تسییر

تسییرات
تسییر: نقطهٔ ۲ (قاطع) با چرخش کرهٔ سماوی به سوی نقطهٔ ۱ (دلیل) برده می‌شود. طول قوس تسییر (خط سرخ‌رنگ) زمان وقوع رویداد آینده را نشان می‌دهد.

تَسییر[۱] (پیش‌بَری) (انگلیسی: Primary direction) در اختربینی سنتی روشی برای زمان‌بندی رویدادهای زندگی است. در این روش، اختربین جایگاه‌های موجود در زایچهٔ تولد را به‌طور فرضی در امتداد آسمان حرکت می‌دهد و بررسی می‌کند که چه زمانی یک نقطه یا اختر مهم به جایگاه نقطه یا اختر دیگری می‌رسد یا با آن زاویه‌ای معنادار می‌سازد. این رسیدن را نشانهٔ زمانیِ فعال‌شدن موضوعی خاص در زندگی فرد می‌دانستند. واژه تسییر به معنای سِیر دادن، راندن و پیش بردن است.

به زبان ساده، اگر زایچهٔ تولد را مانند «نقشهٔ آغاز زندگی» در نظر بگیریم، تسییر روشی است برای تبدیل فاصله‌های موجود در آن نقشه به «زمان». مثلاً فاصلهٔ میان طالع و جایگاه یک اختر را اندازه می‌گرفتند و بر اساس قواعد تسییر محاسبه می‌کردند که این فاصله معادل چند سال از عمر است. سپس آن سال را با رویدادهایی مانند بیماری، تغییر موقعیت، ازدواج یا ــ در متون قدیم ــ طول عمر مرتبط می‌کردند.

بنابراین، تَسییر یا پیش‌بَری روشی در اختربینی سنتی برای پیش‌بینی زمان رویدادهاست که در آن، حرکت فرضی نقاط و اخترهای زایچه و فاصلهٔ زاویه‌ای میان آن‌ها به دوره‌هایی از زندگی، معمولاً سال‌های عمر، تبدیل می‌شود.

پیشینه در جهان اسلام

پس از ترجمهٔ کتاب چهار مقاله بطلمیوس به عربی به دست ابن فرخان طبری در روزگار مامون عباسی، فن تسییر جایگاهی بنیادین در احکام نجوم دورهٔ اسلامی پیدا کرد.[۲] منجمان مسلمان برای محاسبهٔ کمان تسییر میان نقطهٔ متقدم (هیلاج) و نقطهٔ تالی (قاطع)، معادلات پیچیدهٔ نجوم کروی و مثلثات را به کار گرفتند. دانشمندانی چون بتانی و ابوریحان بیرونی در کتاب قانون مسعودی روابط محاسباتی ساده‌تر و دقیق‌تری برای آن تدوین کردند.[۲] روش تسییر از طریق آثاری چون «المدخل فی صناعة احکام النجوم» نوشتهٔ کوشیار گیلانی حتی به زبان چینی نیز ترجمه شد و به خاور دور راه یافت.[۲]

منجمان دورهٔ اسلامی افزون بر پیش‌بینی طول عمر و زمان وقوع رویدادها برای افراد، کاربرد تسییر را به حوزه‌های کلان نیز گسترش دادند و آن را به دو دستهٔ کلی بخش‌بندی کردند:

  • تسییرات عالم: برای پیش‌بینی رویدادهای عمومی جهان در چهار گونهٔ صغیر (حرکت ۱ درجه در سال)، وسط (۱ درجه در ۱۰ سال)، کبیر (۱ درجه در ۱۰۰ سال) و اعظم (۱ درجه در ۱۰۰۰ سال).[۲]
  • تسییرات تحویل سال: مرتبط با سالگرد تولد در چهار گونهٔ اصغر (روزانه)، اوسط (ماهانه)، اعظم یا اکبر (سالانه) و ادلاء تحویل.[۲]

به سبب دشواری و زمان‌بر بودن محاسبات مثلثاتی، اخترشناسانی چون ابوجعفر خازن، بتانی و بیرونی روش‌های رصدی ساده‌تری ابداع کردند و حتی صفحه‌ای ویژه به نام «صفحهٔ تسییر» بر روی اسطرلاب تعبیه کردند تا با بهره‌گیری از خطوط میل، بعد و شاخص‌های متحرک، کمان تسییر را با سرعت اندازه بگیرند.[۲] بازتاب این مفهوم در ادب فارسی، از جمله در اشعار نظامی گنجوی، نشان‌دهندهٔ پیوند عمیق آن با فرهنگ عمومی آن روزگار است.[۲]

جزئیات

تسییرات
تسییر: نقطهٔ ۲ (قاطع یا نقطهٔ تالی) با چرخش کرهٔ سماوی به سوی نقطهٔ ۱ (هیلاج یا دلیل) برده می‌شود. طول کمان تسییر (خط سرخ‌رنگ) زمان وقوع رویداد آینده را نشان می‌دهد.

تسییر اصطلاحی در احکام نجوم برای اشاره به یکی از کهن‌ترین روش‌های پیش‌بینی رویدادها است. این روش سالی از عمر را که رویدادی مطابق با زایچهٔ تولد رخ می‌دهد، معین می‌کند. پیشینهٔ این شیوه به بیش از ۱۸۰۰ سال می‌رسد و در بخش محاسبهٔ طول عمر در کتاب چهار مقاله اثر بطلمیوس ذکر شده است. این روش در دوران اسلامی و سپس در اروپای سده‌های میانه رواج گسترده‌ای یافت و در کتاب بیست‌ودوم از «اختربینی فرانسوی» نوشتهٔ ژان باتیست مورن (معروف به مورینوس) به تفصیل شرح داده شد.[۳]

این روش بر دو نقطهٔ حساس در زایچه متکی است: قاطع (نقطهٔ تالی) و هیلاج یا دلیل (نقطهٔ متقدم). در متون کهن، نقطهٔ متقدم در پیش‌بینی طول عمر، «هیلاج» و در پیش‌بینی سایر امور زندگی، «دلیل» نامیده می‌شود. هیلاج یا دلیل نشان‌دهندهٔ زمینه‌ای از زندگی است که رویداد در آن رخ خواهد داد، در حالی که قاطع مشخص‌کنندهٔ عامل یا پدیدآورندهٔ آن رویداد است.

مفهوم جان‌بختار

جان‌بَختار — هنگامی که نقطه‌ای از زایچه، به‌ویژه درجهٔ طالع، به روش تسییر در منطقةالبروج پیش برده می‌شد، هرگاه به یکی از حدود می‌رسید، اخترِ خداوندِ آن حد «قاسم» یا «قاسم‌الحیات» و در فارسی «جان‌بختار» نامیده می‌شد. ابوریحان بیرونی در التفهیم می‌نویسد که پس از معلوم شدن جایگاه تسییر، «خداوند آن حد» را قاسم و «به پارسی جان‌بختار» می‌خوانند.[۴] بنابراین جان‌بختار خودِ هیلاج یا کدخدا نیست، بلکه اختری است که بر پایهٔ رسیدن تسییر به حدِ زیر خداوندیِ آن، بر بخشی از روند زندگی دلالت می‌کند.

صورت‌های جان‌بختان، جان‌بخشان و جان‌بخشار نیز در منابع و فرهنگ‌ها برای همین اصطلاح ثبت شده‌اند. ابوعبدالله خوارزمی در مفاتیح العلوم صورت «جان‌بختان» را آورده و آن را «قاسم‌الروح» معنا کرده است؛ او توضیح می‌دهد که چون درجهٔ طالع به سوی جایگاه‌های سعد و نحس تسییر شود، خداوند حدی که تسییر به آن می‌رسد «قاسم‌الحیات» نامیده می‌شود.[۵] در لغت‌نامه دهخدا نیز «جان‌بخشان» به «قاسم‌الحیات» و «قاسم‌الروح» معنی شده و همان خداوندِ حدی دانسته شده است که تسییر به آن می‌رسد.[۶]

جلال‌الدین همایی، مصحح التفهیم، صورت «جان‌بختار» را بر صورت‌هایی چون «جان‌بخشان» و «جان‌بخشار» ترجیح می‌دهد و می‌نویسد که در نسخه‌های کهن و تازهٔ التفهیم و دیگر کتاب‌های نجومی که دیده، این واژه به صورت «جان‌بختار» آمده است. او همچنین احتمال می‌دهد که جزء «بخت» در این ترکیب با معنای «بهره، حظ و نصیب» پیوند داشته باشد؛ زیرا «قاسم» در این اصطلاح لزوماً به معنای بخش‌کننده و تقسیم‌کننده نیست، بلکه می‌تواند به مفهوم بهره و بخت اشاره داشته باشد.[۷] ازاین‌رو، «جان‌بختار» را می‌توان صورت کهن‌تر و مستندتر این اصطلاح فارسی دانست و «جان‌بختان»، «جان‌بخشان» و «جان‌بخشار» را صورت‌های دیگر ثبت‌شدهٔ آن شمرد.

روش کار

اساس این روش به شرح زیر است:

  • هیلاج (دلیل) نسبت به افق محلی، بر روی کرهٔ سماوی ثابت می‌ماند.
  • قاطع همراه با چرخش روزانهٔ کرهٔ سماوی حرکت می‌کند تا زمانی که به هیلاج نزدیک شود.

شمار درجات استوایی که برای رسیدن قاطع به هیلاج از طریق حرکت اولی باید از میان‌السماء بگذرند، نمایانگر سالی از زندگی است که رویداد در آن به وقوع می‌پیوندد.

از آنجا که جابه‌جایی قاطع به سوی هیلاج در اثر چرخش روزانهٔ کرهٔ سماوی رخ می‌دهد و این جنبش را حرکت «اولی» می‌نامند، این شیوه «تسییر اولی» نام گرفته است.

تفسیر

برای روشن‌تر شدن اساس این شیوه، به این نمونه توجه کنید: فرض کنید در یک زایچه، قاطع نشان‌دهندهٔ منازعه و کشمکش با والدین باشد؛ همچنین فرض کنید که این نقطه پس از ۴۱ درجه حرکت اولی، با دلیلِ ثروت تلاقی کند. این وضعیت بدین معناست که شخص در حدود ۴۱ سالگی از راه پیروزی در یک دادخواهی علیه والدین، به ثروت می‌رسد.

در هر سال از زندگی انسان چندین تسییر رخ می‌دهد، اما همهٔ آن‌ها نتیجه‌بخش نیستند. مورینوس در بخش چهارم از فصل یکم کتاب بیست‌ودوم «اختربینی فرانسوی» بیان می‌کند[۳] که تسییر تنها زمانی رویدادی را پدید می‌آورد که دلیل و قاطع، پدیدآورندگان آشکار یا دگرگون‌کنندگان امور در زمینه‌های معینی از زندگی باشند. این شاخص بر پایهٔ جایگاه اختران در زایچهٔ تولد سنجیده می‌شود.

ویژگی‌های کلیدی

قاطع و هیلاج

به گفتهٔ مورینوس، قاطع می‌تواند یکی از موارد زیر باشد:

  • سیارات در زایچه
  • نظرات کواکب و پادفروغ‌های اختران
  • کواکب ثابته

هیلاج (دلیل) می‌تواند شامل موارد زیر باشد:

قران موضعی بر کره سماوی
قران موضعیِ قاطع و دلیل (هیلاج) در سامانهٔ خانه‌بندی رگیومونتانوس. قاطع (P2) بر روی خط سبزرنگی قرار دارد که از هیلاج (P1) گذشته است. این خط «دایرهٔ وضعیت P1» نامیده می‌شود. دایرهٔ آبی‌رنگ، استوای سماوی است.

قران موضعی

ناهمسانی بنیادین میان تسییر و نظرات منطقةالبروج در این است که قاطع و هیلاج نه بر روی دایرهٔ بروج، بلکه بر بستر کره سماوی به حالت قران می‌رسند. از این رو، برای محاسبهٔ چنین قرانی به دانش هندسه کروی نیاز است.

قران موضعی کواکب بر روی کره بدین‌گونه سامان می‌یابد:

  • خطی جداکننده از هیلاج گذرانده می‌شود. این خط بر پایهٔ دستورالعمل تقسیم کرهٔ سماوی به بخش‌های دوازده‌گانهٔ بیوت ترسیم می‌گردد.
  • هیلاج و خط جداکننده نسبت به افق محلی بی‌حرکت باقی می‌مانند.
  • زمانی که قاطعِ متحرک از این خط عبور کند، در همان دم با هیلاج پیوند موضعی پیدا می‌کند.

نظر موضعی

اختربینان دیرزمانی دربارهٔ این‌که نظرِ یک کوکب را در کدام صفحه رسم کنند تا به عنوان قاطع به کار رود، هم‌رای نبودند. گروهی از صفحهٔ منطقةالبروج یا صفحه‌ای موازی با آن بهره می‌بردند و گروهی دیگر صفحهٔ معدل‌النهار را به کار می‌گرفتند. این اختلاف دیدگاه سبب پیدایش انواع گوناگونی از تسییرات شد؛ از جمله تسییرات موضعی، تسییرات بروجی و تسییرات در صفحهٔ موقعیت.[۸]

در سدهٔ پانزدهم میلادی، جووانی بیانکینی استاد ریاضیات، مدلی را برای محاسبهٔ صفحهٔ نظر پیشنهاد کرد. با این حال، در سدهٔ هفدهم میلادی مورینوس سامانه‌ای را برای محاسبهٔ دایرهٔ نظرات طرح‌ریزی کرد،[۹] که به او توانایی داد رویدادها را نه در بازهٔ سالانه، بلکه با دقتِ چند ماه پیش‌بینی کند. او در کتاب بیست‌ودوم «اختربینی فرانسوی» نمونه‌های فراوانی برای نشان‌دادن چگونگی کارکرد این سامانه آورده است.

تسییر معکوس

در تسییر معکوس، هیلاج به همراه خط جداکننده‌ای که از آن می‌گذرد، همگام با چرخش کرهٔ سماوی حرکت می‌کند؛ در حالی که دیگر نقاط زایچه نسبت به افق بی‌حرکت می‌مانند. در این حالت، هر آنچه در امتداد این حرکت از خط جداکننده بگذرد، در جایگاه قاطع قرار می‌گیرد.

  • نمونهٔ تسییر مستقیم: فرض کنید کوکبی به سوی قران موضعی با مرزِ یک خانهٔ ثابت حرکت داده شود؛ در این وضعیت، مرزِ خانه همان هیلاج و کوکب همان قاطع است.
  • نمونهٔ تسییر معکوس: فرض کنید مرزِ یک خانه به سمت قران موضعی با یک کوکب یا ستارهٔ ثابت حرکت کند؛ در این حالت، مرزِ متحرکْ هیلاج و کوکب یا ستارهٔ ساکنْ قاطع به شمار می‌آید.

هر دو روش در پیش‌بینی رویدادها از اهمیت یکسانی برخوردارند.

دقت

تسییر زمان دقیق وقایع را معین نمی‌کند، بلکه زمان تقریبی آن‌ها را به دست می‌دهد که میانگین درستیِ آن در حد چند ماه است. برای دستیابی به زمان‌های دقیق‌تر (با خطای ۱ تا ۲ روز)، اختربینان از روش‌های مکملی همچون تحویل سال‌ها، پیشروی‌ها و عبورها بهره می‌گیرند. محاسبات این روش بسیار حساس است، چرا که خطایی در حدود چهار دقیقه در زمان تولد، می‌تواند پیش‌بینی زمان وقوع یک رویداد بزرگ زندگی را تا حدود یک سال جابه‌جا کند.[۱۰]

کاربرد امروزی

این روش پیش‌بینی رویدادهای آینده[۱۱] امروزه به سبب پیچیدگی‌ها و دشواری‌های محاسباتی عملاً کم‌کاربرد شده است. افزون بر این، کسانی که احکام نجوم را شاخه‌ای از شبه‌علم می‌دانند، پیش‌بینی‌های خود را بر پایهٔ حرکات اجرام سماوی بنا نمی‌کنند (مگر در سنجش رویدادهای صرفاً نجومی)؛ بلکه برای گمانه‌زنی دربارهٔ رویدادهای آینده، بر دانش آماری رویدادهای گذشته و تطبیق آن‌ها با احتمالات تکیه دارند.

جستارهای وابسته


پیوند به بیرون


منابع

  1. ↑ طباطبایی، محمد (۱۳۷۰). نسترن حکمی (ویراستار). واژه‌نامه‌ی نجوم و احکام نجوم: فارسی-انگلیسی، انگلیسی-فارسی (ویراست اول). تهران: انتشارات فرهنگان.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  2. 1 2 3 4 5 6 7 «تسییر». دانشنامه جهان اسلام. ج. ۱. بنیاد دایرةالمعارف اسلامی. ۱۳۹۳. ص. ۳۵۵۲.{{cite encyclopedia}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  3. 1 2 Morin, Jean-Baptiste (1661). Astrologia gallica principiis & rationibus propriis stabilita atque in XXVI libros distributa / opera & studio Joannis Baptistae Morini (in English). ex Typograhia Adriani Vlacq. doi:10.3931/e-rara-1874.
  4. ↑ بیرونی، ابوریحان محمد بن احمد (۱۳۵۲). التفهیم لاوایل صناعة التنجیم. تهران: انجمن آثار ملی. صص. ۵۲۵–۵۲۶. {{cite book}}: از پارامتر ناشناخته |ویرایشگر= صرف‌نظر شد (کمک)نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  5. ↑ خوارزمی، محمد بن احمد. «المقالة الثانیة، الباب السادس». مفاتیح العلوم.
  6. ↑ «جان بخشان». لغت‌نامه دهخدا، آبادیس. {{cite web}}: پارامتر |تاریخ بازیابی= نیاز به وارد کردن |پیوند= دارد (کمک); پارامتر |پیوند= ناموجود یا خالی (کمک)نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  7. ↑ بیرونی، ابوریحان محمد بن احمد (۱۳۵۲). التفهیم لاوایل صناعة التنجیم. تهران: انجمن آثار ملی. ص. ۵۲۶. {{cite book}}: از پارامتر ناشناخته |ویرایشگر= صرف‌نظر شد (کمک)نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  8. ↑ Makransky, Bob (1988). Primary Directions (in English). Dear Brutus Press. p. 25. ISBN 096773150X.
  9. ↑ Rusborn, Mark (2023-03-26). "How to construct the circle of aspects in directions". morinus-astrology.com (in English). Retrieved 2023-04-05.
  10. ↑ deVore, Nicholas (1947). "Encyclopedia of Astrology" (PDF). The Philosophical Library.
  11. ↑ Gansten, Martin (2009). Primary directions : astrology's old master technique. Bournemouth, Eng.: Wessex Astrologer. ISBN 978-1-902405-39-1. OCLC 320197873.