دکتر مولر
| دکتر مولر | |
|---|---|
| شخصیت ماجراهای تنتن و میلو | |
![]() | |
| نخستین حضور | ۱۹۳۷ |
| نخستین بازی | جزیرهٔ سیاه |
| آخرین حضور | ۱۹۵۸ |
| پدیدآور | هرژه |
| صداپیشه | میشل تورو |
| اطلاعاتِ درونداستانی | |
| نام کامل | دکتر ی.و. مولر |
| نام مستعار | پروفسور اسمیت، مول پاشا |
| جنسیت | مرد |
| پیشه | جعلپول، مأمور مخفی، مزدور، تبهکار |
| افراد مهم | راستاپوپولوس، آلن، ورونزوف |
| خاستگاه | ایستداون (انگلستان)، جزیره سیاه (اسکاتلند) |
| ملیت | آلمانی |
| مو | سیاه سپس در برخی داستانها طاس |
| چشم | سیاه |
| ویژگیها | سبیل، ریش بزی و تاج کوتاهی از مو در پشت سر، سپس ریش پرپشت و سر کاملاً طاس |
| ناشر | کاسترمن |
| سریال | ماجراهای تنتن |
دکتر ی.و. مولر (فرانسوی: Docteur J. W. Müller) شخصیتی خیالی در مجموعهٔ ماجراهای تنتن و میلو اثر هرژه است. او روانپزشک[۱] آلمانیِ شروری است است که موقعیت و مدارک حرفهایاش بهعنوان پوششی برای فعالیتهایش، از جمله جعل پول، مأموریتهای جاسوسی و مزدوری، به کار میرود.
زندگینامه
جاعل پول
مولر نخستین بار در کتاب جزیرهٔ سیاه ظاهر میشود، که ابتدا در سال ۱۹۳۷ منتشر شد، در ۱۹۴۳ رنگآمیزی شد و در ۱۹۶۶ بهطور کامل دوباره طراحی گردید. او رئیس گروهی از جاعلان پول است.
مولر مدیر یک آسایشگاه روانپزشکی در انگلستان است که این موقعیت پوششی برای فعالیتهایش بهعنوان عضو گروهی از جاعلان پول است. او از کلینیک خود برای از بین بردن دشمنانش استفاده میکند و با دادن «درمانی» سعی میکند آنها را دیوانه کند.
مولر که فردی محتاط است، در باغ خانهٔ خود تلههایی کار گذاشته و همچنین صاحب یک سگ نگهبان بزرگ و ترسناک از نژاد دوژ آلمانی (گریت دین) است. تنتن و میلو در پیگیری گروه وارد ویلای مولر میشوند. با استفاده از استخوانی که میلو دارد، موفق میشوند سگ نگهبان را منحرف کنند، اما تنتن در یکی از تلهها گرفتار شده و توسط مولر و همدست و رانندهاش ایوان دستگیر میشود. او با این حال موفق میشود خود را آزاد کند. در ادامه مبارزهای با مولر رخ میدهد که در آن، مولر بهطور ناخواسته باعث آتشسوزی خانهٔ خود میشود.
تنتن سپس مولر و ایوان را در سراسر اسکاتلند دنبال میکند تا به جزیرهای میرسند. طبق گفتهٔ ساکنان کیلتوچ، روستایی در نزدیکی، این جزیره توسط موجودی ترسناک تسخیر شده است. تنتن و میلو به جزیره میروند و با موجود رانکو روبهرو میشوند که در نهایت مشخص میشود یک گوریل آموزشدیده است. مولر و همدستانش در نهایت توسط پلیس بریتانیایی دستگیر میشوند.
مأمور مخفی
مولر بار دیگر در کتاب تنتن در سرزمین طلای سیاه ظاهر میشود. در این داستان، او خود را به نام «پروفسور اسمیت» معرفی میکند و وانمود میکند که یک باستانشناس و همچنین نمایندهٔ شرکت نفتی اسکویل است. او رئیس گروه است.
در واقع، مولر مأمور مخفی یک قدرت خارجی است و مأموریتش ایجاد اختلال در تأمین سوخت کشورهای دشمن است. داستان اصلی که از سال ۱۹۳۹ آغاز شده بود، در فلسطین تحت قیمومت بریتانیا جریان داشت؛ در این نسخه، احتمالاً مولر مأمور آلمان نازی بود [نیاز به منبع]. در نسخهٔ فعلی، او در کشور خیالی خمد مستقر میشود، اما موضوع زمینهای جنگ قریبالوقوع همچنان باقی مانده است.
مولر در قلهٔ کوهی نزدیک وادسدا، پایتخت خمد، قلعهای ساخته است. این قلعه دارای شبکهای از پناهگاهها است که انبار اسلحه در آن قرار دارد. او مجموعهای از خرابکاریها را با منفجر کردن خطوط لوله آغاز کرده است. همزمان، او منبع تأمین نفت اروپا را با قرصهای «اِن ۱۴» آلوده میکند. این مادهٔ شیمیایی با افزودن به بنزین، قدرت انفجاری آن را افزایش میدهد و موتورهایی که از سوخت آلوده استفاده میکنند در معرض انفجار قرار میگیرند. هدف او غیرقابل استفاده کردن وسایل نقلیه و هواپیماهای نظامی در صورت وقوع جنگ است.
حملات مولر به حساب شیخ باب الحر گذاشته میشود که از حمایت شرکت نفتی اسکویل برخوردار است. شیخ باب الحر دشمن محمد بن کالیش اذاب، حاکم خمد است. بن کالیش اذاب ترجیح میدهد به قرارداد خود با شرکت نفتی آرابکس پایبند بماند و از امضای قرارداد با دکتر مولر خودداری میکند.
برای اعمال فشار بر امیر، مولر عبدالله، پسر خردسال او را ربوده و در پناهگاه خود زندانی میکند. نامهٔ ادعایی به امیر فرستاده میشود که با امضای باب الحر نوشته شده و خواستار اخراج شرکت آرابکس از خمد است. پودر عطسهآور که توسط عبدالله روی مولر و همراهانش استفاده میشود، شک تنتن را تأیید میکند: این آدمربایی کار باب الحر نیست بلکه زیرِ سرِ دکتر مولر است. با تلاش بسیار، تنتن موفق میشود عبدالله را از دست مولر نجات دهد.
مولر که در صحرا تحت محاصره قرار گرفته و از همه طرف گرفتار شده است، قصد دارد خودکشی کند تا توسط امیر محمد بن کالیش اذاب بهخاطر ربودن پسرش شکنجه و اعدام نشود. اما برای این کار از اسلحهای استفاده میکند که مملو از جوهر بوده و توسط عبدالله به او داده شده بود و در نهایت دستگیر میشود.
پیش از آن، دوپونت و دوپونط قرصهای «اِن ۱۴» را که فکر میکردند آسپرین است، پیدا کرده و خورده بودند. «اِن ۱۴» آنها را بیمار میکند، موهایشان به سرعت رشد میکند و رنگ آن تغییر میکند. مولر تلاش میکند تنتن را فریب دهد تا قرصها را نابود کند، اما تنتن که بیش از همه نگران سلامت دوستانش است، تصمیم میگیرد آنها را به پروفسور تورنسل بسپارد تا آنالیز کرده و پادزهری بیابد.
در نهایت، تنتن مولر را به پلیس تحویل میدهد و تضمین میکند که محاکمهٔ عادلانهای خواهد داشت.
مزدور
مولر برای آخرین بار در کتاب انبار زغالسنگ ظاهر میشود و اینبار با نام «مول پاشا» شناخته میشود. در این داستان، او یکی از دشمنان متعدد تنتن است، همراه با داوسون (گل آبی)، آلن و راستاپوپولوس، که تحت هویت مارکی دی گورگونزولا، امپراتوری عظیمی را اداره میکند که هم قانونی و هم جنایی است و شرکت هواپیمایی آرابایر نیز بخشی از آن است. مولر همراه با راستاپوپولوس نقش رهبری گروه را بر عهده دارد.
روزی، امیر خمد، امیر محمد بن کالیش اذاب، به دلیل تمایل فرزندش، شاهزاده عبدالله، با شرکت هواپیمایی عربایر دچار اختلاف میشود. بن کالیش اذاب تهدید میکند که دخالت راستاپوپولوس و عربایر در یک شبکهٔ گستردهٔ تجارت برده را افشا خواهد کرد. در پاسخ، مولر آشفتگی در منطقه ایجاد میکند و امیر سرنگون میشود. باب الحر با استفاده از هواپیماهای جنگندهٔ ارائهشده توسط داوسون و راستاپوپولوس به قدرت میرسد. مولر تحت نام «مول پاشا» نقش مهمی بهعنوان فرماندهٔ نظامی رژیم جدید خمد ایفا میکند و در این داستان با یونیفرم نظامی دیده میشود.
در این کتاب، مولر تنها بهصورت تَکجـِلوه حضور دارد. او فقط زمانی دیده میشود که دستور میدهد خودروهای زرهی و بمبافکنهای دی هاویلند موسکیتو، تنتن و کاپیتان هادوک را که سوار بر اسب از وادسدا در صحرای فرار میکنند، نابود کنند. این دستور توسط معاونش، سرهنگ احمد اشتباه تفسیر میشود و او دستور میدهد تا موسکیتوها خودروهای زرهی را منهدم کنند. در خشم خود، مولر تهدید میکند که احمد را تنزل درجه خواهد داد.
تنتن و هادوک با یک سنبوق به مکه میروند تا در مورد تجارت برده تحقیق کنند. آنها توسط گشتی از سربازان تحت فرمان باب الحر دیده میشوند. مولر دستور میدهد بمبافکنها قایق آنها را غرق کنند.
مولر از طریق پیام رادیویی به راستاپوپولوس اطلاع میدهد که «انگلها ۱ و ۲» (نام رمز تنتن و هادوک) «در کیف هستند» (یعنی از بین رفتهاند). در واقع، تنتن و هادوک با ساخت یک قایق بادی زنده ماندهاند. خلبان استونیایی پیوتر زوت، یکی از خلبانان که هواپیمایش توسط تنتن ساقط شده بود، به آنها میپیوندد و در نهایت توسط کشتی شخصی راستاپوپولوس نجات مییابند.
در پایان ماجرا، یک روزنامه نشان میدهد که خمد دوباره تحت کنترل امیر محمد بن کالیش اذاب قرار گرفته است. روزنامهای دیگر تأیید میکند که «مول پاشا»، یعنی مولر، سازماندهندهٔ انقلاب بوده است، اما مشخص نمیکند که سرانجام او چه شد.

تحلیل
الهام
شخصیت دکتر مولر به نظر میرسد بر اساس گئورگ بل، جاعل نازیِ اسکاتلندیتبار ساخته شده باشد.[۲][۳] بل پیشتر همکار ارتشبد ارنست روم، بنیانگذار مشترک و رئیس اشتورمآبتایلونگ بود و بعدها توسط همان نازیها دستگیر و در سال ۱۹۳۳ به قتل رسید. او همچنین در توطئهای برای تضعیف اتحاد جماهیر شوروی از طریق تجارت پول جعلی شرکت داشت.[۲][۳].
دکتر مولر در جزیره سیاه شباهت زیادی به دکتر مورو در رمان جزیره دکتر مورو اثر اچ.جی. ولز دارد. شاهد این ادعا، اقتباس سینمایی سال ۱۹۳۲ توسط ارل سی. کنتون است، که در آن دانشمندی با بازی چارلز لاتن ظاهری مشابه شخصیت کمیک دارد، حتی تا لباسها.[۴]
نام مولر در انبار زغالسنگ از ژنرال بریتانیایی جان بگوت گلاب (معروف به گلاب پاشا) از لژیون عرب ماوراء اردن الهام گرفته شده است.[۵]
ویژگیها
برخلاف راستاپوپولوس، دشمن بزرگ دیگر تنتن، دکتر مولر از ابتدا بهعنوان یک آنتاگونیست، شخصیتی کاملاً منفی و بیظرافت معرفی میشود. سیریل موزگوین، نویسندهٔ دایرةالمعارف نامهای تنتن، اشاره کرده است که عناوین تمام داستانهایی که مولر در آن ظاهر میشود، به رنگ سیاه اشاره دارند: جزیره سیاه، سرزمین طلای سیاه و انبار زغالسنگ.
تفاوت دیگر با راستاپوپولوس این است که مولر همیشه نقش دست دوم را ایفا میکند. وقتی جاعل پول است، رئیس باند ورونزوف است. وقتی در خمد فعالیت میکند، تحت دستور باب الحر عمل میکند.[۳] او هرگز بهتنهایی رئیس کل نیست.
اقتباسها
شخصیت دکتر مولر در انیمیشن ماجراهای تنتن اثر هرژه محصول شرکت بلژیکی بلویژن استودیوز و همچنین انیمیشن فرانسوی-کانادایی ماجراهای تنتن (۱۹۹۱) حضور دارد. علاوه بر اینها، این شخصیت در بازی ویدئویی تنتن: ماجرای سرنوشت برای پلتفرمهای مایکروسافت ویندوز و پلیاستیشن هم دیده میشود.
منابع
پانویس
کتابشناسی
- Langlois, Jacques (2011). "Müller, noir, c'est noir!". Historia. Paris. Hors–série: 68–70. ISSN 0242-6005.
- Farr, Michael (2007). Tintin & Co. London: John Murray. ISBN 978-1-4052-3264-7.
- Mozgovine, Cyrille; Algoud, Albert (1992). Le Dictionnaire des noms propres de Tintin: De Abdallah à Zorrino. Casterman. ISBN 9782203017115.
