اسب شاخدار (تن‌تن)

اسب شاخدار
(Le Secret de La Licorne)
Captain Haddock is acting out as Sir Francis Haddock and Red Rackham to Tintin and Snowy.
روی جلد نسخه فارسی اسب شاخدار، منتشر شده در دههٔ ۵۰ خورشیدی توسط انتشارات یونیورسال، ناشر رسمی کتاب‌های تن‌تن در ایران
تاریخ۱۹۴۳
سریماجراهای تن‌تن و میلو
ناشرکسترمن
گروه سازنده
خالقهرژه
نسخهٔ اصلی
منتشرشده درلو سوآر
تاریخ انتشار۱۱ ژوئن ۱۹۴۲ – ۱۴ ژانویه ۱۹۴۳
زبانفرانسوی
ترجمه
ناشر ترجمهمثوئن
تاریخ ترجمه۱۹۵۹
مترجم
  • لزلی لانزدیل-کوپر
  • مایکل ترنر
گاه‌نگاری
بعد ازستاره اسرارآمیز (۱۹۴۲)
قبل ازگنج‌های راکام (۱۹۴۴)

اسب شاخدار (به فرانسوی: Le Secret de la Licorne) یازدهمین جلد از ماجراهای تن‌تن و میلو، مجموعه کمیک‌های کارتونیست بلژیکی هرژه است. این داستان از ژوئن ۱۹۴۲ تا ژانویه ۱۹۴۳، در جریان اشغال آلمان نازی در جنگ جهانی دوم، به‌صورت روزانه در روزنامه فرانسوی‌زبان پیشروی بلژیک، لو سوآر منتشر می‌شد. داستان دربارهٔ خبرنگار جوان، تن‌تن، سگش میلو و دوستش کاپیتان هادوک است که معمایی برجا مانده از جد کاپیتان هادوک، شوالیه فرانسوا دو هادوک در سده ۱۷، را کشف می‌کنند؛ معمایی که می‌تواند آن‌ها را به گنج پنهان دزد دریایی، راکام قرمز برساند. برای حل این معما، تن‌تن و هادوک باید سه مدل یکسان از کشتی شوالیه دو هادوک، یعنی اسب شاخدار را به دست آورند، اما درمی‌یابند که جنایتکاران نیز به‌دنبال این سه مدل کشتی هستند و برای دست یافتن به آن‌ها حاضرند دست به قتل بزنند.

اسب شاخدار با موفقیت تجاری همراه بود و اندکی پس از پایان انتشارش توسط کسترمن در قالب کتاب منتشر شد. هرژه این خط داستانی را با گنج‌های راکام به پایان رساند، در حالی که خود مجموعه نیز به بخشی اثرگذار در سنت کامیکس فرانسوی-بلژیکی بدل شد. اسب شاخدار تا زمان خلق تن‌تن در تبت (۱۹۶۰)، اثر محبوب هرژه از میان آثار خودش باقی ماند. این داستان برای مجموعه انیمیشنی ماجراهای تن‌تن اثر هرژه (۱۹۵۷) ساخت بل‌ویزیون، مجموعه انیمیشنی ماجراهای تن‌تن ساخته ایلیپسنیم/نِلوانا (۱۹۹۱)، درام رادیویی رادیو بی‌بی‌سی ۵ (۱۹۹۲–۱۹۹۳)، فیلم سینمایی ماجراهای تن‌تن (۲۰۱۱) به کارگردانی استیون اسپیلبرگ، و همچنین بازی ویدئویی همراه با فیلم به نام تن‌تن: راز کشتی تک‌شاخ اقتباس شد.

خلاصه داستان

هنگام پرسه‌زدن در بازار کهنه‌فروشان بروکسل، «فودن‌مارکت/مارشه او پوس»، در فوسن‌پلین در محلهٔ مارولن بروکسل، تن‌تن یک ماکت کشتی عتیقه می‌خرد که قصد دارد آن را به دوستش، کاپیتان هادوک هدیه بدهد. دو غریبه، ایوان ایوانوویچ ساخارین، مجموعه‌دار کشتی‌های مدل، و بارنابه، جمع‌آوری‌کنندهٔ عتیقه، جداگانه تلاش می‌کنند تن‌تن را راضی کنند کشتیِ مدل را به آن‌ها بفروشد، اما موفق نمی‌شوند. تن‌تن همچنین با کارآگاهان دوپونت و دوپونط ملاقات می‌کند که در مأموریتی مخفی به‌دنبال یک جیب‌بُر هستند؛ با این حال، کیف پول هر دوی آن‌ها در طول داستان بارها دزدیده می‌شود. در آپارتمان تن‌تن، میلو به‌طور اتفاقی ماکت کشتی را واژگون می‌کند و دکل اصلی آن را می‌شکند. پس از اینکه تن‌تن کشتی را به هادوک نشان می‌دهد، درمی‌یابد که نام کشتی اسب شاخدار است، نام کشتی‌ای که توسط یکی از نیاکان هادوک فرماندهی می‌شده است.

وقتی تن‌تن بیرون است، کشتی از آپارتمانش دزدیده می‌شود؛ در بررسی‌های بعدی، او کشف می‌کند که ساخارین مالک یک مدل مشابه دیگر است که آن هم «اسب شاخدار» نام دارد. در خانه، تن‌تن یک طومار کوچک پیدا می‌کند و متوجه می‌شود که باید داخل دکلِ ماکت پنهان شده بوده باشد. بر روی طومار معمایی نوشته شده است: «سه برادر به هم ملحق می‌شوند. سه اسب شاخداری که زیر خورشید سینه امواج را می‌شکافند؛ از نیمروز سخن خواهند گفت زیرا از نور می‌بارد تا شکفته شود.»[۱] کاپیتان هادوک، ماجرای اسب شاخدار، یک کشتی جنگی سده هفدهمی که توسط جدش، شوالیه فرانسوا دو هادوک، فرماندهی می‌شده اما به دست گروهی دزد دریایی به رهبری راکام قرمز افتاده بود، را با جزئیات برای تن‌تن روایت می‌کند. در یک فلاش‌بک روایی، نشان داده می‌شود که چگونه کشتی شوالیه دو هادوک توسط راکام قرمز و افرادش مورد حمله قرار می‌گیرد. ابتدا دزدان دریایی پرچم سیاه، جالی راجر را بالا می‌برند، که نشان می‌دهد در صورت تسلیم آرام، امان داده خواهد شد، اما وقتی شوالیه دو هادوک از پایین‌آوردن پرچمش خودداری کرده و با آتش توپ‌ها به آن‌ها حمله می‌کند، دزدان دریایی «پرچم تازه» بالا می‌برند و «پرچم سه‌گوش سرخ» (پرچم خونین) را برافراشته می‌کنند که به معنای امان ندادن (جنگ خونین بی‌رحمانه، بدون گرفتن اسیر) است؛ پس از آن، دزدهای دریایی به کشتی شوالیه دو هادوک یورش می‌برند و خدمه‌اش را قتل‌عام می‌کنند.[۲] شوالیه فرانسوا دو هادوک، که تنها عضو بازمانده خدمه‌اش بود، در نبردی تن‌به‌تن راکام قرمز را کشت و اسب شاخدار را غرق کرد؛ او بعدها سه ماکت ساخت که آن‌ها را برای پسرانش به ارث گذاشت.

تن‌تن نتیجه می‌گیرد که هر یک از ماکت‌ها یک طومار در خود دارد و این سه طومار، هنگامی که کنار هم قرار گیرند، یابنده را به مکان گنج راکام قرمز راهنمایی خواهند کرد. تن‌تن و هادوک تلاش می‌کنند هر سه طومار را به دست آورند اما بخت با آن‌ها یار نیست: کیف پول تن‌تن (که طومار اول در آن بود) دزدیده می‌شود، در حالی که ساخارین بیهوش پیدا می‌شود و طومار داخل اسب شاخدار او نیز ناپدید شده است. در همین حین، بارنابه تقاضای ملاقات با تن‌تن می‌کند، اما پیش از آنکه بتواند سخن بگوید، بر درِ خانهٔ تن‌تن گلوله می‌خورد؛ پیش از بیهوش‌شدن، به گنجشک‌ها اشاره می‌کند، که سرنخی رمزی دربارهٔ هویت مهاجم اوست. چند روز بعد، تن‌تن با کلروفورم بیهوش و توسط عاملان تیراندازی ربوده می‌شود: برادران پرنده، دو عتیقه‌فروش بی‌وجدان که مالک سومین ماکت اسب شاخدار هستند. آن‌ها ترتیب دزدیدن کشتی تن‌تن را داده بوده و طومار ساخارین را نیز ربوده‌اند، زیرا می‌دانند که تنها با در اختیار داشتن هر سه طومار می‌توان مکان گنج راکام قرمز را یافت.

تن‌تن از سرداب‌های املاک روستایی برادران پرنده - کاخ مولینسار - می‌گریزد، در حالی که کاپیتان همراه با دوپونت و دوپونط برای دستگیری آن‌ها می‌رسد. مشخص می‌شود که برادران پرنده تنها یکی از طومارها را دارند، زیرا دو طومار زمانی گم شدند که کیف پول آن‌ها دزدیده شد. همچنین مشخص می‌شود که بارنابه جان سالم به در برده و کاملاً بهبود یافته است، که این موضوع خشم ماکسیم پرنده را برمی‌انگیزد. برادران پرنده دستگیر می‌شوند. تن‌تن و دوپونت و دوپونط جیب‌بُری به نام آریستید فیلوزل - یک کارمند بازنشستهٔ مبتلا به جنون دزدی که به جمع‌آوری کیف پول علاقه دارد - را پیدا کرده و کیفِ پول برادران پرنده را که محتوی دو طومار گمشده است، به دست می‌آورند. با ترکیب سه طومار و نگاه‌داشتن آن‌ها روبه‌روی نور، تن‌تن و هادوک مختصات گنجِ گمشده را (۲۰°۳۷'۴۲٫۰" شمالی ۷۰°۵۲'۱۵٫۰" غربی، ۸۲ کیلومتری شمال جمهوری دومینیکن)[۳] کشف می‌کنند و برنامه یک سفر اکتشافی برای یافتن آن را می‌ریزند.[۴]

تاریخچه

پیش‌زمینه

بازار دست دوم دست‌فروشان در میدان فوسن‌پلین در بروکسل، جایی که تن‌تن کشتیِ مدل را می‌خرد.

اسب شاخدار در بحبوحهٔ اشغال آلمان توسط نیروهای آلمانی در جنگ جهانی دوم در بلژیک به‌صورت دنباله‌دار منتشر می‌شد. هرژه پذیرفته بود برای لو سوآر، بزرگ‌ترین روزنامهٔ فرانسوی‌زبان بلژیک کار کند. لو سوآر که از مالکان اصلی‌اش مصادره شده بود، از سوی مقامات آلمانی اجازه یافت تحت مدیریت سردبیر بلژیکی، ریمون دو بکر، دوباره فعالیت کند، هرچند که همچنان به‌شدت تحت کنترل نازی‌ها باقی ماند، از تلاش جنگی آلمان حمایت کرد و ایدئولوژی یهودستیزانه را تبلیغ می‌کرد.[۵] پس از پیوستن به لو سوآر در ۱۵ اکتبر ۱۹۴۰، هرژه سردبیر ضمیمهٔ جدید کودکان، «لو سوآر ژوونس» (لو سوآر نوجوانان) شد، با کمک دوست قدیمی‌اش پل ژامن و کاریکاتوریست ژاک فان ملکبکه، تا اینکه کمبود کاغذ باعث شد ماجراهای تن‌تن به‌صورت روزانه در صفحات اصلی لو سوآر منتشر شود.[۶] برخی بلژیکی‌ها ناراحت بودند که هرژه حاضر شده برای روزنامه‌ای که تحت کنترل دولت اشغالگر نازی بود کار کند،[۷] هرچند او به‌شدت به‌واسطهٔ شمار بالای خوانندگان لو سوآر که به ۶۰۰ هزار نفر می‌رسید، وسوسه شده بود.[۸] با رویارویی با واقعیت نظارت نازی‌ها، هرژه موضوعات سیاسی آشکاری را که در بسیاری از آثار پیشینش دیده می‌شد رها کرد و رویکردی بی‌طرفانه در پیش گرفت.[۹] بدون نیاز به هجو کردن شخصیت‌های سیاسی، هری تامسون، تهیه‌کنندهٔ آثار سرگرمی و نویسنده، مشاهده کرد که «هرژه اکنون بیشتر روی طرح داستان و پرورش یک سبک تازه از کمدی شخصیتی متمرکز شده بود. واکنش مردم نیز مثبت بود».[۱۰]

اسب شاخدار نخستین ماجراجویی تن‌تن بود که هرژه در آن به‌طور قابل توجهی با ژاک فان ملکبکه همکاری کرد؛ زندگینامه‌نویس، بنوآ پیترس، پیشنهاد کرده که ژاک فان ملکبکه باید به‌درستی یکی از نویسندگان اصلی این داستان دانسته شود.[۱۱] گفت‌وگوهای هرژه با فان ملکبکه او را به ساخت داستانی پیچیده‌تر از ماجراهای پیشینش سوق داد.[۱۲] فان ملکبکه به‌شدت تحت تأثیر رمان‌های ماجراجویانهٔ نویسندگانی مانند ژول ورن و پل دیووآ بود و این تأثیر در سراسر داستان نمایان است.[۱۱] گنجاندن سه طومار پنهان شباهت‌هایی با داستان سال ۱۸۶۷ ژول ورن، فرزندان کاپیتان گرانت دارد که فان ملکبکه آن را به هرژه توصیه کرده بود.[۱۳] هرژه مشارکت فان ملکبکه را با گنجاندن یک حضور کوتاه از او در صحنهٔ بازار در ابتدای داستان گرامی داشت؛ این امر به‌ویژه بامعنا بود، زیرا فان ملکبکه در کودکی کتاب‌هایش را از بازار قدیمی بروکسل می‌خرید.[۱۴]

اسب شاخدار نخستین بخش از یک خط داستانی دو قسمتی بود که در ماجرای بعدی، گنج‌های راکام کامل شد. این نخستین بار بود که هرژه از چنین ساختاری استفاده می‌کرد، از زمان سیگارهای فرعون و گل آبی (۱۹۳۴–۱۹۳۶).[۱۵] با این حال، همان‌گونه که متخصص تن‌تن، مایکل فار، توضیح داده، در حالی که سیگارهای فرعون و گل آبی عمدتاً خودبسنده و مستقل بودند، ارتباط میان اسب شاخدار و گنج‌های راکام بسیار نزدیک‌تر است.[۱۶]

تصویرسازی هرژه از شوالیه دو هادوک (جد بزرگ کاپیتان هادوک) در حال مبارزه با دزدان دریایی راکام قرمز

در آثار قبلی، هرژه از مجموعه‌ای از منابع تصویری مانند بریدهٔ روزنامه‌ها برای طراحی صحنه‌ها و شخصیت‌ها استفاده می‌کرد؛ اما برای اسب شاخدار او از تنوع بی‌سابقه‌ای از این منابع بهره گرفت.[۱۷] او برای طراحی بسیاری از کشتی‌های قدیمی، ابتدا کتاب تازه منتشرشدهٔ هنر و دریا نوشتهٔ آلکساندر برکمَن را بررسی کرد.[۱۸] در جست‌وجوی بازنمایی دقیق‌تر از کشتی‌های دریایی قدیمی، هرژه با دوستش ژرار لیژه-بلر، که مالک فروشگاهی تخصصی در مدل کشتی‌ها در بروکسل بود، مشورت کرد. ژرار لیژه-بلر نقشه‌های یک کشتی جنگی ۵۰ توپهٔ فرانسوی مربوط به سدهٔ هفدهم را برای هرژه فراهم کرد تا از روی آن کپی کند: «لو بریان»، که در سال ۱۶۹۰ در لو آور توسط شرکت کشتی‌سازی سالیکون ساخته شده و توسط ژان برَنِ پدر تزئین شده بود.[۱۹]

او همچنین کشتی‌های دیگری از همان دوره را مطالعه کرد، مانند لو سُلِی رویال، لا کورون، لا رویال و لو رئال دو فرانس، تا درک بهتری از طراحی کشتی‌های سدهٔ هفده به دست آورد. طرح قایق کوچک اسب شاخدار بر اساس قایق لو رئال دو فرانس ساخته شده بود.[۲۰] هیچ کشتی‌ای به نام «اسب شاخدار» در فهرست ناوگان نیروی دریایی فرانسه ثبت نشده بود، اما هرژه این نام را از یک ناوچه بریتانیایی که در میانهٔ سدهٔ هجدهم فعال بود اقتباس کرد؛ سرِ تک‌شاخِ روی کشتی نیز از همان ناوچه الهام گرفته شده است.[۲۰]

شخصیت راکام قرمز تا حدی از جان راکام الهام گرفته بود، دزد دریایی‌ای که همراه با دزدان دریایی زن، آن بانی و ماری رید، در داستانی حضور داشت که هرژه آن را در شماره‌ای از دیمانش-ایلوستره در نوامبر ۱۹۳۸ دیده بود.[۲۱] ظاهر و لباس‌های راکام قرمز همچنین از شخصیت لوروژ در رمان ناخدایی از کنتیکت اثر سی.اس. فارستر و نیز از دزد دریایی بوکانیر فرانسوی سدهٔ هفده، دانیل مونبار الهام گرفته شده بود.[۲۲] نام کاخ مولینسار بر اساس نام شهر واقعی بلژیکی «سار-مولن» ساخته شد.[۲۳] طراحی خود ساختمان از شاتو دو شوورنی الهام گرفته شده بود، البته با حذف دو بال بیرونی آن.[۲۴] با معرفی شوالیه دو هادوک به داستان، هرژه کاری کرد که کاپیتان هادوک تنها شخصیت مجموعه باشد (به‌جز سرافین لامپیون، که بعدها معرفی شد) که خانواده و تبار دارد.[۲۵] داستان اشاراتی داشت مبنی بر اینکه شوالیه دو هادوک فرزند نامشروع پادشاه آفتاب، لوئی چهاردهم فرانسه است، احتمالاً اشاره‌ای به باور هرژه مبنی بر اینکه پدر خودش نیز فرزند نامشروع لئوپولد دوم، پادشاه بلژیک بود.[۲۶][۲۷] داستان اسب شاخدار کاملاً در بلژیک می‌گذشت و آخرین ماجرایی بود که تا جواهرات کاستافیوره دوباره در بلژیک رخ می‌داد.[۲۸] این داستان همچنین مورد علاقهٔ هرژه بود تا زمانی که تن‌تن در تبت را خلق کرد.[۲۹] دو صفحهٔ پایانی این ماجرا نخستین حضور لباس نمادین تن‌تن را نشان می‌دهند: پیراهن سفید زیر پلیور آبی؛ او پیش‌تر در جلدهای قبلی لباس‌های متنوعی می‌پوشید، مانند کت‌وشلوار قهوه‌ای و پیراهن زرد با کراوات قرمز، اما از آن پس همین لباس را در تمام کتاب‌ها بر تن داشت.[۳۰] در آخرین قاب، تن‌تن دیوار چهارم را می‌شکند. این تنها مورد وقوع این مفهوم هنری در کل مجموعه است.

شباهت‌های تاریخی

حکاکی قرن هفدهمی از سِـر ریچارد هادوک

پس از انتشار کتاب، هرژه دریافت که در واقع دریاداری به نام هادوک وجود داشته که در اواخر سدهٔ هفدهم و اوایل سدهٔ هجدهم در نیروی دریایی پادشاهی بریتانیا خدمت کرده است: دریابد سِـر ریچارد هادوک (۱۶۲۹–۱۷۱۵). ریچارد هادوک در «نبرد سول‌بِی» در سال ۱۶۷۲، نخستین نبرد دریایی جنگ سوم بریتانیا-هلند، فرمانده کشتی «رویال جیمز» بود که کشتی پرچم‌دار ارل ساندویچ بود. در جریان نبرد، «رویال جیمز» آتش گرفت و هادوک گریخت، اما لازم شد از دریا نجات داده شود؛ پس از آن، شجاعت او توسط پادشاه بریتانیا، چارلز دوم مورد تقدیر قرار گرفت. او سپس فرماندهی کشتی دیگری به نام «رویال چارلز» را بر عهده گرفت و بعدها به مقام مدیریت خطوط کشتی‌رانی رسید.[۳۱] پدربزرگ دریاسالار هادوک، که او هم ریچارد نام داشت، در دوران سلطنت چارلز یکم فرمانده یک کشتی خطی بریتانیایی به نام یونیکورن بود.[۳۲]

فرد دیگری نیز در این دوره به نام کاپیتان هادوک زندگی می‌کرد که فرمانده یک «کشتی آتش‌زا» به نام «آن اَند کریستوفر» بود. دیوید آگ ثبت کرده است که این کاپیتان و کشتی‌اش هنگام دریاگردی از اسکادران خود جدا شدند و بنابراین در مالاگا پهلو گرفتند تا کالاهایی بخرند که بتوانند به بریتانیا بازگردانند و با سود بفروشند. به‌خاطر این اقدام، هادوک در سال ۱۶۷۴ به دادگاه دریاداری احضار شد، و در آنجا به مصادرهٔ تمام سود حاصل از این معامله محکوم و برای شش ماه از فرماندهی تعلیق شد.[۳۱]

کشتی اسب شاخدار

تا سال ۱۹۴۲، هرژه تصمیم گرفته بود که آخرین ماجراجویی تن‌تن تصاویری از اسب شاخدار خیالی‌اش را به‌صورت نقاشی‌های دقیق و جزئی نشان دهد.[۳۳] او از خدمات دوست و سازندهٔ محلی ماکت کشتی، ژرار لیژه-بلر، پسر یک افسر سابق نیروی دریایی و صاحب فروشگاهی در بروکسل که در ساخت ماکت کشتی تخصص داشت، استفاده کرد تا کشتی تاریخی مناسبی بیابد که بتواند آن را مطابق نیازهای تاریخی خود شخصی‌سازی کند.[الف] پژوهش‌های لیژه-بلر سه گزینه ارائه داد: یک ناوچه بریتانیایی، یک کشتی تجاری هلندی و یک کشتی خطی فرانسوی.[۳۴] از آنجا که هرژه کشتی خطی را ترجیح می‌داد، لیژه-بلر تحقیقاتش را ادامه داد و سند تاریخی‌ای به نام «آرکیتکتورا ناوالیس» یافت که شامل نقشه‌های دقیق کشتی‌های خطی فرانسوی بود.[۳۴] یکی از این نقشه‌ها مربوط به سال ۱۶۹۰ و نیروی دریایی لوئی چهاردهم فرانسه بود: کشتی ۶۴ توپهٔ «لو بریان» که در ۱۶۹۰ در لو آور توسط کشتی‌سازی فرانسوی «سالیکون» ساخته و سپس توسط طراح ژان برَنِ پدر تزئین شده بود. هرژه تصمیم گرفت این کشتی، اسب شاخدار او باشد و به‌زودی لیژه-بلر نقشه‌ای در مقیاس ۱:۱۰۰ تهیه کرد و پس از آن یک ماکت بسیار دقیق ساخت.[۳۵][ب]

ماکتی از کشتی «لو بریان»، کشتی جنگی ناوگان لوئی چهاردهم که الهام‌بخش هرژه برای طراحی کشتی اسب شاخدار بود.

در همین حال، هرژه در حال مشورت با بایگانی‌های موزه ملی تاریخ طبیعی و کتاب تازه منتشرشدهٔ هنر و دریا اثر الکساندر برکمان بود.[۳۷] او همچنین سایر کشتی‌های آن دوره مانند لو سُلِی رویال، لا کورون، لا رویال و لو رئال دو فرانس را مطالعه کرد تا طراحی کشتی‌های سدهٔ هفدهم را بهتر درک کند.[۲۰] از لو رئال دو فرانس او پایهٔ طراحی قایق کوچک اسب شاخدار را گرفت.[۲۰] هرژه در نهایت سرِ تک‌شاخ کشتی را از ناوچه‌ای بریتانیایی که در ۱۷۴۵ ساخته شده بود اقتباس کرد.[۳۸] هنگامی که ماکت لیژه-بلر تکمیل شد، هرژه آن را وارد قاب‌های کمیک خود کرد و به‌طور منظم طراحی‌هایش را به لیژه-بلر نشان می‌داد تا مطمئن شود کشتی را بدون هیچ خطای فنی ترسیم می‌کند.[۳۹] در شکل نهایی خود در کتاب، اسب شاخدار کشتی‌ای از «رتبهٔ سوم» است، دارای سه دکل و ۵۰ توپ، بیش از ۴۰ متر طول و ۱۱ متر عرض.[۴۰]

پس از انتشار اسب شاخدار، ناشر آلمانی-دانمارکی هرژه، انتشارات کارلسن، ماکت عتیقه‌ای از کشتی دانمارکی سدهٔ هفدهم به نام «اسب شاخدار» (Enhjørningen) به او هدیه داد. تا آن زمان، هرژه هیچ اطلاعی نداشت که کشتی‌ای با آن نام و با سر تک‌شاخ واقعی تاکنون وجود داشته است.[۴۱]

انتشار

اسب شاخدار از ۱۱ ژوئن ۱۹۴۲ به‌صورت کمیک روزانه در روزنامهٔ لو سوآر منتشر شد.[۴۲] همانند ماجراهای پیشین، سپس این داستان در روزنامهٔ فرانسوی کاتولیک کر وایان از ۱۹ مارس ۱۹۴۴ به‌صورت دنباله‌دار چاپ شد.[۴۲] در بلژیک، این داستان در قالب کتابی ۶۲ صفحه‌ای توسط «ادیشن کسترمن» در سال ۱۹۴۳ منتشر گردید.[۴۲] کتاب که اکنون به‌طور کامل رنگی شده بود،[۴۳] شامل طراحی جلد جدیدی بود که هرژه پس از پایان انتشار دنباله‌دار داستان خلق کرده بود[۴۳] همراه با شش نقاشی رنگی بزرگ.[۴۴] چاپ اول، ۳۰٬۰۰۰ نسخه در جامعه فرانسوی بلژیک فروخت.[۴۵]

اسب شاخدار و گنج‌های راکام نخستین دو ماجراجویی تن‌تن بودند که به‌صورت ترجمهٔ مستقل به زبان انگلیسی برای بازار بریتانیا منتشر شدند، زیرا عصای اسرارآمیز قبلاً در سال ۱۹۵۱ در مجلهٔ «ایگل» یه‌صورت دنباله‌دار منتشر شده بود. این دو نسخه توسط کسترمن در سال ۱۹۵۲ منتشر شدند، اما فروش خوبی نداشتند و از آن زمان به اقلام کمیاب کلکسیونی تبدیل شده‌اند.[۴۶] هفت سال بعد، هر دو داستان برای بازار بریتانیا دوباره منتشر شدند، این بار توسط انتشارات مثوئن با ترجمه‌های جدیدی از مایکل ترنر و لزلی لانزدیل-کوپر.[۴۷] در ترجمهٔ انگلیسی، نامه‌های ارسالی به کاخ مولینسار نشان می‌دهند که عمارت در انگلستان است نه بلژیک. دوپونت و دوپونط کیف‌های دزدیده‌شدهٔ خود را در مجموعهٔ الفبایی جیب‌بر، در بخش حرف «دال» پیدا می‌کنند که بازتاب نام‌های اصلی‌شان، دوپونت و دوپونط است. شوالیه فرانسوا دو هادوک در این نسخه به‌عنوان خدمت‌گذار چارلز دوم، پادشاه بریتانیا توصیف شده است، در مقابل نسخهٔ فرانسوی اصلی که او در خدمت لوئی چهاردهم، پادشاه فرانسه بود، و پرچم کشتی اسب شاخدار نیز مطابق با آن تغییر یافته است.[۴۸]

ناشر آلمانی-دانمارکی این کتاب، انتشارات کارلسن، بعدها ماکتی از یک کشتی دانمارکی اوایل سدهٔ هفدهم به نام «اسب شاخدار» یافتند و به هرژه هدیه دادند. این کشتی که در سال ۱۶۰۵ ساخته شده بود، حین تلاش دریانورد و کاوشگر دانمارکی-نروژی ینس مونک در سال‌های ۱۶۱۹–۱۶۲۰ برای عبور از گذرگاه شمال غربی غرق شد.[۴۹]

تحلیل انتقادی

اسب شاخدار از نظر سبک، رنگ و محتوا مشابه ماجراهای قبلی تن‌تن بود، به طوری که هری تامسون بیان داشت که این اثر «بی‌چون و چرا» متعلق به دهه ۱۹۳۰ است و آن را «آخرین و بهترین معماهای کارآگاهی هرژه» می‌داند.[۲۸] او ادعا کرد که این داستان و گنج‌های راکام سومین و مهم‌ترین مرحله از «کارنامه تن‌تن» را نشان می‌دهند و همچنین گفت که در اینجا تن‌تن از یک خبرنگار، به یک کاشف تبدیل شده است تا با وضعیت سیاسی جدید کنار بیاید.[۱۵] او در ادامه افزود که این داستان «موفق‌ترین ماجرا از تمام ماجراهای تن‌تن» است.[۲۸] ژان مارک لوفیسیه و رندی لوفیسیه گفتند که شوالیه دو هادوک «بهترین شخصیت پرداخته‌شده» در داستان است و در مقابل، برادران برد را به عنوان «شرورهایی نسبتاً بی‌روح» توصیف کردند.[۵۰] آنها ادامه دادند که داستان‌های اسب شاخدار و گنج‌های راکام نقطه عطفی برای این مجموعه به‌شمار می‌روند زیرا توجه خواننده را از تن‌تن به کاپیتان هادوک معطوف می‌کنند که «بدون شک، جالب‌ترین شخصیت» شده است.[۵۰] آنها داستان‌سرایی «واقعاً برجسته» در اسب شاخدار را تحسین کردند و در نهایت امتیاز چهار از پنج را به آن دادند.[۵۱]

فیلیپ گودن در مورد صحنه‌ای در داستان که کاپیتان هادوک زندگی جد خود را روایت می‌کند، اظهار داشت که خواننده «به‌طور متناوب با تسلطی خیره‌کننده به حال و گذشته پرتاب می‌شود.. دوران‌ها به هم پیوند خورده، یکدیگر را غنی کرده، تقویت شده و با هم در هماهنگی چشمگیر به هم پیوسته‌اند. هرژه در اوج قدرت خود بود».[۵۲]

Photograph of a middle-aged man speaking into a microphone.
زندگینامه‌نویس هرژه، بنوآ پیترس، اسب شاخدار را یکی از «بزرگترین موفقیت‌های روایی هرژه» می‌دانست.

بنوآ پیترس، زندگی‌نامه‌نویس هرژه، اسب شاخدار را یکی از «بزرگ‌ترین موفقیت‌های روایتی» هرژه دانست و اظهار داشت که این داستان و گنج‌های راکام «موقعیت حیاتی» در ماجراهای تن‌تن دارند زیرا «جهان تن‌تن» را با مجموعه‌ای از شخصیت‌های اصلی آن بنا می‌کنند.[۱۱] او در مورد این کمیک خاص، آن را یکی از «بزرگ‌ترین موفقیت‌های روایتی» هرژه توصیف کرد، به دلیل نحوه‌ای که سه خط داستانی جداگانه را در هم می‌آمیزد.[۱۱] او احساس کرد که در حالی که عناصر دینی در داستان‌های قبلی حضور داشتند، در اسب شاخدار و دنباله آن، این عناصر حتی قوی‌تر هستند، چیزی که او به تأثیر ژاک فان ملکبکه نسبت داد.[۱۲] او در جای دیگر اظهار داشت که این اثر «با فضیلت روایتی استثنایی این پیش‌درآمد را کاوش می‌کند».[۴۰]

زندگی‌نامه‌نویس پیر آسولین نوشت که داستان «به وضوح تحت تأثیر… از نظر روحی اگر نه از نظر جزئیات» کتاب جزیره گنج رابرت لویی استیونسن قرار دارد، به گونه‌ای که «به نظر می‌رسید نیاز به فرار از واقعیت را برآورده کند».[۳۴] او این ماجراجویی را «یک تحول جدید در آثار هرژه، گریزی از موضوعات روز به سوی حماسه‌های ماجراجویی دزدان دریایی در افق‌های دوردست» توصیف کرد.[۳۴] پیر آسولین همچنین نظر داد که شخصیت اجدادی شوالیه دو هادوک بازتاب تلاش هرژه برای وارد کردن یکی از اسرار خانواده خود، اینکه او یک اجداد اشرافی داشت، به داستان است.[۵۳]

مایکل فار باور داشت که «بیشترین عامل برجسته» در این کتاب معرفی شوالیه دو هادوک است و بر این نکته تأکید کرد که در حرکات و تصویرسازی او، «تقریباً نمی‌توان او را از کاپیتان هادوک تشخیص داد».[۵۴] او همچنین اشاره کرد که صحنه‌هایی که در آن کاپیتان هادوک داستان اجداد خود را روایت می‌کند، ادامه‌دهنده «ترکیب خواب و واقعیت» است که هرژه پیش‌تر در خرچنگ پنجه‌طلایی و ستاره اسرارآمیز آزمایش کرده بود.[۵۴] او با اشاره به اینکه برخلاف ستاره اسرارآمیز، این دو کتاب در داستان‌های خود «تقریباً هیچ اشاره‌ای به اشغال و جنگ ندارند»، داستان‌سرایی این دو کتاب را «کاملاً در زمان‌بندی دقیق» ستایش کرد و برخلاف برخی از آثار قبلی هرژه، احساس شتاب‌زدگی در آن وجود ندارد.[۱۷]

در مطالعه روان‌کاوانه‌اش از ماجراهای تن‌تن، ژان-ماری آپوستولیدس، خط داستانی اسب شاخدار و گنج‌های راکام را به عنوان جستجوی «گنجی که همزمان جستجو برای ریشه‌هاست» توصیف کرد.[۵۵] او بیان کرد که این خط داستانی به بررسی نسل‌شناسی کاپیتان هادوک پرداخته و در این روند «با معانی روابط نمادین در زندگی شخصی سروکار دارد».[۵۶] دربارهٔ شخصیت شوالیه دو هادوک، او اشاره کرد که این شخصیت اجدادی شباهت زیادی به تن‌تن و هادوک دارد، یعنی «کودک رهاشده و فرزند نامشروع»، به طوری که این دو هم‌زمان برادر و دوست نزدیک یکدیگر هستند.[۵۶] او افزود که وقتی کاپیتان هادوک مبارزه اجداد خود با راکام قرمز را بازسازی می‌کند، «روح، مانای او را در خود می‌گیرد و در این فرایند دگرگون می‌شود.»[۵۷] آپوستولیدس همچنین در مورد راکام قرمز صحبت کرد و اشاره کرد که نام «قرمز» رنگ «ممنوعه خون و شراب» را تداعی می‌کند، در حالی که «راکام» ترکیبی از «راکا» (برادر دروغین)[پ] و واژه فرانسوی «راکا» (پست‌فطرت) است و سپس به ارتباط احتمالی میان نام راکام و نام راسکار کاپاک، مومیایی اینکایی که در هفت گوی بلورین ظاهر می‌شود، اشاره کرد.[۵۸] او همچنین شباهت‌هایی میان مدل‌های کشتی حاوی طومارهای راز و فتیش آرومبایاها که در گوش شکسته ظاهر می‌شود، کشف کرد.[۵۶]

منتقد ادبی تام مک‌کارتی به صحنه‌ای که تن‌تن در سرداب کاخ مولینسار زندانی می‌شود اشاره کرد و بیان داشت که این صحنه شباهت‌هایی با اکتشافات قبلی تن‌تن از مقبره‌ها و اتاق‌های مخفی در طول مجموعه دارد.[۵۹] او معمای باقی‌مانده در طومارهای شوالیه دو هادوک را نمونه‌ای دیگر از ماجراهای تن‌تن می‌داند که «در چارچوب معماها» قرار گرفته‌اند.[۶۰] او به این نکته اشاره کرد که با حل معما، تن‌تن نشان می‌دهد که «بهترین خواننده» در این مجموعه است و همین ویژگی او را به «قهرمان اثر» تبدیل می‌کند.[۶۱] مک‌کارتی همچنین از شخصیت آریستید فیلوزل هرژه ستایش می‌کند و او را یکی از شخصیت‌های محوری مجموعه می‌داند که می‌تواند «حضوری فراتر از آنچه از یک رمان‌نویس، چه رسد به یک کارتونیست، انتظار داریم» از خود بروز دهد.[۶۲]

پیر فِرِنو-دروئل به صحنه‌ای در داستان اشاره کرد که در آن تن‌تن در کاخ مولینسار زندانی می‌شود. او گفت که در این بخش «هرژه یک داستان تو در تو را به ما ارائه می‌دهد، نوعی میان‌پرده که در آن هنرمند، فارغ از ارزش کاربردی اشیاء، به خود اجازه می‌دهد قدرتی بازیگوشانه به آن‌ها بدهد، چیزی شبیه به نوعی سوررئالیسم».[۶۳]

اقتباس‌ها

در سال ۱۹۵۷، شرکت بل‌ویزیون مجموعه‌ای با عنوان ماجراهای تن‌تن اثر هرژه تولید کرد؛ مجموعه‌ای از اقتباس‌های رنگی پنج‌دقیقه‌ای روزانه که بر اساس کمیک‌های اصلی هرژه ساخته شده بودند. داستان اسب شاخدار چهارمین ماجرایی بود که در دومین سری انیمیشن اقتباس شد؛ کارگردانی آن بر عهدهٔ ری گوسنس و نویسندگی توسط گرگ، کارتونیست شناخته‌شده‌ای که بعدها سردبیر مجلهٔ تن‌تن شد، انجام گرفت.[۶۵]

در سال ۱۹۹۱، همکاری میان استودیوی فرانسوی ایلیپسنیم و شرکت کانادایی نلوانا منجر به اقتباس ۲۱ داستان در قالب مجموعه‌ای از قسمت‌ها شد. اسب شاخدار نهمین داستان از ماجراهای تن‌تن بود که تولید شد و در قالب دو قسمت سی‌دقیقه‌ای ارائه گردید. این مجموعه به کارگردانی استفان برناسکونی ساخته شد و به دلیل «وفاداری کلی» به کمیک‌های اصلی مورد تحسین قرار گرفت؛ تا آنجا که انیمیشن مستقیماً از پنل‌های اصلی هرژه اقتباس شده بود.[۶۶]

در سال ۲۰۱۱، یک فیلم بلند موشن‌کپچر به کارگردانی استیون اسپیلبرگ و تهیه‌کنندگی پیتر جکسون در بیشتر نقاط جهان طی ماه‌های اکتبر تا نوامبر با عنوان ماجراهای تن‌تن: راز کشتی تک‌شاخ منتشر شد.[۶۷] در ایالات متحده این فیلم در ۲۱ دسامبر همان سال با عنوان ساده‌تر ماجراهای تن‌تن اکران شد.[۶۸] این فیلم بخشی بر اساس اسب شاخدار و ترکیبی از عناصر داستان‌های گنج‌های راکام و خرچنگ پنجه‌طلایی ساخته شده بود.[۶۷] همچنین یک بازی ویدئویی مرتبط با فیلم به نام تن‌تن: راز کشتی تک‌شاخ در اکتبر ۲۰۱۱ عرضه شد.[۶۹]

منابع

یادداشت‌ها

  1. هرژه در جوانی از پیشاهنگی لذت می‌برد و ژرار لیژه-بلر را به عنوان دبیر فدراسیون پیشاهنگان کاتولیک می‌شناخت.[۳۴]
  2. نقشه‌های این کشتی، به همراه سایر اطلاعات، در مقاله‌ای در شماره ژوئن ۱۹۸۹ مجله «دوستان هرژه» منتشر شد.[۳۶]
  3. برادران دروغین (faux frère) راکا (racaille) در زبان آرامی[۵۸]

پانویس

  1. Hergé 1959, pp. 1–12.
  2. Hergé. The Adventures of Tintin, The Secret of the Unicorn. pp. 16–23.
  3. "20°37'42.0"N 70°52'15.0"W". Retrieved 3 November 2019.
  4. Hergé 1959, pp. 12–62.
  5. Assouline 2009، pp. 70–71; Peeters 2012، pp. 116–118.
  6. Assouline 2009، p. 72; Peeters 2012، pp. 120–121.
  7. Goddin 2009، p. 73; Assouline 2009، p. 72.
  8. Assouline 2009، p. 73; Peeters 2012.
  9. Thompson 1991، p. 99; Farr 2001، p. 95.
  10. Thompson 1991, p. 99.
  11. 1 2 3 4 Peeters 2012, p. 143.
  12. 1 2 Peeters 2012, p. 144.
  13. Lofficier و Lofficier 2002، p. 54; Goddin 2009، p. 102.
  14. Lofficier و Lofficier 2002، p. 54; Peeters 2012، p. 143.
  15. 1 2 Thompson 1991, p. 112.
  16. Farr 2001, p. 105.
  17. 1 2 Farr 2001, p. 112.
  18. Goddin 2009, p. 104.
  19. Assouline 2009، p. 88; Farr 2001، p. 111; Peeters 2012، pp. 144–145.
  20. 1 2 3 4 Peeters 1989، p. 75; Farr 2001، p. 111.
  21. Farr 2001، pp. 108–109; Horeau 2004، pp. 38–39.
  22. Horeau 2004, p. 39.
  23. Peeters 1989، p. 77; Thompson 1991، p. 115; Farr 2001، p. 106; Lofficier و Lofficier 2002، p. 53.
  24. Peeters 1989، p. 76; Thompson 1991، p. 115; Farr 2001، p. 106; Lofficier و Lofficier 2002، p. 53.
  25. Peeters 1989، p. 75; Thompson 1991، p. 115.
  26. Phillips & Kingsley 2011.
  27. Screech 2005, p. 34.
  28. 1 2 3 Thompson 1991, p. 113.
  29. Thompson 1991، p. 113; Farr 2001، p. 105.
  30. Lofficier & Lofficier 2002, p. 54.
  31. 1 2 Farr 2001, p. 111.
  32. Lavery 1983، p. 158; Davies 2004.
  33. Assouline 2009، p. 88; Farr 2001، p. 111; Peeters 2012، pp. 144–145; Peeters 1989، p. 75.
  34. 1 2 3 4 5 Assouline 2009, p. 88.
  35. Assouline 2009، p. 88; Farr 2001، p. 111; Peeters 2012، pp. 144–145; Goddin 2009، p. 116.
  36. Assouline 2009, pp. 88, 243 (footnote 56).
  37. Peeters 1989، p. 75; Goddin 2009، p. 104.
  38. Assouline 2009، p. 88; Farr 2001، p. 111; Peeters 1989، p. 75.
  39. Peeters 2012، p. 145; Goddin 2009، p. 107.
  40. 1 2 Peeters 1989, p. 75.
  41. Peeters 1989, p. 74.
  42. 1 2 3 Lofficier & Lofficier 2002, p. 52.
  43. Goddin 2009, p. 113.
  44. Goddin 2009, p. 114.
  45. Peeters 2012, p. 145.
  46. Thompson 1991، p. 121; Farr 2001، p. 106.
  47. Farr 2001, p. 106.
  48. Horeau 2004, p. 18.
  49. Thompson 1991، p. 115; Farr 2001، p. 111.
  50. 1 2 Lofficier & Lofficier 2002, p. 53.
  51. Lofficier & Lofficier 2002, pp. 54–55.
  52. Goddin 2009, p. 110.
  53. Assouline 2009, pp. 88–89.
  54. 1 2 Farr 2001, p. 108.
  55. Apostolidès 2010, p. 30.
  56. 1 2 3 Apostolidès 2010, p. 136.
  57. Apostolidès 2010, p. 143.
  58. 1 2 Apostolidès 2010, p. 137.
  59. McCarthy 2006, pp. 65–66.
  60. McCarthy 2006, p. 18.
  61. McCarthy 2006, p. 21.
  62. McCarthy 2006, p. 8.
  63. Fresnault-Deruelle 2010, p. 125.

کتاب‌شناسی