زیج شاه
زیج شاه، که با نام زیج شهریار نیز شناخته میشود (در پژوهشهای غربی: Zīj al-Shāh و Zīj-i Shahriyār)، یک زیج یا دفتر جداول و محاسبات اخترشناختی متعلق به سنت علمی شاهنشاهی ساسانی بود. این اثر از مهمترین واسطههای انتقال دانش اخترشناسی و احکام نجوم هندی و یونانی از ایران ساسانی به دانشمندان دورهٔ آغازین اسلامی بهشمار میرود.[۱]
اصل پارسی میانهٔ زیج شاه و ترجمهٔ عربی آن باقی نماندهاند و آگاهی کنونی دربارهٔ محتوای آن از گزارشها و نقلقولهای دانشمندان دورهٔ اسلامی، پارامترهای نجومی بازمانده در آثار دیگر و بررسی زایچهها و محاسباتی که بر اساس آن انجام شدهاند به دست آمده است.[۲][۳]
نام و ماهیت اثر
واژهٔ «زیج» در سنت اخترشناسی دورهٔ اسلامی به دفترهایی گفته میشد که جداول و دستورهای لازم برای محاسبهٔ جایگاه خورشید، ماه و اختران و دیگر کمیتهای اخترشناختی را در بر داشتند. این اصطلاح خود از سنت علمی ایران پیش از اسلام به زبان عربی راه یافت.
نام اثر در منابع و پژوهشها به صورتهای «زیج شاه» و «زیج شهریار» ضبط شده است. صورت دوم بازتاب عنوان پارسی میانهٔ اثر است و در برخی پژوهشها به صورت Zīg-i Shahriyār یا صورتهای نزدیک به آن آوانویسی شده است.[۳]
تاریخ تدوین
تاریخ دقیق تدوین زیج شاه از مسائل مورد بحث در تاریخ اخترشناسی ساسانی است، زیرا متن اصلی اثر از میان رفته و تاریخ آن باید از گزارشهای دورهٔ اسلامی بازسازی شود.
در بازسازی رایجتر پژوهشگران سدهٔ بیستم، بهویژه دیوید پینگری، چند مرحله برای شکلگیری این سنت زیجی فرض شده است. بر پایهٔ این بازسازی، صورتی از جداول ایرانی در حدود سال ۴۵۰ میلادی و در روزگار یزدگرد دوم وجود داشته، در سال ۵۵۶ میلادی و در روزگار خسرو انوشیروان بازنگری شده و صورتی متأخر از آن نیز در زمان یزدگرد سوم پدید آمده است.[۴]
با این حال، پژوهش تازهتر توماس بنفی تاریخچهٔ تدوین اثر را از نو بررسی کرده و نتیجه گرفته است که زیج شاه ظاهراً نخست در دربار خسرو یکم در سدهٔ ششم میلادی تدوین شده است. بنفی همچنین گزارشهای مربوط به نسخهها و صورتهای گوناگون اثر در دورهٔ ساسانی و آغاز دورهٔ اسلامی را بررسی کرده است.[۱] از این رو، تقسیم تاریخ اثر به سه تدوین مشخص در حدود ۴۵۰، ۵۵۶ و روزگار یزدگرد سوم را نمیتوان بدون قید و شرط واقعیتی قطعی دانست.
منابع و محتوای علمی
زیج شاه در محیطی علمی شکل گرفت که در آن سنتهای اخترشناسی ایرانی، هندی و یونانی با یکدیگر در تماس بودند. پژوهشها نشان میدهد که مواد و پارامترهای هندی نقش مهمی در شکلگیری این اثر داشتهاند، هرچند عناصر یونانی نیز در صورتهای گوناگون آن حضور داشتهاند.[۴][۱]
به سبب از میان رفتن متن اصلی، ساختمان کامل کتاب و همهٔ جداول آن شناخته نیست. با این حال، از نقلهای بعدی میتوان دریافت که زیج شاه شامل پارامترها و روشهایی برای محاسبهٔ حرکات خورشید، ماه و سیارات و تعیین موقعیتهای سماوی بوده است. پژوهشگران با مقایسهٔ دادههای نقلشده در آثار بعدی توانستهاند شماری از ویژگیهای ریاضی و اخترشناختی آن را بازسازی کنند.[۲]
ادوارد استوارت کندی در پژوهش کلاسیک خود دربارهٔ زیج شاه، بهویژه ارتباط دادههای بازمانده از آن را با آموزهٔ «مَمَر» یا گذر اختران در احکام نجوم بررسی کرد. این موضوع نشان میدهد که زیج شاه، همچون بسیاری از زیجهای بعدی، تنها برای اخترشناسی نظری به کار نمیرفت، بلکه ابزار محاسباتی لازم برای کاربردهای اختربینی را نیز فراهم میکرد.[۲]
انتقال به دورهٔ اسلامی
زیج شاه پیش از آنکه به عربی ترجمه شود، در صورت پارسی میانهٔ خود در میان دانشمندان آغاز دورهٔ اسلامی شناخته شده بود. بر پایهٔ بررسی خولیو سامسو، دیوید کینگ و برنارد گلدشتاین، یک اختربین ناشناس اندکی پس از سال ۶۷۹ میلادی از زیج شاه برای محاسبهٔ مجموعهای از زایچههای مربوط به رویدادهای آغاز تاریخ اسلام استفاده کرده است.[۳]
ترجمهٔ عربی اثر احتمالاً در حدود سال ۷۹۰ میلادی به دست ابوالحسن علی بن زیاد تمیمی انجام شد. با این حال، کاربرد نسخهٔ پهلوی اثر پیش از این تاریخ نشان میدهد که انتقال دانش ساسانی به دانشمندان مسلمان پیش از ترجمهٔ رسمی عربی آغاز شده بود.[۳]
زیج شاه همچنین در محاسبات اختربینان و منجمان آغاز دورهٔ عباسی به کار رفت. گزارش شده است که ماشاءالله بن اثری، نوبخت، عمر بن فرخان طبری و محمد بن ابراهیم فزاری برای محاسبهٔ زایچهٔ بنیادگذاری بغداد در ۳۰ ژوئیهٔ ۷۶۲ از دادههای این سنت زیجی استفاده کردند.[۳]
زیج شاه از این راه بخشی از سنت هندی–ایرانی زیجنویسی شد که در سدههای نخست اسلامی در کنار سنتهای هندی دیگری چون زیج سند هند و سپس آثار مبتنی بر اخترشناسی بطلمیوسی قرار گرفت. برخی از پارامترها و روشهای وابسته به این سنت در زیجهای بعدی اسلامی نیز ادامه یافتند.[۳]
جایگاه در احکام نجوم
کاربرد زیج شاه به محاسبات صرف اخترشناسی محدود نبود. در اخترشناسی و اختربینی سنتی، تعیین دقیق طول سماوی خورشید، ماه و سیارات برای ساخت زایچه، تعیین طالع، بررسی نظرهای اختران و انجام روشهای زمانسنجی و پیشبینی ضروری بود. از همین رو، جداول نجومی زیجها زیرساخت محاسباتی بخش بزرگی از احکام نجوم را تشکیل میدادند.
استفاده از زیج شاه در زایچههای تاریخی آغاز دورهٔ اسلامی و پژوهش کندی دربارهٔ ارتباط آن با محاسبات «ممر» نشان میدهد که این اثر در انتقال سنت اختربینی ساسانی به محیط علمی دورهٔ اسلامی نیز اهمیت داشته است.[۲][۳]
مبدأ طولها و «اینامشهٔ ساسانی»
یکی از مباحثی که در پژوهشهای جدید با زیج شاه پیوند داده شده، تعیین مبدأ طولهای سماوی و رابطهٔ آن با تقدیم اعتدالین و دایرةالبروج ستارهبنیاد است.
ریموند مرسیه در پژوهش خود دربارهٔ برداشت منجمان دورهٔ میانه از تقدیم اعتدالین، اهمیت سال ۵۶۴ میلادی را در سنت نجومی ایرانی بررسی کرد. او این تاریخ را با بازنگری ساسانی جداول نجومی و چرخههای مورد استفاده در اخترشناسی و اختربینی آن دوره مرتبط دانست.[۵]
بر پایهٔ این پژوهش، در روزگار نزدیک به بازنگری زیج شاه نقطهٔ اعتدال به مبدأیی ستارهبنیاد در نزدیکی ستارهٔ زتای حوت (ζ Piscium) بسیار نزدیک بوده است. همزمانی تقریبی این وضعیت با برخی چرخههای مشتری و خورشید سبب شده است که سال ۵۶۴ در بازسازی تاریخ این دستگاه اهمیت پیدا کند.[۵]
در دوران جدید، مستندات نرمافزار Swiss Ephemeris بر پایهٔ برداشت خود از تحقیقات مرسیه دستگاهی را با عنوان «اینامشهٔ ساسانی» (Sassanian ayanamsha) تعریف کردهاند. در این دستگاه اینامشه در ۱۸ مارس ۵۶۴ میلادی صفر در نظر گرفته میشود و زتای حوت در حدود ۲۹°۴۹′۵۹″ حوت قرار میگیرد.[۶]
با این حال، «اینامشهٔ ساسانی» نام تاریخیِ ثبتشدهای برای یک دستگاه ساسانی نیست. حتی مستندات Swiss Ephemeris تصریح میکنند که نتیجهگیری دربارهٔ تعریف یک منطقهالبروج ستارهبنیاد تازه پس از اصلاح جداول ساسانی، به این صورت صریح در پژوهش مرسیه نیامده است.[۶] از این رو، این اصطلاح را باید بیشتر نامی جدید برای یک بازسازی محاسباتی بر پایهٔ دادههای مربوط به زیج شاه دانست، نه نام یک اینامشهٔ شناختهشده در منابع ساسانی.
اهمیت تاریخی
اهمیت زیج شاه تنها در محتوای محاسباتی آن نیست. این اثر یکی از معدود نمونههای نسبتاً شناختهشده از آثار علمی فارسی میانه است که میتوان مسیر انتقال آن را، هرچند بهصورت غیرمستقیم، از ایران ساسانی تا محیط علمی دورهٔ عباسی دنبال کرد. دانشنامه ایرانیکا نیز پژوهشهای مربوط به زیج شاه را در شمار منابع اصلی بررسی اخترشناسی و اختربینی دورهٔ ساسانی قرار میدهد.[۷]
پژوهش مفصل بنفی در سال ۲۰۲۶ بار دیگر زیج شاه را در مرکز بحث دربارهٔ انتقال دانش اختری هند به ایران ساسانی و سپس عراق و ایران آغاز دورهٔ اسلامی قرار داده است. او علاوه بر منشأهای هندی و یونانی اثر، صورتهای گوناگونی را که دانشمندان دورهٔ اسلامی از این اثر در اختیار داشتهاند بررسی میکند.[۱]
پژوهشهای مهم
نخستین بازسازی تفصیلی و اثرگذار از زیج شاه را ادوارد استوارت کندی در مقالهٔ سال ۱۹۵۸ خود ارائه کرد.[۲] پژوهش دیوید پینگری در سال ۱۹۶۳ و تحقیقات بعدی او جایگاه این اثر را در روابط میان اخترشناسی هند و ایران بررسی کردند.[۴] بررسی جامع سامسو، کینگ و گلدشتاین نیز زیج شاه را در آغاز سنت هندی–ایرانی زیجهای دورهٔ اسلامی جای داده است.[۳]
در سال ۲۰۲۶ توماس بنفی فصلی مستقل از کتاب Reassembling Knowledge را به تاریخ تدوین زیج شاه، منابع هندی و یونانی آن و انتقال آن به دانش اختری دورهٔ اسلامی اختصاص داد.[۱]
جستارهای وابسته
- زیج
- اخترشناسی در ایران
- اختربینی ایرانی
- نجوم در جهان اسلام
- زیج سند هند
- اینامشه
- دایرةالبروج ستارهبنیاد
- تقدیم اعتدالین
پانویس
- 1 2 3 4 5 Benfey, Thomas (2026). "The Sasanian Zīj al-Shāh and the Reception of Indian Astral Science in Sasanian and Early Islamic Iraq and Iran". Reassembling Knowledge: Science, Medicine, and Philosophy in Sasanian and Early Islamic Iraq and Iran (in English). Cambridge University Press. pp. 180–223. doi:10.1017/9781009788908.006.
- 1 2 3 4 5 Kennedy, E. S. (1958). "The Sasanian Astronomical Handbook Zīj-i Shāh and the Astrological Doctrine of "Transit" (Mamarr)". Journal of the American Oriental Society (in English). 78 (4): 246–262. doi:10.2307/595788.
- 1 2 3 4 5 6 7 8 Samsó, Julio; King, David A.; Goldstein, Bernard R. (2001). "Astronomical Handbooks and Tables from the Islamic World (750–1900): An Interim Report". Suhayl (in English). 2: 9–105.
- 1 2 3 Pingree, David (1963). "Astronomy and Astrology in India and Iran". Isis (in English). 54 (2): 229–246. doi:10.1086/349703.
- 1 2 Mercier, Raymond (1976). "Studies in the Medieval Conception of Precession". Archives Internationales d'Histoire des Sciences (in English). 26: 197–220.؛ بخش دوم: Mercier, Raymond (1977). "Studies in the Medieval Conception of Precession". Archives Internationales d'Histoire des Sciences (in English). 27: 33–71.
- 1 2 "Swiss Ephemeris — Sidereal Ephemerides for Astrology". Astrodienst (in English).
- ↑ Pingree, David; Brunner, Christopher J. "Astrology and Astronomy in Iran". Encyclopaedia Iranica (in English).
- اخترشناسی در ایران
- شاهنشاهی ساسانی