روزوشبی

روزوشبی (انگلیسی: sect) اصلی کهن در اختربینی است که بر پایهٔ آن هفت اختر سنتی به دو گروه روزی و شبی تقسیم می‌شوند و خود زایچه نیز برحسب جایگاه خورشید، روزی یا شبی به‌شمار می‌رود. در زایچهٔ روز، خورشید بالای افق و در زایچهٔ شب زیر افق است. خورشید، هرمزد و کیوان اختران روزی‌اند و ماه، ناهید و بهرام اختران شبی؛ تیر بسته به وضعیت خود نسبت به خورشید می‌تواند به هر یک از این دو گروه بپیوندد.[۱]

«روزوشبی» در این مقاله به‌عنوان اصطلاحی فراگیر برای این دستگاه به کار می‌رود؛ در متون فارسی و عربی دورهٔ اسلامی، صفت‌های نهاری و لیلی برای اختران و احکام مربوط به روز و شب به‌کار رفته‌اند.[۲]

روزوشبی یکی از اصول مهم اختربینی یونانی‌مآب بود و در داوری طبیعت و عملکرد اختران و نیز در چند دستگاه دیگر، از جمله خداوندان مثلثه و محاسبهٔ برخی سهم‌ها، نقش داشت.[۳] در سنت ایرانی و اسلامی، این اصل با شرایط دیگری مربوط به جایگاه اختر نسبت به افق و جنس برج پیوند یافت که از مهم‌ترین آنها حلب و حَیِّز است. این شرایط بر روزوشبی بنا می‌شوند، اما با خود روزوشبی یکسان نیستند.

زایچهٔ روز و شب

نخستین گام در کاربرد روزوشبی، تعیین روزی یا شبی بودن زایچه است:

  • اگر خورشید بالای افق باشد، زایچه روزی است.
  • اگر خورشید زیر افق باشد، زایچه شبی است.

در نتیجه، خورشید نیّر روز و ماه نیّر شب به‌شمار می‌روند. این دو را در متون سنتی نیّرین نیز می‌خواندند. در برخی فنون اختربینی، اینکه کدام‌یک نیّرِ زمانِ زایچه است مستقیماً در داوری یا محاسبه اثر می‌گذارد.

شهمردان بن ابی‌الخیر رازی در روضةالمنجمین هنگام توضیح سهم‌ها صریحاً میان نیّر روز و نیّر شب تمایز می‌گذارد و می‌گوید در محاسبهٔ بعضی سهم‌ها اگر زایچه روزی باشد از نیّر روز و اگر شبی باشد از نیّر شب آغاز می‌شود.[۴]

در زایچه‌هایی که خورشید بسیار نزدیک افق قرار دارد، تعیین اینکه خورشید واقعاً بالای افق یا زیر آن بوده است ممکن است نیازمند محاسبهٔ دقیق‌تر جایگاه آن و افق محل باشد.[۵]

اختران روزی و شبی

تقسیم سنتی اختران چنین است:

روزوشبی اختران نیّر
روزی خورشید، هرمزد، کیوان خورشید
شبی ماه، ناهید، بهرام ماه
متغیر تیر —

بطلمیوس در چهار مقاله می‌نویسد که ماه و ناهید شبی و خورشید و هرمزد روزی‌اند و تیر میان این دو مشترک است: در حالت صبحگاهی روزی و در حالت شامگاهی شبی به‌شمار می‌رود.[۱]

تیر

تیر برخلاف شش اختر دیگر، روزوشبی ثابتی ندارد. در سنت بطلمیوسی، اگر تیر صبحگاهی و پیشرو خورشید باشد، روزی و اگر شامگاهی و پیرو خورشید باشد، شبی دانسته می‌شود.[۱] از این رو روزوشبی تیر با وضعیت آن نسبت به خورشید ارتباط دارد و نمی‌توان بدون تعیین این وضعیت آن را به یکی از دو گروه نسبت داد.

مبنای سنتی تقسیم

بطلمیوس این تقسیم را با طبایع منسوب به روز و شب توضیح می‌دهد. در دستگاه طبیعی او، روز به سبب گرمی و فعالیت بیشتر با ویژگی نرینه و شب به سبب تری و آرامش با ویژگی مادینه پیوند دارد. از این رو خورشید و هرمزد با روز و ماه و ناهید با شب سازگار شمرده شدند.[۱]

در مورد دو اختر نحس، منطق تقسیم متفاوت است. کیوان که در طبایع سنتی بسیار سرد دانسته می‌شود، به گروه روزی سپرده شده است تا گرمای روز سردی آن را تعدیل کند؛ در مقابل، بهرام که گرم و خشک دانسته می‌شود، به گروه شب تعلق دارد تا تری و خنکی شب از تندی طبیعت آن بکاهد. بطلمیوس این سازوکار را نوعی اعتدال از راه آمیختن طبایع مخالف می‌داند.[۱]

بر این اساس، روزوشبی صرفاً معیاری برای «قوی‌تر» یا «ضعیف‌تر» بودن اختر نیست، بلکه در سنت اختربینی به چگونگی ظهور و تعدیل طبیعت آن نیز مربوط می‌شود. در تفسیرهای جدید اختربینی سنتی نیز بر همین نکته تأکید شده است که سازگاری با روزوشبی، به‌ویژه در مورد سعدها و نحس‌ها، نحوهٔ بروز دلالت اختر را تغییر می‌دهد.[۵]

سعدها و نحس‌ها

روزوشبی در داوری دو سعد و دو نحس اهمیت ویژه‌ای دارد:

  • هرمزد، سعدِ گروه روزی است.
  • ناهید، سعدِ گروه شبی است.
  • کیوان، نحسِ گروه روزی است.
  • بهرام، نحسِ گروه شبی است.

در این دستگاه، هرمزد در زایچهٔ روز و ناهید در زایچهٔ شب با روزوشبی خود سازگارند. این سازگاری عموماً برای عملکرد سعد سودمند دانسته می‌شد.

این اصل دربارهٔ نحس‌ها اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. بر پایهٔ توضیح بطلمیوس، قرار گرفتن کیوان در محیط روزی و بهرام در محیط شبی سبب می‌شود افراط طبیعی آنان تا اندازه‌ای تعدیل شود؛ از همین رو کیوان در زایچهٔ روز و بهرام در زایچهٔ شب معمولاً سازگارتر از حالت مخالف تلقی می‌شوند.[۱][۵]

این بدان معنا نیست که کیوان در زایچهٔ روز به اختر سعد یا بهرام در زایچهٔ شب به اختر سعد تبدیل می‌شود؛ بلکه در چارچوب سنتی، دلالت‌های دشوار آنان در روزوشبی سازگار می‌تواند مهار یا تعدیل شود.

حلب و حیز

در سنت احکام نجوم دورهٔ اسلامی، افزون بر تقسیم بنیادین اختران به روزی و شبی، جایگاه آنها نسبت به افق و نیز تناسب جنس اختر با جنس برج در داوری در نظر گرفته می‌شد. اصطلاح‌های حلب و حیز برای توصیف دو مرتبهٔ مرتبط از این سازگاری به کار می‌رفتند.

ابوریحان بیرونی در التفهیم این دو اصطلاح را نزدیک به یکدیگر می‌داند، اما میان آنها تفاوت روشنی می‌گذارد: حلب به جایگاه مناسب اختر روزی یا شبی نسبت به افق مربوط است، در حالی که حیز افزون بر این شرط، تناسب جنس اختر و برج را نیز در بر می‌گیرد.[۶]

حلب

حَلب حالتی است که در آن جایگاه اختر نسبت به افق با طایفهٔ روزوشبی آن سازگار باشد. بیرونی می‌گوید اختر روزی هنگامی در حلب است که در روز بالای زمین و در شب زیر زمین قرار داشته باشد؛ اختر شبی نیز هنگامی در حلب است که در شب بالای زمین و در روز زیر زمین باشد.[۶]

این قاعده را می‌توان نسبت به جایگاه خورشید نیز بیان کرد: اختر روزی برای تحقق حلب باید در همان نیمکرهٔ افقی قرار گیرد که خورشید در آن است، در حالی که اختر شبی باید در نیمکرهٔ مقابل خورشید باشد.

نوع زایچه جای مناسب اختران روزی جای مناسب اختران شبی
روزی بالای افق زیر افق
شبی زیر افق بالای افق

بنابراین در زایچهٔ روزانه، خورشید، هرمزد و کیوان با قرار گرفتن بالای افق و ماه، ناهید و بهرام با قرار گرفتن زیر افق شرط حلب را برآورده می‌کنند. در زایچهٔ شبانه این وضعیت وارونه می‌شود.

حلب تنها به سازگاری روزوشبی و نیمکره‌ای مربوط است و جنس برج را در نظر نمی‌گیرد. از این رو، در تعریف بیرونی، حلب شرط پایه‌ای حیز است.[۶]

حیز

حَیِّز حالت کامل‌تری از سازگاری اختر با جایگاه خود است. در تعریف بیرونی، هنگامی که اختر نخست شرط حلب را داشته باشد و افزون بر آن، اختر نرینه در برجی نرینه یا اختر مادینه در برجی مادینه قرار گرفته باشد، گفته می‌شود اختر در حیز خود است.[۶]

بر این اساس:

  • اختران روزی باید از حیث جایگاه نسبت به افق، شرط حلبِ اختران روزی را داشته باشند؛
  • اختران شبی باید شرط حلبِ اختران شبی را داشته باشند؛
  • اختر نرینه باید در برج نرینه و اختر مادینه در برج مادینه قرار گیرد.

بیرونی تصریح می‌کند که حیز از حلب فراگیرتر است؛ به این معنا که هر اختری که در حیز است، در حلب نیز هست، اما هر اختری که در حلب است لزوماً در حیز نیست.[۶]

برج‌ها در این دستگاه از نظر جنس چنین تقسیم می‌شوند:

  • برج‌های نرینه: بره، دوپیکر، شیر، ترازو، کماندار و آب‌ریز؛
  • برج‌های مادینه: گاو، خرچنگ، خوشه، کژدم، بزغاله و ماهی.

جنس اختر با روزوشبی آن یکسان نیست. نمونهٔ مهم، بهرام است که از نظر روزوشبی اختری شبی، اما در تقسیم‌بندی جنسیتی سنتی اختری نرینه شمرده می‌شود. بنابراین برای قرار گرفتن بهرام در حیز، باید هم شرط نیمکره‌ایِ اختر شبی را داشته باشد و هم در برجی نرینه قرار گرفته باشد.

شهمردان رازی نیز در روضةالمنجمین از سازگاری اختران «نر نهاری» با برج‌های نر و اختران «ماده و لیلی» با برج‌های ماده سخن می‌گوید و در کنار آن وضعیت اختر روزی و شبی را نسبت به نیمهٔ مناسب آسمان در نظر می‌گیرد.[۷]

در منابع مختلف، جزئیات تعریف حیز یکسان نیست و برخی مؤلفان شرایط دیگری را نیز به آن افزوده‌اند. در کاربرد عمومی، با این حال، حیز از توانمندی‌های عارضی اختر شمرده می‌شود و بر سازگاری جایگاه اختر با روزوشبی و طبیعت آن دلالت دارد.[۸]

پیوند با دیگر اصول اختربینی

روزوشبی در اختربینی سنتی اصلی منفرد نبود، بلکه در چند دستگاه دیگر نیز دخالت داشت.

خداوندان مثلثه

یکی از روشن‌ترین کاربردهای روزوشبی در تعیین خداوندان مثلثه است. دوروتئوس صیدایی برای هر یک از چهار مثلثهٔ آتش، خاک، هوا و آب خداوندانی تعیین می‌کند که ترتیب آنها در زایچهٔ روز و شب متفاوت است.[۳]

برای نمونه، در مثلثهٔ آتش، متشکل از بره، شیر و کماندار، خورشید خداوند روز و هرمزد خداوند شب است و کیوان نیز در خداوندی آن مشارکت دارد. در مثلثهٔ خاک، ناهید در روز و ماه در شب تقدم دارند.

این دستگاه در سنت فارسی نیز به‌روشنی دیده می‌شود. شهمردان رازی در روضةالمنجمین خداوندان مثلثه‌های آتشی، خاکی، هوایی و آبی را جداگانه برای «روز» و «بشب» فهرست کرده است.[۹]

مثلثه برج‌ها خداوند روز خداوند شب خداوند مشارک
آتش بره، شیر، کماندار خورشید هرمزد کیوان
خاک گاو، خوشه، بزغاله ناهید ماه بهرام
هوا دوپیکر، ترازو، آب‌ریز کیوان تیر هرمزد
آب خرچنگ، کژدم، ماهی ناهید بهرام ماه

این جدول مطابق دستگاه منسوب به دوروتئوس است که از راه سنت ایرانی و سپس عربی نیز انتقال یافت.[۳][۹]

سهم‌ها

روزی یا شبی بودن زایچه در محاسبهٔ شماری از سهم‌ها نیز تعیین‌کننده است. در بسیاری از فرمول‌های سنتی، ترتیب دو نقطه در زایچهٔ شب نسبت به روز وارونه می‌شود.

از مشهورترین نمونه‌ها سهم‌السعاده است که در سنت یونانی‌مآب فرمول آن برحسب روز یا شب تغییر می‌کند. شهمردان نیز در فصل مربوط به سهم‌ها میان محاسبات روز و شب تمایز می‌گذارد و از «نیّر روز» و «نیّر شب» سخن می‌گوید.[۴]

فرح اختران

روزوشبی با دستگاه فرح اختران نیز ارتباط ساختاری دارد، زیرا جایگاه‌های فرح خورشید و اختران روزی و نیز ماه و اختران شبی در طرح خانه‌های زایچه با تقسیم روزی و شبی هماهنگی‌هایی نشان می‌دهد. با این حال، فرح شأنی مستقل است و نباید مترادف روزوشبی یا حیز گرفته شود.[۵]

کریس برنان در بررسی روزوشبی، پیوند این اصل را با فرح اختران، خداوندی مثلثه‌ها، سهم‌ها و شماری از دیگر روش‌های اختربینی یونانی‌مآب از شواهد گستردگی این مفهوم در نظام سنتی می‌داند.[۵]

روزوشبی در سنت یونانی‌مآب

تقسیم اختران به روزی و شبی در شماری از مهم‌ترین آثار اختربینی یونانی‌مآب دیده می‌شود.

بطلمیوس در فصل هفتم کتاب نخست چهار مقاله بخشی مستقل را به «اختران روزی و شبی» اختصاص داده و افزون بر فهرست کردن دو گروه، مبنای طبیعی انتساب کیوان به روز و بهرام به شب را توضیح داده است.[۱]

در آثار دوروتئوس صیدایی نیز تمایز روز و شب در همان آغاز کتاب و در تعیین خداوندان مثلثه‌ها به کار گرفته می‌شود. دوروتئوس خداوند هر مثلثه را با توجه به روز یا شب بودن زایچه مرتب می‌کند و این تقسیم را در داوری موالید به کار می‌گیرد.[۳]

این تمایز در دیگر فنون دورهٔ یونانی‌مآب نیز ظاهر می‌شود و نشان می‌دهد که روزوشبی صرفاً یک صفت برای اختران نبوده، بلکه بخشی از سازمان کلی داوری زایچه بوده است.[۵]

انتقال به سنت ایرانی و اسلامی

روزوشبی همراه با بخش بزرگی از اختربینی یونانی‌مآب از راه ترجمه‌ها و انتقال دانش نجومی به زبان‌های ایرانی و سپس عربی وارد سنت دورهٔ اسلامی شد. نسخهٔ موجود از کتاب دوروتئوس نیز تاریخ انتقال پیچیده‌ای دارد: اصل آن به یونانی سروده شده بود، سپس به فارسی میانه ترجمه شد و ترجمهٔ عربی باقی‌مانده بر پایهٔ سنت ایرانی آن شکل گرفت.[۳]

در متون فارسی احکام نجوم اصطلاح‌های نهاری و لیلی به‌طور روشن به کار رفته‌اند.[۲] شهمردان رازی در سدهٔ پنجم هجری نیز نه‌تنها خداوندان مثلثه‌ها را برحسب روز و شب جدا می‌کند، بلکه شرایط مربوط به جایگاه اختران نهاری و لیلی نسبت به افق و جنس برج‌ها را نیز توضیح می‌دهد.[۷]

در همین سنت اسلامی، این شرایط با اصطلاح‌های فنی حلب و حیز صورت‌بندی شدند. بیرونی در التفهیم هر دو را تعریف کرده و حیز را حالتی گسترده‌تر از حلب معرفی می‌کند.[۶]

اهمیت در داوری زایچه

اهمیت روزوشبی در این است که یک اختر در دو زایچه با جایگاه ظاهراً مشابه، بسته به روزی یا شبی بودن زایچه می‌تواند به‌گونه‌ای متفاوت داوری شود. این اصل به‌ویژه دربارهٔ سعدها و نحس‌ها برجسته است.

روزوشبی همچنین زمینهٔ تعیین شرایط دقیق‌تری چون حلب و حیز را فراهم می‌کند. به این ترتیب، برای داوری یک اختر تنها به روزی یا شبی بودن ذاتی آن توجه نمی‌شود، بلکه می‌توان بررسی کرد آیا اختر از حیث نیمکرهٔ آسمان و، در نظام حیز، از حیث جنس برج نیز در جایگاه سازگار خود قرار دارد یا نه.

در بازسازی‌های معاصر اختربینی یونانی‌مآب، از جمله پژوهش‌ها و آموزش‌های کریس برنان، روزوشبی یکی از گسترده‌ترین اصول ساختاری اختربینی باستان معرفی شده است، زیرا نه‌تنها در تقسیم اختران، بلکه در خداوندان مثلثه‌ها، برخی سهم‌ها، شرایط فرح و شماری از روش‌های زمان‌سنجی نقش دارد.[۵]

برنان تأکید می‌کند که درک روزوشبی تنها به این گزاره خلاصه نمی‌شود که اختر «قوی» یا «ضعیف» است؛ بلکه این اصل برای فهم این به کار می‌رود که طبیعت اختر با شرایط کلی زایچه تا چه اندازه هماهنگ است و دلالت آن چگونه بروز می‌کند.[۱۰]

احیای مفهوم در اختربینی معاصر

با کاهش استفاده از بسیاری از فنون اختربینی سنتی در دورهٔ جدید، روزوشبی نیز در بخش بزرگی از اختربینی جدید غربی کم‌رنگ شد. از اواخر سدهٔ بیستم، با ترجمه و انتشار دوبارهٔ متون یونانی‌مآب و عربی، این مفهوم بار دیگر مورد توجه پژوهشگران و اختربینان سنتی قرار گرفت.

رابرت هند در رسالهٔ شب و روز: روزوشبی اختران در اختربینی در سال ۱۹۹۵ یکی از نخستین بررسی‌های جدید و مستقل را دربارهٔ این موضوع منتشر کرد. پس از آن، ترجمه‌های متون یونانی‌مآب و پژوهش‌هایی دربارهٔ اختربینی باستان موجب شد تمایز زایچه‌های روز و شب بار دیگر در بازسازی اختربینی یونانی‌مآب برجسته شود.

کریس برنان در قسمت ۲۷۴ پادکست اختربینی، با عنوان «روزوشبی در اختربینی: زایچه‌های روز و شب»، تاریخچه، اصول و نمونه‌های عملی این مفهوم را به تفصیل بررسی کرده است.[۵][۱۰]

جستارهای وابسته

برای مطالعهٔ بیشتر

  • Hand, Robert (1995). Night and Day: Planetary Sect in Astrology (in English). ARHAT Publications.
  • Claudius Ptolemy. Tetrabiblos (in English). Translated by F. E. Robbins. Harvard University Press.
  • Dorotheus of Sidon (2005). Carmen Astrologicum (in English). Translated by David Pingree. Astrology Classics.
  • شهمردان بن ابی‌الخیر رازی. روضةالمنجمین. {{cite book}}: از پارامتر ناشناخته |تصحیح= صرف‌نظر شد (کمک)

منابع

  1. 1 2 3 4 5 6 7 Claudius Ptolemy. "Of Diurnal and Nocturnal Planets". Tetrabiblos (in English). Translated by F. E. Robbins. Retrieved 23 اوت 2026.
  2. 1 2 باقری، محمد؛ زمانی، مریم؛ کریمیان، زینب (۱۴۰۰). واژگان کهن نجوم و احکام نجوم. ص. ۲۷، ۳۵.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  3. 1 2 3 4 5 Dorotheus of Sidon (2005). Carmen Astrologicum (in English). Translated by David Pingree. Astrology Classics.
  4. 1 2 شهمردان بن ابی‌الخیر رازی. روضةالمنجمین. ص. ۱۰۹. {{cite book}}: از پارامتر ناشناخته |تصحیح= صرف‌نظر شد (کمک)
  5. 1 2 3 4 5 6 7 8 Chris Brennan (13 اکتبر 2020). "Sect in Astrology: Day and Night Charts". The Astrology Podcast (in English). Retrieved 23 اوت 2026.
  6. 1 2 3 4 5 6 بیرونی, ابوریحان محمد بن احمد (1934). "بند 496". The Book of Instruction in the Elements of the Art of Astrology (in English). Translated by Robert Ramsay Wright. لندن: Luzac. p. 308.
  7. 1 2 شهمردان بن ابی‌الخیر رازی. روضةالمنجمین. ص. ۷۶–۷۷. {{cite book}}: از پارامتر ناشناخته |تصحیح= صرف‌نظر شد (کمک)
  8. ↑ Gettings, Fred (1985). Dictionary of Astrology (in English). Routledge & Kegan Paul. p. 145.
  9. 1 2 شهمردان بن ابی‌الخیر رازی. روضةالمنجمین. ص. ۷۷. {{cite book}}: از پارامتر ناشناخته |تصحیح= صرف‌نظر شد (کمک)
  10. 1 2 Chris Brennan (10 ژانویه 2021). "TAP Ep. 274 Transcript: Sect in Astrology: Day and Night Charts". The Astrology Podcast (in English). Retrieved 23 اوت 2026.