و شخصیت

از نخستین حضورش در ماجرای تورنسل، سرافین لامپیون بهعنوان شخصیتی پر زرق و برق ظاهر میشود. هنگام ورود به کاخ مولینسار، او لباس بنفش با پاپیون قرمز و سبیل باریک به تن دارد.[۷] در تنتن و پیکاروها، لباس تعطیلاتش نیز همان رنگهای جیغ را دارد. علاوه بر این، لامپیون همزمان از بند شلوار و کمربند استفاده میکند، چیزی که هرژه آن را یکی از ویژگیهای کسانی میداند که بهطور منفی «بلژیکن» (بلژیکیها) مینامد[۳]: یک بلژیکی کوتهاندیش و فاقد خودآگاهی.[۸] لامپیون در اواخر ماجراهای تنتن ظاهر میشود و نخستین حضورش در ماجرای تورنسل است که در آن خودشیفتگی و بیشعوری او، کاپیتان هادوک را خشمگین میکند.
سرافین لامپیون شخصیتی بیملاحظه و پرحرف دارد که به ناخوشایندی میزبانانش توجهی نمیکند. او با مخاطبان خود رفتار بیش از حد خودمانی دارد و از خود رضایت زیادی نشان میدهد. او همواره خندان است و شوخطبعیاش دیگر شخصیتها به ویژه کاپیتان هادوک را عصبی و مأیوس میکند. بیشتر مونولوگهای او با شوخیهایی همراه است که «احمقانه» تلقی میشوند و بسیاری از آنها مستقیماً از عمویش، آناتول، نقل شدهاند.[۷][۳] کاپیتان هادوک از سرافین لامپیون خوشش نمیآید، و او را آدمی اعصابخردکن میداند، اگرچه لامپیون سرخوشانه به این موضوع بیاعتناست و خود را دوستِ بزرگِ کاپیتان هادوک میداند. لامپیون بهصورت یک توریست بیخبر از همهجا، در مکانهای غیربومی و غریبه که تنتن و کاپیتان در آن ماجراجویی میکنند، به تصویر کشیده میشود. او که فروشنده بیمه است، اغلب تلاش میکند بیمههای گوناگونی به دیگر شخصیتهای داستان بفروشد. سرافین لامپیون اغلب از عمویش آناتول که آرایشگر بود تعریف و نقلقول میکند.[۹][۱۰]
لامپیون متوجهٔ ایما و کنایه نمیشود. او خود را دوست هادوک میداند و اصلا متوجه نیست که فورانهای خشم کاپیتان هادوک نشانهای از بیزاری واقعی از او است. هنگامی که بیانکا کاستافیوره جواهرات خود را برای مبلغ هنگفتی بیمه کرد، لامپیون از کاپیتان انتقاد کرد و گفت که هادوک بهعنوان یک «دوست» مشترک او و بیانکا باید مطمئن میشد چنین معاملهای بین کاستافیوره و لامپیون حتما شکل میگرفت. اما هادوک هر دوی آنها را مایه گرفتاری و مزاحمت میبیند تا بهعنوان دوستان خود.
او همچنین کمی ترسو است: در ماجرای تورنسل به دلیل ترس از طوفان به کاخ پناه میبرد، بار اول بهخاطر ترس از شکستن لیوانش کاخ را ترک میکند و در نهایت در پایان داستان، پس از آنکه خانوادهاش را با خود به کاخ آورده و تصور میکند از تورنسل شنیده که کاپیتان هادوک به مخملک مبتلا شده، بهطور قطعی کاخ را ترک میکند.[۱۱][۳].
تحلیل
نماد آدمهای مزاحم

از نخستین حضورش، سرافین لامپیون نقش «مزاحم تمامعیار» را بهعهده میگیرد. او پس از ورود پرهیاهو به ماجرای تورنسل بهجای آنکه پی کارش برود، خود را در خانه جا میزند و به یکی از شخصیتهای تکرارشوندهٔ آلبوم تبدیل میشود. لامپیون شخصیتی بسیار پرچانه و وراج است که روایت خود را با حاشیهرویهای متعدد و شوخیهای بیمزه چاشنی میزندو همزمان نسبت به بیصبری مخاطبانش بیتوجه باقی میماند.[۷]
لامپیون، که نویسنده یان باتنس آن را «شخصیت کارناوالی» توصیف میکند،[۱۲] نمونهٔ مکرر و ابدی آدمهای مزاحم و موی دماغ است، «یک فرد مزاحم با شوخطبعی بیمزه که کسی نمیداند چگونه از دستش خلاص شود.»[۱۱] از این نظر، او در سنت ادبی طولانی شخصیتهای پرحرف و آزاردهنده، مزاحم و چسبنده جای میگیرد؛ «مزاحم همیشگی» که نمونهٔ آن در سینما با شخصیت خیالی «فرانسوا پینیون» که توسط فرانسیس وبر در اوایل دههٔ ۱۹۷۰ خلق شده، دیده میشود.[۱۳]}[۷] او جزو آن افرادی است که همه او را میشناسند، زیرا «خود را خندهدار میدانند و از شوخیهای خود میخندند.»[۱۴]
مریام رومان و آن تومیش، سرافین لامپیون را نماد یک «انگل مزاحم» میدانند؛ کسی که جریان داستان را مختل و قطع میکند. در ماجرای تورنسل، دو بار حضور او به گفتوگوی بینتیجه میانجامد. قربانی هر دو بار کاپیتان هادوک است، که ناخواسته عضو این «زوج کمدی» میشود. بار اول، وقتی تنتن و کاپیتان با بالگرد در پی ربایندگان تورنسل هستند، لامپیون مصرانه باور میکند که همهچیز شوخی است و از اطلاع دادن به پلیس خودداری میکند. بار دوم، هنگامی که کاپیتان از زوهود، پایتخت مرزی، تلاش میکند با نستور تماس بگیرد، لامپیون که بدون دعوت به مولینسار آمده، گوشی تلفن را برمیدارد و بار دیگر خشم مخاطب خود را برمیانگیزد.[۱۵] ناتوانی لامپیون در توجه به گفتههای سایر اعضای مکالمه، او را در نهایت برای موقعیتهای ارتباطی نامناسب میسازد. تیری لیبارت و ژانماری پیرلو، کارشناسان ارتباطات سازمانی، کتاب خود با عنوان ارتباطات انجمنها منتشر شده در ۲۰۱۴ را به او تقدیم کردهاند، بهعنوان ادای احترام به «شخصیت نامحبوبِ دنیای کمیک.»[۱۶]
یک ضدقهرمان
در مواجهه با دیگر شخصیتها، سرافین لامپیون بهعنوان یک آنتاگونیست ظاهر میشود، «نقطهٔ مقابل تنتن». او کارمند یک شرکت بزرگ، شرکت بیمهٔ مونداس، و فعال در امور اجتماعی بهعنوان رئیس باشگاه اتومبیلرانی یا یک انجمن فولکلور است و شخصیتی کاملاً معاصر و ریشهدار در جامعهٔ تودهای بهشمار میرود.[۱۱] کار و سرگرمیهای او بهوضوح از زندگی پرهیاهوی قهرمانان مجموعه فاصله دارد.[۱۶] به گفتهٔ پژوهشگر فردریک گارسیا، سرافین لامپیون متمایز است زیرا «شخصیتی عادی است، در زمانهٔ خود جای گرفته و در یک جامعهشناسی واقعگرایانه ثبت شده» و نمایانگر تصویری از طبقهٔ متوسط موفق دوران سی سالهٔ شکوفایی پس از جنگ است؛ تصویری انتقادی و طنزآمیز که به گفتهٔ او یادآور «انسان تودهای» است که فیلسوف اسپانیایی خوزه ارتگا ئی گاست در طغیان تودهها توصیف کرده است.[۱۱] پیر آسولین حتی پا را فراتر گذاشته و لامپیون را چنین توصیف میکند: «بورژوایی که هرژه از کودکی از آن متنفر بود، حتی بیشتر از بلژیکیها»؛[۱۷] اصطلاحی منفی که در اوایل قرن بیستم رایج بود و فرانسوا ماسیون آن را «بلژیکی در ذات» تعریف میکند،[۱۸] که به گفتهٔ آسولین نوعی «پسرعموی فرانسوی شوونیست» محسوب میشود.[۱۷] خود هرژه نیز به نوعی بیاهمیت بودن شخصیتش را تأیید میکند و میگوید: «لامپیون هزاران نسخه دارد. او نمونهٔ کامل یک مرد بروکسلنشین است.»[۱۳]
بنوآ پیترس، متخصص آثار هرژه، نیز معتقد است خلق این شخصیت وسیلهای است برای نویسنده تا «ترس خود از روابط زیستشناختی» را به صحنه بیاورد.[۱۹] در واقع، در حالی که شخصیتهای اصلی مجموعه مجرد و بدون فرزند هستند، سرافین لامپیون در احاطهٔ خانوادهای پرجمعیت است که شامل همسر، مادرشوهر و هفت فرزندش میشود؛ خانوادهای که به گفتهٔ خود هرژه «وحشتناک» و «دهشتناک» است.[۱۱][۱۹].
به گفتهٔ کارگردان پاتریس لوکُنت، او «میتوانست بسیار دلپذیر و حتی جذاب باشد» اگر کمی تلاش میکرد تا «به نام خود شباهت پیدا کند»،[۱۴] زیرا سرافین به معنای فرشته و لامپیون نوری است که از درون روشن میشود.[۱۴]
نماد سرمایهداری مبتذل
هرژه، که آموزش سیاسی، فکری و اخلاقیاش تا حد زیادی مرهون شخصیتهای مخالف سرمایهداری و ضد نوگرای جناح راست، مانند کشیش ابه نوربر والز، یکی از نخستین کارفرمایانش بود،[۲۰] از طریق کتابهای مختلف خود نوعی سرمایهداریستیزی مدرن را نشان میدهد. به گفتهٔ کریستف لاستکوئر، این مخالفت عمدتاً جنبهٔ اخلاقی دارد و مربوط به «رد حرص و طمع» است.[۲۱] بنابراین، شخصیتهای سرمایهداری که در جلدهای نخستین مجموعه ظاهر میشوند، مانند تاجر چندوجهی راستاپوپولوس یا بانکدار طماع بولوینکل، بهطور معمول به شکل ثروتمندان مافیایی ظاهر میشوند که تشنگی آنها برای پول بیحد و حصر است.[۲۲]
از این منظر، خلق شخصیت سرافین لامپیون که مداوماً به هویت حرفهای و وابستگی خود به یک شرکت بیمهٔ چندملیتی اشاره میکند، تصادفی نیست. اما در حالی که طی مجموعه، این چهرههای سرمایهداری به تدریج به مسخره کشیده میشوند، سرافین لامپیون بهعنوان شخصیتی ماکیاولی ظاهر نمیشود؛ بلکه نماد سرمایهداری «ابتذال یافته، مردمسالارشده، و وارد زندگی مردم عادی و تودهها شده» است، خصوصاً که او در واقع فقط یک کارمند ساده است.[۱۱] بدین ترتیب، لامپیون برخلاف شخصیتهای ناخوشایند مطلق (مانند لازلو کاریداس ثروتمند در کتابهای بعدی)، چندبُعدی است و بیشتر بهعنوان یک «مزاحم» ظاهر میشود تا فردی بدخواه.[۱۹][۲۳] تکرار مکرر مداخلات او نیز از بیآزار بودن آنها نمیکاهد.[۱۱] بنابراین، حضور این بیمهگر، بهعنوان نمونهای از خردهبورژوای معاصر و معمولی، ارزشهای قهرمانانهٔ شجاعت و ایثار تنتن و دیگر شخصیتها را با تضاد خود برجسته میکند و آنها را در مقابل گرایشهای دنیای مدرن قرار میدهد.[۱۱]
یک شخصیت قابل بازسازی؟

در فرهنگنامهٔ تنتن برای دوستدارانش، آلبر آلگو از اینکه سرافین لامپیون «تنها شخصیتی در ماجراهای تنتن است که بهطور سیستماتیک هدف کنایههای دقیقترین و برجستهترین مفسران قرار میگیرد» اظهار تأسف میکند. این نویسنده با استناد به ریشهشناسی نام او، سعی میکند لامپیون را نه بهعنوان یک شخصیت «مزاحم»، بلکه «روشن» معرفی کند. در واقع، دو بخش نام او با مفهوم نور مرتبط است: نام کوچک او، سرافین، از واژهٔ عبری سرافیم گرفته شده، جمعی از ریشهٔ سراف که به معنای «درخشنده» است، و نام خانوادگیاش، لامپیون، به فانوسهای ونیزی اشاره دارد که برای روشنایی و تزئینات بهکار میروند. همچنین نام عموش، آناتول، از نام یونانی Anatolé گرفته شده، یکی از ساعات شبانه که در یونانی باستان به معنای «طلوع» است.[۲۴] در مقابل، به گفتهٔ ساموئل بیدو، متخصص زبانشناسی، این نام کنایهآمیز است، زیرا طبیعت خشن و مزاحم شخصیت با ریشههای کتابمقدسی نامش در تضاد است و «لامپیون» میتواند همان نور خام و ساده را نیز تداعی کند.[۲۵]
آلبر آلگو همچنین سرافین لامپیون را کسی میداند که نور را بازمیگرداند: در اولین حضورش در ماجرای تورنسل، او وارد کاخی میشود که بهخاطر قطع برق در تاریکی فرورفته و نور در تصویر بعد از صحنهای که با کاپیتان هادوک برخورد میکند، بازمیگردد.[۲۴] ژاک دریون، روزنامهنگاری که به جایگاه علوم خفیه در ماجراهای تنتن میپردازد، نتیجهای مشابه میگیرد. او بهویژه متوجه میشود که در آخرین تصویر انبار زغالسنگ که رالی اتومبیلرانی لامپیون را در پارک کاخ مولینسار بدون اطلاع کاپیتان نشان میدهد، کلمهٔ «پایان» روی خودروی شمارهٔ ۷ نوشته شده است؛ عددی که در آیین خورشید مقدس بهکار میرود و با تعداد فرزندان زوج لامپیون نیز مطابقت دارد.[۲۶]
به همین دلایل، آلبر آلگو خواستار بازسازی جایگاه این «ماجراجوی فروتن زندگی روزمره» شده است و معتقد است که امروز بهجای تمسخر او، باید شجاعت و فداکاریاش را ارج نهاد.[۲۷]
اقتباسها
در مجموعهٔ تلویزیونی پویانمایی ماجراهای تنتن که در سال ۱۹۹۱ ساخته شد، شخصیت سرافین لامپیون با صدای ژرژ برتومیو دوبله شده است. او در چهار قسمت حضور دارد: قسمتهای ۲۸ و ۲۹ که به اقتباس از ماجرای تورنسل اختصاص دارند، و قسمتهای ۳۸ و ۳۹ که به تنتن و پیکاروها میپردازند. در سال ۲۰۲۰، اقتباسی رادیویی از «جواهرات کاستافیوره» با اجرای گروه کمدی-فرانسز، بهصورت یک مجموعهٔ پنجقسمتی از رادیو «فرانس کولتور» پخش شد. در این اقتباس، نیکولا لورمو صداپیشگی سرافین لامپیون را بر عهده دارد.[۲۸]
در مجموع، در آثار انیمیشنی، نقش او بسیار کمرنگ شده است حتی در ماجرای تورنسل. در انیمیشن ماجراهای تنتن، او در اپیزودهای تلویزیونی انبار زغالسنگ، جواهرات کاستافیوره، پرواز شماره ۷۱۴ هم حضور نداشت. بالعکس در اپیزود تلویزیونی هفت گوی بلورین حضوری کوتاه دارد، در حالی که در کتاب تصویری اصلی این داستان، اصلاً وجود ندارد. (تنها داستانی که او در آن حضور عمده دارد، تنتن و پیکاروها است) خانواده او نیز بهطور کامل حذف شدهاند.
منابع
یادداشتها
- ↑ واژهٔ «Joyeux Turlurons» یک نام کاملاً ساختگی و طنزآمیز است، اما هرژه آن را طوری ساخته که حالوهوای یک گروه فولکلور اروپاییِ شاد و پرهیاهو را القا کند. با آنکه این عبارت ترجمهٔ تحتاللفظی مشخصی ندارد، اما ترجمه مفهومی آن چیزی شبیه «شاد و شنگولها» یا «دلقکهای خوشقلب» است. در نخستین ترجمهٔ فارسی تنتن و پیکاروها در ایران که توسط انتشارات اورژینال منتشر شد، این عبارت را «گروه دلقکها» نوشتهاند.
پانویس
- نسخه کتابهای مصور ماجراهای تنتن و میلو :
- ↑ (L'Affaire Tournesol 1956), plate 4, line 4.
- ↑ (L'Affaire Tournesol 1956), plate 5, line 1.
- ↑ (L'Affaire Tournesol 1956), plate 5, line 2, case 2.
- ↑ (L'Affaire Tournesol 1956), plate 5, line 4.
- ↑ (L'Affaire Tournesol 1956), plate 6, lines 1 to 3.
- ↑ (L'Affaire Tournesol 1956), plate 9.
- ↑ (L'Affaire Tournesol 1956), plate 16, lines 1 to 3.
- ↑ (L'Affaire Tournesol 1956), plates 32 and 33.
- ↑ (L'Affaire Tournesol 1956), plate 42, line 4 et plate 43, line 1.
- ↑ (L'Affaire Tournesol 1956), plates 61 and 62.
- ↑ (Coke en stock 1958), plate 62.
- ↑ (Les Bijoux de la Castafiore 1963), plate 17, lines 1 to 2.
- ↑ (Les Bijoux de la Castafiore 1963), plate 17, line 3, cases 2 and 3.
- ↑ (Les Bijoux de la Castafiore 1963), plate 26, lignes 2 and 3.
- ↑ (Les Bijoux de la Castafiore 1963), plate 42, line 3, case 3 and line 4.
- ↑ (Vol 714 pour Sydney 1968), plates 60 to 62.
- ↑ (Tintin et les Picaros 1976), plates 55 and 56.
- ↑ (Tintin et les Picaros 1976), plate 50, line 4, case 3.
- ↑ (Tintin et les Picaros 1976), plate 52, line 2, cases 2 to 4.
- ↑ (Tintin et les Picaros 1976), plate 53, line 3, case 3.
- ↑ (Tintin et les Picaros 1976), plate 62, line 2, case 2.
- سایر مراجع :
- ↑ Sterckx, Pierre (2015). L'art d'Hergé - Hergé et l'art (به فرانسوی). Gallimard; Moulinsart. p. 145. ISBN 9782070149544.
- ↑ Hergé: L’Affaire Tournesol, p. 6, Casterman, 1956
- 1 2 3 4 5 "Séraphin Lampion". tintin.com (به فرانسوی). Retrieved 23 January 2021.
- ↑ Assouline 1996, p. 517.
- ↑ Sadoul, Numa: Tintin et Moi: entretiens avec Hergé, p. 109, Casterman, 1975
- ↑ Thompson, Harry: Tintin: Hergé and his Creation, p. 158, Hodder & Stoughton, 1991
- 1 2 3 4 François Rivière, Séraphin Lampion, in (2014، ص. 34).
- ↑ Sadoul, Numa: Tintin et Moi: entretiens avec Hergé, p. 109, Casterman, 1975
- ↑ "Characters by Name: A". Hergé/Moulinsart S.A. Retrieved 1 February 2008.
- ↑ "Characters by Name: W". Hergé/Moulinsart S.A. Retrieved 1 February 2008.
- 1 2 3 4 5 6 7 8 Garcias, Frédéric (2013). "Clin d'œil. Séraphin Lampion : portrait de l'assureur en parasite". Entreprises et histoire (به فرانسوی) (72): 136–139.
- ↑ Baetens, Jan (2011). Hergé écrivain (به فرانسوی). Paris: Flammarion. p. 15. ISBN 978-2-08-124615-7.
- 1 2 Dominique de La Tour, L'éternel emmerdeur, in (2014، ص. 35-37).
- 1 2 3 Leconte, p. 59.
- ↑ Roman, Myriam; Tomiche, Anne (2001). Figures du parasite (به فرانسوی). Université de Clermont-Ferrand II. pp. 258–259. ISBN 978-2-84516-168-9.
- 1 2 Libaert, Thierry; Pierlot, Jean-Marie (2014). Communication des associations (به فرانسوی) (2 ed.). Dunod. pp. IX. ISBN 978-2-10-070778-2.
- 1 2 Assouline 1996, p. 385.
- ↑ de Surmont, Jean-Nicolas (2005). "Quelques remarques sur les belgicismes métalinguistiques". Présence francophone (به فرانسوی). 65 (1).
- 1 2 3 Peeters 2006, p. 441.
- ↑ Assouline 1996, pp. 42-52.
- ↑ Lastécouères, Christophe (2013). "L'antichrématistique selon Hergé". Contributions à une histoire du catholicisme (به فرانسوی). Paris: Karthala. pp. 253–272.
- ↑ Michon, Pierre (2010). "La terreur et son remède". Tintin au pays des philosophes (به فرانسوی). Vol. HS. Philosophie Magazine. p. 84.
- ↑ Enthoven, Raphaël (2010). "Les affreux". Tintin au pays des philosophes. Philosophie Magazine. p. 32.
- 1 2 Algoud, Albert (2016). Dictionnaire amoureux de Tintin. Plon. p. 489. ISBN 978-2-259-25233-1.
- ↑ Bidaud, Samuel (2016). "À propos des noms de personnages de Tintin. Note d'onomastique littéraire". Irish Journal of French Studies. 16: 209–225.
- ↑ Drillon, Jacques (2014-08-22). "Occultisme, tarot, mythologie : ce que Hergé a caché dans Tintin". nouvelobs.com. Retrieved 2021-02-03.
- ↑ Algoud, Albert (2012). L'Archipel Tintin (به فرانسوی). yes. Bruxelles: Les Impressions nouvelles. p. 99. ISBN 978-2-87449-134-4.
- ↑ Gonzague, Arnaud (2020-11-16). "Après les BD et les dessins animés, Tintin sur les ondes". nouvelobs.com. L'Obs. Retrieved 2021-02-03.
کتابشناسی
کتابهای رنگی ماجراهای تنتن
- Hergé (1956). L'Affaire Tournesol (به فرانسوی). Tournai: Casterman. p. 62. ISBN 978-2-203-00117-6. Affaire.
- Hergé (1958). Coke en stock (به فرانسوی). Tournai: Casterman. p. 62. ISBN 978-2-203-00118-3. Coke.
- Hergé (1963). Les Bijoux de la Castafiore (به فرانسوی). Tournai: Casterman. p. 62. ISBN 978-2-203-00120-6. Bijoux.
- Hergé (1968). Vol 714 pour Sydney (به فرانسوی). Tournai: Casterman. p. 62. ISBN 978-2-203-00121-3. Vol.
- Hergé (1976). Tintin et les Picaros (به فرانسوی). Tournai: Casterman. p. 62. ISBN 978-2-203-00123-7. Picaros.
کتابهای دربارهٔ هرژه و آثارش
- Collectif (2014). Le rire de Tintin - Les secrets du génie comique d'Hergé (به فرانسوی). yes. L'Express, Beaux Arts Magazine. p. 136. ISSN 0014-5270.
- Assouline, Pierre (1996). Hergé. Folio (به فرانسوی). yes. Paris: Gallimard. p. 820. ISBN 978-2-07-040235-9.
- Peeters, Benoît (2006). Hergé, fils de Tintin. Champs essais. yes. Paris: Flammarion. p. 627. ISBN 978-2-08-123474-1.
- Leconte, Patrice (2023). Tintin de A à Z (به فرانسوی). Paris: Casterman. p. 131. ISBN 978-2-20325-729-0.
