زایچه‌نویسی

زایچه‌نویسی به فرایند تعیین، محاسبه، ترسیم و ثبت زایچه برای یک مولود، رویداد یا زمان معین در سنت احکام نجوم گفته می‌شود. این کار با تعیین دقیق زمان و در مواردی مکان رویداد آغاز می‌شد و سپس با محاسبهٔ طالع، جای اختران، برج‌ها، خانه‌های زایچه و دیگر عناصر لازم ادامه می‌یافت. حاصل کار می‌توانست تنها یک شکل یا جدول زایچه باشد یا همراه با شرح احکام، داده‌های تقویمی، اطلاعات شخصی و خانوادگی و یادداشت‌های دیگر به صورت نوشته‌ای مفصل‌تر درآید که در پژوهش‌های جدید از آن با عنوان زایچه‌نامه نیز یاد شده است.[۱]

در متون کهن برای مراحل مختلف این کار تعبیرهایی چون استخراج زایچه، وضع زایچه و برکشیدن زایچه دیده می‌شود. نظامی عروضی در چهار مقاله در شرح کار یک منجم، گرفتن ارتفاع، تعیین درجهٔ طالع، برکشیدن زایچه، ثبت کواکب و سپس بیان حکم را به دنبال یکدیگر آورده است.[۲]

اصطلاح و دامنه

واژهٔ «زایچه» یا «زایجه» در منابع فارسی به شکل یا لوحه‌ای چهارگوش یا دایره‌وار گفته شده است که مواضع اختران در آن ثبت می‌شد تا از روی آن احکام مربوط به تولد، رویداد یا زمان معینی استخراج شود. لغت‌نامه دهخدا به نقل از مفاتیح العلوم محمد بن احمد خوارزمی، آن را شکلی برای نشان دادن جای ستارگان در فلک و استخراج حکم مولد و امور دیگر معرفی کرده است. در منابع برای ریشهٔ واژه توضیح‌های متفاوتی، از پیوند آن با «زایش» تا ارتباط آن با «زیج»، نقل شده و دربارهٔ منشأ دقیق واژه اتفاق نظر وجود ندارد.[۳]

«زایچه» خودِ نمودار یا شکل محاسبه‌شده است، در حالی که زایچه‌نویسی مجموعهٔ اعمالی را دربر می‌گیرد که به تهیه، ثبت و گاه تفسیر آن منتهی می‌شود. «زایچه‌نامه» نیز می‌تواند به نوشته‌ای گفته شود که علاوه بر شکل زایچه، اطلاعات و احکام وابسته به آن را دربر داشته باشد. در برخی نمونه‌های تاریخی، چنین نوشته‌هایی شامل تاریخ و محل تولد، نام شخص، داده‌های چند تقویم، شرح مناسبت‌های دینی، احکام روز، توضیح نام‌گذاری و حتی اشعار تاریخ بوده‌اند.[۱]

مراحل زایچه‌نویسی

تعیین زمان و مکان

یکی از پایه‌های زایچه‌نویسی تعیین هرچه دقیق‌تر زمان واقعه بود. در زایچه‌های مربوط به تولد، ساعت و گاه حتی بخش‌هایی از ساعت ثبت می‌شد. در مجموعهٔ زایچه‌های خانوادگی مهدی‌قلی خان، از خاندان قرچقای در دورهٔ صفویان، برای تولد رضاقلی بیک تصریح شده است که از روز «دو ساعت و چهل دقیقه» گذشته و ارتفاع خورشید نیز «به حسب اسطرلاب نصفی» سنجیده شده بود.[۱]

در زایچهٔ خود مهدی‌قلی نیز زمان تولد با جای خورشید و طالع سنجیده شده و نویسنده نتیجه گرفته است که ولادت یک درجه پیش از طلوع خورشید روی داده است. شکل آن زایچه را منجمی به نام ملاعبدالله، که نویسنده او را از برجسته‌ترین منجمان عصر خود می‌خواند، رسم کرده بود.[۱]

تعیین طالع و جای اختران

پس از تثبیت زمان، برج و درجهٔ طالع تعیین می‌شد و جای اختران در برج‌ها و خانه‌ها محاسبه می‌گردید. در تعریف سنتی زایچه، برج طالع خانهٔ نخست قرار می‌گرفت و یازده برج دیگر در یازده خانهٔ بعدی جای می‌گرفتند؛ سپس هر اختر در خانه‌ای که مطابق موقعیتش بود ثبت می‌شد.[۳]

در منابع قدیم از این مرحله با تعبیر «استخراج زایچه» نیز یاد شده است. در زایچه‌های خاندان قرچقای عباراتی چون «زایچهٔ طالع مولود ... چنان‌که پدرم وضع کرد» و «صورت زایچه ... چنان‌که پدرم استخراج کرد» آمده است؛ از این رو «وضع» و «استخراج» زایچه هر دو در زبان فنی این سنت سابقه داشته‌اند.[۱]

ترسیم شکل زایچه

زایچه‌های ایرانی و اسلامی غالباً به صورت شکلی هندسی متشکل از دوازده خانه رسم می‌شدند. حسن تقی‌زاده در شرح زایچهٔ کیهان در نسخه‌های بندهشن یادآور شده است که در شیوهٔ ایرانی و آثار نجومی اسلامی، خانهٔ طالع در بخش بالایی و میانی شکل دوازده‌خانه‌ای قرار می‌گرفت.[۴]

در نسخه‌های خطی، نام برج‌ها، اختران، درجات و دیگر داده‌ها در خانه‌های مربوط نوشته می‌شد و برای بسیاری از آنها از نشانه‌ها و اختصارات قراردادی استفاده می‌کردند.


ساختار و زایچه‌خوانی

خانه‌ها و اوتاد

خواندن زایچه مستلزم شناخت دوازده خانه و دلالت‌های سنتی آنها بود. در منابع ایرانی و اسلامی، هر خانه به مجموعه‌ای از موضوعات زندگی نسبت داده می‌شد. تقی‌زاده در مقایسهٔ زایچهٔ کیهان در بندهشن با مفاتیح العلوم و التفهیم ابوریحان بیرونی، شباهت گسترده‌ای میان دلالت خانه‌ها در این منابع نشان داده است.[۴]

خانه برخی دلالت‌های سنتی
یکم جان، زندگی، عمر، تربیت و محل تولد
دوم معاش، دارایی و اسباب کسب
سوم برادران، خواهران و خویشان
چهارم پدران، نیاکان و عاقبت کارها
پنجم فرزندان و در برخی منابع دوستان
ششم بیماری‌ها، عیوب، خدمتکاران و در برخی متون لشکر
هفتم زناشویی و همسر
هشتم مرگ و امور مربوط به آن
نهم سفر، دین و عبادت
دهم پادشاهی، ریاست، کار، دولت و اقبال
یازدهم سعادت، دوستان، امیدها و آرزوها
دوازدهم دشمنان، اندوه و گرفتاری

خانه‌های یکم، چهارم، هفتم و دهم در شمار اوتاد بودند. در متون، خانهٔ دهم را «عاشر» و وتد آن را «وتد عاشر» یا وسط آسمان می‌خواندند. تقی‌زاده در شرح زایچهٔ کیهان، خانهٔ دهم را «میان آسمان» دانسته و آن را با «وتد عاشر» برابر گرفته است.[۴]

علائم و اختصارات

زایچه‌ها و تقویم‌های سنتی از مجموعه‌ای از نشانه‌ها و اختصارات برای فشرده‌کردن داده‌های نجومی و احکامی استفاده می‌کردند. خواندن این آثار مستلزم آشنایی با علائم برج‌ها و اختران و نیز اصطلاحاتی مربوط به وضعیت اختران، از جمله خانه و وبال، شرف و هبوط، اوج و حضیض و انواع نظر بود. رسول جعفریان در معرفی رساله‌ای دربارهٔ خواندن تقویم‌های سنتی، شناخت همین علائم و قراردادها را از مقدمات فهم چنین جداولی دانسته است.[۵]

صورت این نشانه‌ها در نسخه‌های خطی ممکن بود به شکل حروف، علائم نجومی و عددهای مربوط به درجه و دقیقه ظاهر شود. به همین سبب بخشی از مهارت خواندن زایچه، تشخیص و گشودن این نشانه‌های فشرده بود.

تفسیر احکامی

پس از ترسیم زایچه، منجم با توجه به جای اختران در برج‌ها و خانه‌ها، صاحبان خانه‌ها، قوت و ضعف اختران، سعد و نحس بودن آنها، نظرهای میان اختران و نقاط و سهم‌های گوناگون به استخراج حکم می‌پرداخت.

نمونه‌ای مفصل از این شیوه در زایچهٔ اکبرشاه در اکبرنامه آمده است. در آن، ثبات یا دگرگونی برج طالع، عنصر منسوب به برج، جای عطارد به عنوان صاحب طالع، همراهی آن با مشتری، جای زهره، نظر اختران به خانه‌های گوناگون، شرف و هبوط، حد و مثلثه، سهم‌السعاده، هیلاج و دیگر عوامل برای استخراج احکام مربوط به سلطنت، معاش، فرزندان، سپاه، سفر، دشمنان و طول عمر به کار رفته است.[۶]

در همین زایچه، خانهٔ دهم یا «عاشر» «خانهٔ دولت و سلطنت» خوانده شده و قرار گرفتن سهم‌السعاده در وتد عاشر از نشانه‌های دولت و اقبال تلقی شده است.[۶]

گونه‌ها و کاربردها

زایچه‌نویسی منحصر به تولد نبود و در منابع برای زمان‌ها و رویدادهای مختلف زایچه ترتیب داده می‌شد.

زایچهٔ مولود

رایج‌ترین صورت، زایچه‌ای بود که برای لحظهٔ تولد یک شخص تنظیم می‌شد. زمان دقیق زایش، طالع، جای اختران و خانه‌ها ثبت و سپس احکام مربوط به سرشت، زندگی، سلامت، معاش، فرزندان، مقام و دیگر امور از آن استخراج می‌شد.[۱]

زایچهٔ رویداد و جلوس

در برخی منابع برای رویدادهای مهم سیاسی و شخصی نیز زایچه ترتیب داده شده است. تقی‌زاده به استناد منابع دورهٔ اسلامی نوشته است که در ایران ساسانی برای جلوس پادشاهان طالع تعیین و ثبت می‌شده است و در المسائل القصرانی زایچه‌ای برای جلوس و تاج‌گذاری خسرو انوشیروان نقل شده است.[۴]

زایچهٔ تحویل سال

برای آغاز سال و به‌ویژه زمان ورود خورشید به برج حمل نیز طالع و وضعیت اختران محاسبه می‌شد. این نوع زایچه با احکام سال و پیش‌بینی اوضاع عمومی آن پیوند داشت.[۴]

زایچهٔ جهان

در متون ایرانی پیش از اسلام مفهومی با عنوان «زایچهٔ جهان» وجود داشته است که در منابع عربی دورهٔ اسلامی با «طالع العالم» مقایسه شده است. نمونه‌هایی از این زایچه در نسخه‌های بندهشن باقی مانده و در آنها برای دوازده خانه و اختران جایگاه‌هایی تعیین شده است.[۴]

پیشینه

دوران باستان

زایچه‌های مربوط به تولد در بابل و جهان یونانی سابقه‌ای کهن دارند. تقی‌زاده به نمونه‌های بابلی از سده‌های سوم و دوم پیش از میلاد و آثار قدیم‌تر این سنت اشاره کرده است.[۴]

دربارهٔ ایران پیش از اسلام نیز تقی‌زاده با استناد به کارنامه اردشیر بابکان، منابع دورهٔ اسلامی و بندهشن، رواج احکام مربوط به زایچه را در دورهٔ ساسانی مطرح کرده است. در کارنامه اردشیر بابکان از مراجعه به «اخترماران سالار» و بررسی موقعیت اختران برای استخراج حکم یاد شده است.[۴]

دورهٔ اسلامی

در دورهٔ اسلامی، زایچه بخشی از دانش گستردهٔ احکام نجوم بود. مفاتیح العلوم خوارزمی، التفهیم بیرونی و شماری از دیگر آثار نجومی دربارهٔ خانه‌ها، دلالت آنها و شیوه‌های استخراج احکام سخن گفته‌اند. شاهد ادبی چهار مقاله نیز نشان می‌دهد که در سده‌های میانه، گرفتن ارتفاع، تعیین طالع و «برکشیدن زایچه» از اعمال شناخته‌شدهٔ منجمان بوده است.[۳][۴]

دورهٔ تیموری

دورهٔ تیموریان از دوره‌های مهم باقی‌ماندن زایچه‌های سلطنتی و درباری است. از جمله زایچه‌ای برای عضدالدوله امیرزاده رستم بهادر، از نوادگان تیمور، برجای مانده که تاریخ آن به سال ۷۸۳ قمری بازمی‌گردد و دارای جداول مفصل است. رسول جعفریان گسترش دانش نجوم در مراکزی مانند هرات را با رونق تهیهٔ چنین زایچه‌هایی مرتبط دانسته است.[۱]

دورهٔ صفوی

زایچه‌نویسی در دورهٔ صفویان هم در محیط دربار و هم در میان خاندان‌های اهل علم و اشراف ادامه داشت. یکی از نمونه‌های برجسته، مجموعهٔ زایچه‌های خاندان قرچقای است که در نسخهٔ شمارهٔ ۱۷۲۱ کتابخانه مجلس شورای اسلامی باقی مانده است. نویسندهٔ اصلی این یادداشت‌ها مهدی‌قلی خان، فرزند علیقلی خان و نوهٔ قرچقای خان، از خاندان‌های گرجیِ وابسته به دستگاه صفوی بود.[۱]

این مجموعه تاریخ ولادت مهدی‌قلی و شماری از فرزندان او را دربر دارد و ثبت آن در نسل بعد نیز ادامه یافته است. بدین ترتیب، مجموعه به نوعی دفتر خانوادگی چندنسلی بدل شده است که در آن اطلاعات اختربینی با نسب، نام‌گذاری، محل تولد، دعاها و داده‌های تقویمی درآمیخته است.[۱]

در این مجموعه تاریخ‌ها تنها با تقویم قمری نوشته نشده‌اند و گاه تاریخ جلالی، «فرس قدیم» و حتی سال ترکی نیز در کنار یکدیگر آمده‌اند. نویسنده همچنین در تفسیر سعد و نحس برخی روزها به آثار سید بن طاووس، از جمله الدروع الواقیه و زوائد الفوائد، استناد کرده است.[۱]

دورهٔ قاجار

سنت تهیهٔ زایچه برای شاهان و شاهزادگان تا دورهٔ قاجاریان ادامه یافت. در فهرست نسخه‌های خطی از زایچه‌های فتحعلی‌شاه قاجار، عباس میرزا، منوچهرخان معتمدالدوله، محمدولی میرزا و دیگر شخصیت‌های این دوره یاد شده است. رساله‌ای مفصل دربارهٔ زایچهٔ نطفهٔ مظفرالدین‌شاه قاجار نیز با عنوان طالع سقوط نطفهٔ مبارکه مظفرالدین‌شاه شناخته شده است.[۱]

زایچه‌نامه‌ها

در برخی موارد، زایچه از یک نمودار کوتاه فراتر می‌رفت و به نوشته‌ای مفصل تبدیل می‌شد. کوتاه‌ترین نمونه‌ها ممکن بود تنها شکل زایچه و تاریخ تولد را دربر داشته باشند، در حالی که نمونه‌های مفصل‌تر شامل شرح روش استخراج، احکام مربوط به اختران و خانه‌ها، تفسیر آیندهٔ شخص و اطلاعات تاریخی و خانوادگی بودند.[۱]

رسالهٔ وجیزه از سال ۱۲۰۵ قمری و طالع موعود، زایچهٔ کلبعلی بیک بن احمدخان دنبلی، از نمونه‌هایی است که جعفریان به آنها اشاره کرده است. در مقدمهٔ طالع موعود چند فصل نیز به آموزش چگونگی استخراج زایچه اختصاص یافته بود.[۱]

زایچه‌نامه‌ها گاه پس از تولد نیز مبنای استخراج احکام تازه قرار می‌گرفتند و پیش‌بینی‌های منسوب به آنها ممکن بود در منابع تاریخی ثبت شود. از این رو همهٔ مطالبی که بعدها به یک زایچه نسبت داده شده، الزاماً در زمان تنظیم نخستین آن نوشته نشده است.[۱]

زایچه‌ها به عنوان منبع تاریخی

زایچه‌ها و زایچه‌نامه‌ها افزون بر ارزش آنها برای مطالعهٔ تاریخ احکام نجوم، می‌توانند به عنوان منابع مکمل تاریخی مورد استفاده قرار گیرند. بسیاری از آنها در حاشیه یا پشت نسخه‌های خطی، قرآن‌ها، کتاب‌های دعا و مجموعه‌های خانوادگی باقی مانده‌اند و گاه اطلاعاتی را حفظ کرده‌اند که در منابع رسمی تاریخی دیده نمی‌شود.[۱]

اطلاعات قابل استخراج از این آثار می‌تواند شامل تاریخ و ساعت دقیق تولد، محل تولد، روابط خانوادگی، نام پدر و نیاکان، شیوهٔ نام‌گذاری فرزندان، نظام‌های تقویمی مورد استفاده، مناسبت‌های مذهبی، ارتباط افراد با منجمان و نگرش‌های اجتماعی و دینی صاحبان نسخه باشد.[۱]

مجموعهٔ خاندان قرچقای نمونه‌ای از این کاربرد است. از طریق آن می‌توان تاریخ ولادت چند نسل، نام افراد خانواده، پیوند آنان با قم و اصفهان، استفادهٔ هم‌زمان از چند تقویم و برخی از باورهای مربوط به نام‌گذاری و سعد و نحس روزها را بازسازی کرد. جعفریان از این رو زایچه‌ها را منبعی مکمل برای مطالعهٔ تاریخ اجتماعی و فرهنگی دانسته است.[۱]

تمایز با زایرجه

در برخی منابع لغوی واژه‌های «زایچه» و «زایرجه» در کنار یکدیگر آمده‌اند، اما همهٔ کاربردهای آنها به نمودار دوازده‌خانه‌ای اختربینی مربوط نیست. ابن خلدون دستگاهی با عنوان «زایرجة العالم» یا «زایچهٔ گیتی» را شرح داده است که از دایره‌ها، حروف، اعداد، حساب جُمّل و قواعد پیچیده برای پاسخ‌گویی به پرسش‌ها استفاده می‌کرد. این دستگاه به سنت‌های حروفی و پیشگویی عددی نزدیک‌تر است و از زایچهٔ معمولِ احکام نجوم، که بر مواضع اختران و خانه‌ها استوار است، تمایز دارد.[۳]

جستارهای وابسته

منابع

  1. 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 جعفریان، رسول (۱۸ تیر ۱۳۹۳). «زایچه نامه نویسی و طالع بینی در تاریخ ما». کتابخانه تخصصی تاریخ اسلام و ایران.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  2. ↑ نظامی عروضی، احمد بن عمر. چهار مقاله. ص. ۹۵. {{cite book}}: از پارامتر ناشناخته |ویرایشگر= صرف‌نظر شد (کمک)
  3. 1 2 3 4 «زایجه». لغت‌نامه دهخدا. {{cite web}}: بیش از یک پارامتر |وبگاه= و |اثر= داده‌شده است (کمک)
  4. 1 2 3 4 5 6 7 8 9 تقی‌زاده، حسن (۱۳۸۸). گاه‌شماری در ایران قدیم. تهران: توس. صص. ۳۱۱–۳۱۳، ۳۲۲–۳۲۹.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  5. ↑ جعفریان، رسول. «تقویم‌های سنتی را چگونه بخوانیم و بفهمیم!». مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی.
  6. 1 2 علامی، ابوالفضل (۱۳۸۵). اکبرنامه: تاریخ گورکانیان هند. تهران: انجمن مفاخر. صص. ۴۵–۴۹.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)