تن‌تن و هنر الفبا

تن‌تن و هنر الفبا
(Tintin et l'Alph-Art)
تاریخ۱۹۸۶
سری ماجراهای تن‌تن و میلو
ناشرکسترمن
گروه سازنده
خالقهرژه
نسخهٔ اصلی
زبانفرانسوی
ترجمه
ناشر ترجمهاگمونت/سان‌دنسر
تاریخ ترجمه۱۹۹۰
مترجم
  • لزلی لانزدیل-کوپر
  • مایکل ترنر
گاه‌نگاری
بعد ازتن‌تن و پیکاروها (۱۹۷۶)

تن‌تن و هنر الفبا (به فرانسوی: Tintin et l'Alph-Art) جلد بیست‌وچهارم و ناتمامِ مجموعهٔ ماجراهای تن‌تن و میلو است؛ مجموعهٔ کمیک‌هایی از کارتونیست نامدار بلژیکی، هرژه. این دست‌نوشته که با مرگ هرژه ناتمام ماند، پس از مرگ او در سال ۱۹۸۶ منتشر شد. داستان در صحنهٔ هنر نوگرای بروکسل می‌گذرد؛ جایی که تن‌تن، خبرنگار جوان، کشف می‌کند یکی از دلالان محلی هنر به قتل رسیده است. او با ادامهٔ تحقیقاتش با توطئه‌ای از جعل آثار هنری روبه‌رو می‌شود که مغز متفکر آن معلمی مذهبی به نام اِندادین آکاس است.

هرژه با بازتاب علاقهٔ شخصی خود به هنر مدرن، کار بر روی تن‌تن و هنر الفبا را در سال ۱۹۷۸ آغاز کرد. با این حال، این اثر در زمان مرگ او در مارس ۱۹۸۳ ناتمام باقی ماند. در آن زمان، اثر شامل حدود ۱۵۰ صفحه یادداشت، طرح کلی و پیش‌طرح‌های مدادی بود — که هنوز به سبک طراحی شاخص هرژه، یعنی لینیه کلر،[الف] نهایی نشده بودند — و هیچ پایانی نیز برای داستان در نظر گرفته نشده بود. همکار هرژه، بوب دو مور، پیشنهاد داد داستان را برای انتشار کامل کند و اگرچه بیوهٔ هرژه، فَانی ولامینک، در ابتدا موافقت کرد، اما تصمیم خود را تغییر داد و این را دلیل آورد که همسر فقیدش نمی‌خواسته هیچ‌کس دیگری ماجراهای تن‌تن را ادامه دهد.

گزیده‌ای از یادداشت‌های اصلی گردآوری شد و در قالب کتابی توسط کسترمن در سال ۱۹۸۶ منتشر گردید. از آن زمان، چند کارتونیست دیگر، مانند ایو رودیه، نسخه‌های کامل‌شدهٔ خود از این داستان را به‌صورت غیرمجاز تولید کرده‌اند. بازخورد منتقدان نسبت به این اثر متفاوت بوده است؛ برخی از مفسران ماجراهای تن‌تن بر این باورند که اگر تن‌تن و هنر الفبا کامل می‌شد، نسبت به دو جلد پیشین، اثری بهتر به‌شمار می‌آمد، در حالی که دیگران چنین ارزیابی‌هایی را خیال‌پردازانه توصیف کرده‌اند.

خلاصهٔ داستان

تن‌تن و کاپیتان هادوک تماسی تلفنی از دوستشان، خوانندهٔ اپرا بیانکا کاستافیوره، دریافت می‌کنند که آنان را از یک رهبر معنوی جدید به نام اِندادین آکاس که به تازگی پیرو او شده است، باخبر می‌کند و اعلام می‌دارد قصد دارد در ویلای او در ایسکیا اقامت کند. همان روز، هادوک وارد گالری فورکار در بروکسل می‌شود؛ جایی که هنرمند آوانگارد جامائیکایی، رامو ناش، او را متقاعد می‌کند یکی از آثار «هنر الفبا» ی خود، یعنی یک حرف «H» از جنس پرسپکس («پرسونالف‌آرت») را بخرد. صاحب گالری، آنری فورکار، قرار ملاقاتی با تن‌تن ترتیب می‌دهد، اما در راهِ رسیدن به این ملاقات در یک تصادف رانندگی کشته می‌شود. تن‌تن تحقیق را آغاز می‌کند و درمی‌یابد که مرگ فورکار یک قتل بوده است. تن‌تن و هادوک در یکی از سخنرانی‌های اِندادین آکاس شرکت می‌کنند؛ در آنجا تن‌تن صدای آکاس را می‌شناسد، اما مطمئن نیست چرا. او با ادامهٔ تحقیقات به این نتیجه می‌رسد که آکاس از طریق یک فرستندهٔ کوچک پنهان‌شده در گردنبندی که دستیار فورکار، مارتینه واندزانده، به گردن داشته، از فورکار جاسوسی می‌کرده است. تن‌تن به‌زودی با دو حملهٔ طراحی‌شده برای کشتن او روبه‌رو می‌شود، اما از هر دو جان سالم به در می‌برد.[۲]

برای پیشبرد تحقیقاتش، تن‌تن تصمیم می‌گیرد به ویلای اِندادین آکاس برود. با رسیدن به ایسکیا، تن‌تن و هادوک تهدید به مرگ می‌شوند و به آنان هشدار داده می‌شود که جزیره را ترک کنند. وقتی کاستافیوره می‌شنود که آنان در جزیره هستند، به ایشان در ویلای آکاس خوش‌آمد می‌گوید و اطلاع می‌دهد که آکاس در حال حاضر در رم است. در ویلا، آنان با شماری از آشنایان روبه‌رو می‌شوند: سرمایه‌داران فاسد آقای و.ر. گیبونز (از گل آبی) و آقای ر.و. تریکلر (از گوش شکستهامیر محمد بن کالیش اذاب (از سرزمین طلای سیاه)، لوئیجی رانداتسو (خواننده) و رامو ناش. تن‌تن و هادوک به اصرار کاستافیوره شب را در ویلا می‌مانند. در طول شب، تن‌تن مردانی را می‌بیند که بوم‌های نقاشی را داخل یک ون بار می‌زنند و با جست‌وجو در ویلا، اتاقی پر از نقاشی‌های جعلی از هنرمندان برجسته را کشف می‌کند. او توسط اِندادین آکاس غافلگیر می‌شود؛ آکاس به او می‌گوید که از «هنر الفبا» ی نَش به‌عنوان پوششی برای کسب‌وکار جنایی جعل آثار هنری خود استفاده می‌کند. آکاس قصد خود را برای کشتن تن‌تن اعلام می‌کند: این‌که او را با پلی‌استر مایع بپوشاند و به‌عنوان اثری هنری از سزار بالداچینی به فروش برساند.[۳]

تاریخچه

پیش‌زمینه

در سال ۱۹۷۶، چند ماه پس از انتشار تن‌تن و پیکاروها، هرژه به روزنامه‌نگار نوما سادول گفت که در حال اندیشیدن به این است که ماجرای بعدی تن‌تن را در سالن انتظار یک فرودگاه روایت کند.[۴] این ایده کنار گذاشته شد و او در سال ۱۹۷۸ تصمیم گرفت داستان را در دنیای هنر نوگرا قرار دهد.[۵] هرژه در سال‌های پایانی عمرش به‌طور فزاینده‌ای به این موضوع علاقه‌مند شده بود و تصمیم گرفت علاقهٔ خود به آثار آوانگارد را در داستان جدید بگنجاند.[۶] او که به‌طور منظم به گالری‌ها و نمایشگاه‌های هنری بروکسل رفت‌وآمد داشت، هنگام خلق داستان توانست مستقیماً از تجربه‌های خود در صحنهٔ هنر بهره بگیرد.[۷] با توجه به سن او و مدت زمانی که برای تولید هر ماجرای تن‌تن صرف می‌شد، منتقد ادبی بریتانیایی مایکل فار پیشنهاد کرد که هرژه احتمالاً می‌دانست این اثر آخرین قسمت از این مجموعه خواهد بود.[۷]

آخرین تصویر در این کتاب و در مجموعه تن‌تن، اندکی پیش از مرگ هرژه کشیده شده است.

هرژه در ابتدا این اثر جدید را «تن‌تن و جاعلان» نام‌گذاری کرد، اما سپس این عنوان کاری را به تن‌تن و هنر الفبا تغییر داد.[۸] ضد قهرمان اصلی داستان، اِندادین آکاس، بر اساس یک جاعل آثار هنری واقعی به نام فرنان لُگرو شکل گرفته بود که هرژه از طریق خواندن زندگی‌نامهٔ او با وی آشنا شده بود.[۹] شخصیت آکاس همچنین تحت تأثیر مقاله‌ای دربارهٔ گوروی هندی راجنیش بود که هرژه در شمارهٔ دسامبر ۱۹۸۲ مجلهٔ پاری مچ خوانده بود.[۱۰] هرژه در یادداشت‌هایش ایدهٔ افشای این نکته را گنجانده بود که آکاس در واقع دشمن قسم‌خوردهٔ تن‌تن، یعنی راستاپوپولوس است که در لباس مبدل ظاهر شده؛ و فار بر این باور است که اگر هرژه داستان را به پایان می‌رساند، این چرخش داستانی آشکار می‌شد.[۱۱] در مقابل، هری تامسون پیشنهاد کرده است که هرژه در سال ۱۹۸۰ شخصیت راستاپوپولوس را از داستان کنار گذاشته بود.[۱۲] یادداشت‌های هرژه نشان می‌دهد که او نام‌های متفاوتی را برای شخصیت هنرمند در نظر گرفته بود، از جمله رامون هاش و رامون ناش، تا آنکه در نهایت نام رامو ناش را انتخاب کند.[۱۳] به همین ترتیب، او در ابتدا مردد بود که رامو ناش نقاش باشد یا مجسمه‌ساز، و سرانجام دومی را برگزید.[۱۳]

سه ماه پیش از مرگش، هرژه اظهار داشت که «متأسفانه نمی‌توانم چیز زیادی دربارهٔ این ماجرای آیندهٔ تن‌تن بگویم، زیرا با وجود آن‌که سه سال پیش کار روی آن را آغاز کردم، وقت چندانی برای کار کردن رویش نداشته‌ام و هنوز نمی‌دانم به چه شکلی به پایان خواهد رسید. فقط به‌طور بسیار کلی می‌دانم به کجا می‌روم … من همچنان در حال تحقیق هستم و واقعاً نمی‌دانم این داستان مرا به کجا خواهد برد».[۱۴] هرژه پس از مرگش، حدود صد و پنجاه صفحه طرح مدادی برای این داستان بر جای گذاشت.[۸] داستان پایانی نداشت[۱۵] و در نقطه‌ای نفس‌گیر رها می‌شود، به‌گونه‌ای که سرنوشت تن‌تن نامشخص می‌ماند.[۱۶]

دستیار اصلی هرژه، بوب دو مور، پس از مرگ هرژه علاقه‌مند بود که کتاب را به پایان برساند.[۱۷] همان‌طور که دو مور توضیح داد: «شخصاً دوست داشتم هنر الفبا را تمام کنم. این کار ادای احترامی به هرژه می‌بود. فانی رِمی از من خواست آن را تمام کنم و من کار را آغاز کردم، اما پس از چند ماه او نظرش را تغییر داد. من اصرار نکردم، اما از نظر من منطقی بود: یک استودیو وجود داشت، هنرمندانی در استودیو بودند، کسترمن درخواست کرده بود که کار تمام شود، بیست‌وسه کتاب کامل وجود داشت و یک داستان ناتمام مانده بود؛ پس من باید آن را تمام می‌کردم».[۱۸] در نهایت، فانی تصمیم گرفت که هرژه با این کار موافق نمی‌بود و کتاب باید ناتمام باقی بماند.[۱۷] هرژه به‌صراحت گفته بود که نمی‌خواهد پس از مرگش کسی دیگر ماجراهای تن‌تن را ادامه دهد[۱۰] و به سادول گفته بود: «بعد از من دیگر تن‌تنی در کار نخواهد بود. تن‌تن آفریدهٔ من است — خون من، عرقِ جبینِ من، و وجودِ من.»[۱۸]

انتشار

فانی در نهایت تصمیم گرفت که طرح‌های ناتمام هرژه بتوانند در قالب کتاب منتشر شوند.[۱۵] برای این منظور، این طرح‌ها توسط گروهی از کارشناسان، از جمله بنوآ پیترس، میشل بارو و ژان-مانوئل دوویویه، ویرایش شدند و از میان آن‌ها چهل‌وچهار طرح برای انتشار انتخاب شد.[۱۹] کتابی که تهیه شد، نیمی از صفحات خود را به بازتولید این طرح‌ها و نیم دیگر را به ارائهٔ رونویسی متن هرژه برای داستان اختصاص داد.[۱۵] این کتاب که در ۸ اکتبر ۱۹۸۶ توسط کسترمن منتشر شد، با وجود قیمت بالای پشت جلد، به اثری پرفروش بدل گردید.[۲۰] ترجمه‌ای به زبان انگلیسی نیز در سال ۱۹۹۰ منتشر شد.[۷]

تحلیل انتقادی

«آخرین کتاب ناتمام هرژه، یعنی تن‌تن و هنر الفبا، در خودبازتابیِ گسترده‌اش میلی را آشکار می‌کند به این‌که جدی گرفته شود، این‌که دیده شود در حال پرداختن به مسائل به‌شدت مفهومیِ هنر معاصر است که نویسنده‌اش آشکارا با آن‌ها آشنایی دارد؛ در کنار میلی به تمسخر والاییِ نهاد رسمی‌ای که هرگز او را به‌عنوان هنری فاخر نپذیرفت، و به افشای تصنع و تقلب آن.»

تام مک‌کارتی، ۲۰۰۶[۲۱]

از نظر مایکل فار، تن‌تن و هنر الفبا «پایانی تقریباً بی‌نقص برای بیش از پنجاه سال رویارویی با خطر، تهدیدهای جانی و سلسله‌ای از تبهکاران» فراهم می‌کرد.[۱۶] او معتقد بود که این اثر «سرشار از نیرویی و شوری است که به‌طرزی ناامیدکننده در دو ماجرای پیشین غایب بود» و در نتیجه «نوید آن را می‌داد که کامل‌ترین داستان تن‌تنِ هرژه در بیست سال اخیر باشد».[۷] ژان مارک لوفیسیه و رندی لوفیسیه گفتند که اگر داستان کامل می‌شد، «ممکن بود به ماجرایی کم‌دامنه‌تر، بی‌تکلف‌تر، اما بسیار هیجان‌انگیزتر و واقع‌گرایانه‌تر از چند جلد اخیر بدل شود».[۲۲] زندگینامه‌نویس هرژه، بنوآ پیترس احساس می‌کرد که «با وجود محدودیت‌هایش، و شاید به سبب همین محدودیت‌ها، این داستان ناتمام در کنار ۲۳ ماجرای دیگر تن‌تن کاملاً جا می‌گیرد. سرشار از وعده، این مجموعه را به‌نیکویی با سپردن سخن پایانی به تخیل هر خواننده به پایان می‌برد».[۱۵] فیلیپ گودن بر این باور بود که آغاز تن‌تن و هنر الفبا «نویدبخش بسیار بود و همچون نفسی تازه از راه می‌رسید».[۲۳]

بنوآ پیترس در نوشته‌ای بعدی دیدگاهی متفاوت بیان کرد و گفت که «نمی‌توان از احساس ناامیدی» نسبت به این کتاب گریخت.[۲۴] به همین‌سان، هری تامسون این نظر را مطرح کرد که هرژه هرگز داستان را به پایان نمی‌رساند و این‌که هرچند «بسیاری از منتقدان دوست دارند فکر کنند که … تن‌تن و هنر الفبا قرار بود آخرین شاهکار بزرگ هرژه باشد»، او با این دیدگاه مخالف بود و آن را «بی‌گمان صرفاً خیال‌پردازی» توصیف کرد.[۲۵] او افزود که این اثر می‌تواند «بسته به دیدگاه شما، کتابی نوستالژیک یا واپس‌گرا» تلقی شود.[۲۶]

منتقد ادبی تام مک‌کارتی پیشنهاد کرد که برخی از صحنه‌های آغازین کتاب «تقریباً شکل گفت‌وگوهای افلاطونی را به خود می‌گیرند؛ بحث‌های نظریِ نمایشی دربارهٔ خودِ هنر»، هرچند در بخش‌های بعدی کتاب، هرژه به افشای «حقیقت افلاطونیِ عمیق‌تر و اساسی‌ترِ هنر» روی می‌آورد: این‌که هنر جعلی است و «تمام اعتبارش بر جعلی‌بودن استوار است».[۲۷] او در بحث از صحنهٔ پایانی کتاب، نظر داد که این صحنه «مانند یک فیلم اسناف خوانده می‌شود: نه در نهایت دربارهٔ تن‌تن، بلکه دربارهٔ خودِ هرژه».[۲۸] افزون بر این، او استدلال کرد که تن‌تن و هنر الفبا بازتاب‌دهندهٔ شماری از مضامینی است که در دیگر ماجراهای تن‌تن نیز دیده می‌شوند؛ از جمله ایدهٔ این‌که کاستافیوره پیوند میان قهرمان و تبهکاران را برقرار می‌کند[۲۹] و مفهوم رویارویی هادوک «با عدم اصالتِ خودش»، که در اینجا از طریق خریدن یک اثر هنری پلاستیکیِ عظیم به شکل حرف «H» رخ می‌دهد.[۳۰]

اقتباس‌ها و نمایشگاه‌ها

قاب‌هایی از صفحه آغازین نسخه ایو رودیه از کتاب

هنرمندان دیگر نسخه‌های متعددی به‌صورت پاستیش از این داستان تولید کرده‌اند که پایان‌بندی‌های خاص خود را ارائه می‌دهند.[۲۲] در سال ۱۹۸۷، نسخه‌ای توسط هنرمندی با نام مستعار رامو ناش تکمیل شد.[۲۲] چندین نسخهٔ دیگر در دههٔ ۱۹۹۰ توسط هنرمند کانادایی ایو رودیه تولید شد.[۲۲] نسخهٔ دیگری نیز در دههٔ ۱۹۹۰ منتشر شد که توسط فردی با نام رِگریگ ساخته شده بود.[۲۲]

به افتخار میراث هرژه، جوایزی که در جشنوارهٔ بین‌المللی کمیک آنگولم اهدا می‌شوند «جوایز هنر الفبا» نام گرفتند؛ جوایزی که پیش‌تر به نام شخصیت آلفرد از آلن سن‌اوگان نام‌گذاری شده بودند.[۳۱]

در نوامبر ۲۰۱۵، خانهٔ سامرست در لندن نمایشگاهی با عنوان «تن‌تن: شاهکار هرژه» برگزار کرد که در آن، آخرین طرح از تن‌تن و هنر الفبا به‌عنوان یکی از آثار به نمایش گذاشته شده بود.[۳۲][۳۳]

منابع

یادداشت‌ها

  1. هرژه خود هرگز از اصطلاح لینیه کلر برای توصیف سبک طراحی‌اش استفاده نکرد. کارتونیست یوست سوارته نخستین‌بار در سال ۱۹۷۷ این اصطلاح را به‌کار برد.[۱]

پانویس

  1. Pleban 2006.
  2. Hergé 2004, pp. 2–40.
  3. Hergé 2004, pp. 40–52.
  4. Peeters 1989، p. 129; Thompson 1991، p. 202; Peeters 2012، p. 326.
  5. Peeters 1989، p. 130; Thompson 1991، p. 84.
  6. Peeters 1989، p. 130; Thompson 1991، pp. 202–203.
  7. 1 2 3 4 Farr 2001, p. 200.
  8. 1 2 Lofficier & Lofficier 2002, p. 84.
  9. Thompson 1991، p. 203; Lofficier و Lofficier 2002، p. 85; Farr 2001، p. 203; Peeters 2012، p. 332.
  10. 1 2 Peeters 2012, p. 336.
  11. Farr 2001, p. 203.
  12. Thompson 1991, p. 204.
  13. 1 2 Goddin 2011, p. 194.
  14. Peeters 1989، p. 130; Farr 2001، p. 203.
  15. 1 2 3 4 Peeters 1989, p. 131.
  16. 1 2 Farr 2001, p. 199.
  17. 1 2 Lofficier و Lofficier 2002، p. 84; Peeters 2012، p. 337.
  18. 1 2 Thompson 1991, p. 205.
  19. Lofficier & Lofficier 2002, p. 85.
  20. Lofficier & Lofficier 2002, pp. 84, 85.
  21. McCarthy 2006, p. 31.
  22. 1 2 3 4 5 Lofficier & Lofficier 2002, p. 86.
  23. Goddin 2011, p. 200.
  24. Peeters 2012, p. 337.
  25. Thompson 1991, p. 202.
  26. Thompson 1991, p. 203.
  27. McCarthy 2006, p. 158.
  28. McCarthy 2006, p. 159.
  29. McCarthy 2006, p. 46.
  30. McCarthy 2006, p. 176.
  31. McKinney 2007، p. 71; Peeters 2012، p. 337.
  32. Clark, Nick (11 November 2015). "Tintin: 'Poignant' Final Image of Hergé's Much-Loved Character Goes on Display in London". The Independent. Archived from the original on 21 June 2022. Retrieved 31 December 2017.
  33. McDonagh, Melanie (12 November 2015). "Tintin: Hergé's Masterpiece, exhibition review: A lot of pleasure in a small space". Evening Standard. Retrieved 31 December 2017.

کتاب‌شناسی