مبتز

مُبْتَزّ یا چیره (عربی: المبتزّ؛ در لاتینیِ قرون وسطی: Almuten، همچنین Almutem و Almutez) در اختربینی، اختری است که از میان چند اخترِ دارای خداوندی یا حظ بر یک موضع یا موضوع، بیشترین اختیار و برتری را به دست می‌آورد. در یکی از روش‌های رایج دورهٔ اسلامی، خداوندان بیت، شرف، مثلثه، حد و وجه با یکدیگر سنجیده می‌شوند و اختری که مجموع حظ یا قوت بیشتری داشته باشد، مبتز آن موضع یا موضوع شمرده می‌شود.[۱] ابوریحان بیرونی در التفهیم مبتز را «چیره» می‌خواند و آن را به دو گونهٔ مبتز مطلق و مبتز مقید تقسیم می‌کند

مبتز ممکن است برای یک درجه، یک خانه، یک موضوع مشخص یا مجموعه‌ای از نقاط مهم زایچه تعیین شود. از این رو، مبتز لزوماً همان خداوند طالع، خداوند برج یا خداوندِ اختر نیست. در احکام موالید نیز اصطلاح «مبتز مولد» برای اختری به کار رفته که بر مجموعه‌ای از نقاط اصلی زایچه بیشترین اختیار دارد.

واژهٔ «مبتز» در کاربرد فنی خود به معنای اختری است که بر رقیبان «غلبه» می‌کند یا در میان آنها برتری می‌یابد. این اصطلاح در انتقال آثار احکام نجوم از عربی به لاتینی در سده‌های میانه به صورت‌هایی درآمد که مشهورترین آنها Almuten بود.[۲]

مفهوم

هر درجه از منطقةالبروج می‌تواند هم‌زمان چند خداوند داشته باشد. یک اختر ممکن است خداوند بیت آن درجه باشد، اختر دیگری در آنجا شرف داشته باشد، و خداوندان مثلثه، حد و وجه نیز اختران دیگری باشند. در چنین حالتی برای تعیین اینکه کدام اختر بیشترین اختیار را بر آن موضع دارد، خداوندان حظوظ با یکدیگر مقایسه می‌شوند.

در روش امتیازی، به هر گونهٔ خداوندی مقداری قوت داده می‌شود و مجموع قوت هر اختر محاسبه می‌شود. اختری که بیشترین مجموع را به دست آورد «مبتز» است. از این جهت، مبتز با خداوند سادهٔ برج تفاوت دارد: خداوند برج تنها از بیت مشخص می‌شود، اما در تعیین مبتز چند نوع از حظوظ می‌توانند هم‌زمان دخالت داشته باشند.[۱]

قبیصی افزون بر تعیین مبتز یک موضع، دربارهٔ یافتن مبتز یک «امر» یا موضوع نیز توضیح می‌دهد. در چنین داوری‌ای، خداوندان خانهٔ مربوط به موضوع، اختری که طبیعتاً بر آن موضوع دلالت می‌کند و در مواردی سهم مربوط به آن بررسی می‌شوند و اختری که در مجموع اختیار بیشتری دارد برگزیده می‌شود.[۱]

روش سنجش حظوظ

یکی از مشهورترین روش‌های تعیین مبتز در سنت دورهٔ اسلامی در اثر قبیصی آمده است. در این روش، قوت خداوندان پنج حظ اصلی چنین سنجیده می‌شود:[۱]

گونهٔ خداوندی قوت
خداوند بیت ۵
خداوند شرف ۴
خداوند مثلثه ۳
خداوند حد ۲
خداوند وجه ۱

قبیصی خود یادآور می‌شود که این ترتیب در میان همهٔ اختربینان یکسان نبوده و برخی خداوند حد را بر خداوند مثلثه مقدم می‌داشتند.[۱]

ابوریحان بیرونی نیز در التفهیم از شیوهٔ جمع حظوظ برای یافتن اختر غالب سخن می‌گوید، اما در ترتیب گزارش‌شدهٔ او بیت پنج، شرف چهار، حد سه، مثلثه دو و وجه یک سهم دارد.[۳]

مقایسهٔ دو ترتیب
حظ قبیصی گزارش بیرونی
بیت ۵ ۵
شرف ۴ ۴
مثلثه ۳ ۲
حد ۲ ۳
وجه ۱ ۱

این اختلاف نشان می‌دهد که محاسبهٔ مبتز یک نظام کاملاً یکسان و ثابت در همهٔ متون احکام نجوم نبوده است.

بیرونی همچنین تأکید می‌کند که شمار حظوظ به‌تنهایی همیشه برای ترجیح یک اختر کافی نیست و نظر و دیگر شرایط می‌توانند در داوری دخالت کنند. برای نمونه، در صورت برابری قوت دو اختر، وجود ارتباط و نظر مناسب می‌تواند موجب ترجیح یکی بر دیگری شود.[۳]

مبتز مولد

در احکام موالید، مبتز می‌تواند نه فقط برای یک درجه، بلکه برای مجموعه‌ای از نقاط اصلی زایچه تعیین شود. قبیصی پس از بحث هیلاج و کدخدا، از اختری سخن می‌گوید که بر زایش یا مولد غلبه دارد و آن را مبتز می‌خواند.[۱]

برای یافتن این مبتز، اختیار اختران بر چند موضع مهم سنجیده می‌شود:

اختری که بر چند مورد از این مواضع، از راه فراوانی حظوظ، بیشترین ریاست یا اختیار را داشته باشد، مبتز مولد به شمار می‌رود. قبیصی آن را، پس از هیلاج و کدخدا، یکی از دلایل مهم برای داوری دربارهٔ احوال مولود معرفی می‌کند و می‌گوید برخی اختربینان حتی در بعضی کاربردهای مربوط به عمر از آن به جای کدخدا استفاده می‌کردند.[۱]

این کاربرد را نباید با خداوند طالع یکی دانست. خداوند طالع صرفاً خداوند برجی است که طالع در آن قرار دارد، در حالی که برای تعیین مبتز مولد چند موضع و چند نوع حظ با یکدیگر سنجیده می‌شوند.

مبتز و کدخدا

مبتز و کدخدا مفاهیمی نزدیک‌اند، اما دامنهٔ آنها یکی نیست. در روش تعیین طول عمر، کدخدا اختری است که بر موضع هیلاج اختیار دارد و شرایط لازم برای ارتباط با آن را داراست.

در برخی منابع و فرهنگ‌های فارسی، کدخدا صریحاً «کوکب مبتز بر هیلاج» تعریف شده است؛ یعنی اختری که در میان خداوندان موضع هیلاج بر دیگران غلبه دارد.[۴] در این تعبیر، «مبتز» وصف رابطهٔ آن اختر با موضع هیلاج است. بااین‌حال، مفهوم عام مبتز بسیار گسترده‌تر است و ممکن است برای هر درجه، خانه، موضوع یا مجموعه‌ای از نقاط زایچه تعیین شود.

از این رو هر کدخدا در این تعریف مبتزِ موضع هیلاج است، اما هر مبتز کدخدا نیست.

کاربرد در موضوعات مختلف

مبتز منحصر به احکام موالید نبود. در سنت احکام نجوم دورهٔ اسلامی و سپس سنت لاتینی، روش یافتن اختر غالب می‌توانست برای موضوع‌های مختلف به کار رود؛ از جمله خانه‌های زایچه، سهم‌ها، پرسش‌ها و موضوع‌های خاص.

قبیصی دستور کلی می‌دهد که برای یافتن اختر مسلط بر یک موضوع، باید اختیار اختران بر خانهٔ آن موضوع و دیگر دلایل مربوط به آن سنجیده شود.[۱] همین قابلیت سبب شد که مفهوم مبتز بعدها در اختربینی پرسشی و اختیار وقت نیز به کار گرفته شود.

پیشینه

اندیشهٔ انتخاب اختری غالب از میان چند خداوند پیش از تدوین روش امتیازی دورهٔ اسلامی نیز سابقه داشت. در آثار یونانی، در موقعیت‌های مختلف از اختری که بر دیگر خداوندان یا دلایل غلبه دارد سخن گفته شده است؛ بااین‌حال، نظام عددیِ ثابت برای سنجش پنج حظ از ویژگی‌های توسعه‌یافته در سنت عربی‌زبان دورهٔ اسلامی بود.[۲]

بنجامین دایکس بر پایهٔ بررسی متون سده‌های نخست اسلامی، میان مفهوم کلیِ «اختر غالب» و روش متأخرترِ مبتزِ امتیازی تمایز می‌گذارد. به گفتهٔ او، چنین نظام امتیازی در آثار بازماندهٔ سهل بن بشر و ماشاءالله ابن اثری دیده نمی‌شود، اما در اثر یعقوب بن اسحاق کندی در سدهٔ سوم هجری به‌صراحت به کار رفته است.[۲]

دایکس همچنین بر پایهٔ گزارشی از ابوبکر، پزشک و اختربین سدهٔ سوم هجری، پیشنهاد کرده است که شکل امتیازی این روش ممکن است در اوایل سدهٔ سوم هجری و در محیط اختربینانی چون ابوالعنبس صیمری پدید آمده باشد. در آن گزارش، به روشی منسوب به عمر طبری اشاره شده که در آن پنج سهم به خداوند بیت و سهم‌های کمتر به دیگر خداوندان داده می‌شد. دایکس این شواهد را مبنای این فرض قرار داده که صورت امتیازی مبتز احتمالاً میان حدود سال‌های ۸۰۰ تا ۸۴۰ میلادی شکل گرفته است؛ این تاریخ‌گذاری یک پیشنهاد پژوهشی است و نه تاریخی قطعی برای پیدایش اصل مفهوم.[۲]

اثر قبیصی، که در سده‌های میانه به لاتینی ترجمه شد و در اروپا رواج فراوان یافت، نقش مهمی در انتقال روش مبتز به اختربینی لاتینی داشت.[۱][۲] اصطلاح عربی «المبتز» در نسخه‌ها و ترجمه‌های لاتینی به صورت‌های گوناگون درآمد و صورت «آلموتن» در ادبیات اختربینی اروپایی تثبیت شد.

تمایز از اصطلاحات نزدیک

اصطلاح شیوهٔ تعیین تفاوت با مبتز
خداوند برج از بیتِ ثابت هر برج تنها یکی از حظوظ را نشان می‌دهد؛ مبتز می‌تواند با سنجش چند حظ تعیین شود.
خداوند طالع خداوند برج طالع مستقیماً از طالع به دست می‌آید؛ مبتز مولد از چند موضع زایچه محاسبه می‌شود.
خداوند اختر خداوند برجی که اختر دیگری در آن قرار گرفته است رابطهٔ یک اختر با خداوند بیتِ جایگاه آن است و نیازی به سنجش چند حظ ندارد.
کدخدا خداوندِ واجد شرایط بر موضع هیلاج کاربرد تخصصی در روش‌های طول عمر دارد؛ در برخی منابع «مبتز بر هیلاج» تعریف شده است.
مستولی بسته به روش و مؤلف، اختر دارای غلبه یا اختیار بر موضع یا زایچه دامنهٔ معنایی آن با مبتز هم‌پوشانی دارد، اما در همهٔ متون الزاماً به روش امتیازی مبتز اشاره نمی‌کند.

جستارهای وابسته

پانویس

  1. 1 2 3 4 5 6 7 8 9 ابوالصقر قبیصی (2004). "کتاب یکم، بند 22؛ کتاب چهارم، بند 7". In چارلز برنت; کیجی یاماموتو; میچیو یانو (eds.). Al-Qabīṣī (Alcabitius): The Introduction to Astrology (in English). لندن؛ تورین: مؤسسهٔ واربورگ؛ نینو آراگنو. ISBN 085481132X.
  2. 1 2 3 4 5 دایکس, بنجامین (2010). "Medieval Astrology" (PDF). NCGR Research Journal (in English). 1 (1): 35–42.
  3. 1 2 بیرونی, ابوریحان (1934). "بند 495". The Book of Instruction in the Elements of the Art of Astrology (in English). Translated by رابرت رمزی رایت. لندن: لوزاک.
  4. ↑ «کدخداه». لغت‌نامهٔ دهخدا.

منابع

  • ابوالصقر قبیصی (2004). چارلز برنت; کیجی یاماموتو; میچیو یانو (eds.). Al-Qabīṣī (Alcabitius): The Introduction to Astrology (in English). لندن؛ تورین: مؤسسهٔ واربورگ؛ نینو آراگنو. ISBN 085481132X.
  • بیرونی, ابوریحان (1934). The Book of Instruction in the Elements of the Art of Astrology (in English). Translated by رابرت رمزی رایت. لندن: لوزاک.
  • دایکس, بنجامین (2010). "Medieval Astrology" (PDF). NCGR Research Journal (in English). 1 (1): 35–42.