گل آبی (تن‌تن)

گل آبی
(Le Lotus bleu)
جلد نخستین انتشار گل آبی در ایران، انتشارات ونوس
تاریخ
  • ۱۹۳۶ (سیاه‌وسفید)
  • ۱۹۴۶ (رنگی)
سریماجراهای تن‌تن و میلو
ناشرکسترمن
گروه سازنده
خالقهرژه
نسخهٔ اصلی
منتشرشده درلو پتی ونتیم
تاریخ انتشار۹ اوت ۱۹۳۴ – ۱۷ اکتبر ۱۹۳۵
زبانفرانسوی
ترجمه
ناشر ترجمهمثوئن
تاریخ ترجمه۱۹۸۳
مترجم
  • لزلی لانزدیل-کوپر
  • مایکل ترنر
گاه‌نگاری
بعد ازسیگارهای فرعون (۱۹۳۴)
قبل ازگوش شکسته (۱۹۳۷)

گل آبی (فرانسوی: Le Lotus bleu) پنجمین جلد از ماجراهای تن‌تن، مجموعه کمیکِ کارتونیست بلژیکی هرژه است. این اثر که به سفارش روزنامه محافظه‌کار بلژیکی لو ونتیم سیکل برای ضمیمهٔ کودکانش لو پتی ونتیم تهیه شده بود، از اوت ۱۹۳۴ تا اکتبر ۱۹۳۵ به‌صورت هفتگی منتشر شد و سپس در سال ۱۹۳۶ توسط کسترمن در یک جلد گردآوری و منتشر شد. داستان که ادامهٔ ماجرای کتاب پیشین، سیگارهای فرعون است، دربارهٔ خبرنگار جوان بلژیکی، تن‌تن، و سگش میلو است که در میانهٔ حمله ژاپن به منچوری در سال ۱۹۳۱ به چین دعوت می‌شوند؛ جایی که تن‌تن دسیسه‌های جاسوسان ژاپنی را برملا می‌کند و یک شبکهٔ قاچاق مواد مخدر را کشف می‌کند.

هرژه در خلق «نیلوفر آبی» تأکید تازه‌ای بر دقت و مستندسازی در بازنمایی جوامع خارجی نشان داد. او به‌شدت از دوست نزدیکش، ژانگ چونگرن، دانشجوی چینیِ ساکن بلژیک، تأثیر گرفته بود و اثر او هم تصورات نادرست رایج اروپاییان دربارهٔ چین را به سخره می‌گیرد و هم اقدامات مهاجمان ژاپنی را نقد می‌کند. گل آبی در بلژیک موفقیتی تجاری بود و خیلی زود در فرانسه و سوئیس نیز به‌صورت دنباله‌دار منتشر شد، و انتشار کتاب باعث شد رهبر سیاسی چین، چیانگ کای‌شک، از هرژه دعوت کند تا به چین سفر کند. هرژه ماجراهای تن‌تن را با گوش شکسته ادامه داد و این مجموعه به یکی از عناصر تعیین‌کنندهٔ سنت کامیکس فرانسوی-بلژیکی تبدیل شد. در سال ۱۹۴۶، گل آبی به‌طور جزئی توسط هرژه و تیم دستیارانش بازطراحی و رنگ‌آمیزی شد؛ فرایندی که در آن تعدادی از عناصر جزئی داستان تغییر یافت. این ماجرا شخصیت‌های تکرارشوندهٔ جی.ام. داوسون و چانگ چون-چن را معرفی می‌کند. این داستان در سال ۱۹۹۱ برای یکی از قسمت‌های مجموعهٔ انیمیشنی ماجراهای تن‌تن محصول ایلیپسنیم/نِلوانا اقتباس شد. نقدهای وارد بر این داستان مثبت بوده و بسیاری از مفسران آن را یکی از بهترین آثار هرژه دانسته‌اند.

خلاصه داستان

این خلاصهٔ داستان، روایتی را ادامه می‌دهد که در سیگارهای فرعون آغاز شده بود.

در حالی که تن‌تن در کاخ مهاراجه گایپاجاما در هند اقامت دارد، یک بازدیدکننده از شانگهایِ چین به دیدارش می‌آید. آن بازدیدکننده، نام میتسوهیراتو، یک تاجر ژاپنی مستقر در شانگهای را به او می‌دهد، اما پیش از آن‌که پیامش را کامل کند با یک دارت آغشته به «راژاژا»، یا «سمِ جنون‌آور»، هدف قرار می‌گیرد. تن‌تن و سگ باوفایش، میلو، برای ملاقات با میتسوهیراتو به شانگهای سفر می‌کنند؛ میتسوهیراتو به آن‌ها هشدار می‌دهد که جان مهاراجه گایپاجاما در خطر است و باید به هند بازگردند. پس از آن‌که تن‌تن از چندین سوءقصدِ افراد ناشناس جان سالم به در می‌برد، می‌کوشد با کشتی به هند بازگردد، اما ربوده شده و دوباره به چین آورده می‌شود. آدم‌ربایان خود را اعضای یک انجمن مخفی به نام «پسران اژدها» معرفی می‌کنند که مانند مهاراجه، وقف مبارزه با تجارت تریاک‌اند. رهبرشان، وانگ چن-یی، برای تن‌تن توضیح می‌دهد که میتسوهیراتو هم جاسوس ژاپن است و هم قاچاقچی تریاک، و از او می‌خواهد در مبارزه علیه او کمک کند. تن‌تن می‌پذیرد و از میتسوهیراتو در شیره‌کش‌خانه «گل آبی» جاسوسی می‌کند. تن‌تن با دنبال‌کردن او شاهد بمب‌گذاری‌اش در یک خط‌آهن چینی می‌شود (حادثه‌ای که به‌طور آزادانه بر پایهٔ حادثه موکدن شکل گرفته است). دولت ژاپن آن را حملهٔ راهزنان چینی جلوه می‌دهد و از آن به‌عنوان بهانه‌ای برای یورش به شمال چین استفاده می‌کند و شانگهای را تحت کنترل خود درمی‌آورد.[۱]

تن‌تن به‌دست میتسوهیراتو گرفتار می‌شود، که قصد دارد او را با «راژاژا» مسموم کند. اما یکی از مأموران وانگ، سم را با آب رنگی عوض می‌کند و وقتی تن‌تن «مسموم» می‌شود، آن‌قدر دیوانگی را وانمود می‌کند تا او را باز کنند و بتواند از چنگ میتسوهیراتو بگریزد. میتسوهیراتو بعداً فریب را کشف می‌کند و نیروهای نظامی ژاپن را قانع می‌کند که برای دستگیری تن‌تن حکم بازداشت صادر کنند. در همین حال، تن‌تن وارد «ناحیهٔ بین‌المللی شانگهای» می‌شود تا پروفسور فانگ هسی-یینگ، متخصص سموم را بیابد؛ او امید دارد فانگ بتواند درمانی برای سم «راژاژا» بسازد، اما می‌فهمد که او ربوده شده است. جی.ام. داوسون، رئیس فاسد پلیسِ این ناحیه، تن‌تن را بازداشت و تحویل ژاپنی‌ها می‌دهد؛ آن‌ها او را به مرگ محکوم می‌کنند، اما وانگ نجاتش می‌دهد.[۲]

تن‌تن در مسیرش به هوکوو برای جست‌وجوی فانگ با سیلی گسترده روبه‌رو می‌شود و یک یتیم جوان چینی به نام چانگ چونگ-چن را از غرق‌شدن نجات می‌دهد. چانگ تن‌تن را تا هوکو همراهی می‌کند؛ جایی که یکی از جاسوسان میتسوهیراتو تلاش می‌کند تن‌تن را بکشد اما ناکام می‌ماند؛ آن‌ها درمی‌یابند که این ماجرا یک تله بوده و فانگ آن‌جا نبوده است. از سوی دیگر، کارآگاهان دوپونت و دوپونط که داوسون آن‌ها را مأمور دستگیری تن‌تن کرده، بارها در کارشان شکست می‌خورند. پس از بازگشت به شانگهای، تن‌تن قصد دارد با میتسوهیراتو روبه‌رو شود و عمداً اجازه می‌دهد او را دوباره دستگیر کنند. او که در شیره‌کش‌خانه «گل آبی» زندانی شده، می‌فهمد که میتسوهیراتو با کارگردان فیلم، راستاپوپولوس هم‌دست است؛ و راستاپوپولوس آشکار می‌کند که رهبر شبکهٔ بین‌المللی قاچاق تریاکی است که تن‌تن در مصر، عربستان، هند و اکنون چین دنبال می‌کرده است. راستاپوپولوس همان کسی بود که تصور می‌شد هنگام ربوده‌شدن نافرجام پسر مهاراجه به کام مرگ سقوط کرده است. اما مطابق نقشهٔ تن‌تن، چانگ و «پسران اژدها» تن‌تن و فانگ را نجات می‌دهند؛ راستاپوپولوس بازداشت می‌شود و میتسوهیراتو هاراکیری می‌کند. گزارش تن‌تن دربارهٔ فعالیت‌های میتسوهیراتو منجر به طرح اتهاماتی علیه ژاپن می‌شود و ژاپن در اعتراض از جامعه ملل خارج می‌گردد. فانگ درمانی برای «راژاژا» می‌سازد و وانگ چانگ را به فرزندی می‌پذیرد. تن‌تن و میلو به اروپا بازمی‌گردند.[۳]

تاریخچه

سربازان ژاپنی در جریان حادثهٔ موکدن در سال ۱۹۳۱ وارد شن‌یانگ می‌شوند؛ رویدادی که یکی از رخدادهای جنگ معاصر چین و ژاپن بود و در گل آبی به تصویر کشیده شده است.

پس‌زمینه

ژرژ رِمی — که بیشتر با نام هنری هرژه شناخته می‌شود — به‌عنوان دبیر و تصویرگرِ لو پتی ونتیم[۴] کار می‌کرد؛ ضمیمهٔ کودکانِ روزنامهٔ بلژیکیِ لو ونتیم سیکل یک روزنامهٔ بلژیکیِ به‌شدت کاتولیکِ رومی و محافظه‌کار بود و در بروکسل، زادگاه هرژه، منتشر می‌شد و ابه نوربر والز آن را اداره می‌کرد. در سال ۱۹۲۹، هرژه انتشار کمیک ماجراهای تن‌تن را برای لو پتی ونتیم آغاز کرد؛ داستان‌هایی دربارهٔ ماجراجویی‌های خبرنگار جوان بلژیکی، تن‌تن. والِز دستور داد که نخستین ماجرا در روسیهٔ شوروی روایت شود تا برای کودکان به‌عنوان پروپاگاندای ضد سوسیالیستی عمل کند (تن‌تن در شوروی[۵] دومی در کنگوی بلژیک باشد تا احساسات استعمارگرایانه را تقویت کند (تن‌تن در کنگو)[۶] و سومی در ایالات متحده آمریکا روایت شود تا محکومیتی علیه سرمایه‌داری آمریکایی باشد (تن‌تن در آمریکا).[۷] در ۲۴ نوامبر ۱۹۳۲، لو پتی ونتیم مصاحبه‌ای خیالی با تن‌تن منتشر کرد که در آن او اعلام می‌کرد قصد دارد از راه مصر، هند، سری‌لانکا و اتحادیه هندوچین به چین سفر کند.[۸] این خط داستانی نتیجه‌اش تن‌تن در خاور بود؛ بخش نخست آن ماجرایی در مصر، عربستان و هند بود که هرژه بعدها نام آن را سیگارهای فرعون گذاشت. سیگارها در فوریهٔ ۱۹۳۴ انتشار خود را در لو پتی ونتیم متوقف کرد و هرژه سپس داستان مستقل پوپول در غرب را برای روزنامه فراهم کرد.[۹] گل آبی دومین نیمهٔ داستان تن‌تن در مشرق‌زمین بود که هرژه آن را با سیگارهای فرعون آغاز کرده بود.[۱۰]

با این حال، هرژه همان‌قدر دربارهٔ چین کم می‌دانست که دربارهٔ روسیهٔ شوروی یا کنگوی بلژیک.[۱۱] در آن زمان، بیشتر بلژیکی‌ها تصویری منفی از چین داشتند و آن را «سرزمینی دوردست، وحشی، پرجمعیت و رازآلود» می‌پنداشتند؛ و هرژه مدت‌ها همین دیدگاه را پذیرفته بود.[۱۲] او در دو ماجرای پیشین نیز شخصیت‌هایی چینی گنجانده بود که در هر دو بار مطابق کلیشه‌های سنتی اروپایی تصویر شده بودند. در تن‌تن در شوروی، دو مرد چینی با گیسِ بلند نشان داده می‌شوند که بلشویک‌ها آن‌ها را برای شکنجهٔ تن‌تن اجیر کرده‌اند، و در تن‌تن در آمریکا دو اوباش چینی حضور دارند که نقشهٔ خوردن میلو را می‌کشند.[۱۳] هرژه اندکی اطلاعات دربارهٔ چین را از کتاب جنون چین اثر آلبر لوندر گرفته بود که بر تجربه‌های نویسنده در آن کشور مبتنی بود.[۱۲] او همچنین از فیلم آلمانی آواره‌ها (۱۹۳۳) با عنوان انگلیسی در انتهای دنیا در تصویرسازی چین تأثیر پذیرفت.[۱۴]

«در زمانِ کار روی گل آبی بود که دنیای تازه‌ای را کشف کردم. تا آن موقع، چین برای من سرزمینی بود که مردمانی مبهم و چشم‌بادامی در آن زندگی می‌کردند، بسیار بی‌رحم بودند، لانهٔ پرستو می‌خوردند، گیسوان دم‌موشی داشتند و بچه‌ها را در رودخانه می‌انداختند... من تحت‌تأثیر تصاویر و داستان‌های مربوط به شورش مشت‌زن‌ها بودم؛ جایی که همیشه بر بی‌رحمی مردم زردپوست تأکید می‌شد، و این تأثیر عمیقی روی من گذاشته بود.»

هرژه، در گفتگو با نوما سادول.[۱۵]

هنگامی که راهب بزرگ لئون گوسه، کشیش کاتولیک رومیِ دانشجویان چینیِ دانشگاه کاتولیک لوبن، از قصد هرژه برای روایت ماجرای بعدی در چین آگاه شد، با او تماس گرفت و از او خواست در بازنمایی این کشور محتاط باشد. دانشجویان او لو پتی ونتیم را می‌خواندند و گوسه معتقد بود ادامهٔ ترویج کلیشه‌های منفی دربارهٔ مردم چین زیان‌بار خواهد بود. هرژه نسبت به نظرات گوسه حساس بود و گوسه او را با دو تن از دانشجویان چینی‌اش، آرنولد چیاو چِنگ-چیه و همسرش سوزان لین، آشنا کرد. او همچنین نشانی دانشجوی دیگری را به او داد: ژانگ چونگرن، که یک سال از هرژه کوچک‌تر بود.[۱۶] آن دو برای نخستین‌بار در ۱ مه ۱۹۳۴ دیدار کردند و دیری نپایید که دوستانی نزدیک شدند و بیش از یک سال، هر یکشنبه بعدازظهر را در کنار هم می‌گذراندند.[۱۷] ژانگ بعدها گفت که او و هرژه به «دو برادر» شبیه شده بودند.[۱۸] ژانگ که دانشجوی نقاشی و مجسمه‌سازی در موزه‌های سلطنتی هنرهای زیبای بلژیک بود، شیوه‌های هنری چینی را به هرژه آموخت، مجموعه‌ای از قلم‌موهای سنتی چینی به او داد و هنر کشیدن درخت و خوشنویسی چینی را برایش توضیح داد، و همچنین اصول فلسفهٔ تائوئیستی را برایش شرح داد. آموزش‌های هنری و فلسفی ژانگ تأثیری ژرف بر هرژه گذاشت.[۱۹]

هرژه همچنین با کشیش ادوار نوت، مهماندار صومعهٔ سن‌اندرو نزد بروخه، ارتباط برقرار کرد. نوت به چین علاقهٔ ویژه‌ای داشت و از پروژهٔ تازهٔ هرژه هیجان‌زده بود و می‌گفت این کار می‌تواند به «اثری در جهت فهم میان‌نژادی و دوستی حقیقی میان مردم شرق و سفیدپوستان» تبدیل شود.[۲۰] او دو کتاب برای هرژه فرستاد: دربارهٔ ریشه‌های مناقشهٔ منچو اثر پدر تاده، و مادرم اثر ژنگ ژنگ، روایتی دست‌اول از زندگی خانوادگی چینی.[۲۰] او همچنین یک مقالهٔ سال ۱۹۳۲ دربارهٔ تفاوت‌های فرهنگی چین و ژاپن برایش فرستاد.[۲۰] در آن زمان، نوت دستیار لو تسنگ تسیانگ، نخست‌وزیر پیشین چین بود که به صومعهٔ سن‌اندرو پیوسته بود.[۲۱] رسانه‌های غربیِ جریان اصلی عموماً با دیدگاهی همدلانه به ژاپن می‌نگریستند و آن را سدّی در برابر اتحاد جماهیر شوروی می‌دانستند؛ دیدگاهی که هرژه از آن دوری جست.[۲۲]

انتشار اولیه، ۱۹۳۵–۱۹۳۴

مجموعه مصور از ۹ اوت ۱۹۳۴ در لو پتی ونتیم با عنوان ماجراهای تن‌تن، خبرنگار در خاور دور آغاز شد.[۲۳] این مجموعه از ۲۹ دسامبر ۱۹۳۵ در فرانسه در در روزنامهٔ کاتولیک فرانسوی کر وایان منتشر شد[۲۴] و بعدتر در مجلهٔ سوئیسی لِکو ایلوستره نیز به چاپ رسید.[۲۴] افزون بر قهرمانان اصلی، تن‌تن و میلو، هرژه کارآگاهان دوپونت و دوپونط را نیز — که در داستان قبلی معرفی شده بودند — وارد ماجرا کرد.[۲۵] او همچنین به فیلمی که تن‌تن و میلو در سیگارهای فرعون مانع فیلم‌برداری‌اش شده بودند، یعنی خانهٔ شیخ ساختهٔ راستاپوپولوس، اشاره کرد و شخصیت‌ها را در حال تماشای آن در یک سینما نشان داد.[۲۶]

گل آبی روی جلد یکی از نسخه‌های لو پتی ونتیم قرار دارد.

هرژه در گل آبی به‌طور فعال دیدگاه‌های کلیشه‌ای اروپاییان دربارهٔ چین را به سخره گرفت. او دوپونت و دوپونط را با لباس‌هایی که تصور می‌کردند لباس‌های سنتی چینی است — لباس‌های ماندرین — نشان داد، اما این ظاهر در تضاد آشکار با پوشش واقعی مردم چین قرار می‌گرفت. او همچنین گیبونز، یکی از ضدقهرمانان داستان، را دارای نگرش‌های نژادپرستانه نسبت به چینی‌ها تصویر کرد و تن‌تن را واداشت تا برای چانگ سخنرانی کند و سوءتفاهم‌های غرب دربارهٔ چینی‌ها را توضیح دهد.[۲۷] او با اتخاذ «رویکردی رادیکال» فعالیت‌های غرب در «ناحیهٔ بین‌المللی شانگهای» را نقد کرد، و آن را بسیار فاسد و صرفاً دنبال‌گر منافع تجاری خود نشان داد.[۲۶] او بخش بزرگی از اطلاعاتش دربارهٔ این موضوعات را از ژانگ گرفت، که رویدادهای سیاسی چین را از نگاه یک چینی برایش شرح می‌داد.[۱۸] بر پایهٔ این آگاهی‌ها، بازنمایی هرژه از یورش ژاپن تا حد زیادی دقیق بود،[۲۸] اگرچه درعین‌حال حمله‌ای صریح به امپریالیسم ژاپن نیز محسوب می‌شد.[۲۹] هرژه نسخه‌هایی داستانی از حادثهٔ واقعی حادثه موکدن — البته با جابه‌جایی موقعیت جغرافیایی آن به نزدیکی شانگهای — و همچنین خروج ژاپن از جامعه ملل را تصویر کرد.[۳۰] با این حال، گل آبی هیچ اشاره‌ای به یکی از رویدادهای تاریخی مهم آن دوره، یعنی «راهپیمایی طولانی» کمونیست‌های تحت رهبری مائو تسه‌تونگ ندارد.[۲۸]

هرژه در مسیر رسیدن به دقت بیشتر، از عکس‌ها نیز برای طراحی استفاده کرد؛ ازجمله عکس‌هایی از پوشاک چینی، صحنه‌های خیابانی و مناظر.[۳۱] این تأکید تازه بر دقت و مستندسازی در باقی ماجراهای تن‌تن نیز ادامه یافت.[۳۲] در حالی که هرژه برای پس‌زمینه‌های سیگارها از عربی نامفهوم بهره برده بود، در گل آبی بسیاری از نویسه‌های چینی که در تابلوهای خیابانی و آگهی‌ها دیده می‌شدند، به دست ژانگ طراحی شده بودند.[۳۳] (درستی این کاراکترها بسیار متغیر است) میان این نویسه‌های چینی، شعارهای سیاسی‌ای دیده می‌شد مانند «مرگ بر امپریالیسم»، «لغو قراردادهای ناعادلانه» و «مرگ بر کالاهای ژاپنی».[۳۴] ژانگ همچنین شماری طرح اولیه برای هرژه کشید، از جمله طرح خانهٔ وانگ.[۳۵] امضای ژانگ نیز دو بار در کمیک دیده می‌شود که بازتاب سهم هنری اوست؛[۳۶] هرژه می‌خواست نام ژانگ را به‌عنوان یکی از نویسندگان بیاورد، اما ژانگ نپذیرفت — اتفاقی که نه پیش از آن و نه پس از آن در کتاب‌های دیگر تکرار نشد.[۳۷] هرژه نیز در پاسخ، شخصیت «چانگ» را به افتخار دوستش ژانگ خلق کرد.[۳۸]

پس از آن‌که دیپلمات‌های ژاپنی مقیم بلژیک از لحن ضد ژاپنی داستان آگاه شدند، شکایت رسمی خود را از طریق ژنرال رائول پونتوس — «رئیس انجمن دوستی چین-بلژیک» — به هرژه رساندند.[۳۹] دیپلمات‌ها تهدید کردند که شکایت را نزد دیوان دائمی دادگستری بین‌المللی در لاهه مطرح خواهند کرد.[۴۰] هنگامی که ژانگ این خبر را شنید، به هرژه تبریک گفت و اظهار کرد که این کار فقط باعث می‌شود اقدامات ژاپن در چین بیش از پیش در معرض دید جهانی قرار گیرد و هرژه را «در جهان مشهور» کند.[۴۱] داستان‌های مصور هرژه همچنین مورد انتقاد یک ژنرال بلژیکی قرار گرفت که گفت: «این داستانی برای کودکان نیست… این فقط یک معضل آسیایی است!»[۴۲] با این همه، داستان به موفقیت تجاری دست یافت و لو پتی ونتیم جشنی برای بازگشت تن‌تن از خاور دور ترتیب داد؛ جشنی که فروشگاه‌های لو اینواسیون و بون مارشه آن را پشتیبانی می‌کردند. این مراسم در سیرک رویال برگزار شد و ۳۰۰۰ نفر از هواداران — بسیاری از آنها عضو پیشاهنگی — در آن شرکت کردند؛ مراسم شامل بازیگرِ نقش تن‌تن همراه با هرژه و کارکنان روزنامه، یک کاریکاتوریست و یک دلقک بود.[۴۳]

در سپتامبر ۱۹۳۵، ژانگ به درخواست خانواده‌اش به چین بازگشت.[۴۴] هرژه در همین زمان کار آماده‌سازی نوار برای انتشار به‌صورت کتاب توسط کسترمن را آغاز کرد.[۴۱] او که به این ماجرا افتخار می‌کرد، ناشر را تشویق کرد تا میزان بازاریابی و تبلیغ را افزایش دهد.[۴۱] به توصیهٔ آنان، نام داستان را از ماجراهای تن‌تن در خاور دور به گل آبی تغییر داد و دربارهٔ این عنوان تازه گفت: «کوتاه است، چینی به نظر می‌رسد و پر رمز و راز است».[۴۵] به درخواست کسترمن، او همچنین چند صفحه‌رنگی در جای‌جای کتاب افزود و طرح تازه‌ای برای جلد آن ساخت.[۴۵] کتاب سرانجام در اکتبر ۱۹۳۶ منتشر شد.[۴۶] هرژه از نتیجه خشنود بود و گفت: «کاملاً شگفت‌زده شدم! این اوج تجمل است و نخستین فکری که داشتم این بود که: این برای کودکان خیلی خوب است! … هرگز انتظارش را نداشتم.»[۲۴] او نسخه‌ای برای ژانگ فرستاد و ژانگ در پاسخ از او تشکر کرد.[۴۳] پس از انتشار کتاب و رسیدن خبرش به چین، رهبر سیاسی کشور، چیانگ کای‌شک — که از گل آبی خوشش آمده بود — در ۱۹۳۹ از همسرش سونگ می لینگ خواست از هرژه دعوت کند از چین دیدن کند؛ اما هرژه به‌دلیل آغاز جنگ جهانی دوم نتوانست سفر کند. او سرانجام در ۱۹۷۳ این دعوت را پذیرفت و در جزیرهٔ تایوان به دیدار او رفت.[۴۷]

نسخهٔ دوم، ۱۹۴۶

در دهه‌های ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰، زمانی که محبوبیت هرژه افزایش یافته بود، او و تیمش در استودیو هرژه بسیاری از ماجراهای اولیهٔ سیاه‌وسفید تن‌تن را با استفاده از سبک طراحی «لینیه کلر بازآفرینی و رنگ‌آمیزی کردند تا از نظر بصری با داستان‌های جدید تن‌تن هماهنگ شوند.»[الف] استودیوها در سال ۱۹۴۶ «گل آبی» را بازفرمت و رنگ‌آمیزی کردند.[۴۹] به‌جز چهار صفحهٔ نخست که کاملاً بازسازی شدند، تغییرات زیادی در نسخهٔ ۱۹۴۶ اعمال نشد، اگرچه بسیاری از پس‌زمینه‌ها غنی‌تر شدند.[۱۱] تغییرات جزئی شامل جایگزینی سه اسکاتلندی کوه‌نشین که به‌طور مختصر در داستان حضور داشتند با سه سیک بود.[۲۶] نقشه‌ای که در صفحهٔ اول آمده بود کوچک‌تر شد و اشاره‌ای به سِر مالکوم کمبل حذف شد.[۲۶] هتل «یورپیَن پالاس» به «کانتیننتال» تغییر نام یافت، در حالی که شرکت گیبونز نیز از «شرکت آمریکانو-انگلو چاینیز استل» به «شرکت فولاد آمریکایی و چینی» تغییر نام داد و کشتی قاچاق مواد مخدر معروف به «شهر دودل‌کسل» به «هاریکامارو» تغییر نام یافت.[۵۰]

انتشارهای بعدی

هر دو شخصیت راستاپوپولوس و داوسون بیست سال بعد دوباره در ماجرای کوسه‌های دریای سرخ ظاهر شدند.[۵۱] کسترمن نسخهٔ سیاه‌وسفید اصلی را در سال ۱۹۷۹ در یک جلد فرانسوی‌زبان، همراه با سیگارهای فرعون و گوش شکسته، به‌عنوان بخش دوم مجموعهٔ «آرشیو هرژه» بازنشر کرد.[۵۲] در ۱۹۸۵، استرمن یک نسخهٔ فکسیمیله از نسخهٔ اصلی منتشر کرد.[۵۲] در این میان، انتشارات مثوئن، ناشر بریتانیایی ماجراهای تن‌تن، احساس می‌کرد که این داستان کهنه شده و تنها در سال ۱۹۸۳ — سال مرگ هرژه — گل آبی را منتشر کرد.[۵۳] ترجمهٔ انگلیسی بر عهدهٔ مایکل ترنر و لزلی لانزدیل-کوپر بود، اگرچه در این فرایند لحن انگلیسی نیروهای بریتانیایی که در نسخهٔ اصلی فرانسوی منتقل شده بود، از دست رفت.[۲۶] ماجراهای تن‌تن در ژاپن نیز محبوب شد، و مایکل فار این امر را نشانه‌ای دانست که ژاپنی‌ها از شیوهٔ بازنمایی‌شان در گل آبی دلخور نشده بودند.[۴۲] پس از مرگ هرژه، نسخهٔ اصلی دست‌نویسِ مصورِ گل آبی در استودیو هرژه کشف شد و بعدها به‌عنوان قطعهٔ مرکزیِ نمایشگاهی برای بزرگداشت شصتمین سالگرد ماجراهای تن‌تن به نمایش گذاشته شد.[۵۳]

حراج طرح اولیهٔ جلد

نخستین طرح جلد گل آبی را هرژه در سال ۱۹۳۶ به ژان-پل کسترمن، پسر لویی کسترمن — ویراستار هرژه — هدیه داد. ژان-پل کسترمن این طراحی را تا کرده و درون کشویی گذاشت. این طرح تا سال ۱۹۸۱ در همان کشو ماند، تا زمانی که ژان-پل کسترمن آن را بیرون آورد و از هرژه خواست آن را امضا کند.[۵۴] این اثر در ۱۴ ژانویهٔ ۲۰۲۱ به حراج گذاشته شد و عایدی آن «بیش از سه میلیون یورو» بود.[۵۵][۵۶][۵۷]

تحلیل انتقادی

گل آبی به‌طور گسترده یکی از بهترین ماجراجویی‌های تن‌تن دانسته می‌شود. ژان مارک لوفیسیه و رندی لوفیسیه اظهار کرده‌اند که «گل آبی بی‌تردید نخستین شاهکار هرژه است».[۲۵] آنان احساس می‌کردند که برای نخستین‌بار در مجموعه، «حس می‌شود که داستان اهمیتی واقعی یافته» و تن‌تن برای اولین بار «هدف و رسالتی» در ماجراجویی‌اش دارد.[۵۸] دربارهٔ شخصیت چانگ، او را «دوست‌داشتنی» می‌دانستند، هرچند نقش چندانی در پیشبرد داستان ندارد، و همچنین باور داشتند که داوسون و گیبونز نفرت‌انگیزترین شخصیت‌های این ماجرا هستند.[۴۹] آنان صحنهٔ حملهٔ ژاپنی‌ها به چین را با صحنه‌ای در تن‌تن در آمریکا مقایسه کردند که در آن ارتش آمریکا سرخ‌پوستان را از سرزمینشان می‌راند، و از تصویرسازی خطی داستان تمجید کردند؛ هرچند نسخهٔ سیاه‌وسفید را بر نسخهٔ رنگی برتر دانستند.[۵۸] در مجموع به گل آبی چهار ستاره از پنج دادند.[۵۸]

هری تامسون نوشت که برخی معتقد بودند تصویر هرژه از ژاپنی‌ها با دندان‌های بیرون‌زده و خوی خشن در گل آبی نژادپرستانه است. او این اتهامات را «به‌شکلی احمقانه» نافی «هدف واقعی داستان» می‌دانست، که مقابله با نگرش‌های رایج نژادپرستانهٔ بلژیکی‌ها نسبت به مردم آسیای شرقی بود.[۵۹] با توجه به حضور رویدادهای واقعی تاریخی، او معتقد بود که این کمیک از «جاودانگی» دیگر ماجراها برخوردار نیست، اما برای ۱۹۳۴ «اثری شگفت‌انگیز از هنر استریپ کمیک» است.[۶۰] پیر آسولین، زندگینامه‌نویس هرژه، کتاب را آمیزه‌ای از «واقع‌گرایی اجتماعی» با روح آثار چارلز دیکنز و الکساندر دوما دانست.[۶۱]

Photograph of a middle-aged man speaking into a microphone.
زندگینامه‌نویس هرژه، بنوآ پیترس، گل آبی را نقطهٔ عطفی در مجموعهٔ ماجراهای تن‌تن دانست که «هم از نظر تصویری و هم ایدئولوژیکی» تأثیرگذار بود.

بنوآ پیترس، زندگینامه‌نویس هرژه، باور داشت که میان ماجراهای تن‌تن پیش و پس از گل آبی تفاوتی آشکار وجود دارد و این اثر «نقطهٔ عطفی بنیادین، هم از نظر گرافیکی و هم ایدئولوژیک» به‌شمار می‌رود، زیرا هرژه از دیدگاه‌های پیشین «کلاً راست‌گرایانه» فاصله گرفت.[۶۲] او همچنین این اثر را «به‌طرزی استثنایی تأثیرگذار» توصیف کرد[۱۴] و یادآور شد که گل آبی از نظر نگاه به غیراروپایی‌ها فاصلهٔ بسیاری با تن‌تن در کنگو دارد، در حالی که کمیک‌های بلژیکی مانند بلیک و مورتیمر یا باک دنی دهه‌ها پس از آن هم کلیشه‌های منفی شرق آسیا را تداوم بخشیدند.[۶۳] او همچنین گفت که این نخستین داستانی است که هرژه «واقعاً کنترل کامل» آن را در دست گرفت و آن را «سیاسی‌ترین» اثر مجموعه دانست.[۶۴]

مایکل فار بیان کرد که «توافق عمومی» وجود دارد مبنی بر اینکه گل آبی نخستین شاهکار هرژه است؛ اثری که «بهتر برنامه‌ریزی شده» و برای نخستین بار دارای «ساختاری کاملاً سنجیده» است، در حالی که بهترین ویژگی‌های ماجراهای گذشته را نیز حفظ می‌کند.[۶۵] او معتقد بود که این داستان «بسیار جدی‌تر» از ماجراجویی‌های قبلی تن‌تن است، اما «به همان اندازه سرگرم‌کننده»، و نخستین داستانی که «احساسات و تراژدی» را وارد مجموعه می‌کند.[۶۶] فار گفت که «غرق‌شدن کامل هرژه در موضوع» باعث شد او «حسی خارق‌العاده» نسبت به آن بیابد و بتواند مانند یک تحلیل‌گر سیاسی «دقیق»، رویدادهای آیندهٔ چین را پیش‌بینی کند.[۲۹] او صحنهٔ بازآفرینی حادثه موکدن را «نمونه‌ای درخشان از طنز سیاسی» دانست.[۲۲] فیلیپ گودن نیز بازنمایی روند منتهی به اشغال را «درخشان» توصیف کرد و آن را با صحنهٔ پاکسازی قومی در تن‌تن در آمریکا مقایسه نمود.[۶۷]

تام مک‌کارتی، منتقد ادبی، باور داشت که گل آبی نشانه‌هایی از «گرایش چپ‌گرایانهٔ متقابل» هرژه را آشکار می‌کند که با جهان‌بینی راست‌گرایانهٔ پیشین او در تضاد بود.[۶۸] او این تغییر را بخشی ناشی از تأثیر چانگ می‌دانست که «اطلاق‌گرایی اروپایی» هرژه را در هم شکست، و در مجموع آن را «غنی‌ترین کتاب تن‌تن از نظر بصری» توصیف کرد.[۶۹] ژان-ماری آپوستولیدس منتقد دانشگاه استنفورد، معتقد بود که «وانگ» نمایندهٔ نیروهای خیر در داستان است و «راستاپوپولوس» نماد شر؛ و اینکه شخصیت «دیدی» — که با سم «راژاژا» مسموم شد — «الگوی عدالت در جهان نیک» را وارونه می‌کند.[۷۰] او شباهتی میان دیدی و تن‌تن می‌دید: «انعطاف گربه‌وار، فداکاری برای اهداف خوب، و صبر شکارچی». او همچنین ادعا کرد که میل دیدی به گردن‌زدن هنگام جنون ناشی از سم، بازتابی از عقدهٔ ادیپ و جانشینی برای اختگی است.[۷۱]

اقتباس‌ها

گل آبی در سال ۱۹۹۱ به‌عنوان یکی از قسمت‌های مجموعهٔ تلویزیونی ماجراهای تن‌تن به‌وسیلهٔ استودیوی فرانسوی ایلیپسنیم و شرکت کانادایی نلوانا اقتباس شد.[۷۲] کارگردانی آن بر عهدهٔ استفان برناسکونی بود و تیری ورموث صداپیشگی شخصیت تن‌تن را انجام داد.[۷۲] در مارس ۲۰۱۳، استیون اسپیلبرگ اعلام کرد که گل آبی ممکن است مبنای سومین فیلم تن‌تن در مجموعهٔ سینمایی او باشد؛ مجموعه‌ای که با فیلم ماجراهای تن‌تن (۲۰۱۱) آغاز شده بود.[۷۳]

منابع

یادداشت‌ها

  1. هرژه خود هرگز از اصطلاح لینیه کلر برای توصیف سبک طراحی‌اش استفاده نکرد. کارتونیست یوست سوارته نخستین‌بار در سال ۱۹۷۷ این اصطلاح را به‌کار برد.[۴۸]

پانویس

  1. Hergé 1983, pp. 1–22.
  2. Hergé 1983, pp. 23–41.
  3. Hergé 1983, pp. 42–62.
  4. Peeters 1989، pp. 31–32; Thompson 1991، pp. 24–25.
  5. Assouline 2009، pp. 22–23; Peeters 2012، pp. 34–37.
  6. Assouline 2009، pp. 26–29; Peeters 2012، pp. 45–47.
  7. Thompson 1991, p. 46.
  8. Goddin 2008، p. 112; Peeters 2012، p. 62.
  9. Peeters 2012, p. 73.
  10. Farr 2001، p. 51; Lofficier و Lofficier 2002، p. 35.
  11. 1 2 Thompson 1991, p. 60.
  12. 1 2 Assouline 2009, p. 48.
  13. Thompson 1991، p. 60; Farr 2001، p. 51.
  14. 1 2 Peeters 2012, p. 76.
  15. Peeters 1989, p. 47.
  16. Goddin 2008، p. 144; Assouline 2009، p. 50; Peeters 2012، p. 74.
  17. Goddin 2008، p. 146; Assouline 2009، p. 50; Peeters 2012، p. 75.
  18. 1 2 Thompson 1991, p. 61.
  19. Thompson 1991، p. 60; Assouline 2009، pp. 50–51; Peeters 2012، p. 76.
  20. 1 2 3 Goddin 2008، p. 146; Assouline 2009، p. 49; Peeters 2012، p. 75.
  21. Goddin 2008, p. 146.
  22. 1 2 Farr 2001, p. 52.
  23. Lofficier و Lofficier 2002، p. 33; Assouline 2009، p. 51.
  24. 1 2 3 Goddin 2008, p. 194.
  25. 1 2 Lofficier & Lofficier 2002, p. 35.
  26. 1 2 3 4 5 Farr 2001, p. 57.
  27. Thompson 1991، p. 62; Lofficier و Lofficier 2002، p. 35; Peeters 2012، p. 77.
  28. 1 2 Peeters 2012, p. 78.
  29. 1 2 Farr 2001, p. 54.
  30. Farr 2001، p. 52; Lofficier و Lofficier 2002، p. 35.
  31. Thompson 1991، p. 61; Farr 2001، pp. 51–52.
  32. Peeters 1989، p. 48; Peeters 2012، p. 74.
  33. Farr 2001، p. 52; Lofficier و Lofficier 2002، p. 33; Peeters 2012، p. 75.
  34. Thompson 1991، p. 62; Peeters 2012، p. 78.
  35. Goddin 2008, p. 154.
  36. Thompson 1991, p. 62.
  37. Assouline 2009, p. 52.
  38. Thompson 1991، p. 62; Farr 2001، p. 51; Lofficier و Lofficier 2002، p. 34.
  39. Thompson 1991، p. 63; Farr 2001، p. 55; Assouline 2009، p. 52; Peeters 2012، p. 79.
  40. Thompson 1991, p. 63.
  41. 1 2 3 Peeters 2012, p. 79.
  42. 1 2 Farr 2001, p. 55.
  43. 1 2 Assouline 2009, p. 54.
  44. Goddin 2008، p. 169; Peeters 2012، p. 79.
  45. 1 2 Goddin 2008، p. 182; Assouline 2009، p. 53; Peeters 2012، pp. 79–80.
  46. Lofficier و Lofficier 2002، p. 33; Peeters 2012، p. 81.
  47. Thompson 1991، p. 63; Assouline 2009، p. 63–64; Peeters 2012، pp. 105–106.
  48. Pleban 2006.
  49. 1 2 Lofficier & Lofficier 2002, p. 34.
  50. Farr 2001, p. 58.
  51. Farr 2001، p. 58; Lofficier و Lofficier 2002، p. 35.
  52. 1 2 Lofficier & Lofficier 2002, p. 33.
  53. 1 2 Thompson 1991، p. 64; Farr 2001، p. 59.
  54. Stewart, D.G. (October 15, 2020). "Original draft cover for Tintin: The Blue Lotus to be auctioned". World Comic Book Review. Retrieved January 14, 2021.
  55. "Tintin: a drawing of the "Blue Lotus" at auction". The Canadian. January 14, 2021. Retrieved January 14, 2021.
  56. Markert, Stefanie (15 January 2021). "Rekorderlös für "Tim und Struppi"-Cover" [Record proceeds from "Tintin" cover]. tagesschau.de (به آلمانی). ARD.
  57. Oliveux, Arnaud (2021-01-14). "Sale n°4085; lot n°18: Les Aventures de Tintin reporter en Extrême-Orient - Le Lotus Bleu" (به فرانسوی). Paris: Artcurial.
  58. 1 2 3 Lofficier & Lofficier 2002, p. 36.
  59. Thompson 1991, pp. 62–63.
  60. Thompson 1991, p. 64.
  61. Assouline 2009, p. 49.
  62. Peeters 2012, pp. 76–77, 82.
  63. Peeters 2012, p. 77.
  64. Peeters 1989, pp. 46, 48.
  65. Farr 2001, p. 51.
  66. Farr 2001, pp. 55–56.
  67. Goddin 2008, pp. 157, 159.
  68. McCarthy 2006, p. 38.
  69. McCarthy 2006, p. 48.
  70. Apostolidès 2010, pp. 75–77.
  71. Apostolidès 2010, p. 77.
  72. 1 2 Lofficier & Lofficier 2002, p. 90.
  73. Singh & Das 2013.

کتاب‌شناسی