جانبختار
جانبَختار یا جاربختار اصطلاحی در احکام نجوم و اختربینی زادروزی برای اختری است که خداوندِ حدی از منطقةالبروج است که یک دلیل در جریان تسییر در آن قرار گرفته یا از آن میگذرد. تا زمانی که تسییر در آن حد ادامه دارد، خداوند آن حد در داوریهای سنتی بر آن بخش از زمان زندگی دلالت میکند و با ورود تسییر به حد بعدی، جانبختار نیز به خداوند حد جدید انتقال مییابد.[۱]
در منابع عربی این اختر غالباً قاسم و نیز قاسمالحیات یا قاسمالروح خوانده شده است. ابوریحان بیرونی در التفهیم هنگام شرح تسییر میگوید خداوندِ حدی که تسییر به آن رسیده است «قاسم» و «به پارسی جانبختار» نامیده میشود.[۱] ابوعبدالله خوارزمی نیز در مفاتیح العلوم اصطلاحی فارسی از همین خانواده را در برابر «قاسمالروح» آورده و قاسمالحیات را خداوندِ حدی تعریف میکند که تسییر طالع به آن میرسد.[۲]
در سنت لاتینی سدههای میانه، این اصطلاح به صورت algebuthar و گونههای نوشتاری آن انتقال یافت و «قاسم» نیز با اصطلاحی به معنای «بخشکننده» یا «تقسیمکننده» ترجمه شد. در پژوهشهای جدید، جانبختار با مفهوم یونانیِ χρονοκράτωρ (chronocrator، «خداوند زمان، زمانسالار») پیوند داده شده است؛ اصطلاحی عام برای اختری که بر دورهای معین از زندگی فرمان میراند.[۳]
روش تعیین
جانبختار در پیوند مستقیم با دو مفهوم تسییر و حدود تعیین میشود. در تسییر، یک نقطه یا دلیل مهم زایچه به روشهای محاسباتی سنتی در امتداد حرکت روزانهٔ کرهٔ آسمان پیش برده میشود. این دلیل میتواند طالع، هیلاج یا یکی دیگر از نقاط مهم زایچه باشد.
هر برج به چند حد با اندازههای نامساوی تقسیم میشود و هر حد یکی از پنج سیارهٔ سنتی ــ عطارد، زهره، مریخ، مشتری یا زحل ــ را بهعنوان خداوند دارد. هنگامی که موضع تسییرشونده وارد یکی از این حدود میشود، خداوند همان حد جانبختار آن دوره است.
بهصورت ساده، روند تعیین آن چنین است:
- دلیل یا نقطهای که باید تسییر شود تعیین میشود؛
- موضع آن در جریان تسییر برای زمان مورد نظر محاسبه میشود؛
- مشخص میشود این موضع در کدام حد قرار گرفته است؛
- خداوند آن حد، جانبختار آن دوره بهشمار میرود؛
- با گذر تسییر از مرز آن حد و ورود به حد بعدی، خداوند حد تازه جانبختار جدید میشود.
بنابراین جانبختار برخلاف خداوند طالع یا خداوند برج، منصبی ثابت در سراسر زندگی نیست، بلکه از خداوندان زمان است و با پیشرفت تسییر میتواند چندین بار تغییر کند.
نمونهٔ ساده
اگر طالعِ تسییرشده در بخشی از یک برج قرار گیرد که بر پایهٔ جدول حدود مورد استفاده زیر خداوندی زهره باشد، زهره جانبختار آن دوره خواهد بود. وقتی تسییر از آن حد خارج شود و وارد حدی زیر خداوندی مشتری شود، مشتری جانبختار بعدی میشود.
مدت خداوندی هر جانبختار لزوماً یکسان نیست، زیرا حدود طولهای یکسان ندارند و سرعت زمانیِ عبور تسییر از آنها نیز به روش محاسبه و نقطهٔ تسییرشونده بستگی دارد.[۳]
جانبختار و قاسم
واژهٔ عربی قاسم به معنای بخشکننده یا تقسیمکننده، معادل فنی جانبختار در بسیاری از متون احکام نجوم دورهٔ اسلامی است. این نام با این واقعیت ارتباط دارد که زندگی یا دورهٔ مورد بررسی بر پایهٔ عبور تسییر از حدود سیارات به بخشهای زمانی تقسیم میشود.
بیرونی رابطهٔ این دو اصطلاح را صریح بیان میکند و خداوند حدِ محل تسییر را «قاسم» و برابر فارسی آن را «جانبختار» مینامد.[۱]
در منابع، صورتهای قاسمالحیات و قاسمالروح نیز دیده میشود. این نامها بر ارتباط این روش با احکام طول زندگی و تسییر نقاط مرتبط با حیات دلالت دارند، اما اصطلاح سادهٔ «قاسم» در کاربرد فنی دامنهٔ عامتری دارد.
جانبختار و قِسمه
در کنار «قاسم»، اصطلاح عربی قِسمه به دوره یا بخشی گفته میشود که یک دلیلِ تسییرشونده در محدودهٔ حدود یک اختر طی میکند. بنابراین باید میان این دو تمایز گذاشت:
- قِسمه، خودِ بخش یا دورهٔ زمانیِ حاصل از عبور تسییر از یک حد است؛
- قاسم یا جانبختار، اختری است که خداوند آن حد و در نتیجه خداوند آن دوره است.
این اصطلاح در سنت هندیِ تاجیکه به صورت kisima یا kisimā وارد شد. در آن سنت، این واژه در اصل به مدت زمانی اشاره داشت که یک دلیلِ تسییرشونده برای گذر از مجموعهای از حدود یک اختر نیاز داشت، هرچند معنای اصلی این روش در برخی متون متأخر هندی بهدرستی حفظ نشد.[۴]
جانبختار و شریک آن
در برخی صورتهای این روش، افزون بر جانبختار، اختری دیگر نیز در داوری دوره با آن شریک میشود. اگر تسییر به جرم یک اختر یا به شعاعِ یکی از نظرهای آن برسد، آن اختر «شریکِ» جانبختار بهشمار میرود و این شراکت تا هنگامی ادامه مییابد که تسییر به جرم یا شعاع اختر دیگری برسد.
در نسخهٔ لاتینی بازمانده از کتاب ابومعشر بلخی دربارهٔ تحویل سالهای موالید، خداوند حد «تقسیمکننده» و اختری که جرم یا شعاع آن در مسیر تسییر قرار میگیرد «شریک» آن معرفی شده است. این شراکت تا زمانی ادامه مییابد که تسییر به جرم یا شعاع اختر دیگری برسد و شریک تازهای جای آن را بگیرد.[۵]
ابومعشر در داوری دوره، علاوه بر طبیعت سعد یا نحس جانبختار و شریک آن، وضعیت این اختران در زایچه و تحویل سال، قوت و ضعف آنها، جایگاهشان در برجها و خانهها و نظرهای اختران دیگر را نیز در نظر میگیرد.[۵]
ارتباط با هیلاج
جانبختار با هیلاج ارتباط تاریخی نزدیکی دارد، زیرا یکی از مهمترین کاربردهای تسییر در احکام موالید، تسییر هیلاج برای بررسی دورههای زندگی بود.
در برخی سنتها، بهویژه نزد ماشاءالله ابن اثری، اصطلاح جانبختار بهطور خاص برای خداوند حدی به کار میرفت که هیلاجِ تسییرشده در آن قرار داشت. در مقابل، در آثار منسوب به ابومعشر کاربرد گستردهتری دیده میشود و تسییر چند دلیل مهم زایچه، از جمله طالع و دیگر مواضع هیلاجی، میتوانست جانبختارهای خود را داشته باشد.[۵]
از این رو، جانبختار خودِ هیلاج نیست. هیلاج نقطه یا اختری است که تسییر میشود، در حالی که جانبختار خداوندِ حدی است که هیلاج یا دلیل دیگر در جریان تسییر از آن میگذرد.
تمایز از کدخدا
جانبختار همچنین نباید با کدخدا اشتباه شود. کدخدا در روشهای سنتی تعیین طول عمر، اختری است که بر موضع هیلاج در زایچهٔ اصلی اختیار دارد و سالهای آن در محاسبهٔ طول عمر به کار میرود.
تفاوت بنیادی این دو در این است که کدخدا بر اساس وضعیت اصلی زایچه تعیین میشود، در حالی که جانبختار با حرکت تسییری هیلاج یا دلیل دیگر از یک حد به حد دیگر تغییر میکند. بنابراین ممکن است یک اختر در زمان تولد کدخدای هیلاج باشد، ولی در دورههای بعد جانبختارهای متفاوتی جانشین یکدیگر شوند.
| اصطلاح | موضوع | شیوهٔ تعیین | وضعیت در طول زندگی |
|---|---|---|---|
| هیلاج | دلیل اصلی حیات | بر پایهٔ قواعد انتخاب هیلاج در زایچه | موضع اصلی آن ثابت است، اما میتواند تسییر شود |
| کدخدا | خداوندِ واجد شرایطِ موضع هیلاج | از حظوظ و شرایط موضع هیلاج | اساساً از زایچهٔ اصلی تعیین میشود |
| جانبختار | خداوندِ حدِ محل تسییر | از خداوند حدی که تسییر در آن قرار گرفته | با عبور از حدود تغییر میکند |
تمایز از دیگر خداوندان زمان
جانبختار یکی از چند نوع خداوندان زمان در اختربینی سنتی است، اما روش تعیین آن با دیگر روشها تفاوت دارد.
در فردار، دورههای ثابت و از پیش تعیینشدهای به اختران و گرههای ماه اختصاص مییابد. در انتها، یک برج یا درجه بر پایهٔ شمار سالها فعال میشود و خداوند آن میتواند در داوری سال نقش داشته باشد. در سالخدا، اختر فرمانروای یک سال بر پایهٔ قواعد دیگری تعیین میشود. جانبختار، در مقابل، مستقیماً از خداوند حدی که تسییر در آن قرار دارد به دست میآید.
ابومعشر نیز در نظام پیشبینی سالانه، جانبختار را در کنار سالخدا، تحویل سال، فردار و دیگر روشهای زمانبندی بررسی میکند، نه بهعنوان مترادف آنها.[۵]
نام و صورتهای تاریخی
صورت «جانبختار» در منابع فارسی کهن بهروشنی ثبت شده است. بیرونی این واژه را برابر فارسی «قاسم» میداند و جلالالدین همایی، مصحح التفهیم، تصریح میکند که در نسخههای کهن و جدیدی که بررسی کرده، صورت «جانبختار» را دیده است.[۱]
صورتهای دیگری نیز در منابع و فرهنگهای فارسی ثبت شدهاند:
- جانبختان؛
- جانبخشان؛
- جانبخشار.
لغتنامه دهخدا «جانبختان» را برابر «قاسمالروح» میداند و در مدخل «جانبخشان» آن را «قاسمالحیات» و «قاسمالروح» معرفی میکند و توضیح میدهد که وقتی درجهٔ طالع در تسییر به حدی برسد، صاحب آن حد جانبخشان نامیده میشود.[۶][۷]
همایی «جانبختار» را بر صورتهایی مانند «جانبخشان» و «جانبخشار» ترجیح داده و احتمال داده است که جزء «بخت» در آن با معنای «بهره، حظ و نصیب» ارتباط داشته باشد.[۱]
جاربختار و بحث ریشهشناختی
در برخی پژوهشهای جدید، صورت jārbakhtār، یعنی «جاربختار»، به جای jānbakhtār پیشنهاد شده است. این نظر بر آن است که جزء نخست واژه نه «جان» به معنای زندگی یا روان، بلکه جار، واژهای ایرانیِ کهن به معنای «زمان» بوده است.[۳]
مارتین گانستن معتقد است که صورت اصلی احتمالاً «جاربختار» بوده و «جانبختار» در مرحلهای از انتقال اصطلاح، بر اثر آشناتر بودن واژهٔ «جان» به معنای زندگی یا روان، جای آن را گرفته است. او این ترکیب را ترجمهٔ اصطلاح یونانی χρονοκράτωρ، به معنای «خداوند زمان»، میداند و صورت «جانبختار» را در این تحلیل صورت ثانوی میشمارد.[۳]
وجود واژهٔ «جار» به معنای «زمان» در زبانهای ایرانی نیز مستقلاً گزارش شده است. دیوید نیل مکنزی واژهٔ کردیِ «جار» به معنای «زمان» را با «جار» در پارسی میانه و «جاور» در پارتی مقایسه کرده است.[۸]
بااینحال، صورت «جانبختار» خود در منابع فارسی معتبر و نسبتاً کهنی چون التفهیم ثبت شده و در سنت فرهنگنویسی فارسی نیز تثبیت شده است.[۱][۶][۷] از این رو تعیین اینکه «جار» یا «جان» دقیقاً صورت نخستین تاریخی بوده، مسئلهای زبانشناختی و تاریخ انتقال اصطلاح است و نباید صرفاً از روی معنای واژه در فارسی امروز دربارهٔ آن داوری کرد.
پیوند با اصطلاح یونانی خداوند زمان
گانستن «جاربختار» را ترجمهٔ ایرانیِ اصطلاح یونانی χρονοκράτωρ میداند. این اصطلاح، که صورت لاتینیشدهٔ آن chronocrator است، در اختربینی یونانی به معنای عام «خداوند زمان» یا اختری است که بر یک دورهٔ زمانی فرمان میراند.[۳]
جانبختار را میتوان نمونهای ویژه از این مفهوم دانست: خداوندی زمان در اینجا نه از یک چرخهٔ ثابت سیارهای، بلکه از خداوندیِ حدی ناشی میشود که دلیلِ تسییرشونده در آن قرار دارد.
بنابراین «خداوند زمان» مفهومی عامتر از جانبختار است. برای نمونه، خداوندان فردار یا دیگر دورههای زمانی نیز از نظر مفهومی خداوند زماناند، اما جانبختار فقط به خداوندِ حدِ فعال در تسییر گفته میشود.
انتقال به سنت لاتینی
این اصطلاح همراه با بخش بزرگی از احکام نجوم ایرانی و عربی در سدههای میانه به اروپا انتقال یافت. صورت فارسی ـ عربی آن، همراه با حرف تعریف عربی «الـ»، در ترجمههای لاتینی به شکل algebuthar و صورتهای املایی نزدیک به آن درآمد.[۳][۵]
در سنت اروپایی، اصطلاح لاتینی divisor، یعنی «بخشکننده»، نیز برای همین وظیفه به کار رفت و در واقع ترجمهای از عربی «قاسم» بود. از این رو سه نام مختلف در سه محیط زبانی به یک نقش فنی بسیار نزدیک اشاره میکنند:
| سنت | اصطلاح | معنای تحتاللفظی یا نقش |
|---|---|---|
| فارسی | جانبختار / صورت مورد بحث «جاربختار» | خداوند حدِ فعال در تسییر |
| عربی | قاسم | بخشکننده یا تقسیمکننده |
| یونانی | χρονοκράτωρ | خداوند زمان |
| لاتینی قرون وسطی | algebuthar | صورت لاتینیشدهٔ اصطلاح فارسی ـ عربی |
| لاتینی و سنت اروپایی | divisor | بخشکننده؛ ترجمهٔ «قاسم» |
انتقال به اختربینی تاجیک
مفاهیم احکام نجوم ایرانی و عربی از حدود سدههای میانه به سنت اختربینی هندی نیز منتقل شدند و شاخهای موسوم به اختربینی تاجیک پدید آوردند.
در این سنت، عربی «قِسمه» به صورت kisima یا kisimā درآمد. این اصطلاح اساساً به دورهای اشاره دارد که طی آن یک دلیلِ تسییرشونده از حدود متعلق به یک اختر عبور میکند.[۴]
بنابراین «کیسیما» معادل دقیق خودِ جانبختار نیست: کیسیما دوره یا قسمت است، در حالی که جانبختار خداوند آن دوره است. این تمایز در برخی آثار متأخر تاجیکه کمرنگ یا دگرگون شده است.[۴]
جایگاه در نظام پیشبینی
جانبختار بخشی از نظام گستردهتری از روشهای زمانبندی در احکام نجوم ایرانی و اسلامی بود. بیرونی هنگام برشمردن روشهایی که از زایچه و تحویلهای آن استخراج میشوند، تسییر، خداوندان دور، جانبختار، مدبر و فردارها را در کنار یکدیگر یاد میکند.[۱]
از نظر روششناختی میتوان میان سه سطح تمایز گذاشت: زایچهٔ اصلی که وضعیت پایهٔ اختران را نشان میدهد؛ روشهای زمانبندی مانند تسییر، انتها و فردار که بخش خاصی از زندگی را فعال میکنند؛ و خداوندان زمانی مانند جانبختار که در آن دوره مسئولیت یا دلالت ویژهای مییابند.
جانبختار بهویژه به این دلیل اهمیت دارد که خداوندی آن مستقیماً به حرکت تسییری یک دلیل در میان حدود سیارات وابسته است؛ به بیان دیگر، هم موقعیت زایچهای اولیه و هم گذر نمادین زمان در تعیین آن دخالت دارد.
جستارهای وابسته
پانویس
- 1 2 3 4 5 6 7 بیرونی، ابوریحان محمد بن احمد (۱۳۵۲). التفهیم لاوایل صناعة التنجیم. تهران: انجمن آثار ملی. صص. ۵۲۵–۵۲۶.
{{cite book}}: از پارامتر ناشناخته|ویرایشگر=صرفنظر شد (کمک)نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ خوارزمی، محمد بن احمد. «المقالة الثانیة، الباب السادس». مفاتیح العلوم.
- 1 2 3 4 5 6 گانستن, مارتین (2020). Annual Predictive Techniques of the Greek, Arabic and Indian Astrologers (in English). وسکس استرولوگر. ISBN 9781910531419.
- 1 2 3 گانستن, مارتین (2020). The Jewel of Annual Astrology: A Translation of Balabhadra's Hāyanaratna (in English). بریل.
- 1 2 3 4 5 ابومعشر بلخی (2010). Persian Nativities III: On Solar Revolutions (in English). Translated by بنجامین دایکس. مینیاپولیس: کازیمی پرس. ISBN 9781934586136.
- 1 2 «جان بختان». لغتنامه دهخدا.
- 1 2 «جان بخشان». لغتنامه دهخدا.
- ↑ مککنزی, دیوید نیل (1961). "The Origins of Kurdish". Transactions of the Philological Society (in English): 68–86.
منابع
- بیرونی، ابوریحان محمد بن احمد (۱۳۵۲). التفهیم لاوایل صناعة التنجیم. تهران: انجمن آثار ملی.
{{cite book}}: از پارامتر ناشناخته|ویرایشگر=صرفنظر شد (کمک)نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - خوارزمی، محمد بن احمد. مفاتیح العلوم.
- ابومعشر بلخی (2010). Persian Nativities III: On Solar Revolutions (in English). Translated by بنجامین دایکس. کازیمی پرس. ISBN 9781934586136.
- گانستن, مارتین (2020). Annual Predictive Techniques of the Greek, Arabic and Indian Astrologers (in English). وسکس استرولوگر. ISBN 9781910531419.
- مککنزی, دیوید نیل (1961). "The Origins of Kurdish". Transactions of the Philological Society (in English): 68–86.
- مولفههای اصلی اختربینی
- تاریخ اختربینی
- اختربینی ایرانی