احوال اتصال اختران
احوال اتصال اختران نامی برای مجموعهای از وضعیتها و روابط فنی میان اختران در احکام نجوم سنتی است که چگونگی نزدیکشدن و جداشدن اختران، کاملشدن یا ناکامماندن نظر، میانجیگری میان آنها، پذیرش یک اختر از سوی اختر دیگر و انتقال «نور»، «طبع»، «قوت» یا «تدبیر» را توصیف میکند. اصطلاحاتی چون اتصال و انصراف، نقل و جمع نور، قبول، منع، انتکاث، قطع نور، اعتراض، رد نور و گونههای مختلف دفع در این دستگاه جای میگیرند.
این عنوان خود نام یک باب ثابت در همهٔ منابع نیست. برای نمونه، شهمردان رازی در روضةالمنجمین این مباحث را در بخشی با عنوان «حالهای ستارگان» میآورد و اتصال، انصراف، نظر، نقل، مقارنه، جمع، قبول، رد نور، رد، انواع دفع، منع، خالیالسیر، قطع نور و احوال دیگری را بهترتیب شرح میدهد.[۱] در آثار ابومعشر بلخی و دیگر مؤلفان دورهٔ اسلامی نیز مجموعهای از روابط مشابه میان اختران مطرح شده است، هرچند نامگذاری و تقسیمبندی جزئی آنها در همهٔ منابع یکسان نیست.[۲]
اتصال و انصراف
اتصال (انگلیسی: application) هنگامی است که اخترِ تندروتر به سوی کاملشدن یک نظر با اختر دیگر حرکت میکند و فاصلهٔ آن با درجهٔ دقیق نظر کاهش مییابد. پس از آنکه اتصال کامل شد و اختر تندرو از درجهٔ دقیق گذشت، انصراف (انگلیسی: separation) آغاز میشود.[۳][۱]
اتصال و انصراف زمینهٔ بسیاری از احوال دیگر را تشکیل میدهند، زیرا مفاهیمی مانند نقل، جمع، منع، انتکاث و قطع نور بر این پرسش استوارند که آیا یک اتصال در حال شکلگیری است، کامل میشود، از آن جلوگیری میشود یا پس از کاملشدن پایان مییابد.
نقل و جمع نور
نقل نور (انگلیسی: translation of light) و جمع نور (انگلیسی: collection of light) دو صورت میانجیگری میان اختراناند. در نقل، اختری واسطه طبع یا نورِ اختری را به اختر دیگری میرساند. شهمردان برای نقل دو صورت ذکر میکند: یکی اینکه اختر تندرو از اختری منصرف شود و سپس به اختر دیگری متصل گردد؛ و دیگری زنجیرهای از اتصالها که در آن طبع از راه اختر میانی منتقل شود.[۱]
در جمع، نور چند اختر از راه اتصال نزد یک اختر گرد میآید. شهمردان تعریف گستردهای میدهد که هم اتصال یک اختر به چند اختر و هم اتصال چند اختر به یک اختر را دربر میگیرد و میگوید در این حالت «نور ایشان همه جمع شود».[۱] در سنت متأخر، صورت شناختهشدهتر جمع آن است که دو دلالتکننده به اختری سوم، معمولاً کندروتر از هر دو، متصل شوند.
قبول
قبول (انگلیسی: reception) از احوال مربوط به اتصال است که در آن جایگاه دو اختر در حظوظ یکدیگر در چگونگی رابطهٔ آنها دخالت دارد. واژهنامهٔ نجوم و احکام نجوم نیز «قبول» را با اصطلاح انگلیسی انگلیسی: reception برابر میکند.[۳]
شهمردان قبول را پس از بحث جمع میآورد و آن را با اتصال دو اختر و جایگاه آنها در خانه، شرف، حد و دیگر حظوظ پیوند میدهد. او همچنین از تعریفهای گستردهتری برای قبول یاد میکند و نوع نظر میان اختران را در کیفیت آن مؤثر میداند.[۱]
در دستگاه احکامی، بنابراین تنها وجود اتصال اهمیت نداشت؛ وضعیت اختر متصلشونده در حظوظ اختر پذیرنده نیز میتوانست در تفسیر نتیجهٔ اتصال مؤثر باشد. به همین سبب، قبول بعدها یکی از عناصر اساسی داوری دربارهٔ تمامشدن امور، بهویژه در احکام مسائل، شد.[۲]
موانع و گسستن اتصال
در برابر صورتهایی که اتصال را کامل یا تقویت میکردند، مؤلفان احکام نجوم چند حالت را برای جلوگیری از کاملشدن اتصال یا برهمخوردن آن تعریف کردهاند. تقسیمبندی این موانع در منابع مختلف دقیقاً یکسان نیست. برخی مؤلفان چند حالت را زیر مفهوم عامتری مانند «منع» آوردهاند و برخی آنها را با نامهای جداگانه شرح دادهاند.[۴]
منع
منع (انگلیسی: prohibition؛ در برخی ترجمهها انگلیسی: barring) حالتی است که در آن اتصال مورد انتظار دو اختر به سبب دخالت اختر یا شعاع دیگری کامل نمیشود. در واژهنامهٔ مبتنی بر المدخل الکبیر ابومعشر، «منع» با انگلیسی: prohibition برابر شده است.[۳]
شهمردان نیز «منع» را پس از انواع دفع تعریف میکند. در صورتهایی که او شرح میدهد، اختری دیگر میان دو اختر یا میان شعاعهای آنان قرار میگیرد و مانع آن میشود که اتصال مورد انتظار به صورت عادی کامل شود.[۱]
در شرح جدید بنیامین دایکس از اصطلاحات ابومعشر، برای این مفهوم واژهٔ انگلیسی: barring به کار رفته است؛ زیرا به گفتهٔ او معنای اصلی اصطلاح عربی، سدکردن یا راهبستنِ اتصال است.[۵]
انتکاث
انتکاث (انگلیسی: refranation؛ در ترجمهٔ دایکس انگلیسی: revoking) از صورتهای ناکامماندن اتصال است که در آن خودِ اخترِ در حال اتصال، پیش از کاملشدن نظر، راجع میشود و از ادامهٔ مسیر به سوی اتصال بازمیگردد. واژهنامهٔ واژگان کهن نجوم و احکام نجوم برای انتکاث برابر انگلیسی: refranation را ثبت کرده است.[۳]
ویژگی تعیینکنندهٔ انتکاث این است که برخلاف برخی صورتهای منع یا قطع نور، به دخالت اختر سوم وابسته نیست؛ سبب ناکامماندن اتصال، تغییر حرکت همان اختر متصلشونده است.[۴] دایکس این مفهوم را در شرح اصطلاحات ابومعشر با عنوان انگلیسی: revoking بررسی کرده است.[۶]
قطع نور
قطع نور (انگلیسی: cutting of light یا انگلیسی: abscission of light) وضعیتی است که در آن، پیش از آنکه اتصال مورد انتظار دو اختر کامل شود، اختر دیگری وارد آرایش میشود و اتصال یا دریافت نور را قطع میکند.
شهمردان این حالت را جدا از «منع» تعریف میکند. در نمونههای او، دو اختر در مسیر اتصالاند، اما پیش از کاملشدن آن اختری دیگر زودتر با یکی از آنها ارتباط برقرار میکند و در اصطلاح متن «نور» را میبُرد. او برای توضیح این حالت چند آرایش متفاوت از اختران ذکر میکند.[۱]
در سنت ابومعشر نیز «قطع نور» با اصطلاح عربی «قطع النور» از صورتهای مشخص ناکامماندن اتصال است و چند نوع برای آن بیان شده است.[۷]
قطع نور را نباید با انتکاث یکی دانست: در انتکاث، خودِ اختر متصلشونده با رجعت از اتصال بازمیگردد؛ در قطع نور، عامل اصلی آرایش و دخالت اختر دیگری است.
اعتراض
اعتراض (عربی: اعتراض؛ انگلیسی: obstruction یا انگلیسی: resistance) از دیگر احوالی است که در سنت ابومعشر به بازداشتهشدن اتصال مربوط میشود. در این حالت، اختری سوم با حرکت خود در مسیر ارتباط دو اختر قرار میگیرد و از کاملشدن اتصال آنها جلوگیری میکند.[۸]
دایکس اصطلاح عربی «اعتراض» را انگلیسی: obstruction ترجمه میکند، در حالی که در ترجمهها و بررسیهای دیگر انگلیسی: resistance نیز به کار رفته است. یکی از تفاوتهای اعتراض با انتکاث آن است که در انتکاث اخترِ اصلیِ متصلشونده رجعت میکند، اما در اعتراض، اختر دیگری با حرکت مخالف یا رجعی در روند اتصال دخالت میکند.[۹]
این اصطلاح در صفحات مورد بحث از روضةالمنجمین شهمردان بهصورت سرعنوان مستقلی دیده نمیشود؛ ازاینرو تعریف بالا بر سنت ابومعشر و ترجمهها و بررسیهای آن استوار است، نه بر تعریف شهمردان.
رد نور
رد نور در منابع اختربینی یکی از احوال مربوط به بازگشت یا بازتاب نور میان اختران است. واژگان کهن نجوم و احکام نجوم، بر پایهٔ ترجمهٔ انتقادی المدخل الکبیر ابومعشر، آن را با انگلیسی: reflecting the light برابر کرده است.[۳] در نوشتههای انگلیسی دربارهٔ سنت احکام مسائل، اصطلاح انگلیسی: return of light نیز برای صورتهایی از بازگشت نور به کار میرود.[۹]
شهمردان برای «رد نور» دو گونه بیان میکند. در یکی، ضعف اخترِ پذیرنده در رابطهٔ میان دو اختر دخالت دارد؛ و در دیگری، اختری که با دو دلالتکننده ارتباط پیدا میکند در بازگرداندن یا رد نور آنها نقش دارد.[۱] بلافاصله پس از آن، شهمردان اصطلاح رد را نیز جداگانه تعریف میکند و توضیح میدهد که اگر اختری به سبب ضعف، از جمله رجعت یا تحتالشعاع بودن، نتواند اتصال را بپذیرد، اتصال را «رد» میکند.[۱]
تعریف «رد نور» در منابع مختلف کاملاً یکسان نیست. برای نمونه، در گزارش سنت ابومعشر و بیرونی که توبین بررسی کرده است، بازگشت نور میتواند هنگامی رخ دهد که اختر پذیرنده به سبب رجعت یا احتراق ضعیف باشد و نور فرستادهشده را به اختر نخست بازگرداند.[۹] ازاینرو، نباید همهٔ کاربردهای تاریخی «رد نور»، انگلیسی: reflection of light و انگلیسی: return of light را بدون توجه به منبع، کاملاً هممعنا فرض کرد.
دفع
دفع در این مجموعه به خانوادهای متفاوت از موانع اتصال تعلق دارد. واژهٔ «دفع» در واژهنامهٔ مبتنی بر ابومعشر با انگلیسی: to push و «دافع» با انگلیسی: pusher برابر شده است.[۳] در این اصطلاحات، اخترِ متصلشونده چیزی از خود ــ قوت، طبیعت یا تدبیر ــ را به اختری که اتصال را دریافت میکند «دفع» یا واگذار میکند.
در سنتی که ابومعشر شرح داده است، چهار چیز میتواند دفع شود: طبیعت، قوت، دو طبیعت و تدبیر.[۱۰] همین چهارگانه با اصطلاحات «دفع قوت»، «دفع طبیعت»، «دفع طبیعتین» و «دفع تدبیر» در روضةالمنجمین نیز دیده میشود.[۱]
دفع قوت
دفع قوت (انگلیسی: pushing power) هنگامی است که اختری در جایگاهی قرار دارد که در آن دارای حظ یا «شهادت» است و با اختر دیگری اتصال پیدا میکند. شهمردان این حالت را چنین توضیح میدهد که اختر «قوت خویش» را به اختر دیگر میدهد.[۱]
در شرح ابومعشر نیز اساس این حالت آن است که اخترِ دفعکننده خود در یکی از حظوظ خویش قرار داشته باشد و هنگام اتصال، قوت یا توان حاصل از آن جایگاه را به اختر پذیرنده منتقل کند.[۱۰]
دفع طبیعت
دفع طبیعت (انگلیسی: pushing nature) هنگامی رخ میدهد که اختری به خداوندِ جایگاهی که خود در آن قرار دارد متصل شود. شهمردان از خانه، شرف، حد، مثلثه و صورت یا وجه بهعنوان نمونههای این حظوظ یاد میکند و میگوید در چنین حالتی اختر «طبیعت» خود را دفع میکند.[۱]
در دستگاه ابومعشر نیز همین رابطهٔ حظی اساس تعریف است: اخترِ متصلشونده در یکی از حظوظ اختر پذیرنده قرار دارد و هنگام اتصال طبیعت خود را به او میسپارد.[۱۰]
دفع طبیعتین
دفع طبیعتین (انگلیسی: pushing two natures) صورت مرکبتری از دفع است. شهمردان پس از تعریف دفع طبیعت میافزاید که اگر هر دو اختر در محل مورد نظر دارای حظ باشند، این حالت «دفع طبیعتین» خوانده میشود.[۱]
ابومعشر نیز این اصطلاح را در خانوادهٔ دفعها جای میدهد. در شرح دایکس، برخی صورتهای آن ترکیبی از دفع طبیعت و دفع قوتاند؛ یعنی رابطهٔ میان دو اختر بهگونهای است که بیش از یک نوع صلاحیت یا وابستگی حظی همزمان در اتصال حضور دارد.[۱۰]
دفع تدبیر
دفع تدبیر (انگلیسی: pushing management) عامترین صورت دفع است. شهمردان میگوید «هر اتصالی که بود دفع تدبیر خوانند» و سپس میان نتیجهٔ اتصال از نظرهای سازگار و ناسازگار تفاوت میگذارد: اگر اتصال از نظر دوستی باشد، تدبیر به وجهی مساعد انتقال مییابد و اگر از نظر دشمنی باشد، نتیجهٔ آن مخالف یا همراه با عداوت دانسته میشود.[۱]
در شرح دایکس از ابومعشر نیز دفع تدبیر برخلاف دفع طبیعت و دفع قوت، نیازمند رابطهٔ خاصی از حظوظ میان دو اختر نیست و در اصل در هر اتصال میتواند رخ دهد. «تدبیر» در این کاربرد به معنای اداره، ساماندادن یا مسئولیت مربوط به دلالتهای اختر است؛ در نتیجه اخترِ متصلشونده بخشی از آنچه بر آن دلالت میکند به اختر دیگر واگذار میکند.[۱۰]
از این رو، دفع تدبیر نباید در شمار موانع اتصال قرار گیرد. اتصال در دفع تدبیر واقعاً صورت میگیرد و خودِ همین اتصال شرط تحقق دفع است؛ در حالی که منع، انتکاث، قطع نور و اعتراض به صورتهای مختلف با جلوگیری از تمامشدن اتصال یا گسستن روند آن ارتباط دارند.
مقایسهٔ احوال
| اصطلاح | معنی | برابر انگلیسی | سازوکار اصلی | نسبت با اتصال |
|---|---|---|---|---|
| اتصال | پیوست | application | نزدیکشدن به نظر کامل | شکلگیری اتصال |
| انصراف | واپیوست | separation | گذشتن از نظر کامل و دورشدن از آن | پایان اتصال کاملشده |
| نقل نور | پرتوبَری | translation of light | انتقال نور یا طبع از راه اختر واسطه | میانجیگری برای برقراری رابطه |
| جمع نور | پرتوگردآوری | collection of light | گردآمدن نور چند اختر | میانجیگری برای برقراری رابطه |
| قبول | پذیرش | reception | پذیرفتهشدن اتصال بر پایهٔ حظوظ | کیفیت و پذیرش اتصال |
| منع | بازداری | prohibition / barring | سدشدن اتصال به سبب دخالت اختر یا شعاع دیگر | جلوگیری از تمامشدن |
| انتکاث | واپسگردی | refranation / revoking | رجعت اختر متصلشونده پیش از تمامشدن نظر | گسستن اتصال |
| قطع نور | پرتوبُری | cutting of light / abscission of light | ورود اختر دیگر پیش از تمامشدن اتصال و بریدن نور | قطع اتصال یا نور |
| اعتراض | رهبست | obstruction / resistance | مداخلهٔ اختر دیگر در مسیر اتصال | بازداشتن اتصال |
| رد نور | پرتوبازگردانی | reflecting / returning the light | بازگرداندن یا نپذیرفتن نور | بازگشت یا ناکامی انتقال نور |
| دفع قوت | توانسپاری | pushing power | واگذاری قوت اختر | نتیجهٔ اتصال |
| دفع طبیعت | سرشتسپاری | pushing nature | واگذاری طبیعت اختر | نتیجهٔ اتصال |
| دفع طبیعتین | دوسرشتسپاری | pushing two natures | واگذاری یا درهمآمدن دو طبیعت در رابطهٔ دو اختر | نتیجهٔ اتصال |
| دفع تدبیر | سامانسپاری | pushing management | واگذاری تدبیر و دلالت | نتیجهٔ عمومی اتصال |
تفاوت موانع اتصال و دفع
تفاوت بنیادی این دو گروه در آن است که موانع اتصال به این پرسش مربوطاند که آیا اتصال مورد انتظار واقعاً کامل میشود یا نه. در منع، انتکاث، قطع نور و اعتراض، روند اتصال به شیوهای متوقف، منحرف یا قطع میشود. رد و رد نور نیز با ناتوانی یا امتناع از پذیرفتن و نگهداشتن آنچه در اتصال منتقل میشود پیوند دارند.
در مقابل، دفع بر آنچه هنگام یک اتصال موجود از اختری به اختر دیگر واگذار میشود تمرکز دارد. در دفع قوت، طبیعت و طبیعتین وجود حظوظ و نسبتهای خاص میان اختران اهمیت دارد؛ در دفع تدبیر، اصل اتصال برای انتقال تدبیر کافی است.[۱][۱۰]
ازاینرو، قرار دادن «دفع تدبیر» در کنار منع و انتکاث بهعنوان یکی از «بازدارندههای اتصال» خلط دو دستهٔ متفاوت از اصطلاحات است.
تفاوت تقسیمبندیها در منابع
تقسیمبندی احوال اتصال در متون مختلف یکسان نیست. شهمردان اصطلاحات را در روضةالمنجمین به ترتیبی خاص و اغلب با مثالهایی از موقعیت اختران شرح میدهد؛ در حالی که در آثار ابومعشر و انتقال بعدی آنها به لاتینی، بعضی از همین حالات با دستهبندی و نامهای متفاوت ظاهر میشوند.[۱][۲]
برای نمونه، «انتکاث» در واژهنامهٔ مبتنی بر ترجمهٔ انتقادی ابومعشر با انگلیسی: refranation برابر شده، حال آنکه دایکس برای آن انگلیسی: revoking را برگزیده است.[۳][۶] برای «منع» نیز انگلیسی: prohibition و انگلیسی: barring هر دو در ترجمههای انگلیسی دیده میشوند. «اعتراض» نیز به صورت انگلیسی: obstruction یا انگلیسی: resistance ترجمه شده است. بنابراین در بررسی این اصطلاحات باید همواره مشخص باشد که تعریف و برابر انگلیسی از کدام مؤلف یا ترجمه گرفته شده است.
همچنین بعضی مؤلفان حالتی را که نویسندهای اصطلاح مستقلی برای آن دارد، گونهای از مفهوم گستردهتر دیگری بهشمار آوردهاند. به همین دلیل، اصطلاحاتی مانند منع، قطع نور و رد نور را نباید بدون توجه به دستگاه اصطلاحی منبع، مترادف یکدیگر دانست.[۴][۹]
جایگاه در اخترگویی
این اصطلاحات بهویژه در احکام مسائل اهمیت داشتند، زیرا در آن شاخه بررسی میشد که آیا دلالتکنندگان پرسش با یکدیگر اتصال پیدا میکنند و اگر چنین است، این اتصال چگونه و با چه کیفیتی کامل میشود. اتصال مستقیم تنها یکی از امکانات بود؛ نقل یا جمع میتوانست میانجی اتصال شود، قبول کیفیت رابطه را تغییر دهد، منع یا انتکاث مانع تمامشدن آن شود و دفع نشان دهد که در جریان اتصال چه چیزی از یک اختر به دیگری واگذار شده است.[۲]
همین شبکهٔ اصطلاحات سبب میشد که صرف مشاهدهٔ یک نظر میان دو اختر برای داوری کافی نباشد؛ جهت حرکت، ترتیب اتصالها، سرعت اختران، رجعت، حظوظ، قوت و ضعف و دخالت اختران دیگر نیز در نظام سنتی بررسی میشدند.
این مفاهیم بخشی از دستگاه تاریخی اختربینی و احکام نجوماند و سازوکارهای آنها در اخترشناسی و فیزیک جدید بهعنوان روابط علّی میان اجرام آسمانی پذیرفته نشدهاند.
جستارهای وابسته
پانویس
- 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 رازی، شهمردان بن ابیالخیر (۱۳۸۲). روضةالمنجمین. تهران: مرکز نشر میراث مکتوب؛ کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی. صص. ۹۴–۹۷.
{{cite book}}: از پارامتر ناشناخته|ویرایشگر=صرفنظر شد (کمک)نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - 1 2 3 4 دایکس, بنیامین (2010). Introductions to Traditional Astrology: Abū Maʿshar & al-Qabīsī (in انگلیسی). مینیاپولیس: Cazimi Press. pp. 149–203.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده) - 1 2 3 4 5 6 7 باقری، محمد؛ زمانی، مریم؛ کریمیان، زینب (۱۴۰۰). «واژگان کهن نجوم و احکام نجوم». میراث علمی اسلام و ایران (پیوست شمارهٔ ۳).
{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - 1 2 3 توبین, گریم. "A Review of the Astrological Tradition Concerning the Perfection of Significators and its Denial". Skyscript (in انگلیسی). Retrieved 10 سپتامبر 2026.
{{cite web}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده) - ↑ دایکس, بنیامین (2010). Introductions to Traditional Astrology: Abū Maʿshar & al-Qabīsī (in انگلیسی). Cazimi Press. pp. 162–164.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده) - 1 2 دایکس, بنیامین (2010). Introductions to Traditional Astrology: Abū Maʿshar & al-Qabīsī (in انگلیسی). Cazimi Press. p. 180.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده) - ↑ دایکس, بنیامین (2010). Introductions to Traditional Astrology: Abū Maʿshar & al-Qabīsī (in انگلیسی). Cazimi Press. pp. 187–190.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده) - ↑ دایکس, بنیامین (2010). Introductions to Traditional Astrology: Abū Maʿshar & al-Qabīsī (in انگلیسی). Cazimi Press. p. 182.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده) - 1 2 3 4 توبین, گریم. "A Review of the Astrological Tradition Concerning the Perfection of Significators and its Denial, Part II". Skyscript (in انگلیسی). Retrieved 10 سپتامبر 2026.
{{cite web}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده) - 1 2 3 4 5 6 دایکس, بنیامین (2010). Introductions to Traditional Astrology: Abū Maʿshar & al-Qabīsī (in انگلیسی). Cazimi Press. pp. 164–175.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)
منابع
- رازی، شهمردان بن ابیالخیر (۱۳۸۲). روضةالمنجمین. تهران: مرکز نشر میراث مکتوب؛ کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی.
{{cite book}}: از پارامتر ناشناخته|ویرایشگر=صرفنظر شد (کمک)نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده)
- باقری، محمد؛ زمانی، مریم؛ کریمیان، زینب (۱۴۰۰). «واژگان کهن نجوم و احکام نجوم». میراث علمی اسلام و ایران (پیوست شمارهٔ ۳).
{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده)
- ابومعشر بلخی (۲۰۱۸). The Great Introduction to Astrology (به انگلیسی و عربی). لیدن: بریل.
{{cite book}}: از پارامتر ناشناخته|ویرایشگر۱=صرفنظر شد (کمک); از پارامتر ناشناخته|ویرایشگر۲=صرفنظر شد (کمک)نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)
- دایکس, بنیامین (2010). Introductions to Traditional Astrology: Abū Maʿshar & al-Qabīsī (in انگلیسی). مینیاپولیس: Cazimi Press.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)
- توبین, گریم. "A Review of the Astrological Tradition Concerning the Perfection of Significators and its Denial". Skyscript (in انگلیسی). Retrieved 10 سپتامبر 2026.
{{cite web}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)
- اختربینی
- تاریخ اختربینی