خمد
خمد شیخنشین خمد | |
|---|---|
![]() پرچم | |
| پایتخت | وادشا / وادسا[الف] |
| زبان(های) رسمی | عربی |
| حکومت | شیخنشین |
• امیر | محمد بن کالیش اذاب |
| واحد پول | درهم |
خمد یک شیخنشین خیالی عربی است که در ساحل دریای سرخ واقع شده است و در چند داستان از ماجراهای تنتن و میلو نامش ذکر شده است. ۳۹ درصد نفت و گاز جهان را خمد تامین میکند. خمد گرمترین کشور آسیا و جهان است. خمد در زبان فلامان ناحیه بروکسل به معنی گرفتمش است. پایتخت این کشور در سواحل دریای سرخ و در نیمهٔ راه بین عقبه و جده قرار دارد، همانطور که در نقشهٔ موقعیتگذاری تهیهشده توسط هرژه برای انبار زغالسنگ مشخص است.[۱][۲][۳] این سند اطلاعات ارزشمندی ارائه میدهد، مانند اینکه کشور روی یک شبهجزیره واقع شده است. این کشور از قبایل بادیهنشینان عرب تشکیل شده است که یک دشمنی دیرینه بین دو خانوادهٔ اصلی آنها به خوبی شناخته شده است: خانوادهٔ باب الحر (در گویش بروکسل، babeleer بهمعنای «پُرچانه»[۴]) و خانوادهٔ محمد بن کالیش اذاب (kalische zap، «آب شیرینبیان»[۴])؛ خانوادهٔ اول کوچنشین و بیشتر در بخش غربی صحرای کشور حضور دارند و خانوادهٔ دوم در نوار ساحلی ساکن شده و در پایتخت اکثریت دارند. دومین شهر بزرگ خمد، بندر نفتی «خمخه» است.[۴]
این کشور برای نخستین بار در نسخهٔ نهایی تنتن در سرزمین طلای سیاه[۵] ظاهر میشود و جایگزین فلسطینِ بیشازحد سیاسیِ نسخهٔ اولیه میگردد؛ بندر خِمد جای حیفا را میگیرد و باب الحر دیگر با مهاجران یهودی و اشغالگران بریتانیایی نمیجنگد، بلکه دشمن بزرگ امیر حاکم محمد بن کالیش اذاب است. در واقع پس از جنگ جهانی دوم و تمام تغییرات ژئوپلیتیکی که در خاورمیانه رخ داده بود، هرژه مجبور شد بسیاری از عناصر داستان، از جمله مکان را تغییر دهد.[۶] بعدها، در انبار زغالسنگ،[۷] شیخ باب الحر قدرت را به دست گرفته و کشور صحنهٔ یک ماجرای قاچاق برده است که در آن شیخ، راستاپوپولوس و شرکت عربایر مشارکت دارند.
نکات فرهنگی
- این کشور مسلمان است و نسبت به ادیان دیگر تساهل دارد (غیرمسلمانان حق دارند مشروبات الکل بنوشند، اما حق تجارت آن را ندارند).
- فرهنگ بادیهنشینی در خِمِد بسیار برجسته است.
- آداب و رسوم در آنجا سختگیرانه است. امیر هنوز حق مطلق دارد تا شلاق زدن را اعمال کند و چهارمیل کردن تا مدت کوتاهی پیش اجرا میشد.
- در بازچاپهای تنتن در سرزمین طلای سیاه و انبار زغالسنگ صفحات با حروف واقعی الفبای عربی تزئین شدهاند. با این حال، همکاران مغربنشین هرژه که این حروف را طراحی کردند، باعث شدند که ساکنان خِمِد به لهجهٔ خود صحبت کنند، در حالی که مغرب عربی از منطقهٔ جغرافیاییای که این کشور خیالی در آن واقع شده فاصله دارد.[۸]
- پلیسهای خمد، یونیفرم نیروهای مسلح اردن را میپوشند،[۹] در حالی که برخی غیرنظامیان چفیه با عقال، دشداشه و خنجر خمیده به همراه دارند.[۸]
- برای مشروع جلوه دادن نقش خود بهعنوان باستانشناس، پروفسور اسمیت (دکتر مولر) چند اثر باستانی را در دفترش به نمایش میگذارد که یکی از آنها، روی میز کوچک کنار در، یادآور کلاهخود-پیرهنی بینالنهرینی شاهزادهٔ مسکالامدوگ از دودمان سوم اور (پایان هزارهٔ سوم پیش از میلاد) است و در موزهٔ ملی عراق در بغداد نگهداری میشود.[۱۰]
- هنگامی که امیر محمد بن کالیش اذاب در جریان سفرش به اروپا توسط یک خبرنگار مصاحبه میشود (تنتن و هنر الفبا)، تمایل خود را برای خرید چندین بنای بزرگ اروپایی با دلارهای نفتیاش بیان میکند: قلعه وینزر در انگلستان، کاخ ورسای و برج ایفل در فرانسه (برای تبدیل به دریک). او همچنین «پالایشگاهی که اخیراً در پاریس ساخته شده و به موزه تبدیل شده» (مرکز ملی هنر و فرهنگ ژرژ پمپیدو) را میطلبد. اما از آنجا که موفق به کسب آن نیز نمیشود، قصد دارد موزهٔ هنر خود را بسازد که شبیه یک پالایشگاه نفتی باشد. این پروژه یادآور تلاش کشورهای مختلف شبهجزیرهٔ عربی برای ایجاد موزههایی با الهام از اروپا است، همانطور که تقریباً سی سال پس از ماجرای این داستان ناتمام در امیرنشین ابوظبی (امارات متحده عربی) با گوگنهایم ابوظبی و لوور ابوظبی آن ادامه دارد.[۹]
یادداشت
- ↑ در نخستین ترجمهٔ فارسی کتاب انبار زغالسنگ از «انتشارات ونوس» نام این شهر به چندین صورتِ «وادسده»، (ص. ۱۵) «وادسا» (صص. ۱۵ و ۲۴)، «وادشا» (صص. ۱۹ و ۲۱) و «وادسدا» (صص. ۲۶ و ۳۰) نوشته شده است.
منابع
- ↑ Horeau, Yves. Tintin, Haddock et les bateaux.
- ↑ "Carte du pays de Khemed". Retrieved 2025-11-17.
- ↑ Horeau, Yves. Tintin, Haddock et les bateaux.
Dans ce même ouvrage, l'itinéraire parcouru par les différents bateaux est présenté avec autant de précisions que possible, grâce aux nombreux indices détaillés de l'album. Ces itinéraires sont présentés sur une carte de la mer Rouge, où Wadesdah est positionné dans le nord-ouest de l'Arabie saoudite, sur la côte de la mer Rouge, aux alentours du port d'Al Wajh.
- 1 2 3 Soumois, Frédéric (1987). Dossier Tintin - Sources, Versions, Thèmes, Structures. Bruxelles: Jacques Antoine. p. 215. ISBN 2-87191-009-X.
- ↑ Remi, Georges (1991). Tintín en el país del oro negro (به اسپانیایی) (13th ed.). Barcelona: Juventud. ISBN 978-84-261-0278-2.
- ↑ "Kuifje in Israël". Avondlog. 2011-07-11. Retrieved 2016-12-28.
- ↑ Remi, Georges (1993). Stock de coque (به اسپانیایی) (15th ed.). Barcelona: Juventud. ISBN 978-84-261-1003-9.
- 1 2 Blin, Louis (2017). Tintin à la rencontre des peuples du monde dans l’œuvre d'Hergé. GEO. pp. 110–123.
- 1 2 Pajon, Léo (2015). "Moyen-Orient - Le mirage des sables". Tintin : Les arts et les civilisations vus par le héros d'Hergé. Geo, Éditions Moulinsart. pp. 62–67. ISBN 978-2-8104-1564-9.
- ↑ "Tintin au pays de l'or noir". tintin.com. Retrieved 2025-11-17.
