فرانک ولف (ماجراهای تن‌تن)

فرانک ولف
شخصیت ماجراهای تن‌تن و میلو
نخستین حضورهدف کره ماه (۳۰ مارس ۱۹۵۰ (۱۹۵۰-۳۰}}))
پدیدآورهرژه
آلبر واینبرگ[۱]
اطلاعاتِ درون‌داستانی
گونهانسان
جنسیتمرد
عنوانمهندس
پیشهمهندس فضانوردی
وابستگیمرکز پژوهش‌های اتمی اسپروژ
افراد مهمپروفسور تورنسل، تن‌تن، کاپیتان هادوک، بوریس (سرهنگ یورگن)
کتاب‌هاهدف کره ماه
روی ماه قدم گذاشتیم
مسئولیتمعاون پروفسور تورنسل وی یکی از مهندسان ارشد پروژهٔ سفر به ماه در «مرکز پژوهش‌های اتمی اسپروژ» واقع در سیلداوی
ویژگی شخصیتیشخصیت دوگانه و گرفتار اعتیاد به قمار
سرنوشتفداکاری و مرگ در فضا برای نجات اعضای گروه
الهامالهام‌گرفته از کلاوس فوکس و فیلم زن در ماه (۱۹۲۹)

فرانک ولف (فرانسوی: Frank Wolff) شخصیتی داستانی از مجموعهٔ ماجراهای تن‌تن و میلو است که هرژه آن را خلق کرده است. او مهندس فضانوردی در مرکز پژوهش‌های اتمی اسپروژ، در سیلداوی است و در خط داستانی کتاب هدف کره ماه، شانزدهمین ماجرای این مجموعه، که پیش‌انتشار آن از ۳۰ مارس ۱۹۵۰ آغاز شد، دستیار پروفسور تورنسل در برنامهٔ ساخت موشک ماه به‌شمار می‌آید.

شخصیت در اثر هرژه

او که مهندس هوافضا و معاون پروفسور تورنسل است، در هدف کره ماه به استقبال تن‌تن و کاپیتان هادوک در بدو ورودشان به مرکز پژوهش‌های اتمی اسپروژ در سیلداوی می‌رود.[۲]

در روی ماه قدم گذاشتیم روشن می‌شود که او در واقع یک خائن است، زیرا قربانی باج‌گیری شده و به بوریس (سرهنگ یورگن) امکان داده است تا به داخل موشک نفوذ کند. پس از رسیدن به ماه، با وجود مخالفتش، به اجبار او را یاری می‌کند تا همهٔ همراهان تن‌تن را در آن‌جا رها کنند و قصد عزیمت زودهنگام موشک را دارد؛ نیت شومی که به لطف مداخلهٔ تن‌تن ناکام می‌ماند.

او شخصیتی دوگانه دارد که به سبب عیب پنهانش، یعنی اعتیاد به قمار (لودومانیا)، به بیراهه کشیده شده است. سه سال پیش از مأموریت ماه، زمانی که در پایگاه پرواز فضایی وایت سندز نیومکزیکو کار می‌کرد، بدهی‌های زیادی بالا آورد. جاسوسانی در خدمت یک قدرت خارجی (که در داستان نام برده نمی‌شود) ضعف او را شناسایی کردند و پیشنهاد دادند در ازای اطلاعات جزئی دربارهٔ پایگاه، بدهی‌هایش را بپردازند. وقتی به دام افتاد، اطلاعات مهم‌تری از او خواستند و با تهدید به افشای ماجرا در صورت امتناع، باج‌گیری از او رو ادامه دادند؛ امری که می‌توانست حرفه‌اش را نابود کند. او برای گریز از باج‌گیرانش راهی اروپا می‌شود و در حالی که خود را در امان می‌پندارد، به مأموریت ماه می‌پیوندد و با کارایی و شادمانی، دستیار پروفسور تورنسل می‌شود.[۳]

اما جاسوسان دوباره او را می‌یابند و باج‌گیری را از سر می‌گیرند. با دلی آکنده از اندوه، شادی آغازین هدف کره ماه کم‌کم جای خود را به ترس می‌دهد. این اوست که نقشه‌های موشک آزمایشی را به چتربازان منتقل می‌کند و کاپیتانی را که در راهروهای پایگاه در کمین بود، از پا درمی‌آورد. او صندوق‌هایی از تجهیزات اپتیکیِ رسیده از ینا (آلمان شرقی) را در موشک بار می‌زند، با علمِ به اینکه یکی از آن‌ها محل اختفای یک مرد است. او که ظاهراً بسیار ساده‌لوح است، می‌گوید گمان می‌کرده آن مرد خبرنگاری در پی یک خبر داغ است، همان‌گونه که به او القا شده بود. وی با یورگن همکاری می‌کند، اما با وحشت درمی‌یابد که او قصد دارد موشک را به راه اندازد و بقیهٔ گروه را بر ماه رها کند؛ این عزیمت در واپسین لحظه به لطف مداخلهٔ تن‌تن ناکام می‌ماند.[۳]

با این حال، ولف در پی جبران خطاهایش برمی‌آید. او در بازسازی موشک مشارکت می‌کند تا تدارکات عزیمت را شتاب بخشد. هنگامی که یورگنِ مسلح کنترل فضاپیما را به دست می‌گیرد و قصد کشتن تن‌تن و همراهانش را دارد، ولف برای جلوگیری با او درگیر می‌شود؛ و در این کشاکش، گلولهٔ تپانچه شلیک می‌شود و یورگن را می‌کشد. تن‌تن سپس اعتمادش را به ولف بازمی‌یابد و جایگاهش را در گروه به او بازمی‌گرداند. وقتی هوای قابل تنفس رو به پایان می‌گذارد، ولف که دچار عذاب وجدان است، با پریدن به فضای بیکران خود را قربانی می‌کند و بدین‌سان امکان نجات بقیهٔ گروه را فراهم می‌آورد.

منابع الهام

این شخصیت یادآور کلاوس فوکس است، فیزیکدان آمریکاییِ آلمانی‌تبار که در آزمایشگاه ملی لس آلاموس و در موسسه تحقیقات انرژی اتمی هارول کار می‌کرد. او که در سال ۱۹۴۱ توسط کمیساریای خلق در امور داخلی جذب شد، با ارائهٔ اطلاعات حساس به اتحاد جماهیر شوروی به جاسوسی پرداخت. پس از افشای خیانتش، در سال ۱۹۵۰ به ۱۴ سال زندان به جرم افشای اسرار مربوط به بمب‌های اتمی آمریکا محکوم شد. نام‌های شخصیت و الگوی او در زبان آلمانی به‌ترتیب به معنای «گرگ» و «روباه» است. ولف از نظر جسمی و روحی همچنین به دو آمریکاییِ دیگر که به جرم جاسوسی اتمی محکوم شدند شباهت دارد: دیوید گرینگلاس و برادرزنش ژولیوس و اتل روزنبرگ[۴][۳]

هرژه همچنین به‌طور گسترده از فیلم زن در ماه ساختهٔ فریتس لانگ (۱۹۲۹) الهام گرفته است؛ فیلمی که در آن مأموریت ماهِ پروفسور مانفلدت به سبب شلیک گلوله‌ای سرگردان که مخزن اکسیژن را سوراخ می‌کند، بر ماه به بن‌بست می‌خورد: یکی از اعضای گروه باید بر ماه بماند تا دیگران هوای کافی برای بازگشت داشته باشند؛ قرعه به نام هانس، نامزدِ فریدهٔ جوان، می‌افتد، اما دانشمند دیگری به نام یولیوس ولف داوطلب می‌شود که بماند.[۳]

تحلیل

هرژه توضیح می‌دهد که پیچیدگی شخصیت، مایهٔ غنای اوست. از این‌رو نوعی رستگاری به او می‌بخشد و امکان می‌دهد با فدا کردن جانش این کار را انجام دهد. این کمیک‌نویس، همانند کاپیتان هادوک، بر این باور است که این امر نشان می‌دهد در کنار بازنده، یک «قهرمان» نیز وجود دارد. هرژه در برابر نوما سادول چنین می‌پرسد: «این یک فداکاری است. آیا کلیسا، رستگاری را از سربازی که برای نابود کردن یک پل خود را فدا می‌کند، دریغ می‌کند؟» در اقتباس پویانمایی ماجراهای تن‌تن اثر هرژه، ولف و یورگن زنده می‌مانند و به زمین بازگردانده می‌شوند تا تحویل پلیس شوند؛ با این حال، قهرمانان به خاطر روی‌گردانی ولف از یورگن از او قدردانی می‌کنند. اما در ماجراهای تن‌تن سال ۱۹۹۱، ولف و یورگن همان سرنوشتی را می‌یابند که در کمیک دارند.

منابع

  1. voir la biographie de Benoît Peeters.
  2. Mozgovine, Cyrille (1992). De Abdallah à Zorrino: Dictionnaire des noms propres de Tintin. Casterman. p. 262. ISBN 978-2203017115.
  3. 1 2 3 4 Bob Garcia, Tintin, le Diable et le Bon Dieu, Desclée de Brouwer, 2018
  4. Bob Garcia, Tintin et l'Histoire, Desclée de Brouwer, 2022