انبار زغال‌سنگ

انبار زغال‌سنگ
(Coke en stock)
نام اصلی این کتاب انبار زغال‌سنگ است که ناشران انگلیسی نامش را به کوسه‌های دریای سرخ تغییر دادند. در ایران این کتاب نخستین بار توسط انتشارات ونوس و با نام اولیه‌ خود انبار زغال‌سنگ منتشر شد.
تاریخ۱۹۵۸
سریماجراهای تن‌تن و میلو
ناشرکسترمن
گروه سازنده
خالقهرژه
نسخهٔ اصلی
منتشرشده درمجلهٔ تن‌تن
تاریخ انتشار۳۱ اکتبر ۱۹۵۶ – ۱ ژانویهٔ ۱۹۵۸
زبانفرانسوی
ترجمه
ناشر ترجمهمثوئن
تاریخ ترجمه۱۹۶۰
مترجم
  • لزلی لانزدیل-کوپر
  • مایکل ترنر
گاه‌نگاری
بعد ازماجرای تورنسل (۱۹۵۶)
قبل ازتن‌تن در تبت (۱۹۶۰)

انبار زغال‌سنگ (فرانسوی: Coke en stock) که بعدها ناشر بریتانیایی در ترجمه انگلیسی، نامش را به کوسه‌های دریای سرخ (انگلیسی: The Red Sea Sharks) تغییر دارد، نوزدهمین جلد از ماجراهای تن‌تن و میلو، مجموعه کمیک ساختهٔ کارتونیست بلژیکی هرژه است. این داستان ابتدا از اکتبر ۱۹۵۶ تا ژانویه ۱۹۵۸ به‌صورت هفتگی در مجلهٔ تن‌تن در بلژیک منتشر می‌شد و سپس در سال ۱۹۵۸ توسط کسترمن در یک جلد گردآوری و منتشر شد. این داستان دربارهٔ خبرنگار جوان، تن‌تن، سگش میلو، و دوستش کاپیتان هادوک است که به پادشاهی خیالی خاورمیانه‌ای خِمِد سفر می‌کنند تا به امیر محمد بن کالیش اذاب برای بازپس‌گیری کنترل پس از یک کودتا که توسط دشمنانش انجام شده ــ و آن‌ها از سوی برده‌فروشانی به رهبری راستاپوپولوس، دشمن دیرینهٔ تن‌تن، تأمین مالی می‌شوند ــ کمک کنند.

در ادامهٔ جلد پیشین این مجموعه، ماجرای تورنسل، انبار زغال‌سنگ با کمک تیم هنرمندان هرژه در استودیو هرژه خلق شد. با تأثیرپذیری از کمدی انسانی اثر انوره دو بالزاک هرژه از این داستان به‌عنوان وسیله‌ای استفاده کرد تا طیف گسترده‌ای از شخصیت‌هایی را که نخست در بخش‌های پیشین مجموعه معرفی شده بودند، دوباره وارد داستان کند. این داستان به تجارت آفریقایی‌های برده‌شده در سراسر جهان عرب، به‌ویژه برده‌داری دریای سرخ، که در زمان انتشار همچنان ادامه داشت، می‌پرداخت. با این حال، در دههٔ ۱۹۶۰ این داستان جنجالی برانگیخت، زیرا هرژه بارها متهم شد که آفریقایی‌ها را به شکلی نژادپرستانه به تصویر کشیده است. او از این ادعاها ناراحت شد و در چاپ‌های بعدی تغییراتی در شیوهٔ نمایش آفریقایی‌ها ایجاد کرد. هرژه ماجراهای تن‌تن را با تن‌تن در تبت ادامه داد، و این مجموعه در کل به بخشی تعیین‌کننده از سنت کامیکس فرانسوی-بلژیکی تبدیل شد. انبار زغال‌سنگ با استقبال منتقدان روبه‌رو شد و مفسران مختلف آن را یکی از بهترین ماجراهای تن‌تن توصیف کردند. این داستان همچنین برای مجموعهٔ انیمیشنی ماجراهای تن‌تن (تولید ایلیپسنیم/نلوانا) در سال ۱۹۹۱ و نمایش رادیویی بی‌بی‌سی ۵ در سال‌های ۱۹۹۲–۱۹۹۳ اقتباس شد.

خلاصه داستان

در بروکسل، تن‌تن و کاپیتان هادوک با یکی از آشنایان قدیمی خود، ژنرال آلکازار برخورد می‌کنند. هنگام بازگشت به کاخ مولینسار می‌فهمند که دوست دیگری، امیر خِمِد، محمد بن کالیش اذاب، توسط دشمنش شیخ باب الحر سرنگون شده و امیر در نتیجه برای حفاظت پسر نافرمانش، عبدالله، او را به کاخ مولینسار فرستاده است.[۱] کارآگاهان پلیس، دوپونت و دوپونط، به دیدار تن‌تن می‌آیند و خبر می‌دهند که ژنرال آلکازار در پی خرید هواپیمای نظامی از جِی. ام. داوسون است. پس از تحقیقات بیشتر، تن‌تن کشف می‌کند که داوسون هواپیماهای نظامی را به باب الحر نیز فروخته است.[۲]

با فهمیدن اینکه تنها راه خلاص شدن از عبدالله، بازگرداندن قدرت امیر در خِمِد است، تن‌تن، هادوک و سگشان میلو به این کشور خاورمیانه‌ای سفر می‌کنند. اما این سه نفر با خوش شانسی محض از بُمبی که برای کشتنشان در هواپیما کار گذاشته شده و نتیجهٔ لو رفتن جاسوسی تن‌تن از داوسون است، جان سالم به در می‌برند. در همین حال، میان هادوک، مرد عصبانی و تن‌تن درگیری‌ای رخ می‌دهد. خلبان دستور فرود اضطراری می‌دهد. با خاموش کردن آتش و تخلیهٔ مسافران از هواپیمای در حال سوختن، این سه نفر موفق می‌شوند بی‌آنکه دیده شوند وارد شهر وادسا شوند. آنجا با دوست قدیمی‌شان، بازرگان پرتغالی اولیویرا دا فیگیرا دیدار می‌کنند که به آنان کمک می‌کند از شهر بگریزند و با اسب به مخفیگاه امیر برسند. در طول سفر، آن‌ها از خودروهای زرهی و هواپیماهای جنگنده‌ای که به دستور «مول پاشا» اعزام شده‌اند می‌گریزند؛ کسی که درواقع همان دشمن قدیمی تن‌تن، دکتر مولر است.[۳]

در همین حال، در کاخ مولینسار، عبدالله نستور را که دست‌وپا بسته روی صندلی در آشپزخانه گیر افتاده می‌بیند و پروفسور تورنسل نیز کمی بعد در حالی که اسکیت به پا دارد ظاهر می‌شود. سپس امیر از تن‌تن و هادوک استقبال می‌کند. از توضیحات امیر مشخص می‌شود که تجارت برده‌ای از طریق خِمِد در جریان است که توسط تاجری بین‌المللی به نام «مارکی دی گورگونزولا» اداره می‌شود؛ کسی که به‌ظاهر به مسلمانان آفریقایی برای سفر حج به مکه حمل‌ونقل رایگان ارائه می‌دهد، اما در میانهٔ راه آن‌ها را به بردگی می‌فروشد.[۴] تن‌تن، هادوک و میلو به ساحل دریای سرخ می‌روند و سوار یک سنبوق به مقصد مکه می‌شوند، اما مورد حملهٔ هواپیماهای جنگنده قرار می‌گیرند. تن‌تن یکی از آن‌ها را ساقط می‌کند و خلبان یک‌چشم استونیایی آن، پیوتر زوت را نجات می‌دهد. چهار نفر توسط کشتی تفریحی و مجلل گورگونزولا، شهرزاد، نجات یافته، اما کمی بعد به کشتی اِس‌اِس رامونا، یک آزادپیما منتقل می‌گردند. معلوم می‌شود که گورگونزولا همان دشمن قدیمی تن‌تن، روبرتو راستاپوپولوس است.[۵]

رامونا یکی از کشتی‌های برده‌فروشی راستاپوپولوس است و زمانی که شب‌هنگام، آتشی در آن درمی‌گیرد، فرماندهٔ کشتی آلن تامپسون و خدمه‌اش بزدلانه فرار می‌کنند و تن‌تن، هادوک، میلو، زوت و محموله‌ای از برده‌های آفریقایی را بر عرشه تنها می‌گذارند. با پذیرش فرماندهی کشتی توسط هادوک، آن‌ها موفق می‌شوند آتش را خاموش کنند. اما راستاپوپولوس دستور می‌دهد یک زیردریایی او-بوت رامونا را نابود کند و کشتی با مانورهای پیچشی از مرگ می‌گریزد، تا اینکه پس از ارسال پیام‌های متعدد اضطراری از سوی تن‌تن، یک جنگنده از ناو یواس‌اس لس‌آنجلس آن‌ها را نجات می‌دهد. ناو یواس‌اس لس‌آنجلس، شهرزاد را تعقیب کرده و قصد دستگیری گورگونزولا را دارد، اما او با صحنه‌سازی مرگ خود، با یک زیردریایی کوچک می‌گریزد.[۶] تن‌تن، هادوک و میلو به بلژیک بازمی‌گردند و می‌فهمند که امیر دوباره خِمِد را پس گرفته و با پایان جنگ، عبدالله می‌تواند به خانه برگردد. آرامش آن‌ها با ورود فروشنده بیمه، سرافین لامپیون برهم می‌خورد؛ کسی که ترتیب داده از مولینسار برای یک رالی استفاده شود.[۷]

تاریخچه

پیش‌زمینه و انتشار

هرژه پس از خواندن مقاله‌ای در یک مجله که دربارهٔ تداوم وجود تجارت برده در جهان عرب گزارش می‌داد و در آن ادعا شده بود که زائران آفریقایی در مسیر مکه به بردگی گرفته می‌شوند، تصمیم گرفت تا طرح داستان انبار زغال‌سنگ را گسترش دهد.[۸] یکی از مسیرهایی که تجارت بردهٔ دریای سرخ را تغذیه می‌کرد مسیر زائران حج بود[۹] و تجارت بردهٔ دریای سرخ هنوز در دههٔ ۱۹۵۰ ادامه داشت؛ برده‌داری در عربستان سعودی و یمن در ۱۹۶۲ ممنوع شد، در دبی در ۱۹۶۳ و در عمان در ۱۹۷۰. هرژه در عنوان فرانسوی اصلی داستان، یعنی انبار زغال‌سنگ (Coke en stock) به این تجارت برده اشاره کرده بود؛ عنوانی که به استفادهٔ قاچاقچیان برده از واژهٔ «کُک» به‌عنوان رمزی برای انسان‌های برده‌شده اشاره داشت.[۱۰]

خزانه‌داری (الخزانه) در پترا که در کتاب به تصویر کشیده شده است.

پیش از نوشتن داستان، هرژه کتاب بالزاک و دنیایش (۱۹۵۵) اثر سال دوستش فلسین مارسو را خوانده بود.[۱۱] او تحت تأثیر کار انوره دو بالزاک قرار گرفت و الهام گرفت که چگونه بالزاک شخصیت‌های آثار پیشین خود را بارها بازمی‌گرداند. هرژه این ویژگی را در انبار زغال‌سنگ به‌کار گرفت، جایی که طیف گسترده‌ای از شخصیت‌های ماجراهای تن‌تن دوباره ظاهر می‌شوند.[۱۲] هرژه همچنین شخصیت تازه‌ای معرفی کرد: خلبان استونیایی پیوتر زوت که بعدها در پرواز شماره ۷۱۴ دوباره دیده شد.[۱۳]

برای تولید طراحی‌های دقیق کشتی رامونا، هرژه و دستیارش بوب دو مور سوار یک کشتی باری سوئدی به نام «اِم‌اِس رین آسترید» شدند و از آنتورپ به یوتبری و بازگشت سفر کردند و طی این سفر عکس گرفتند و طرح‌هایی کشیدند.[۱۴] هرژه همچنین بریده‌های روزنامه‌ای مربوط به کریستینا او، یات موتوری متعلق به غول صنعت کشتیرانی آریستوتلیس اوناسیس، جمع‌آوری کرده بود و از آن‌ها به‌عنوان مبنای تصویرسازی کشتی راستاپوپولوس، «شهرزاد» استفاده کرد.[۱۵] هواپیماها، خودروها و ماشین‌آلاتی که در داستان ظاهر می‌شوند توسط روژه للو، یکی از اعضای استودیو هرژه، طراحی شده بود.[۱۶] طرح هواپیمایی که تن‌تن و کاپیتان هادوک در ابتدای داستان با آن سفر می‌کنند برگرفته از داگلاس دی‌سی-۳ است. در یکی از صحنه‌های پایانی داستان، هرژه یک غواص گنجاند که طراحی آن از بریدهٔ یک روزنامه دربارهٔ لایونل کرَب گرفته شده بود.[۱۷] طراحی کاخ مخفی امیر که در دل صخره تراشیده شده، بر اساس الخزانه در پترا اردن، بود که هرژه آن را در یکی از شماره‌های نشنال جئوگرافیک دیده بود.[۱۸]

علاقهٔ فزایندهٔ هرژه به هنر در داستان بازتاب یافته است، زیرا او یک نسخه از تابلوی نقاشی کانال لوآن اثر آلفرد سیسلی را در کاخ مولینسار گنجاند.[۱۹] او همچنین نقاشی‌هایی از پابلو پیکاسو و خوان میرو را در کشتی شهرزاد متعلق به راستاپوپولوس قرار داد.[۱۵] لقب دکتر مولر در داستان، «مول پاشا»، برگرفته از سرباز بریتانیایی گلاب پاشا بود.[۲۰] شخصیت پیوتر زوت نیز از رِمی میلک، یک خلبان استونیایی که با یک هواپیمای آب‌نشین آرادو از استونی به سوئد گریخته بود، الهام گرفته شده بود.[۲۱] در صحنهٔ پایانی، هرژه تصویر کوتاهی از خودش و دوست و همکارش ادگار پ. یاکوبس گنجاند.[۲۲]

داستان در اکتبر ۱۹۵۶ در مجلهٔ تن‌تن بلژیک منتشر شد[۲۳] و سپس در دسامبر همان سال در نسخهٔ فرانسوی مجله ادامه یافت.[۲۳] این داستان در سال ۱۹۵۸ توسط شرکت کسترمن در قالب کتاب منتشر شد.[۲۳] هنگام انتشار بریتانیایی داستان در سال ۱۹۶۰، عنوان اصلی فرانسوی انبار زغال‌سنگ به کوسه‌های دریای سرخ تغییر نام یافت.[۲۴]

اتهام‌های نژادپرستی و اصلاحیه‌ها

هرژه پیش‌تر به داشتن نگرشی نژادپرستانه نسبت به آفریقایی‌ها در تن‌تن در کنگو، یکی از داستان‌های اولیه‌اش، متهم شده بود و شاید امیدوار بود با نشان دادنِ آزادسازی برده‌های آفریقایی توسط تن‌تن و هادوک در انبار زغال‌سنگ خود را از چنین انتقادهایی تبرئه کند.[۲۵] او هنگام آماده‌سازی این داستان با یکی از همکارانش که برای مجله‌ای با محوریت آفریقا، به نام آفریقا و جهان کار می‌کرد، مشورت کرده بود؛ آن‌ها برخی از بخش‌هایی را که هرژه می‌خواست در داستان بگنجاند، به زبان یوروبایی ترجمه کردند.[۲۶] با این حال، در ژانویهٔ ۱۹۶۲ مقاله‌ای در مجلهٔ ژون آفریک هرژه را به تصویر نژادپرستانهٔ آفریقایی‌ها در این داستان متهم کرد؛[۲۷] اتهامی که در دیگر نشریات نیز تکرار شد.[۲۸] این ادعاها بر استفادهٔ ساده‌انگارانهٔ شخصیت‌های آفریقایی از زبان پیجین تمرکز داشت، زبانی که شبیه الگوهای گفتاری به‌کاررفته در تن‌تن در کنگو بود.[۲۹]

آفریقایی: «تو خوب حرف می‌زنی، اَفَندی. عرب بد، خیلی بد. سیاه‌پوست بیچاره نمی‌خواهد برده باشد. سیاه بدبخت می‌خواهد به مکه برود».
هادوک: «طبیعتاً این را می‌فهمم. اما تکرار می‌کنم اگر به آنجا بروید، به‌عنوان برده فروخته می‌شوید. این چیزی است که می‌خواهید؟»
آفریقایی: «ما برده نیستیم، اَفَندی. ما مسلمانان خوب هستیم. ما می‌خواهیم به مکه برویم.»[۲۹]

بنوآ پیترس، زندگینامه‌نویس هرژه، معتقد بود که «در بیشتر موارد این حملات کاملاً ناعادلانه بودند».[۲۹] هرژه از این اتهامات از نظر احساسی آسیب دید و در چاپ ۱۹۶۷ کتاب تغییراتی اعمال کرد؛ او الگوهای گفتاری آفریقایی‌ها را تغییر داد و دستور زبان آن‌ها را بهبود بخشید.[۳۰] با این حال، او همچنان هادوک را در پاسخ به آفریقایی‌ها با همان زبان پیجین باقی گذاشت.[۲۹]

در این نسخه، او همچنین نامهٔ امیر به تن‌تن را تغییر داد؛ نسخهٔ قبلی لحنی رسمی داشت و می‌گفت: «دوست بسیار ارجمند و گرانقدرم، فرزندم عبدالله را به شما می‌سپارم تا زبان انگلیسی‌اش را تقویت کند. در اینجا اوضاع وخیم است. اگر مصیبتی بر من نازل شد، روی شما حساب می‌کنم دوست من، که مراقب عبدالله باشید.» در نسخهٔ بازنگری‌شدهٔ هرژه، او سبکی ادیبانه‌تر برمی‌گزیند: «این نامه بدین جهت است تا به تو بگویم ای دوست والامقام، که عبدالله، فرزند دلبندم را به تو سپرده‌ام؛ چرا که در اینجا اوضاع سخت بحرانی است. اگر دست تقدیر و بلا، همچون باز شکاری که بر غزال بی‌گناه فرود می‌آید، بر من نازل شد (که جهان سراسر زندگی و مرگ است)، اطمینان دارم که عبدالله در نزد تو گرمی و محبت، و پناهگاه و آرامش خواهد یافت و تو با این کار، عملی صواب و شمیم‌انگیز در پیشگاه پروردگار به‌جای خواهی آورد.»[۳۱]

هرژه همچنین ابراز تأسف کرد که مرگ یک کوسه را در داستان به تصویر کشیده است و بعدها گفت: «وقتی انبار زغال‌سنگ را می‌نوشتم، هنوز فکر می‌کردم کوسه‌ها حیواناتی بزرگ و شرور هستند.»[۲۲]

بررسی انتقادی

«[در انبار زغال‌سنگ] سردرگمی مطلق به مانوی‌گری ماجراهای آغازین پایان می‌دهد. تقابل پیشین بین خوبی و شر اکنون به تقابل بین امر خصوصی و امر عمومی تبدیل می‌شود. تن‌تن، که دیگر قادر به قضاوت در چنین دنیای پیچیده‌ای نیست، ترجیح می‌دهد کنار بکشد. او با بی‌میلی وارد این اجرا می‌شود، درست همچون مسافری بدون بار و بنه، و زمان اندکی را با افرادی می‌گذراند که پیش‌تر خوب می‌شناخت.»

ژان-ماری آپوستولیدس[۳۲]

هری تامسون با اشاره به حضور گسترده شخصیت‌های مختلف از ماجراهای تن‌تن، داستان را «یک گردهمایی خانوادگی تن‌تن» توصیف کرد و افزود که این داستان «به‌طور غیرمعمول پر از افرادی است که کاپیتان هادوک معمولاً از آن‌ها اجتناب می‌کرد».[۳۳] مایکل فار بر این باور بود که با بازگرداندن شخصیت‌های قدیمی، هرژه به انبار زغال‌سنگ «ویژگی بازنگری قابل توجهی» بخشیده است.[۱۳] ژان مارک لوفیسیه و رندی لوفیسیه گفتند که «فشردگی» داستان فرصت کمی برای حضور شخصیت‌های همیشگی سری مانند پروفسور تورنسل یا دوپونت و دوپونط باقی گذاشته و باعث شده شخصیت تازه، پیوتر زوت، فقط نقش «یک شخصیت پشتیبان خوشایند، اما نه بیشتر» را ایفا کند.[۳۴] آن‌ها افزودند که «هرژه در حال پاک‌سازی آثار و شخصیت‌های گذشته خود بود قبل از آنکه به چیزی جدی‌تر و با طنین شخصی‌تر بپردازد»، یعنی تن‌تن در تبت.[۳۵]

زندگینامه‌نویس هرژه، بنوآ پیترس، انبار زغال‌سنگ را داستانی «پیچیده، مبهم و حتی هزارتویی» توصیف کرد که «بی‌تردید کتابی است که هرژه بیشترین گام را در خلق دنیای خودش برداشته است».[۳۶] او معتقد بود که «هرژه با انبار زغال‌سنگ وارد مرحله‌ای جدید شده است»، زیرا نویسنده «به نظر می‌رسد خانواده شخصیت‌هایش را بهتر و بهتر می‌شناسد و از بازی کردن با آن‌ها و خواننده لذت می‌برد».[۳۷] پیترس همچنین اشاره کرد که این کتاب «تا حدی ادامه‌ای» بر سرزمین طلای سیاه است،[۳۸] ارزیابی‌ای که توسط تامسون، لوفیسیه و فار نیز به اشتراک گذاشته شد و همه آن را تا حدی دنبالهٔ کتاب قبلی دانستند.[۳۹] تامسون افزود که انبار زغال‌سنگ «نسبت به ناکامی نسبی» سرزمین طلای سیاه' جبران می‌کند،[۴۰] و معتقد بود که با وجود «پایان نسبتاً شتابزده»، داستان یک «روایت هیجان‌انگیز درجه یک» است.[۴۱] ژان مارک لوفیسیه و رندی لوفیسیه به این اثر چهار از پنج امتیاز دادند[۳۵] و بیان کردند که داستان «به‌عنوان یک تریلر سیاسی مدرن بسیار مؤثر است و بسیار قابل باورتر از ماجرای تورنسل است».[۳۴] آن‌ها همچنین بر این باور بودند که داستان نقد سیاسی مؤثری بر رابطه غرب با جهان عرب ارائه می‌دهد. در تحلیل آن‌ها، تن‌تن و هادوک برای کمک به امیر اقدام می‌کنند، نه به این دلیل که او رهبر خوبی است، بلکه به دلایل خودخواهانهٔ خودشان (برای خارج کردن عبدالله از کاخ مولینسار)، همان‌طور که دولت‌ها و شرکت‌های غربی با رهبران عربی که مرتکب نقض حقوق بشر شده‌اند، به نفع منافع خودشان کنار می‌آیند.[۳۵]

تامسون بر این باور بود که حضور برده‌داری به‌عنوان یک موضوع کلیدی، باعث شده است این کتاب «یکی از ماجراهای بالغ‌تر هرژه باشد».[۴۰] با این حال، فار خاطرنشان کرد که داستان «مقداری شوخ‌طبعی» دارد تا عناصر تاریک را متعادل کند.[۱۵] فار شباهت‌هایی بین این داستان و رمان‌های رقص به نوای زمان اثر آنتونی پاول، که هم‌زمان با انبار زغال‌سنگ منتشر شده و مانند آن از کمدی انسانی بالزاک الهام گرفته شده بود، مشاهده کرد.[۱۳] زندگینامه‌نویس هرژه، پیر آسولین بر این باور بود که انبار زغال‌سنگ «نقطه اوج دوران طلایی هرژه» را نشان می‌دهد که با گل آبی آغاز شده بود.[۴۲] او همچنین اظهار داشت که «به نظر می‌رسد هرژه دوباره سرعت و ریتم خلاقانه‌ترین دورهٔ خود را با این داستان بازیافته است».[۴۳]

در مطالعه روان‌کاوانه خود بر ماجراهای تن‌تن، منتقد ادبی ژان-ماری آپوستولیدس بیان کرد که انبار زغال‌سنگ بازتاب‌دهنده دنیایی است که ارزش‌های سنتی در آن تنزل یافته و همه چیز – از جمله جان انسان – به کالایی تبدیل شده است.[۴۴] او افزود که راستاپوپولوس در این داستان «تجسم بازار جهانی» می‌شود، تمام شخصیت‌های دیگر را به هم پیوند می‌دهد و بنابراین جای تن‌تن را به‌عنوان شخصیت «مرکز جهان» می‌گیرد.[۳۲] آپوستولیدس بر این باور بود که انبار زغال‌سنگ «موضوع هم‌ارزی کلی همه‌چیز» را که در مجموعه داستان‌ها وجود دارد، تقویت می‌کند و همزمان به‌نوعی «بازنگری» است، زیرا شخصیت‌های قدیمی را معرفی می‌کند و روابط جدیدی بین آن‌ها برقرار می‌سازد.[۳۲] او معتقد بود که مضمون سراب در سراسر داستان نفوذ دارد و بارها ظاهر می‌شود، مانند ساعت کوکوی عبدالله که آب‌پاش مخفی داشت و نام‌های مستعار به‌کار رفته توسط شخصیت‌های مختلف در طول داستان.[۴۵]

منتقد ادبی تام مک‌کارتی اظهار داشت که انبار زغال‌سنگ موضوعاتی دارد که در سراسر ماجراهای تن‌تن تکرار می‌شوند. او بر این باور بود که صحنه‌ای که یکی از افراد باب الحر از امیر در مخفیگاه کوهستانی او جاسوسی می‌کند، نشان‌دهنده تم گسترده‌تر شنود و جاسوسی است که در سراسر مجموعه وجود دارد.[۴۶] مک‌کارتی همچنین اقدامات تن‌تن در بازگرداندن عبدالله به خمد را مورد توجه قرار داد و معتقد بود که این بخشی از یک مضمون پیوسته در مجموعه است که در آن قهرمان، کودکان رهاشده را به خانه‌شان بازمی‌گرداند؛ نمونه‌های دیگر شامل یافتن خانوادهٔ فرزندخواندهٔ یتیم چانگ چون-چن درگل آبی و رساندن کودک کولی گمشده میارکا به خانواده‌اش در جواهرات کاستافیوره بود.[۴۷]

اقتباس‌ها

در سال ۱۹۹۱، همکاری میان استودیو فرانسوی ایلیپسنیم و شرکت انیمیشن کانادایی نلوانا ۲۱ داستان – از جمله انبار زغال‌سنگ – را به مجموعه‌ای از اپیزودها گوناگون تبدیل کرد که هر قسمت ۴۲ دقیقه طول داشت. این سریال به کارگردانی استفان برناسکونی ساخته شد و مورد تحسین قرار گرفت، چرا که «عموماً وفادار» به داستان اصلی بود و ترکیب‌بندی‌ها مستقیماً از پنل‌های کتاب کمیک اصلی گرفته شده بودند.[۴۸]

منابع

پانویس

  1. Hergé 1960, pp. 1–9.
  2. Hergé 1960, pp. 9–14.
  3. Hergé 1960, pp. 22–25.
  4. Hergé 1960, pp. 26–32.
  5. Hergé 1960, pp. 32–41.
  6. Hergé 1960, pp. 32–59.
  7. Hergé 1960, pp. 60–62.
  8. Thompson 1991، p. 165; Lofficier و Lofficier 2002، p. 71; Assouline 2009، p. 177; Goddin 2011، p. 72.
  9. Miers, Suzanne (2003). Slavery in the Twentieth Century: The Evolution of a Global Problem. Rowman Altamira. ISBN 978-0-7591-0340-5.p88-90
  10. Thompson 1991، p. 165; Farr 2001، p. 152; Lofficier و Lofficier 2002، p. 70; Goddin 2011، p. 74.
  11. Goddin 2011، p. 63; Peeters 2012، p. 256.
  12. Farr 2001، p. 151; Peeters 2012، p. 256.
  13. 1 2 3 Farr 2001, p. 151.
  14. Thompson 1991، p. 165; Farr 2001، p. 155, 157; Goddin 2011، pp. 79–80.
  15. 1 2 3 Farr 2001, p. 158.
  16. Thompson 1991، p. 165; Farr 2001، p. 157.
  17. Farr 2001, pp. 157158.
  18. Thompson 1991، p. 166; Farr 2001، p. 152; Goddin 2011، p. 82.
  19. Farr 2001، p. 158; Goddin 2011، p. 82.
  20. Thompson 1991، p. 165; Farr 2001، p. 152.
  21. JSS Gallery 2011.
  22. 1 2 Farr 2001, p. 155.
  23. 1 2 3 Lofficier & Lofficier 2002, p. 70.
  24. Farr 2001، p. 152; Goddin 2011، p. 74.
  25. Farr 2001, p. 152.
  26. Goddin 2011, p. 93.
  27. Peeters 1989، pp. 106–107; Thompson 1991، p. 166; Farr 2001، p. 152.
  28. Peeters 1989، p. 106; Thompson 1991، p. 166.
  29. 1 2 3 4 Peeters 1989, p. 107.
  30. Peeters 1989، p. 107; Thompson 1991، p. 167; Farr 2001، p. 155.
  31. Peeters 1989، p. 107; Farr 2001، p. 155.
  32. 1 2 3 Apostolidès 2010, p. 200.
  33. Thompson 1991, p. 164.
  34. 1 2 Lofficier & Lofficier 2002, p. 71.
  35. 1 2 3 Lofficier & Lofficier 2002, p. 72.
  36. Peeters 2012, p. 256.
  37. Peeters 1989, p. 106.
  38. Peeters 1989, p. 105.
  39. Thompson 1991، p. 165; Farr 2001، p. 151; Lofficier و Lofficier 2002، p. 71.
  40. 1 2 Thompson 1991, p. 165.
  41. Thompson 1991, p. 166.
  42. Assouline 2009, p. 179.
  43. Assouline 2009, p. 177.
  44. Apostolidès 2010, p. 201.
  45. Apostolidès 2010, pp. 200201.
  46. McCarthy 2006, p. 26.
  47. McCarthy 2006, p. 69.
  48. Lofficier & Lofficier 2002, p. 90.

کتاب‌شناسی

  • Apostolidès, Jean-Marie (2010) [2006]. The Metamorphoses of Tintin, or Tintin for Adults. Jocelyn Hoy (translator). Stanford: Stanford University Press. ISBN 978-0-8047-6031-7.
  • Assouline, Pierre (2009) [1996]. Hergé, the Man Who Created Tintin. Charles Ruas (translator). Oxford and New York: Oxford University Press. ISBN 978-0-19-539759-8.
  • Farr, Michael (2001). Tintin: The Complete Companion. London: John Murray. ISBN 978-0-7195-5522-0.
  • Goddin, Philippe (2011). The Art of Hergé, Inventor of Tintin: Volume 3: 1950–1983. Michael Farr (translator). San Francisco: Last Gasp. ISBN 978-0-86719-763-1.
  • Hergé (1960) [1958]. The Red Sea Sharks. Leslie Lonsdale-Cooper and Michael Turner (translators). London: Egmont. ISBN 978-1-4052-0818-5.
  • Lofficier, Jean-Marc; Lofficier, Randy (2002). The Pocket Essential Tintin. Harpenden, Hertfordshire: Pocket Essentials. ISBN 978-1-904048-17-6.
  • McCarthy, Tom (2006). Tintin and the Secret of Literature. London: Granta. ISBN 978-1-86207-831-4.
  • Peeters, Benoît (1989). Tintin and the World of Hergé. London: Methuen Children's Books. ISBN 978-0-416-14882-4.
  • Peeters, Benoît (2012) [2002]. Hergé: Son of Tintin. Tina A. Kover (translator). Baltimore, Maryland: Johns Hopkins University Press. ISBN 978-1-4214-0454-7.
  • Thompson, Harry (1991). Tintin: Hergé and his Creation. London: Hodder and Stoughton. ISBN 978-0-340-52393-3.
  • "Tintin, Estland och Arado" [Tintin, Estonia and Arado]. JSS Gallery (به سوئدی). 1 November 2011. Retrieved 11 August 2012.