همهگیرشناسی بازنمودها
همهگیرشناسیِ بازنمودها، یا همهگیرشناسیِ فرهنگی، نظریهای است که توضیح میدهد پدیدههای فرهنگی چگونه شکل میگیرند؛ این نظریه بررسی میکند که ایدهها و باورهای ذهنی چگونه در میانِ افرادِ یک جامعه پخش میشوند. این نظریه از همهگیرشناسیِ پزشکی بهعنوانِ استعارهٔ اصلیِ خود بهره میبرد؛ همانطور که یک بیماریِ همهگیر از فردی به فردِ دیگر منتقل میشود، این نظریه هم بیان میکند که پدیدههای بزرگِ اجتماعی، مانند شیوعِ یک بیماری در یک منطقه، در واقع نتیجهٔ الگوهایی از رویدادهای کوچکترند: اینکه هر فرد چگونه بیمار میشود و چگونه بیماری را به دیگران منتقل میکند.[۱]
بر همین اساس، باورها و ایدهها هم از طریق زنجیرههایی به نام «زنجیرههای علّیِ شناختی» از فردی به فردِ دیگر منتقل میشوند (نگاه کنید به جدولِ ۱). وقتی این باورها به اندازهٔ کافی در جامعه پایدار و پرتکرار شوند - هم در گفتار و رفتارِ مردم، هم در ذهنشان - آنگاه به یک پدیدهٔ فرهنگی تبدیل میشوند. این پایداری به شرایطِ محیطی و روانیِ آن جامعه، از جمله ویژگیهای ذاتیِ ذهنِ انسان، بستگی دارد. پژوهشگرانِ این حوزه بر اهمیتِ برخی ویژگیهای فرگشتیافتهٔ ذهنِ انسان تأکید کردهاند؛ ویژگیهایی مانندِ داشتنِ نظریههای سادهٔ ذاتی دربارهٔ جهان، تواناییهای تخصصیِ ذهن در حوزههای خاص، و اصولی که تعیین میکنند چه چیزی برای ما «مربوط» و قابلتوجه به نظر میرسد.[۲]
این نظریه را عمدتاً دن اسپربر، دانشمندِ علومِ اجتماعی و شناختیِ فرانسوی، برای مطالعهٔ جامعه و فرهنگ مطرح کرده است؛ او در این کار از شواهدِ انسانشناسی و علوم شناختی بهره برده است.[۱]
منابع
- 1 2 Sperber, D. (2001). "Conceptual tools for a natural science of society and culture (Radcliffe-Brown Lecture in Social Anthropology 1999)". Proceedings of the British Academy. 111: 297–317.
- ↑ Sperber, D. ; Hirschfeld, L. (1999). Culture, Cognition, and Evolution. Cambridge, Mass.: In Robert Wilson & Frank Keil (eds) MIT Encyclopedia of the Cognitive Sciences. pp. cxi–cxxxii.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:نامهای متعدد:فهرست نویسندگان (رده)
- روانشناسی فرگشتی
- علوم شناختی
- همهگیرشناسی