حرکت بازگشتی ظاهری

حرکت بازگشتی ظاهری، حرکت ظاهری یک سیاره در جهتی مخالف با جهت حرکت دیگر اجرام در سامانهٔ خود است، آن‌گونه که از یک دیدگاه خاص مشاهده می‌شود. حرکت مستقیم یا حرکت موافق، حرکتی در همان جهت حرکت دیگر اجرام است.

اگرچه اصطلاحات «مستقیم» و «موافق» در این زمینه هم‌ارزند، اما واژهٔ نخست اصطلاحی کهن در نجوم است. کهن‌ترین کاربرد ثبت‌شده از واژهٔ موافق به اوایل سدهٔ هجدهم برمی‌گردد، هرچند این اصطلاح امروزه کمتر به‌کار می‌رود.[۱]

حرکت ظاهری

از دید زمین

هنگامی که بر روی زمین ایستاده و به آسمان می‌نگریم، چنین به نظر می‌رسد که ماه مانند خورشید و ستارگان از خاور به باختر حرکت می‌کند. با این حال، ماه روزبه‌روز نسبت به ستارگان به سمت خاور جابه‌جا می‌شود. در واقعیت، ماه از باختر به خاور به دور زمین می‌گردد، درست مانند بیشتر ماهواره‌های ساخت بشر همچون ایستگاه فضایی بین‌المللی. حرکت ظاهری باخترسوی ماه از سطح زمین، در واقع پیامد قرار داشتن آن در یک مدار ابرهمگام است؛ بدین معنی که زمین یک دور گردش وضعی نجومی خود را پیش از پایان یک دور گردش مداری ماه کامل می‌کند. در نتیجه، چنین به چشم می‌آید که ماه در جهت مخالف حرکت می‌کند که همان حرکت بازگشتی ظاهری است. ناظری بر سطح زمین، به این دلیل از ماه پیشی می‌گیرد و از آن می‌گذرد که چرخش وضعی زمین سریع‌تر از چرخش مداری ماه انجام می‌پذیرد.

این پدیده در بهرام نیز رخ می‌دهد که دارای دو قمر طبیعی به نام‌های فوبوس و دیموس است. هر دو قمر به سوی خاور (جهت مستقیم) به گرد بهرام می‌چرخند؛ اما دوره مداری دیموس برابر با ۱٫۲۳ روز نجومی بهرامی است که آن را در مداری ابرهمگام قرار می‌دهد، در حالی که فوبوس دارای دوره مداری ۰٫۳۱ روز نجومی بهرامی بوده و مداری فروهمگام دارد. در نتیجه، گرچه هر دو قمر در جهت خاور (مستقیم) حرکت می‌کنند، اما از سطح بهرام به دلیل تفاوت دوره‌های مداری‌شان با دورهٔ چرخش وضعی سیاره، به نظر می‌رسد که در دو جهت مخالف یکدیگر در حال حرکت هستند.

تمام سیارات دیگر در منظومه خورشیدی نیز هنگام گذر از آسمان زمین، گویی به صورت دوره‌ای تغییر جهت می‌دهند. اگرچه همهٔ ستارگان و سیارات هر شب در پاسخ به چرخش زمین از خاور به باختر حرکت می‌کنند، اما سیارات بیرونی به‌طور کلی و با سرعتی اندک نسبت به ستارگان به سمت خاور رانده می‌شوند. سیارکها و اجرام کمربند کویپر (از جمله پلوتون) نیز حرکت بازگشتی ظاهری از خود نشان می‌دهند. این حرکت برای سیارات طبیعی است و بنابراین حرکت مستقیم شمرده می‌شود. با این حال، از آنجا که زمین مدار خود را در زمانی کوتاه‌تر از سیارات بیرونی‌تر به پایان می‌رساند، به‌طور متناوب از آن‌ها سبقت می‌گیرد، درست مانند خودرویی تندروتر در یک بزرگراه چندخطه. با رخ دادن این سبقت، سیاره‌ای که زمین از کنارش می‌گذرد ابتدا به نظر می‌رسد که حرکت خاورسوی خود را متوقف می‌کند (به حالت اقامت درمی‌آید) و سپس به سمت باختر پس‌روی می‌کند. سپس، با گذر زمین از کنار سیاره در مدار خود، سیاره دوباره حرکت عادی‌اش از باختر به خاور را از سر می‌گیرد.[۲]

سیارات درونی ناهید و تیر نیز با سازوکاری مشابه دچار حرکت بازگشتی ظاهری می‌شوند، اما از آنجا که هیچ‌گاه از دید ناظر زمینی در وضعیت مقابله با خورشید قرار نمی‌گیرند، چرخه‌های بازگشتی آن‌ها وابسته به مقارنه‌های سفلی با خورشید است. آن‌ها در فروغ خیره‌کنندهٔ خورشید و در گام «نو» خود ناپیدا هستند و بیشتر سوی تاریکشان رو به زمین است؛ این پدیده در زمان گذار از ستارهٔ شامگاهی به ستارهٔ صبحگاهی روی می‌دهد.

سیارات دورتر با بسامد بیشتری وارد حالت بازگشتی می‌شوند، زیرا در مدتی که زمین یک دور مداری کامل می‌زند، آن‌ها مسافت زیادی را در مدار خود نمی‌پیمایند. حرکت بازگشتی یک سیاره فرضیِ بسیار دوردست (و تقریباً بی‌حرکت) در درازای نیمی از سال رخ خواهد داد و حرکت سالیانه ظاهری آن سیاره به یک بیضی اختلاف منظر کاهش می‌یابد.

میانهٔ حرکت بازگشتی در زمان مقابلهٔ سیاره رخ می‌دهد، یعنی هنگامی که سیاره دقیقاً در نقطهٔ مقابل خورشید قرار دارد. این موقعیت، به اندازهٔ نیمی از مدار یا ۶ ماه روی دایرةالبروج از خورشید فاصله دارد. ارتفاع سیاره در آسمان در این حالت برابر با قرینهٔ ارتفاع خورشید است. در آن موارد (نادر) که سیاره در نزدیکی یک انقلابین از میانهٔ حرکت بازگشتی خود عبور می‌کند، در انقلاب زمستانی در بالاترین ارتفاع خود و در انقلاب تابستانی در پایین‌ترین ارتفاع آسمان دیده می‌شود. توجه به نیمکره‌ای که ناظر در آن قرار دارد اهمیت بسیاری در آنچه دیده می‌شود دارد؛ انقلاب دسامبر سیاره را در نیمکرهٔ شمالی که زمستان است در ارتفاعی بالا، و در نیمکرهٔ جنوبی که تابستان است در ارتفاعی پایین جای می‌دهد، و در انقلاب ژوئن برعکس این حالت رخ می‌دهد.

از آنجا که حرکت بازگشتی سیاره در زمان مقابله هم‌زمان با نزدیک‌ترین فاصلهٔ آن از زمین است، سیاره در درخشان‌ترین حالت سالیانهٔ خود دیده می‌شود.

فاصلهٔ زمانی میان میانهٔ چنین پس‌روی‌هایی برابر با دوره اقترانی سیاره است.

ثابت‌های بازگشتی سیارات
سیاره دوره اقترانی (روز) دوره اقترانی (میانگین به ماه) روزهای حرکت بازگشتی
تیر ۱۱۶ ۳٫۸ ≈ ۲۲ (۱۹٫۸۵–۲۴٫۱۹)
ناهید ۵۸۴ ۱۹٫۲ ۴۱
بهرام ۷۸۰ ۲۵٫۶ ۷۲
مشتری ۳۹۹ ۱۳٫۱ ۱۲۱
کیوان ۳۷۸ ۱۲٫۴ ۱۳۸
اورانوس ۳۷۰ ۱۲٫۱۵ ۱۵۱
نپتون ۳۶۷ ۱۲٫۰۷ ۱۵۸
سیاره دوردست فرضی ۳۶۵٫۲۵ ۱۲ ۱۸۲٫۶۲۵

از دید تیر

از هر نقطه‌ای در سوی روزهنگام سیارهٔ تیر هنگامی که سیاره نزدیک به حضیض (نزدیک‌ترین فاصله به خورشید) است، خورشید دچار حرکت بازگشتی ظاهری می‌شود. این پدیده به این دلیل رخ می‌دهد که از حدود چهار روز زمینی پیش از حضیض تا حدود چهار روز زمینی پس از آن، سرعت زاویه‌ای مداری تیر از سرعت زاویه‌ای وضعی آن فراتر می‌رود.[۳] مدار بیضوی تیر نسبت به هر سیارهٔ دیگری در سامانه خورشیدی بیشترین انحراف را از شکل دایره دارد که به سرعت مداری بسیار بالاتری در نزدیکی حضیض می‌انجامد. در نتیجه، در نقاط مشخصی از سطح تیر، ناظر می‌تواند برآمدن خورشید را تا نیمه تماشا کند، سپس خورشید جهت خود را وارونه کرده و پیش از طلوع دوباره غروب کند، و همهٔ این‌ها درون یک شبانروز تیری روی می‌دهد.

در اختربینی

در اختربینی سنتی، جهت و سرعت ظاهری حرکت اختر از شرایط مهم آن در زایچه به‌شمار می‌رفت. حرکت ظاهری اختر در جهت معمول ترتیب برج‌های منطقةالبروج استقامت یا حرکت مستقیم و حرکت آن در خلاف این جهت رجعت یا رجوع خوانده می‌شد. در منابع کهن نجومی نیز «راجع» برای اخترِ در حال حرکت بازگشتی و «رجعت» و «رجوع» برای خود این حرکت به کار رفته است.[۴]

در بخش بزرگی از اختربینی یونانی‌مآب، اسلامی و اروپاییِ سنتی، رجعت از شرایط ضعف اختر دانسته می‌شد. این ضعف از نوع وضعیت‌های عارضی بود و با ضعف‌های ذاتی‌ای چون وبال یا هبوط تفاوت داشت؛ زیرا از حرکت اختر ناشی می‌شد، نه از برجِ محل آن. ابومعشر بلخی و قبیصی رجعت، کندی حرکت و برخی مراحل نزدیک به وقوف را در شمار شرایطی می‌آورند که از توانایی اختر برای عمل و تحقق دلالت‌هایش می‌کاهد.[۵]

از این رو در داوری سنتی، اختری که در استقامت و با سرعت مناسب حرکت می‌کرد عموماً تواناتر از اختری دانسته می‌شد که راجع یا بسیار کند بود. بااین‌حال، رجعت به‌تنهایی حکم نهایی دربارهٔ اختر را تعیین نمی‌کرد و همراه با عواملی چون حظوظ، جایگاه در خانه‌ها، روزوشبی، نسبت با خورشید، سرعت و نظرهای دیگر اختران سنجیده می‌شد.

رجعت در قواعد اتصال نیز اهمیت داشت. در برخی متون دورهٔ اسلامی، اگر اختری به اختری راجع متصل می‌شد، رجعتِ اختر پذیرنده می‌توانست سبب رد شود؛ یعنی اخترِ ضعیف نتواند آنچه از اختر دیگر دریافت کرده است نگاه دارد و آن را بازگرداند.[۵] از این رو حرکت رجعی در اختربینی پرسشی و دیگر شیوه‌های داوری می‌توانست با بازگشت، برگشتن از کار یا ناتمام ماندن روندی که آغاز شده بود ارتباط داده شود.

برداشت رایج در برخی جریان‌های جدید اختربینی که حرکت رجعی را عمدتاً نشانهٔ «درونی‌شدن» یا بازنگری روان‌شناختی می‌داند، با مفهوم فنی آن در بسیاری از منابع سنتی یکسان نیست؛ در نظام سنتی، رجعت پیش از هر چیز یکی از شرایط حرکت و از عوامل سنجش توانایی عارضی اختر بود.

استقامت و وقوف

در اصطلاح نجوم و احکام نجوم، حرکت معمول ظاهری اختر در جهت ترتیب برج‌های منطقةالبروج استقامت یا حرکت مستقیم خوانده می‌شود.[۴] استقامت حالت مقابل رجعت است و اخترِ مستقیم در متون سنتی در قیاس با اخترِ راجع عموماً در وضعیت مساعدتری از حیث حرکت دانسته می‌شد.[۵]

گذار میان استقامت و رجعت ناگهانی نیست. سرعت طولی ظاهری اختر به‌تدریج کاهش می‌یابد تا برای مدتی بسیار اندک شود و اختر نسبت به ستارگان زمینه تقریباً بی‌حرکت به نظر برسد. این حالت وقوف یا، در اصطلاح کهن‌تر، مقام نامیده می‌شود و اختر در این حالت مقیم خوانده می‌شود. «مقام» در منابع نجومی دورهٔ اسلامی برابر ایستگاه اختر و «مقیم» برای حالت ایستایی آن ثبت شده است.[۴]

در هر دورهٔ رجعت دو مقام پدید می‌آید. مقام نخست در پایان حرکت مستقیم و پیش از آغاز رجعت است؛ اختر پس از کند شدن می‌ایستد و سپس در خلاف ترتیب بروج حرکت می‌کند. مقام دوم در پایان رجعت رخ می‌دهد و اختر پس از آن دوباره مستقیم می‌شود. در منابع اصطلاح مقام استقامت برای ایستگاهی که به ازسرگیری حرکت مستقیم می‌انجامد نیز ثبت شده است.[۴]

در برخی دستگاه‌های احکام نجوم، میان این دو مقام از حیث داوری نیز تفاوت گذاشته می‌شد. ابومعشر و قبّیصی، کندی حرکت، مقام نخست و رجعت را در شمار شرایط ضعف ذکر می‌کنند، در حالی که خروج از رجعت و بازگشت به استقامت با بازیافتن قوت حرکت همراه دانسته می‌شود.[۵]

بنابراین توالی یک چرخهٔ کامل را می‌توان چنین نشان داد:

استقامت ← کندی حرکت ← مقام نخست (وقوف) ← رجعت ← مقام دوم (مقام استقامت) ← استقامت

این ایستادن و بازگشت، در اخترشناسی جدید توقف یا حرکت واقعی جسم آسمانی به عقب نیست، بلکه حرکتی ظاهری است که از تغییر موقعیت نسبی زمین و سیاره‌ها در مدارهایشان پدید می‌آید. در الگوهای زمین‌مرکزی نجوم قدیم، این پدیده با ترکیب حرکت فلک حامل و فلک تدویر توضیح داده می‌شد.

ریشه‌شناسی و پیشینه

حرکت بازگشتی ظاهری بهرام در سال ۲۰۰۳ از دید زمین

در نجوم دورهٔ اسلامی و متون کهن فارسی (همچون آثار ابوریحان بیرونی)، برای توصیف این پدیده از واژگان «رجوع»، «رجعت» و «حرکت راجعه» یا «بازگشتی» استفاده می‌شده و در برابر آن، حرکت رو به جلو را «استقامت» یا «حرکت مستقیم» می‌نامیدند. واژهٔ «بازگشتی» از پیشوند «باز-» (در فارسی میانه: abāz به‌معنای دوباره، پس، عقب) و بن مضارع «گشتن» (در اوستایی: varət-، فارسی باستان: vart- به‌معنای چرخیدن، دور زدن و دگرگون شدن) ساخته شده است. این اصطلاح، بیانگر وضعیتی است که در آن به نظر می‌رسد سیاره در مسیر همیشگی خود در پهنهٔ آسمان شب و در امتداد منطقةالبروج، ستارگان و دیگر اجرام، موقتاً دچار «اقامت» (ایستایی) شده و سپس رو به عقب بازمی‌گردد؛ هرچند امروزه روشن است که سیارات همواره در مداری با جهت یکنواخت به گرد خورشید می‌چرخند.[۶]

اگرچه هنگام رصد آسمان شب ممکن است سیارات گاه با ستارگان اشتباه گرفته شوند، اما جایگاه سیارات در مقایسه با ستارگان شب به شب تغییر می‌کند. حرکت‌های بازگشتی (رو به عقب) و مستقیم (رو به جلو) چنان دیده می‌شوند که گویی ستارگان به دور زمین می‌گردند. بطلمیوس، اخترشناس یونان باستان، در سال ۱۵۰ میلادی بر این باور بود که زمین مرکز سامانه خورشیدی است و از همین رو از این اصطلاحات برای توصیف حرکت سیارات نسبت به ستارگان بهره می‌برد. گرچه امروزه روشن است که سیارات به گرد خورشید می‌چرخند، اما همین اصطلاحات همچنان برای بیان حرکت سیارات نسبت به ستارگان از دید ناظر زمینی به‌کار می‌روند. سیارات نیز مانند خورشید از خاور برمی‌آیند و در باختر فرو می‌روند. هنگامی که یک سیاره نسبت به ستارگان رو به خاور جابه‌جا می‌شود، حرکت آن مستقیم خوانده می‌شود، و هنگامی که نسبت به ستارگان رو به باختر (مسیر وارونه) می‌رود، به آن بازگشتی می‌گویند.[۷]

این بازگشت ظاهری، اخترشناسان باستان را به شگفتی واداشته بود و یکی از دلایلی به‌شمار می‌رفت که در آغاز این پیکره‌ها را «سیاره» (در اصل به‌معنای «سرگردان» و راه‌پیما) نامیدند. در الگوی زمین‌مرکزی سامانهٔ خورشیدی که توسط آپولونیوس در سدهٔ سوم پیش از میلاد پیشنهاد شد، حرکت بازگشتی با گردش سیارات روی فلک‌های تدویر و حامل تبیین می‌شد.[۲] خطای دید بودن این پدیده تا زمان کوپرنیک به درستی دریافته نشد، هرچند ارسطرخس، اخترشناس یونانی، در سال ۲۴۰ پیش از میلاد الگویی خورشیدمرکزی برای سامانهٔ خورشیدی پیشنهاد کرده بود.

نگاره‌های گالیله نشان می‌دهد که او نخستین بار در ۲۸ دسامبر ۱۶۱۲ و بار دیگر در ۲۷ ژانویه ۱۶۱۳ نپتون را مشاهده کرد. در هر دو بار، گالیله هنگامی که نپتون در آسمان شب بسیار نزدیک به مشتری (در حالت قران) قرار داشت، آن را با یک ستارهٔ ثابت اشتباه گرفت؛ بنابراین کشف نپتون به نام او ثبت نشده است. در دورهٔ نخستین رصد او در دسامبر ۱۶۱۲، نپتون در آسمان در حالت اقامت قرار داشت؛ زیرا دقیقاً در همان روز وارد حرکت بازگشتی شده بود. از آنجا که نپتون به تازگی چرخهٔ بازگشتی سالیانهٔ خود را آغاز کرده بود، حرکت آن بسیار ناچیزتر از آن بود که با تلسکوپ کوچک گالیله تشخیص داده شود.

جستارهای وابسته

پیوند به بیرون


جستارهای وابسته

منابع

  1. ↑ "Prograde, adj". OED Online version. انتشارات دانشگاه آکسفورد. 2012.
  2. 1 2 Carrol, Bradley and Ostlie, Dale, An Introduction to Modern Astrophysics, Second Edition, Addison-Wesley, San Francisco, 2007. pp. 4
  3. ↑ Strom, Robert G.; Sprague, Ann L. (2003). Exploring Mercury: the iron planet. Springer. شابک ‎۱−۸۵۲۳۳−۷۳۱−۱.
  4. 1 2 3 4 باقری، محمد؛ زمانی، مریم؛ کریمیان، زینب (۱۴۰۰). واژگان کهن نجوم و احکام نجوم. تهران: مرکز پژوهشی میراث مکتوب.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  5. 1 2 3 4 Dykes, Benjamin N. (2010). Introductions to Traditional Astrology: Abū Maʿshar & al-Qābiṣī (in English). Cazimi Press.
  6. ↑ Carrol, Bradley and Ostlie, Dale, An Introduction to Modern Astrophysics, Second Edition, Addison-Wesley, San Francisco, 2007. pp. 3
  7. ↑ "Retrograde | Define Retrograde at Dictionary.com". Dictionary.reference.com. Retrieved 2012-08-17.
  • شگفتی‌های جهان صفحه ۳۶ بخش فارسی نوشته ابراهیم ویکتوری، ترجمه‌ی شادی حامدی انتشارات به‌نگار.