خانه چهارم در زایچه

خانهٔ چهارم چهارمین خانه از دوازده خانهٔ زایچه در اختربینی است. در سنت‌های کهن اختربینی، این خانه بیش از همه با پدر و مادر و نیاکان، خاندان و تبار، زمین و املاک، خانه و بناها، گنج‌ها و چیزهای پنهان در زمین، پایان امور و وضعیت پایان زندگی ارتباط داده می‌شد. در متون دورهٔ اسلامی نام بیت‌الآباء، یعنی «خانهٔ پدران»، برای آن به کار رفته و این خانه با وتدالارض نیز پیوند دارد. به خانه چهارم گاه بیت‌العاقبت هم گفته شده.

در این مقاله، خانه برای house، یعنی یکی از دوازده بخش زایچه، و بیت برای domicile، یعنی برجی که جایگاه فرمانروایی طبیعی یک اختر دانسته می‌شود، به کار می‌رود؛ متون کهن چنین تمایز واژگانی ثابتی نداشتند و «بیت» را برای هر دو مفهوم و گاه به معنای برج یا جایگاه نیز به کار می‌بردند.[۱]

دلالت‌هایی که در این مقاله آمده‌اند، آموزه‌های تاریخی اختربینی‌اند و اعتبار علمی ندارند. اختربینی در دانش معاصر شبه‌علم به شمار می‌رود و شواهد تجربی معتبر نشان نداده‌اند که خانه‌های زایچه بتوانند روابط خانوادگی، مالکیت، سرنوشت، زمان مرگ یا رویدادهای زندگی را به‌طور قابل اعتماد پیش‌بینی کنند؛ ازاین‌رو این آموزه‌ها برای مطالعهٔ تاریخ علم و فرهنگ اهمیت دارند، اما نباید در تصمیم‌گیری‌های واقعی به آن‌ها اتکا کرد.[۲][۳]

جایگاه در زایچه

خانهٔ چهارم پس از خانهٔ سوم و پیش از خانهٔ پنجم قرار دارد و یکی از چهار خانهٔ وتدی است. سه خانهٔ وتدی دیگر خانهٔ یکم، خانهٔ هفتم و خانهٔ دهم هستند. در دستگاه سنتی، اوتاد قوی‌ترین جایگاه‌های خانه‌ای زایچه شمرده می‌شدند.

خانهٔ چهارم در برابر خانهٔ دهم قرار دارد. در بسیاری از دستگاه‌های ربعی تقسیم خانه، آغاز خانهٔ چهارم با وتدالارض یا Imum Coeli، که معمولاً با اختصار IC نوشته می‌شود، منطبق است. وتدالارض نقطهٔ مقابل وسط‌السماء بر دایرهٔ نصف‌النهار است و در بخش زیر افق قرار می‌گیرد.

با این حال، خانهٔ چهارم و وتدالارض از نظر فنی یک چیز نیستند. در روش خانه‌های برج کامل، تمام چهارمین برج از برج طالع خانهٔ چهارم است و وتدالارض ممکن است در خانهٔ سوم، چهارم یا پنجم قرار گیرد. در روش خانه‌های برابر نیز آغاز خانهٔ چهارم الزاماً با نصف‌النهار پایین منطبق نیست. تنها در شماری از روش‌های ربعی است که رأس خانهٔ چهارم با وتدالارض یکی می‌شود.[۴]

ویژگی‌های کلی

ویژگی شرح
شماره چهارم
نام تاریخی در سنت اسلامی بیت‌الآباء
نام یونانی Hypogeion؛ «جایگاه زیر زمین»
نقطهٔ وابسته وتدالارض
رده خانهٔ وتدی
خانهٔ پیشین خانهٔ سوم
خانهٔ پسین خانهٔ پنجم
خانهٔ مقابل خانهٔ دهم
دلالت‌های اصلی سنتی پدر و مادر، پدران و نیاکان، تبار، زمین، املاک، خانه، شهرها، گنج‌ها، امور پنهان، پایان کار و امور پس از مرگ
دلالت‌های بیرونی پدر و مادر، پدربزرگ و مادربزرگ، فرزندان و اخلاف، املاک، کشتزارها، خانه‌ها، آب‌رسانی، نسب‌شناسی و امور پس از مرگ
اعضای بدن در سنت اروپایی سینه و ناحیهٔ ریه‌ها
فرح اختر ندارد
خداوند خانه خداوندِ برجی که خانهٔ چهارم در آن قرار دارد

نام و پیشینه

بیت‌الآباء

در متون احکام نجوم دورهٔ اسلامی، خانهٔ چهارم بیت‌الآباء، یعنی «خانهٔ پدران»، خوانده می‌شد. محمد بن احمد خوارزمی در مفاتیح العلوم پس از بیت‌النفس، بیت‌المال و بیت‌الاخوه، خانهٔ چهارم را بیت‌الآباء معرفی می‌کند.[۵]

ابوالصقر قبیصی نیز خانهٔ چهارم را خانهٔ «پدران، املاک، عواقب امور، گنج‌ها و هر امر پوشیده و پنهان» می‌داند و می‌افزاید که در تقسیم مراحل زندگی، این خانه بر آنچه در پایان نصیب انسان می‌شود دلالت دارد.[۶]

نام «بیت‌الآباء» در فرهنگ‌های فارسی متأخر نیز به‌عنوان اصطلاح احکام نجوم ثبت شده و به صراحت به «بیت چهارم» اطلاق شده است.[۷]

جایگاه زیر زمین در سنت یونانی‌مآب

در اختربینی دورهٔ یونانی‌مآب، خانهٔ چهارم با نام یونانی Hypogeion، به معنای «جایگاه زیر زمین»، شناخته می‌شد. این نام از موقعیت آن در پایین‌ترین بخش هندسی زایچه، در برابر وسط‌السماء، گرفته شده است.[۸]

قرارگرفتن این خانه در پایین زایچه به پیدایش مجموعه‌ای از دلالت‌های نمادین انجامید: زمین و آنچه در زیر آن قرار دارد، بنیادها و بناها، گنج‌های مدفون، نیاکان، قبرها، امور پنهان و پایان زندگی.

وتیوس والنس در سدهٔ دوم میلادی از جمله پدر، شهر، خانه، ملک، محل سکونت، نتیجهٔ کارها، تغییر مکان، مرگ، حبس و امور پنهان را با این جایگاه مرتبط می‌داند.[۹]

دلالت‌های سنتی

دامنهٔ دلالت‌های خانهٔ چهارم در منابع مختلف گسترده است، اما زمین و ملک، والدین و خاندان، امور پنهان و پایان کار از پایدارترین موضوعات آن هستند.

منبع یا سنت دلالت‌های منسوب به خانهٔ چهارم
سنت یونانی‌مآب پدر و مادر یا خاندان، خانه و ملک، شهر و زادبوم، بنیادها، امور پنهان، پایان کار، مرگ و دفن
خوارزمی، مفاتیح العلوم بیت‌الآباء؛ خانهٔ پدران
قبیصی پدران، املاک غیرمنقول، عواقب امور، گنج‌ها، امور پنهان و پوشیده و پایان زندگی[۶]
زادان‌فرخ اندرزگر به روایت قبیصی خداوند نخست مثلثه: پدران؛ خداوند دوم: شهرها و زمین‌ها؛ خداوند سوم: عاقبت امور و زندان[۶]
بیرونی، التفهیم پدر و مادر، پدربزرگ و مادربزرگ، اخلاف، املاک، کشتزارها، خانه‌ها، آب‌رسانی، دانش نسب و امور پس از مرگ[۱۰]
ویلیام لیلی پدر، زمین، خانه، املاک و مستغلات، میراث، کشاورزی، معادن و چیزهای پنهان در زمین، شهرها، قلعه‌ها، پایان امور و قبر[۱۱]
اختربینی جدید خانه و خانوادهٔ اصلی، ریشه‌های خانوادگی، گذشته، زندگی خصوصی، احساس تعلق و بنیادهای عاطفی

پدر و مادر و نیاکان

یکی از مهم‌ترین دلالت‌های تاریخی خانهٔ چهارم والدین و نیاکان است، اما در تعیین اینکه این خانه مشخصاً بر پدر یا مادر دلالت دارد، سنت‌های اختربینی یکسان نیستند.

در برخی منابع یونانی‌مآب، خانهٔ چهارم به والدین به‌طور کلی مربوط می‌شود و تفکیک ثابتی میان پدر و مادر دیده نمی‌شود. در برخی منابع دیگر، از جمله والنس، پدر به‌طور مشخص در شمار دلالت‌های این خانه قرار دارد.

در سنت اسلامی، نام بیت‌الآباء و احکام قبیصی خانهٔ چهارم را به‌ویژه با پدران مرتبط می‌کند.[۶] بیرونی تعبیر فراگیرتری دارد و «پدر و مادر» و «پدربزرگ و مادربزرگ» را در این خانه می‌آورد.[۱۰]

در اختربینی اروپایی سده‌های میانه و آغاز دورهٔ جدید نیز خانهٔ چهارم غالباً خانهٔ پدر و خانهٔ دهم خانهٔ مادر دانسته می‌شد. ویلیام لیلی در سدهٔ هفدهم این تقسیم را صریحاً به کار می‌برد.[۱۱]

در بخش بزرگی از اختربینی جدید غربی، این انتساب معکوس شده و خانهٔ چهارم را بیشتر با مادر یا «والد پرورش‌دهنده» و خانهٔ دهم را با پدر یا «والد اجتماعی و صاحب اقتدار» مرتبط می‌کنند. این برداشت جدید را نباید به منابع اسلامی یا اروپایی پیشامدرن نسبت داد.

زمین، خانه و املاک

زمین و اموال غیرمنقول از کهن‌ترین دلالت‌های خانهٔ چهارم‌اند. این موضوع خانهٔ چهارم را از خانهٔ دوم متمایز می‌کند؛ خانهٔ دوم در بیشتر سنت‌های غربی و اسلامی به اموال منقول و معاش شخص مربوط بود، در حالی که خانهٔ چهارم زمین، خانه‌ها، مزارع و ساختمان‌ها را در بر می‌گرفت.

قبیصی واژهٔ «عقارات» را در تعریف این خانه به کار می‌برد که به املاک ثابت و غیرمنقول اشاره دارد.[۶]

بیرونی نیز موارد زیر را به خانهٔ چهارم نسبت می‌دهد:

  • املاک و مستغلات؛
  • کشتزارها؛
  • خانه‌ها؛
  • منابع و تأسیسات آب‌رسانی.[۱۰]

در سنت اروپایی، دامنهٔ این مفهوم گسترده‌تر شده و زمین، کیفیت خاک، ساختمان‌ها، باغ‌ها، مزارع، کشاورزی و مالکیت ملک را نیز شامل می‌شود.[۱۲]

گنج، معدن و چیزهای پنهان

قرارگرفتن نمادین خانهٔ چهارم «زیر زمین» سبب شده است که گنج‌های مدفون و چیزهای پنهان از دلالت‌های بسیار قدیمی آن باشند.

قبیصی به‌صراحت گنج‌ها و هر امر پوشیده و پنهان را در شمار دلالت‌های این خانه می‌آورد.[۶]

در سنت اروپایی نیز مواردی چون:

  • گنج مدفون؛
  • معدن و مواد معدنی؛
  • سنگ‌ها و گوهرهای زیرزمینی؛
  • چاه‌ها؛
  • منابع آب؛
  • نفت و دیگر منابع زیرزمینی؛

به‌عنوان گسترش همین دلالت سنتی به خانهٔ چهارم نسبت داده شده‌اند.[۱۲]

در اختربینی پرسشی، همین ارتباط سبب می‌شد در پرسش‌هایی دربارهٔ اشیای دفن‌شده، گنج یا حتی محل چیزی که پنهان شده بود، خانهٔ چهارم مورد توجه قرار گیرد.

پایان امور

یکی از دلالت‌های مهم و نسبتاً ویژهٔ خانهٔ چهارم عاقبت یا پایان امور است. قبیصی صریحاً «عواقب» را در تعریف این خانه می‌آورد و خداوند سوم مثلثه را، در روش منسوب به زادان‌فرخ اندرزگر، دال بر «عاقبت امر» می‌داند.[۶]

در اختربینی پرسشی، این اصل به صورت قاعده‌ای مشهور درآمد که خانهٔ چهارم می‌تواند پایان یا نتیجهٔ نهایی مسئله را نشان دهد. برای نمونه، در پرسشی دربارهٔ خرید ملک، نزاع، سفر یا معامله، وضعیت خانهٔ چهارم و خداوند آن برای داوری دربارهٔ فرجام موضوع نیز بررسی می‌شد.[۱۲]

این دلالت با موقعیت خانهٔ چهارم در پایین زایچه و تصور «فرود آمدن» یا «به قرار رسیدن» امر ارتباط داده شده است.

مرگ، قبر و امور پس از مرگ

اگرچه خانهٔ هشتم خانهٔ اصلی مرگ در بسیاری از سنت‌هاست، خانهٔ چهارم نیز از دیرباز با پایان زندگی، قبر، دفن و وضعیت پس از مرگ ارتباط داشته است.

بیرونی در فهرست خود دو دلالت مشخص می‌آورد: «آنچه پس از مرگ روی می‌دهد» و «آنچه بر مردگان می‌گذرد».[۱۰]

ابومعشر نیز مواردی چون مرگ، دفن، بیرون‌آوردن جسد از قبر و دیگر وضعیت‌های مربوط به مردگان را در حوزهٔ این خانه می‌آورد.[۱۳]

در سنت اروپایی نیز قبر، محل دفن و شرایط پایان زندگی از دلالت‌های خانهٔ چهارم باقی ماندند.

بنابراین باید میان دو مفهوم فرق گذاشت: خانهٔ هشتم بیشتر با مرگ و علت‌های آن مرتبط بود، در حالی که خانهٔ چهارم می‌توانست بر پایان زندگی، قبر، دفن و آنچه پس از مرگ رخ می‌دهد دلالت کند.

خاندان، تبار و نسب

بیرونی دانش نسب را یکی از دلالت‌های خانهٔ چهارم می‌شمارد.[۱۰] این دلالت با ارتباط خانه با والدین، پدربزرگ و مادربزرگ و اخلاف سازگار است.

از همین حوزه، مفاهیمی چون:

  • نیاکان؛
  • خاندان؛
  • تبار؛
  • میراث خانوادگی؛
  • سرزمین نیاکان؛
  • نام و پیشینهٔ خانوادگی؛

در منابع بعدی با خانهٔ چهارم ارتباط یافته‌اند.

در اختربینی جدید این مفهوم اغلب با اصطلاحاتی چون «ریشه‌های خانوادگی»، «خانوادهٔ اصلی» و «الگوهای به‌ارث‌رسیدهٔ خانوادگی» بیان می‌شود. دو مورد اخیر بیشتر صورت‌بندی روان‌شناختی جدیدند و نباید عیناً به متون قدیمی نسبت داده شوند.

شهر، سرزمین و وطن

ارتباط خانهٔ چهارم با زمین تنها به ملک خصوصی محدود نبود. در برخی متون اسلامی، شهرها، زمین‌ها و سرزمین نیز از دلالت‌های آن به‌شمار می‌رفتند.

قبیصی از زادان‌فرخ اندرزگر نقل می‌کند که دومین خداوند مثلثهٔ بیت‌الآباء بر شهرها و زمین‌ها دلالت دارد.[۶]

در منابع اروپایی نیز شهر، روستا، زمین و سرزمین محل پرسش به خانهٔ چهارم نسبت داده شده‌اند. این زمینه در اختربینی جهان‌نما به دلالت‌هایی مانند خاک کشور، کشاورزی، منابع زمینی، معادن و ساختمان‌های عمومی گسترش یافته است.

خداوندان مثلثه

روش استفاده از خداوندان مثلثه برای تفصیل دلالت خانه‌ها در آثار دورهٔ اسلامی ثبت شده و قبیصی یکی از روشن‌ترین نمونه‌ها را برای خانهٔ چهارم به زادان‌فرخ اندرزگر نسبت می‌دهد.

بر پایهٔ این روایت:

خداوند مثلثه دلالت در خانهٔ چهارم
خداوند نخست پدران
خداوند دوم شهرها و زمین‌ها
خداوند سوم عاقبت امور و زندان

این تقسیم نمونه‌ای از شیوهٔ سنتی‌ای است که در آن سه خداوند مثلثه برای جداکردن موضوعات گوناگون یک خانه از یکدیگر به کار گرفته می‌شدند.[۶]

زندان

ذکر زندان در دلالت خداوند سوم مثلثهٔ خانهٔ چهارم نزد زادان‌فرخ اندرزگر ممکن است در نگاه نخست غیرمنتظره باشد، زیرا زندان بیشتر با خانهٔ دوازدهم شناخته می‌شود.

با این حال، در منابع قدیم چند خانه ممکن بود از زاویه‌های متفاوت بر یک موضوع دلالت کنند. ارتباط زندان با خانهٔ چهارم احتمالاً در مجموعهٔ دلالت‌های «پایان کار»، «بسته‌شدن»، «زیر زمین» و امور پنهان قرار می‌گرفت، در حالی که خانهٔ دوازدهم به‌طور عمومی‌تر با حبس، دشمنان پنهان و محنت ارتباط داشت.

بنابراین ذکر زندان در اینجا باید به‌عنوان یک قاعدهٔ خاص در روش منسوب به زادان‌فرخ اندرزگر فهمیده شود، نه اینکه خانهٔ چهارم خانهٔ اصلی زندان در تمام سنت‌های اختربینی باشد.

خداوند خانهٔ چهارم

در داوری سنتی، علاوه بر خود خانهٔ چهارم، خداوند خانهٔ چهارم اهمیت داشت. این خداوند، اختری است که بر برج واقع در خانهٔ چهارم فرمانروایی دارد.

در روش برج کامل، خداوند چهارمین برج از طالع خداوند خانهٔ چهارم است. در بسیاری از روش‌های ربعی، برج واقع بر رأس خانهٔ چهارم برای تعیین خداوند آن به کار می‌رود.

عامل کاربرد در احکام سنتی
برج خانهٔ چهارم تعیین خداوند خانه و کیفیت‌های منسوب به امور آن
خداوند خانهٔ چهارم یکی از دلایل اصلی والدین، زمین، ملک و عاقبت امور
جایگاه خداوند خانه برای تعیین حوزه‌ای که امور خانهٔ چهارم به آن مرتبط دانسته می‌شد
قوت و ضعف خداوند برای داوری سنتی دربارهٔ وضعیت ملک، خاندان یا پایان کار
اختران واقع در خانهٔ چهارم از عوامل تعدیل‌کننده یا تقویت‌کنندهٔ دلالت‌های خانه
نظرهای وارد بر خانه یا خداوند آن از عوامل مورد استفاده در داوری سنتی
خداوندان مثلثه برای تفصیل پدران، زمین و شهرها و عاقبت امور در روش منسوب به زادان‌فرخ اندرزگر

این قواعد بخشی از نظام تاریخی اختربینی‌اند و اعتبار تجربی ندارند.

خانهٔ چهارم و والدین

اختلاف سنت‌ها دربارهٔ انتساب پدر و مادر به خانه‌های چهارم و دهم از نکات مهم تاریخ دلالت خانه‌هاست.

سنت یا منبع دلالت والدین
برخی منابع یونانی‌مآب هر دو والد با خانهٔ چهارم مرتبط‌اند
والنس پدر از دلالت‌های خانهٔ چهارم است
بیرونی پدر و مادر و نیز پدربزرگ و مادربزرگ در خانهٔ چهارم
قبیصی «پدران» از دلالت‌های اصلی خانهٔ چهارم
ویلیام لیلی خانهٔ چهارم برای پدر؛ خانهٔ دهم برای مادر
اختربینی هندی خانهٔ چهارم به‌طور برجسته با مادر مرتبط است
بخش بزرگی از اختربینی جدید غربی خانهٔ چهارم معمولاً مادر یا والد پرورش‌دهنده؛ خانهٔ دهم معمولاً پدر یا والد صاحب اقتدار

ازاین‌رو بیان مطلق اینکه «خانهٔ چهارم خانهٔ مادر است» یا «خانهٔ چهارم خانهٔ پدر است» بدون مشخص‌کردن سنت تاریخی، دقیق نیست.

کاربرد در شاخه‌های مختلف اختربینی

شاخه دلالت خانهٔ چهارم
اختربینی زادروزی والدین و نیاکان، خاندان، زمین و خانه، تبار، پایان زندگی و شرایط پس از مرگ
اختربینی پرسشی پدر، زمین و ملک، ساختمان، کشاورزی، چیزهای مدفون، پایان مسئله و محل اشیای پنهان
اختربینی جهان‌نما زمین و خاک کشور، کشاورزی، محصولات زمینی، املاک، معادن، منابع زیرزمینی و برخی مسائل شهری
پرسش‌های خرید و فروش ملک خود ملک، زمین، ساختمان و وضعیت نهایی معامله
جنگ و محاصره شهر یا قلعه‌ای که مورد حمله قرار گرفته است، در برخی روش‌های سنتی
اختربینی پزشکی سینه و ناحیهٔ ریه‌ها در سنت اروپایی

کاربرد در اختربینی پرسشی

خانهٔ چهارم در اختربینی پرسشی دامنهٔ کاربرد گسترده‌ای داشت، زیرا هم بر زمین و املاک و هم بر پایان مسئله دلالت داده می‌شد.

در پرسش‌های مربوط به ملک، موضوعاتی چون:

  • خرید یا فروش زمین؛
  • وضعیت خانه؛
  • اجاره یا مالکیت؛
  • کیفیت خاک؛
  • باغ و مزرعه؛
  • حدود ملک؛
  • ساختمان و بنا؛
  • اشیای مدفون؛

با خانهٔ چهارم بررسی می‌شدند.[۱۲]

در بسیاری از روش‌های اختربینی پرسشی، همین خانه برای تعیین فرجام کلی پرسش نیز بررسی می‌شد؛ اصطلاح «پایان امر» یا end of the matter در سنت انگلیسی از همین کاربرد ناشی شده است.

کاربرد در اختربینی جهان‌نما

در اختربینی جهان‌نما، دلالت زمین و ملک به سطح یک کشور یا جامعه گسترش داده شده است. در این زمینه، خانهٔ چهارم را با موضوعاتی مانند موارد زیر مرتبط دانسته‌اند:

  • زمین و مالکیت زمین؛
  • کشاورزی و محصولات کشاورزی؛
  • معادن و منابع زیرزمینی؛
  • چاه‌ها و منابع آب؛
  • ساختمان‌ها و بازار املاک؛
  • وضعیت شهرها و سرزمین؛
  • خاک و منابع طبیعی کشور.

برخی نویسندگان این خانه را، به دلیل قرارگرفتن در مقابل خانهٔ دهم، با نیروها یا گروه‌هایی که در برابر حکومت قرار می‌گیرند نیز مرتبط کرده‌اند.[۱۲]

این کاربردها در همهٔ دوره‌ها و مکاتب یکسان نبوده‌اند و برخی از آن‌ها گسترش‌های متأخر دلالت سنتی «زمین و شهر» هستند.

اعضای بدن

در سنت اروپایی اختربینی پزشکی، خانهٔ چهارم به سینه و ناحیهٔ ریه‌ها نسبت داده می‌شد.[۱۲]

برخی منابع جزئی‌تر پستان‌ها، قفسهٔ سینه و پهلوها را نیز در این حوزه قرار می‌دهند. این تناظرها بخشی از پزشکی اختربینی تاریخی‌اند و در پزشکی علمی مبنای پذیرفته‌شده‌ای ندارند.

اختربینی هندی

در اختربینی هندی، خانهٔ چهارم معمولاً سوکهه‌بهاوا، به معنای «خانهٔ آسایش یا خوشی»، نامیده می‌شود و نام‌هایی چون ماتری‌بهاوا، یعنی «خانهٔ مادر»، نیز برای آن به کار می‌رود.

در منابع جیوتیش، دلالت‌های اصلی خانهٔ چهارم شامل موارد زیر است:

  • مادر؛
  • خانه و محل سکونت؛
  • زمین و ملک؛
  • خویشاوندان؛
  • آسایش و رضایت؛
  • وسایل نقلیه؛
  • بناها و دارایی‌های غیرمنقول؛
  • آموزش و دانش در برخی منابع.

در بریهات پراشرا هورا شاسترا، وسیلهٔ نقلیه، خویشاوندان، مادر، خوشی، گنج، زمین و بناها از امور مربوط به خانهٔ چهارم شمرده شده‌اند.[۱۴]

این سنت از نظر برجسته‌کردن مادر با بسیاری از متون اسلامی و اروپایی پیشامدرن که پدر را در خانهٔ چهارم قرار می‌دادند تفاوت دارد.

دلالت‌های جدید

در اختربینی سده‌های بیستم و بیست‌ویکم، معنای خانهٔ چهارم از زمین، والدین و خاندان به حوزه‌ای روان‌شناختی‌تر گسترش یافته است.

از جمله مفاهیمی که در نوشته‌های جدید به آن نسبت داده می‌شوند:

  • خانوادهٔ اصلی؛
  • محیط خانه در کودکی؛
  • ریشه‌های خانوادگی؛
  • احساس تعلق؛
  • امنیت عاطفی؛
  • زندگی خصوصی؛
  • خاطرات خانوادگی؛
  • الگوهای به‌ارث‌رسیده از خانواده؛
  • «بنیاد عاطفی» شخصیت.

این مفاهیم تا اندازه‌ای ادامهٔ دلالت‌های قدیمی‌تر «خانه، خاندان و نیاکان» هستند، اما زبان روان‌شناختی آن‌ها جدید است. برای مثال، تعبیر خانهٔ چهارم به‌عنوان «ریشهٔ عاطفی شخصیت» را نباید مستقیماً به بیرونی، قبیصی یا متون یونانی‌مآب نسبت داد.[۱۲]

نسبت با خانهٔ دهم

خانهٔ چهارم و خانهٔ دهم دو سوی محور عمودی زایچه را تشکیل می‌دهند.

خانهٔ چهارم خانهٔ دهم
وتدالارض وسط‌السماء
پایین زایچه بالای زایچه
خانه و زمین قدرت، مقام و جایگاه عمومی
خاندان و نیاکان فرمانروایی و پیشه
زندگی خصوصی در تعبیر جدید زندگی عمومی در تعبیر جدید
یکی از والدین والد دیگر در برخی سنت‌ها
بنیاد و خاستگاه نمود و جایگاه اجتماعی
پایان امور عمل و دستاورد آشکار

این تقابل، به‌ویژه در اختربینی جدید، به صورت محور «خصوصی ـ عمومی» یا «خانه ـ حرفه» تفسیر شده است؛ این صورت‌بندی روان‌شناختی را نباید بدون قید به متون قدیمی تعمیم داد.

نسبت با سرطان و ماه

در بسیاری از کتاب‌ها و وبگاه‌های جدید، خانهٔ چهارم به دلیل چهارمین‌بودن با برج سرطان و ماه متناظر دانسته می‌شود. گاه حتی ماه «فرمانروای طبیعی خانهٔ چهارم» معرفی می‌شود.

این تناظر بخشی از دستگاه آموزشی متأخر تطبیق ترتیبی خانه‌ها با بروج است و قاعده‌ای همگانی در سنت تاریخی نیست.

در دستگاه فرح‌های اختران هیچ‌یک از هفت اختر سنتی در خانهٔ چهارم فرح ندارد. در سنت ویلیام لیلی نیز سرطان و خورشید «هم‌دلیلان» این خانه دانسته می‌شوند، نه ماه به‌عنوان فرمانروای ثابت.[۱۱]

خداوند واقعی خانهٔ چهارم در هر زایچه به برجی بستگی دارد که خانهٔ چهارم در آن واقع شده است. برای نمونه:

  • اگر خانهٔ چهارم در سرطان باشد، ماه خداوند آن است؛
  • اگر در جدی باشد، زحل؛
  • اگر در حمل باشد، مریخ؛
  • اگر در میزان باشد، زهره.

بنابراین رابطهٔ ثابت «خانهٔ چهارم = سرطان = ماه» را باید از مفهوم سنتی خداوند خانه جدا دانست.

تفاوت دلالت‌های قدیم و جدید

دلالت‌های قدیمی‌تر دلالت‌های پررنگ‌تر در اختربینی جدید
پدران یا والدین مادر یا والد پرورش‌دهنده در بسیاری از مکاتب
نیاکان و نسب ریشه‌های خانوادگی و الگوهای خانوادگی
زمین و املاک خانه و محیط خانوادگی
شهرها و سرزمین‌ها احساس تعلق به مکان
گنج و امور پنهان ناخودآگاه و زندگی خصوصی در برخی مکاتب
پایان امور بنیاد روانی و عاطفی
پایان زندگی و امور پس از مرگ خاطرات و تجربه‌های آغاز زندگی

ستون دوم عمدتاً حاصل تحول‌های متأخر در اختربینی روان‌شناختی و انسان‌گرایانه است و نباید عیناً به منابع یونانی‌مآب، ایرانی یا اسلامی نسبت داده شود.

جستارهای وابسته

پانویس

  1. ↑ محمد باقری، مریم زمانی و زینب کریمیان، «واژگان کهن نجوم و احکام نجوم»، میراث علمی اسلام و ایران، پیوست شمارهٔ ۳، مدخل «بیت».
  2. ↑ Paul R. Thagard, “Why Astrology is a Pseudoscience,” PSA: Proceedings of the Biennial Meeting of the Philosophy of Science Association, 1978, pp. 223–234.
  3. ↑ Shawn Carlson, “A Double-blind Test of Astrology,” Nature, vol. 318, 1985, pp. 419–425, doi:10.1038/318419a0.
  4. ↑ Chris Brennan, Hellenistic Astrology: The Study of Fate and Fortune, Denver: Amor Fati Publications, 2017, بخش خانه‌ها.
  5. ↑ محمد بن احمد خوارزمی، مفاتیح العلوم، بخش احکام نجوم؛ متن عربی: «والرابع بيت الآباء».
  6. 1 2 3 4 5 6 7 8 9 ابوالصقر عبدالعزیز بن عثمان قبیصی، المدخل إلى صناعة أحكام النجوم، بخش ۱٫۶۰؛ نیز Charles Burnett, Keiji Yamamoto and Michio Yano, Al-Qabīṣī (Alcabitius): The Introduction to Astrology: Editions of the Arabic and Latin Texts and an English Translation, London: The Warburg Institute, 2004.
  7. ↑ علی‌اکبر دهخدا، لغت‌نامهٔ دهخدا، مدخل «بیت الآباء».
  8. ↑ Paulus Alexandrinus, Introduction to Astrology, trans. Robert Schmidt, Project Hindsight, 1993.
  9. ↑ Vettius Valens, Anthologies, Book II؛ ترجمه و بحث در Chris Brennan, Hellenistic Astrology: The Study of Fate and Fortune, 2017.
  10. 1 2 3 4 5 Abu Rayhan al-Biruni, The Book of Instruction in the Elements of the Art of Astrology, trans. R. Ramsay Wright, London: Luzac & Co., 1934, §461.
  11. 1 2 3 William Lilly, Christian Astrology, London, 1647, pp. 52–53.
  12. 1 2 3 4 5 6 7 Deborah Houlding, “The 4th House,” The Houses: Temples of the Sky, 1996.
  13. ↑ Abū Maʿshar, The Great Introduction to Astrology, Book VI, ed. and trans. Keiji Yamamoto and Charles Burnett, Leiden: Brill, 2019, بخش دلالت خانهٔ چهارم.
  14. ↑ Bṛhat Parāśara Horā Śāstra, trans. R. Santhanam, Ranjan Publications، بخش احکام بهاواها و خانهٔ چهارم.

منابع

  • ابوریحان بیرونی، التفهیم لاوائل صناعة التنجیم؛ ترجمهٔ انگلیسی: R. Ramsay Wright, The Book of Instruction in the Elements of the Art of Astrology, London: Luzac & Co., 1934.
  • محمد بن احمد خوارزمی، مفاتیح العلوم، بخش احکام نجوم.
  • ابوالصقر عبدالعزیز بن عثمان قبیصی، المدخل إلى صناعة أحكام النجوم.
  • Charles Burnett, Keiji Yamamoto and Michio Yano, Al-Qabīṣī (Alcabitius): The Introduction to Astrology: Editions of the Arabic and Latin Texts and an English Translation, London: The Warburg Institute, 2004.
  • Abū Maʿshar, The Great Introduction to Astrology, ed. and trans. Keiji Yamamoto and Charles Burnett, Leiden: Brill, 2019.
  • Chris Brennan, Hellenistic Astrology: The Study of Fate and Fortune, Denver: Amor Fati Publications, 2017.
  • Chris Brennan, “The Planetary Joys and the Origins of the Significations of the Houses and Triplicities,” The International Astrologer, 42/1, 2013, pp. 27–42.
  • William Lilly, Christian Astrology, London, 1647.
  • Deborah Houlding, The Houses: Temples of the Sky, 1996.
  • Bṛhat Parāśara Horā Śāstra, trans. R. Santhanam, Ranjan Publications.
  • Paul R. Thagard, “Why Astrology is a Pseudoscience,” PSA: Proceedings of the Biennial Meeting of the Philosophy of Science Association, 1978, pp. 223–234.
  • Shawn Carlson, “A Double-blind Test of Astrology,” Nature, 318, 1985, pp. 419–425.