وتد (اختربینی)

در طالع‌بینی اگر زایچه را مانند دایره‌ای با چهار نقطهٔ اصلی در نظر بگیریم، چهار خانه‌ای که با این نقاط اصلی پیوند دارند خانه‌های وَتَدی نامیده می‌شوند.

بنابراین، در اختربینی، وَتَد[۱] (میخ‌گاه) یا خانهٔ وتدی (انگلیسی: Angular house) به هر یک از چهار خانهٔ یکم، چهارم، هفتم و دهمِ زایچه گفته می‌شود. این چهار خانه با چهار زاویه یا نقطهٔ اصلی زایچه متناظرند: طالع در آغاز خانهٔ یکم، وتدالارض در پیوند با خانهٔ چهارم، وتد غارب در پیوند با خانهٔ هفتم و وسط‌السماء در پیوند با خانهٔ دهم. این چهار نقطه را نیز در متون سنتی احکام نجوم «اوتاد» می‌خواندند.

خانه‌های وتدی در سنت اختربینی از نیرومندترین خانه‌های زایچه به‌شمار می‌روند و اختربینان برای اخترانی که در این خانه‌ها یا نزدیک به اوتاد قرار گرفته‌اند اهمیت ویژه‌ای قائل‌اند. ویلیام لیلی، اختربین انگلیسی سدهٔ هفدهم، در این باره می‌نویسد: «سیاره‌ها در اوتاد، اثرهای خود را نیرومندتر نشان می‌دهند.»[۲]

در احکام سنتی، هر یک از این چهار خانه به گروهی از موضوعات اساسی زندگی نسبت داده می‌شود: خانهٔ یکم به شخص، ظاهر و شیوهٔ رفتار؛ خانهٔ چهارم به خانه، خانواده و ریشه‌ها؛ خانهٔ هفتم به ازدواج، شراکت و روابط با دیگران؛ و خانهٔ دهم به جایگاه اجتماعی، پیشه و اعتبار عمومی. این نسبت‌ها بخشی از دستگاه تفسیری اختربینی‌اند و پشتوانهٔ علمی ندارند.

رمل و اختربینی بر پایهٔ روش‌های تجربی و آزمون‌پذیر علمی استوار نیستند و در دسته‌بندی علوم امروزی، دانش واقعی به‌شمار نمی‌روند، بلکه در شمار شبه‌علم و باورهای کهن جای دارند.

خانه یکم

خانه یکم که در بسیاری موارد (اما نه همیشه) همان طالع است، نشان‌دهندهٔ شخص در نمودار، شخصیت و رفتار اوست. در بیشتر مواقع، طالع می‌تواند بر اختر فرد سایه بیندازد و آن‌ها را تحت‌الشعاع قرار دهد. برای نمونه، فردی که برج اسد در سرآغاز خانه یکم او قرار دارد و نشان خورشیدی او برج سنبله است، می‌تواند بسیار پویا و پرشور باشد، اما بخش سخت‌گیر، کارآمد و فروتن وجودش به آسانی نمایان نخواهد شد، مگر اینکه دیگران بتوانند از ظاهر او عبور کنند و شخصیت واقعی‌اش را بشناسند.

خانه چهارم

خانه چهارم که سرآغاز آن در بسیاری موارد (اما نه همیشه) وتدالارض است، بیانگر خانه، امنیت، خانواده و چیزهایی در آغاز زندگی فرد است که به عنوان بنیان او عمل کرده‌اند. گاهی خانه چهارم با پایان‌ها، مانند پایان زندگی فرد، نیز پیوند دارد. این خانه بیشتر با والدین ما در ارتباط است. برای پیشینیان، این خانه، خانه مادر بود، اما در نمودارهای امروزی، گرایش بر این است که معنای عمومی‌تری در پیوند با والدین داشته باشد.

خانه هفتم

خانه هفتم که سرآغاز آن در بسیاری موارد (اما نه همیشه) وتد غارب است، نشان می‌دهد که فرد به چه نوع شریک زندگی گرایش پیدا می‌کند و به‌طور کلی بیانگر همه شراکت‌هاست. برای اختربینان عصر هلنیستی، خانه هفتم به‌طور کلی خانه‌ای خجسته به‌شمار می‌رفت، به ویژه برای اخترهای سعد، اما مشکلاتی نیز ممکن است از این جایگاه‌ها پدید آید زیرا این خانه محل فرونشستن یا جایی است که خورشید در آن غروب می‌کند.[۳]

خانه دهم

خانه دهم که سرآغاز آن در بسیاری موارد (اما نه همیشه) وسط‌السماء است، به پیشه‌ها، حرفه‌ها، بازده خلاقانه ما و اینکه دوست داریم جهان ما را چگونه ببیند، می‌پردازد. از دیدگاه بطلمیوس، این خانه همچنین جایی بود که اثر فرزندان ما در آن دیده می‌شود.

وتد در رَمل

رمل و اختربینی بر پایهٔ روش‌های تجربی و آزمون‌پذیر علمی استوار نیستند و در دسته‌بندی علوم امروزی، دانش واقعی به‌شمار نمی‌روند، بلکه در شمار شبه‌علم و باورهای کهن جای دارند

در رمل، واژهٔ وتد و مفاهیم وابسته به آن بر پایهٔ تقسیم‌بندی خانه‌ها، عناصر چهارگانه و جایگاه نقطه‌ها کاربردهای گوناگونی دارند: ۱. تقسیم‌بندی خانه‌های شانزده‌گانه

  • خانه‌های وتد (پایه‌ها): خانه‌های ۱، ۴، ۷ و ۱۰ پایه‌های اصلی به‌شمار می‌روند.
  • خانه‌های مایل‌الوتد (رو به میخ‌گاه): خانه‌های ۲، ۵، ۸ و ۱۱ هستند که پس از پایه‌ها قرار می‌گیرند.
  • خانه‌های زایل‌الوتد یا ساقط از وتد (دور از میخ‌گاه): خانه‌های ۳، ۶، ۹ و ۱۲ هستند؛ دلیل این نام‌گذاری این است که این خانه‌ها پرتوی به طالع نمی‌اندازند و پیوند نظری با آن ندارند.
  • خانه‌های وتدالوتد (میخ میخ‌گاه): خانه‌های ۱۳، ۱۴، ۱۵ و ۱۶ را وتدالوتد می‌نامند. در قواعد رمل، مقصود از ضرب اوتاد در شواهد، ضرب شکل‌های مستقر در این خانه‌هاست.

۲. پیوند خانه‌ها با عنصرهای چهارگانه و مرتبه‌های عددی خانه‌ها بر پایهٔ گوهر عنصری به چهار دسته بخش می‌شوند:

  • خانه‌های آتشی: ۱، ۵، ۹ و ۱۳
  • خانه‌های بادی: ۲، ۶، ۱۰ و ۱۴
  • خانه‌های آبی: ۳، ۷، ۱۱ و ۱۵
  • خانه‌های خاکی: ۴، ۸، ۱۲ و ۱۶

نخستین خانه از هر عنصر «وتد»، دومین خانه «مایل‌الوتد»، سومین خانه «زایل‌الوتد» و چهارمین خانه «وتدالوتد» آن عنصر نامیده می‌شود. در محاسبات عددی، وتد نشانگر مرتبهٔ یکان، مایل نشانگر دهگان، زایل نشانگر صدگان و وتدالوتد نشانگر هزارگان است. ۳. توان نقطه در گردش عنصری توان اثرگذاری هر نقطه بسته به قرارگیری در عنصر خود سنجیده می‌شود:

  • اگر نقطه در خانهٔ هم‌عنصر خود باشد، توان وتد (نیرومندترین حالت) دارد.
  • اگر در عنصر دوم خود باشد، توان مایل دارد.
  • اگر در عنصر سوم باشد، در جایگاه زایل (ضعیف) است.
  • اگر در عنصر چهارم باشد، در مرتبهٔ وتدالوتد جای می‌گیرد.

۴. دلالت‌های حکمی و زمانی

  • وتد: نشان‌دهندهٔ ارزش، بزرگی، آوازهٔ فراگیر، برآورده شدن بی‌مانع خواسته و دلالت‌کننده بر زمان حال (پدیده‌ای که اکنون رخ می‌دهد).
  • مایل‌الوتد: نشان‌دهندهٔ ارزش و آوازهٔ میانه، احتمال دستیابی به خواسته و دلالت‌کننده بر زمان آینده.
  • زایل‌الوتد: نشان‌دهندهٔ بی‌ارزشی، گمنامی، دست‌نیافتن به خواسته، سستی و دلالت‌کننده بر زمان گذشته.
  • وتدالوتد: نشان‌دهندهٔ آن است که خواسته به یاری فردی دیگر برآورده می‌شود و در زمینهٔ زمان، نشانهٔ درنگ و توقف در کار است.

وتد در هیئت و اخترشناسی

در دانش هیئت، وتد به چهار نقطه و بخش بنیادین از دایرةالبروج گفته می‌شود که وضعیت آسمان را نسبت به افق ناظر مشخص می‌کنند: ۱. وتدهای چهارگانه

  • وتد اول (طالع یا وتد خاوری): بخشی از دایرةالبروج که در افق شرقی در حال برآمدن است.
  • وتد هفتم (غارب یا وتد باختری): بخشی از دایرةالبروج که روبه‌روی وتد اول، در افق غربی در حال فرورفتن است.
  • وتد دهم (وسط‌السماء یا میان‌آسمان): نقطهٔ میانی میان طالع و غارب که در بالای افق قرار دارد.
  • وتد چهارم (وتدالارض یا میخ‌گاه زیرزمین): نقطهٔ میانی میان طالع و غارب که در نیمهٔ زیرین افق جای گرفته است.

۲. دسته‌بندی حالت‌های اوتاد

  • اوتاد قائمه (راست): هنگامی که برج میان‌آسمان، دهمین برج نسبت به برج طالع باشد.
  • اوتاد مائله (مایل): هنگامی که میان‌آسمان در یازدهمین برج از طالع قرار گیرد.
  • اوتاد زائله (ساقط): هنگامی که میان‌آسمان در نهمین برج از طالع جای گیرد.

بر پایهٔ شرح تذکره، زمانی اوتاد را قائمه می‌خوانند که نقطهٔ میان‌آسمان دقیقاً نیمه‌ساز کمان میان طالع و غارب باشد؛ و این حالت هنگامی پدید می‌آید که قطب بروج بر افق قرار گیرد یا دایرهٔ نصف‌النهار بر سرسو منطبق نباشد.

جستارهای وابسته

منابع

  1. ↑ طباطبایی، محمد (۱۳۸۶). واژه‌نامهٔ نجوم و احکام نجوم: فارسی–انگلیسی، انگلیسی–فارسی (ویراست چاپ دوم).
  2. ↑ William Lilly, Christian Astrology. (London, 1647), p. 48.
  3. ↑ Joseph Crane, A Practical Guide to Traditional Astrology, (Archive for the Retrieval of Historical Astrological Texts [ARHAT], Reston, VA, 1997), pp. 28-29.