صور درجات فلک
صورِ درجات یا صورِ درجِ فلک در اختربینی، مجموعههایی از صورتها، پیکرهها یا تصاویر نمادین منسوب به درجههای منطقةالبروج هستند. در کاملترین صورت این دستگاه، هر یک از ۳۶۰ درجهٔ منطقةالبروج ــ سی درجه برای هر یک از دوازده برج ــ دارای صورتی ویژه است و برای آن صورت، دلالتی دربارهٔ ویژگیها، سرنوشت یا احوال کسی که آن درجه در طالع او قرار گرفته باشد ذکر میشود.[۱]
شناختهشدهترین متن این سنت در جهان اسلام کتاب فی صور درج الفلک است که به تنکلوشای بابلی نسبت داده شده است. تنکلوشا صورت دگرگونشدهٔ نام تیوکروس بابلی، اختربین یونانی دورهٔ باستان، در سنت اسلامی و فارسی است؛ بااینحال، پژوهشگران انتساب متن ۳۶۰ درجه به خود تیوکروس را معتبر نمیدانند و آن را اثری متأخر و منحول میشمارند.[۱][۲]
صور درجات را نباید با صورِ وجوه یا با صورتهای همطلوع یکی دانست. صور وجوه به ۳۶ بخش دهدرجهای منطقةالبروج مربوطاند، در حالی که صور درجات میتوانند برای تکتک ۳۶۰ درجه صورت مستقل داشته باشند. صورتهای همطلوع نیز در اصل ستارگان یا صورتهای فلکیای هستند که همزمان با درجه یا بخشی از منطقةالبروج طلوع میکنند. این سه سنت در انتقال متون نجومی و اختربینی با یکدیگر آمیخته شدهاند و در برخی منابع شرح آنها در کنار یکدیگر آمده است.[۱]
ساختار
منطقةالبروج در احکام نجوم به دوازده برجِ سیدرجهای تقسیم میشود. در سنت صور درجات، به هر یک از این سی درجه تصویری مستقل نسبت داده میشد. صورت میتوانست انسان، جانور، شیء، گیاه، بنای معماری، پدیدهای طبیعی یا صحنهای مرکب باشد. در متن منسوب به تنکلوشا، توصیف لفظی هر صورت با حکمی دربارهٔ شخصی که طالع ولادت او در آن درجه باشد همراه است.[۱]
در نسخهٔ مصور فارسی این اثر که از دورهٔ صفوی باقی مانده است، صورت هر درجه نخست در متن وصف میشود و سپس تصویر آن میآید؛ در نتیجه مجموع دستگاه، ۳۶۰ صورت را شامل میشود.[۱]
این تصاویر لزوماً نمایش ستارگان واقعی یا صورتهای فلکی نیستند. بسیاری از آنها پیکرههایی خیالی یا نمادیناند که برای بیان دلالتِ منسوب به موضعی از فلک ساخته شدهاند. همین ویژگی سبب شده است که صور درجات هم در تاریخ اختربینی و هم در پژوهش تاریخ تصویرگری و طلسمسازی مورد توجه قرار گیرند.[۱]
صورتهای همطلوع

صورتهای همطلوع (یونانی باستان: παρανατέλλοντα، paranatellonta) در اخترشناسی و اختربینی باستان، ستارگان، بخشهایی از صورتهای فلکی یا صورتهای فلکیای بودند که همزمان با یک درجه، بخش یا وجه از منطقةالبروج از افق برمیآمدند. واژهٔ یونانی paranatellonta در اصل به معنای چیزهایی است که «در کنار» چیز دیگری طلوع میکنند.
در سنت یونانی، فهرستهایی از ستارگان و صورتهای همطلوع با بخشهای منطقةالبروج تدوین شده بود. یکی از مهمترین این سنتها به تیوکروس بابلی نسبت داده میشود. اثر او دربارهٔ صورتهای همطلوعِ ۳۶ وجه یا دههٔ منطقةالبروج در دورهٔ ساسانی به زبان پارسی میانه ترجمه شد و سپس از راه این سنت ایرانی به ادبیات نجومی عربی راه یافت.[۳]
ابوریحان بیرونی در التفهیم میان «صور» و وجوه ارتباط برقرار میکند. او توضیح میدهد که یونانیان، هندیان و بابلیان به هر وجه هنگام طلوع، صورت انسانی یا ایزدی نسبت میدادند و در سنت یونانی، صورتهای فلکی از میان ۴۸ صورت شناختهشده نیز با وجوهی که همزمان با آنها طلوع میکردند مرتبط میشدند.[۴]
ابومعشر بلخی نیز در مقالهٔ ششم المدخل الکبیر مجموعهٔ مفصلی از این صورتها را نقل میکند. او هر برج را به سه وجه دهدرجهای تقسیم میکند و برای آنها سه سنت متفاوت عرضه میکند: نخست سنتی که به ایرانیان، بابلیان و مصریان مربوط میشود؛ دوم سنت هندی؛ و سوم صور وابسته به سنت یونانی بطلمیوس و آراتوس.[۵]
این بخش از المدخل الکبیر بعدها از راه ترجمههای لاتینی ابومعشر به اروپای قرون وسطی راه یافت و در نسخههای مصور کتاب اختربینی ابومعشر نیز بازتاب یافت؛ در این نسخهها صورتها یا بخشهایی از صورتهای فلکی همطلوع با هر وجه به تصویر درآمدهاند.[۶]
با وجود این پیوند تاریخی، «صورتهای همطلوع» با «صور درجات» یکسان نیستند. صورت همطلوع اساساً بر نسبت طلوع یک ستاره یا صورت فلکی با بخشی از منطقةالبروج استوار است، اما در صور درجات ممکن است برای یک درجه تصویری نمادین در نظر گرفته شود که هیچ صورت فلکی واقعی متناظر با آن وجود ندارد.[۱]
تنکلوشا
نام تنکلوشا، تنگلوشا و صورتهای مشابه آن در متون دورهٔ اسلامی به تیوکروس بابلی بازمیگردد. نام تیوکروس در انتقال از خط و زبانهای مختلف دگرگون شد و در فارسی بهویژه صورت «تنگلوشا» شهرت یافت.[۳]
دو گونهٔ متفاوت از ادبیات اختربینی در جهان اسلام به این نام پیوند خوردهاند. نخست، سنت کهنِ صورتهای همطلوعِ وجوه که اصل یونانی آن واقعاً با تیوکروس ارتباط دارد و نسخهای از آن در دورهٔ ساسانی به پارسی میانه ترجمه شده بود. دوم، کتاب صور ۳۶۰ درجه که در منابع عربی به تنکلوشا نسبت داده شده، اما انتساب آن به تیوکروس تاریخی مورد تردید جدی است.[۱]
زِیوا وِسِل گزارش میکند که مانفرد اولمان متن عربی صور درجات منسوب به تنکلوشا را احتمالاً جعل یا تألیفی از سدهٔ دهم و مرتبط با ادبیات موسوم به نبطی میدانست، در حالی که توفیق فهد امکان شکلگیری تدریجی و قدیمیتر این سنت را مطرح کرده است. هیچ متن یونانی اصیلی از تیوکروس که ۳۶۰ درجه را به این شکل توصیف کند شناخته نیست.[۱]
به نظر برخی پژوهشگران، دستگاه صورتهای منفردِ درجات احتمالاً از گسترش تدریجی سنت قدیمیترِ ۳۶ وجه و «کرهٔ بربری» پدید آمده است؛ بااینحال، مسیر دقیق تحول آن روشن نیست.[۱]
صور درجات در جهان اسلام
تنکلوشا تنها سنت شناختهشدهٔ صور درجات در جهان اسلام نبود. منابع سدههای میانه از چند رشتهٔ مختلف از احکام درجهها یاد میکنند. از جمله مجموعههایی به زرتشت، تنکلوشا، طمطم هندی و ابوذاتیس بابلی نسبت داده شدهاند.[۱]
فخر رازی در السر المکتوم فی مخاطبات النجوم چندین دستگاه از درجات را بررسی کرده است. او سنت هندی و مجموعهٔ منسوب به ابوذاتیس بابلی را با تفصیل بیشتری توصیف میکند و از مجموعههای منسوب به زرتشت و تنکلوشا نیز نام میبرد.[۱]
وجود چندین رشتهٔ متفاوت نشان میدهد که «صور درجات» یک جدول واحد و ثابت نبوده، بلکه خانوادهای از دستگاههای احکامی بوده است که در آنها برای درجات منطقةالبروج صورتها و دلالتهای متفاوتی ثبت میشده است.
سنت فارسی
ادبیات مربوط به درجات، برخلاف برخی متون مربوط به صورتهای همطلوعِ اصیل تیوکروس، به فارسی نیز ترجمه شد و در محیط فارسیزبان رواج یافت.[۱]
از ترجمهٔ فارسیِ کتاب تنکلوشا چند نسخه باقی مانده است. مشهورترین آنها نسخهای مصور، مورخ ۱۰۷۴ قمری/۱۶۶۳–۱۶۶۴ میلادی، است که امروزه در موزه رضا عباسی تهران نگهداری میشود. پژوهشگران احتمال دادهاند که این نسخه برای کتابخانهٔ خصوصی شاه عباس دوم تهیه شده باشد.[۱]
نسخهٔ موزهٔ رضا عباسی دارای توصیف و تصویر هر یک از ۳۶۰ درجه است و از این جهت نمونهای کممانند از بقای یک دستگاه کاملِ تصویری صور درجات در فرهنگ ایرانی بهشمار میرود.[۱]
افزون بر آن، دو نسخهٔ مصور فارسی دیگر از دستگاههای درجات شناخته شدهاند که به سنت هندی مربوطاند. یکی در اواخر سدهٔ شانزدهم برای دربار اکبرشاه تهیه شده و دیگری در مجموعهای اختربینی از سدهٔ هفدهم یا هجدهم باقی مانده است.[۱]
متن فارسی تنکلوشا دستکم دو بار در ایران به چاپ رسیده است؛ یکی بر اساس نسخهٔ متعلق به رکنالدین همایونفرخ و دیگری در تصحیح متأخرتری از متن فارسی.[۱]
کاربرد اختربینانه
مهمترین کاربرد صور درجات، افزودن دلالتی اختصاصی به درجهٔ طالع یا دیگر نقاط مهم زایچه بود. در متن تنکلوشا، پس از وصف صورت هر درجه، معمولاً خصوصیات یا سرنوشت شخصی که در آن درجه زاده شود بیان میشود.[۱]
اصل این شیوه بر این تصور استوار بود که هر درجه از فلک دارای خاصیتی ویژه است و صورت منسوب به آن، آن خاصیت را به شکلی محسوس و قابل یادآوری نمایش میدهد. بنابراین تصویر را نباید الزاماً جرمی واقعی در آسمان دانست؛ صورت میتوانست وسیلهای نمادین برای بیان دلالت یک موضع فلکی باشد.
همین برداشت دربارهٔ صورِ وجوه نیز در المدخل الکبیر دیده میشود. ابومعشر توضیح میدهد که پیشینیان این صورتها را نه به این سبب ذکر کردهاند که چنین اجسام و پیکرههایی حقیقتاً با همان شکل در فلک وجود دارند، بلکه برای بیان خواص و دلالتهای مواضع فلکی از آنها بهره گرفتهاند.[۵]
کاربرد در طلسمات
صور درجات در برخی آثار جادوی اختری و طلسمسازی نیز به کار رفتهاند. فخر رازی در السر المکتوم هنگام توضیح ساخت طلسمها از کتابی مصور منسوب به تنکلوشا یاد میکند و صورتهایی را برای مقاصد طلسمی وصف میکند.[۱]
برخی از این توصیفها با تصاویر نسخهٔ فارسی سدهٔ هفدهم تنکلوشا شباهت دارند. برای نمونه، وزل به تصویر اسبی دوبال در درجهٔ بیستویکم بزغاله اشاره میکند که نظیر آن در بخش طلسمیِ اثر فخر رازی نیز وصف شده است.[۱]
در این سنت، صورت فلکی یا درجه تنها نشانهای برای پیشگویی نبود، بلکه تصویر آن میتوانست در ساخت طلسم، همراه با انتخاب زمان، مواد، رنگها و دیگر شرایط نجومی به کار رود. بااینحال، کاربرد همهٔ صور درجات در طلسمسازی ثابت نشده و منابع در این زمینه یکسان نیستند.[۱]
صور درجات و صور وجوه
یکی از عوامل سردرگمی در منابع، شباهت میان صور درجات و صور وجوه است. هر برج ۳۰ درجه دارد، اما به سه وجه دهدرجهای نیز تقسیم میشود. بنابراین یک دستگاه کامل درجات دارای ۳۶۰ واحد، ولی دستگاه وجوه دارای تنها ۳۶ واحد است.
در سنتهای باستانی برای هر وجه نیز صورت انسانی، حیوانی یا ایزدی در نظر گرفته میشد. در منابع اسلامی این صورتها گاه همراه با صورتهای همطلوع آمدهاند و همین امر سبب آمیختگی این دستگاهها شده است.[۵]
ابوریحان بیرونی نیز هنگام توضیح «صور» اساساً از صور وجوه سخن میگوید و تصریح میکند که در سنت یونانی، صور فلکی همطلوع نیز به آنها افزوده میشدهاند.[۷]
بازتاب در ادبیات فارسی
نام تنگلوشا در ادبیات فارسی نیز شهرت یافت و بهتدریج با مفهوم کتابی شگفتانگیز و آکنده از تصاویر آسمانی و خیالی پیوند خورد. نظامی گنجوی در هفت پیکر هنگام توصیف گنبد خورنق از «تنگلوشای صد هزار خیال» یاد میکند.[۱]
اینکه اشارهٔ نظامی دقیقاً به صور درجات، صور وجوه و صورتهای همطلوع، یا به کتابی افسانهای دربارهٔ تصاویر طلسمی اشاره دارد، روشن نیست. وزل هر سه احتمال را بررسی کرده و نتیجه میگیرد که شواهد موجود برای تعیین قطعی منظور نظامی کافی نیست.[۱]
در فرهنگهای فارسی متأخر نیز «تنگلوشا» گاه نام کتابی در صورتگری و نقاشی شمرده شده و حتی با ارژنگ مانی مقایسه شده است. این تحول معنایی احتمالاً از شهرت نسخههای مصور و افسانهای شدن شخصیت تنکلوشا در فرهنگ فارسی تأثیر پذیرفته است.
نسخههای خطی
یکی از نسخههای مهم عربیِ متن منسوب به تنکلوشا در مجموعهٔ مؤسسهٔ نسخههای شرقی سنپترزبورگ با شمارهٔ D 171 نگهداری میشود. فهرست علمی این نسخه، متن را با عنوان کتاب فی صور درج الفلک از «تنکلوشای بابلی» ثبت کرده است.[۲]
نسخهٔ فارسی مصور سال ۱۰۷۴ قمری در موزهٔ رضا عباسی تهران، با ۳۶۰ توصیف و تصویر، مهمترین شاهد مصور فارسی این سنت است.[۱]
جستارهای وابسته
پانویس
- 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 Vesel, Ziva (2011). Johann-Christoph Bürgel; Christine van Ruymbeke (eds.). Teucros in Nizāmī's Haft Paykar (in English). Leiden University Press. pp. 245–252. ISBN 9789087280970.
- 1 2 "St Petersburg, Institut Vostochnykh Rukopiseĭ, D 171". Ptolemaeus Arabus et Latinus (in English). Bavarian Academy of Sciences and Humanities.
- 1 2 "Greece IV. Greek Influence on Persian Thought". Encyclopaedia Iranica (in English).
- ↑ بیرونی، ابوریحان (۱۳۶۷). جلالالدین همایی (ویراستار). التفهیم لاوائل صناعة التنجیم. تهران: هما. ص. ۴۰۴.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - 1 2 3 ابومعشر بلخی (2019). "VI.1". In Keiji Yamamoto; Charles Burnett (eds.). The Great Introduction to Astrology (in English). Vol. 1. Leiden; Boston: Brill.
- ↑ Lippincott, Kristen (2023). The Sloane Fendulus Manuscript: Inheritance and Invention (in English). Barcelona: M. Moleiro Editor. pp. 47–81.
- ↑ بیرونی، ابوریحان (۱۳۶۷). جلالالدین همایی (ویراستار). التفهیم لاوائل صناعة التنجیم. تهران: هما. ص. ۴۰۴.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده)
منابع
- Vesel, Ziva (2011). Johann-Christoph Bürgel; Christine van Ruymbeke (eds.). Teucros in Nizāmī's Haft Paykar (in English). Leiden University Press. pp. 245–252. ISBN 9789087280970.
- ابومعشر بلخی (2019). Keiji Yamamoto; Charles Burnett (eds.). The Great Introduction to Astrology (in English). Vol. 1–2. Leiden; Boston: Brill.
- بیرونی، ابوریحان (۱۳۶۷). جلالالدین همایی (ویراستار). التفهیم لاوائل صناعة التنجیم. تهران: هما.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - "St Petersburg, Institut Vostochnykh Rukopiseĭ, D 171". Ptolemaeus Arabus et Latinus (in English). Bavarian Academy of Sciences and Humanities.
- "Greece IV. Greek Influence on Persian Thought". Encyclopaedia Iranica (in English).
- اختربینی
- تاریخ اختربینی