ماجراهای تنتن: رهایی
| رهایی | |
|---|---|
![]() جلد نسخه شومیز چاپ شده توسط شرکت «اَتَک اینترنشنال»، اول ژانویه ۱۹۹۹. | |
| تاریخ | ۱۹۹۹ (نسخهٔ جلد شومیز) |
| شخصیتهای اصلی | تنتن و کاپیتان هادوک |
| تعداد صفحات | ۱۷۶ صفحه |
| ناشر | اَتَک اینترنشنال |
| گروه سازنده | |
| نویسندگان | جی دانیلز (نام مستعار) |
| نسخهٔ اصلی | |
| تاریخ انتشار | ۱۹۸۸ |
| زبان | انگلیسی |
| ISBN | شابک ۰−۹۵۱۴۲۶۱−۰−۹ |
ماجراهای تنتن: رهایی (انگلیسی: The Adventures of Tintin: Breaking Free) که با نام تنتن انقلابی (فرانسوی: Tintin révolutionnaire) هم شناخته میشود، یک نقیضه آنارشیستی از مجموعه کمیکهای محبوب ماجراهای تنتن است. این کتاب که تمرینی در سبک دیتورنمان (دگرگونسازی آثار موجود برای انتقال پیامی جدید) محسوب میشود، با نام مستعار «جی. دانیلز» نوشته و توسط «اَتَک اینترنشنال» در آوریل ۱۹۸۸ منتشر و سپس در سال ۱۹۹۹ بازنشر شد.[۱] اخیراً انتشارات آنارشیستی «فریدام پرس» اقدام به تجدید چاپ آن کرده است که برای نخستین بار، ماجراهای اولیه تنتن در طول مناقشه «واپینگ» را نیز شامل میشود؛ داستانی که پیشتر در جزوهای به نام «تفالهها» در سال ۱۹۸۶ در همبستگی با کارگران صنعت چاپ منتشر شده بود.
داستان دارای تعدادی شخصیت است که بر پایه شخصیتهای اصلی مجموعه هرژه طراحی شدهاند، به ویژه خودِ تنتن و کاپیتان هادوک (که در اینجا فقط با نام «کاپیتان» خطاب میشود و به عنوان عموی تنتن به تصویر درآمده است)، اما مضامین یا پیرنگ داستان هیچ شباهتی به نسخه اصلی ندارد. میلو روی جلد کتاب — به ویژه در جلد ویرایش اول — دیده میشود، اما در متن روایت حضور ندارد. داستان، روند تحول تنتن را از یک جوان ناراضی و سارق مغازه تا یک رهبر انقلابی دنبال میکند.[۲]
خلاصه داستان
کمیک با ورود تنتن به آپارتمان کاپیتان در یک شهرک خیالی در انگلستان آغاز میشود. تنتن به تازگی به دلیل بدخلقی و مشت زدن به رئیسش اخراج شده و از اینکه «به بازی گرفته شده» و «مانند تکهای مدفوع سگ به او لگد زده شده» ابراز کلافگی میکند. کاپیتان پیشنهاد میدهد که برای تنتن در یک کارگاه ساختمانی محلی که خودش در آنجا کار میکند، شغلی دست و پا کند. با پیشرفت داستان، تنتن با ساکنان محلی و همکارانش آشنا میشود و مسائلی که منطقه با آنها روبروست، مانند نژادپرستی، اعیانیسازی و بیتفاوتی عمومی دولت محلی، معرفی میشوند.
خشم مردم طبقه کارگر این شهر زمانی شعلهور میشود که یک کارگر ساختمانی به نام جو هیل (که ظاهراً نامش از روی سازماندهنده کارگری آنارکو-سندیکالیست به همین نام گرفته شده) به دلیل استانداردهای ایمنی ضعیف در کارگاه ساختمانی، سقوط کرده و جان میبازد. کارگران ساختمانی که با بیاحساسی مدیر خود («آیا او مست بوده؟») و همچنین بیتفاوتی و نگاه تحقیرآمیز مسئول اتحادیه صنفیشان روبرو میشوند، یک اعتصاب غیررسمی و خودجوش به راه میاندازند. بناها خواستار استانداردهای ایمنی بهتر، بهبود دستمزدها، تغییر مدیریت کارگاه و مبلغ قابل توجهی پول برای خانواده همکار متوفای خود میشوند.
با امتناع مدیریت از پذیرش خواستهها و انجام معاملات پنهانی با مقامات اتحادیه برای آوردن اعتصابشکنها، اعتصاب بالا میگیرد. در همین حال، اعتصاب به دیگر محیطهای کاری محلی سرایت کرده و به نمادی از مبارزه طبقاتی و همچنین تلاشی برای بهبود شرایط کوتاهمدت تبدیل میشود. کارگران بهطور فزایندهای ستیزهجو میشوند، به تاکتیکهای خشونتآمیز روی میآورند و در نهایت کارگاه ساختمانی اصلی را با بمبهای آتشزا تخریب میکنند. اعتصاب بدون هیچگونه دخالت رسمی اتحادیهها به مناطق دیگر کشور سرایت میکند. دولت بریتانیا که وحشتزده شده، با خشونت و سرکوب فزاینده با اعتصابکنندگان برخورد میکند؛ تظاهراتها به شورش تبدیل میشوند و کاپیتان به اتهامات واهیِ توطئه دستگیر میشود.
در حالی که داستان به پایان میرسد، تظاهراتی با شرکت نیم میلیون نفر در شهری که وقایع کتاب در آن رخ داده، برپا میشود. چندین نفر با خود تفنگ آوردهاند و به «کمیتههای اعتصاب» که در مناطق دیگر کشور قدرت را به دست گرفتهاند، اعزام ارتش به لیورپول برای «برقراری نظم» و ناآرامیهای مشابه در سراسر جهان اشاره میشود. در صفحه آخر، سایهنمای (سیلوئت) کاپیتان، تنتن و همسر کاپیتان، مری، دیده میشود. تنتن یک تفنگ تهاجمی را بالای سر خود گرفته، در حالی که دیگران مشتهایشان را گره کردهاند. در زیر آن نوشته شده است: «این پایان نیست / تنها آغاز است…»
بازخوردها
انتشار اولیه این کتاب در سال ۱۹۸۹ غوغایی در روزنامههای زرد بریتانیا به پا کرد؛ آنها این کمیک را به دلیل به تصویر کشیدن تنتن در قامت یک «اوباشِ ورودیبند» (Picket yob) به شدت نکوهش کردند.[۲] روزنامه تایمز در نقدی در سال ۱۹۹۰، این کتاب را «یک کمیکاستریپ خام و بیخردانه برای امثال دِیو اسپارتهای جوان» نامید (دِیو اسپارت شخصیتی خیالی و نماد چپگرایان تندرو و متعصب در بریتانیا است).[۳] در مقابل، روزنامه گاردین در سال ۱۹۹۴ نوشت: «نکات جالب در مورد این اثر، شیوه انطباق هر قاب از روی نسخههای اصلی هرژه و باورِ لطیف به امکانِ طغیانِ رادیکالیسمِ سوسیالیستیِ مردمی است.»[۴] در همان سال، مارتین راوسون در نوشتهای در ایندیپندنت، این اثر را «نشریهای کوچک و غمانگیز» توصیف کرد و رویکرد کتاب نسبت به حق تکثیر (کپیرایت) را «مشاهده دقیق دیگری در آنچه من آن را یک پارودی پسامدرنِ درخشان از یک شایعه موقعیتگرایانه تولید شده در جریان تحصن مدرسه هنر هورنسی در حدود سال ۱۹۷۲ میدانم» قلمداد کرد.[۵]
گابریل کاکسهِد در سال ۲۰۰۷ در «گاردین»، این کمیک را «به اندازه کافی سرگرمکننده، اگرچه تا حدی آموزشی-اندرزی» دانست و استدلال کرد که «جذابیت واقعی در هنرهای بصری آن است: هر فیگور و هر ژست با پشتکار از روی طراحیهای خودِ هرژه کپی شده و بافتار جدیدی یافته است.»[۲] زهیب مشهور نیز در سال ۲۰۲۱ در روزنامه روزنامه دیلیاستار نوشت: «جی. دانیلز با وفاداری به بهترین سنتهای داستانهای تنتن، این شخصیت را برداشته و در قلب مسائل معاصر قرار داده است. [...] او برای تداوم وضع موجود نمیجنگد و خود را در امور بیگانگانِ درمانده دخالت نمیدهد؛ تنتنِ دانیلز از مردم خودش در وطن محافظت میکند و میکوشد دنیای بهتری برای آنها بسازد.»[۶]
جستارهای وابسته
منابع
- ↑ Lezard, Nicholas (August 23, 1994). "Paperbacks: Round-up". The Guardian. Pg. T10
- 1 2 3 Coxhead, Gabriel, "Gabriel Coxhead on loving homages and obscene pastiches of Hergé's Tintin ", The Guardian, 2007-05-07.
- ↑ Staff (January 28, 1990). "Diary; Books". The Times. Issue 8633.
- ↑ Lezard, Nicholas (August 23, 1994). "Paperbacks: Round-up". The Guardian. Pg. T10
- ↑ Rowson, Martin. (December 4, 1994). "Books for Christmas: Funny peculiar, I'd say; Humour". The Independent. Pg. 42
- ↑ Mashiur, Zoheb (May 6, 2021). "An anarchist retelling of Tintin". The Daily Star (به انگلیسی). Archived from the original on 2021-06-21. Retrieved 2021-06-20.
